by حمید بی آزار | 20.مه 2024 | بیانیه
دمی آب خوردن پس از بدسگال
به از عمر هفتاد، هشتاد سال
فرمانده سپاه عاشورا: “برخی از پیکرهای شهدا متاسفانه سوختهاند و قابل شناسایی نیستند.”
ابراهیم رئیسی به عنوان جانشین وقت دادستان تهران در اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ مسئول بود. او در سال ۱۳۶۷ عضو کمیتهی رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی بود، که آنرا به عنوان هیئت مرگ میشناسیم. این کمیته پس از طرح چند سؤال در مورد عقاید سیاسی و مذهبی زندانیان، برای اعدام یا زنده ماندن آنها تصمیم میگرفت.
ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط بالگرد در آه خانوادههای هزاران نوجوان و جوان اعدامی سال ۱۳۶۷ و دادخواهان تمام دوران حکومت وحشت اسلامی، سوخت و قابل شناسایی نیست.
افسوس که مردم ما فرصت محاکمه یکی از بزرگترین جانیان تاریخ ایران را از دست داده است. ابراهیم رئیسی که مردم به درستی او را آیت الله اعدام مینامیدند و همدستانش باید در دادگاه صالحه محاکمه میشدند و شوند که چرا و به چه اتهامی مردم ایران را اعدام کردند و میکنند:
چرا بعد از انقلاب مردان زنانی که جز خدمت به مردم خود کاری نکردند چون امیرعباس هویدا، فَرُّخرو پارسا، عباسعلی خلعتبری، غلامرضا کیانپور، غلامرضا نیکپی، منوچهر آزمون و صدها انسان دیگر را اعدام کردند؟
چرا هزاران در دهه ۶۰ با حکم قاضی رئیسی و همکارانش، هزاران نوجوان و جوان را فقط به خاطر هواداری از یک سازمان و یا حزب سیاسی به دار آویخته و یا تیرباران کردند؟
چرا در قتلهای زنجیرهای بطور وحشیانه اندیشمندان آزدیخواهانِ اهل قلم و یا کنشگران سیاسی را که تنها جرمشان دگراندیشی و انتقاد به وضع موجود جامعه بود اعدام کردند؟
چرا هزاران معترض به وضعیت توانفرسای را در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ (جنبش زن، زندگی، آزادی) دستگیر، زندانی و اعدام کردمد؟
چرا هواپیمای اوکراینی را با موشک سرنگون کردند؟ و صدها جنایت دیگر را چرا مرتکب شدند؟
تا هنگامی که این حکومت بر ایران فرمانروائی میکند، رئیسیهای دیگر پرورش داده میشود. راه از میان رفتن رئیسیها، سرنگونی حکومت اسلامی و گذار به یک جامعه سکولار و دموکرات مبتنی بر حقوق بشر است. این گذار جز با همگرایی، همگامی و همرزمی همهی نیروهای چپ، راست و میانه و اتنیکهای ایرانی در یک جبهه متحد ضد فاشیست مذهبی عملی نیست. برای جلوگیری از اعدامهای بیشتر جوانان و خاتمه دادن به روند شتابان ویرانی میهن ما این اتحاد و همگامی باید در نخستین فرصت ممکن عملی شود.
