شورای ملی تصمیم با رایزنی وهمت تعدادی از امضاکنندگان بیانیه معروف به ۱۴ نفر و کنشگران دموکراسیخواه در داخل و خارج ازکشور، درتاریخ ۱۳ تیرماه ۱۴۰۱ با صدور بیانیه اعلام موجودیت و بر مبنای اصول ششگانه مندرج در برنامه واساسنامه موقت پا به عرصه مبارزه برای گذار از تمامیت جمهوری اسلامی ایران گذاشت .
از اهم اهداف هیات موسس برگزاری اولین مجمع عمومی برای رسمیت بخشیدن به موجودیت شورا بود ، که بعلت آغاز جنبش زن زندگی آزادی و تحولات پی در پی و بی امان در سپهر سیاسی ایران در داخل و خارج از کشور،برگزاری مجمع عمومی امکانپذیر نگردیده بود، و سرانجام هیات مدیره شورا با تصویب لایحه پیشنهادی برای تشکیل گروه موقت تدارک انتخابات متشکل از ۵ نفر در ماه سپتامبر ۲۰۲۵ به این گروه ماموریت داد، تا مقدمات برپایی اولین مجمع عمومی را در تاریخ ۲۲ نوامبر ۲۰۲۵ برابر با اول آذرماه ۱۴۰۴برای انتخاب اعضای هیات مدیره ، بازرسین و کمیته تدارک انتخابات و همچنین تصویب اساسنامه ، برنامه و اسناد مصوب هیات موسس و هیات مدیره موقت را که شامل برپایی پارلمان در تبعید ( کنگره ملی ) را فراهم آورد. بنا بر این مقدمه ، گزارش نحوه برگزاری اولین مجمع عمومی شورای ملی تصمیم را به آگاهی میرساند:
مجمع عمومی توسط مسن ترین عضو شورا آقای دکتر رضا حسین بر بعنوان رییس سنی افتتاح وسپس هیات رئیسه مجمع متشکل از رئیس، منشی ، ۲ نفر ناظر و ۲نفر مسئولین شمارش آرا بر گزیده شدند که پس از تصویب دستور کار اجلاس ، خانم شهلا انتصاری سخنگوی شورا شمه ای از تاریخچه تشکیل شورا و همچنین گزارش عملکرد هیات مدیره موقت را بیان کرد و هیات رئیسه مجمع پس از نظر خواهی از اعضای حاضردر مجمع از هیات مدیره قبلی سلب مسئولیت نمود و سپس وارد مرحله انتخابات برای برگزیدن اعضای جدید هیات مدیره، بازرسین و کمیته تدارک انتخابات شد و افراد زیر برای مناصب هیات مدیره ، بازرسین و کمیته تدارک انتخابات برگزیده شدند :
اعضای هیات مدیره شامل:
خانم شهلا انتصاری ( فعال سیاسی وحقوق زنان از اعضای بیانیه 14) بعنوان سخنگو انتخاب شدند.
و همچنین سایر اعضای جدید هیات مدیره متشکل از:
خانم نوشین خواجه( مشروطه خواه ، پرستار، فعال مدنی و از یاری دهندگان مصدومین جنبش سبز وخیزشهای ۹۶، ۹۸ و جنبش مهسا ) ساکن آلمان
و آقایان دکتر رضا حسین بر فعال رسانه ای و جنبشهای اتنیکی ساکن انگلیس.
رضا برومند فعال حقوق بشر و عضو کمیته تدارک انتخابات امنستی گوتنبرگ سوئد
دکتر محسن بازرگان کنشگر مدنی و جوانترین عضو هیات مدیره (متولد ۱۹۹۱) ساکن سوئد.
منصور اسانلو (فعال سندیکایی) ساکن ایالات متحده
رضا مهرگان ( مشروطه خواه وکنشگر سیاسی) ساکن آلمان
بهروز قربانی ( دبیرکل حزب دموکرات مسیحی و فعال حقوق بشر) ساکن نروژ
حمید بی آزار زندانی سیاسی دو رژیم و کنشگر سیاسی ساکن آلمان.
محمد مهدوی فر ، غواص وجانباز جنگ ۸ ساله ، کنشگر سیاسی و بلاگر.
