شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

در وحشت از خیزشی پرتوان‌تر، رژ…

در وحشت از خیزشی پرتوان‌تر، رژ…

انقلاب «زن، زندگی، آزادی» دستاوردهای بزرگی داشته است، اما اصلی ترین برنامه آن یعنی سرنگونی رژیم و نیل به زندگی بهتر هنوز عملی نشده است. پس انتظار خیزش‌های پرتوان‌تر می‌رود. در وحشت از خیزش گسترده‌ترِ آتی و همگامی تشکل‌های سیاسی، صنفی و مدنی، و نیز نافرمانی مدنی گسترده‌ی توده‌ها، رژیم سرکوب‌های گسترده‌ای را سازمان داده است:

مأموران امنیتی جمهوری اسلامی در جریان مراسم زادروز کیان پیرفلک در ایذه، پویا مولایی‌راد از بستگان مادر کیان زینب مولایی‌راد، را به قتل ‌رسانند.

دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی فشارها بر معلمان را به روش‌های مختلف تشدید کرده‌اند و هشت نفر از معلمان معترض را در شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز محاکمه می‌کنند.

نیروهای وزارت اطلاعات، بیش از ۳۰ نفر از اعضای خانواده‌های دادخواه سنندج، دیواندره و دهگلان را که به دیدار خانواده‌های کشته‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ در سقز و بوکان رفته بودند در راه بازگشت، بازداشت کرده‌اند و به مکانی نامعلومی برده‌اند.

شعبه یکم بازپرسی دادسرای امنیت به دنبال محکوم کردن دو زندانی سیاسی در زندان اوین، سعید مدنی و حسین رزاق را برای مشارکت در کنفرانس مجازی «نجات ایران» با اتهام‌های واهی و جدید است.

رژیم به بازبینی لایحه «عفاف و حجاب» پرداخته مجازات‌های سخت‌تری اعمال می‌کند و در دانشگاه‌ها در افزون بر حراست ابزاری دیگری برای سرکوب دانشجویان به ‌نام «کمیته‌های اخلاق و حجاب» تشکیل می‌دهد.

سرکوب در بلوچستان رزمنده ادامه دارد و به نیروهای ضد مردمی مسلح و مستقر در کردستان آماده باش داده و همه نیروهای بومی رژیم به گردان‌های عملیاتی عودت داده شدند.

  • ما تشدید سرکوب‌ها به ویژه سرکوب خانواده‌های دادخواه، مردم بلوچستان و کردستان را شدیدا محکوم می‌کنیم.
  • از مردم ایران می‌خواهیم بیش از پیش صف مبارزه متحد خود علیه رژیم را فشرده‌تر و گسترده‌تر نمایند، تشکل‌های سیاسی، صنفی، مدنی به مبارزه مردم برای گذار از جمهوری اسلامی بپیوندند. زیرا رژیم نه اراده و نه توان برآوردن خواست‌های آنها را دارد.
  • از مردم می‌خواهیم با نافرمانی مدنی گسترده و هوشمند رژیم را بیش از پیش منزوی و تضعیف کنند.
  • از نیروهای مسلح می‌خواهیم، نیروی مسلح خامنه‌ای و رئیسی نباشند، بلکه نیروی مسلح مردم ایران باشند و اسلحه‌های خود را برای حفظ مرزها و مردم ایران بکار گیرند نه بر علیه مردم ایران و در حمایت از خامنه‌ای و دار و دسته ضدمردمی و ضدایرانی او.

پاینده و سرفراز باد ایرانی آباد و آزاد

زن زندگی آزادی

شورای ملی تصمیم

۲۱ خرداد ۱۴۰۲ – ۱۱ ژوئن ۲۰۲۳

 