شورای ملی تصمیم
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ – ۲۰ ماه مه ۲۰۲۴
by حمید بی آزار | 18.مه 2024 | مقالات
چند روزی از انتخابات دور دوم مجلس یازدهم که در روز جمعه 21 اردیبهشت برگزار شد، می گذرد. ذوب شدگان در ولایت که جیره خوار رژیم در همه دوران بودند مثل گذشته گرد و خاک راه انداختند و فریاد بر آوردند که مردم حماسه آفریدند و یک پارچه در انتخابات شرکت کردند، « احمد وحیدی » مرد مرموز رژیم که وزارت کشور را در دست دارد پیش از دیگران وارد صحنه شد و نوشت: مردم حماسه آفریدند، از همه مردم شریف سپاسگذارم، از همه همکارانم در وزارت کشور، نهاد های امنیتی، انتظامی، شورای نگهبان و دیگران که در آفرینش این حماسه سهمی داشتند. این گفتار کلیشه ای که از قلم این مامور معذور و جنایتکار تراوش کرده، نیازی به تفسیر ندارد ولی براستی این وزیر کشور آگاهی به میزان مشارکت نداشت؟ اگر سکوت می کرد و حرفی نمی زد برای رژیم درمانده بهتر نبود؟ هرچند دروغ که نخست از سوی خمینی بنیانگذار رژیم به ابزار حکومت ولایی تبدیل شده همچنان ادامه دارد و هر روز ابعاد وسیعتری بخود می گیرد.گویا این رژیم ولایت با دروغ اجین شده و برای پایداری خود به هر ترفندی دست می یازد، هر چند دیگر حنایش رنگی ندارد و پایگاهی در بین مردم هم ندارد و انتخابات فرمایشی آن معنی و مفهوم خود را از دست داده است، تا جائیکه در این انتخابات که باید 90 نفر در دور دوم انتخاب می شدند، تعداد اندکی مشارکت کردند. « مسعود میرهادی » سر دبیر روزنامه « رسالت » که خود از سرسپردگان رژیم و ذوب در ولایت است روز بهد از انتخابات می نویسد: انتخابات دور دوم مجلس دوازدهم هم بحران و هم فاجعه بود. مشارکت در دور اول 25 درصد بود ولی دور دوم یک فاجعه، بحران و حتی تحقیر بود، صدا وسیما با فریاد و داد و بیداد گفت: همه آمده بودند! کجا آمده بودند؟ باید پرسید که کسی پاسخگوی این فاجعه است؟ خالص سازسی برای برقراری حاکمیت اسلامی؟ باید یادآور شد که در کلان شهر تهران که بیش از 7 و نیم میلیون نفر حق رای دارند تنها 7 درصد در آن بازی و نمایش بی محتوا مشارکت کردند.و افرادی وارد مجلس دورازدهم شدند که هیچگونه شناختی از جامعه ایران بویژه از مناطق پیرامونی ندارند و تنها مطیع رهبری و خواهان خالص سازی مدیریت در کشورند.در این مجلس تعداد نمایندگان زن کاهش یافته و همه نامیندگان بحران فکری و ریشه اندیشه فقاهتی دارند.باید یادآور شد که خالص سازی رژیم خواست « خامنه ای » است که می خواهد به جامعه اسلامی برسد و آن را بر زبان می آورد و بر این باور است که رژیم در مرحله چهارم گذار است ( انقلاب اسلامی، دولت اسلامی، حکومت اسلامی، جامعه اسلامی ) گفتار خامنه ای در دیدار با هیات علمی پنجمین کنگره جهانی حضرت رضا.این بینش نیازمند نیرو های نیابتی در گوشه و کنار جهان است تا با هزینه میلیارد ها از دارایی های مردم فقیر ایران زمینه حاکمیت اسلامی را برپا سازند رئیس جمهور منتخب ولایت و عمله جنایت با دروغ پردازی و یاوه گویی سخن از رشد اقتصادی به میان می آورد و در نشست با استاندران می گوید: در باشگاه های قدرت های جهانی جزو قدرت های برتر هستیم!! البته هیچگونه سندی ارائه نمی دهد و گروهی فرصت طلب، جیره خوار رانت خور هورا می کشند و فریاد بر می آورند که صحیح است، صحیح است!!
