by مسعود نقره کار | 10.دسامبر 2022 | مقالات
بازدیدها: 2
یکی از عوامل تداوم حیاتِ حکومت اسلامی، شما تحصیلکردگانِ خادم ولایت فقیه هستید، شمائی که علیرغم تحصیلات آکادمیک و حمل تیترهای دهان پُرکن با واژگان و صفت های مرتجع، مغزشویی و مسخ شده، شرف فروخته و انسان نماهای خادم ظلم تعریف می شوید. حکومت اسلامی، حکومت جهل و جنون و جنایت است، و شما خادمان تحصیلکرده اش در ایران و در جهان، در زمرۀ اثبات کنندگان این واقعیت اید که تحصیلات دانشگاهی و کسب مدارک تحصیلی دانشگاهی، آدمی را به انسانیت و مدنیت نزدیک نمی کند و حتی دسته ای از شما تحصیلکردگان را صاحبِ روش و منشِ توحش کرده است.
در طول حیات حکومت اسلامی، شما، صدها تحصیلکردۀ دانشگاه ها در سطح جهان، به ویژه از اروپا و امریکا و کانادا، در ادامۀ حیات این حکومت نقش داشته اید، شما، جناب دکتر، مهندس، وکیل، استاد دانشگاه که حتی بی واسطه آمرین و عاملان جنایت ها بوده اید.
شما که می گویم نمونه هائی می آورم تا مشخص تان کنم.
شما را می گویم جناب دکتر علی اکبر ولایتی، خادم خمینی و مشاور خامنه ای و دو دوره وزیر امور خارجه حکومت اسلامی، که به عنوان یک پزشک عامل جنایت و سبب قتل دگراندیشان و مخالفان سیاسی و عقیدتی حکومت خودکامه اسلامی شده اید، شمایی که درکشتار دگراندیشان و مخالفان حکومت اسلامی در تبعید ( در خارج از کشور) دست داشته اید. و فراوانند موجوداتی امثال شما، دکتر روازاده ها، دکترسعید نمکی ها، دکترسیدحسن قاضی زاده هاشمی ها، دکتر بهرام عین الهی ها و صدها پزشکی که به اشکال گوناگون در خدمت ولایت جنایت بوده اید.
شما مهندس برق و” ریاضی دان”، جناب جواد لاریجائی، سخنگوی حقوق بشراسلامی و معاون بین الملل و دبیر ستاد حقوق بشر اسلامی قوه قضائیه ، مدافع سنگسار و شکنجه و اعدام که آمر و عامل جنایت هستید، و محمد حسن صادقی مقدم، فیزیکدان و از حقوقدانان شورای نگهبان، مثل مهندس سید کاظم کاظمی ( حاج مجتبی) ، تحصیلکرده ی رشتهی مهندسی مکانیک از ایالت تگزاس آمریکا که بازجو و شکنجه گر زندان ها بود، و یا حاج سعید امامی (اسلامی) از تحصیلکرد گان رشته مهندسی مکانیک درامریکا که از آمران و عاملان کشتاری که به قتل های زنجیره ای معروف شده است، بود.
و شما کمال خرازی، ها و منوچهر متکی های تحصیلکرده که خدوم جنایت شدید.
شما، شما که هم امروز در دولت رئیسیِ جانی، و در بسیاری از ارگان ها ازدور و نزدیک مشاطه گری ارتجاع می کنید و دربارگاه خلافت به جنایت و یا همکاری با جنایتکاران مشغول اید.
براستی تا کی می خواهید مسخ شدۀ شریعتی خشن و حشونت مقدس اش، ستایشگر تخریب و مرگ ، و شیفتۀ جاه و مقام و منافع مادی (مالی) باشید و ابزاری برای جنایت پیشگی و جنایت پیشگان، و تا مغاک شکنجه گری و دست زدن به قتل وکشتار سقوط کنید؟
نقش و تاثیرتان در تداوم جهل و جنایت در میهنمان تعیین کننده بوده و هست، در ایران آزاد شده و پس از لایروبیِ حکومتِ وحشیِ اسلامی بخشش شما سخت تر از بخشش جانیان بی سواد و کم سواد خواهد بود، و شاید هم ناممکن.
با چراغ آمده اید، اما این چراغ وجود و هستی تان را به آتش خواهد کشید.
