گزارش سالانه ۲۰۲۳ وضعیت حقوق ب…


منبع- کانون نویسندگان ایران
۳ ژانویه ۲۰۲۴
میتراود مهتاب
میدرخشد شب تاب
نيست يك دم شكند خواب به چشمِ كس و ليك
غم اين خفتهی چند
خواب در چشم ترم ميشكند…
نیما یوشیج (۱۲۷۶- ۱۳۳۸) پایهگذار شعر نو فارسی، پس از عمری کوشش خستگیناپذیر برای یافتن راهی نو در شعر ایران، در ۱۳ دیماه دیده از جهان فرو بست.
این شاعر آزادیخواه و آزاداندیش، و به قول شاملو «روستاییِ زمزمهگر»، که بر زبان فرانسه تسلط داشت و در آثار شاعران اروپایی با نگاههای نو آشنا شده بود، لزوم رهایی شعر فارسی از سیطرهی قالبهای کهن را دریافت، ساختارهای جاافتادهی آن را به چالش کشید و با نوآوریهای زبانی کوشید شعر را به گفتار طبیعی نزدیک کند. پیش از نیما و همزمان با او شاعران دیگری نیز با دیدگاهی نوگرا و انتقادی به تجربهگری در کنارگذاشتن اوزان عروضی پرداخته بودند، اما استواری نیما در این راه و تبیین نظریِ این نگاه نو به شعر بود که «آب در خوابگه مورچگان» ریخت و جریانساز شد تا بهحق او را در جایگاه پیشگام شعر نو فارسی تثبیت کند. گواه آن دامنهی گستردهی تأثیرگذاری نیما بر شمار فراوانی از شاعران پرآوازهی معاصر است: احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، رضا براهنی، اسماعیل شاهرودی، سیاوش کسرایی، فریدون مشیری و بسیاری شاگردان دیگر که معنی شعر را از او آموختند اما به تقلید شیوهاش اکتفا نکردند و با گذر از معبری که او گشوده بود هر یک به راه خود رفتند.
در سال ۱۳۴۷ کانون نویسندگان ایران، که تازه فعالیت خود را آغاز کرده بود، نهمین سالگرد درگذشت این چهرهی درخشان شعر فارسی را هم در آخرین گردهمآیی هفتگی اعضا در دیماه گرامی داشت و هم در مراسمی به نام «شب نیما یوشیج» که بهمنماه در تالار دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزار کرد و با استقبالی انبوه و پرشور روبهرو شد. بیست سال بعد، گرامیداشت یاد نیما در دیماه ۶۷، که البته درنهایت امکان نیافت، محملی شد برای گرد هم آمدن اعضای کانون نویسندگان ایران و راه را برای آغاز دورهی سوم فعالیت این تشکل هموار کرد.
یاد و یادگاران نیما یوشیج جاودان!
منبع- کانون نویسندگان ایران
۳ ژانویه ۲۰۲۴
یکشنبه- ۱۰ دی ۱۴۰۱
گروه خبر کمیسیون رسانه شورای ملی تصمیم بنا به روش گذشته به بازنشر گزارشات سازمانهای حقوق بشر در رابطه با وضعیت کنشگران ایران در داخل کشور ادامه می دهد. بنا به این رویه گزارش زیر بازنشر می یابد.
گروه خبر کمیسیون رسانه شورای ملی تصمیم
طبق گزارشات این سایت قرار است تا درباره هر یک از موضوعات زیر در روزهای آتی جداگانه منتشر خواهد شد.
اجرای حکم اعدام دستکم ۸۲۳ زندانی
با استناد به آمار به ثبت رسیده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری ههنگاو، طی سال ۲۰۲۳ دستکم حکم اعدام ۸۲۳ زندانی در زندانهای مختلف ایران اجرا شده است که هویت کامل ۶۶۷ نفر از آنها برای ههنگاو احراز شده است.
