by سروش آزادی | 23.ژوئن 2023 | مقالات
سرکوب” یکی از ویژگیهای اصلی نظامهای استبداد دینی است. این نظامها با سرکوب سعی در تثبیت قدرت و حفظ مشروعیت خود دارند. در ایران، حکومت جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم توتالیتر با استفاده از راهبردهای متعددی، جریانات ساختاری را سرکوب کرده و مانع از بروز و توسعه آنها شده است. جریانات ساختاری شامل گروهها، احزاب سیاسی و نیروهای اجتماعی هستند که از قدرت مقابله با مشروعیت حاکمیت در سطح ملی و جهانی برخوردار هستند. جریانات ساختاری به دلیل “قدرت سازماندهی و همبستگی اجتماعی، تعامل دیپلماتیک با قدرتهای غربی، به خصوص جوامع اروپایی و ایالات متحده آمریکا، و برنامهریزی در مدیریت کلان” به طور بالقوه به عنوان آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی در نظر گرفته میشوند.
اگرچه سرکوب جریانات سیاسی اپوزیسیون به عمر تاسیس جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ هجری می رسد. اما در این فرایند احزاب در خارج از کشور شانس رشد و تحول یافتند، به آداب دموکراتیک خو گرفتند، امکان همگرایی مابین آنان افزایش یافت و تحولات تدریجی و رو به رشدی را طی کردند که همسازی زیادی با مبانی حقوق بشر داشت، که همگرایی با نهادهای جامعه مدنی و دولتهای غربی حاصل آن بود.
جامعه ایران پس از انقلاب زن زندگی آزادی، تحولات بزرگی را تجربه می کند که نشان می دهد تاثیر نیروهای ساختاری از جمله سازمانهای سوسیال دموکرات، احزاب کرد و اتنیک، مشروطه خواهان و سازمان مجاهدین خلق، بر نگاه قدرتهای غربی چشم گیر بود. رشد مبانی تئوریک احزاب سیاسی به مرحله «ملت – دولت» سازی رسیده و پراتیک سیاسی و میدانی در این حوزه توانست از آنان «آلترناتیوهای سیاسی» بسازد. پویش در تحولات میدانی و بسیج ایرانیان خارج از کشور در حمایت از جنبش های سه گانه «صنفی، مدنی و سیاسی»، و پی گیری در مناسبات دیپلماتیک با دول غربی تردیدهای زیادی در ماندگاری حکومت منفور جمهوری اسلامی ایجاد کرد!
حملات نظامی به قرارگاههای احزاب کرد در اقلیم کردستان عراق طی ماههای اخیر، و یورش صدها نفر از نیروهای پلیس کشور آلبانی با توجیه تحقیق قضایی به کمپ اشرف ۳ با چنین تحلیلی قابل توضیح است. که می توانیم نگرانی بخشی از دولتهای غربی، کشورهای خاورمیانه و حکومت جمهوری اسلامی را به اپوزیسیون آلترناتیو، خصوصا در مورد نیروهایی که در بالا ذکر آن رفت- نشان دهیم و راهبردهای موازی چند گانه جمهوری اسلامی برعلیه اپوزیسیون ساختاری را مورد تامل قرار دهیم.
در این مقاله، با تاکید بر نظریه هانا آرنت درباره نظامهای توتالیتر، نشان خواهیم داد که جمهوری اسلامی از ابزارهای موازی توتالیتر برای سرکوب و جلوگیری از بروز و توسعه جریانات ساختاری استفاده میکند. در ابتدا به بررسی بعضی از رویدادهای این مهم می پردازیم، پس از آن راهبردهای سرکوب در نظام جمهوری اسلامی وارسی می شود. و در پایان، نتیجه خواهیم گرفت که جمهوری اسلامی در حال حاضر در مرحله فروپاشی قرار دارد و دولتهای غربی نگران بحرانهای فزاینده پس از فروپاشی قرار دارند و حاضر نیستند ریسک تغییر حکومت را با یک آلترناتیو تازه ای جایگزین سازند، که از مطالباتی انقلابی برخوردار بوده و بعدها می تواند خطری برای منافع کوتاه مدت یا بلند مدت دوستان خاورمیانه آنان باشد. خصوصا که غرب در یک مبارزه جهانی با چین و روسیه قرار دارد!
حمله سازمان یافته جمهوری اسلامی به سازمان مجاهدین خلق، احزاب کرد و اتنیک
از بدو انقلال ژینا «زن زندگی آزادی»، اپوزیسیون در خارج از کشور حمایت وسیعی از جنبش داخل به عمل آورده است. بی تردید حمایت و همگرایی و همبستگی جامعه مدنی شامل جنبش های صنفی و مدنی، در کنار نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور به یکی از بزرگترین تحولات چهاردهه مبارزات انقلاب ایرانزمین برعلیه حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شد. همزمانی مبارزاتی با تجمیع مطالبات عموم اقشار و طبقات اجتماعی موجب شد که جریانات ساختاری در حمایت از جنبش داخل جلودار و در مشروعیت زدایی از حاکمیت بیشترین تلاش را در سطح ملی، منطقه و جهانی انجام دهند.
همانطور که آمد نیروهای اپوزیسیون «قدرت سازماندهی و همبستگی اجتماعی، تعامل دیپلماتیک با قدرتهای غربی بویژه جامعه اروپای مرکزی و ایالات متحده آمریکا و برنامه ریزی استراتژیک» دارا هستند و به درست توانستند با بسیج حداکثری ایرانیان خارج از کشور به مبارزه با جمهوری اسلامی اشکال تازه ای بخشند.