تا دیرتر نشده از جهل و جنایت فاصله بگیرید.
by مسعود نقره کار | 7.دسامبر 2022 | ویدو ها
بازدیدها: 0

by مسعود نقره کار | 3.دسامبر 2022 | مقالات
بازدیدها: 0
مخالفت و مبارزه با حکومت اسلامی در سطوحی متفاوت و متنوع، ازخیزش ها و جنبش های اعتراضی سیاسی، مدنی و صنفی تا ابراز نارضایتی کلامی و شِکوِه و شکایت، و مخالفت خاموش صورت گرفته است. در مورد تعداد مخالفان حکومت اسلامی آمار دقیقی در دست نیست، گفته می شود دست کم 70 درصد مردم ایران حکومت اسلامی را نمی خواهند و مخالف حکومت اند که اکثر این مخالفان را خیل عظیمِ ناراضیان کلامی و شِکوه و شکایتی، و مخالفان خاموش شامل می شوند.
در میان خیزش ها و جنبش های اجتماعی و سیاسی، جنبشِ” زن، زندگی، آزادی” نشان داده است که سپاه عظیم ” ناراضیان کلامی و شِکوه و شکایتی، و مخالفان خاموش” تا حدودی به همان نوع مخالفت ادامه داده اند و هنوز پا به میدان مبارزۀ عملی و پشتیبانی از جنبشِ آزادیخواهانه و عدالت جویانه نگذاشته اند. غرض خرده گیری و سرزنش این دست از مخالفان نیست آنهم از سوی منی که تبعیدی هستم و به ناچار از دور دستی بر آتش دارم و خودم را حامی جنبش می دانم، قصد بیان دغدغه و نگرانی ست.
اگر ناراضیان کلامی و شِکوه و شکایتی، و مخالفان خاموش که در تمامی گروه های سنی، اجتماعی، عقیدتی، مدنی و صنفی بیشترین مخالفان حکومت اسلامی را در بر می گیرند پا به میدان نگذارند و یا حداقل حامیِ عملیِ جنبش زن، زندگی، آزادی نشوند، این عظیم ترین جنبش آزادیخواهانه و عدالت جویانه به ثمر نخواهد رسید.
ترس و هراس از مبارزه علنی و عملی با یکی از وحشی ترین و نابهنگام ترین حکومت های تاریخ میهنمان واقعی و قابل فهم است. این حکومتِ انسان و انسانیت کُش ، این حکومت توحش و وحشت که ده ها هزار انسان آزاده را روانه زندان و شکنجه گاه های آشکار و پنهان اش کرده، و طی کشتارهای متعدد هزاران دگراندیش و مخالف سیاسی و عقیدتی اش را به قتل رسانده، 43 سال با اتکا به ستمگری و ماشین کشتارش امکان ادامه حیات یافته است. بدیهی ست در مبارزه با چنین حکومتی که دامنه سرکوبگری و وحشیگری اش گسترۀ نا محدودی از ایجاد محدودیت ها و محرومیت ها تا کشتار را در بر می گیرد انتظار اینکه همه مخالفان در مبارزه با گَله های هارِ حکومتی در یک سطح و به یک اندازه نیرو و انرژی بگذارند، انتظاری غیر واقعی ست. توحشِ حکومت اسلامی، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و تجربه های تلخ و نومید کنندۀ گذشته عواملی مهم در به میدان نیامدن بخش بزرگی از مخالفان هستند.
پیروزی جنبش به این مهم وابسته است که مخالفان کلامی و خاموش به میزان توان و ظرفیت شان پا به میدان مبارزه بگذارند و گوشه ای از کار را به دست گیرند. اظهار نارضایتی کلامی و شِکوه و شکایت نیز سطحی از مخالفت و مبارزه است اما در شرایطی که نوجوانان و جوانان سینه به سینه دژخیمان دلاورانه می رزمند و زخمی و کشته می شوند انتظار این است که نارضایتی های کلامی و اعتراض های لفظی، به ویژه مخالفت های خاموش و ” تو دلی” و” درِ گوشی” به حدی از حمایت های عملی از جنبش زن، زندگی، آزادی ارتقا یابد. آنچه امروز در ایران فریاد می شود خواستی همگانی است، خواستِ آزادی، رفاه و آبادی کشور است.
جنبش زن، زندگی، آزادی نشان داده است که اکثر مخالفان در میدان مبارزه به یک فرهنگ سیاسی یکپارچه تر و همبسته دست یافته اند، و این بسیار امیدوار کننده است. اگر خواهان آزادی، رفاه و آبادانی میهنمان هستیم چشم براین همبستگی، چشم بر این” دلیری، دلیری، دلیری” دلاوران سرزمینمان نبندیم و آن ها را تنها نگذاریم، به هر روش و شکلی که توان داریم در داخل کشور، و از خارج کشور از آن ها حمایت کنیم .
فردا دیراست !
by مسعود نقره کار | 29.نوامبر 2022 | مقالات
بازدیدها: 0
حکومت اسلامی در حیات 43 ساله اش 9 کشتاربزرگ از دگراندیشان و مخالفان سیاسی و عقیدتی اش مرتکب شده است.