از مجموع زندانیانی که اعدام شدهاند ۳۱ نفر به اتهام فعالیتهای سیاسی، مذهبی و شرکت در اعتراضات و جنبش ژن ژیان ئازادی و آبان ۹۸ اعدام شدهاند که ۹ نفر از آنها زندانیان کُرد بودهاند. با استناد به آمار ههنگاو، در سال گذشته دست حکم اعدام دستکم ۱۷۹ زندانی بلوچ معادل ۲۱.۵٪ کل اعدامیها و ۱۵۱ زندانی کُرد معادل ۱۸.۵٪ کل موارد اعدام شدهاند. همچنین ۵۴ زندانی تُرک، ۴۸ زندانی لُر و ۲۸ زندانی تبعه افغانستان اعدام شدهاند.
همچنین در سال گذشته حکم اعدام دستکم ۲۲ زن و ۵ کودک مجرم که در سنین زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده بودند، در زندانهای جمهوری اسلامی ایران اجرا شده است. در سال گذشته بیشترین زندانیان به اتهام جرایم مرتبط با مواد مخدر اعدام شدهاند. حکم اعدام ۴۶۸ زندانی که معادل ۵۷٪ کل آمار میباشد، به اتهام جرایم مرتبط با مواد مخدر اجرا شده است. ۲۸۴ زندانی نیز به اتهام قتل عمد اعدام شدهاند.
کشته و زخمی شدن دستکم ٣٣٣ کولبر
با استناد به آمار ههنگاو، طی سال ۲۰۲۳ میلادی کشتار کولبران نسبت به سالهای گذشته با افزایش چشمگیری روبرو بوده به نحوی که ۴۱ کولبر و کاسبکار کشته شده و دستکم ٢٩٢ کولبر نیز زخمی شدهاند. از مجموع کولبرانی که قربانی شدهاند ۸۶.۵٪ (۲۷ کشته و ۲۵٩ زخمی) با شلیک مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران کشته و یا زخمی شدهاند و بقیه موارد در اثر انفجار مین و سوانح طبیعی نظیر، بهمن، سرمازدگی و… بوده است.
همچنین، یک کولبر ۱۶ ساله با شلیک مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شده و ۲۵ کودک کولبر دیگر نیز در سال گذشته زخمی شدهاند. بیشترین کولبران که ۱۷٩ مورد میباشد در مرزهای استان کُردستان (سنه) قربانی شدهاند و پس از آن در استان کرمانشاه (کرماشان) که ۱۳۸ کولبر کشته و یا زخمی شدهاند.
وضعیت زندانها در سالی که گذشت
در سال ۲۰۲۳ دستکم ۳۴ زندانی در زندانهای ایران جانشان را از دست دادهاند که ۱۱ مورد آنها زیر شکنجه جان باختهاند. از ۱۱ زندانی که زیر کشنجه جانشان را از دست دادهاند ۸ نفر زندانیان کُرد، ۲ نفر بلوچ و یک نفر نیز لر بختیاری بوده است. همچنین ۷ زندانی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی و تعلل در انتقال به مراکز درمانی و همچنین مسمومیت و خودکشی و درگیری با دیگر زندانیان جانشان را از دست دادهاند. بیش از ۲۷٪ زندانیانی که طی سال گذشته جانشان را از دستدادهاند معادل ۹ مورد زندانیان سیاسی بودهاند که ۵ نفر از آنها زندانیان کُرد، ۲ نفر بلوچ، و دو زندانی لر بختیاری و گیلک نیز جانشان را از دست دادهاند.
بازداشتهای غیرقانونی و خودسرانه، احراز هویت ۲۳۴۲ نفر
با استناد به آمار به ثبت رسیده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری ههنگاو، طی سال ۲۰۲۳ دستکم ۲۳۴۱ شهروند که هویت کاملآنها برای ههنگاو احراز شده است توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و یا ربوده شدهاند. از مجموع افراد بازداشت شده ۱۰۲۵ نفر معادل ۴۲.٪ شهروندان کُرد و ۶۰۷ نفر معادل ۲۶٪ شهروندان بلوچ بودهاند. همچنین ۹۴ شهروند لُر و ۸۷ شهروند تُرک نیز در سال گذشته بازداشت شدهاند.