یاد رفیق ما جابر فرجاد گرامی ب…

یاد رفیق ما جابر فرجاد گرامی ب…

جابر فرجاد درگذشت و دو روز پیش در تبریز بخاک سپرده شد. من نام او را نخستین بار، پس از انقلاب ۵۷ شنیدم. گفتند که یک گروه کوهنوردی در «گجیل قاپیسی»(درب گجیل) پیدا شده که هوادار سازمان (چریکهای فدائی خلق) اند و سر دسته شان شخصی جابر نام است که در گجیل دکانی دارد. (به احتمال بسیار زیاد تعمیر موتور سیکلت). بسیار جالب بود. تبریزی ها و کسانی که تبریز را می شناسند، می دانند که «گجیل قاپیسی» چیست و گروهی هوادار چریکهای فدائی خلق، برخاسته از آنجا یعنی چه؟ توصیف کوتاه این بخش از تبریز در آن سالها- برای من سخت و شاید غیر ممکن است. باید از زبان براهنی در «تبریز بعد از دور دنیا» خواند! شاید کمکی شود. همو بود که می گفت:
«در نسل ما و نسل بعدی، تبریزی واقعی کسی است که از «دانشگاه گجیل» فارغ التحصیل شده باشد. پس از فارغ التحصیلی، دیگر از هیچ غول و هیولا نخواهد ترسید!»‌
و جابر و رفقایش از همچو جای عجیب و‌غریبی برخاستند. دکان او محل نشر افکار آزادیخواهی و عدالت طلبی در گجیل شد. زمانی هم یکی از مراکز پخش نشریات.،او و‌ رفقایش جوانمردانی بودند دل به انسانیت و عدالت و آزادی سپرده، با منطقی مفهوم، با کلامی بی پیرایه و بی لفاظی، در پی سعادت مردم تهیدست بینوا، در پی آزادی و خوشبختی نوع بشر. و آن را در اندیشه های چپ یافتند. جوانمردانی بیگانه با ترس، و سینه ستبر سپر کرده در برابر «فالانژ»هایی که با شعار «مرگ بر کومینیست»،«مرگ بر فدایی»، طلایه دار دوران سیاه پیش رو بودند. من او را آخرین بار در جریان «انقلاب فرهنگی»، در ماجرای یورش اوباشان رژیم به دانشگاه تبریز دیدم. یلی بود، با رفقایش ایستاده، درست آنجا که حمله اوباشان چوب و کابل و‌ تیغ بدست، باید از آنجا آغاز می شد….
****
چهل و چند سالی از آن دوران گذشت. و دو سه روز پیش بود که خبر آمد: جابر نیز درگذشت!
شنیدم که بعدتر راننده کامیون و تریلی شده بود. از «گچیل» به «دیزل آباد». و پس از سالیان دراز، بازنشسته و در دفاع از حقوق هم صنفانش از پیش کسوتان. چند سخنرانی از او در دفاع از حقوق بازنشستگان را شنیدم. با همان شخصیت و با همان روح مبارزه و عدالتخواهی در آن. با زبان مردمی که خود از میان آنان برخاسته بود. از «اعماق» و در دفاع از ستمدیدگان.
شنیدم که همچنان به عهد نخستین با عدالت و آزادی وفادار بود، تا مرگ او را دریافت. و انصاف نیست که یادی ازین بی نام و‌ نشان نشود. .
پس یاد رفیق ما جابر فرجاد گرامی باد.
شریک غم و اندوه خانواده، رفقا، دوستان و
همکاران او هستیم!
سیز ساغ اولون!!
جابر یوداشین گوزه ل خاطره سی ابدی یاشاسین!

محسن بازرگان+ هوش مصنوعی…

محسن بازرگان+ هوش مصنوعی…

توضیح: هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) یا به اختصار AI، زمینه‌ای در علوم کامپیوتری است که به مطالعه و ایجاد سیستم‌ها و برنامه‌های کامپیوتری می‌پردازد.
هوش مصنوعی قادر به انجام وظایفی هستند که نیازمند ذکر وجود هوشی مشابه هوش انسانی است. هدف اصلی هوش مصنوعی، ساختن ماشین‌ها و سیستم‌هایی است که قادر به انجام فعالیت‌هایی مانند تصمیم‌گیری، یادگیری، تشخیص الگو، پردازش زبان طبیعی و حل مسئله باشند. لازم به ذکر است که این نوشته را با همراهی هوش مصنوعی تهیه کرده‌ام.

نقش نهاد آموزش و پرورش در رشد بلوغ اجتماعی چیست؟

آموزش و پرورش به عنوان سیستمی که مسئولیت آموزش و تربیت نسل جوان را بر عهده دارد، تأثیر قابل توجهی بر رشد و توسعه اجتماعی دارد. در زیر نقش نهاد آموزش و پرورش و سازمانهای همکار با آن را در رشد بلوغ اجتماعی بررسی می‌کنیم:

۱.ارتقاء دانش و مهارت‌ها:
آموزش و پرورش، افراد را با دانش و مهارت‌های لازم برای زندگی در جامعه آشنا می‌کند. این عمل باعث می‌شود تا افراد بتوانند در حل مسائل اجتماعی و سیاسی مشارکت کرده و در مسیر بهبود جامعه خود حرکت کنند.

