شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

خانواده ها و نهادهای دادخواه ا…

خانواده ها و نهادهای دادخواه ا…

کمیسیون دادخواهی شورای ملی تصمیم متشکل از نمایندگان خانواده های قربانیان رژیم اسلامی حاکم بر ایران با نحله های فکری گوناگون و بدون دخالت دادن تعلقات سیاسی، تشکیلاتی و مرامی، از همه شما ستمدیدگان دادخواه اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی درخواست میکند برای هموار کردن راه پیروزی انقلاب زن، زندگی، آزادی و تحویل جنایتکاران علیه بشریت در ایران به محاکم بین المللی، به هم بپیوندیم تا بتوانیم:

۱- شبکه بزرگ دادخواهان را سامان دهیم.

۲- دادخواه کشتار جانباختگان راه آزادی و اجرای عدالت بر علیه قاتلان آن ها در ایران باشیم.

۳-  دادخواه عمر سپری شده آزادیخواهان و برابری طلبان در زندانهای رژیم اسلامی حاکم بر ایران پس از صدور احکام فرمایشی در بیدادگاه های حاکمان شویم.

۴- بتوانیم به‌عنوان بخش بزرگی از نیروی سترگ ملت ایران برای سرنگونی رژیم ستمگر، اهریمنی و فاشیست اسلامی که ایران را به تباهی کشانده است متحد باشیم.

۵- ما خانواده‌های دادخواه که بیشترین آسیب و صدمه را از اعدام  و شکنجه دیده‌ایم، خواهان لغو حکم اعدام  و شکنجه، تحت عناوین حد، تعزیر و نیز جرم انگاری شکنجه های سپید و سیاه در روند رسیدگی به اتهامات  بازداشت‌شدگان باشیم.

۶ – خواهان عدالت انتقالی شفاف شویم تا با حسابرسی عمومی از ناقضان حقوق بشر، امکان جلوگیری از تکرار جنایات و نقض حقوق بشر در آینده فراهم گردد.

۷ –  و سرانجام بتوانیم پس از سرنگونی رژیم، ساختاری متعهد به اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران بسازیم.

براین اساس بیاییم برای رسیدن به جامعه‌ای بدون خشونت و اعدام و پایان دادن به قدرت حکومت اسلامی که حتی قبل از رسیدن به قدرت تا کنون دست به خشونت و کشتار مردم ایران ‌زده است، به هم بپیوندیم.

کمیسیون دادخواهی شورای ملی تصمیم

۳ تیرماه  ۱۴۰۲ برابر ۳۰ ژوئن ۲۰۲۳

 

برای تماس با کمیسیون دادخواهی شورای ملی تصمیم:

ایمیل: Justicecomission@shora.org

تلفن : 0046707202606

 

بیانیه شورای ملی تصمیم –…

حکومت اسلامی حملات خود را علیه مردم و مبارزان بیش از پیش گسترش داده است. شوربختانه، برخی از کشورها در نقض حقوق بشر، دموکراسی و آزادی بیان با رژیم اسلامی همکاری و یا با سکوت با آن همگامی می‌کنند.

دولت بلژیک دستور آزادی اسدالله اسدی تروریست بمبگذار را صادر کرده است. پلیس آلبانی به اردوگاه اشرف ۳ حمله نموده که منجر به کشته شدن یک نفراز ساکنان آن شده است. دولت فرانسه دستور لغو اجازه مجاهدین برای برگزاری مراسم سالانه در پاریس را داده است. اتحادیه اروپا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خدعه‌های رژیم را پذیرفته‌اند. دولت بلژیک، زاکانی سرکوب کننده‌ی دانشجویان در اعتراض‌های ۱۸ تیر ۱۳۷۸ را برای شرکت در همایش شهرداران در بروکسل دعوت کرده است.

شورای ملی تصمیم همه‌ی این سکوت‌ها، همگامی‌ها، و همکاری‌ها با حکومت اسلامی را به شدت محکوم می‌کند.

حکومت اسلامی قلب تپنده‌ی جنبش در کردستان و بلوچستان را نشانه گرفته است. دست به ماجراجویی‌های نظامی در نوار مرزی غرب کشور زده است. به بهانه مانور نظامی از جمله در کوهستان «کوسالان» در کردستان زیستگاه های مردم، طبیعت بکر، پوشش گیاهی متنوع و زیست‌گونه‌های جانوری را در مناطق حفاظت شده به آتش کشیده است. برای ترور مولوی عبدالحمید نقشه‌های مفصل کشیده که خوشبختانه با شکست روبرو شده است. جنبش دانشجویی را زیر ضرب گرفته است. مجازات علیه نافرمانی مدنی، علیه حجاب اجباری و فشار بر خانواده‌های دادخواه را تشدید کرده است. اعدام و فشار بر زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی را افزایش داده است.