م.ن کنشگر سیاسی مقیم داخل کشور
ا.ح کنشگر سیاسی و دانشجوی مقطع دکتری در داخل کشور.
گروه بازرسان متشکل از :
داریوش عمران زاده مبارز سیاسی مشروطه خواه و زندانی سیاسی سابق
خانم دیانا بیگلری کنشگر سیاسی
خانم فریبا قربانی،زندانی سیاسی دهه ۶۰
اعضای کمیته تدارک انتخابات:
دکتر عبدالرحمان دیه جی، استاد دانشگاه
محمدرضا آشوغ زندانی سیاسی سابق .
بعد از پایان مجمع عمومی ، مقرر شد هیات مدیره جدید در اولین نشست خود
در خصوص موارد زیر اخذ تصمیم نماید:
1. انتخاب سخنگوی دوم یا نایب رئیس هیات مدیره.
2. انتخاب منشی
3. -انتخاب مسئول روابط عمومی
4. انتخاب مسئول مالی
5. انتخاب مسئول رسانه
6. انتخاب مسئول تشکیلات و امنیت
هیات مدیره منتخب در اولین نشست خود در تاریخ ۲۷ نوامبر تصمیمات زیرا اتخاذ نمود:
فدرالیسم، تمرکززدایی، و معمای «اتحاد فراگیر دموکراسیخواهان»
بحث پیرامون تمرکززدایی و فدرالیسم در ایران، فراتر از یک بحث فنی-اداری، یک چالش ساختاری و تاریخی است. اظهارات اخیر مقامات دولتی در مورد تفویض اختیارات به استانداران، هرچند قدمی لرزان به سوی کاهش تمرکز است، اما بلافاصله موجی از مخالفتهای بنیادین را برانگیخته که پرده از ریشههای عمیق ناسیونالیسم تمرکزگرا و ترس از تجزیه برمیدارد.
۱. نقد ایدئولوژی تمرکزگرا: تقلیل مسئله به تجزیه
مخالفان اصلی طرحهای تمرکززدایی، اغلب استدلالهای خود را بر سه ادعای تاریخی و ایدئولوژیک استوار میکنند:
ادعای دیرینگی تمرکز: تمرکزگرایان، مدیریت ایران را همواره متمرکز میدانند، در حالی که تاریخ «ممالک محروسه» گواه تقسیم عملی قدرت میان حکام محلی بوده است. اصرار بر ادامه این مدل در عصر دولت-ملت، نه اقتدار میآورد، بلکه بحران و توسعه نامتوازن را توزیع میکند.
انحصار زبان ملی: یکی از محوریترین چالشها، موضع کسانی است که فارسی را تنها زبان ملی میدانند و به ملی بودن دیگر زبانهای ایرانی (که زبان بخشهای بزرگی از ایرانیان هستند) بیتوجهی میکنند. احترام و تدریس زبان مادری، نه تهدید، بلکه تقویتکننده هویت ملی فراگیر است.
تلازم تمرکز و توسعه: این ادعا که تمرکز لزوماً ضامن توسعه است، توسط تجربه جهانی و تاریخی ایران رد میشود. تمرکز شدید در ایران امروز، عامل اصلی بیعدالتی فضایی و انباشت بوروکراسی در پایتخت است.
۲. فدرالیسم: نه ضامن، که بستر دموکراسی
نکته کلیدی در این بحث این است که فدرالیسم یا تمرکززدایی به خودی خود ضامن دموکراسی و عدالت نیستند. فدرالیسم تنها یک شکل حکومتی است و موفقیت آن کاملاً وابسته به محتوای دموکراتیک و لیبرال قانون اساسی و تعهد به حاکمیت قانون است. تجربه کشورهایی چون پاکستان، نشان میدهد که فدرالیسم در بستر دموکراسی ضعیف، به توزیع نابرابری و تشدید اختلافات قومی میانجامد.
با این حال، برای کشوری کثیرالملل چون ایران، یک مدل تقسیم قدرت میتواند راهحل چالشهای زیر باشد:
خودپسندی استانهای ثروتمند: این خطر با ثبت اصل مشاعیت منابع ملی (نفت، گاز، آب) در قانون اساسی و ایجاد یک سیستم فدرالیسم مالی عادلانه قابل حل است.