این در حالی است که برخی از استادان دانشگاه و مقامات خود رژیم هشدار می دهند که جامعه به سوی پرتگاه و انفجار پیش می رود « دانیال آل هاشم » استاد دانشگاه و کارشناس توسعه از بحران عمیق اقتصادی می گوید و به سایت « رکنا » گزارش می دهد که بررسی ها نشان می دهد 7 شرکت از 10 شرکت بزرگ تولیدی در فروردین 1403 نسبت به مدت مشابه خود با کاهش شدید تولید روبرو شدند و 6 هزارو 885 کارخانه به در های خود قفل زدند از جمله از آن کارخانه های مهم « پلی اکریل » اصفهان که مادر نساجی در ایران محسوب می شود، علاوه بر آن باید به کارخانه قند کرج اشاره کرد که 300 هزار تولید روزانه داشت و هم اکنون نیمه تعطیل است و شرکت های دیگری مانند « شرکت های دارو سازی الحاوی و داروگر » که قدمت چندین دهه داشتند. از عوامل مهم تعطیلی این موسسات صنعتی و دارویی و بهداشتی کمبود گاز، برق و عدم توانایی در مدیریت است. در دومین کشور جهان در منابع گازی، نمی توانند گاز های مصرفی این صنایع را تامین کنند حالا این رئیسی نادان رئیس جمهور ولایت چگونه سخن از قرار گرفتن در باشگاه های قدرت های جهانی به میان می آورد، هرچند ایشان معنی گفتار خود را هم درک نمی کند! گاهی این شخص نادان بدون درک مفاهیم اقتصادی سخن از رشد اقتصادی به میان می آورد که گویا در چند سال گذشته بی سابقه بوده است، در حالیکه رشد اقتصادی خود را در شاخص ها، رفاه و افزایش تولید و کاهش بیکاری نشان می دهد رشد اقتصادی نشان می دهد که در یک بازه زمانی چقدر تولید در حوزه های گوناگون صنعت، کشاورزی، خدمات و… افزایش یافته است.
مرکز پژوهش های مجلس در گزارش اخیر خود می نویسد: مصرف کالری نیمی از جمعیت ایران در سال 1401 کمتر از استاندارد جهانی 2100 کالری در روز بوده و 30 درصد مردم در زیر خط فقر روزگار می گذرانند، میانگین مصرف گوشت قرمز برای هر خانوار در سال 8 کیلوگرم و در سه دهک پائین کمتر از 2 کیلو گرم و یا 700 گرم برای هر نفر در سال است، سرانه مصرف لبنیات در جهان بطور میانگین 170 کیلوگرم در سال است که میزان آن در کشور های اسکاندیناوی متجاوز از 300 کیلوگرم است و در جمهوری ولایت میزان آن کمتر از 70 کیلوگرم است که هر روز رو به کاهش پیش می رود. جامعه با بحران شدید گرانی، بیکاری، تنش های اجتماعی و خشونت روبرو است. بر اساس گزارش پزشگی قانونی در سال گذشته بیش از 100 هزار نفز در نزاع های خیابانی، محلی و خانوادگی دچار آسیب شدند، تنها از اول فروردین ماه سال 1403 تا 15 اردیبهشت همین سال 23 زن و دختر از سوی پدران، برادران و یا شوهران خود کشته و تعداد زیادی زخمی شدند و یا در خیابان های کشور رژیم ولایت جنگ خیابانی با زنان آغاز کرده که از قوانین ارتجاعی و سیاه آن پیروی نمی کنند، رژیم درمانده همچنان به یاوه گویی، بزرگ نمایی و انحراف افکار عمومی در داخل و خارج ادامه می دهد و برای دهن کجی به توده های زحمتکش که در زیر بار سنگین زندگی کمر خم کرده اند دزدان را مانند « صدیقی » هنوز در مسند امام جمعه تهران نگه می دارد و یا به قاتل نام و نشاندار « امیرعلی حاجی زاده» فرمانده نیروی هوافضای سپاه که نقش مهمی در سقوط هواپیمای اوکراینی داشته نشان «حماسه ساز منتخب » فردوسی می بخشد.
