قدم به قدم و روز به روز ، وقایع جنبش زن، زندگی ،آزادی را که با قتل جاوید نام مهسا امینی در اواخر شهریور ماه ۱۴۰۱ رقم خورد را ورق می زنیم.هر روزش فریاد و شور و هر لحظه اش شجاعت و خون است. در آغاز ، ژینا امینی بدست اوباش حکومت جمهوری اسلامی به قتل رسید. تهران،سقز و به سرعت تمام ایران به پا خاست.اما در دل این وقایع ، بی توجهی حکومت به درخواست مولانا عبدالغفار نقشبندی ، امام جمعه ی راسک، در رسیدگی به پرونده ی تجاوز یک فرمانده انتظامی به دختر نوجوان بلوچ و تهدید خانواده ی این نوجوان برای تکذیب خبر تجاوز ، موج خشم دیگری در ایران و سیستان و بلوچستان به راه انداخت که این واقعه، جرقه ای بر آغاز یک مبارزه بود در سیستان و بلوچستان .ژینایی دیگر ،این بار در گوشه ای دیگر از سرزمین مان.
هشتم مهرماه ۱۴۰۱ زاهدان در خون نشست.نماز جمعه پایان یافته بود . نماز گزاران در اعتراض به این موضوع و حمایت از جنبش زن،زندگی،آزادی در برابر کلانتری ۱۶ این شهر تجمع کردند.تجمع آرام بود، اما ناگهان باران گلوله و گاز اشک آور باریدن گرفت و به طرز وحشیانه ای دهها شهید و دهها زخمی بر جای گذاشت.همزمان برای جلوگیری از پوشش خبری ، اینترنت را هم قطع کردند. سالهاست جمهوری اسلامی ، با عناوین مختلف سعی کرده است بین اقوام ایرانی تفرقه افکنی کند،اما همه چیز بر عکس شد. بلوچ و کرد و لر و تمام ایران یکصداتر و همدل تر شدند و این یگانگی را با شعارهایی بر علیه حکومت جمهوری اسلامی و در حمایت از همدیگر نشان دادند. مرگ بر دیکتاتور مرگ بر خامنه ای خامنه ای حیاکن ، مملکتو رها کن از زاهدان تا تهران ، جانم فدای ایران کردستان چشم و چراغ ایران …….
و در دل این وقایع ، مولانا عبدالحمید ، امام جمعه ی اهل سنت زاهدان ، نقشی محوری در این جنبش داشته و دارد. و از آن روز خونین که فرزندان بلوچ مان ، پاره ی تن ایران ، شجاعانه و به ناحق در خون غلطیدند، با نقش محوری مولانا عبدالحمید ، تاکنون و در طول یک سال ، زاهدان هر هفته پس از نماز جمعه ، بی وقفه حق خود و ایران را فریاد زده است. ما در این مدت بیشترین اعدام را در پشت نقاب قاچاق مواد مخدر ، از ملت غیور بلوچ داشته ایم. ای مردم شجاع و حق طلب سیستان و بلوچستان، ما نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم که جمهوری اسلامی در روز جمعه ی خونین با فرزندانمان چه کرد. فراموش نمی کنیم که جمهوری اسلامی در طول حکومت خونینش با این سرزمین و مردمانش چه ها کرد . قتل کودکانمان در زاهدان ، امیدها،جابرها،جوادها،سدیس ها، یاسرها ، قتل خدا نورها،صلاح الدین ها ، حمزه ها،ابوبکر و عبدالغفورها و حتی آنانکه هویتشان معلوم نشد که زنان نیز در بین شان بود ، همه را به یاد داریم و خون خواهشان هستیم. ما صدای اذان صبح به وقت اعدام را خوب به یاد داریم که با فرزندان بلوچمان چه کردند با بیشترین آمار اعدام. حکومت خونخوار جمهوری اسلامی با هیچ ترفندی نتوانست بین مردم ایران و اقوام غیور و هشیار ایرانی تفرقه افکنی کند. بر ایستادگی و وحدت مردم مبارز و مطالبه گر زاهدان، سر تعظیم فرود می آوریم و نقش اساسی مولانا عبدالحمید را تحسین می کنیم. باشد که دست در دست هم ، ایران را از یوغ این حکومت طمعکار و دزد و جلاد آزاد کرده، کشور ویران شده به دست این اوباش را با هم از نو بسازیم.
