شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

یادداشت عزیز قاسم زاده به مناس…

یادداشت عزیز قاسم زاده به مناس…

ضرورت است که افراد را سَری باشد 

وگرنه مُلک نگیرد به هیچ روی نظام

به شرط آنکه بداند سر اکابر قوم        

که بی وجود رعیت سری است بی اندام

به نام خداوند جان و خرد!

روز جهانی معلم در رسیده است ودر این دیار همواره از بانگ بلند تجلیل های تصنعی و تحلیل های تفننی در رسانه های رسمی از مقام معلم ، هفت گنبد افلاک پر صداست.

جاهلان قدر می بینند و پخمگان بر صدر می نشینند و نخبگان به غرب می گریزند . ناتُراشیدگان بر صدر نشسته ، منازعت با ناصحان و صالحان مشفق و مسامحت با ملازمان و مقربان مغرض را پیوسته در دستور کار می دارند و بیم بلا را آن قدر می گسترند تا عاقلان، گلیم نوا و شمیم هوا را از گلو و حلقوم حقیقت بیرون نیاورند و خاموشی پیشه کنند. رهروان تدبیر بسته در زنجیرند و خستگانِ شمشیر در تکثیرند. منجنیق آسمان ایران میغ فتنه می بارد و تیغ شحنه می کارد. خشم ها و رشک ها از پی جفا های بی شمار و ستم های بی گُدار،چشم ها را گریان و دلها را بریان کرده است و رقم شقاوت و قلم عداوت به ساحت علم و عالِم از حد فزونی گرفته است. دو وزارتخانه آموزش و پرورش و آموزش عالی در تصفیه معلمان و استادان با یکدیگر به رقابتی سخت و تنگ دست یازیده اند. اساتید و عالمان دانشگاه را اخراج می کنند و چاکران و مداحان بارگاه را به معراج می بَرند. راهزنان علم، بی باکی و گستاخی را از حد گذرانیده اند تا در کسوف و غروب علم و عالِم و در میدانی بی رقیب سروری کنند. قلم هر اندازه در طرح این غمنامه زودتر شتافت، در شرح این ویرانه بیشتر شکافت. فتنه و آشوب از حد گذشته و رخنه و سالوس درسر نشسته. مردان و زنان روشنگر که گرمی می افکنند از دونان ستمگر بی شرمی می بینند. درب دانش را در مدرسه و دانشگاه بر اولالباب می بندند تا بومسیلم ها در کذابی گوی سبقت از هم بربایند. غرض عیان گشته است و هنر نهان. 

چون دهد قاضی به دل رِشوَت قرار

کی شناسد ظالم از مظلوم زار

صدهزاران مومن مظلوم کشت        

 که پناهم دین موسی را و پشت

اینک که روز جهانی معلم فرا رسیده است، قلندران سرو قامت طریقت معلمی یا به عَسس گماردگان دستگاه آموزش و پرورش، معزول و یا به قلم قاضیان همسو با فرامین خواسته شده، محبوس گشته اند.

محمود ملاکی معلم زندانی، عاتکه رجبی و فریبا انامی برخی از معلمانی هستند که غمگنانه به سرنوشت اخراج از آموزش و پرورش دچار گشته اند و رسول بداقی ، هاشم خواستار، اسماعیل عبدی ، جعفر ابراهیمی، مهدی فتحی، اصغر امیرزادگان ، جواد لعل محمدی،حسین رمضانپور، ناهید شیر پیشه و زینب همرنگ معلمان شریفی هستند که همچنان طعم تلخ زندان را سرافرازانه نوش می کنند. گرچه معلمان محبوس تنها به این نامها ختم نمی شود. زین میان معلمان دیگری از استانهای مختلف ایران هم هستند که به بازنشستگی پیش از موعد و تقلیل گروه نایل شده اند که شمار آنها بسی افزون تر از آن است که در این خامه کوتاه گفته آید. 

دردا و دریغا که حسد این بار ساحت آموزش و قامت دانش را رصد کرده تا با خلق انقلاب فرهنگی دوم قدِ بلند و قامت سرافراز آگاهی و بیداری را خمیده نماید بل علم را خوار و عالِم را زار کند.

