شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

دلنوشته‌ای از شکوفه آذرماسوله

دلنوشته‌ای از شکوفه آذرماسوله
زندان سیاسی سابق بند نسوان زندان اوین وفعال حقوق بشر
برای مریم اکبری منفرد، هم‌بندی دیرینم، و همه‌ی زنان ایستاده در بند
مریم عزیز،
رفیق روزهای بند نسوان زندان اوین،
خبر آزادی‌ات را که شنیدم،
انگار بخشی از دیوارهای همان بند
برای لحظه‌ای در ذهنم فرو ریخت.
ما هم‌بند بودیم،
در سال‌هایی که زمان
کندتر از نفس می‌گذشت،
و امید
گاهی تنها چیزی بود که اجازه‌ی مصادره‌اش را نداشتند.
آزادی‌ات شبیه باز شدن یک در ساده نیست،
شبیه بازگشت نوری‌ست
که سال‌ها پشت دیوارهای اوین حبس شده بود
اما در تو خاموش نشد.
هفده سال،
فقط یک عدد نیست—
ردّ قدم‌های ایستادگی‌ست،
میان سکوتی که تحمیل شد
و صدایی که هیچ‌وقت تسلیم نشد.
تو از زندان بیرون آمدی،
اما ما می‌دانیم
این دیوارها بودند که در برابر تو کم آوردند،
نه تو در برابر آنها.
تو زنی بودی که ۱۷ سال
نه مرخصی گرفت،
نه فراموش کرد که مقاومت زندگی‌ ایست ،
نه از دادخواهی دست کشید—
و همین، آزادی را سال‌ها پیش در درونت ساخته بود.
مریم جانم ،
آزادی‌ات را تبریک می‌گویم،
اما بیشتر از آن،
به تداوم ایستادگی‌ات درود میفرستم

به اینکه حتی در بند هم می‌شد آزاد ماند.
و من،
وقتی به تو فکر می‌کنم،
به همان راهروها برمی‌گردم…
به روزهایی که صدای قدم‌ها
با امید و اضطراب در هم می‌پیچید،
و ما
در فاصله‌ی میان دیوار و سکوت
زندگی را تمرین می‌کردیم.
به بانوان محبوس بند فکر می‌کنم،
به هم‌بندی‌هایی که نامشان
در تقویم درد ثبت شد نه در دفتر آزادی…
به مادرانی که
مادری‌شان را در چند دقیقه ملاقات
خلاصه کردند
ما یاد گرفتیم
آرام سخن بگوییم،
نه از سر ترس،
بلکه از سرِ زیستن در جایی که حتی صدا هم باید مخفی می‌ماند.
و با این همه،
در میان آن همه سکوت تحمیل‌شده،
یک حقیقت روشن ماند:
هیچ دیواری
نتوانست عشق را زندانی کند،
و هیچ بندی
نتوانست رؤیای آزادی را خاموش کند.
امروز،
آزادی تو فقط یک خبر نیست،
ادامه‌ی همان ایستادگی‌ست
که ما در کنار هم نفس کشیدیم.
و من هنوز،
در حافظه‌ی آن بند،
صدای هم‌بندی‌ام را می‌شنوم
که از پشت دیوارها هم
آزاد می‌ماند.
وآرزوی سرخم کردن را بر دل ضحاکان و دیکتاتور ها می‌گذارد…
امروز تو آزادی،رهاتر از همیشه اما دیکتاتور حقیر به سختی حتی گوری برای خفتن دارد ….
ویکبار دیگر برای تو و تمام شیرزنان سرزمینم به یادآوری خاطره هواخوری بند زنان زندان اوین می‌سرایم :
به تو می اندیشم …به درد نگاه پر اشتیاق تو ،برای دیدن کودکت ….به تویی که مادریت را ،این حس ناب پر شکوه را در 20 دقیقه روز ملاقات خلاصه میکنی ..
مادران آفتاب ،مادران گل و سبزه 👇👇
https://www.instagram.com/p/DW_jOPkDO6a/?igsh=ajgyODdtaGRybDA5

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

تماس با شورای ملی تصمیم

9 + 15 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

محمد مهدوی‌فر خطاب به ترامپ و نتانیاهو: اگر ایران را به زدن زیرساخت‌های انرژی تهدید کنید، پشتیبانی و محبوبیت خود را در میان مردم ایران از دست می‌دهید حتی اگر عمل نکنید و اگر عمل کنید در تاریخ روسیاه می‌شوید. تنها راه عبور از شر جمهوری اسلامی ایجاد سریع ائتلاف حداکثری...

جایگاه حزب دموکراتیک یارسان در…

جایگاه حزب دموکراتیک یارسان در…

جایگاه سیاسی حزب دموکراتیک یارسان در چارچوب منطق و مصلحت استراتژیک یارسانمدیا‏ ١٤ می ٢٠٢٦ نویسندە: احمدمرادی جایگاه سیاسی حزب دموکراتیک یارسان در چارچوب منطق و مصلحت استراتژیک مقدمه در جوامع چند‌هویتیِ ایران، احزاب سیاسیِ برخاسته از گروه‌های اجتماعیِ دارای هویت فرهنگی...

خاطرات م.م در 4 اپیزود…

خاطرات م.م در 4 اپیزود…

1 درِ نیمه‌بازِ ، کتابخانه / اپیزود اول، م.م او در خانه‌ای به دنیا آمد که همه‌چیز در آن عادی بود؛ نه فقرِ تلخی داشت و نه رفاهِ چشمگیری. خانه‌ای با دیوارهای روشن، پنجره‌هایی همیشه نیمه‌بسته، و سکوتی که عصرها زودتر از تاریکی از راه می‌رسید. پدرش مردی بود از نسلی دورتر؛...