امضای توافقی برای جذب دانشجو از گروه نظامی حشدالشعبی عراق بدون در نظر گرفتن معیارهای علمی غیرمنطقی به نظر میرسد، اما شواهد نشان میدهد سابقه آن به دولت اصلاحات برمیگردد و در همه این سالها نهادهایی نظیر سپاه قدس و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در اعطای پذیرش به دانشجویان خارجی (اما وابسته به ارگانهای نظامی و ایدئولوژیک) نقش مهمی بازی کردهاند!
لیلا فرهاد گزارش می دهد که «معاون تعلیم و تربیت گروه نظامی عراقی حشدالشعبی از انعقاد یک توافق با دانشگاه تهران برای اعزام دانشجو به این دانشگاه خبر داده است. «حسین موسوی بخاتی» مقام حشدالشعبی در یک نشست با حضور رئیس دانشگاه تهران گفته «در سفری که به تهران داشته توافق همکاری با دانشگاه تهران را منعقد کرده است». رویداد۲۴
«مصطفی رستمی» نماینده رهبری در دانشگاهها در این نشست از حضور نیروهای حشدالشعبی در دانشگاههای ایران استقبال کرده و گفت: «ما ضمن استقبال از مراودات علمی و فرهنگی با کشور دوست و برادر عراق و برادران مجاهدمان در حشدالشعبی، آمادگی خود را برای هرگونه همکاری و همیاری اعلام میداریم».
خبرگزاری تسنیم و نزدیک به سپاه نوشته است که، حجتالاسلام سید حسین موسوی بخاتی، معاون تعلیم و تربیت بسیج مردمی عراق (حشدالشعبی) در این نشست اعلام کرده که «سابقه فعالیتهای آموزشی و همکاری با دانشگاههای ایران به قبل از تاسیس حشدالشعبی بر می گردد که در آنزمان، مدارس و موسسات ویژه مجاهدان داشتیم. پیش از تشکیل حشدالشعبی و با نظارت ابومهدی المهندس، 95 نفر از دانشجویان ما برای تحصیل در دانشگاههای ایران اعزام شدند. «شهرخبر»
«محمد مقیمی» رئیس دانشگاه تهران که طرف توافق حشدالشعبی بوده هم در توضیح گفته هدفگذاری اصلی این دانشگاه را «روی دوستانمان در حشدالشعبی» قرار دادیم و «بسترسازی برای پذیرش دانشجویان کشورهای محور مقاومت!» را با همین دیدگاه با جدیت دنبال میکنیم.
برخی منتقدان میگویند ورود نیروهای حشد الشعبی عراق به دانشگاهی نظیر دانشگاه تهران به معنای نشستن آنها بر کرسی داوطلبان ایرانی است که بعضا سالها منتظر چنین فرصتی بودهاند؛ اما گزارشها نشان می دهند که جمهوری اسلامی در جذب نیروهای نظامی نیابتی به مراکز آموزش عالی قبل از انقلاب زن زندگی آزادی بصورت رویه استراتژیک و بر پروژه «محور مقاومت» طرح ریزی شده بود. که جذب نیروهای حشدالشعبی در دانشگاههای کشور بر این سیاق ادامه یافته است. خصوصا پس از جنبش انقلابی اخیر در ایران، برای حفظ و تداوم سیطره جمهوری اسلامی حضور نیروهای نیابتی در مراکز آموزشی اولویت اساسی در کنترل حرکتهای مبارزاتی محسوب می گردد.
سابقه جذب دانشجو بر اساس معیارهای سیاسی و ایدئولوژیک
برای روشن شدن مطلب باید به تاریخچه اعطای بورسیه و جذب دانشجوی خارجی در ایران بعد از انقلاب و عملکرد دولت ابراهیم رئیسی در امتداد این سابقه اشاره کرد. سابقه جمهوری اسلامی نشان میدهد این اولین بار نیست که نهاد آموزش عالی کشور بدون در نظر گرفتن ضوابط علمی و با اهداف سیاسی اقدام به پذیرش دانشجوی خارجی میکند.