۲. توانمندسازی اجتماعی
آموزش و پرورش نقش مهمی در توانمندسازی اجتماعی افراد ایفا می‌کند. این سیستم به فرآیند یادگیری اجتماعی، توسعه مهارت‌های ارتباطی، همکاری و تعامل اجتماعی کمک می‌کند.
این مهارت‌ها افراد را قادر می‌سازد تا در جامعه به عنوان اعضای مؤثر و سازنده حضور داشته باشند و در فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مشارکت کنند.

۳. تربیت اخلاقی
آموزش و پرورش نقش مهمی در تربیت اخلاقی نسل جوان دارد. ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی مثل احترام به حقوق دیگران، عدالت، تعهد اجتماعی و همدلی از طریق آموزش و پرورش در دانش‌آموزان تقویت می‌شوند.
این ارزش‌ها، اساس اجتماعی برای زندگی در جامعه را فراهم می‌کنند و در کاهش ناسازگاری‌ها و تعارضات اجتماعی مؤثر هستند.

۴. پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی
آموزش و پرورش با ارائه دانش و آگاهی لازم به دانش‌آموختگان درباره مسائل اجتماعی از جمله مواد مخدر، خشونت، بی‌عدالتی و بی‌انصافی، به پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی کمک می‌کند. آموزش به دانش‌آموزان و دانشجویان یاد میدهد که چگونه تصمیم‌های درست بگیرند و در مقابل تهدیدها و خطرات اجتماعی مقاومت کنند.

به طور کلی، آموزش و پرورش به عنوان پایه‌ای از اساسی‌ترین عوامل توسعه اجتماعی، نقش بسیار مهمی در رشد بلوغ اجتماعی دارد. این سیستم با ارائه دانش، توانمندسازی اجتماعی، تربیت اخلاقی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، به فراهم آوردن محیطی سالم برای رشد و توسعه افراد در جامعه کمک می‌کند.

بیانیه‌ی شورای هماهنگی تشکل‌ها…

بیانیه‌ی شورای هماهنگی تشکل‌ها…

به‌نام خداوند جان و‌خرد

 

بیش از ۸ سال است که اسماعیل عبدی، به جرم تلاش برای بهبود شرایط آموزش کشور در زندان‌ است. این در حالی است که قاتلان و اختلاسگران، آزادانه در کشور جولان می‌دهند و خون ملت را می‌مکند.

اسماعیل عبدی، دبیر ریاضی، به جرم دفاع از حقوق مادی و معنوی معلمان و اصول (۲۶، ۲۷، ۳۰) قانون اساسی از سال۹۴، زندانی است. عبدی عضو کانون صنفی معلمان و دبیر پیشین این نهاد صنفی است. تمامی فعالیت‌های او در چارچوب قانون اساسی و در راستای اعتراضات ۲۰ ساله‌ی معلمان برای به‌سامان کردن وضعیت اسف‌بار آموزش و پرورش و بهبود شرایط معلمان و دانش‌آموزان این کشور بوده و هست.

حکم اول اسماعیل عبدی ۵ سال حبس بود که از ۶ تیرماه ۱۳۹۴ اجرایی شد. پس از پایان این دوران پنج ساله در اقدامی نادر، حکم ۱۰ سال زندان تعلیقی او که در سال ۸۹ صادر شده بود، به اجرا در آمد.

اواخر سال ۹۸ لایحه‌ای که براساس ماده ۴۷۷ تنظیم شده بود، توسط وکیل ایشان به دیوان عالی ارسال شد. با تایید دیوان، حکم صادره خلاف شرع و قانون تشخیص داده شد که ریاست قوه قضاییه می‌تواند آن را لغو کند. عجیب اینکه این حکم، در مورد عبدی اجرا نشد و طی مراجعات مکرر خانواده، اعلام شد که چنین حکمی (ده سال حبس تعلیقی) در پرونده وجود ندارد و پرونده مختومه شده است.

در ابتدای سال ۱۴۰۱، لایحه‌ی جدیدی بر مبنای ماده ۴۷۴ توسط وکیل دیگر اسماعیل عبدی به دیوان عالی تقدیم و اعاده دادرسی درخواست شد. اعاده دادرسی از سوی دیوان پذیرفته شد. اما در این زمان، برخلاف اعلام قبلی، گفته شد ماده ۴۷۷ پذیرفته شده و پرونده به معاونت قضایی دادستان کل تهران ارسال شده است.

