دلنوشتهای از شکوفه آذرماسوله
دلنوشتهای از شکوفه آذرماسوله
زندان سیاسی سابق بند نسوان زندان اوین وفعال حقوق بشر
برای مریم اکبری منفرد، همبندی دیرینم، و همهی زنان ایستاده در بند
مریم عزیز،
رفیق روزهای بند نسوان زندان اوین،
خبر آزادیات را که شنیدم،
انگار بخشی از دیوارهای همان بند
برای لحظهای در ذهنم فرو ریخت.
ما همبند بودیم،
در سالهایی که زمان
کندتر از نفس میگذشت،
و امید
گاهی تنها چیزی بود که اجازهی مصادرهاش را نداشتند.
آزادیات شبیه باز شدن یک در ساده نیست،
شبیه بازگشت نوریست
که سالها پشت دیوارهای اوین حبس شده بود
اما در تو خاموش نشد.
هفده سال،
فقط یک عدد نیست—
ردّ قدمهای ایستادگیست،
میان سکوتی که تحمیل شد
و صدایی که هیچوقت تسلیم نشد.
تو از زندان بیرون آمدی،
اما ما میدانیم
این دیوارها بودند که در برابر تو کم آوردند،
نه تو در برابر آنها.
تو زنی بودی که ۱۷ سال
نه مرخصی گرفت،
نه فراموش کرد که مقاومت زندگی ایست ،
نه از دادخواهی دست کشید—
و همین، آزادی را سالها پیش در درونت ساخته بود.
مریم جانم ،
آزادیات را تبریک میگویم،
اما بیشتر از آن،
به تداوم ایستادگیات درود میفرستم
به اینکه حتی در بند هم میشد آزاد ماند.
و من،
وقتی به تو فکر میکنم،
به همان راهروها برمیگردم…
به روزهایی که صدای قدمها
با امید و اضطراب در هم میپیچید،
و ما
در فاصلهی میان دیوار و سکوت
زندگی را تمرین میکردیم.
به بانوان محبوس بند فکر میکنم،
به همبندیهایی که نامشان
در تقویم درد ثبت شد نه در دفتر آزادی…
به مادرانی که
مادریشان را در چند دقیقه ملاقات
خلاصه کردند
ما یاد گرفتیم
آرام سخن بگوییم،
نه از سر ترس،
بلکه از سرِ زیستن در جایی که حتی صدا هم باید مخفی میماند.
و با این همه،
در میان آن همه سکوت تحمیلشده،
یک حقیقت روشن ماند:
هیچ دیواری
نتوانست عشق را زندانی کند،
و هیچ بندی
نتوانست رؤیای آزادی را خاموش کند.
امروز،
آزادی تو فقط یک خبر نیست،
ادامهی همان ایستادگیست
که ما در کنار هم نفس کشیدیم.
و من هنوز،
در حافظهی آن بند،
صدای همبندیام را میشنوم
که از پشت دیوارها هم
آزاد میماند.
وآرزوی سرخم کردن را بر دل ضحاکان و دیکتاتور ها میگذارد…
امروز تو آزادی،رهاتر از همیشه اما دیکتاتور حقیر به سختی حتی گوری برای خفتن دارد ….
ویکبار دیگر برای تو و تمام شیرزنان سرزمینم به یادآوری خاطره هواخوری بند زنان زندان اوین میسرایم :
به تو می اندیشم …به درد نگاه پر اشتیاق تو ،برای دیدن کودکت ….به تویی که مادریت را ،این حس ناب پر شکوه را در 20 دقیقه روز ملاقات خلاصه میکنی ..
مادران آفتاب ،مادران گل و سبزه 👇👇
https://www.instagram.com/p/DW_jOPkDO6a/?igsh=ajgyODdtaGRybDA5




0 Comments