پیشینه اختصاص اولین بورسیههای تحصیلی ایران به سال ۱۳۷۶ برمیگردد. دراین سال «شورای فلسطین و دانشگاه» با ابتکار مصطفی معین وزیر وقت وزارت فرهنگ و آموزش عالی و در راستای «قانون حمایت از انقلاب مردم فلسطین» تشکیل شد. این شورا به ریاست مصطفی معین علاوه بر تصویب آئیننامۀ حمایت از پژوهشها و پایاننامههای مرتبط با مسئلۀ فلسطین، فعالیتهای دیگری از جمله راهراندازی مرکز مطالعات عالی و دبیرخانۀ دائمی فلسطین، برگزاری جشنوارههای مرتبط با مسئلۀ فلسطین و اعطای فرصت تحصیل به دانشجویان فلسطینی، اردنی، سوری و لبنانی را هم در دستور کار داشت.
در واقع شورای فلسطین و دانشگاه زمینه تشکیل ادارهای تحت عنوان دانشجویان غیر ایرانی را در معاونت دانشجویی فراهم ساخت و به تدریج جذب دانشجو، با اولویت کشورهای ذکر شده، آغاز شد.
بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، یکی از مهمترین اهداف جذب و آموزش دانشجویان خارجی در دانشگاههای کشور، «تربیت سفیر فرهنگی» و «برقراری تعاملات علمی- فرهنگی و اجرایی پس از فراغت از تحصیل» آنان است.
تاکید این شورا بر مقوله فرهنگ و تعریف سیاسی که حاکمیت از این مفهوم دارد نشان میدهد جمهوری اسلامی در حوزه جذب دانشجوی خارجی، نگران ایماژی (تصویر یا انگاره ذهنی) است که از سیاست ایران در ذهن فارغالتحصیلان خارجی باقی میماند و ممکن است مانند یک شمشیر دولبه عمل کند و آنها را به اپوزیسیون یا به سفیر فرهنگی تبدیل کند.
«سعیده سعیدی» استادیار موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در مهرماه ۱۴۰۰ گزارشی با عنوان «فرصتها و تهدیدهای حضور اتباع خارجی در استان تهران» تهیه کرده و در نشریه این موسسه وابسته به وزارت علوم و همچنین اداره کل اتباع و مهاجران خارجی منتشر کرده است. با استناد به گزارش موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، ظاهرا نهادهای مختلف غیر رسمی و غیر عرفی در جذب دانشجویان خارجی دخالت دارند. از جمله این نهادها که سعیدی هم در گزارش خود به آن اشاره کرده میتوان به «موسسه خرد ورزان» که تحت عنوان «پایگاه فرهنگی سپاه قدس» از آن یاد کرده، اشاره می کند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده «جامعه المصطفی العالمیه و حتی حزبالله لبنان و جنبش امل» هم در گزینش دانشجویان خارجی در ایران نقش بازی میکنند. نقش این نهادها در شکلدهی ایماژ دانشجویان از جامعه ایران بعد از ورود آنها به دانشگاههای کشور تمام نمیشود. «موسسه خردورزان» هم فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی مشابهی برای دانشجویان دارد و سالانه ضیافتهایی نظیر افطار برای دانشجویان کشورهای مسلمان ترتیب میدهد.
با وجود پیشینه نظام آموزش عالی کشور در جذب دانشجو با دلایل سیاسی و ایدئولوژیک و شروع این نهضت در دولت اصلاحات، شاید بتوان گفت این اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی است که همه تعارفات کنار گذاشته شده و به طور رسمی با یک نیروی غیرعلمی و شبهنظامی برای پذیرش دانشجو توافق امضا شده است.