اکنون که بیش از شش ماه از زمان پذیرش اعاده دادرسی می‌گذرد، وکلا و خانواده در مثلثی گرفتار شده‌اند؛

شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب که دیوان برای بررسی مجدد پرونده تعیین کرده است، اصل پرونده را می‌خواهد اما بدل پرونده‌ و خلاصه‌ی آن به این شعبه ارسال شده و قاضی شعبه با اعلام این که: باید اصل پرونده به صورت کامل به شعبه ارسال شود، از بررسی پرونده امتناع می‌نماید؛

اجرای احکام می‌گوید اصل پرونده را در اختیار ندارد چون برای اعمال ماده ۴۷۷ به دفتر معاونت قضایی دادستان فرستاده است؛

معاونت قضایی دادستان نیز می‌گوید پرونده در مسیر اعمال ماده ۴۷۷ قرار گرفته و در این مرحله که ممکن است ۳ ماه تا ۱سال طول بکشد، پرونده را در اختیار جای دیگر قرار نمی‌دهد.

این موضوع ماه‌هاست به بلاتکلیفی وضعیت این فعال صنفی دامن زده است.

در اقدامی مسئولانه دادیار شعبه اول اجرای احکام دادسرای اوین، طی نامه‌ای که به دفتر ریاست دادگستری استان تهران ارسال کرده، اعلام نموده‌اند: «جهت تسهیل در روشن شدن وضعیت  اسماعیل عبدی پرونده را به شعبه ارجاع نمایید، چرا که نگه‌داشتن ایشان خلاف قانون است».

طبق روال قانونی با پذیرش اعاده دادرسی، پس از پانزده روز پرونده‌ی متهم بررسی و تاریخ جلسه‌ی بررسی مجدد، مشخص و متهم باسپردن وثیقه تا زمان تشکیل جلسه دادگاه، آزاد می‌شود، اما در اقدامی غیرقانونی این روند درباره اسماعیل عبدی انجام نشده و همچنان در زندان کچویی کرج، بلاتکلیف مانده است.

نیروهای امنیتی در تمامی این سالها با پرونده سازی و دخالت‌های فراقانونی، مانع آزادی اسماعیل شده‌اند. متاسفانه دستگاه قضایی نیز بی‌توجه به خدشه‌دار شدن استقلال این قوه، اقدام شایسته‌ای برای اجرای قانون در خصوص این معلم زندانی انجام نداده‌ است.

مراجعات مکرر وکلا و خصوصاً مادر سالمند این معلم زندانی، تا کنون به نتیجه نرسیده است.

شورای هماهنگی نیز بارها و طی بیانیه‌هایی، بر قانونی بودن فعالیت‌های اسماعیل عبدی تاکید کرده و خواستار آزادی بدون قید و شرط اوست. در همین راستا، این شورا امیدوار است در اسرع وقت اصل پرونده به صورت کامل از معاونت قضایی ولو به صورت موقت به شعبه یک اجرای احکام و از آنجا به شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب ارسال شده و توقف اجرای حکم اسماعیل عبدی اجرایی شود.

در تمامی این مدت دستگاه‌های مسئول، ظلمی که به اسماعیل عبدی و همسر و فرزندان او روا داشته شده را نادیده گرفته‌اند. این چشم پوشی، از دید فعالان صنفی در سراسر کشور پوشیده نمانده و در صورت ادامه‌ی حبس غیر قانونی ایشان، برخود واجب می‌دانند که با صدای بلندتر، اقدامات لازم برای رساندن صدای این معلم شریف را به انجام برسانند.

شورای هماهنگی ضمن محکوم کردن هر نوع بی‌قانونی در خصوص فعالان صنفی، خواستار آزادی بی‌قید و‌ شرط  اسماعيل عبدى است، و از آمران و عاملان این ظلم می‌خواهد ضمن رجوع به شرافت انسانی و وجدان خود، خرد و تدبیر در امور را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند و بیش از این موجبات مهجور ماندن عدالت در رابطه میان حاکمیت و مردم و تنش در جامعه معلمان را فراهم ننمایند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان

۱۷ خرداد ۱۴۰۲

7  يونی ۲۰۲۳