با فعالیت های گسترده سیاسی و دیپلماتیک سازمان های سیاسی (مجاهدین خلق و احزاب کرد و اتنیک و مشروطه خواه) جمهوری اسلامی بیش از انقلاب ژینا بی اعتبار و ناکارآمد جلوه کرد. درروابط گسترده با پارلمانهای کشورهای اروپایی و دولت آمریکا، نشانه های بدیل سیاسی و جایگزین حکومت جمهوری اسلامی بسیار تقویت شد. بعضی از پارلمانها و نمایندگان سیاسی کشورهای اروپایی و آمریکا نه تنها در رفتن حکومت جمهوری اسلامی تردید نداشتند، که «لحظه شماری» می کردند! دیگر برای آنان زمان رفتن حکومت اسلامی مورد سوال بود. زیرا به عینه دریافته بودند که آلترناتیوها کم نیستند و جریانات ساختاری ثابت کردند که دولتهای غربی با رفتن حکومت جمهوری اسلامی، منافع بیشتری خواهند داشت. خصوصا هم سازی در مبانی ارزشی و حقوق بشری و انسانی و مدرنیت استوار بر «دولت- ملت» ی که وجوه اشتراک زیادی با دموکراسی نوع این کشورها دارد.
حال چرا باید جریانات ساختاری ضعیف شوند. یا حداقل آنکه چرا جریانات رادیکال و با برنامه حزبی و مدیریت کلان می بایست در شرایط کنونی ضعیف گردند؟ برای پاسخ به این مهم ناچارا به اخبار و وقایع اخیر و خصوصا مرتبط با حمله به کمپ اشرف مروری می اندازیم:
رویداد حمله به کمپ اشرف ۳ (سازمان مجاهدین خلق):
- درگیری پلیس آلبانی با سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف: ۱ کشته و صدها زخمی (۲۰ ژوئن ۲۰۲۳)
- شورای ملی مقاومت ایران: فرانسه به فشار جمهوری اسلامی تسلیم شد (۲۰ ژوئن ۲۰۲۳)
- حکومت آلبانی: حمله به کمپ اشرف ۳ حق قانونی ما بود (۲۱ ژوئن ۲۰۲۳)
- سازمان مجاهدین خلق: حکومت آلبانی با حکومت ایران هم پیمان شده است (۲۱ ژوئن ۲۰۲۳)
- سازمان ملل: نگران حال و روز ساکنان کمپ اشرف ۳ هستیم (۲۲ ژوئن ۲۰۲۳)
حملات به احزاب کرد ایران:
- در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۳، جمال بزرگپور، عضو کمیته مرکزی سازمان کردستان حزب کمونیست ایران – کومله -، اعلام کرد که حکومت قصد دارد با استفاده از زور و تهدید نظامی، جنبش کُرد را شکست دهد.
- در چند ماه اخیر، جمهوری اسلامی ایران چندین بار با استفاده از موشک و پهپاد به مقرهای احزاب کردستانی مستقر در اقلیم کردستان عراق حمله کرده است.
- در ۱۴ نوامبر ۲۰۲۲، حملات موشکی سپاه به مواضع احزاب کردستانی در عراق، دستکم یک نفر کشته و بیش از ده نفر زخمی شدند.
راهبرد(های) سرکوب در حکومت جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی درکنار عملیات نظامی- امنیتی، از طریق راهبردهای موازی دیگری هم به ناتوان سازی احزاب ایرانی اقدام می کند. برخی از این راهبردها عبارتند از:
- سیستم امنیتی و نظامی: جمهوری اسلامی برتری بالایی در حوزه امنیتی و نظامی بدست آورده و از طریق نهادهای متعدد امنیتی- نظامی، جریانات مخالف را سرکوب میکند. این شامل استفاده از سرویس اطلاعاتی و امنیتی، حبس و بازداشت فعالان و رهبران این جریانات، محدودسازی فعالیتهای آنها و نظارت امنیتی برفضای سیاسی و اجتماعی می شود.
- محدود کردن فضای سیاسی: حکومت جمهوری اسلامی سیاستهایی را برای محدود کردن فعالیتهای سیاسی و جریانات مخالف در فضای سیاسی ایجاد میکند. این شامل ممنوعیت فعالیت احزاب سیاسی مخالف، مسدود کردن اینترنت، رسانهها و سانسور اطلاعات، محدودیت در حق تجمع و اعتراضات عمومی، و ممانعت از فعالیتهای مدنی است.
- استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و نظامی: حکومت جمهوری اسلامی تلاش میکند با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و نظامی، جریانات ساختاری مخالف را تحت فشار قرار داده تا از انتقادات و تلاشهای بینالمللی آنان جلوگیری کند. این شامل قراردادهای مالی با کشورهای پناهنده پذیر ایرانی، آدم ربایی و استرداد شهروندان خارجی یا دوتابعیتی، حمایت از دولتهای متخاصم کشورهای غربی چون کشور چین و روسیه و شرکت در جنگ های نیابتی می باشد.
- بیاعتبارسازی: حکومت جمهوری اسلامی تلاش می کند تا از طریق بیاعتبارسازی جریانات ساختاری مخالف، مشروعیت آنها را ضعیف کند. این شامل حملات سایبری، توزیع اطلاعات تبعیضآمیز و افشای اطلاعات نادرست، تبلیغات منفی، توهین به فعالان این جریانات، استفاده از رسانههای داخلی و خارجی برای تشویق عمومی به عدم پشتیبانی از آنها، و ایجاد جنگ روانی در میان نیروهای اپوزیسیون و ایرانیان است.
- نقش دولتهای غربی نیز در به زیر کشیدن جریانات ساختاری مخالف در ایران قابل بررسی است. برخی از دولتهای غربی از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک برای تضعیف و سرکوب این جریانات استفاده میکنند. به عنوان مثال، تشویق و حمایت از گروهها و احزاب سیاسی که وابسته غیرمستقیم به نهادهای نظامی- امنیتی و فرهنگی- اجتماعی جمهوری اسلامی هستند. در این راستا نهادهای مدنی ایرانیان چون «نایاک و یا سایتهای خبری و تصویری و برنامه های تلویزیونی» وابسته به جمهوری اسلامی توانسته در تضعیف جریانات ساختاری مخالف در ایران مؤثر باشد.