همچنین ۲۱۴ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال بازداشت شدهاند که ۱۴۲ نفر از آنها شهروندان بلوچ، ۵۴ نفر کُرد و ۱۶ مورد دیگر از دیگر مناطق ایران بودهاند. از مجموع کل بازداشتیها ۳۲۳ نفر زن، ۶۳ نفر معلم و استاد دانشگاه، ۴۵ نفر دانشجو و ۱۰۹ نفر نیز از اعضای خانوادههای دادخواه بودهاند. طی سال گذشته دستکم ۱۸۴ فعال مذهبی بازداشت شدهاند که ۹۰ نفر از آنها فعالین بهایی بوده و بقیه فعالین اهل سنت در کُردستان، اهواز، بلوچستان و چند شهروند مسیحی، یهودی و پیرو آیین یارسان نیز بازداشت شدهاند.
صدور حکم اعدام برای ۲۱ فعال سیاسی و حبس و شلاق برای ۵۴۷ فعال سیاسی، مذهبی و مدنی در سال ٢٠٢٣ دستکم ۵۶۸ فعال سیاسی، مذهبی و مدنی توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران محاکمه و به حبس، اعدام یا شلاق محکوم شدهاند. از این تعداد ۲۱ نفر به اعدام محکوم شدهاند.
از مجموع ۲۱ شهروندی که به اعدام محکوم شدهاند دو نفر از آنها که زندانیان گیلک بودهاند به نامهای مهدی محمدیفرد و جواد روحی حکم آنها توسط دیوان عالی کشور نقض شده که جواد روحی بعدها به طرز مشکوکی در زندان جانباخت. از ۱۸ زندانی دیگر دستکم ٧ مورد زندانیان سیاسی کُرد هستند که به اعدام محکوم شدهاند. نسرین نمازی زندانی سیاسی تُرک نیز به اعدام محکوم شده بود که حکم وی آخری روزهای سال ۲۰۲۳ اجرا شد.
همچنین ۱۳ نفر از زندانیان به اتهام شرکت در جنبش ژن ژیان ئازادی به اعدام محکوم شدهاند که حکم دو نفر از آنها نقض و حکم ۶ نفر دیگر نیز اجرا شده است. با استناد به آمار ههنگاو، دستکم ۵۴۷ فعال سیاسی، مدنی و مذهبی نیز توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به حبس، شلاق و محرومیتهای اجتماعی محکوم شدهاند. بیش از ۴۰٪ فعالینی که به حبس و شلاق محکوم شدهاند شهروندان کُرد بودهاند، که ۲۱۶ مورد میباشد. ۱۰۴ نفر از دیگر اقلیتهای ملی و اتنیکی از جمله شهروندان ترک آذری، بلوچ، عرب، لُر بختیاری و گیلک بودهاند. همچنین در میان اقلیتهای مذهبی نیز بیشترین موارد با ۶۴ مورد شهروندان بهایی بودهاند. این ۵۴۷ فعال در مجموع به اتهام فعالیتهای سیاسی، مذهبی، مدنی، زیستمحیطی و صنفی به دو هزار و ۹۴ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شدهاند و ۵۰ نفر از آنها از جمله ۳۷ فعال کُرد جمعاً به ۲۵۴۷ ضربه شلاق محکوم شدهاند. همچنین ۳۰ نفر از آنها علاوه بر حبس تعزیری و شلاق جمعاً به ۹۴ سال حبس تعلیقی نیز محکوم شدهاند.
طی سال ۲۰۲۳ دستکم ۵ کودک توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به حبس و شلاق محکوم شدهاند که تمامی آنها از شهروندان کُرد بوده و ۱۴۴ زن نیز به حبس و شلاق محکوم شدهاند که معادل ۲۵.۵٪ کل فعالینی میباشد که به حبس و شلاق محکوم شدهاند.
