شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

 روز جهانی کارگر | از «بقای معیشتی» تا آستانهٔ بازتعریف نیروی کار در ایرانِ امروز

«در تلاقی جنگ، رکود و فروپاشی نهادی؛ بازتعریف موقعیت مزدبگیران در ایران»

 ۱۱اردیبهشت ۱۴۰۵- ۱می ۲۰۲۶ سروش آزادی

🖋 تحلیل و جمع‌بندی: دفتر روابط کار و زندگی مزدبگیران

 مقدمه | دو ماهی که چهرهٔ واقعی بحران را آشکار کرد

دو ماه گذشته، برای طبقهٔ مزدبگیر در ایران نه یک دورهٔ عادی، بلکه فشرده‌ترین تصویر از تلاقی بحران‌های چندلایه بود؛ دوره‌ای که در آن جنگ، رکود اقتصادی، تورم، قطع ارتباطات و ناکارآمدی ساختاری، هم‌زمان بر زندگی کارگران و مزدبگیران فرود آمد. آنچه در این بازه در گزارش‌ها و تحلیل‌های گذشته بررسی کردیم، به‌تدریج به یک تصویر منسجم از وضعیت «نیروی کار در مرحلهٔ فرسایش و بازآراییِ» کنونی تبدیل شد.

در این بازهٔ زمانی، مسئله دیگر فقط «فقر» یا «بیکاری» نبود؛ بلکه نشانه‌هایی از تغییر در ماهیت کار، معیشت و حتی جایگاه اجتماعی مزدبگیران آشکار شد؛ نشانه‌هایی که می‌توان آن‌ها را به‌عنوان شاخص‌های ورود جامعه به مرحله‌ای تازه از تحول اجتماعی در نظر گرفت.

🎯 بخش اول | اقتصاد جنگی و فروپاشی تدریجی امنیت شغلی

یکی از مهم‌ترین الگوهایی که در این دو ماه تکرار شد، انتقال مستقیم بحران به بازار کار بود. جنگ و نااطمینانی اقتصادی، به‌سرعت خود را در قالب توقف تولید، تعطیلی کارگاه‌ها و موج تعدیل نیرو نشان داد. از کارگران ساختمانی که به‌طور کامل از چرخهٔ کار حذف شدند تا کارگران صنعتی که برای بازگشت به کار مجبور به پذیرش دستمزدهای پایین‌تر شدند، همه نشان می‌دهد که «امنیت شغلی» به یکی از نخستین قربانیان این وضعیت تبدیل شده است.

در این میان، نوعی منطق تثبیت‌شده قابل مشاهده است: هرگاه بنگاه اقتصادی با بحران مواجه می‌شود، ساده‌ترین راه‌حل، کاهش یا حذف نیروی کار است. به این ترتیب، کارگر به «متغیر تعدیل» در اقتصاد تبدیل می‌شود؛ عنصری که حذف آن کم‌هزینه‌تر از اصلاح ساختار فاسد جمهوری اسلامی است.

📉 بخش دوم | از کاهش درآمد تا فروپاشی معیشت

در سطح معیشت، آنچه دیده شد، عبور از مرحلهٔ «کاهش رفاه» به مرحلهٔ «بحران بقا» بود. کاهش دستمزد واقعی، تأخیر در پرداخت حقوق، حذف مزایا و افزایش هزینه‌های زندگی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند مسکن، غذا و درمان، باعث شد که بخش قابل توجهی از مزدبگیران حتی در صورت اشتغال نیز قادر به تأمین حداقل‌های زندگی نباشند.

پدیده‌ای که در این دوره برجسته شد، «فقر شاغلان» است؛ وضعیتی که در آن کارگر کار می‌کند، اما همچنان در فقر به سر می‌برد. این تغییر، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بحران ساختاری در اقتصاد است؛ زیرا نشان می‌دهد رابطهٔ میان کار و معیشت در حال گسستن است.

💊 بخش سوم | بحران درمان و تبدیل سلامت به مسئله‌ای طبقاتی

در کنار اشتغال و درآمد، حوزهٔ درمان به یکی از کانون‌های اصلی فشار تبدیل شد. قطع بیمه‌های تکمیلی، افزایش قیمت دارو و کمبود دسترسی به خدمات درمانی، نشان داد که سلامت نیز در حال تبدیل شدن به یک امتیاز طبقاتی است.

کارگری که هم‌زمان با کاهش درآمد، با هزینه‌های سنگین درمان مواجه می‌شود، در واقع در معرض یک «فشار مضاعف» قرار می‌گیرد؛ فشاری که نه‌تنها جسم، بلکه روان و پایداری خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

👩‍🏭 بخش چهارم | زنان و لایهٔ پنهان بحران

در این میان، زنان مزدبگیر به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها، بیش از دیگران تحت فشار قرار گرفتند. حذف آن‌ها از بازار کار در نخستین موج تعدیل، قراردادهای بی‌ثبات و نبود حمایت اجتماعی، نشان داد که بحران اقتصادی در ایران، هم‌زمان یک بحران جنسیتی نیز هست.