در آستانه ی سالگرد این جمعه ی خونین ، ایران یکصدا نام زاهدان ، چشم و چراغ ایران را فریاد می زند. این زخم ،همیشه دردش بر جان ایران و ایرانی هست و ما تمام مردم ایران خونخواه ، خون فرزندانمان هستیم.
عینالله رضازاده جویباری در اعتراض به حکومت اسلامی و ولی فقیه لباس روحانیت را از تن در آورد، به دور انداخت و به جنبش سکولار و براندازی مردم ایران پیوست. او کنشگری کوشا است که این روزها با خانوادههای بسیاری از جانباختگان و آسیبدیدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» ملاقات و از آنها پشتیبانی کرد. او که سالها در زندان بود، به تازگی آزاد، ولی دوباره دستگیر شد.
آقا رضا زاده این روزها به خانواده خود اطلاع داده است:
“در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۲ از شعبه دوم دادگاه انقلاب شهرستان ساری برایم حکم محکومیت مفسد فی الارض صادر و در زندان به بنده ابلاغ گردید. در حالیکه هیچ گونه کیفرخواستی در جلسه ۶/۳۰ به بنده ابلاغ نگردیده بود. مامور ابلاغ جواد خلیلی بوده است. ایشان به زور و سوء استفاده از قدرت با کمک افسر نگهبان دانیال شریفی و فخرالدین محمد زاده با برانکادر مرا در جلسه دادگاه حاضر کردهاند. این در حالی است که در دو ماه گذشته بنده در اعتصاب غذا بودم و قدرت دفاع نداشتم. بنده در این بابت وکیل ندارم به رای دادگاه معترض میباشم. فعالیت به نفع سازمانهای مخالف نظام، جاسوسی به نفع دولت بیگانه در قلمرو ایران، ارتباط با عناصر رسانه ای تروریستی و معاند و همکاری با صدای آمریکا، ایران اینترناشنال و رادیو فردا مجموع اتهامات بنده را تشکیل میدهد.”
در کشاکش درگیریهای خیابانی سراسر کشور در جنبش انقلابی زن زندگی آزادی، خبر آمد که یکی از فرماندهان انتظامی چابهار به یک ایراندخت بلوچ تجاوز کرده است. در اعتراض به این جنایت دهها نفر از اهالی منطقه به کلانتری ۱۶ زاهدان رفته و با پرتاب سنگ خشم خود را نشان دادند.
نیروهای نظامی-انتظامی کلانتری در واکنش به این اقدام با گلوله جنگی نه تنها معترضین، حتی عابرین و ناظرین صحنه که در اطراف کلانتری بودند را مورد اصابت گلولههای مرگبار قرار دادند. قساوت کشتار به این خاتمه نیافت، به نمازگزارانی که در مصلّی شهر زاهدان برای ادای نماز جمعه جمع شده بودند، حمله نظامی شد که به موجب آن دهها نفر دیگر از هموطنان بلوچ کشته و صدها نفر زخمی شدند.
مردم بلوچ در شرایطی مورد هجوم قرار گرفته و صدها نفر از آنان کشته و مجروح و دستگیر شدند، که در اعتراضات مدنی تقاضا محاکمه عاملین تجاوز و کشتار را داشتند.
جمهوری اسلامی دگربار بر صفحه ننگین تاریخ حکومت خود افزود. طبق شواهدی که بعدها مستند شد، نشان می دهد که مردم زاهدان بهصورت سازمان یافته و برنامهریزی شده برای ایجاد جو ترور و ارعاب به قتل رسیده بودند.
مردم بلوچ هر جمعه با طرح مطالبات برحق خود به اعتراضاتی می پردازند که به نام «جمعههای اعتراضی» در تاریخ مبارزات اجتماعی مردم ایران ثبت شد. آنان طی یک سال گذشته همراه با دیگر اقوام و مردم ایرانزمین با حضور مداوم خود در خیابانها نقش بی بدیلی چون بازوی مبارزاتی جنبش اجتماعی زن زندگی آزادی را ایفا می کنند.