فرادستان قدرت پنبه در گوش کرده اند و رخنه در هوش برده اند. اصراری که بر هدم و نابودی اصول مهم قانون اساسی همچون اصل ۲۶ (حق تشکل یابی) و اصل ۲٧ ( آزادی اجتماعات) و اصل ۳۰( آموزش رایگان) از سوی مجریان حکومتی تاکنون رفته است، هرگز خصم آنها را چنین دشمنی با این اصول نبوده است که حافظان و ناظران و مجریان قانون خود به جنگ این اصول قانونی رفته اند. مداعبت و ملاعبت با قانون و مسامحت با قانون شکنان، حکایت مدام و شکایت تمام مناصحانی است که آوخ گوشی شنوایی تاکنون برای افغان خویش نیافته اند.وزیران آموزش و پرورش هر بار در درک و فهم جایگاهی که بر آن تکیه زده اند ناتوان تر و بیگانه تر از اسلاف خویشند. وزیر کنونی در مخالفت با اصل سی و آموزش رایگان گوی سبقت را از همه اسلاف خود تمام قد ربوده و در عبارتی شرم آور در دفاع از خصوصی سازی و طبقاتی کردن آموزش در پاسخ خبرنگاری که می گوید به علت هزینه های بالای مدارس غیر دولتی توان ثبت نام فرزندانش را ندارد، اظهار می دارد: 

“شما اگر بخواهید ماشین مدل بالاتری هم بخرید، باید پول بیشتری بدهید”

و چه غمناک است که شروع مهر امسال مصادف شد با غیاب حضور دانش آموزان معصوم و بی گناهی که سال گذشته مظلومانه پرپر شدند. واگر تدبیری بر امور حاکم بود، امروز جای خالی آنها در کلاسهای درس برای معلمان و همکلاسیهایشان، چنین اندوهی عظیم خلق نمی کرد.

این جانب بار دیگر مومنانه و معلمانه و مصلحانه به زعمای امور و به ویژه مصدر نشینان مصطبه ریاست و وزارت هشدار می دهم که از سیاست ” سرهنگیهای فرهنگی” دست شویند و به آموزش به عنوان مادر همه تحولات اساسی در فرایند توسعه بنگرند.

ویرانه را ویرانه تر کردن هنر نیست. نفرین خلقی اندر پی آن است.

نیکوان رفتند و سنتها بماند         

وزلئیمان ظلم و لعنتها بماند

هرکه او بنهاد ناخوش سنتی        

سوی او نفرین رود هر ساعتی

دل خلق را ریش کردن تیشه به ریشه خویش زدن است و راه هلاک پیمودن.

فضا را با قضا بستن ، طریق جَستن از بحران ها و فایق آمدن بر طوفان ها نیست. هوا را تازه و آزادی را بی حد و اندازه کنید. مغز را نیکو و عمل نغز را پیشه ی مینو کنید. بیش از این با خلق خدا در نیاویزید و بررنجوری آنها نیفزایید. اگر به بیم خالق نمی اندیشید، دست کم به حسن عاقبت خویش بیندیشید. از سعایت و شقاوت حذر کنید و به آزادی اگر به مثابه حق بشر نمی نگرید، دست کم برای ملک داری بهتر نظر کنید و نیک بدانید که ظلم ظالم چاه مُظلم را پر خواهد کرد و فغان ضعیفی که امان می خواهد غلغلی در سپاه آسمان اندازد.

 ای که تو از جاه ظلمی می کُنی      

دانک بهرِ خویش چاهی می کَنی  

شهد حلاوت از خلق الله ستاندن و زهر عداوت در حلق آنها نشاندن و جهد تمام بر ظلم مدام ورزیدن، معنایی جز چشمها را دوختن و عالَمی را سوختن ندارد. از کبر و جباریت دلها را لرزاندن و چشمها را گریاندن و غمها را افشاندن، بیخ کَن هر بنیاد است و طریقتی بر باد است . باید این نمرود آتش افروز را به آب صفا و طریق وفا خاموش کرد.

مکن تا توانی دل خلق ریش        

وگر می کُنی می کَنی بیخ خویش

مراعات دهقان کن از بهر خویش    

که مزدور خوشدل کند کار خویش

عزیز قاسم زاده

 زندان لاکان رشتبند میثاق

۱۴۰۲/۰۷/۱۱

بیانیه ۳۲۰ تن از فعّالان سیاسی…

بیانیه ۳۲۰ تن از فعّالان سیاسی…

حمایت ازمطالبات مردم سیستان و بلوچستان وظیفه ملّی ماست!
 
در روزهایی که یادآور جنبش سراسری زن، زندگی، آزادی و فاجعه بزرگ جمعه سیاهِ مهرماه و اعتراض خونین مردم رنج‌دیده و زحمتکش بلوچ است، ضمن تسلیت به خانواده‌های قربانیان، حمایت از مطالبات به حق هم‌وطنان، بویژه مردم آزادی‌خواه سیستان و بلوچستان‌ را وظیفه خود می‌دانیم. با آن‌که در سالگرد جمعه خونین، ماموران با ایجاد جو امنیتی و ارعاب، ده‌ها نفر را بازداشت و عده‌ای را نیز مجروح و‌مضروب کردند امّا مردم و تلاش‌گرانی که پدیدآورنده و ادامه‌دهنده‌ی اصلیِ جنبشِ عدالت‌طلبانه‌ی یک ساله‌ی اخیر در آن استان پُرنیاز و محروم هستند، هم‌چنان از پای ننشسته‌اند.