اگر چنانچه در گذشته تلاش جمهوری اسلامی برای حفظ نیروهای نیابتی پمپاژ پول و امکانات به آنان در کشورهای هدف بود، هم اینک با جذب حداکثری این نیروها به داخل کشور و به مراکزی که احتمال کنش مستقل از حکومت می رود، تلاش می شود که کنترل نافرمانی مدنی بشکل نظامی و توسط نیروهای خارجی بیش از گذشته تسهیل گردد!
سال گذشته با تلاش و همبستگی مبارزین جنبش برابری جنسیتی و رهایی زنان از قیود نرینهسالاری، جنبش دانشجویی و سایر بخشهای پیشرو جامعه، در روز ۲۱ تیرماه برابر با روز حجاب و عفاف جمهوری اسلامی، یک روز اعتراضی سراسری علیه حجاب اجباری را رقم زدیم.
این روز که به یاری عموم جامعه و خصوصا زنان مبارز شکل گرفت، بدون شک در شکلگیری و آغاز «انقلاب زن زندگی آزادی» نیز موثر بوده، همانطور که در تداوم این تغییر بنیادین نقش اساسی داشته و دارد.
دقیقا به خاطر داریم که هفت ماه پس از آغاز انقلاب عظیم «زن زندگی آزادی»، که خود را با آرمانهای بلند و انسانی، نه تنها به مردم ایران که به جامعه جهانی معرفی کرد؛دوباره شاهد جدال جامعه و حکومت بر سر حجاب اجباری بودیم.
پس از آنکه حجاب عملا از سطح خیابانها حذف شده بود، حکومت تقلا کرد تا بتواند از شنبه ۲۶ فروردین سختگیریهای تازهای را در اینباره اعمال کند.
این اقدام حکومت با فراخوان گسترده تشکلهای دانشجویی رو به کل جامعه و استقبال کمنظیر عموم مردم و مشخصا زنان مبارز، انقلابی و پیشرو پاسخ گرفت و تا همین امروز حکومت را در مسئله اجبار کردن حجاب، عقب رانده است.
حالا همزمان با رسیدن به سالگرد روز «حجاب بیحجاب»، بار دیگر و اینبار گستردهتر و قدرتمندتر از سال گذشته، در قالب «شبکه سراسری انقلاب زن زندگی آزادی» عموم جامعه را فرامیخوانیم تا مبارزه علیه حجاب اجباری و برای «زن زندگی آزادی» را دوباره با صدایی بلند و رسا فریاد کنیم.
در ادامه تابستان سخت جمهوری اسلامی که هر روز آن بیحجابی عمومی است، مشخصا در روز ۲۱ تیر۱۴۰۲ در بطن انقلابمان، بار دیگر به صورت سراسری از برابری بیقید و شرط جنسیتی میگوییم و با مبارزه علیه نماد تبعیض و تفکیک جنسیتی تحمیل شده به جامعه ایران، یعنی حجاب اجباری، نه محکم گفتن به آن، فریاد آزادی و برابری سر میدهیم:
نهروسرینهتوسری –آزادیبرابری
فراخوان به
چهارشنبه ۲۱ تیر
بیحجابی در ابعاد وسیع در اماکن عمومی، شعارنویسی، شعاردهی شبانه،
پخش آهنگ، آواز زنان و رقص در اماکن عموم.
انتشار وسیع عکس و ویدیو اقدامات علیه حجاب اجباری و در راستای
برابری جنسیتی در شبکههای اجتماعی
فراخواندهندگان:
شبکه سراسری انقلاب زن زندگی آزادی (شامل تشکلهای دانشجویی، دانشآموزی و گروههای مبارزاتی شهری جوانان و زنان)
صبح شنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۲ عدهی زیادی از جانبازان و رزمندگان جنگ ایران و عراق به همراه خانوادههایشان با شعار «رزمندگانِ دیروز، گرسنگان امروز» در اعتراض به مشکلات معیشتی خود و بیاعتنایی مقامات و نهادهای حکومتی به مطالبات آنها، در مقابل ستاد مرکزی بنیاد شهید و امور ایثارگران در تهران تجمع کردند. این شهروندان در اعتراض به دهکبندی جدید ناعادلانه و قطع یا کاهش کمک معیشت ماهانه و عدم تبدیل آن به حداقل حقوق و مزایای کارکنان دولت طبق قانون مصوب ششم توسعه این تجمع را برگزار کردند.
