by حمید بی آزار | 13.سپتامبر 2023 | اخبار
برای فهم درست از وقایعی که در مناسبت سالگرد انقلاب زن زندگی آزادی و قتل دختر ایران «مهسا (ژینا) امینی» که در بیدادگاه نهادهای نظامی رژیم جمهوری اسلامی صورت گرفت، نیاز به واکافی و مداقعه در سطوح مختلف خبری است. تا جوششی که در زیر پوسته جنبش در حال قلیان است، بالا بیاید و مورد تامل راهبردی قرار گیرد. آتش زیر خاکستری که در حوزه های متعدد اجتماعی، نفی حاکمیت استبداد دینی را فریاد می کند و در پی نظم تازه ای از دموکراسی، آزادی و برابری برای آینده ایرانزمین است.
حداقل طی یکسال گذشته هزاران تحلیل و خبر و گزارش خبری از وضعیت اجتماعی بروی رسانه های داخل و خارج از کشور منتشر شده، که گویای تاثیرات ژرف و شگرفی است که این جنبش بر تمام سطوح مختلف اجتماعی گذاشته و در حال بالا آمدن است. بی تردید آنچه که در این فرایند بعنوان پاسخ اصلی بینندگان و شنوندگان و خوانندگان رویکردهای کنونی به این تحولات تفسیر می شود، تاکید جنبش بر شعارمحوری «عبور کامل از حکومت جمهوری اسلامی» است. اما تحقق این شعار نیاز به ابزار درخور و آزادی سازی پتانسیل مبارزاتی، همراه با همسازی ستونهای مبارزه «نیروهای اجتماعی، سازماندهی، برنامه، هماهنگی و ساختار» دارد.
در این رابطه گروه خبر شورای ملی تصمیم به بازخوانی مجموعه مطالب تحلیلی و خبری که می تواند بر روشن شدن تحولات کنونی موثر باشد، و نقش مهمی بر تحلیل عبور از جمهوری اسلامی ارائه دهد، اقدام می نماید. طبیعتا انتشار این مطالب بصورت گزینشی و بخشی از هر مطلب طولانی است تا امکان بازنشر آن میسر گردد. ما با ذکر منبع خبر و نویسندگان آن شما را دعوت به مطالعه کامل مطالب فوق می کنیم. در آخر این توضیح لازم است که نظرات نویسندگان مطالب، الزاما مورد تائید گروه خبر کمیسیون رسانه نمی باشد.
کارگروه خبر شورای ملی تصمیم
۲۲ شهریور ۱۴۰۲
۱۳ سپتامبر۲۰۲۳
فرودستی و لحظهی انقلابی ژینا
جنبش ۱۴۰۱ با ویژگیهایی همراه بوده که در ابتدا متناقض به نظر میرسند(۱). یکی از این ویژگیها شکلگیری همزمان جنبش در مرکز و پیرامون است. همزمان با تهران و شهرهای دیگری در مراکز استانها، کردستان و بلوچستان نیز در این اعتراضات نقش جدی ایفا کردند. ممکن است تصور شود که در اعتراضات ۹۶ و ۹۸ نیز اعتراضات بُعد ملی داشتند و همهی شهرها را دربر گرفتند. این پاسخ تا حدودی درست به نظر میرسد، اما نکتهای که جنبش اخیر را از اعتراضات پیشین متمایز میکند این است که اعتراضات پیشین بیشتر اقتصادی بودند و حول و حوش موضوعات اقتصادی مانند گرانی و افزایش قیمت بنزین رخ داده بودند، موضوعاتی که این پتانسیل را داشتند تا گروههای فراوانی را بههم پیوند بزنند. اما اعتراضات اخیر، حداقل در ظاهر، کمتر بُعد اقتصادی داشتند و محور کلیدی که گروهها را بههم پیوند میداد موضوع «زنان» بود. نکتهی مهمتر دیگر این است که در تهران این اعتراضات نه در میدانها یا خیابانهای پایین شهر، که عمدتاً در مناطق بهنسبت مرفهنشین رخ دادند. در جاهایی مانند نارمک، ستارخان، تهرانپارس، ونک و سعادتآباد. چگونه میشود که مناطق بهنسبت مرفهنشین تهران همراه معترضانی در فقیرترین و محرومترین استانها به خیابان بیایند؟ این همراهی در نوع خود ـ و حداقل در تاریخ پس از انقلاب ـ بینظیر است….
۱- نسخه اول این مقاله در نشست انجمن کوی ارم شیراز ارائه شده است.
عقیل دغاقله
العربیه- یکشنه ۱۰ سپتامبر ۲۳
چهگونه جنبش زن، زندگی، آزادی مستندسازی نقض حقوق بشر را متحول کرد
نزدیک به یک سال از شکلگیری جنبش «زن، زندگی، آزادی» که با اعتراضات بیسابقه به کشته شدن «ژینا (مهسا) امینی» در بازداشت پلیس امنیت اخلاقی جمهوری اسلامی آغاز شد، میگذرد. در این مدت، در مطالبات جامعه ایرانی، شیوههای مبارزه، نوع رابطه و برخورد مردم با حکومت تحولاتی اساسی رخ داده است.
یک انقلاب حقوق بشری
اما این جنبش اعتراضی، در کنار خیزش اعتراضی آبان ۱۳۹۸، فرایندهای دیگری، از جمله فرایندهای خبررسانی، ثبت، مستندسازی نقض حقوق بشر و همچنین فرایندهای حمایتگری را نیز عمیقا تحت تاثیر قرار داده و مسیری تازه گشوده است.
انقلابی که در واکنشی خشمگین به کشته شدن مهسا امینی به خاطر حجاب اجباری و در اعتراض به زیر پا گذاشتن حق انتخاب و کرامت انسانی آغاز شد، با شعار مرکزی زن، زندگی، آزادی به یک انقلاب حقوق بشری تمام عیار بدل شد. هر یک از کلیدواژههای این شعار به یکی از وجوه بنیادین نظام حقوق بشر اشاره دارند؛ «زن» به نمایندگی از تمامی گروههایی که به اشکال مختلف مورد تبعیض قرار میگیرند و بزرگترین گروه اجتماعی تحت ستم در ایران. «زندگی» به عنوان بنیادینترین حق بشری که برخورداری از تمامی حقوق دیگر به تضمین و محافظت از این حق بستگی دارد و نهایتا «آزادی» که متضمن کرامت انسانی و ویژگی ذاتی زیستی شرافتمندانه و محترمانه است….