تجزیه: خطر تجزیه بیش از آنکه از واگذاری اختیارات ناشی شود، از ستم و سرکوب تاریخی مرکزگرا سرچشمه میگیرد. تمرکززدایی دموکراتیک، با به رسمیت شناختن تنوع، میتواند عامل همبستگی و تقویت وحدت ملی باشد.
چشمانداز آینده: لزوم اتحاد فراگیر دموکراسیخواهان
فارغ از بحثهای نظری، در شرایط کنونی، ضرورت دارد که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، بر یک ائتلاف فراگیر متمرکز شوند. این ائتلاف باید شامل تمام طیفهای متعهد به دموکراسی باشد:
جمهوریخواهان (اعم از فدرالیست و تمرکززدای غیرفدرال)
پادشاهیخواهان مشروطهطلب (بهعنوان یک جریان سیاسی بزرگ و محوری)
اصول بنیادین این اتحاد باید شامل:سکولاریسم، تمامیت ارضی، حقوق بشر و آزادیهای مدنی باشد.
تأخیر در تعیین شکل حکومت: اختلاف بر سر شکل نهایی حکومت (جمهوری یا پادشاهی) نباید مانع ائتلاف در مرحله گذار شود. تعیین تکلیف ساختار باید به پس از گذار و انتخابات آزاد (مجلس مؤسسان یا رفراندوم) موکول شود.
نتیجه: تنها یک «اتحاد فراگیر دموکراسیخواهان» که بتواند اختلافات ساختاری را مدیریت کرده و بر اصول بنیادین دموکراسی تمرکز کند، قادر است گذاری کمهزینه و پایدار را به سوی نظامی که بر مبنای آرای آزاد و حقوق برابر بنا شده است، رهبری نماید.
⚫️خاموشی صدای استاد ناصر مسعودی صدای ماندگار موسیقی گیلان
🔻هنرمند برجسته و خواننده محبوب گیلانی که سالها با صدای گرمش و لقب «بلبل گیلان» در دل مردم جای داشت، در سن 90 سالگی در یکی از بیمارستانهای رشت دار فانی را وداع گفت.
ناصر مسعودی در ۶ فروردین ۱۳۱۴ در رشت متولد شد و بهعنوان قدیمیترین خواننده اشعار گیلکی شناخته میشود.
او آثار ماندگاری چون «گل پامچال»، موسیقی «میرزا کوچکخان (چقدر جنگلا خوسی)»، «کوراشیم» و «بنفشه گل» را اجرا کرده و نقش مهمی در حفظ و ترویج موسیقی محلی گیلان داشته است.
مسعودی بیش از ۶۰ ترانه گیلکی و ۱۰۰ ترانه فارسی اجرا کرده است و علاوه بر خوانندگی، آهنگسازی بیش از ۵۰ اثر خود را نیز بر عهده داشته است.
شورای ملی تصمیم (شمت) در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، اعلام میدارد که در ایران، خشونت علیه زنان نه پدیدهای فردی، بلکه یک “جنایت سازمانیافته بر پایه جنسیت” و محصول مستقیم ساختار سیاسی حاکم است.
بیاثری ابلاغیهها در برابر عزم زنان
خشونت علیه زنان در ایران از سطح فردی فراتر رفته و به شکل خشونت قانونی، قضایی و اخلاقی توسط نهادهای حاکم اعمال میشود. قوانین تبعیضآمیز، حجاب اجباری و سرکوب فعالان حقوق زن، ابزارهایی برای تضعیف عامدانه جایگاه نیمی از جمعیت کشور هستند.
در همین راستا، اقداماتی نظیر ابلاغیههای رهبری به دولت در مورد حجاب و پیگیریهای مسئولان ذیربط برای تشدید قوانین انضباطی، نه تنها راهگشا نیست، بلکه در برابر عزم شجاع و راسخ زنان ایران کاملاً بیاثر و محکوم به شکست است.
جنبش تاریخساز «زن، زندگی، آزادی» (ژینا) در سال ۱۴۰۱، پاسخی رادیکال به همین خشونت سیستماتیک بود. این جنبش با شعار محوری خود، با تمام اشکال خشونت و قوانین ناقض حقوق زنان به مبارزه برخاست.