نتیجه
جنبشهای توتالیتر پیامد بحرانی ژرف در جهان مدرن هستند و با خود گونه کاملا تازهای از دولت را به همراه آوردهاند. این دولت تازه را میتوان بیش از هر چیز با دو ویژگی مشخصکرد: “ایدئولوژی” و “ترور”. منطق اندیشهی ایدئولوژیک، اصل رفتاری دولت توتالیتر، و ترور، سرشت آن را میسازد. آرنت حکومت توتالیتر را در رژیم ناسیونال سوسیالیستی آلمان و نیز در نظام شوروی (تا مرگ استالین در سال ۱۹۵۳) تحقق یافته میبیند و این دو رژیم را جلوههای گوناگون “حاکمیت تام” ارزیابی میکند. به باور او، رژیم توتالیتر، تنها در پی قدرت و حاکمیت نیست، بلکه فضای امر سیاسی را یکسره منهدم میکند. از این رو، استعداد انسان برای اقدام مشترک مجال بروز نمییابد. (برگرفته از مقاله هانا آرنت؛ پژوهشگر ژرفکاو نظامهای توتالیتر- بهمن مهرداد / ۱۲ آذر ۱۳۹۴- رادیو آلمان)
از بدون تاسیس حکومت جمهوری اسلامی در ایران تمرکز بر سرکوب جریانات و احزاب مخالف، یکی از راهبردها در تثبیت موقعیت سیاسی بوده است. این جریانات ساختاری شامل گروهها، احزاب سیاسی، و نیروهای اجتماعی هستند که از قدرت مقابله با حاکمیت در سطح ملی و جهانی برخوردار بودند. زیرا جریانات ساختاری به دلیل «قدرت سازماندهی و خلق همبستگی اجتماعی، برنامه ریزی استراتژیک، و توانایی در تعامل دیپلماتیک با قدرتهای غربی بویژه اروپا، کانادا، ایالات متحده آمریکا» به طور بالقوه آلترناتیو جمهوری اسلامی محسوب می شوند.
نباید نادیده گرفت که مهار احزاب ایرانی در انقلاب زن زندگی آزادی به تمایل کشورهای پیشرفته هم مربوط بود! اپوزیسیون ایران اگر متحد شود می تواند صدها هزار ایرانی را (مورد تظاهرات برلین) به خیابان بیاورد و با تاثیر بر افکار عمومی جهان رژیم جمهوری اسلامی را به زیر کشد. و این موضوع با منافع آن کشورها قطعا در تعارض بود و شاهد هستیم که مذاکره و تصامح با آن حکومت مستبد را ادامه دادند، تروریستی چون اسدالله اسدی را آزاد کردند، به کمپ اشرف حمله کردند، دولت آمریکا حمایت کرد و معاملات تجاری همچنان ادامه دارد… و بنابراین لازم است تا نقش دولت های غربی و حکومت جمهوری اسلامی در سرکوب جریانات ساختاری که با جنبش زن زندگی آزادی همراه هستند، در یک تحلیل مشترک مورد نظر قرار گیرد.
پس یکبار دیگر به طرح این سوال مهم می پردازیم که براستی چرا سازمان های سیاسی مختلف، از جمله سازمان مجاهدین خلق، احزاب کرد و دیگر احزاب اتنیک و مشروطه خواه، درهمکاری مشترک جمهوری اسلامی و قدرت های غربی، بی اعتبار و تحت فشار قرار می گیرند؟! آیا همگرایی ما بین نیروهای ساختاری و اتحاد اپوزیسیون در یک راهبرد مشترک ضرورت تاریخی امروز جامعه ایران است؟
۲۳ یونی ۲۰۲۳
by سروش آزادی | 21.ژوئن 2023 | مقالات
آغاز
سازمان امنیت داخلی کشور آلمان امروز گزارش مفصلی را در رابطه با اهداف تروریستی نهادهای جاسوسی جمهوری اسلامی در خارج از کشور خصوصا در رابطه با کشور آلمان مورد بررسی قرار داده است.
گزارش سال ۲۰۲۲ سازمان امنیت داخلی آلمان به “تروریسم دولتی”و فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران اشاره میکند. فعالیتهای سایبری، پیگرد اپوزیسیون، خطرات سفر به ایران از موارد این گزارش است. (https://p.dw.com/p/4Sqb4)
نانسی فِزر، وزیر کشور آلمان و توماس هالدِنوانگ، رئیس “اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی” (BfV) که سازمان امنیت داخلی آلمان است، روز چهارشنبه ۲۰ ژوئن ۲۰۲۳ (۳۰ خرداد ۱۴۰۲) گزارش سال ۲۰۲۲ این نهاد امنیتی و اطلاعاتی آلمان را ارائه دادند که در ۳۸۰ صفحه در پایگاه اطلاعرسانی این نهاد در دسترس همگان است.
در این گزارش فعالیتهای تمام جریانهای سیاسی، مذهبی و دولتهای بیگانه در حوزههای گوناگون و در سطح آلمان مورد بررسی قرار گرفتهاند. اما آنچه که می تواند در رابطه با ایران مهم تلقی شود به بخشی از این گزارش اختصاص دارد که در توضیح نفوذ “سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران” در میان نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور از جمله در آلمان است.