شورای ملی تصمیم در سالروز جمعه خونین ۸ مهر ۱۴۰۱ مردم زاهدان، با محکوم نمودن جنایات ساختارمند جمهوری اسلامی و در حمایت کامل از مطالبات برحق مردم بلوچ، خواهان اعتراضات و اعتصابات سراسری و پشتیبانی از فراخوان رهبران بلوچ، در جهت پاسداشت جمعه های اعتراضی مردم زاهدان است و همهی نیروها، احزاب و سازمانهای سیاسی را برای حضور میدانی گسترده در دفاع از مردم بلوچ فرا میخواند.
“روز ۲۵ شهریور سالگرد مهسا امینی چهره شهرهای ایران فوق امنیتی و همچون حکومت نظامی و پادگانی بود.
به دلیل وحشت حکومت از خیزش سراسری نیروهای زیادی از اقصی نقاط ایران به تهران منتقل شده بودند. و دلیل آن وجود مراکز مهم حکومتی و دولتی در پایتخت ایران می باشد که بهمین دلیل از روزهای قبل از ۲۵ شهریور چهره شهر تهران کاملا امنیتی و نظامی شده بود.
در این روز نیروهای نظامی و امنیتی چنان حضوری چشمگیر داشتند که گویی احتمال حمله نیروی خارجی را می دادند و شهر کاملا همچون پادگان نظامی مشاهده می شد.
نیروهای نظامی به چند دسته تقسیم می شدند، نیروهای پیاده امنیتی و بسیج و نیروهای موتور سوار بسیجی، سپاهی و نیروی انتظامی ، همچنین وجود نیروهای گاردویژه بسیار محسوس بود.
ماشینها و موتور سواران پلیس و نیروهای راهنمایی و رانندگی چندین برابر روزهای قبل همراه با باتوم دیده می شدند و ماشینهای سنگین نظامی مشکی رنگ در اکثر تقاطع های اصلی تهران وجود داشت.
تعداد زیادی ون ، مینی بوس و اتوبوس در تمام نقاط تهران بود که بازداشتیها را به داخل آنها هدایت می کردند و همچنین نیروهایشان در آنها مسقر بودند.
همچنین تعداد زیادی نیروهای نظامی دیگر در برخی مدارس ، مساجد و دیگر مکانهای دولتی وجود داشتند که بعنوان نیروی پشتیبانی در حال آماده باش بودند.
کوچکترین تجمعی با شدت برخورد می شد و معترضین بسرعت بازداشت می شدند.
در اکثر نقاط تهران به دلیل حضور چشمگیر ماموران تجمعی صورت نگرفت و این هوشمندی مردم را در مدیریت چنین صحنه هایی نشان می داد.
حضور بانوان بدون حجاب در تمام نقاط شهر تهران محسوس بود که حتی با وجود چنین جو امنیتی، هراسی نداشتند.
مطمعنا با چنین رویکردی از سوی جامعه معترض ایران، این وضعیت هیچگاه به قبل از اعتراضات جنبش مهسا باز نمیگردد.
در نتیجه میتوان گفت که جنبش اعتراضی مهسا زنده تر و پویاتر از قبل ادامه خواهد داشت و زنان و مردان ایرانزمین در کنار یکدیگر، با پیگیری مطالبات خود در کف خیابان، به اعتراضاتشان ادامه خواهند داد.”
«آنچه در زیر می آید بخشی از گزارش ماهانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا) است. که گروه خبر به دلیل حجم زیاد، اقدام به انتشار بخشهایی از این گزارش می کند.
مردادماه ۱۴۰۲
خلاصه آنچه گذشت:
اخبار نقض حقوق بشر در مردادماه ۱۴۰۲با قریب به ۶۹ مورد اعدام، محکومیتهای متعدد، احضارها، نقض گسترده حقوق زندانیان، نقض پایدار آزادی بیان، تجمعات کارگران بخصوص در زمینه معوقات مزدی و موارد دیگری که در استانهای مختلف رخ داد، همراه بود. این گزارش بر مبنای اطلاعاتی گردآوری شده که صحت آنها به احراز رسیده است.
اعدام
مردادماه با قریب به ۶۹ مورد اعدام همچنان بازگو کننده نقض حق حیات در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران است. بنا بر گزارش نهادهای بینالمللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد. از مهمترین رویداد ها در این باره میتوان به اجرای حکم سه زندانی که پیشتر از بابت اتهامات مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند، در زندان پارسیلون خرم آباد اشاره کرد.