تعهد شمت برای آیندهای بدون خشونت
شمت، ضمن همبستگی با هدف جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان (۲۵ نوامبر)، تأکید میکند که مبارزه در ایران نیازمند تغییرات زیرساختی است:
الغای قوانین تبعیضآمیز: تا زمانی که قوانین کشور، تبعیض جنسیتی را نهادینه میکنند، خشونت قانونی ادامه خواهد داشت. شمت متعهد به الغای فوری تمامی این قوانین در دوران گذار است.
استقرار سکولاریسم: تنها با جدایی کامل نهاد دین از نهاد دولت میتوان از سوءاستفاده از مذهب برای مشروعیتبخشی به خشونت علیه زنان جلوگیری کرد.
مشارکت رهبریکننده زنان: شمت در برنامه سازمانی خود، جوانگرایی و ترفیع نقش مدیریتی زنان را به عنوان یک اصل برای تضمین مشارکت رهبریکننده آنان در آینده دموکراتیک ایران قرار داده است.
شمت باور دارد که جامعهای که در آن خشونت علیه زنان تحمل شود، هرگز نمیتواند دموکراتیک باشد. ما در این روز با تمام زنان مبارز همصدا میشویم و اعلام میکنیم که هدف ما، تأسیس نظامی است که در آن زنان نه تنها از خشونت مصون باشند، بلکه بتوانند با آزادی کامل، زندگی خود و کشورشان را رقم بزنند.
پیروز باد همبستگی زنان ایران برای آزادی و آیندهای بدون خشونت!
جنگلهای هیرکانی (Hircanian Forests)، که به عنوان “بهشت گمشده“ یا “موزه طبیعی ایران“ شناخته میشوند، یکی از باارزشترین و قدیمیترین اکوسیستمهای جنگلی جهان و یک میراث جهانی یونسکو هستند که قدمتشان به ۲۵تا ۵۰ میلیون سال پیش (عصر یخبندان) بازمیگردد. این میراث کهن اکنون نه تنها با بلایای طبیعی، بلکه با یک استراتژی سیستماتیک نابودی روبروست.
بحران سوختن: فاجعهای استراتژیک، نه حادثه
در میان خاکستر گرم جنگلهای هیرکانی فاجعهای دیگر در حال رقم خوردن است، فاجعهای که استراتژی است، نه حادثه. این شعلهها نه جزو «منطق اکوسیستم»اند، نه ناشی از سهلانگاری مردم، بلکه زاییدهٔ منطق سرمایهداری غارتگریاند که طبیعت را به کالایی برای انباشت سرمایه تبدیل کرده و از بحران زیستمحیطی «فرصت سودآوری» میسازد.
تحلیل اقتصاد سیاسی: در اقتصادسیاسی جمهوری اسلامی دیگر نمیتوان از «بلایای طبیعی» سخن گفت. هر شعلهٔ آتشی که بر پیکرهٔ جنگلهای هیرکانی زبانه میکشد پیامد مستقیم محاسبات سود و زیان طبقهٔ حاکم است. آتشسوزیهای مکرر نشانههای سطحی بیماری ساختاری عمیقتریاند، نشانههای نظام بیماریاند که ترجیح میدهد بهجای حفاظت از محیطزیست، سود شخصی کسب کنند.
نهادهای متولی نابودی:ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان، که بزرگترین مالکان اراضی جنگلیاند، با تغییر کاربری این زمینها و واگذاری آنها برای ویلاسازی و پروژههای عمرانی سودآور بهطور سیستماتیک در حال نابودی این میراث طبیعیاند. شبکهای از نهادهای شبهدولتی، شرکتهای پیمانکاری وابسته به نهادهای نظامی-امنیتی، و سرمایهداران نزدیک به قدرت در حال تبدیل کردن جنگلهای هیرکانی به کالایی برای مبادله در بازار املاک لوکس هستند.
هویت و زیستبوم (بخشهای زیستمحیطی)
این جنگلها از آستارا در گیلان تا گلیداغ در گلستان کشیده شده و به دلیل اقلیم خاص خود، توانستند از دوران یخبندان جان سالم به در ببرند و به یک پناهگاه حیاتی برای گونههای باستانی تبدیل شوند.