آنچه که این گزارش به نیروهی اپوزیسیون می آموزد؟
گزارش سازمان امنیت داخلی آلمان بر روی فعالیتهای تروریستی جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور تمرکز دارد. طبق این گزارش، هدف اصلی تروریسم دولتی ایران تغییر صورتبندی نیروهای سیاسی در شیوه فعالیتهای انقلابی «جنبش زن زندگی آزادی» است. از دیدگاه حکومتگران ایران، گروهها و افراد مستقل مخالف در داخل و خارج، به عنوان تهدیدی برای ادامه حیات رژیم محسوب میشوند. بر اساس گزارش، این تهدیدات به ویژه در مورد اعتراضات علیه رهبری نظام و تظاهرکنندگان، که از سال ۲۰۲۲ جریان دارند، مشهود بوده است.
گزارش سازمان امنیت داخلی آلمان بیان میکند که نقش تروریسم دولتی جمهوری اسلامی در خارج از کشور به ویژه در آلمان، ترکیبی از فعالیتهای سایبری، پیگرد اپوزیسیون و خطرات سفر به ایران را شامل میشود. سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران تلاش میکنند به وسیله حملات سایبری اطلاعات را از نیروهای اپوزیسیون جمعآوری کنند و در فعالیتهای تروریستی دولتی استفاده کنند. این حملات سایبری بیشتر به شکل اسپیر فیشینگ انجام میشوند و از بدافزارهای قابل دسترس و بدافزارهای ساخته شده توسط خود جمهوری اسلامی استفاده میکنند. همچنین، باجافزارها نیز به منظور برانگیزاندن ظاهر حملات سایبری از سوی مجرمان سایبری مورد استفاده قرار میگیرند.
علاوه بر تهدیدهای سایبری، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران نیز در خارج از کشور فعالیت دارند. این گزارش به نقش تمرکز اصلی واجا (وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران) در فعالیتهای تروریستی دولتی اشاره میکند. علاوه بر وزارت اطلاعات، نیروی قدس سپاه پاسداران نیز در آلمان فعال است. تلاش در خنثی سازی فعالیتهای اپوزیسیون و مجازات مخالفینی که باور به براندازی جمهوری اسلامی دارند، از جمله اهداف اصلی تروریسم دولتی است. از طریق حملات سایبری و استفاده از بدافزارها و ابزارهای حمله، جمهوری اسلامی اطلاعات را از ایرانیان ساکن در آلمان جمعآوری میکند و در انجام فعالیتهای تروریستی دولتی استفاده میکند. اهداف اصلی تروریسم دولتی شامل مرعوب ساختن و خنثی کردن فعالیت مخالفان داخلی و خارجی، و مجازات آنان، و استفاده از اطلاعات جمعآوری شده در فعالیتهای تروریستی دولتی است. از اواخر سال ۲۰۱۳، جمهوری اسلامی ایران از حملات سایبری با استفاده از تکنیکهایی مانند اسپیر فیشینگ استفاده کرده است و به طور مداوم مهارتهای خود را در این زمینه توسعه میدهد.
این گزارش هشداری است به بخشی از نیروهای اپوزیسیون که بدون توجه به راهبردهای سرکوب حکومت جمهوری اسلامی بر طبل جدایی می کوبند و به ناسازگاری بر همبستگی عمومی می افزیند.
۲۱ ژوئن ۲۰۲۳
by سروش آزادی | 13.ژوئن 2023 | مقالات
سرآغاز
چگونه است که در یک کشور زندگی کنید که حکومت آن به شما حق انتخاب، بیان، تجمع و تشکل را ندهد؟ چگونه است که در یک کشور زندگی کنید که حکومت آن هرگونه مخالفت و اعتراض را با خشونت و سرکوب پاسخ دهد؟ چگونه است که در یک کشور زندگی کنید که حکومت آن به شما دروغ بگوید، شما را با تبعیض از منابع و فرصت های عادلانه محروم کند؟ این وضعیت هایی هستند که مردم ایران با آن مواجه می باشند. برای جلوگیری از انواع سرکوبها، بسیاری از شهروندان به فعاليت های صنفی- مدنی و سیاسی پرداخته اند. این فعاليت ها شامل استفاده از روش های غیر رسمی مانند اعتراض، تظاهرات، اعتصاب، تشكيل گروه های فشار، حملات نظامی و ديگر روش های خلاقانه بکار رفته است تا به تضعیف نظام حاکم منجر شود.
by سروش آزادی | 9.ژوئن 2023 | مقالات
سرآغاز
«مخاطبشناسی» شناخت و بررسی ویژگیها، نیازها، انتظارات و رفتارهای مخاطبان یک پیام، رسانه، فعالیت یا سازمان است. مخاطبشناسی میتواند به منظور افزایش کارآیی و اثربخشی ارتباطات جمعی، توسعه روابط عمومی، تحلیل و انتقاد رسانهها، طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و ترویجی، ارزشگذاری و سنجش نظرات عمومی و غیره صورت گیرد.
فعالان سیاسی برعلیه جمهوری اسلامی، با استفاده از مخاطبشناسی، میتوانند پیامهای خود را به گونهای طراحی کنند که با نگرشها، باورها، خواستهها و علاقهمندیهای مخاطبان هدف خود همخوان باشد. همچنین مخاطبشناسی به آنها کمک میکند که از رسانههای مناسب برای انتقال پیام به کنشگران حوزه های متعدد که در سه حوزه «صنفی- مدنی و سیاسی» فعال هستند، انسجام دهد. به این اعتبار مخاطب شناسی برای فعالین سیاسی به دو هدف مهم پاسخ می دهد:
- تحلیل مخاطبان هدف فعالیت سیاسی برعلیه جمهوری اسلامی؛ شناسایی و دستهبندی مخاطبان براساس ویژگیهای جمعیتشناختی، روانشناختی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی. بررسی نگرشها، باورها، خواستهها و علاقهمندیهای مخاطبان نسبت به فعالان سیاسی و پیامهای آنها. تعیین نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدهای موجود در ارتباط با مخاطبان.