1- کشتارسال 58-57
2- کشتار در خارج از کشور
3- کشتار سال 60
4- کشتارتابستان سال67
5- قتل های زنجیره ای
6- کشتار سال 88
7- کشتارسال 96
8- کشتار سال 98
9 – کشتار 1401(جنبش زن، زندگی، آزادی)
………………………………………………
در این کشتارها حکومت اسلامی قربانیانی نیز از جامعه ورزشی میهنمان گرفته است.
به یاد آریم این عزیزان را در شرایطی که حکومت اسلامیِ ورزشکارکُش ” ورزش”، به ویژه فوتبال را ابزاری برای حفظ و تداوم سرکوب و کشتارکرده است.
1- حبیب خبیری: مدافع تیم ملی فوتبال ایران در سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹ بود. او ۱۸ بار با پیراهن تیم ملی ایران در به میدان رفته بود و ۲ گل ملی را نیز در کارنامه داشت. او گل پیروزی تیم جوانان ایران در مسابقه فینال قهرمانی جوانان آسیا در سال ۱۹۷۵ را هم به ثمر رسانده بود.
خبیری که یک بار در سال ۱۳۶۰ دستگیر و پس از مدت کوتاهی آزاد شد. او در سال ۱۳۶۲ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین مجددا دستگیر و یک سال بعد اعدام شد. از دادگاه، اتهامات، مدارک و شواهد، دفاعیات و حکم او اطلاعی در دست نیست.
2- مهشید رزاقی، مدافع تیم فوتبال امید ایران و باشگاه هما بین سالهای ۵۶ تا ۵۸ بود. او ٢٢ آذر ١٣٥٩ به جرم روزنامهفروشی ضد دولتی و دادن نام نادرست به “کمیته انقلاب اسلامی” بازداشت و به یک سال زندان محکوم شد. اما با پایان دوره محکومیتش آزاد نشد و مدت ۸ سال تا تابستان ۱۳۶۷ در زندانهای اوین، قزلحصار و گوهردشت زندانی ماند.
مهشید رزاقی در مرداد ١٣٦٧ در جریان قتلعام زندانیان سیاسی، در زندان گوهردشت کرج به دار آویخته شد. چند روز بعد برادر او احمد نیز در زندان اوین اعدام شد. مانند دیگر قربانیان کشتار تابستان ۶۷ از جزئیات احکام اعدام این دو برادر اطلاعی در دست نیست.
3- فروزان عبدی عضو تیم والیبال پاس و کاپیتان تیم ملی والیبال زنان ایران بود. او در سال١٣٦٠و در ۲۳ سالگی به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین دستگیر و به ۵ سال زندان محکوم شد.
او به رغم پایان ۵ سال محکومیتاش در سال ۱۳۶۵، آزاد نشد و در تابستان ۱۳۶۷ در زندان اوین به دار آویخته شد. از جزئیات این حکم اعدام اطلاعی در دست نیست.
4- هوشنگ منتظرالظهور، قهرمان کشتی و عضو تیم ملی ایران در المپیک ملبورن از دیگر قربانیان اعدامهای دهه شصت بود. او که در مســابقـات قهرمانی کشور در یزد، در وزن ۹۰کیلوگرم قهرمان شده بود، ۲۴ مرداد ۱۳۶۰ در خانهاش در اصفهان دستگیر و ۱۱ مهر ۱۳۶۰ در زندان اصفهان به همراه احمد شاطرزاده، قهرمان کشتی آموزشگاههای اصفهان تیرباران شد.(1)
5- نازنین عظیم زاده (جوانترین عضو تیم ملی ژیمناستیک زنان ایران)،
6- علاءالدین عترتی کوشالی (بازیکن ملوان بندر انزلی و پرسپولیس)،
7- شهلا شهدوست (عضو تیم ملی پینگپنگ زنان ایران)،
8- ابراهیم هوشمند (بازیکن تیم فوتبال جوانان راه آهن)
9- علی شبانی، کشتیگیر عضو تیم دیهیم
10- مهدی زابلی وزنهبردار
11- زین العابدین کاظمی ( کشتی گیر) از قربانیان کشتار تابستان سال 67
” 12- بهمن نصیب، 13- منوچهر بهمنی، 14- داریوش دهقانی آذر، 15- علی اصغر منوچهری” (2)
16 نوید افکاری، کشتیگیر، تابستان ۹۷
*******
منابع :
1- مهدی شبانی، بی بی سی فارسی ، از فروزان عبدی تا نوید افکاری؛ ورزشکارانی که اعدام شدند.