ایران وایر- امید شمس
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
در آستانهی یکسالگی «زن، زندگی، آزادی»
در آستانهی یکسالگی جنبش «زن، زندگی، آزادی» جامعهی ما همچنان در تب و تاب است. یک سال قبل، بعد از قتل مهسا (ژینا) امینی توسط گشت ارشاد، جنبشی در گرفت که سیمای جامعهی ما را دگرگون ساخت. هر چند بعد از ماهها برآمد سراسری در اقصی نقاط کشور از حضور خیابانی آن کاسته شد، اما تاثیرات ماندگار آن هم چنان پابرجاست. ایستادگی مردم در برابر تقلاهای حکومت برای بازگشت به دوران قبل از این جنبش به جائی نرسیده و استواری در دفاع از دستاوردهای تاکنون این جنبش همهگیر شده است. اقتدار رژیم در برابر مردم شکسته شده، گشت ارشاد به گور سپرده شده و تقلاها برای احیای آن در خیابانها در مجامع عمومی، با تمامی ترفندهائی که حکومت به کار میبندد، به جائی نرسیده و این خود به موضوع تقابل عمومی مردم با حکومت تبدیل شده است….
هراس حکومت از برآمد قویتر جنبش قابل رویت است. اقداماتی که حکومت در این عرصه و برای پیشگیری از برآمد مجدد جنبش در پیش گرفته، هیچ کدام کارساز نبوده، تصویب قوانین جدید، تهدید مردم به زندان، پلمپ کسب و کارها، اخراج و محرومیت دانشجویان از تحصیل و غیره، موفقیتی در بر نداشته است. ایستادگی در برابر سرکوب خشن حکومت، ترس زدائی از سرکوب را شتاب بیشتری داده است و زنان ایران توانستهاند در فضای عمومی و بسیاری از مکانها، خواست خود در آزادی پوشش را به رژیم تحمیل کنند….
تارنمای به پیش- مسعود فتحی
۱۰ آگوست ۲۳
آیا جنبش «زن، زندگی، آزادی» با جنبش زیستمحیطی درهمتنیده بود؟
آیا جنبش «زن، زندگی، آزادی» به جنبشهای زیستمحیطی در ایران پیوست؟ اهمیت این پیوستن در کجاست؟ آیا انقلابی زیستمحیطی در ایران ممکن است؟ جنبش «زن، زندگی، آزادی» با شعاری آغاز شد که میتوانست این جنبش را با مطالبات و جنبش زیستمحیطی در ایران پیوند زند. «زندگی» دومین واژه شعار این جنبش بود که بارها فریاد شد و هنوز طنین میافکند.
اگر زندگی را صرفا به سبک زندگی و معیشت تقلیل ندهیم، زندگی آن نیرو و کُلّی است که ما جزئی از آن هستیم. زمین و هرآنچه به ما ارزانی شده و هوایی که تنفس میکنیم اگر دچار بحران باشند، ما دچار بحران میشویم. جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون نه تنها اکثریت شهروندانش را سرکوب و استثمار کرده است، بلکه زیستبوم و تمام سرمایههای طبیعی خاک این سرزمین را نیز استثمار و آنها سوءاستفاده کرده است.
تخریب محیط زیست با تخریب معیشت بومیان رابطهای مستقیم دارد. حاکمیت با استثمار منابع طبیعی و رشد ناپایدار و غیرمسئولانه در برخی از استانها، نه تنها رودخانهها و تالابها و دریاچهها و جنگلها و مراتع و حیات وحش و هوای پاک آن مناطق را تخریب و نابود کرده، بلکه زندگی روزانه و معیشت بومیان را نیز به خطر انداخته و بسیاری از آنها را وادار کرده است که به خیل عظیم حاشیهنشینان در شهرها و استانهای دیگر افزوده شوند….
نسیم روشنایی ــ رادیو زمانه
۱۴ شهریور ۱۴۰۲
انقلاب مهسا؛ پادزهر شرنگ کشنده جمهوری اسلامی
امسال در ايران، روز جهانی زن، هشت مارس، در روند جنبش انقلابی “زن، زندگی، آزادی” فرا رسید؛ جنبشی که در آن واحد بيانگر تداوم و گسست است و اساسا همين کيفيت بدان معنای انقلابی میبخشد، حتی اگر سرنگونی حکومت در چشمانداز نزديک تحقق نيابد. کدام تداوم و کدام گسست و با چه تبعات اجتماعی و سياسی؟ برای پاسخگویی به اين پرسش میبايد خيزش “زن، زندگی، آزادی” را در متن تحولات اجتماعی و تاريخی ايران مشاهده کنيم. با نگاه از اين زاويه چه میبينيم؟
در نمای نزديک، با نگاهی به دو دهه گذشته، از يکسو، ربط و رابطهای کاملا قابل مشاهده ميان اين جنبش انقلابی و مبارزه پيشرونده زنان بر ضد حجاب اجباری میبينيم، و از سوی ديگر میبينيم که در متن اين جنبش انقلابی اعتراضات اجتماعی متنوعی که شاهد بالاگرفتناش بودهايم پيوند میخورند. اتفاقی که پيش از آن رخ نداده بود. به طور مثال، در دیماه ۹۶ دو رويداد مبارزاتی تاثيرگذار اتفاق افتاد: يکی، اعتراض نمايشی ويدا موحد که در خيابان انقلاب تهران بی هيچ حجاب، شال سفيدی را همچون پرچم به اهتزاز درآورد؛ اقدامی که به کمپين “دختران خيابان انقلاب” برای اعتراض عليه حجاب اجباری منجر شد. و ديگری، خيزش مردمی گسترده در دهها شهر ايران که به سرعت شعارهای سياسی بر ضد سيستم حاکم و در راس آن ولی فقيه را طنينانداز کرد.
اما اين مبارزات به هم پيوند نخورد، همچنان که اين امر برای اعتراضات متنوع ديگری هم رخ نداد که در اين سالها بارها و بارها در نقاط مختلف کشور به پا خاستند و سرکوب شدند، به عقب رانده شدند. عاقبت اما “انقلاب مهسا” اين پيوند را حول شعار “زن، زندگی، آزادی” ميسر کرد. چرا و چگونه؟
آيا نمیتوان دليل شاخص را در اين واقعيت يافت که کشته شدن مهسای جوان (ژینا) در بازداشت گشت ارشاد، نمايش تکاندهندهای از گستردگی و عمق سرکوب شهروندان و بیحقوقی مطلق آنان پيش چشم می نهاد؟ آری چنين بود. و در همان حال، اين دريافت، واقعيت ديگری را همچون سيلی به گوش همگان میکوفت؛ اينکه حجاب اجباری پرچم ايدئولوژيک سيستمی است که در آن کنترل زنان و فقدان آزادی آنان پايهريز اختناق و بیحقوقی شهروندان است.