- طراحی پیامهای مناسب برای مخاطبان هدف فعالیت سیاسی برعلیه جمهوری اسلامی؛ تعریف هدف و محتوای پیام. انتخاب زبان، سبک، تکنیک و استراتژی مناسب برای اثرگذاری بر مخاطبان. استفاده از شواهد، استدلالها، دلایل و منابع قابل اعتماد برای تقویت پیام، با اجتناب از خطاهای منطقی، تضادهای محتوایی و رفتاری و توهین به مخاطبان.
مراحل شناخت مخاطب در فعالیت های جمعی به چند نکته گره می خورد:
- تعیین هدف و موضوع فعالیت؛ شما باید بدانید که چه چیزی را می خواهید به مخاطبان خود بگویید، چه پاسخ یا عکس العملی را از آن ها انتظار دارید و چه نتایج و تأثیراتی را مد نظر دارید.
- شناسایی و دسته بندی مخاطبان؛ شما باید بدانید که مخاطبان شما چه کسانی هستند، چه تعداد هستند، چه جنس، سن، تحصیلات، شغل، درآمد، منطقه جغرافیایی، فرهنگ، دین، سلایق و علایقی دارند و چه رابطه ای با شما یا موضوع فعالیت دارند. شما باید مخاطبان خود را به گروه های هدف با ویژگی های مشابه تقسیم کنید.
- بررسی نظرات، دانش، نگرش و رفتار مخاطبان؛ شما باید بدانید که مخاطبان شما در مورد موضوع فعالیت چه فکر و حس می کنند، چقدر از آن آگاه هستند، چه نگرش و باورهایی دارند و چگونه عمل می کنند. شما باید نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدات، نقص ها و نیازهای آموزشی و ترویجی مخاطبان خود را شناسایی کنید.
- انتخاب رسانه، روش و استراتژی مناسب؛ شما باید بر اساس هدف، موضوع و مخاطبان فعالیت خود، رسانه، روش و استراتژی مناسب را انتخاب کنید. شما باید به عواملی مانند هزینه، دسترسی، اعتبار، تنوع، تعامل، انعطاف پذیری و اثرگذاری رسانه ها و روش های مختلف توجه کنید. شما باید با آگاهی بر روش هایی مانند اطلاع رسانی، توجیه، تشویق، تغییر نگرش، تغییر رفتار، حل مسئله، تصمیم گیری گروهی و غیره با مخاطب ارتباط بگیرید.
- طراحی و اجرای فعالیت؛ شما باید بر اساس رسانه، روش و استراتژی انتخاب شده، فعالیت خود را طراحی و اجرا کنید. شما باید به عواملی مانند محتوا، زبان، سبک، زمان، مکان، منبع و گیرنده پیام توجه کنید. شما باید به اصول و قواعد ارتباطات جمعی پایبند باشید.
- ارزش گذاری و ارزیابی فعالیت؛ شما باید بر اساس هدف و موضوع فعالیت خود، نتایج و تأثیرات آن را ارزش گذاری و ارزیابی کنید. شما باید به عواملی مانند دسترس پذیری، قابل فهم بودن، قابل قبول بودن، قابل اجرا بودن و قابل نظارت بودن پیام توجه کنید. شما باید از روش هایی مانند پرسشنامه، مصاحبه، گروه بحث، نظرسنجی، مشاهده، آزمون و غیره برای شناخت از مخاطب خود استفاده نمایید.
انواع مخاطب سیاسی؛
مخاطب سیاسی یعنی کسی که در رابطه با امور سیاسی در جامعه و توازن قوا با قدرت مستقر دخالت، تأثیر یا منفعت دارد. انواع مخاطب سیاسی میتوانند شامل افراد، گروههای جامعه مدنی و صنفی (اقشار، طبقات اقتصادی و فراهنگی- اجتماعی)، حزبها، رسانهها، نهادها و سازمانهای داخلی و بینالمللی باشند.
راهکارهای ارتباط فکری- سیاسی با مخاطب؛ راهکارهای مختلفی وجود دارد که بستگی به هدف، محتوا، شناخت و روش ارائه پیام متفاوت است. برخی از این راهکارها عبارتند از:
تحلیل وضعیت مخاطب- تعریف و تبیین مسائل سیاسی- استفاده از زبان ساده و روشن- استفاده از منابع معتبر و قابل اعتماد- استفاده از نمادها و تصاویر جذاب- استفاده از شواهد و دلایل قانعکننده- استفاده از روشهای تعاملی و گفتگوی دوسویه- استفاده از فنونی جهت تقویت انگیزش، علاقه و تشویق مخاطب.
اصول ارتباط با مخاطبین از طریق پلتفرمهای اینترنتی؛ نکات زیر را مد نظر داشته باشید:
- پلتفرم مناسب را برای هدف خود انتخاب کنید. برای مثال، برای آگاهسازی عمومی میتوانید از وبلاگ یا خبرنامه استفاده کنید. برای ترویج یدئولوژی یا حمایت از گروه خود میتوانید از شبکههای اجتماعی یا پادکست استفاده کنید. برای جذب حامیان یا جمعآوری کمکهای مالی میتوانید از سایتهای حملهای یا جمعسپاری استفاده کنید. (سایتهای حملهای یا جمعسپاری «Crowdsourcing» به سایتهایی اطلاق میشود که از تلاش و مشارکت گسترده کاربران بهره میبرند تا وظایف و پروژههای مختلف را انجام دهند. این سایتها معمولاً به صورت آنلاین فعالیت میکنند و افرادی که به عنوان اعضا در آنها ثبتنام میکنند، میتوانند در پروژههای مشخصی شرکت کنند. هدف اصلی سایتهای حملهای یا جمعسپاری، بهرهبرداری از هوش جمعی و توانایی همکاری افراد برای حل مسائل و وظایفی است که برای یک فرد یا یک تیم محدود بوده و نیاز به مشارکت گسترده دارد. این سایتها معمولاً متخصصین مختلف، عموم مردم یا ترکیبی از هر دو را به هم متصل میکنند تا با همکاری، مشکلات را حل کنند، ایدهها را توسعه دهند، اطلاعات را جمعآوری کنند و پروژهها را انجام دهند. سایتهای حملهای و جمعسپاری در زمینههای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرند. برخی از این سایتها ممکن است وظایفی را مانند ترجمه متون، تحلیل دادهها، طراحی وبسایت، تشخیص تصاویر و غیره به کاربران واگذار کنند. همچنین، سایتهای حملهای میتوانند در جمعآوری اطلاعات و دادهها برای پروژههای پژوهشی، تشخیص مشکلات نرمافزارها، توسعه محصولات جدید و بسیاری از فعالیتهای دیگر نیز استفاده شوند)
- پروفایل خود را به صورت حرفهای و جذاب طراحی کنید. عکس، نام، بیوگرافی و لینکهای خود را به روز و مناسب با هدف خود قرار دهید.