شورای ملی تصمیم، همه‌ی این اقدامات ضدبشری و مذبوحانه حکومت اسلامی را که برای سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی» صورت می‌گیرد به شدت محکوم می‌کند.

شورای ملی تصمیم هر نوع سرکوب، توطئه، نقض حقوق بشر و اقدامات فراقانونی از طرف جمهوری اسلامی بر علیه بخشی از اپوزیسیون حکومت اسلامی چه در داخل و چه در خارج از ایران، چه به وسیله نیروهای امنیتی رژیم و چه به وسیله دولت‌های تطمیع شده از طرف رژیم را محکوم می‌کند.

ما از  همه‌ی نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی می‌خواهیم بیش از پیش صفوف خود را متحد کنند و با همبستگی ملی و پیوند مبارزات سیاسی، صنفی، مدنی و گسترش نافرمانی مدنی، گستاخی رژیم را با تسریع در سرنگونی آن پاسخ دهند.

ما گسترش بیش از پیش سرکوب حکومت اسلامی و سکوت و همکاری برخی از کشورهای غربی را به شدت محکوم می‌کنیم. این سکوت و همکاری نشانه‌ای از نقض اصول بنیانی حقوق بشر و دموکراسی است. ما از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم که به جای همکاری با رژیم در سرکوب اپوزیسیون حکومت اسلامی، از مبارزه مردم ایران برای آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و سکولاریسم در ایران پشتیبانی کنند.

شورای ملی تصمیم

۳۱ خرداد ۱۴۰۲ – ۲۱ ژوئن ۲۰۲۳

روز جهانی مقابله با بیابان و و…

روز جهانی مقابله با بیابان و و…

از نخستین سالی که این روز گرامی داشته شد، یعنی ۱۷ ژوئن ۱۹۹۴، تا امروز دست‌کم ۶۰۰ میلیون هکتار از وسعت رویشگاه‌های جنگلی جهان کاسته شده و بر قلمروی مناطق متأثر از بیابان‌زایی، بیش از یک میلیارد هکتار افزوده شده است. در ایران هم به نسبت سال ۱۳۷۳، به نظر می‌رسد از شرایطی رویایی به جهنمی واقعی قدم نهاده‌ایم.
راست آن است که در نخستین سال گرامیداشت روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی، شرایط دریاچه ارومیه آنقدر خوب بود که در دانشگاه تبریز همایشی را تدارک دیدند با هدف مهار بزرگتر شدن وسعت دریاچه ارومیه! گاوخونی، بختگان، مهارلو، پریشان، کافتر، شادگان، آلماگل، آلاگل، آجی‌گل، هامون، جازموریان، هورالعظیم و مهارلو هم روزگاری بسیار مطلوب را می‌‌گذراندند. درحالی‌که امروز جز خاطره‌ای غبارآلود و نمکی چیزی از اغلب آنها باقی نمانده است. افزون بر آن، در آن زمان، میزان تراز منفی آبخوان در کل کشور کمتر از بیست میلیارد مترمکعب بود، اما امروز از ۱۴۳ میلیارد مترمکعب هم گذشته است؛ یعنی ایرانیان در طول ۲۹ سال که از عمر روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی می‌گذرد، دست‌کم ۱۲۳ میلیارد مترمکعب بر وخامت بدهکاری آبی خود افزوده و دو بار رکورد فرونشست زمین را در کل کره زمین به‌نام خود جابه‌جا کرده‌اند. همچنین، بیش از پنج هزار روستا متروکه و دومیلیون هکتار از وسعت رویشگاه‌های جنگلی کشور کاسته شده است.
چه اسناد و شواهد دلپذیری که نشان می‌دهد جهانیان و ایرانیان تا چه اندازه ابعاد خطر بیابان‌زایی را جدی گرفته و برای مهار این خطر، یعنی کنترل جریان‌های کاهندۀ کارایی سرزمین هم‌قسم شده‌اند.
اینک پرسش مهم این است که تا چه زمان می‌توان به برگزاری این مناسبت‌های نمادین و بی‌اثر ادامه داد و دلخوش به تغییراتی مثبت داشت که ظاهراً در هر خردادماه از آن دورتر هم می‌شویم؟
کافی است به مقایسۀ این دو نقشه که وضعیت رویشگاه‌های جنگلی جهان را از آغاز تمدن روم تا سال ۲۰۰۵ با هم سنجیده است، یپردازیم و در مفاهیم برآمده از آن دقت کنیم.
اینکه بیش از ۹۰ درصد از وسعت جنگل‌های طبیعی اروپا از دست رفته است و از مجموع یک و نیم میلیارد هکتار، جنگل طبیعی، فقط ۷۰۰ میلیون هکتار باقی مانده است. به‌ویژه به وضعیت ایران توجه کنید که در روزگارانی نه چندان دور، تمامی اطرافش به‌وسیلۀ رویشگاه‌های جنگلی شاداب احاطه شده بود! خبر هولناک‌تر آنکه از ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱، متجاوز از ۴۳۷ میلیون هکتار دیگر از وسعت جنگل‌های جهان دچار پاکتراشی شده است!
آنهایی که نگارنده را در طول ۳۶ سال حضورش در صحنۀ طبیعت ایران می‌شناسند، می‌دانند که او همواره کوشیده مثبت بیندیشد و ضمن زنهار از عقوبت نابخردی‌ها با امید از درایت‌ها و راهکارها سخن گوید. الان هم در تلاشم که از این رویه عدول نکنم، هرچند هر سال که می‌گذرد، کار دشوارتر می‌شود!
به‌هرحال، اگر می‌خواهیم بیابان‌زایی را واقعاً مهار کنیم، باید جامعه جهانی به تعهدات خود در توافقنامه پاریس و شرم‌الشیخ گردن بنهیم و در ایران، برنامۀ اقدام ملی مقابله با بیابان‌زایی واقعاً اجرایی شود. باید حقابۀ محیط‌ زیست به میزان دست‌کم ۴۰درصد آب قابل استحصال سالانۀ کشور در اختیار تالاب‌ها و رودخانه‌ها قرار گیرد و وسعت رویشگاه‌های جنگلی ایران دوباره به ۲۰ میلیون هکتار در آغاز قرن گذشته بازگردد. شرط تحقق این اهداف هم رفتن به‌سمت اقتصادی است که آب‌محور نباشد.