شرایط بگونه ای تیره و تار است که برخی از روزنامه ها و یا خبرگزاری های داخلی که به شدت سانسور می شوند مجبور به انتشار خبرهایی می شوند که خوشآیند رژیم ولایت نیست مانند خبرگزاری « ایلنا » که در گزارش خود می نویسد: سبد معیشت خانوارهای کارگری در کلان شهر ها در اسفند 1402 به بیش از 28 میلیون و 900 هزار تومان رسیده است و بیش از 57 درصد از جمعیت کشور با سوء تغذیه روبرو هستند که متاسفانه بیش از 16 میلیون تن از آنها را کودکان تشکیل می دهند و این روند برای آینده کشور یک فاجعه است
هانا آرنت گفته جالبی دارد و می گوید استبداد در دو مرحله بیشتر به خشونت و جنایت دست می زند یکی در هنگام برقراری و استقرار که می خواهد ثبات یابد و دیگری هنگامیکه خود را در خطر سقوط و نابودی می بیند و ما این مرحله دوم را در رفتار رژیم ولایت مشاهده می کنیم از یک سو ریزش به سرعت ادامه دارد و افرادی مانند « محمد خاتمی » که سال ها وزیر و رئیس جمهور ولایت و عمله شر بوده می گوید: آگاهانه و صادقانه رای ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم و یا شخصیت برجسته قرآن پژوه و مبارز حقوق زنان که سال ها مدافع ولایت بوده می نویسد: من و امثال من می ایستیم تا فرزندان ما و آیندگان گمان نکنند که نسل ما نسل نادان و نا آگاه بوده است. ما به دلیل یک اشتباه شاید اشتباه ناگزیر تاریخی به روحانیت اعتماد کردیم و ندانستیم که خدعه ها در پیش است و بدین ترتیب در شکل گیری حکومتی سهیم شدیم که کشور ما را به وضع قلاکت بار کنونی رسانده است و رنج های فراوانی بر فرزندان ما به ویژه دخترانمان تحمیل نموده و تقریبا همه مواهب اولیه ی یک زندگی با کرامت را از آنان سلب کرده است. ما می دانیم که برای تصحیح اشتباه خود باید بایستیم تا ایران را به سرزمینی تبدیل کنیم که فرزندانمان زیستن در آن را به زیستن در هر جای دیگر ترجیح دهند. این گفتار نشانه صداقت و شجاعت بانویی است که با تمام توان با رژیم ولایت مبارزه می کند، به زندان می افتد، حجاب اجباری ولایت را رعایت نمی کند و تفسیر دیگری ارائه می دهد.
فراموش نباید کرد که سرسپردگان رژیم ولایت همچنان به دزدی و انتقال آن به خارج ادامه می دهند. در گزارش بانک مرکزی که اخیرا منتشر شده آمده است که خالص حساب سرمایه در 9 ماه اول سال 1402 به رقم منفی 20 میلیارد و 193 میلیون دلار رسیده به دیگر سخن این مبلغ از کشور فرار کرده است، این هم نشانه دیگری است که صاحبان پول و سرمایه اعتماد و اطمینانی به آینده رژیم ولایت ندارند و سرمایه های خود را به خارج منتقل می کنند. آنچه مسلم است رژیم ولایت به بیدادگری، ستمگری، خشونت و کشتار ادامه خواهد داد و مردم بویژه کارگران و زحمتکشان حماسه خواهند آفرید و رژیم را با همه عوامل آن طرد خواهند کرد.
محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.se .
by حمید بی آزار | 15.مه 2024 | بیانیه
شاهنامه حکیم توس، گنجینه خرد و دانایی است و سراسر آن، درس انسانیت، اخلاق، مردمدوستی، رواداری و فضیلت است. آزادگی و گردن فرازی و تسلیم نشدن در برابر ناحق، اصول ثابت انسانی ـ اخلاقیِ تمامی پهلوانان شاهنامه است. اندیشه مهم و محوری شاهنامه فردوسی، «خرد» است که آنرا باید پاسداشت.
زبان فارسی بالندگی خود را مدیون شاهنامه فردوسی است و به همین دلیل است که نام فردوسی با ماندگاری زبان فارسی گره خورده است.