اينچنين، شعار “زن، زندگی، آزادی” بيانگر خواستهای سرکوبشده آحاد جامعه ايران از زن و مرد شد؛ خواستهایی که ترانه “برای” شروین حاجیپور را به سرود اين انقلاب بدل کرد…
شهلا شفیق- دویچه وله
۱۷ اسفند ۱۴۰۱
آیا انقلاب زن، زندگی، آزادی تمام شده است؟
در ۶ ماه گذشته، ایران شاهد جنبش اجتماعی قدرتمندی بوده که به انقلاب زن، زندگی، آزادی شهرت یافته و هدف آن به چالش کشیدن ساختارهای مردسالارانهای بوده که شالوده حکمرانی در جامعه ایرانی را بنا نهاده است. در حالی که پروفسور یراوند آبراهامیان (در مصاحبه اخیر با یورونیوز فارسی) این بحث را مطرح کرده که این انقلاب که از نظر او بیشتر جنبه سیاسی داشته به پایان رسیده، (از نظر من) این تحلیل یک واقعیت را نادیده میگیرد و آن این است که این یک انقلاب اجتماعی هم بود.
تمایز میان انقلاب اجتماعی و سیاسی بسیار مهم است. یک انقلاب سیاسی به دنبال تغییر قدرت و ساختار حکومت است و اغلب در پی سرنگون کردن رژیم حاکم یا دولت وقت است. این در حالی است که یک انقلاب اجتماعی در پی متحول کردن جامعه، فرهنگ و ساختارهای اقتصادی است که به زندگی افراد شکل میدهند. انقلاب «زن، زندگی، آزادی» یک انقلاب اجتماعی است چرا که در پی به چالش کشیدن هنجارها و ارزشهای به شدت ریشهدار مردسالارانه و متحول کردن اثرات آن در ساختار حکومت در جامعه ایران است.
این ساختارها به شدت در تار و پود جامعه و فرهنگ ایرانی ریشه دارد و بر همه جنبههای زندگی مردم ایران تاثیر دارد. انقلاب مهسا به دنبال به چالشکشیدن این ساختارها است و راهکاری که برای رسیدن به آن برگزیده، توانمندکردن زنان و افراد جامعه است تا نقش فعالتری در اجتماع خود و در جامعه ایرانی ایفا کنند. این جنبش به دنبال ایجاد مساوات و عدالت برای همه ایرانیان بر مبنای آزادی فردی است. البته چنین تغییری آسان نخواهد بود چرا که ساختارهای مردسالارانه در جامعه ایرانی عمیق و از سوی بخش اصولگرا و سنتی جامعه ایران و همچنین حکومت به شدت مورد حمایت است.
کشمکش برای احیای حقوق زنان، آزادیهای فردی و حقوق بشر در ایران، تنها با تغییر رژيم و اصلاح قوانین و سیاستها ممکن نیست بلکه چنین تغییری باید در نحوه تفکر و رفتار افراد جامعه هم پدید آید. انقلابهای اجتماعی برای شکلدادن و تغییر عمیق در باورها و ارزشهای جامعه و ایجاد رفتارهای نو به زمان بیشتری نیاز دارند. به همین علت هم این جنبش با چالشهای جدی روبروست؛ چه سرکوب از سوی حکومت و چه مقاومت از سوی نیروهای محافظهکار و اصولگرای جامعه ایران.
با وجود همه این چالشها، انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همین حالا هم دستاوردهای بسیار مهمی داشته است. این روزها زنان در ایران توانستهاند آزادی و فرصتهای بیشتری نسبت به قبل از این انقلاب به دست آورند و حضور آنها در عرصه علنی جامعه ایران هم بسیار نمایانتر شده است. این جنبش توانسته آگاهی را نسبت به ضرورت عدالت اجتماعی و برابری جنسیتی بالا برده و بسیاری از ایرانیان را به مشارکت برای احیای حقوق زنان مشتاق کند.
بر همین اساس، اگرچه انقلاب مهسا برای رسیدن به اهداف خود در مقایسه با یک انقلاب سیاسی به زمان بیشتری نیاز دارد، اما اثرات اجتماعی آن عمیقتر و میراث آن پایدارتر خواهد بود به طوری که نسلهای آینده هم از دستاوردهای آن سود خواهند برد.
کمال آذری، محقق تاریخ، نویسنده کتاب «ایران محور امید»
Pars tv network
خیزش «زن، زندگی، آزادی»: ملاحظاتی راهبردی برای یک جمعبندی
۱۰۰ روز از آغاز جنبش میگذرد. سازماندهی و آرایش مجدد جنبش سراسری و گذر از گرگ و میش سایههای درهم تنیده عدم قطعیت، نیازمند پاسخ به سه مساله استراتژیک است: مساله بازتولید، مساله دیپلماسی، مساله جبهه متحد. اولین این مردان «روبسپیر»، دومی «دانتون» و سومی «مارا» نام داشت. آنها در سالن تنها بودند. در مقابل دانتون یک لیوان و یک بطری شراب پوشیده از گرد و غبار قرار داشت که یادآور لیوان آبجوی لوتر بود، روبروی مارا یک فنجان قهوه، و در مقابل روبسپیر چند کاغذ بود.
این تصویرسازی رمانتیک ویکتور هوگو از همه عناصر ذهنیای است که برای انقلاب لازم است: کاغذ، شراب و قهوه.
تصویرسازی هوگو اگرچه زیادی مردانه است، اما فهرست پیشنهادیاش از مواد لازم برای یک تشکیل کارگروه انقلابی همچنان بهروز است: کاغذ یا ایده و آگاهی، شراب یا شور و شجاعت و قهوه یا هوشیاری و بیداری استراتژیک.