مدرسه پایگاه ارتباطی جامعه رسو…

هر انسان آزاده و با تجربه‌ای به آسانی پی می‌برد که شرایط اقتصادی، سیاسی، بین‌المللی، بهداشتی، آموزشی و محیط زیستی کشور هر روز بد و بدتر می‌شود و این بیمار چهل و چند ساله با شتاب بیشتری به سوی مرگ به پیش می‌رود، سیستم از هم پاشیده‌ی مرکزی هر روز تسلط خود را بر بخشی از اجزا و بخش‌های خویش از دست می‌دهد و هر روز این سیستم حاکمیتی با نافرمانی بخشی از اجزای خود روبه‌روست.

شطرنج‌بازها به خوبی می‌دانند که یکی از علت‌های برنده شدن یک شطرنج باز حرفه‌ای این است که تعداد بیشتری از حرکت‌های آینده حریف را پیش‌بینی کند، شطرنج سیاست نیز چنین است، هر کدام از طرفین بازی تعداد بیشتری از حرکت‌های حریف را پیش‌بینی کند احتمال پیروزی‌اش بیشتر خواهد بود، زیرا سرنوشت آینده هر جامعه، تشکل یا گروه بستگی به برنامه‌ریزی امروز او خواهد داشت و یکی از راه‌های یک برنامه‌ریزی موفق، شناخت حریف است. حرکت‌های آینده مردم در برابر حاکمیت چه در طول دوران مبارزه و چه در دوران خلا قدرت و چه پس از پیروزی بستگی به عوامل و شرایط زیر دارد:

 

۱_  داشتن پایگاه فیزیکی مانند: ساختمان، فضای باز، خیابان، رستوران و…

۲_  داشتن پایگاه اندیشه و بررسی برای تجزیه و تحلیل اوضاع اجتماعی، نقد و بررسی شرایط، گفتگو و برنامه‌ریزی دوره‌ای

۳_ داشتن ارتباط و پیوند میان حلقه‌های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی

۴_ داشتن برنامه‌ریزی‌های تشکیلاتی برای آینده جامعه در کوتاه‌مدت (یک ساله)، میان‌مدت (۵ ساله)، بلندمدت (۱۰ ساله)

