شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

تحلیلی مستقل و انتقادی از تعمیق شکاف‌ها در میان نیروهای اپوزیسیون بهروز قربانی

اپوزیسیون جمهوری اسلامی از آغاز شکل‌گیری، هیچ‌گاه واجد انسجام کامل و یک‌دستی نبوده است؛ امری که در ذات یک فضای سیاسی پویا، طبیعی و حتی مطلوب تلقی می‌شود. تکثر دیدگاه‌ها، در صورتی که در چارچوبی عقلانی و هدفمند هدایت شود، می‌تواند به غنای نظری و ارتقای کیفیت کنش سیاسی بینجامد. با این حال، آنچه این مجموعه را در سال‌های اخیر با بحران فرسایش و واگرایی روبه‌رو ساخته، نه وجود تفاوت‌های فکری، بلکه ضعف در تحلیل شرایط، ناتوانی در درک ابعاد پیچیده و خشونت‌محور حاکمیت، و نیز اختلال در فهم متقابل میان بازیگران این عرصه بوده است.

چالش اصلی، نفسِ اختلاف‌نظر نیست؛ بلکه نحوه مواجهه با آن است. در بسیاری از موارد، تضارب آرا به‌جای آنکه به گفت‌وگویی سازنده منجر شود، به تقابل‌های هیجانی و گاه تخریبی بدل شده است. اختلافات نظری، به‌جای آنکه نشانه‌ای از پویایی باشند، به‌عنوان انحراف از «مسیر درست» تعبیر شده و زمینه حذف و نفی را فراهم آورده‌اند. در چنین فضایی، ارزیابی کنشگران نه بر اساس میزان اثرگذاری آنان در مقابله با ساختار قدرت، بلکه بر مبنای نزدیکی یا فاصله فکری‌شان با یک جریان خاص صورت می‌گیرد. پیامد این وضعیت، شکل‌گیری دوگانه «خودی-غیرخودی» در میان اپوزیسیون است که عملاً انرژی و تمرکز را از هدف اصلی منحرف می‌کند.

تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، به‌ویژه درگیری‌های نظامی میان ایالات متحده و اسرائیل با جمهوری اسلامی، به‌جای ایجاد هم‌گرایی، به تشدید خطوط گسل در میان مخالفان انجامیده است. دوگانه «حمایت یا مخالفت با اقدام نظامی» به یکی از محورهای اصلی منازعه تبدیل شده و بخش قابل‌توجهی از ظرفیت رسانه‌ای و سیاسی اپوزیسیون را به خود اختصاص داده است. این در حالی است که موضوعات حیاتی‌تری همچون سرکوب سیستماتیک، اعدام‌های فزاینده و نقض گسترده حقوق بشر، در حاشیه این جدال‌ها قرار گرفته‌اند.

در این میان، یک پرسش بنیادین مطرح است: مبنای هم‌گرایی چیست؟ آیا هم‌سانی کامل در تحلیل‌ها و مواضع معیار است یا اشتراک در اهداف کلان، از جمله گذار از نظم اقتدارگرا و استقرار حاکمیت قانون؟ اگر معیار دوم پذیرفته شود، تداوم این سطح از تقابل و واگرایی فاقد توجیه منطقی خواهد بود.

واقعیت این است که هر دو طیف (حامیان و منتقدان گزینه نظامی) دارای استدلال‌هایی هستند که بخشی از آن‌ها قابل دفاع، بخشی نیازمند بازبینی و بخشی دیگر نقدپذیر است. اما آنچه به تعمیق شکاف‌ها دامن زده، سیطره نگاه‌های مطلق‌انگارانه است؛ رویکردی که در آن هر طرف خود را حامل حقیقت نهایی و دیگری را فاقد اعتبار تلقی می‌کند. این ذهنیت به‌طور طبیعی به تقابل‌های فرساینده و حذف‌گرایانه منتهی می‌شود و امکان هرگونه هم‌افزایی را از میان می‌برد.

در همین حال، روندهای میدانی نیز نشان‌دهنده استمرار فشارهای ساختاری‌اند: افزایش اعدام‌ها، تشدید سرکوب، محدودسازی شدید اینترنت و حضور نیروهای سرکوبگر رژیم در قامت «سایبری‌های فضای مجازی» یا حضور فیزیکی در داخل کشور. با این وجود، واکنش اپوزیسیون به این تحولات، پراکنده، کم‌دامنه و فاقد انسجام لازم بوده است؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را پیامد مستقیم درگیری‌های درونی و کاهش تمرکز راهبردی دانست.

در چنین شرایطی، طرح پرسش‌هایی صریح و در عین حال منصفانه برای هر دو سوی این شکاف ضروری است؛ پرسش‌هایی که پاسخ به آن‌ها باید از سطح جدال‌های رسانه‌ای فراتر رفته و به تأملی مسئولانه در سطوح فردی و جمعی منجر شود.