کشته شدن ١٢٢ زن در سالی که گذشت
با استناد به آمار به ثبت رسیده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری ههنگاو، طی سال ۲۰۲۳ میلادی قتل دستکم ١٢٢ زن در تمام ایران ثبت شده است که ۳۹ مورد آنها معادل ۳۲٪ قتلهایی بوده که تحت عنوان هر آنچه ناموس خوانده میشود انجام گرفته است. بر طبق این آمار، بیشترین زنان در استانهای تهران، البرز، آذربایجانغربی (ارومیه)، کرمانشاه (کرماشان) و فارس کشته شدهاند.
همچنین، بیشترین زنانی که کشته شدهاند توسط همسر، همسر سابق، پدر، برادر و یا دیگر اعضای نزدیک خانواده به قتل رسیدهاند.
منبع- سازمان حقوق بشری هەنگاو
hengaw.net.www
با کمال تاسف و تاثر، در اقدام تروریستی در کرمان بیش از صد نفر از مردم، از آن میان زنان و کودکان، کشته و بیش از دویست نفر زخمی شدهاند. ما این اقدام تروریستی جنایتکارانه و غیرانسانی را شدیدا محکوم میکنیم.
شورای ملی تصمیم همدری عمیق خود را با خانوادههای جانباختگان ابزار میکند و خود را در غم آنها شریک میداند.
هر اقدام تروریستی به نفع حکومت اسلامی است. حکومت اسلامی که در ابربحرانها دست و پا میزند، خواهد کوشید تا از این اقدام تروریستی، بهانهای برای سرکوب بیشتر مردم پیدا کند. ما از مردم ایران و تشکلهای سیاسی، صنفی و مدنی میخواهیم با همبستگی ملی در برابر حکومت اسلامی ایستاده و اجازه ندهند که رژیم از این اقدام جنایتکارانه برای ایجاد تفرقه، خشونت و سرکوب بیشتر مردم استفاده کند.
شورای ملی تصمیم
۱۳ دی ۱۴۰۲ – ۳ ژانویه
✍️ نیما بهرامی
January 02, 2024

گردهمایی یهودیان در ایران، سال ۱۹۲۰
۱. تاریخچه حضور یهودیان در ایران
حضور یهودیان در ایران به ۲۷۰۰ سال پیش باز می گردد. زمانی که امپراطوری آشور، یهودیان را به اسارت گرفت و هنگامی که امپراطوری شان بر می افتاد، بخشی از یهودیان به وطن شان باز گشتند و بخشی دیگر نیز در ایران سکنی گزیدند.
بعدها که کورش، حکومت بابل را سرنگون کرده و یهودیان را آزاد می نماید، بخشی از یهودیان به سرزمین اصلی شان بازگشته و بخشی دیگر به ایران مهاجرت نمودند. آنها در کناره زاینده رود و مکانی که در حال حاضر شهر اصفهان است، سکنی گزیدند. زیرا این مکان هم در مجاورت رودخانه قرار داشت و هم به لحاظ آب و هوائی بسیار شبیه اورشلیم بود. پس اینگونه اصفهان را یهودیان بر پا نموده و در ابتدا نیز شهر را «دار الیهود» به معنای سرزمین یهودیان نام نهادند.
رفته رفته ایرانیان نیز به این شهر نقل مکان نمودند. پادشاهان ایران نیز این شهر را جهت برقراری پایگاههای نظامی مناسب تشخیص داده و از آن بهره بردند. پس از حمله اعراب نیز نام شهر به اصفهان تغییر یافت.
۲. جایگاه کورش در آئین یهود
در دوران باستان رسم بر این بود که اقوام مغلوب شده در جنگها، توسط فاتحین و جهت ریشه کن شدن آنان، به اسارت گرفته شده و تبعید می گردیدند. هنگامی که کورش کبیر بابل را تصرف نمود، به اسرا و از جمله یهودیانی که در بابل بعنوان اسیر نگهداشته می شدند اعلام نمود که آزادند که به سرزمین پدری شان بازگردند.