- محتوای خود را به صورت منظم و با کیفیت منتشر کنید. محتوای خود را با توجه به نظرات، نظرسنجیها و آمار بازدیدکنندگان بهبود بخشید. محتوای خود را با استفاده از کلمات کلیدی، تگها و هشتگهای مرتبط بهینهسازی کنید.
- با مخاطبین خود تعامل برقرار کنید. به پیامها، نظرات، پرسشها و انتقادات آنها پاسخ دهید. از آنها تشکر کنید، سوال بپرسید، نظر خود را بیان کنید و به گفتگو دعوت کنید. از آنها خواستار بازخورد، پیشنهاد، مشارکت و اشتراکگذاری محتوای خود باشید.
- با سایر فعالان سیاسی در پلتفرمهای اینترنتی همکاری کنید. با آنها تبادل نظر، تبادل لینک، تبادل محتوا و تبادل حمایت کنید. از آنها یاد بگیرید و به آنها یاد بدهید. با آنها شبکهسازی کنید و روابط خود را گسترش دهید.
سروش آزادی
۸ یونی ۲۰۲۳
by سروش آزادی | 9.ژوئن 2023 | مقالات
سرآغاز
برای بررسی نقش «نسل زد» در تحولات اجتماعی ایران، تحقیقات زیادی صورت نگرفته است. با این حال، مطالبی به اختصار و محدود که بیشتر تکرار تحقیقات اولیه توسط تعداد کمی از جامعهشناسان ایرانی است، در مقالات متعدد دیده میشود. البته، تحقیقات پایه روی «نسل زد» از زمانی در جامعهشناسی جدی شده است که پیشبینی تأثیرگذاری این نسل در روند تحولات میدانی و حوزههای اقتصادی- فرهنگی و سیاسی دهههای آینده مورد توجه قرار گرفته است.
«نسل زد» عبارت است از نسل جدید جامعه که بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ متولد شدهاند و با دسترسی به فناوریهای دیجیتال و رسانههای اجتماعی رشد کردهاند. این نسل، با نسلهای قبل خود مانند نسل Y (متولدین ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۴) یا نسل X (متولدین ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۹)، تفاوتهای زیادی در رفتار، باور، نگرش و خواستههای خود دارند.
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل نقش «نسل زد» در تحولات اجتماعی ایران است. و دریافت پاسخ کوتاهی به این پرسش کلان که «چگونه «نسل زد» در تحولات اجتماعی امروز و فردای ایران دخالت دارد؟»
«نسل جدید، فضای کاریزماتیک، مقدس مآبانه و فره گرایانه در سیاست را نمیپذیرد و به قول جان دیویدسون، شاعر اسکاتلندی، جوانان فریاد میزنند که هیچ عملی، هیچ اندیشه ای، هیچ رسمی و هیچ حرمتی وجود ندارد که نشود از آن تخطی کرد. جوانان نسل جدید، رادیکالتر از جوانان نسلهای پیشین هستند و اکنون که فضای مجازی هم به شکاف میان – نسلی دامن زده، سرعت تغییرات به هیچ وجه با گذشته قابل مقایسه نیست. به عنوان نمونه، شاید هزار سال پیش، تغییرات اجتماعی در هر چندصد سال یک بار به وقوع میپیوستند، اما اکنون در کمتر از هر ۱۰ سال، تغییرات نسلی و تغییرات حوزه عمومی مرتبط با آن را به راحتی میتوان مشاهده کرد. به عبارت ساده تر، امروز یک بچه ۶ ساله، حتی با برادر ۱۰ ساله خود فاصله نسلی دارد، چه برسد با والدین و پدربزرگ و مادربزرگ خودش. … این نسل، به قول ماکس وبر، از چهرههای کاریزماتیک عبور کرده و به نوعی تعقل گرایی در حوزه سیاست رسیده است. عبور از ارزشهای نسلهای پیشین و جهت گیری به سمت ارزشهای جدید، جهت گیری سیاسی نسل جدید را هم مشخصتر میکند.