فردوسی را باید از جمله قهرمانان ملی ایران به شمار آورد، شاعری گرانقدر که جانی تازه به کالبد زبان فارسی دمید و به باور دکتر ابوالفضل خطیبی «به مدد تجربهمندیهای گذشته و کار عظیم خود زبان فارسی را به مرحله تثبیت رسانید و با سرودن شاهنامه توانست زبان فارسی را از نفوذ واژههای بیگانه حفظ کند و ساختار و هنجارهای نحوی زبان فارسی را از گزند بیهنجاریها نگاه دارد.»
دکتر خالقی مطلق، شاهنامه پژوه و مصحح معتبرترین نسخه شاهنامه فردوسی به عنوان یک ایرانی معتقد است که: «ما (بخشی از) ملیت خودمان را مدیون زبان فارسی هستیم و زبان فارسی را نیز تا اندازه زیادی مدیون شاهنامه فردوسی هستیم.»
شاهنامه فردوسی یکی از پرمایه ترین و بی نیازترین گنجینه های زبان پارسی از نظر در برداشتن لغات و اصطلاحات ادبی است و بی شک از این جهت بزرگترین و نخستین کتابی است که پاسدار کلمات درست و زیبای زبان فارسی شده و با پذیرش انبوه این کلمات در سینه فراخ خود، آنها را با صحت و امانت به نسل های بعدی سپرده است. زبان فارسی وسیله استحکام، اتحاد و ارتباط طوایف گوناگون ایرانی است. «شاهنامه فردوسی چنان مایه و پایه زبان فارسی را غنی و محکم کرده که جایی برای فراموشی این زبان در تاریخ نمانده است. بر همین اساس است که شاهنامه فردوسی را به مدد زبان فارسی، از پایه ها و بنیادهای اتحاد قومی ایرانیان نیز به شمار می رود».
به باور چالز ملویل استاد دانشگاه کمبریج: «دستاورد بزرگ فردوسی این بود که تاریخ ایرانیان را حفظ کرد. آنهم تاریخ دوران امپراطوری و اوج شکوهشان را . اما نکته مهم این است که آن را به زبان خود ایرانیان یعنی فارسی تدوین کرد. این کار فردوسی بخشی از مفهوم بزرگ ایرانی بودن است؛ آگاه بودن به هویت و درکی که از خود بوجود آورد. این مسأله ای است که به نظر من در فردوسی بیش از هر کس دیگری متجلی شده است.»
محققان یکی از دلایل اهمیت شاهنامه فردوسی را در نقشی می دانند که این شاعر بزرگ با کتاب عظیمش در فرهنگ و سرنوشت یک ملت ایفا کرده است.
دکتر خالقی مطلق بر این باور است که هیچ کتابی در ادبیات فارسی وحتی ادبیات جهان وجود ندارد که مانند شاهنامه فردوسی در سرنوشت و فرهنگ یک ملت نقش ایفا کند و تا به این پایه اثر گذار باشد.
محمد علی اسلامی ندوشن فردوسی پژوه معاصر نیز شاهنامه فردوسی را تنها کتاب در ادبیات جهان می داند که در سرنوشت یک ملت تغییر ایجاد کرده است. به باور ایشان:
«شاهنامه سرنوشت ایران را تغییر داد و اگر شاهنامه سروده نشده بود ما کشور دیگری بودیم. اگر شاهنامه نبود، همان اتفاقی که در برخی کشورها همچون مصر، سوریه و اردن افتاد، برای ایران نیز تکرار می شد. زنده ماندن تاریخ و فرهنگ ایران و زبان فارسی به برکت شاهنامه فردوسی است.»
فردوسی را نمی توان تنها یک شاعر و اسطوره سرا نامید چرا که او در پشت شعر و اسطوره، در پشت این اشعار فاخر و و وزین و به مدد زبان شیرین و رسای فارسی، یک ملت را دوباره ساخت. در خیال فردوسی تنها اسطوره های ایرانی نبودند که در کلمات او جان تازه می گرفتند بلکه ایرانیان بودند که شکل می گرفتند و بارور می شدند و می بالیدند.