در ماه سپری شده، حکم اعدام پنج زندانی در زندان های قزوین، کرمان و کهنوج، یک زندانی در زندان زابل، سه زندانی در شیراز و همدان، دو زندانی در زندان وکیل آباد مشهد، دو زندانی در زندان اراک، یک زندانی در زندان بیرجند، چهار زندانی در زندان زاهدان، دو زندانی در زندان همدان و یک زندانی در زندان کهنوج به اجرا درآمد. در ضمن، دو متهم از بابت اتهام قتل و زنای محصنه در تهران و یک زن از بابت اتهام قتل در تهران به اعدام محکوم شدند. به علاوه، سید محمدجواد وفایی ثانی، زندانی سیاسی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد. حکم اعدام آقای وفایی ثانی، پیشتر در دیوان عالی کشور نقض و پرونده وی به شعبه هم عرض ارجاع شده بود.
بیش از ۷۵ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمیشوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” میخوانند.
آزادی اندیشه و بیان
در مردادماه، شرمین حبیبی، فروغ تقی پور، مرضیه فارسی، دنیا حسینی، علی اصغر حسنی راد، نازیلا معروفیان، نرگس سرداری، مهدی و مجید نیک عهد، مژگان ایلانلو در تهران، سیزده نفر در گیلان، زیبا قلیچ خانی در بیجار، محمد (کوروش) وزیری، آرش و شهناز قنبری، پویا دانا در اصفهان، ده شهروند در دهلران، مهدی شکی مشهدی، خسرو علیکردی در مشهد، رضا ببرنژاد در قوچان، وحید سرخ گل در کرمانشاه، محمد سلطانی در اراک، شاکر بوری در آبادان و حبیب موسوی در گرگان بازداشت شدند.
در ماه سپری شده محکومیت های متعددی صورت گرفت که از این تعداد می توان به محکومیت حمید قره حسنلو، رضا آریا، حسین محمدی، مهدی محمدی، محمدامین اخلاقی ساوجبلاغی، امین مهدی شکراللهی، فرزانه قره حسنلو و علی معظمی گودرزی از متهمان پرونده موسوم به «قتل بسیجی روح الله عجمیان» توسط دیوان عالی کشور مجموعا به ۶۵ سال زندان و تبعید، کیوان صمیمی به شش سال حبس، فرید صفرلی به دو سال حبس، محمد مرادی کیاپی به شش سال حبس و مجازات های تکمیلی، پیمان فرهنگیان به یک سال حبس، دو سال اقامت اجباری در شهرستان زابل، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت اجتماعی، فرشته منصوری به شش ماه و یک روز حبس، معصومه سلیمانی به یک سال حبس، حمزه درویش به چهارده سال حبس در تبعید، هستی امیری و ضیا نبوی هر کدام به یک سال حبس تعزیری، زینب زمان به یکسال حبس تعلیقی و منع معاشرت با دیگران، سیامک ابراهیمی و شاهرخ احمدی به ۹ سال و هشت ماه، نرگس محمدی به یک سال حبس، سعیده شفیعی و نسیم سلطان بیگی هر کدام به تحمل چهار سال و سه ماه حبس تعزیری، جلال فاطمی به یکسال حبس تعزیری اشاره کرد.
به علاوه، حبیب موسوی در شعبه یکم دادگاه انقلاب گرگان، حمید رضا نجفی در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اراک، عاتکه رجبی در شعبه هفتم دادگاه انقلاب مشهد، اسدالله فخیمی و همسرش حوری خانپور در شعبه یکم بازپرسی دادسرای اوین، سپیده قلیان در شعبه ۱۲۰۷ کیفری دو مجتمع قضایی شهید کچویی تهران، زینب زمان در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران و یاشار تبریزی در دادگاه انقلاب شهرستان شهریار محاکمه شدند. به علاوه، خدیجه مهدی پور، عثمان ارس زاده، سهند نورمحمدزاده و آذر کروندی موسی زاده راهی زندان های ایلام، اشنویه، کهنوج و اوین شدند.
از سوی دیگر، حسن درافتاده و ماردین درافتاده، پدر و برادر کومار درافتاده، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، به اداره اطلاعات پیرانشهر احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند. لازم به ذکر است، منازل الهه عسکری در تهران، محمد سلطانی در اراک و امید مظلوم در مهاباد مورد تفتیش ماموران امنیتی قرار گرفت.