… با وجود نظام آموزشی تقریباً یکدستی که در ایران وجود دارد، گویی جوانان ما نمیخواهند به بسیاری از ارزشهایی که خودشان آنها را سنتی در نظر میگیرند، تن بدهند. اگر این واقعیت را درک کنیم، به نظر میرسد که نگاه سیاست گذاران ما به حوزه عمومی هم دستخوش تغییر خواهد شد. (امان الله قرایی مقدم، جامعه شناس، در گفتگو با فرارو؛ آیا «دهه هشتادی ها» و «دهه نودی ها» متفاوت عمل میکنند؟- ۳۰ دی ماه ۱۳۹۹)
چرا باید با نسلهای مختلف آشنا شویم؟
به طور کلی توانایی شناخت و درک افراد، توان برقراری ارتباط موثر در انسان را افزایش می دهد. فارغ از ارتباطات روزمره، باید در نظر داشت که در سازمانها افراد از نسلهای گوناگون مشغول به کار هستند. شناخت افراد از یکدیگر و شناخت مدیریت نسبت به نیروها می تواند میزان تعارضات ناشی از اختلاف عقاید و اختلاف سلیقه ها را به حداقل برساند. اما در مورد نسل z نکته مهم این است که این نسل به زودی حجم وسیعی از نیروی کار شاغل را تشکیل خواهند داد بنابراین آگاهی پیدا کردن نسبت به خصوصیات آنها برای طراحی زیر ساختهای سازمانهایی که قرار است میزبان این نسل به عنوان نیروی کار باشند، حیاتی است. نسلی که بواسطه تکنولوژی بسیاری از کارهای خود را بدون زحمت زیاد، پیش برده است که تاثیر این مساله را در نحوه نوشتن و صحبت کردنشان شاهد هستیم. با اختصار حرف می زنند یا می نویسند. مهارتهای نرم ارتباطی مثل شوخ طبعی، صمیمیت و همدلی جزو خصایص این نسل است. باقی ماندن آنها در یک شغل بستگی به معنی دار بودن شغل برایشان دارد. بسیاری بر این باور هستند که این نسل بدنبال تغییراتی در سازمانها هستند که مهمترین آنها تغییرات فرهنگی است. مدیران پیشرو مهارتهای مدیریت و رهبری خود و هم چنین سازمان خود را آماده حضور چنین افرادی می کنند تا بتوانند از تواناییهای آنها به نفع کسب و کار خود استفاده کنند. (۱) «منصوره قربانی- نسل z در ایران چه کسانی هستند؟ 21 اردیبهشت 1401/ www.testpro.ir»
زومرهای ایرانی در حوزههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چطور عمل میکنند؟
زومرهای ایرانی تا کمتر از یک دهه دیگر، اصلیترین کنشگران سیاسی و اقتصادی کشور خواهند بود. (۲) زومرها» اعضای «نسل Z» یا همان «دهه هفتادیها»ی خودمان: )تا کمتر از یک دهه دیگر، اصلیترین کنشگران سیاسی و اقتصادی در جهان خواهند بود. برآوردهای آماری یک پژوهش در دانشگاه آکسفورد نشان میدهد که تا سال ۲۰۳۰ میلادی، اعضای این نسل، حدود ۳۰ درصد از نیروی کار در جهان را تشکیل میدهند و علاوه بر این، ثروت آنها در طول یک دهه آینده، ۷ برابر میشود. محمد مهدی حاتمی- دنیای عجیب «زومرها»/ آنها با سیاست و اقتصاد ایران چه می کنند؟ تجارت نیوز ۷ تیر ۱۴۰۰»
متولدین دهههای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰، بخش عمده جمعیتِ انقلابی در سال ۱۳۵۷ را تشکیل میدادند. همین نسل بودند که پایه های انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ را پی ریزی کردند و به جبهههای جنگ رفتند، احزاب سیاسی را پی ریزی کردند، و خواستار ایجاد طرح نو در زندگی و سرنوشت ایرانیان بودند. که به هر تقدیر در کمتر از یک دهه توسط حکومت تازه تاسیس سرکوب یا کسانی که از زندان و اعدامهای گروهی جان به در بردند، به کشورهای جهان متواری گشتند.
از طرفی نسل متولدین دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی اصلیترین حاملان اصلاحات سیاسی از سال ۱۳۷۶ به بعد بودند. به زودی نوبت به متولدین دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ می رسد و باید ببینیم قرار است چه کنند. از نظر جامعه شناسان، ارتباطِ میان تغییرات نسلی و تغییرات در حوزه اقتصاد و سیاست، بیش از حد تصور و پیش بینی است. «اگر به سایت وزارت کشور سر بزنید می توانید نتیجه پژوهی که به دنبال ناآرامیهای اجتماعی در دیماه سال ۱۳۹۶صورت گرفته بود را ببینید. عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور نیز در گفت و گویی در این خصوص گفته بود که به غیر از نارضایتیهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، برای نخستین بار یک عامل جدید هم به عوامل نارضایتی افزوده شده و آن «شکاف عمیق نسلی» در ایران است. به گفته رحمانی فضلی، نسلی که حالا به سن کنش گری سیاسی رسیده و از طریق اینترنت، دسترسی بی حد و حصری هم به جهان و اطراف خود دارد، متفاوت عمل خواهد کرد. (نقل به مضمون) اما آیا این نسل، واقعاً با نسلهای قبل از خود که به شدت سیاسی بودند، فرق دارد، یا اینکه به شیوهای متفاوت سیاست ورزی میکند؟ (۳«منصوره قربانی- نسل z در ایران چه کسانی هستند؟ 21اردیبهشت 1401/ www.testpro.ir»)
نسل زد یا زومرها به متولدین اواسط دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰ گفته می شود .بر اساس این تقسیم بندی متولدین ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ در ایران جزو نسل زد قرار می گیرند که به دهه هشتادی ها مشهور شده اند. این نسل اولین نسلی است که با فناوری های دیجیتال و اینترنت رشد کرده اند.
چگونه با نسل زد در ایران ارتباط برقرار کنیم؟
نسل زد از فناوری های دیجیتال و اینترنت استفاده زیادی می کنند و به آن ها «بومی دیجیتال» می گویند. بنابراین، شما باید از بستر های فیلتر شده و محبوب در فضای مجازی مثل تلگرام، اینستاگرام، توییتر و یوتیوب برای ارسال پیام ها، تبلیغات و اطلاع رسانی استفاده کنید. (۴«آشنایی با نسل z و ویژگی های آنها- سایت ayabs.com/ ۵ آذر ۱۴۰۱)
نسل زد عملگرا، خلاق، باز و خودآگاه هستند. آن ها دوست دارند که به جای حرف زدن، عمل کنند و به جای تکرار کلیشه ها، چیزهای جدید و متفاوت را امتحان کنند. آن ها به دنبال رشد شخصی و حل مشکلات جامعه هستند. بنابراین، شما باید با آن ها صادقانه، شفاف و مشارکتی صحبت کنید و از ایده ها و پیشنهادات آن ها استقبال کنید.