در این‌میان نقش مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در حمایت از زنان و مردان شجاع بلوچ و اعتراض‌های یک سال اخیرِ مردم زاهدان، الگویی برای روحانیان مستقل و منتقد است.

اکنون استمرار این اعتراضات گونه‌ای از یک سنّت سنجیده مبارزاتی را شکل داده‌ که پیوند مطالبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دینی، مذهبی و قومی با منافع ملی ایران، حمایت بی‌قید و شرط از حقوق دختران و زنان، تاکید بر حجاب اختیاری و مخالفت با حجاب اجباری، نفی هرگونه خشونت‌گرایی، اصرار بر حفظ تمامیت ارضی و منافع ملّی ایران و صحه‌گذاردن بر حقّ اعتراض مردم و حقّ تعیین سرنوشت از مهم‌ترین ارکان آن شمرده‌می‌شود و امیدداریم بنیان‌های ایران آینده نیز بر همین مبانی پی‌ریزی شود.

ما ضمن تسلیت مجدد به همه خانواده‌های داغدار، برای هموطنان بیدارِ اهل تسنن و بلوچ، ایرانی سرشار از عدالت، انصاف و آزادی آرزو می‌کنیم تا در آن همه ایرانیان به دور از هرگونه تبعیض، از جمله تبعیضِ دینی، مذهبی و قومی، در صلح، عدالت، توسعه و آزادی زندگی کنند.

اسامی امضاء کنندگان در لینک زیر

B2n.ir/b07366

https://t.me/peyghameashna
جان روحانی ارزشمند و شریف جناب…

جان روحانی ارزشمند و شریف جناب…

هموطنان‌گرامی

جان روحانی ارزشمند و شریف جناب عین‌الله رضازاده جویباری در خطر جدی است.
ایشان در تماس تلفنی دوشنبه دهم مهرماه از اعتصاب غذای حدود دو ماهه خود بخاطر هزاران ظلم و جنایت در این کشور به مردم و زندانیان بی‌گناه سیاسی گفته و بخاطر وخامت حالش حلالیت طلبیده و در حین تماس از حال رفته و به زمین افتاده و از هوش رفته است.
ماموران حفاظت زندان تیرکلای ساری در ادامه‌ی مکالمات تلفنی، گوشی را برداشته و به مخاطب تلفن گفتند، خواهش و التماس می‌کنیم فکری بحال این مرد بکنید که یا مشکلش حل شود یا اعتصاب غذای خود را بشکند، لازم است بسرعت ایشان درمان بشود، جانش در خطر است…

با عنایت به اینکه رژیم ددمنش گوش شنوایی ندارد و به مرگ همه‌ی این ملت راضی هست تا بتواند منابع و منافع کشور را چپاول کند.
ما جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و حقوق بشری داخل و خارج کشور و خانواده‌های دادخواه، از جناب آقای رضازاده جویباری تقاضا و استدعا داریم، حتما به اعتصاب غذای خود پایان داده، تا در سلامت بیشتر بزودی مرگ رژیم جنایتکار و مزدوران پلیدش را ببیند، به رژیم‌ فاسد و مزدورانش نیز هشدار می‌دهیم‌ مسئولیت حفظ سلامت ایشان بعهده شما از خدابی‌خبران است.

ضمنا اعلام می‌داریم که هر گونه اعتصاب غذا، با اینکه رساندن صدای مظلومیت بیگناهان است، ولی از این پس مذمت شده و باعث صدمه به عزیزان ما و جنبش مردمی است.
زندانیان سیاسی گرامی بدانند ما صدای شما بوده و هستیم.
از آقای عین‌الله رضازاده جویباری حمایت کرده و سلامت ایشان را از واجبات دانسته و ادامه اعتصاب را به زیان وی و قیام مردمی ایران می‌دانیم.
بزودی با ریشه‌کنی رژیم ضدمردمی، در ایرانی آزاد و آباد، باید شما اسطوره‌ها را در وطن‌مان سالم و سر حال داشته باشیم.
مبادا با صدمه بخود موجب شادی دشمنان ایران و حکومت ضد مردمی شوید.

لازم به ذکر است آقای عین‌الله رضازاده جویباری ۵۳ ساله و از رزمندگان جنگ ایران و عراق و برادر دو شهید گرانقدر آن جنگ و از روحانیونی هستند که خود را خلع لباس کرده و سالها زجر زندان و تبعید را کشیده است.

[جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و حقوق بشری داخل و خارج کشور و خانواده‌های دادخواه و ایثارگران جنگ هشت ساله]