بیکاری زنان، به‌ویژه زنان نان‌آور، به‌طور مستقیم به فقر چندبعدی در سطح خانواده منجر می‌شود؛ فقری که در آن آموزش، تغذیه و سلامت نسل بعد نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

🏗 بخش پنجم | کارگران روزمزد؛ نقطهٔ صفر اقتصادِ بحران

در میان همهٔ گروه‌ها، کارگران روزمزد از جمله کارگران ساختمانی به‌عنوان «نقطهٔ صفر بحران» ظاهر شدند. این گروه، که پیش از بحران نیز فاقد امنیت شغلی و حمایت‌های اجتماعی بودند، با توقف کامل فعالیت‌ها، عملاً از چرخهٔ معیشت حذف شدند.

در این سطح، بحران دیگر به معنای کاهش درآمد نیست، بلکه به معنای قطع کامل آن است. این وضعیت نشان می‌دهد که چگونه ساختار اقتصادی، در شرایط بحران، نخستین ضربه را به بی‌پشتوانه‌ترین گروه‌ها وارد می‌کند.

🔻 بخش ششم | از حذف اقتصادی تا آستانهٔ بازتعریف کنش اجتماعی

آنچه این دو ماه را از دوره‌های پیشین متمایز می‌کند، نه صرفاً شدت بحران، بلکه تغییرِ ماهیت آن است. مسئله دیگر فقط انباشت نارضایتی ناشی از تورم و بیکاری نیست، بلکه ورود نیروی کار به مرحله‌ای از «حذف از اقتصاد رسمی» است. هنگامی که بیکاری، تورم، بحران درمان و نااطمینانی نسبت به آینده به‌طور هم‌زمان بر یک طبقه تحمیل می‌شود و هم‌زمان پیوند آن طبقه با بازار کار نیز گسسته می‌گردد، نتیجه صرفاً نارضایتی نیست، بلکه نوعی «فرسایش ساختاری در زیست اجتماعی» شکل می‌گیرد. این وضعیت در کوتاه‌مدت به‌صورت سکوت، انزوا و پراکندگی بروز می‌کند، اما در میان‌مدت می‌تواند بستر بازتعریف اشکال تازه‌ای از کنش اجتماعی را فراهم سازد؛ کنشی که دیگر الزاماً از مسیرهای کلاسیک عبور نمی‌کند، بلکه از دل همین گسست‌ها و بازچینش‌های زیستی سر برمی‌آورد.

در این دوره، نشانه‌هایی از این وضعیت در قالب اعتراضات صنفی، از بازنشستگان تا کارگران پیمانکاری قابل مشاهده بود؛ اعتراضاتی که اگرچه پراکنده‌اند، اما بیانگر یک روند عمیق‌تر هستند.

🎯 گذار از استثمار به حذف | نیروی کار در آستانهٔ خروج از اقتصاد رسمی

واقعیت این است که وضعیت نیروی کار از یک «بحران معیشتی مزمن» عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده که می‌توان آن را «گسست از اقتصاد رسمی» نامید؛ مرحله‌ای که در آن کارگر دیگر فقط فقیرتر نشده، بلکه جایگاهش در کل سازوکار اقتصادی در حال حذف شدن است. این تفاوت، کیفی است و اگر دیده نشود، همهٔ نسخه‌های قبلی، از مطالبه‌گری کلاسیک تا سیاست‌گذاری رفاهی، کارایی خود را از دست می‌دهند.

تا همین یکی دو سال پیش، حتی در بدترین شرایط، این فرضِ نانوشته وجود داشت که نیروی کار همچنان در مدار اقتصاد باقی می‌ماند: یا با دستمزدی کمتر، یا با شغلی بی‌ثبات‌تر، یا با حذف بخشی از مزایا و اضافه‌کاری. اما داده‌های دو ماه اخیر، از کارگران روزمزد تا کارگران صنعتی و حتی نیروی کار دیجیتال، نشان می‌دهد این فرض در حال فروپاشی است. مسئله دیگر صرفاً «کاهش درآمد» نیست، بلکه «گسست از منبع درآمد» است؛ نه تعدیلی تدریجی، بلکه حذفی کامل از چرخهٔ تولید و مصرف. در چنین وضعیتی، باید پذیرفت که کارگر، با گسست از اقتصاد رسمی، به متغیری حذف‌شونده تبدیل شده است.