یهودیان حتی جهت ساختن بیت المقدس نیز از تسهیلات مالی پادشاهان هخامنشی بهره مند گردیدند.
در تورات از کورش بعنوان «منجی خداوند» نام برده شده است. حتی در آیه ای او را «مسیح خداوند» لقب داده اند.
در حقیقت کورش کبیر تنها «پادشاه غیر یهودی» ست که در تورات از آن به نیکی و به این جایگاه و مرتبه یاد شده است.
۳. ماجرای ملکه استر و کشتار ایرانیان
کتابی عبری وجود دارد که حاوی افسانه های باستانی ست. در این کتاب ذکری از داستانی خیالی در زمان پادشاهی «اخش وروش» و وزیری غیر ایرانی با نام «هامان» گردیده که صرفا داستانی غیر واقعی بوده و فاقد هرگونه سندیت تاریخی ست. در طی این افسانه هامان پادشاه ایرانی را می فریبد تا فرمان قتل هزاران یهودی را صادر نماید. اما همسر پادشاه، ملکه استر که زنی یهودی است این توطئه را خنثی نموده و توطئه چینان و مخالفان قوم یهود را به تیغ می سپارد.
این افسانه در زمانی نوشته شده است که یهودیان تحت امپراطوری یونان و تحت فشار بسیار شدید زندگی می کردند و در حال نابود شدن بوده اند. نوشتن این افسانه خیالی، پاسخی بوده جهت دلگرمی و دلخوشی یهودیان که حتی در تاریک ترین لحظات نیز میتوان امیدوار بود و نبایست مایوس شد.
در نتیجه ادعاهای اخیر مبنی بر کشتار ایرانیان به دست یهودیان سندیت تاریخی نداشته و صرفا به جهت فراهم نمودن بهانه دشمنی و یهود ستیزی صورت گرفته است.
نکته مهم دیگر که می بایست در نظر داشت اینکه تاریخ به جهت پند آموختن و عبرت گرفتن است، نه کینه ورزی و ایجاد دشمنی. هیچکس حق ندارد به بهانه تاریخ و وقایع گذشته، موجب تولید کینه در زمان حال و ایجاد جنگ و دشمنی برای نسل های آتی گردد. حاصل مطالعه تاریخ باید گسترش صلح باشد، نه تنفر.
آیا ارثیه ای با ارزش تر از صلح برای نسل های آتی میتوان سراغ داشت؟
۴. تاریخچه یهود ستیزی در ایران
یکی از اثرات تسلط دین اسلام، یهود ستیزی ست. در حدی که یهودیان را نجس دانسته و با آنها بد رفتاری می کردند. در سال ۱۵۰۱ و مصادف با حاکمیت خاندان صفوی در ایران، یک رشته قوانین ظالمانه علیه یهودیان در ایران به اجرا در آمد. «جامع عباسی» در زمان شاه عباس کبیر از این دسته قوانین بود.
به عنوان نمونه یهودیان حق پوشیدن لباس نو را نداشته اند. ایشان حق نداشتند در هنگام باران به بیرون از خانه بیایند، مبادا که محیط را نجس نمایند. همچنین یهودیان اجازه سوار اسب شدن را هم نداشته و صرفا مجاز به استفاده از خر بوده اند. البته گرفتن جزیه از ایشان نیز در این دوران رایج بوده است. بسیاری از دیگر قوانین ضد یهودی مشابه را در این دوران میتوان ذکر نمود.
این شرایط و محدودیت ها تا پایان دوران قاجاریه ادامه یافت تا اینکه انقلاب مشروطه برای نخستین بار در قانون اساسی یهودیان را به رسمیت شناخته و حق داشتن نماینده ای در مجلس را به ایشان اعطا نمود. اگر چه هنوز جو اجتماعی – سیاسی علیه یهودیان آنقدر سنگین بود که آنها از این امتیاز و حق خود بهره مند نگردیدند. یهودیان یکی از آیت الله های شیعی را به عنوان نماینده شهروندان یهودی در مجلس برگزیدند!