جهان کرده ام از سخن چون بهشت ازین بیش تخم سخن کس نکشت
بناهای آباد گردد خراب ز باران و از تابش آفتاب
پی افکندم از نظم، کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند
نمیرم، ازین پس، که من زنده ام که تخم سخن را پراکنده ام
شورای ملی تصمیم ضمن تاکید بر لزوم پشتیبانی، گسترش، پژوهش و تدریس زبانهای دیگر ایرانی و حفظ فرهنگ، هنر و صنایع بومی همهی اتنیکهای ایرانی، «۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی» را گرامی می دارد و به همه ایرانیان و فارسی زبانان جهان این روز را شادباش می گوید
شورای ملی تصمیم
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳
۱۴ ماه مه ۲۰۲۴
by حمید بی آزار | 11.مه 2024 | مقالات
مجلس عوام کانادا روز چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت با اتفاق آرا طرح قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی را تصویب کرد.
نمایندگان مجلس عوام با ۳۲۷ رای موافق و بدون هیچ رای مخالفی این طرح غیر الزام آور را تصویب کردند. این طرح که با پیشنهاد کمیته دادگستری مجلس نمایندگان ارائه شد از دولت کانادا خواسته است تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان یک نهاد تروریستی در کانادا معرفی کند.
پیش از این مجلس کانادا در خرداد ۱۳۹۷ طرح غیر الزامآور مشابهی را تصویب کرده بود.
دولت کانادا در ماههای اخیر با فشارهای فزایندهای روبهرو بوده است تا سپاه پاسداران را بر اساس قانون کیفری به عنوان یک گروه تروریستی معرفی کند.
ماه گذشته، احزاب مخالف دولت جاستین ترودو پس از حمله هوایی ایران به اسرائیل درخواستهای خود را برای افزودن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فهرست سازمانهای تروریستی تشدید کردند.
بیشتر در این باره:
انجمن خانوادههای قربانیان پرواز اوکراینی نیز اواخر فروردین ماه سال جاری خواستار قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی شد.
این انجمن در بیانیهای تاکید کرده بود: «لازم است جهان در برابر سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی بایستد و سپاه پاسداران را در لیست گروههای تروریستی بگذارد.»
انجمن خانوادههای جانباختگان پرواز پیاس۷۵۲ همچنین از جامعه جهانی خواسته بود، «در پیگرد حقوقی تمام کسانی که علیه مردم ایران جنایت میکنند بکوشد و از جامعه مدنی ایران برای فایق آمدن بر این حکومت حمایت کند.»
پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین بامداد هجدهم دیماه ۹۸ کمتر از سه دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه تهران هدف دو موشک سپاه پاسداران قرار گرفت و تمامی ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند.
ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۹ و در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، سپاه پاسداران را فهرست «سازمانهای تروریستی خارجی» این کشور قرار داد.
آمریکا و کشورهای غربی، سپاه پاسداران را نیروی بیثباتکننده جمهوری اسلامی در خاورمیانه میدانند و تعدادی از محافظهکاران در پارلمان بریتانیا از دولت این کشور خواستهاند تا سپاه پاسداران را سازمان تروریستی اعلام کند.
وزیر خارجه بریتانیا در واکنش به این درخواستها ۱۱ اردیبهشت گفت که افزودن نام سپاه پاسداران به فهرست «سازمانهای تروریستی» به نفع این کشور نیست.
دیوید کامرون تاکید کرده بود که بریتانیا تاکنون گامهای کافی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی برداشته است و «تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران» میتواند به قطع روابط دیپلماتیک با ایران منجر شود.
by حمید بی آزار | 11.مه 2024 | مقالات
«ما به تغییر رژیم در ایران و روسیه نیاز داریم.» این موضوعی است که گری کاسپاروف، یکی از بنیانگذاران کنگره آزادی جهانی و رییس «ابتکار دموکراسی نو» بر آن تاکید دارد. به گفته او استراتژی جهان آزاد باید منزوی کردن این دو کشور از نظر سیاسی و اقتصادی باشد.