خیزشی که طی ۱۰۰ روز گذشته ایران را در نوردید، جلوههای درخشانی از اتصال ایده و شور، آگاهی و شجاعت را به نمایش گذاشت. همراه با کنار رفتن روسریها، حجاب عمومی ترس نیز فرو ریخت، بند از خودبیگانگی اراده سیاسی گسسته شد و به ویژه نوجوانان و زنان و ملیتهای ستمدیده صحنههای مثالزدنی از شور و شجاعت و زندگی را رقم زدند. به لطف شعار الهامبخش «زن، زندگی، آزادی» نیز، ایدهها برای یک زندگی خوب و شایسته کم نیستند. موضوع یادداشت پیشرو، نه ایده و شجاعت بلکه مساله خرد استراتژیک برای تاب آوردن سایهها و ابهامهای پیش از سپیدهدم در شب بلند مبارزه است.
با گذشت بیش از سه ماه از آغاز خیزش سراسری، و در شرایطی که به نظر اعتراضات وارد فازی از فرود نسبی شده و کاهش نسبی اعتراضهای خیابانی میتواند به افزایش نسبی تردیدها و عقبنشینی در تاریکی بیانجامد، بازاندیشی راهبردی در مورد موانع عینی و ذهنی، درونزا و بیرونزا در پیشبرد و تعمیق جنبش، دستورکاری ضروری و فوری است.
به راه افتادن ماشین اعدام جمهوری اسلامی خود میتواند نشانهای تغییر فاز در خیزش عمومی باشد. برخلاف خشونت و کشتار پلیسی خیابانی که هدفش مهار و پایان بخشیدن به اعتراضات است، اعدام خشونتی برای نمادین ساختن پایان است. جمهوری اسلامی بر خلاف موجهای اعتراضی پیشین نتوانست با برگزاری تجمع هوادارانش (مانند آنچه در ۹ دی ۸۸ اتفاق افتاده) نوعی اختتامیه نمادین برای اعتراضات برپا کند و حالا از طریق چوبههای دار در پی تحمیل تقویم خود به روند خیزش سراسری است.
اگرچه رسانههای تبلیغاتی حکومت اعتراضات را با فعل گذشته صرف میکنند، گمانهزنیهای غیرحکومتی همگی بر تداوم یا بازگشت جنبش تاکید دارند، و عطف به اراده و ذهنیت انقلابی حاکم بر انبوه مخالفان و یا با تکیه بر عنیت اجتماعی (و نظر به بحران فزاینده اقتصادی، کسری بودجه و حقوقهای عقبافتاده) خبر از قریبالوقوع بودن فورانهای سیاسی و اجتماعی در پی خیزش «زن، زندگی، آزادی» میدهند.
در وقفه کنونی، آنچه ضروت دارد ترسیم افق پیشرو در پرتو تجربهها، تضادها و بنبستهای گذشته است. علیرغم شدت و گستردگی بیسابقه اعتراضات، جمهوری اسلامی در برابر اعتراضات یکپارچه باقی مانده است. شکاف درون حاکمیت و در نتیجه عقبشینی نسبی بخشهای از هیات حاکمه نقطه عطفی است که میتواند توازن قوا را به شکل برگشتناپذیری به نفع جنبش تغییر دهد. برای رسیدن به چنین نقطهای سه کلید یا راهحل طلایی در مباحثات و گفتوگوهای عرصه عمومی طی سه ماه گذشته مطرح شده است:
الف) ائتلاف فراگیر نیروهای مخالف
ب) قطع کامل روابط دیپلماتیک غرب با جمهوری اسلامی
ج) اعتصاب سراسری…
امیر کیانپور
رادیو زمانه – ۳ دیماه ۱۴۰۱
by حمید بی آزار | 10.سپتامبر 2023 | کمیسیونها
تعریف مشاور:
مشاور هیئت مدیره شورا فردی است صاحب صلاحیت؛ دانش و تجربه در مورد مشخصی که میتواند به هیئت مدیره در عرصهای از کارش (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، حقوقی، فنی، مالی، سازمانی، ورزشی، جوانان، زنان، نظام حکومت، حقوق بشر و غیره) به هیئت مدیره مشورت بدهد. مشاور/مشاورین در زمان های خاص توسط هیئت مدیره دعوت می شوند تا هیئت مدیره بتواند از مشورتهای او/آنان بهرهمند شود.
شرح وظایف مشاوران:
از آنجا که مشاوران برای کمک به هیئت مدیره در اخذ تصمیمات فراخوانده می شوند، لذا شرح وظایف آنان اقتباسی از شرح وظایف هیئت مدیره بر اساس خواهد بود؛ این شرح وظایف می تواند شامل ( ونه محدود به این موارد) باشد:
- ارائه رهنمودها و نظریات برای کمک به عملکرد روشن تر؛ موثرتر و دقیق تر شورا در تصمیم مصوبات ش.م.ت.ا.
- مشورت دادن در زمینه برنامه ریزی، مدیریت و اجرای فعالیت های ش.م.ت.ا.
- مشورت دادن در مورد دریافت کمک های مالی و کنترل بر خرج و دخل و دارایی های ش.م.ت.ا.
- مشورت و ارائه رهنمود برای آماده کردن گزارشات هیئت مدیره برای داخل و خارج شورا
- ارائه نظر برای گسترش روابط عمومی؛ ارتباطات و فراهمکردن زمینهی ارتباط گیری بخشهای گوناگون ش.م.ت.ا.
- شرکت در دیدارها و جلساتی که هیئت مدیره/ بخشی از هیئت مدیره به نمایندگی از شورا شرکت دارند و نیاز به مشورت های مشاور در جریان جلسه دارند؛
- مشورت دادن در مورد برنامه نشست های شورا تهیه گزارش نشستها
- مشورت دادن در مورد مناسبات و روابط با دیگر گروههای اپوزیسیون.
- مشورت دادن در زمینه سیاست گذاری ها؛ اجرای مصوبات؛ حل مسایل اضطراری داخلی و خارجی شورا و غیره.
حقوق مشاور/ هیئت مشاوران:
مشاوران حق خواهند داشت تا نظریات خود را آزادانه ارائه دهند و درخواست کنند که این نظریات محرمانه بماند.
هیئت مدیره الزامی در قبول نظرات مشاوران ندارد.
هیئت مدیره حق در تغییر و ویرایش نظرات ارائه شده دارد.
مشاوران در جلساتی که شرکت دارند، حق رای در تصمیمگیری ندارند.
مشاوران ملزم به حفظ اسرار شورا هستند.
مدت ماموریت مشاور/مشاوران:
مدت ماموریت مشاور/مشاوران؛ بسته به نیاز هیئت مدیره خواهد بود و معمولا مشاور می تواند تا در مدت مدیریت یک هیئت مدیره به وظیفه خود ادامه دهد.