از نمونه های تاریخی دیگر یهود ستیزی میتوان به کشتار مشهد و واقعه «الله داد» در سال ۱۸۳۹ اشاره نمود که طی آن و به بهانه طرفداری از حسین بن علی – امام سوم شیعیان، حملات گسترده ای به یهودیان مشهد که به تجارت پوست مشغول بوده و از متمولین شهر بودند، صورت پذیرفت. در این وقایع ۸۳ نفر از یهودیان کشته شدند. نهایتا این کشتار که به تحریک علمای اسلام رخ داده بود با مسلمان شدن اجباری و البته به ظاهر یهودیان خاتمه پذیرفت. بعدها نیز آخوندها با دریافت رشوه از یهودیان، دست از سر آنها برداشتند.
البته کشتار مشابه دیگری نیز در تبریز رخ داد که منجر به نابودی کامل جمعیت یهودی در این شهر گردید. بطوری که تا امروز هم حتی یک نفر یهودی در اردبیل و تبریز زندگی نمی کند.
در اواخر قرن نوزدهم، هنگامی که ناصر الدین شاه در سفر اروپائی خود قرار داشت، تعدادی از رهبران یهودیان فرانسه در پاریس به حضور او رفته و از ایشان تقاضا کردند که مجوز تاسیس مدرسه ای برای یهودیان در ایران را صادر نماید. این در حالی بود که شاه قاجار با واژه «یهودی» آشنائی نداشته و حتی از وجود یهودیان در ایران نیز بی خبر بود. اگر چه ناصر الدین شاه این مجوز را صادر نمود، اما حدود بیست سال زمان برد تا اولین مدرسه یهودی در تهران و به هزینه یهودیان و با نام «آلیانس» تاسیس گردید. بطوری که بسیاری از رجال دوره پهلوی نیز علی رغم مسلمان بودن، تحصیل کرده مدارس آلیانس بودند.
با برآمدن سلسله پهلوی و ظهور رضا شاه، وضعیت یهودیان تغییر کرد و آنها از آزادی های مدنی برخوردار گردیدند. تشکیلات یهودیان و سازمان یهودیان ایران در طی این دوران تاسیس گردیدند.
۵. ایرانیان و هولوکاست
در جنگ جهانی دوم، ایران سرزمینی بود که پناهگاه یهودیان آواره گردیده بود. بعنوان نمونه یهودیان لهستان که بعلت تهاجم هیتلر بی پناه گردیده بودند توسط ایرانیان پذیرفته شدند. اگرچه بعدها و با تشکیل اسرائیل، این آوارگان به آنجا مهاجرت نموده و ایران را ترک نمودند.
پی آمد کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم، تعداد زیادی کودکان یتیم و بی پناه بر جای مانده بود. ایران به این کودکان معصوم پناه داد. اگرچه بعدها این کودکان نیز با اجازه پادشاه ایران به اسرائیل مهاجرت نموده و در آنجا به «کودکان تهران» معروف شدند.

کودکان تهران ایستاده در صف- منبع: United States Holocaust Memorial Museum
از اقدامات عبدالحسین سرداری، مسئول امور کنسولگری ایران در پاریس و در جنگ دوم جهانی نیز نمیتوان ذکری به میان نیاورد. دیپلماتی که با شجاعت تمام موجب نجات جان بسیاری از یهودیان گردید و البته بدین سبب به او لقب شیندلر ایران داده اند.
مورد قابل ذکر دیگر اینکه پس از اعلام استقلال اسرائیل، تمامی کشورهای عربی اعلام نمودند که یهودیان را اخراج خواهند کرد. در عراق تمامی اموال یهودیان مصادره شد و آنها را از کشور عراق بیرون انداختند. دولت ایران مرزهای خود را به روی یهودیان عراقی گشود و آنها به کشور ایران پناهنده گردیدند. شماری از این جمعیت به اسراییل رفتند. مابقی تا زمان بر آمدن خمینی و انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران ماندند. اکثر این افراد به معاملات خودرو و قطعات یدکی پرداخته و در ایران آن زمان به صلح و در آرامش به زندگی خود ادامه دادند.
