by مسعود نقره کار | 2.نوامبر 2022 | مقالات

اهمیت ونقش اعتصاب بازار، به ویژه بازار بزرگ تهران، در مبارزه علیه حکومت اسلامی کمتر از اهمیت اعتصاب کارگران و کارمندان مراکز کلیدی نیست. بازار تهران از مراکز اصلی تجاری و اقتصادی کشور است و نقش مهمی در تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی داشته و دارد. بدون تردید با تغییرات اقتصادی و اجتماعی در میهنمان بازار دچار دگرگونی هایی شده است بی آنکه سهم آن در تغییر و تحول سیاسی و اجتماعی کاهش یافته باشد.
بازار، در کنار آخوندیسم و جاهلیسم از شاکله های اصلی شکل دهی حکومت اسلامی بوده است. این مثلث پس از 43 سال هنوز پیوند و اخوت اش را حفظ کرده است. بازار و جاهلیسم هنوز نقش مهم خویش در بر پا ماندن و تدوام آخوندیسم و حکومت اسلامی بازی می کنند.
آخوندها، جاهلها و لاتها دررابطه و پیوند نزدیک با بازار و تجار، و نمایندگان سیاسی و مذهبی این بخش اقتصادی در جامعه قرار داشته و دارند. مثلث بازار، آخوند و «جاهل و لات» به ویژه بعد از 15 خرداد سال 1342 تقویت شد، مثلثی که با امر تولید پیوند و رابطهای نداشت و با اقتصاد سنتی بازار، اقتصاد تیمچهای و حجرهای و میدانی، و ساختار هیئتی – قبیلهای ثروتاندوزی میکرد. صاحبان و گردانندگان اصناف پرقدرت در بازار در امر سیاست فعال و تأثیرگذار بوده اند. بخشها یا لایههای سنتی تجار و کسبهی بازار، که پایبند مذهب و شریعت بوده اند، از یکسو با آخوندها، یا به قول خودشان دستگاه روحانیت شیعه و از سوی دیگر با جاهلها و لاتها، بهویژه با جاهلها و لاتهای متدین رابطهای تنگاتنگ داشته اند.
نگاه این مجموعه به تجدد، قانون، روابط عرفی و قانونمدارانه، نگاه به زن در سطح خانواده و جامعه وهویت جنسیتی او، و مظاهر دیگر مدرنیته و فرهنگ غرب، نگاهی عقبمانده و سنتی بوده و هست. بازار پشتوانه مالی و کار آفرینیِ مهمی برای جاهل ها و لات ها، و همینطور آخوندها بوده است. بازار یکی از مراکز سازماندهی مبارزه و کمک رسانی مالی و سیاسی به جنبش ها و شورش ها بوده است، این رد پا را از انقلاب مشروطه تا امروز می توانیم ببینیم. نقش بازار وجریانهای مذهبی و سیاسی همچون جمعیت فدائیان اسلام و هیئتهای مؤتلفه و جریانهای مشابه متدین و قشری در شکل گیری حکومت اسلامی پوشیده نمانده است، جریان هایی که گاه آزادانه به سازمانگری طرفداران حکومت اسلامی زیر پوشش هیئتهای عزاداری و دستهجات مذهبی و تکایا مشغول بودند.
در انقلاب بهمن ماه 57 بازار در اتحاد با روحانیون و بهره گیری از جاهل ها ولات ها نقش مهمی در پیروزی روحانیون ایفا کرد. پس از پیروزی انقلاب، رابطه بازار با دولت دگرگون شد. بازاری های سنتی و طرفدار حکومت اسلامی در بعضی از جایگاه های سیاسی – اقتصادی و تجاری کشور قرار گرفتند. در دهه اول پس از انقلاب اسلامی، رابطه بازار با حکومت دستخوش تغییراتی شد. با پیوستن بخشی از بازار به حکومت و دولت، گروه های اجتماعی و سیاسی مختلفی در بازار شکل گرفت. بسیاری از بازاریان مسئولیت های حکومتی در سطوح مختلف به عهده گرفتند. اما بخشی دیگر به خاطر عملکرد اقتصادی و تجاری و اجتماعی حکومت از حکومت فاصله گرفته اند. امروز این بخش از بازار با داشتنن طرفیت حمایت از خیزش ها و جنبش ها چشم به جنبش” زن، زندگی ، آزادی ” دوخته است.
بازار را به پشتیبانی از ” جنبش ” زن ، زندگی، آزادی” فرا بخوانیم. بازار شاید جدی ترین بازیگر در عرصه سیاسی و اجتماعی امروز ایران نباشد اما یکی از بازیگران تاثیر گذار است. اعتراض های اخیر بخش های از بازاریان نشان داده است که این بخش از بازار خواست و توان قرار گرفتن در صف آزادیخواهی را دارد. از این طرفیت و توان باید استفاده کرد.
by مسعود نقره کار | 27.اکتبر 2022 | مقالات
روشنگری ها و اعتراض های گسترده پزشکان در روزهای اوج گیری جنبش زن، آزادی، زندگی نشان از حضورمسئولانه و شجاعانه این گروه اجتماعی- صنفی در عرصه مبارزه دارد. تهدید، محرومیت های شغلی و اجتماعی، ضرب و شتم، دستگیری و زندانی کردن پزشکان آزاداندیش و آزادیخواه گوشه ای از رفتار وحشیانه و جنایتکارانه حکومت اسلامی ست.