کمکگرفتن از مشاوران:
هیئت مدیره میتواند از اعضا و یا خارج از شورا از کارشناسان، مشاور انتخاب کند.
پروسه انتخاب، دعوت، خاتمه ماموریت، نحوه ارتباطات، مشاوران در شورا توسط کمیسیون دعوت به پیش خواهد رفت.
پ.ن.
این سند با نظر خود مشاوران.تکمیل خواهد شد.
پیشنویس: کیقباد، احد
۱۶ تیر ۱۴۰۲ – ۷ ژوئیه ۲۰۲۳
by حمید بی آزار | 10.سپتامبر 2023 | بیانیه
رژیم تمامیتخواه ولایت فقیه وحشتزده تمام تلاش مذبوحانه خود را برای جلوگیری از بزرگداشت سالگشت و تداوم انقلاب «زن، زندگی، آزادی» بکار گرفته است. تهدیدها و مجازاتها را تشدید و عدهای از کنشگران را پیشگیرانه دستگیر کرده است. بر طبل ناامیدی میکوبد. اصلاحطلبان، اصلاح پذیری رژیم را وعده میدهند. سایبریهای رژیم انقلاب را انکار و شایع میکنند که هیچ خبری نیست و هیچ خبری نیز نخواهد شد.
با هشیاری نسبت به ترفندهای رژیم و اصلاحطلبان دههی قیام، از ۱۵ تا ۲۵ شهریور را با شور و شکوه بیکران برگزار کنیم.
کنشگران میدانی شورا ملی تصمیم از داخل ایران توصیه میکنند:
روز ۲۵ شهریور در خیابانها حضور و ازدحام حداکثری داشته باشیم. با بوق زدنهای ممتد اضطراب رژیم را صد چندان کنیم. تکنیک های ایجاد راهبندان و قفل کردن ترافیک را همرسانی کنیم. به ویژه اتوبانهای خروجی شهرها را ببندیم که بر ترافیک محلات تاثیر میگذارد.
نیرویهای سرکوب از اتوبوسهای سریع (بی آر تی) برای جابجائی استفاده میکنند. ترددهای سریع خودروهایی که نیروی سرکوبگر را جابجا میکنند را مختل کنیم. سرکوبگران گاه از آمبولانسها هم برای سریعتر رسیدن به مکانهای تظاهرات سوء استفاده می کنند که باید هشیار بود.
مراقب دوربینهای مدار بسته امنیتی در خیابانها و میدانها باشیم. انواع پیشرفته آنها همزمان فیلم را به جاهای مختلف میفرستد، امکان زوم کردن بر صدا و تصویر و قابلیتِ شناسایی سیم کارتهای تلفن همراه، کارت ملی هوشمند و پاسپورت از روی شناسایی چیپسِت های همراه آنها را دارند. بهترین راه خنثی کردن دوربینها پاشیدن رنگ در چشمان (لنز) دوربینها است. برای شناسایینشدن در تظاهرات و شعارنویسی، گوشی هوشمند با سیم کارت، کارتملی هوشمند، گواهینامه و پاسپورت همراه نداشته باشید. برای فیلم گرفتن از تظاهرات از دوربینهای یکبار مصرف میتوان استفاده کرد.
حضور و ازدحام حداکثری را گسترده و در تمام میدان های شهر برگزار کنیم تا امکان تمرکز نیرو و سرکوب رژیم کاهش یابد. در تظاهرات همواره عدهای دیدهبانی و پاسداری کنند، تا بهموقع خطر نیروهای سرکوب را شناسایی کنیم و غافلگیر نشویم.
با دوستان نزدیک که آنها را میشناسیم و به آنها اطمینان داریم، انجمن ها و شوراهای تصمیم محلی تشکیل دهیم و امور محلات، تظاهرات و مبارزه را مدیریت و در صورت امکان با محلات دیگر هماهنگ کنیم.
مبارزه ما با رژیم تمامیتخواه فقط به تظاهرات خیابانی محدود نمیشود. نافرمانی مدنی، مبارزه متشکل احزاب سیاسی، تشکلهای صنفی، مدنی و محیط زیستی، اعتصابات کارگران، کارمندان، فرهنگیان، دانشجویان، دانشآموزان، کارکنان درمانی، کامیونداران، بازنشستگان و … در به زانو درآوردن رژیم نقش بنیادی دارند. انتظار این است که این اعتراض های بیرون از محلات با اعتراض های محلات هماهنگ، همگام و همراه شوند و پیوند بخورند.
زن، زندگی، آزادی
کمیسیون فعالیتهای میدانی شورای ملی تصمیم
۱۸ شهریور ۱۴۰۲ – ۹ سپتامبر ۲۰۲۳
by حمید بی آزار | 10.سپتامبر 2023 | مقالات
دلایل نادیده انگاری مشروعیت سیاسی اپوزیسیون در جنبش اجتماعی (اول)
در زمینهی سیاست و اجتماع، بحثهای مربوط به مشروعیت سیاسی و جایگاه اپوزیسیون به عنوان یکی از اجزای اساسی نظام دموکراتیک، از مباحث پیچیده و مهم به شمار میآید. مفهوم مشروعیت سیاسی تأثیر مهمی بر تعاملات و روندهای سیاسی در جامعه دارد و از اهمیت ویژهای در تحولات انقلابی برخوردار است.
اصولاً مشروعیت به معنای قبول و تائید عمومی جامعه از سازمانها و نهادها، نظامها، و حکومتهای سیاسی است. این تائید عمومی ممکن است از طریق رایگیری در انتخابات، تصمیمگیریهای دموکراتیک و یا تأیید و اعتراف افراد و گروهها به کنش اجتماعی جریانات سیاسی ایجاد شود. از این رو، مشروعیت سیاسی به عنوان پایهای اساسی برای استقرار نظامهای حکومتی و تأمین تعادل قدرتها در جامعه مطرح میشود.