زندان
در این ماه، حمزه درویش زندانی سنی مذهب محبوس در زندان لاکان رشت، از طریق بلعیدن قرص دست به خودکشی زد. این زندانی پس از اقدام به خودکشی به بیمارستانی در رشت منتقل و بستری شده است. در ضمن، یک زندانی محبوس در زندان تهران بزرگ، از طریق بریدن رگ دست خود اقدام به خودکشی کرد و به بیمارستان خارج از زندان منتقل شد. همچنین، بهروز ایزدی راد محبوس در زندان امیرآباد گرگان در زمان بازجویی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. همچنین آقای ایزدی راد از بیماری عفونت گوش رنج میبرد. عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت این شهروند بازداشتی، وخامت حال وی را در پی داشته است.
در ضمن، سامان صیدی (یاسین)، از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ از بیمارستان رازی به زندان رجایی شهر کرج بازگردانده شد. انتقال آقای صیدی به بیمارستان رازی به دلیل شرایط نامناسب روحی وی در زندان صورت گرفت. سامان در بیمارستان با دستبند و پابند به تخت بسته شد. او در پی خودداری از تزریق آمپولی که نام آن را نمیدانست، توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت. همینطور، پلیس جزیره کیش از بازداشت یک زن به دلیل ارسال ویدیویی به یک رسانه خارج از کشور، خبر داد. اخیرا ویدیویی از “اعترافات اجباری” این زن توسط رسانه های رسمی منتشر شده است.
از سوی دیگر، جعفر ابراهیمی، رسول بداقی، کامیار فکور، آرش جوهری، سیدجواد سیدی، اردوان فلاحی، نصراله فلاحی، علی یونسی، میریوسف یونسی، امیرحسین مرادی، رضا شهابی، حسن سعیدی، کیوان مهتدی و امیرسالار داودی، زندانیان سیاسی محبوس در بند ۴ زندان اوین، بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در این زندان بسر میبرند. به گفته تعدادی از اعضای خانواده های زندانیان این بند، این چهارده زندانی در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و بی تفاوتی رئیس زندان، از دریافت غذا خودداری کرده اند. برخی زندانیان در دوران بازداشت و یا حبس خود در کنار مشکلات هر روزه زندان به ناچار برای شنیده شدن دادخواهیشان دست به اعتصاب غذا میزنند. در مردادماه، نوید محمدنژاد، مهرداد قیصربیگی، ایوب گراوند و یونس گراوند در بازداشتگاه مرکزی ایلام در اعتراض به تداوم بازداشت خود دست به اعتصاب زده اند. در این ماه، سه زندانی در زندان قزلحصار کرج جهت اجرای حکم اعدام، آرش قنبری و شهناز قنبری در زندان دستگرد اصفهان و محمد نوری زاد محبوس در زندان اوین به سلول های انفرادی زندان منتقل شدند.
از طرفی، پویا دانا، پویا طالبیان، آرش قنبری و شهناز قنبری در زندان دستگرد اصفهان، طاهر رئیسی در جاسک، فروغ سمیع نیا در رشت، سوزان عید محمدزادگان و نیوشا بدیعی ثابت در زندان بابل، اسدالله هادی در زندان اوین، امید مظلوم در زندان مهاباد، مهدی تبوراک در زندان میناب، مریم عباسی نیکو در زندان دولت آباد اصفهان، بهروز ایزدی راد در زندان امیرآباد گرگان، کبیر محمدی در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج، مریم فرهنگ و پویا طالبیان در اصفهان و کیوان جلیل در اصفهان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرند.
حق درمان و رسیدگی پزشکی همواره از مهمترین موارد نقض حقوق زندانیان در ایران به شمار میرود. از این قرار، در این ماه، طاهر قدیریان، جعفر ابراهیمی، حامی بهادری در زندان اوین، هاشم خواستار در زندان وکیل آباد مشهد و یونس آزادبر در زندان لاکان رشت از دریافت خدمات درمانی محروم بودند. با وجود خطرهای موجود، محرومیت زندانیان از اعزام به مرخصی به وفور گزارش شده است که از مهمترین آنها میتوان به زهره سرو، آرش جوهری در زندان اوین، سیاوش حیاتی در زندان دیزل آباد کرمانشاه اشاره کرد.