سالیانی ست پزشکان با قدرت بخشیدن به اجتماع و تشکل هایشان در ایران نقشی مؤثر و پویا در سپهر سیاسی، به ویژه در گسترش و تعمیق روند دموکراسی در جامعه ایفا کرده اند. پزشکان آزادیخواه و عدالت جو علاوه بر یاری رساندن به جنبش آزادیخواهانه، تلاش برای کاهش و زدایش فقر و محروميت های فرهنگي، کاهش و زدایش عوامل اجتماعي، سیاسی و اقتصادی تبعيض و بي عدالتي در عرصه ی “بهداشت و درمان و آموزش پزشکی” و تامین و تضمین سلامت جامعه را نیز هدف خود قرار داده اند.
پزشکان میهنمان طی 43 سال گذشته ضمن توجه به آموزه ها و توصیه های بزرگانی همچون طبیب معروف” علی بن عباس اهوازی” (متوفی به سال 384 هجری) که گفته است طبیب می باید ” پیوسته به مطالعه کتب، یعنی خواندن کتب طبی و خواندن آنها مشغول باشد” و صرفا” به حرفه وتخصص خود و درمان بیماران اش بیاندیشد، به تحقق آزاداندیشی و آزادیخواهی در جامعه نیز اندیشیده اند و این خواست ها را در ارتباط با تامین و تضمین سلامت جامعه مطرح و پیگیری کرده اند.
حرفه ی پزشکی، یا به قول دکتر غلامحسین ساعدی،” حرفه وجیه المله طبابت”، وجاهت و مقبولیتی عام، تاریخی وجهانی داشته و دارد. در ایران طبیب را حکیم می خواندند به این خاطر که او را صاحب حکمت و همه چیز دان می پنداشتند، منزلتی که این حرفه را به حد” دانش و حرفه ای خدايي ” رساند. این جایگاه یگانه را نیاز انسان به سلامتی و عشق اش به زندگی و گریزش از درد های جسمانی و روانی، و مرگ سبب شده است. انسان سلامتی خود و عزیزان اش را مهمترین مساله زندگی اش می داند. تامین و حفظ سلامتی را نیز ورای تمهیدات آسمانی، به طور واقعی در حضور و نقش پزشک تجربه کرده است. این نیاز رابطه ی ویژه ای میان پزشک و بیمار و نزدیکان بیمار بر قرار می کند و از پزشک اتوریته و شخصیتی مورد اعتماد در ذهن آنان می نشاند. هنگامی که انسان به فرد و یا حرفه ای نیاز داشته باشد آن حرفه و صاحب حرفه اهمیت خاصی برای فرد نیازمند پیدا می کنند، اهمیتی که غالبا” تا هنگام رفع آن نیاز وجود خواهد داشت. در مورد حرفه ی پزشکی این اهمیت داشتن، ابعاد و دامنه ی وسیع تری پیدا کرده است، و پزشک نه فقط در رابطه با بیمار و خانواده و نزدیکان بیمار، که در سطع جامعه از وجهه و منزلتی خاص ( معنوی و مالی) پایدارتر بر خوردار است.
از میان پزشکان چهره های تاثیر گذار و شاخصی در عرصه سیاست و فرهنگ در ایران و سایر نقاط جهان بالیده اند، به ویژه هنگام که پزشکان فراتر از فعالیت های فردی در قالب تشکل عمل کرده اند نقشی مؤثر بر روند تحولات دموکراتیک در جامعه داشته اند. حکومت فاسد و سفاک اسلامی طی 43 سال گذشته با اعدام و ترور صدها پزشک، پرستار و سایر کارکنان بخش خدمات بهداشتی و درمانی هراس خود را ازتاثیر گذاری پزشکان و این گروه اجتماعی و صنفی نشان داده است (1)
پزشکان در میهنمان، به ویژه در سال های اخیر در سطحی گستزده نه فقط به سیاست های بهداشتی و درمانی و آموزش پزشکی ، که به امر سیاست، حقوق بشر و مبارزه آزادیخواهانه پرداخته اند و در راه تحقق سلامت سیاسی جامعه نیز گام بر داشته اند . بستر مناسبی که رابطه میان پزشک و بیمار و جایگاه اجتماعی پزشک به وجود می آورد عاملی ست که با اتکا به آن ها پزشک فراتر از تشخیص بیماری و درمان بیمار به عرصه تشخیص و درمان بیماری های جامعه ، یعنی عرصه ی سیاست و فرهنگ نیز پا ی می گذارد و حداقل با برداشت ها و تعاریف امروزین نقش روشنگرانه ی ” روشنفکر خاص” را ایفا می کند، و شخصیت “روشنفکری” خود را در موقعیت شغلی اش سامان می دهد و در همین محدوده ایفای نقش می کند و پیام آور آزادی، دموکراسی و عدالت خواهی می شود. پزشکان – و پرستاران و کادرهای خدمات بهداشتی و درمانی میهنمان – نشان داده اند به گروهی گریزان از سیاست و فرهنگ و به نوعی از تحصیلکردگان برج عاج نشین بدل نشده اند و رزمندگان سپاه آزادگان و آزادگی اند و نقشی ارزشمند در تداوم و گسترش و تعمیق “جنبش زن، زندگی، آزادی” داشته و خواهند داشت.