این تحول چرا مهم است؟ چون تمام نیروهای حامی کار، به‌ویژه در دیاسپورا، هنوز با منطق مرحلهٔ قبلی فکر می‌کنند؛ یعنی تصور می‌کنند مسئلهٔ اصلی، بهبود دستمزد، گسترش بیمه یا فشار برای اصلاحات در چارچوب‌های موجود ساختار اقتصادی است. در حالی که در این فاز، حتی اگر این مطالبات به‌صورت محدود هم محقق شود، بخش بزرگی از نیروی کار اصلاً دیگر در موقعیتی نیست که از آن بهره‌مند شود. کارگری که از بازار کار حذف شده، کارگری که قرارداد ندارد، کارگری که به اقتصاد غیررسمی یا بقا رانده شده، اساساً در زمین بازی آن مطالبات حضور ندارد.

در این شرایط با یک شکاف تحلیلی عمیق روبه‌رو هستیم: فاصله‌ای میان «تصویر ذهنی نیروهای حامی کار» و «واقعیت در حال دگرگونی میدان». همین گسست باعث شده کنش‌های بیرونی و حمایتی از نیروی کار، اثرگذاری خود را بر روند تحولات اجتماعی از دست بدهند و درک دقیق و به‌روزی از وضعیت نداشته باشند.

اما نکتهٔ حساس‌تر اینجاست: این فاز جدید الزاماً به‌معنای فوران فوری اعتراض یا شکل‌گیری خودبه‌خودی جنبش نیست. برعکس، باید پذیرفت که در کوتاه‌مدت، فرسایش، انزوا و پراکندگی نیروی کار تشدید می‌شود. هنگامی که نیروی کار از اقتصاد رسمی حذف می‌شود، به‌تبع آن از امکان‌های سازمان‌یابی کلاسیک نیز فاصله می‌گیرد. این همان نقطه‌ای است که اگر در تحلیل دیده نشود، انتظارات نادرست از «خیزش سریع» یا «اعتراضات سراسری» شکل می‌گیرد و در نهایت به سرخوردگی نیروی حامی منتهی می‌شود.

بنابراین، جامعهٔ کارگری ایران وارد فازی شده است که در آن مسئله دیگر صرفاً استثمار یا فقر نیست، بلکه «حذف از اقتصاد» است؛ و در این فاز، ابزارهای تحلیلی و راهبردی گذشته کارایی خود را از دست می‌دهند. هر نیرویی- چه در داخل و چه در دیاسپورا- اگر این دگرگونی را درک نکند، عملاً با تصویری کهنه از واقعیت مواجه است و همین امر به خطای تحلیلی می‌انجامد.

🟦 سابَم – SABM «پیام‌آورِ بیداری بر فراز محله‌ها»

📡 سروش آزادی | گذار آگاهانه

https://t.me/RasrazGropee1963658993anaalia

📡 تحلیل‌ها و گزارش‌های بیشتر

https://t.me/+uBXlvVdtCeI5ZmM0

📩 ارسال روایت، مدرک و شهادت میدانی

shojaei1988shojaei@gmail.com

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با شورای ملی تصمیم

6 + 5 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

نقشه نیروهای سیاسی در فاز جنگ …

نقشه نیروهای سیاسی در فاز جنگ …

نقشه نیروهای سیاسی در فاز جنگ و گذار | سخنرانی رضا پهلوی در برلین و مسئله بازتعریف اپوزیسیون 🖋 گروه مطالعات سیاسی «سروش آزادی - جامعه در حال گذار» 📅 پنجشنبه ۳اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳آوریل ۲۰۲۶ 🔻 زمینه تحلیل ایران در میانه جنگ فرسایشی، فروپاشی تدریجی زیرساخت‌ها و تعلیق زیست...

زنان ایرانی در خط مقدم بحران پ…

زنان ایرانی در خط مقدم بحران پ…

زنان ایرانی در خط مقدم بحران پنهان | از تبعیض ساختاری-جنسیتی تا فقر چندبعدی در اقتصاد جنگی 📅 تاریخ انتشار: ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰ آپریل ۲۰۲۶ 🖋 کمیته مستقل برابری و حقوق زنان ایران 🔵 حذف زنان از بازار کار، نشانه یک الگوی ساختاری-جنسیتی در نظام جمهوری اسلامی گزارش...

نشست۲۰۲۶تبدیل سوسیال ‌دموکراسی…

نشست۲۰۲۶تبدیل سوسیال ‌دموکراسی…

📘 چهارمین نشست بین‌المللی دفاع از دموکراسی در بارسلون ۲۰۲۶؛ آیا سوسیال ‌دموکراسی در حال تبدیل شدن به قطب هنجاری جدید نظم جهانی است؟📅 شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵- ۱۸ آپریل ۲۰۲۶🖋سروش آزادی( سیاوش)جبهه واحد رهبران جهان در بارسلون برای نجات دموکراسیبه گزارش یورو نیوز؛ چهارمین...