برای منتقدان اقدام نظامی، این تأمل ضروری است که:

تا چه حد توانسته‌اند تمرکز خود را بر مستندسازی و افشای نقض حقوق بشر حفظ کنند؟ آیا در مسیر دفاع از موضع خود، ناخواسته به بازتولید برخی روایت‌های رسمی نزدیک شده‌اند؟ و در مواجهه با بخش‌هایی از جامعه که باوجود تحمل مستقیم هزینه‌ها، از این گزینه حمایت می‌کنند، آیا رویکردی مبتنی بر درک و گفت‌وگو داشته‌اند یا طرد و تقابل؟

در سوی دیگر، حامیان اقدام نظامی نیز با چالش‌های مهمی مواجه‌اند:

تا چه اندازه به پیامدهای انسانی، اجتماعی و زیرساختی این گزینه توجه کرده‌اند؟ آیا میان اهداف سیاسی و هزینه‌های واقعی جنگ برای شهروندان تمایز قائل شده‌اند؟ و آیا این احتمال را در نظر گرفته‌اند که منافع بازیگران خارجی لزوماً با منافع مردم ایران هم‌پوشانی کامل نداشته باشد؟

در این میان، دو ملاحظه کلیدی قابل توجه است: نخست، خطر هم‌سویی ناخواسته برخی مواضع ضدجنگ با گفتمان رسمی حاکمیت؛ و دوم، فاصله گرفتن برخی حامیان مداخله از واقعیت‌های ملموس رنج انسانی در بستر جنگ.

پاسخ‌گویی صادقانه به این پرسش‌ها می‌تواند نقطه آغاز یک بازاندیشی ضروری باشد. در غیاب چنین بازنگری‌ای، اختلاف‌نظرها به‌جای آنکه به تعمیق گفتمان و تقویت مسیر مبارزه منجر شوند، به عاملی برای فرسایش، بی‌اعتمادی و تشدید واگرایی تبدیل شده و خواهند شد؛ و در این میان، هدف مشترک، یعنی گذار به نظمی دموکراتیک و تأمین آینده‌ای پایدار برای جامعه، بیش از پیش آسیب خواهد دید.

در نهایت، سنجش واقع‌بینانه سناریوهای پیش‌رو اهمیت حیاتی دارد. اگر اقدام نظامی، آن‌گونه که برخی مدعی‌اند، به تضعیف ساختارهای سرکوب و گشایش مسیر تحول سیاسی بینجامد، می‌تواند به‌عنوان یک نقطه عطف تاریخی تلقی شود. اما اگر مطابق هشدار منتقدان، نتیجه‌ای جز تخریب زیرساخت‌ها، افزایش تلفات غیرنظامی و تداوم وضعیت موجود نداشته باشد، با یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های تاریخی مواجه خواهیم بود.

در این چارچوب، دو پرسش اساسی همچنان پابرجاست:

۱. آیا می‌توان نتیجه‌ای بالقوه مثبت را، اگر از مسیری پرهزینه حاصل شود، کماکان رد کرد؟

۲. و اگر چنین گزینه‌ای مردود تلقی شود، چه راهکار عملی، کم‌هزینه‌تر و مؤثرتری برای تحقق تغییر بنیادی ساختار قدرت در دسترس است؟

پاسخ به این پرسش‌ها نه در فضای هیجانی و قطبی‌شده، بلکه در بازگشت به عقلانیت، مسئولیت‌پذیری و بازتعریف اولویت‌های مشترک نهفته است.

بهروز قربانی

سه‌شنبه ۵ مه ۲۰۲۶ / ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵


برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با شورای ملی تصمیم

15 + 11 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

بیانیه حزب دموکرات مسیحی ایران…

بیانیه حزب دموکرات مسیحی ایران…

بیانیه حزب دموکرات مسیحی ایران درباره جنگ، بحران کنونی و ضرورت همبستگی ملی برای گذار از جمهوری اسلامی با گسترش پی‌درپی تنش‌ها و درگیری‌های نظامی میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده در خلیج فارس، دریای عمان و مناطق جنوبی ایران، بار دیگر روشن شده است که جنگ، ناامنی و...

اپوزیسیون در لحظهٔ بحران | از …

اپوزیسیون در لحظهٔ بحران | از …

«در آستانهٔ خلأ قدرت، میدان را با واگرایی گفتمانی و ناتوانی در عاملیت از دست ندهیم»  تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۵ مه ۲۰۲۶ 🖋 گروه مطالعات سیاسی «سروش آزادی - جامعهٔ در حال گذار» در شرایطی که نزدیک به یک ماه از آغاز جنگ و حملات مستمر به زیرساخت‌های...