کاسپاروف در یادداشت خود برای واشینگتن پست به بسته کمک ۹۵ میلیارد دلاری به اسرائیل، اوکراین و تایوان اشاره میکند که پس از ماهها مانعتراشی، سرانجام به تصویب رسید. او معتقد است نباید جزئیات مهم این «لایحه» را نادیده گرفت.
در صفحه ۳۲ این لایحه، از دولت بایدن خواسته شدهاست که «راهبرد حمایت ایالات متحده از اوکراین در برابر تجاوزات فدراسیون روسیه» را ظرف ۴۵ روز ارائه کند. کاسپاروف معتقد است که در حمایت از اوکراین، ایالات متحده و اروپا نتوانستهاند اساسیترین عنصر برنامهریزی استراتژیک، یعنی «تعیین یک هدف مشخص» را ایجاد کنند.
او با اشاره به سخنان آبراهام لینکلن در سال ۱۸۵۸ که گفته بود «اگر از ابتدا میتوانستیم بدانیم کجا هستیم و هدفمان چیست، میتوانستیم بهتر تصمیم بگیریم که چه کاری را و چگونه انجام دهیم»، این پرسش را مطرح میکند که در شرایط کنونی، «ما در چه موقعیتی قرار داریم و هدف ما چیست؟»
کاسپاروف در پاسخ مینویسد که موضع غرب در دو جهت غیرممکن قرار دارد، از یک طرف آرزوی بازگشت به وضعیت پیشین و معاملات سودآور و فاسد با روسیه را دارد و در عین حال در جهت مخالف، خواستار حمایت کافی از اوکراین برای جلوگیری از پیروزی روسیه است که میتواند جرقه بحران در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را ایجاد کند.
به گفته او، رهبران اروپایی مانند اولاف شولتس، صدراعظم آلمان طوری رفتار میکنند که گویی مشتاقند تا مانند گذشته با دولت مافیایی ولادیمیر پوتین به تجارت بپردازند. آنها تسلیحات دفاعی در اختیار اوکراین قرار میدهند، اما زمانی که صحبت از ارسال سلاحهای موثر که به اوکراین میشود، تزلزل میکنند و در نتیجه چرخهای دایمی از مرگ غیرنظامیان وجود دارد.
کاسپاروف مینویسد: «دولت بایدن هنوز هم توسط دستیاران دوره اوباما و مفاهیم شکست خورده دوره او برای محدود کردن قدرت آمریکا و متحدانش هدایت میشود.»
رییس «ابتکار دموکراسی نو» مینویسد باید اهداف را اصلاح کرد، نمیتوان حمایت از اوکراین «تا هر زمانی که طول بکشد!» را یک «هدف استراتژیک» تلقی کرد، همچنان که حمایت از اسرائیل بدون اینکه تروریستهای حماس را ریشه کن کند، یک «هدف» نیست. در مقابل حمایت از اوکراین تا زمانی که یکپارچه و آزاد شود یک «هدف» است، ترویج صلح بلندمدت در اروپا و خاورمیانه با انجام هر کاری که موجب تسریع سقوط رژیمهای متخاصم در روسیه و ایران شود، «هدف» است.