در چارچوب این بحث، مفهوم مشروعیت سیاسی اپوزیسیون نیز دارای اهمیت خاصی است. زیرا در روند تحولات کنونی در جامعه ایران و جنبش انقلابی زن زندگی آزادی نیاز است تا سرنوشت اپوزیسیون سیاسی و مشروعیت (کارآمدی یا ناکارآمدی) آن در این تحولات مورد بررسی قرار بگیرد. به این منظور اپوزیسیون بهعنوان طرفی که در مقابل حکومت و نهادهای حاکم در جریانهای سیاسی و اجتماعی ایستاده، به دنبال ارتقاء مشروعیت خود و تأیید عمومی از نظرات و اهداف خود است. این اهداف و نظرات ممکن است تفاوتهای قابل توجهی با نهادهای حاکم داشته باشند، اما مشروعیت سیاسی اپوزیسیون تاثیر مهمی در تعاملات سیاسی و اجتماعی در مرحله گذار از حکومت استبدادی دارد و میتواند راهکارهای مختلفی را برای تعادل قدرتها و تطابق با ارزشهای جامعه امروز و آتی ارائه دهد.
در این زمینه، این تحلیل سعی دارد به بررسی ابعاد مختلف مشروعیت سیاسی اپوزیسیون پرداخته و نقش آن در تعیین سیاق و شرایط سیاسی جامعه را بررسی کند. بهمنظور دستیابی به این هدف، از روشها تحقیقی متنوع، از جمله تجزیه و تحلیل مطالب تاریخ معاصر، مقایسه و تحلیل نظرات متخصصان و افراد حوزه جامعه شناسی سیاسی استفاده می کنیم تا از اهمیت نقش اپوزیسیون بتوانیم در راستای آسیب شناسی جنبش انقلابی زن زندگی آزادی بهره بگیریم و به نقش ذاتی آن در این راستا تاکید نماییم.
در ادامه، با تمرکز بر مفهوم مشروعیت سیاسی اپوزیسیون و نقش آن در ساختار سیاسی و اجتماعی، به بررسی عوامل مؤثر در ایجاد و تقویت مشروعیت سیاسی اپوزیسیون پرداخته و تلاش خواهیم کرد تا چشماندازی نسبتا روشن از این مفهوم ارائه دهیم.
در انتها، با توجه به تحلیلها و نتایج به دست آمده، سعی در ارائه پیشنهادها و راهکارهایی برای تقویت مشروعیت سیاسی اپوزیسیون و بهبود تعاملات سیاسی در جامعه خواهیم داشت. این مقدمه تنها یک نگاه کلی به موضوع ارائه داده و موارد مختلفی میتوانند در ادامه تحلیل شوند.
مشروعیت چیست و بحران مشروعیت کدام است؟
به طور کلی «مشروعیت» به تأیید و پذیرش افراد یا گروهها از وضعیت، قدرت، عملکرد یا نهادی خاص اشاره دارد. در سیاق سیاسی و اجتماعی، مشروعیت به معنای تأیید و پذیرش عملکرد یک نهاد، دولت، حکومت، رهبری یا سیاستهای اجتماعی و اقتصادی توسط مردم، گروهها و جوامع مختلف میباشد. و به این اعتبار «بحران مشروعیت» به معنای کاهش یا تضعیف سطح تأیید و پذیرش افراد یا گروهها از موارد فوقالذکر است. بحران مشروعیت میتواند به دلایل مختلفی ایجاد شود، از جمله:
۱- نقضهای حقوقی یا اخلاقی: عدم رعایت حقوق شهروندان، فساد اداری، سوءاستفاده از قدرت و سایر عوامل مشابه میتوانند منجر به کاهش مشروعیت یک نهاد یا حکومت شوند.
۲- عدم عدالت و توزیع ناعادلانه منافع: اگر منافع اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی به نحو ناعادلانه توزیع شود، افراد ممکن است مشروعیت نهادها و سیاستها را به چالش بکشند.
۳- بحران اقتصادی: رکود اقتصادی، بیکاری افزایش یافته، تورم ناپایدار و مشکلات مشابه میتوانند باعث کاهش مشروعیت دولت یا سیاستهای اقتصادی شوند.
۴- عدم حفظ امنیت و استقرار: نقص در حفظ امنیت داخلی یا عدم توانایی در حفظ استقرار کشور میتواند به نقصان مشروعیت حکومت منجر شود.
۵- عدم تأمین نیازهای اساسی: اگر یک نهاد نتواند نیازهای اساسی مردم را تأمین کند، مشروعیت آن نهاد کاهش مییابد.
بحران مشروعیت ممکن است باعث ناپایداری اجتماعی، اعتراضات، اضطراب و حتی تغییرات سیاستی و اجتماعی گسترده شود. در نتیجه، حفظ و تقویت مشروعیت نهادها و سیاستها برای حفظ استقرار اجتماعی و سیاسی بسیار مهم است.
دلایل بحران مشروعیت در اپوزیسیون سیاسی؟
بحران مشروعیت در اپوزیسیون سیاسی میتواند به عوامل داخلی و خارجی مرتبط با کنش اپوزیسیون و ساختار حاکم بر کشور مربوط شوند. به بعضی از دلایل رایج برای بحران مشروعیت در اپوزیسیون سیاسی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- مشکلات داخلی اپوزیسیون: اپوزیسیون ممکن است دچار مشکلات داخلی در ساختار و راهبردهای تشکیلاتی، سیاسی، عدم هماهنگی و توافق بر سیاستها و برنامهها بین مواضع اعضا، و … شود. این مشکلات میتوانند باعث کاهش اعتماد عمومی به اپوزیسیون و بالا رفتن بحران مشروعیت آن شوند.
۲- عدم ارتباط و برخورد پویا برای حل مشکلات و نیازهای مردم: اگر اپوزیسیون نتواند به خوبی به مشکلات و نیازهای واقعی مردم پاسخ دهد و راهکارهای مؤثری ارائه ندهد، مشروعیت آن کاهش مییابد.
۳- عدم برنامهریزی و استراتژی موثر متناسب با شرایط تاریخی و عینی جنبش: اپوزیسیون برای افزایش مشروعیت باید برنامهریزی دقیق و استراتژی موثری داشته باشد. عدم وجود راهبردهای واضح و کارآمد میتواند باعث کاهش اعتماد عمومی به اپوزیسیون شود.
۴- تضاد و ناهماهنگیهای داخلی اپوزیسیون در هماهنگی سیاسی: اگر اپوزیسیون تضادها و ناهماهنگیهای داخلی دارد که منجر به پدید آمدن تصویری ضعیف و نامتوازن از گروه میشود، این میتواند مشروعیت را تضعیف کند.
۵- تأثیرات خارجی بر استراتژی اپوزسیون: دخالتهای خارجی در امور داخلی اپوزیسیون و ترتیبات کشور، میتواند به کاهش مشروعیت اپوزیسیون منجر شود. افراد و گروههای داخلی ممکن است اعتماد خود را به اپوزیسیون از دست دهند اگر حس کنند اپوزیسیون جهت اتخاذ استراتژی در سرنگونی تحت تأثیر قدرتهای خارجی قرار دارد.