****
1- پزشکان دگراندیش که در حکومت اسلامی اعدام شدند، مسعود نقره کار
by مسعود نقره کار | 25.اکتبر 2022 | مقالات
صور اسرافیل های زمانه، دختران و پسران نوجوان و جوان، خواب و بیداری مان را بهم زده اند، که جماعت تا دیرتر نشده رنگارنگی و تنوع و تفاوت و نا همگونی را باور کنید و متحد شوید، جماعت، خود محوری و خودخواهی ریشه های عشق و شکیبایی را می خشکاند، و تلاش برای همانند و همنوا سازی اندیشگی و عقیده و یکسان سازی انسان ها اهانت به شخصیت و ذهنیت یگانه انسان هاست. بر سرمان به حق فریاد می کشند که مگر تجربه نکردید تلاش برای یکسان سازی اندیشگی و عقیده انسان ها یعنی آباد سازی گورستان ها، کاری که حکومت اسلامی کرد و:
” گورستانی چندان بی مرز
شیار کردند
که بازماندگان را هنوز
از چشم خونابه روان است ” (شاملو)
و این درس بزرگ جنبش جوان زن، زندگی، آزادی ست که طی شش هفتۀ گذشته به جامعه سیاسی، فرهنگی و روشنفکری داده است.
در این که اپوزیسیون خارج از کشورنقش ارزشمندی در رابطه با حمایت و پشتیبانی ازمبارزات آزادیخواهان و عدالت جویان در داخل کشور ایفا کرده است، نقشی که به ویژه در این روزهای بیم و امید بسیاراثربخش و امید آفرین می نماید، تردیدی نیست. اما این تمامیِ ظرفیت و توان این اپوزیسیون نبود و نیست. تنگ نظری، جزم اندیشی، خودخواهی، خود محوری، خود حق پنداری، خود رهبربینی و فرقه گرائی، بخش بزرگی از ظرفیت و انرژی مثبت اپوزیسیون خارج از کشور را هدر داده اند. این تجربۀ تلخ بیش از 4 دهه است با ماست، برای نمونه، هرحرکت و تظاهراتی می خواست پا فراتر از دایرۀ حزب و دار و دسته بر پا شود بی توجه به تلاش ارزشمند و تاثیر گذار این اپوزیسیون، مسایلی عَلم می شد که زیان آوربود و تلاش های ارزشمند اپوزیسیون را خدشه دار می کرد و آب به آسیاب رژیم می ریخت. اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج از کشور راه دشواری را طی کرده تا به اینجا رسیده است، از درگیری های خونین درون و بین گروهی تا همراه و همگام شدن در کنار یکدیگر و شانه به شانه در کف خیابان های جهان خروش زن، زندگی و آزادی شدن.
تظاهرات غرورانگیز ایرانیان خارج از کشور، طی چند هفته گذشته نشان داده است بالاخره پیشتازان جوان این جنبش در داخل کشور سهم خویش در رابطه با اپوزیسیون سیاسی حکومت اسلامی ادا کرده اند، یادمان داده اند، البته تا حدودی هم مجبورمان کرده اند، که بپذیریم از خودمحوری و خودخواهی و فرقه گرایی فاصله بگیریم. مجبورمان کرده اند بپذیریم در یک کار جمعی و همگرایانه پای حزب و سازمان و پرچم بازی و ” منیت” های فردی و گروهی را به میان نکشیم.
پیام از داخل، از صور اسرافیل های زمانه، ار حنجره های خونین عزیزانمان است، پیامی روشن: ” ما را درکف خیابان ها، میدان ها، دانشگاه ها، مدرسه ها و کارخانه ها به گناه آزاد اندیشی و آزادیخواهی تحقیرمان می کنند، به گلوله می بندند و جان مان را می گیرند. به ما تجاوز می کنند و ….ما را می بینید و صدای ما را می شنوید، پس بیش از این صدای ما باشید، و یاری مان دهید.
با حفط تفاوت ها و تنوع ها، با باور به ایرانی آزاد، آباد و مرفه هر پرچمی دوست دارید برافرازید اما به پرچم برافراشته در میدان نبرد وفادار بمانید، به پرچم آزادگان و آزادگی، به گیسوانِ مواج و رقصان دختران مان و چشمان سرشار از امیدِ پسرانِ سرزمین مان.