پوشش گیاهی: هیرکانی عمدتاً از نوع پهنبرگ خزانکننده است و دارای بیش از ۱۵۰ گونه درختی از جمله راش شرقی (شاخصترین گونه)، بلوط مازو و درختچههای شمشاد است.
حیات وحش: این منطقه زیستگاه مهمی برای پستاندارانی چون پلنگ ایرانی، مرال (گوزن قرمز) و خرس قهوهای است.
چالشهای دیگر و ضرورت حفاظت
علاوه بر بحران سیستماتیک آتشسوزی، این جنگلها با تهدیدات زیر نیز مواجه هستند:
تغییر کاربری اراضی: تبدیل زمینهای جنگلی به کشاورزی و ویلاسازی.
قطع درختان: بهرهبرداری غیرقانونی یا بیرویه از چوب.
اهمیت حفاظت: ثبت این جنگلها در فهرست میراث جهانی یونسکو (۲۰۱۹) بر تعهد جهانی به حفظ این کتابخانه زنده تاریخ طبیعی تأکید میکند. حفاظت از هیرکانی، نه تنها یک اقدام زیستمحیطی، بلکه مبارزهای علیه منطق غارت و نابودی منابع ملی است.
درود بر اعضای محترم شورای ملی تصمیم. روز شنبه 1 آذر 1404 برابر با 22 نوامبر 2025 ساعت چهار و نیم عصر ایران برابر با دو عصر اروپا جلسه مجمع عمومی برگزار می شود. حضور همه اعضا الزامی است. دستور کار پیشنهادی اولین مجمع عمومی شورای ملی تصمیم: محل: اتاق زوم. گشایش رسمی از سوی سخنگو و خوش آمد به حاضرین انتخاب رئیس سنی نشست. تصویب سند اعلام موجودیت شورای ملی. تصویب اساسنامه پیشنهادی. تصویب اسناد پنج گانه کمیسیون سیاست گذاری. تصویب دستور کار نشست توسط رئیس سنی. انتخاب هیات رئیسه مجمع عمومی: 1 نفر منشی. 2 نفر مسئول شمارش آرا. 2 نفر ناظر. گزارش فعالیت هیئت مدیره توسط سخنگو. دو نفر مخالف و دو نفر موافق صحبت می کنند. سلب مسئولیت از هیئت مدیره پیشین. انتخاب هیئت مدیره جدید. 11 نفر خواهند بود انتخاب سه نفر بازرس انتخاب سه نفر اعضای کمیتهی تدارک انتخابات. تصویب برنامه در سالِ آینده (سند چشم انداز یکساله). سند ضمیه قدردانی گردانندگان نشست. پایان نشست.
پیام تسلیت شورای ملی تصمیم در سوگ زندهیاد بهرام مشیری؛ پاسدار خرد و روشنگری فرهنگی
ملت بزرگ ایران، آزادیخواهان و تمامی دوستداران فرهنگ ایرانزمین!
شورای ملی تصمیم با اندوهی ژرف، درگذشت زندهیاد بهرام مشیری، پژوهشگر نامدار تاریخ، نویسنده و روشنگر بزرگ معاصر را به ملت شریف ایران، خانواده ارجمند و کلیه همراهان اندیشه او تسلیت میگوید.
آقای مشیری، سالهای متمادی از عمر گرانمایه خود را صرف خردورزی، نقد استبداد دینی و مبارزه با خرافهگرایی کرد. صدای صریح و بیباک او در برنامههای تلویزیونی، تلاشی ستودنی در راستای آگاهیبخشی به نسلهای ایرانی برای رسیدن به آزادی و برابری بود.
فعالیتهای روشنگرانه ایشان، بهطور خاص در ترویج تفکر انتقادی و تاکید بر ضرورت جدایی دین از حکومت (اصل سوم شورا) و لزوم برپایی نظام دموکراتیک مبتنی بر رأی مردم (اصل پنجم شورا)، همواره الهامبخش نیروهایی خواهد بود که برای گذار کامل از جمهوری اسلامی (اصل اول شورا) و برقراری نظامی مدرن و لائیک در تلاشند.
نام و یاد این اندیشمند آزاده، که میراثی گرانبها از خرد و جسارت را به یادگار نهاد، در تاریخ جنبش آزادیخواهی ایران جاویدان خواهد ماند.