۶- استفاده از تندرویی و افراط گرایی و تعصبات فرقه گرایی: استفاده از تندرویی، افراط گرایی و افکار متعصبانه میتواند باعث کاهش جذابیت و مشروعیت اپوزیسیون شود.
۷- مطالبات غیر ملی که با خوانش تجزیه طلبی همسنگ باشد: اگر اپوزیسیون تلاش کند تا تجزیهطلبیها یا مطالبات منحصربهفردی را ترویج دهد که با علاقهها و نیازهای گستردهتر مردم همخوانی ندارد، مشروعیت آن تضعیف میشود.
به طور کلی، برای حفظ و تقویت مشروعیت در اپوزیسیون سیاسی، لازم است که این گروه توانایی ارائه راهکارها، برنامهها و استراتژیهای مؤثر در پاسخ به مشکلات مردم داشته باشد و تا حد امکان از تضادها و مشکلات داخلی جلوگیری کند.
نقش پروپاگاندای حکومتی در نادیده انگاری اپوزیسیون توسط مردم؟
پروپاگاندا حکومتی در نادیده انگاری یا کم توجه ای مردم به اپوزیسیون ایفا نقش کند. در نظامهای دیکتاتوری دینی چون جمهوری اسلامی این امر میتواند شامل موارد زیر شود:
- تشویق به تفکر یکطرفه: پروپاگاندا به منظور تشویق مردم به تفکر یکطرفه و فقط گوش دادن به دیدگاههای حکومت بیشتر به کار گرفته می شود. در این صورت مردم مداوما تصاویر منفی از اپوزیسیون می شنوند که باعث می شود کمتر به ایدهها و نقدهای آنان اقبال نشان می دهند.
- تضعیف اعتماد به اپوزیسیون: پروپاگاندا در تضعیف اعتماد به اپوزیسیون و تشویق به تردید درباره اهداف و قدرت آن تاثیر مستقیم دارد. این روش موجب نادیده انگاری اپوزیسیون توسط مردم می شود.
- ایجاد ناامنی و ترس از تغییرات: حکومت با روش پروپاگاندا میتواند تصویری از اپوزیسیون به عنوان عاملی منفی و تهدیدکننده ارائه دهد که انجام تغییرات باعث ناامنی و نقض استقرار میشود. این ترس از تغییرات ممکن است موجب نادیده انگاری اپوزیسیون توسط مردم گردد.
- تشویق به تفرقه: حکومت با استفاده از پروپاگاندا، تفرقه درونی در اپوزیسیون ایجاد می کند و تصویری از تفاوتها و ناهماهنگیها را به صورت تضادی نمایش می دهد، که به ناپایداری و نارضایتی هواداران یا اقشار و طبقات اجتماعی از اپوزیسیون منجر میشود. این تفرقه می تواند مردم را از حمایت اپوزیسیون دور نگه دارد.
- استفاده از تجزیهطلبیها: حکومت تصویری از اپوزیسیون به عنوان افراد یا گروههای تجزیهطلب ایجاد کند که مردم تصور می کنند که عامل آسیب پذیری وحدت ملی و یکپارچه گی جغرافیای سیاسی کشور گردد.
در یک مثال تاریخی مربوط به دوره حکومت نازی در آلمان؛ رژیم نازی از پروپاگاندا شدیدی به منظور تشویق مردم به ایدهآلها و سیاستهای حکومت خود و تشویق به تفکر یکطرفه استفاده میکرد. این پروپاگاندا به شدت اعتماد مردم به هر گونه اپوزیسیون یا دیدگاههای مخالف را کاهش داد و موجب نادیده انگاری بسیاری از مردم نسبت به انتقادات و نقدهای اپوزیسیون شد. و در ابتدا باعث حمایت بیشتر مردم از حزب نازی گشت.
علاوه بر پروپاگاندا، موارد دیگری نیز میتوانند نقش کلیدی در تغییر اذهان مردم نسبت به اپوزیسیون داشته و تأثیر بر نگرشها و رفتارهای آنها بگذارد. مهمترین موارد عبارتند از:
– آموزش و تربیت: محتوا و رویکردهای آموزشی میتوانند تأثیر قوی بر انگیزهها، ارزشها و دیدگاههای اجتماعی داشته باشند.
– تجربیات شخصی از رویدادهای تاریخی: تجربیات مثبت یا منفی از رویدادها، جنبش ها و انقلابها، رهبران سیاسی، نهاد حکومت و… ممکن است عامل بازدارنده در اقبال عمومی نسبت به اپوزیسیون ایجاد نماید.
- نقش رسانهها و خبرنگاران: رسانهها و وسایل اطلاعرسانی تأثیر قوی در شکلدهی به نگرشها دارند. اخبار، گزارشها، نقدها و تحلیلهای رسانههای حکومت در نظام استبدادی جمهوری اسلامی عمدتا تصویری کاملا متفاوت از وقایع و شخصیتها در ذهن مردم ایجاد می کنند.
- تجربه اجتماعی و فرهنگی: تفاوتهای نسلی، جنسیتی، قومی، دینی و مجموعه تجربه های اجتماعی و فرهنگی افراد و جوامع میتواند به عنوان یک عامل کلیدی در شکلدهی به دیدگاهها و اعتقادات عمل کند.
- اقتصاد و توانمندیهای مادی: وضع طبقاتی و میزان توانمندی مادی خانواده ها و استفاده بهینه از فرصتهای افراد میتوانند تأثیرگذاری بر نگرشها و تصمیمات آنها داشته باشند.
- تفکرات دینی و مذهبی: با توجه به تجربه اسلام سیاسی در ایران «مذهب و تفکرات دینی» توانسته است نقش کلیدی در شکلدهی به اعتقادات و رفتارهای افراد ایفا کنند.
- جوامع مجازی و شبکههای اجتماعی: هم اکنون در دوره عصر ارتباطات دیجیتال، جوامع مجازی و شبکه های اجتماعی می توانند تأثیرات بسیاری در اذهان مردم داشته باشند و تصاویر و اخباری را منتشر کنند که نگرشها را تحت تأثیر قرار میدهند. نمونه آنرا ما در جنبش انقلابی زن زندگی آزادی شاهد بودیم که چگونه تاثیر بر فراگیری مبارزه گذاشت.