«لایحه کمک» همچنین به توقیف صدها میلیارد دارایی روسیه در خارج از کشور و استفاده از این پول برای دفاع و بازسازی اوکراین اشاره میکند. کاسپاروف میگوید این یک اقدام طبیعی است و «ابتکار دموکراسی نو» که با دیکتاتوریها مقابله و آزادی را در سراسر جهان ترویج میکند، اعتبار و قانونی بودن این اقدام اثبات میکند.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی پوتین گفته اگر این داراییها توقیف شود، روسیه در دادگاه تلافی خواهدکرد. کاسپاروف این پاسخ یا تهدید را که از سوی یک دیکتاتوری نامشروع که به همسایگان خود در اروپا حمله میکند، مطرح شده، از سوی کشوری که با تروریستها از سوریه و ایران گرفته تا افغانستان همکاری میکند و به مداخله در انتخابات در سراسر جهان آزاد میپردازد، یک زنگ بیداری برای غرب میداند.
جدی گرفته شدن این ادعا به گفته کاسپاروف ثابت میکند که غرب هنوز باور ندارد در جنگ است. این توهم همچنین اتحادیه اروپا و ناتو را از اعمال تحریم یا اخراج شرکای پوتین در مجارستان و اسلواکی و برخورد با شرکتهای غربی که هنوز با روسیه تجارت میکنند، منع میکند. اروپا و ناتو برای توقف تجارت پررونق واسطهگری برای روسیه در چین و آسیای مرکزی، اقدامی نکردهاند.
کاسپاروف میافزاید برای سالها، ایالاتمتحده با اشاره به بزرگی و قدرت ارتش خود، اعلام میکرد که به راحتی و قاطعیت میتواند به هر تهدیدی پاسخ دهد. اما بازدارندگی تنها زمانی تاثیرگذار خواهدبود که این قدرت با ادعای مطرح شده مطابقت داشتهباشد.
در ادامه او به برخی موارد اشاره میکند که ایالات متحده نتوانسته به خطوط قرمز پایبند باشد. در سال ۲۰۱۲، اوباما به بشار اسد دیکتاتور سوریه گفت استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه عبور از «خط قرمز» خواهد بود. اما اسد این کار را کرد بدون آنکه با او برخوردی شود و هنوز مردم را بدون مجازات سلاخی میکند. همچنین بایدن به ایران گفت نمیتواند از خاک خود به اسرائیل حمله کند، اما در نهایت این کار را انجام داد.
کاسپاروف میگوید نهادهای بینالمللی نیز اعتبار خود را از دست دادهاند. ناتو تنها یک تکه کاغذ است مگر اینکه رهبران آن اراده اقدام موثر را داشتهباشند. با توجه به فناوریهای جدید در دنیای به هم پیوسته امروزی، خطر یک فاجعه جهانی وجود دارد که هرگز مانند آن دیده نشده است.
کاسپاروف معتقد است در حال حاضر شرایط برای پوتین، شی جین پینگ، علی خامنهای، نیکلاس مادورو، رجب طیب اردوغان، ویکتور اوربان و هر دیکتاتوری، بهتر از چهار سال پیش است.
با این حال او میگوید اکنون که «لایحه کمک» به تصویب رسیده، هنوز زمان برای اصلاح مسیر کاخ سفید وجود دارد. با پیروی از قوانین زمان صلح نمیتوان در جنگ پیروز شد. تنها راه پیروزی در این جنگ طولانی، تغییر رژیم در مسکو و تهران است. چنین تغییری با انزوای سیاسی و اقتصادی روسیه و ایران و با توقف تهاجم خارجی آنها، به واقعیت نزدیکتر خواهد شد.
او معتقد است تصویب این لایحه باید یک شروع جدید باشد نه پایان. روسیه به سمت جنگ دایمی رفتهاست و چین از اقدامات پوتین برای بیثبات کردن نظم جهانی غرب حمایت میکند. آمریکا و اروپا باید با این چالش مقابله کنند.
کاسپاروف نوشته: «ما برای پیروزی به اهداف روشن، استراتژی و رهبری جسورانه نیاز داریم. درک این موضوع که در حال جنگ هستیم، شهامت ریسک سیاسی برای تغییر مسیر را به همراه خواهدداشت. این چیزی است که آینده دموکراسی آمریکا و جهان آزاد به آن بستگی دارد.»
ایران اینترنشنال
۱۰ می ۲۰۲۴