بایدها و نبایدها در ایجاد ارتباط با نسل زد؟
نسل زد شاهد شرایط سخت اقتصادی والدین خود و از خود گذشتگی آن ها بوده اند. آن ها نگران عملکرد تحصیلی و شغلی خود هستند و به سرمایه گذاری و مشاغل پایدار علاقه مند هستند. بنابراین، شما باید با آن ها در مورد فرصت ها، چالش ها و راه حل های موجود صحبت کنید تا توانایی ها و استعدادهای خود را پیدا و توسعه دهند.
جهان شناسی نسل زد چه معنایی دارد؟
- نسل زد به دنبال تعامل و تجربه های زنده و واقعی هستند. آن ها دوست دارند که در فعالیت ها، رویدادها و پروژه های گروهی شرکت کنند و از اشتراک گذاری علاقه مندی ها، ارزش ها و احساسات خود لذت ببرند. بنابراین، شما باید با آن ها در سطح عمیق تری از صحبت کردن وارد گفتگو شوید و فضایی برای بیان نظرات و ابراز عقیده آنان فراهم کنید.
- نسل زد به دنبال معنا و مفهوم در زندگی خود هستند. آن ها دوست دارند که کارهایی را انجام دهند که به نفع جامعه، محیط زیست و انسانیت باشد و از موضوعات مهم اجتماعی حمایت می کنند. بنابراین، شما باید با آن ها در مورد اهداف و خواسته های معنا دار صحبت کنید و به آن ها نشان دهید که چگونه می توانید در رسیدن آنان به اهداف شان کمک کنید.
- نسل زد به دنبال تنوع و گوناگونی در زندگی خود هستند. آن ها دوست دارند که با افراد، فرهنگ ها، سبک ها و رسانه های مختلف آشنا شوند و با چالش های نظری روبرو شوند. بنابراین، شما باید با آن ها در مورد علایق، سلایق و تجربیات آنان در زمنیه های فوق صحبت کنید و به آن ها پیشنهادات درخور بدهید. (۵ «نسل های ایکس، وای، زد و سیاستگذاری فرهنگی در ایران- سایت ir/ بدون ذکر تاریخ»)
چه عوامل فرهنگی به همگرایی با نسل زد یاری می رساند؟
به طور کلی، نسل زد چیزهایی را دوست ندارند که با ارزش ها، علایق و انتظارات آن ها سازگار نباشد. برخی از چیزهایی که نسل زد دوست ندارند عبارتند از:
تبلیغات سنتی و تکراری- نسل زد به دنبال تجربه های جذاب و خلاقانه هستند و از تبلیغاتی که فقط محصول را معرفی می کنند یا بارها و بارها تکرار می شوند خسته می شوند. آن ها تبلیغات را دوست دارند که با آن ها تعامل داشته باشند، به آن ها ارزش اضافه بدهند یا با رسانه های مورد علاقه آن ها مطابقت داشته باشند.
برچسب گذاری و قضاوت– نسل زد به دنبال معنا و مفهوم در زندگی خود هستند و از برچسب گذاری و قضاوت بر اساس جنسیت، قوم، مذهب، سلایق و علایق خودشان دوری می کنند. آن ها به دیدگاه های مختلف احترام می گذارند.
چگونه با نسل زد همکاری کنیم؟
برای استفاده از نسل زد در کار خود، باید به ویژگی ها، نیازها و انتظارات این نسل توجه کنید. برخی از راهکارها عبارتند از:
ارائه فرصت های یادگیری و پیشرفت شغلی- نسل زد به دنبال رشد و توسعه شخصی و حرفه ای هستند و از کارهای تکراری و خسته کننده دوری می کنند.
احترام به تفاوت ها و تعدد فرهنگی- نسل زد گروه جمعیتی چندگانه و چندفرهنگی است که با دیدگاه های مختلف رشد کرده اند. شما باید برای آنها فضای باز و صمیمی را فراهم کنید و به آن ها احساس قبول شدن و متعلق بودن بدهید. شما باید به آراء، عقاید، سلایق و علایق آن ها گوش دهید و آن ها را در تصمیم گیری ها و فعالیت های جمعی مشارکت دهید.
بطور خلاصه این نسل، در مقایسه با نسلهای قبل خود، تمایل به خوشرفتاری، پرهیزکاری و ریسکگریزی دارد و بر خلاف انتظار، در به تأخیر انداختن رضایتمندی، بهتر از همتایان خود در دهه ۱۹۶۰ هستند. این نسل، همچنین با تغییرات ساختار خانوادگی، کاهش سطح معاشات و افزایش هزینههای زندگی مواجه شده است.
برای برقراری ارتباط فرهنگی و سیاسی با این نسل، لازم است به عوامل مؤثر بر رفتار و گرایشات آنها توجه کنیم. بعضی از این عوامل عبارتند از: آگاهی و دسترسی به منابع مختلف اطلاعات، تمایل به آزادی شخصی و احترام به تنوع، نگرانی از آینده و عدم اطمینان. با توجه به این عوامل، لازم است که با آنها «به منطق، استدلال و شفافیت تکیه کرد، به حق انتخاب و تفاوتهای آنها احترام گذاشته شود، با رویکرد گفتگویی و تعاملی، به تقویت هویت مشترک و ملی پرداخت، برای حل مشکلات و نیازهای آنها برنامههای عملی و کارآمد را پیش بینی و اجرا کرد و به آنها امید و اعتماد به نفس داد».
سروش آزادی
۸ یونی ۲۰۲۳