در حقیقت «ایران عصر جدید» برای یهودیان، ایرانی مهمان نواز بوده که دست کم در چند مورد به یهودیان در معرض خطر، پناه داده است.
۶. یهود ستیزی رژیم تهران
ریشه یهود ستیزی حکومت آیت الله ها از دین آنها نشات میگیرد. مطابق اعتقادات مذهبی حاکمان اسلامی، یهودیان نجس و کافر بوده که می بایست از جامعه طرد شوند. ضمنا رژیم ایران داعیه رهبری جهان اسلام را دارد. پس به دنبال دلیلی بود که خود را مسلمان واقعی نشان دهد. بنوعی رژیم قصد دارد با اعلام جنگ علیه یهودیان، به سایر حکام کشورهای اسلامی طعنه زده و اسلام واقعی خود را بدین وسیله به رخ کشد. پس خود را حامی فلسطینیان معرفی نموده و حمایتی تمام و کمال را از تروریست های حماس و حزب الله لبنان نشان میدهد. در حقیقت خمینی و بعدها خامنه ای به بهانه اختلافات فلسطینیان و اسرائیل، قصد داشته اند حاکمیت اعراب و مسلمانان را در دست گرفته و خود را به عنوان «رهبر مسلمانان جهان» معرفی نماید. بدین وسیله یهود ستیزی رژیم بهانه ای گردیده تا حکومت ایران تمامی امکانات مالی و تسلیحاتی خود را صرف نابودی اسرائیل نماید.
۷. سخن آخر
مردم ایران بارها و به اشکال مختلف مخالفت خود را با سیاست های رژیم تهران در جهت یهود ستیزی و حمایت از تروریسم نشان داده اند.
ایرانیان مردمانی صلح طلب بوده و البته هیچ دلیلی مبنی بر تنفر و ستیز با اسرائیل و یهودیان نمی بینند. از سوی دیگر در چند دهه اخیر مردم ایران شاهد بوده اند که اموال شان چگونه به جیب تروریست های منطقه سرازیر شده است و این اصلا خوشایند ایشان نیست. در چند دهه گذشته ایرانیان شاهد بوده اند که جنایاتی را که حکومت اسلامی به اسراییل در مواجهه با فلسطینیان نسبت می داده، خود در مواجهه با مطالبات و تظاهرات مدنی و مسالمت آمیز شهروندان ایرانی مرتکب گردیده است. بارها گزارشاتی از مشارکت تروریست های حامی رژیم ایران در سرکوب مردم ایران به گوش رسیده و اتهاماتی در این زمینه متوجه قاسم سلیمانی بوده است..
از اینروست که ایرانیان در تظاهرات های ضد حکومت اسلامی با شعارهائی از قبیل «فلسطین و رها کن – فکری به حال ما کن» و یا «نه غزه، نه لبنان – جانم فدای ایران» مخالفت خود را با سیاست های تروریست پرور رهبر ایران نشان داده، و یا با در دست گرفتن پرچم اسرائیل، به واقع قصد دارند به سیاست «یهود ستیزی» و «حمایت از تروریسم» حکومت اسلامی، «نه» بگویند.
شهروندان ایران مخالف کشته شدن مردم اسراییل، مردم فلسطین یا هر نقطه دیگر جهان و به هر بهانه ای هستند. ایرانیان با هیچ قوم، مذهب و ملتی دشمنی ندارند.
امروزه مردم ایران آشکارا به سیاست رژیم اسلامی در دشمنی با آمریکا و اسراییل «نه» گفته و تنها یک دشمن برای خود متصورند؛ رژیم ایدئولوژیک ملایان حاکم بر ایران.