۲۶ شهریور ۱۳۹۹ – ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۰
2- علی سرشار:عضو سابق تیم ملی واترپلو ایران
by مسعود نقره کار | 25.نوامبر 2022 | مقالات
بازدیدها: 0

بَرو بچه های های زمین خاکی ” بیابان زغالی” محله ” تیر دوقلو” و زمین چمن ورزشگاه خیابان پاک میدان خراسان ( ورزشگاه شماره 8) شهادت می دهند این فوتبالی ی امجدیه رو، و “دارائی” چی و دوستدار آقا جلال ( طالبی) اهل و عاشق کشتی و فوتبال بود، عاشقی که درحکومت اسلامی حتی از تماشای ورزش زده شد. صحنه های اسلامیزه و حکومتی شده در ورزش فوتبال و کشتی، و ورزشکارکُشی جانیان حکومتی کار خودش را کرد و باعث شد من، همان اهل و عاشق کشتی و فوتبال، دیگر سراغ تماشای مسابقات نروم و پیگیر وضعیت ورزش کشورم نشوم .
و دریغا کارهای این سه مرد عرصه ورزش را به دلیل نوشته شده پیگیر نبودم، حتی یک بازی کامل از این سه را به تماشا ننشستم و فقط تکه هایی از بازی هایشان را این جا و آنجا دیدم. جنبش زن ، زندگی، آزادی عرصه زندگی سیاسی و انسانی این سه مرد را آشکارتر ساخت، مردانی که نشان داده اند ورزش و آزادگیِ تنیده با آن از سیاست جدا نیست.
بحث رابطه سیاست و ورزش پیش وبعد از انقلاب درجمع رفقا و دوستان سیاسی و ورزشکار مطرح و داغ بود و در باره اش گفته و نوشته می شد. سال 1361 پرویز قلیچ خانی و من، به فکر انتشار نشریه ای به نام “ورزش و انقلاب” افتادیم و شماره نخست آن را هم منتشر کردیم اما بدلیل شرایط سیاسی و بگیر و ببندها کار ادامه نیافت. قصد این بود در این نشریه بیشتر به رابطه ورزش و سیاست پرداخته شود. می خواستیم بنویسیم و بگوئیم ورزش و سیاست پدیده هایی جدا از هم نبوده و نیستند و نمی توان خطی مکانیکی بین آن ها کشید. ورزش مثل هر پدیدۀ انسانی و اجتماعی دیگر، اگر چه تا حدودی از جنس و جنمی متفاوت ، اما در رابطه ای تنگاتنگ با سیاست قرار دارد. اینکه ورزش و ورزش کار کارشان ربطی به سیاست ندارد و ورزشکاران باید به کار خودشان یعنی ورزش بپردازند حرف مفت بوده و هست. تاریخ ورزش در ایران و جهان تاریخ این رابطه و تنگاتنگی ست. سیاست در قالب حکومت و دولت همیشه از ورزش و ورزشکار استفاده ابزاری کرده است اما آنجا که ورزشکاران آزاد اندیش و آزادیخواه واکنش نشان داده و در مقابل حکومت ها و دولت ها خواسته اند حرف خودشان و حامیان اصلی شان ، مردم را بزنند مورد غضب قرار گرفته اند و از سوی قدرت ها و پایوران شان جار زده شده که ورزش از سیاست جداست و توی دهن اکثر ورزشکاران گذاشته اند که بگویند ما سیاسی نیستیم. سیاست یعنی زندگی، یعنی سازمان دادن و مدیریت جامعه، مگر می شود ورزش ، که می تواند عاملی در تقویت و تحکیم صلح و دوستی و سلامت در جهان باشد را از مقوله سیاست و زندگی جدا کرد؟ آن هم در شرایطی که با پول و قدرت و شهرت و سکس آغشته و تا حد زیادی آلوده اش کرده اند تا وسیله سرگرمی و چپاول ستمگران از آن بسازند، و ساخته اند.
چنین واقعیتی را بسیارانی از ورزشکاران درک و فهم کرده اند و نمونه های درخشان وجدان آگاه جامعه شده اند، راه دور نرویم غلامرضا تختی، پرویز قلیچ خانی، حبیب خبیری، نوید افکاری و وریا غفوری، علی کریمی و علی دایی و ده ها ورزشکار گرانقدر دیگر از این دست نمونه ها هستند.
امروز وریا غفوری و علی کریمی و علی دایی و بسیارانی دیگر از میان ورزشکاران مرد و زن که آزاد اندیشانه و آزادیخواهانه در میدان مبارزه در برابر حکومت اسلامی وحشی و فاسد سینه سپر کرده اند از اصلی ترین بازیگران عرصه مبارزه آزادیخواهانه و عدالت جویانه در میهنمان هستند.
امروز این سه ورزشکار از پیشتازان مبارزه علیه ستمگری و ستمگرانند. سه مرد که توانسته اند نقش سیاسی و اجتماعی ارزشمندی در تداوم، گسترش و تعمیق جنبش زن، زندگی، آزادی ایفا کنند. دَم شان گرم.