بطور نمونه اگر انقلاب صنعتی در انگلستان را یک «مرحله از تحول تاریخی در غرب و دنیای جدید» بپذیریم، مشاهده می شود که این انقلاب با تغییرات شگرفی که در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی بوجود آورد، باعث گشت تا نقش مهم و کلیدی در شکل دهی به نگرشها و رفتارهای مردم انگلستان و جوامع آن روز (در جامعه روستایی و تحول به جامعه شهری و دیگر تحولات ساختاری)، ایفا نماید. و هم اکنون می شود تحولات عصر ارتباطات دیجیتال و مجازی، شبکه های اجتماعی، و اینترنت را با چنین استدلالی ارزیابی نمود که تاثیر آن بر جامعه رنگین کمان ایران (و جهان امروز) بسیار وسیع و معنادار بوده است که یکی از تاثیرات آن در ۱۴۰۱ بر جنبش انقلابی «زن زندگی آزادی» بود.
در این مقاله برای تحلیل از مشروعیت سیاسی اپوزیسیون از منابع زیر استفاده شد:
- نجاتی، غلامرضا (۱۳۸۰)، نگاهی از درون به جنبش چپ ایران، تهران شرکت سهامی انتشار.
- شمس، وحید (۱۳۹۵)، بررسی اطلاعاتی احزاب و گروههای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی ایران، تهران: دانشگاه اطلاعات و امنیت ملی.
- بهروز، مازیار (۱۳۸۰)، شورشیان آرمان خواه، ترجمه مهدی پرتوی، تهران، انتشارات ققنوس
- پناهی، محمد حسین (۱۳۸۹)، نظریه های انقلاب، وقوع، فرایند و پیامدها، تهران: سمت
- صمیمی، کیوان (۱۳۸۴)، اپوزیسیون و حاکمیت، بازتاب اندیشه شماره ۶۳
- ناتالی بریک و شارون وینبلوم – ترجمه از انگلیسی: عبدالعزیز مولودی، منظور از «اپوزیسیون چیست؟» چشم انداز نظری، ماهنامه سراسری اجتماعی، سیاسی «تفکر انتقادی»، سال دوم، شماره دهم، تیر و مرداد ۱۴۰۰
– کتاب “The Politics of Regime Structure Reform in Democracies: Israel in Comparative and Theoretical Perspective” نوشته Michael Barnett و Noam Lupu: این کتاب به بررسی تاثیر تغییرات در ساختار نظام در دولتهای دموکراتیک، بهویژه در اسرائیل، بر مشروعیت اپوزیسیون و حکومت میپردازد.
– کتاب “Democracy and Legitimacy in the European Union” نوشته Hermann-Josef Blanke و Stelios Stavridis: این کتاب به بررسی مشکلات مشروعیت سیاسی در اتحادیه اروپا و نقش اپوزیسیون در تقویت مشروعیت سیاسی این نهاد میپردازد.
– مقاله “Opposition and Legitimacy: The Role of the Opposition in Building Democratic Legitimacy” نوشته Swen Hutter و دیگران: این مقاله به بررسی نقش اپوزیسیون در ساخت و تقویت مشروعیت دموکراتیک در یک جامعه میپردازد.
– مقاله “Legitimacy and Opposition Parties” نوشته Nancy Bermeo :در این مقاله، نانسی برمئو به تأثیر اپوزیسیون بر مشروعیت سیاسی در حکومتها و سیستمهای دموکراتیک میپردازد.Top of Form
by حمید بی آزار | 10.سپتامبر 2023 | مقالات
با درود و مهر فراوان به پیشگاه ملت شریف ایران
جنبش انقلابی زن زندگی آزادی که درپی خاموشی دختر ایران ژینا (مهسا امینی) توسط سپاه تاریکی و لشکر ظلمت رقم خورد، این پیام از سوی شبکه دادخواهان و خانواده های دادخواه در کمیسیون دادخواهی وحقوق بشر شورای ملی تصمیم صادر میگردد.
جوانان، نوجوانان و کودکانی به خیابانها آمده و حماسه آفریدند از کیان تا نیکا، اسرا و حمید و مهرشاد، آرنیکا، پریسا، حدیث، سارینا، مجیدرضا، محمد مهدی، مهدی، محسن و همه کسانی که در بی کسی وبیخبری اعدام و یا کشته، چه بسا ددمنشانه چشمه های نور چشمانشان کور و یا کسانی که همواره در دخمه های اهریمنی ستم ملایان زجر میکشند و یا کسانی که در تبعید وحصر قرار گرفته ویا آواره شدند، همگی چراغی افروختند از خِرد که سیاهی شب را در نوردید و اشباح خبیث را به پستو ها راند اینک که در سالگرد پر پر شدن عزیزانمان هستیم در طلوع خورشید بر فراز بلندیهای شهر خواهیم ایستاد بانگاه بر افق روشن دندان برهم میفشاریم و با مشتهای گره کرده بغض انقلابی خودرا فریاد خواهیم کرد.
در این عرصه نقش دختران ومهر بانوان پولادین ایران بی بدیل و شایسته ثبت در تاریخ پر افتخار ایران است؛ چرا که زن زندگی وآزادی سه کلمه است که در یک معنا تجلی دارد و به پاشنه آشیل اهریمن آخوند تبدیل شده است. مورخ ۲۵ امرداد ۱۴۰۲ بانو محمدی نایب رئیس کانون مدافعین حقوق بشر طی گزارشی مبنی بر شدت گرفتن شکنجه های فیزیکی علیه زنان زندانی، خصوصاً در بندهای امنیتی توجه گزارشگرحقوق بشر سازمان ملل و همه نهادهای مدافع حقوق بشر را به این مسئله جلب نمود.
ما هم بعنوان یک نهاد دادخواهی از سوی خانواده این عزیزان فریاد مظلومیت ایشان خواهیم شد و مشعلهای آگاهی را برای همه دیدبانان حقوق بشر می افروزیم. لازم به ذکر است مهربانو بهاره هدایت در زمان تقریر این سطور در اعتصاب غذای خشک بسر میبرد ومیبایست در این زمان حساس صدای خواسته های ایشان و همبندانش باشیم.
به امید پیروزی
جاوید وپاینده باد ایران✌
کمیسیون دادخواهی وحقوق بشر شورای ملی
۱۸ شهریور ۱۴۰۲ – ۹ سپتامبر ۲۰۲۳