کارگران و اصناف
در ماهی که سپری شد ۱۱۰ کارگر در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار در اقصی نقاط کشور دچار حادثه شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است. در مردادماه، عدم رعایت ایمنی کار ۶۹ کارگر را مصدوم و ۴۱ تن دیگر را به کام مرگ کشاند. از اخبار مرتبط در این حوزه می توان به مرگ و مصدومیت چهار در شیروان، اصفهان و تهران، مرگ و مصدومیت دو کارگر در تبریز و رشت، مرگ و مصدومیت سه کارگر در کرج، تهران و سقز، مرگ و مصدومیت ۹ کارگر در نیشابور و اسفراین، مرگ و مصدومیت سه کارگر و تعدادی آتش نشان در شادگان، خواف و کرج، مرگ و مصدومیت چهار کارگر در زاهدان و بوشهر، مرگ و مصدومیت پنج کارگر در شیراز، مرگ و مصدومیت چهار کارگر در شاهرود و گچساران، مرگ و مصدومیت سه کارگر در دورود و مرند، مرگ و مصدومیت ده کارگر تهران، زاهدان، مهاباد و کارون و مرگ و مصدومیت سه کارگر در مشهد اشاره کرد.
در مردادماه، دستکم ۱۷۵ تجمع اعتراضی برگزار شد که از مهمترین آنها میتوان به تجمع اعتراضی دامداران مجتمع دام گستر فشافویه در تهران، کارگران مجتمع نفلین سینیت کلیبر، پرسنل مترو در ایستگاه مترو بهارستان تهران، کارگران پیمانکاری ابنیه فنی رضوان درود در استان کرمان، کارگزاران مخابرات روستایی در خوزستان، لرستان و خراسان رضوی، کارگران تعمیرات اساسی پالایشگاه نفت آبادان، کارگران شرکت کارتن ایران در تهران، کارگران شرکت نفت و گاز کارون، کارگران نساجی بروجرد، کشاورزان شادگان و کارگران پیمانکاری معدن چادرملو در یزد اشاره کرد.
همینطور، بازنشستگان مخابرات در شهرهای مختلف، بازنشستگان صنعت فولاد در اصفهان، بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای مختلف، بازنشستگان فولاد در منطقه البرز غربی و بازنشستگان کشوری مقابل ساختمان های صندوق بازنشستگی و استانداری شهرهای کرمانشاه، یزد، شیراز، اردبیل، قزوین و سنندج تجمع اعتراضی برگزار کردند.
به علاوه، کارگران پیمانکاری ابنیه فنی رضوان درود در استان کرمان و کارگران معدن چادرملو در یزد دست به اعتصاب زدند. همینطور، کارگران شهرداری خاش، کارگران آبفای اهواز و کارگران مخابرات روستایی در چند استان از معوقات مزدی خود خبر دادند.
به علاوه، روز چهارشنبه بیست و پنجم مرداد، یک کارگر اخراجی روز مزد پالایشگاه نفت آبادان به زندگی خود پایان داد. در ضمن، شامگاه چهارشنبه چهارم مرداد، یکی از کارکنان پتروشیمی چوار ایلام به دلیل اخراج از محل کار به زندگی خود پایان داد. همینطور، ریحانه انصاری نژاد فعال کارگری، توسط دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس تعزیری و محرومیت های اجتماعی محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی چهار سال حبس برای وی قابل اجرا خواهد بود.
همچنین، ابوالفضل خوران، فعال صنفی معلمان استان مرکزی، به هیات رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان این استان و سارا سیاه پور، فعال صنفی معلمان، به هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان استان البرز احضار شدند. به علاوه، لیدا اسماعیلی، فعال صنفی فرهنگیان البرز توسط هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری به بازنشستگی اجباری و علیرضا همتی فعال صنفی فرهنگیان ایلام توسط هیات تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات به مدت سه ماه به انفصال موقت از خدمت محکوم شدند. در ضمن، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات غلامرضا اکبرزاده باغبان، تیمور باقری، حسین مهدی زاده و طهماسب سهرابی، از فعالان صنفی معلمان گیلان در شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت برگزار شد.