 

به‌گمان نگارنده، تشکل‌های صنفی فرهنگیان در هر چهار زمینه بالا شرایط دلخواه را دارا می‌باشند، فرهنگیان با تبدیل مدارس به عنوان پایگاه فیزیکی، پایگاه اندیشه‌ورزی، پایگاه ارتباطی و پایگاه برنامه‌ریزی برای آینده‌ی جامعه، چه در طول دوران مبارزه و چه در حین کنش‌های اجتماعی یا در زمان خلا قدرت و چه پس از پیروزی می‌توانند پاسخگوی نیازهای اجتماعی و مدیریتی جامعه در روزهای بحرانی باشند.

از آنجایی که فرهنگیان دارای شرایط ویژه‌ای مانند: گستردگی جغرافیایی و ارتباطات، مرجعیت و اعتماد اجتماعی می‌باشند و از لحاظ فکری و تحصیلاتی، توانایی تجزیه و تحلیل منطقی اوضاع سیاسی اجتماعی را داشته و دلسوز جامعه نیز می‌باشند و از طرفی با دانش‌آموزان، این نیروهای جوان، پرانرژی، آینده‌ساز، بالقوه، توانمند و باانگیزه ارتباط مستقیمی دارند و رابطان شایسته‌ای میان معلمان و خانواده‌های خود نیز می‌باشند.

معلمان می‌توانند هر مدرسه را به یک پایگاه اندیشه‌ورزی و کمک‌رسانی تبدیل نمایند تا در دوران فشارهای امنیتی یا در هنگام خلا قدرت یا پس از پیروزی، بتوانند دانش‌آموزان را برای برقراری امنیت شهری راهنمایی کنند و حتی در شرایط خلا قدرت که امکان کمبود یا قطع نیازمندی‌های روزمره مردم یا قطع حقوق بازنشستگان و حقوق‌بگیران نیز هست، مدرسه می‌تواند پایگاه مهمی برای طراحی، برنامه‌ریزی، جمع‌آوری و توزیع کمک‌های مردمی به نیازمندان باشد.

مردم هر جامعه در دوران دگرگونی‌های عمیق از نام های سیاسی تکراری، کهنه و نخ‌نما و بت‌های شخصیتی و تشکیلاتی که برای آنان تراشیده شده، خسته و روی گردانند و خواهان شکوفایی و آفرینش روزگاری نو با تشکیلات و سازماندهی و برنامه‌ریزی‌های نوینی هستند که خود نقش مهمی در پیدایش و آفرینش آن داشته یا دست‌کم دسترسی و تماس مستقیم و رودررو با آنان برایشان به آسانی و به طور گسترده و روزانه میسر باشد تا بتوانند رنج‌ها، مشکلات، خواسته‌ها، امیدها و آرزوها، برنامه‌ها و دیدگاه‌های خود را برای اجرا با آنان در میان گذاشته و پاسخ اندیشمندانه، منطقی، بدون احتمال فریبکاری و بدون آنکه از آنان استفاده ابزاری شود دریافت نمایند. بی‌گمان همه این ویژگی‌ها در ساختار روابط معلمان و دانش‌آموزان نهفته است، مدرسه و معلم فرد نیستند، گروه وابسته نیستند، دور از دسترس نیستند، تافته جدا بافته نیستند، طبقه اجتماعی ویژه و برتری نیستند و ادعای اشرافی‌گری و سهم‌خواهی نیز ندارند. معلم و مدرسه، خود تک‌تک سلول‌ها و ویژگی‌ها و بافت‌های جامعه هستند که درد جامعه را به دوش می‌کشند. مدرسه و معلم هم‌اندیشان و همراهان شایسته‌ای برای دانش‌آموزان و خانواده‌های آنان برای هرگونه دگرگونی عمیق اجتماعی هستند. هرگاه معلم در رنج باشد، جامعه در رنج است و هرگاه معلم در رفاه باشد، جامعه در رفاه است، هرگاه معلم خردمند باشد، جامعه خردمند است، زیرا معلم همان تک‌تک سلول‌های پیکره‌ی جامعه است.

پایان سخن اینکه اصالت و ریشه‌دار بودن مدرسه و معلم ضامن ثبات اجتماعی و ریسمانی برای جلوگیری از گسست‌های اجتماعی و هرج و مرج خواهد بود.

 

برگرفته از کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

۱۴ یونی ۲۰۲۳