مجروحان جنگ ایران و عراق که شمار زیادی از آنها در فقر و تنگدستی، مشکل تهیه داروهای مورد نیاز زندگی میکنند در سالهای گذشته نیز بارها تجمعهای اعتراضی برگزار کردهاند.
نیرویهای سرکوب رژیم با گاز اشک آور به تجمع مسالمتآمیز رزمندگان که اغلب جانبازان شیمیایی، سالخورده و بیمار بودند حمله نموده و شماری از آنها را بازداشت کردند. تعدادی از آنها که بر اثر استنشاق گاز اشکآور و بر اثر شدت جراحات ناشی از ضرب و شتم مأموران یگان ویژه، دچار صدمات جسمی شده بودند به بیمارستانها منتقل شدهاند.
رژیم که جنایت ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر و مناطق اشغال شده، فرستادن رزمندگان به عملیات لو رفته و بخشیدن غرامت جنگی به اسلامگرایان عراقی را در کارنامه خود دارد، دست به جنایتی دیگر زد و جانبازان شیمیایی را بار دیگر با گاز اشک آور بمباران شیمیایی کرد.
بیشک این عزیزان جانباز بهخوبی میدانند که اولویت خامنهای و سرسپردگان ولایت مطلقه فقیه عزت و حفظ سلامت جانبازان و خانوادهی آنها نیست. تنها با گذار از حکومت اسلامی، کرامت انسانی و رفاه همه شهروندان ایران، از آن میان جانبازان، قابل حصول است.
شورای ملی تصمیم سرکوب تظاهرات مسالمتآمیز جانبازان را به شدت محکوم میکند و از مردم آزاده ایران میخواهد از مبارزه جانبازان حمایت همهجانبه کنند. این عزیزان که سلامت و توان کارکردن خود را در دفاع از کشور از دست دادهاند حق زندگی با عزت، دارو و درمان لازم را دارند.
پیش به سوی همبستگی سراسری برای گذار از جمهوری اسلامی
ما بر این باور هستیم که قدم اول برای رسیدن به حداقل های حقوق شناخته شده کارگران و کارمندان در جامعه متمدن امروز، سرنگونی کامل جمهوری اسلامی میباشد. اما در عین حال مذاکره کارگران و کارمندان را با کارفرمایان و دولت برای بهتر کردن محیط کار و گرفتن هر حقی برای ادامه حیات در مقطع کنونی را جزئی از حقوق آنها می دانیم
الف: کار
۱ – جهت تولید ثروت و با هدف رسیدن به یک زندگی بهتر و رفاه عمومی، تمام افراد بالای ۱۸ سال که امکان کار دارند بایستی کار کنند و دولت مسئول یافتن شغل و تهیه امکانات آموزشی و بالا بردن سطح مهارت آنها همگام با آخرین پیشرفتهای صنعتی و تکنولوژی میباشد
۲ – بنگاههای خصوصی و دولتی موظف به ایجاد شرایط ایمنی و بهداشتی مناسب و در سطح استانداردهای بین المللی در محیط کار میباشند
۳ – بیمه کامل کارگران و کارمندان در مقابل صدمات ناشی از کار
۴ – تامین امنیت شغلی و شروط اخراج و حقوق زمان اخراج
۵ – مزد برابر زنان و مردان در مقابل کار برابر
۶ – منع هر گونه تبعیض جنسی، قومی، سنی، مذهبی و …. در زمان استخدام
۷– ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۶ سال
۸ – تعیین حداقل دستمزد بر اساس حداقل های لازم برای یک زندگی شایسته کرامت انسانی . مقدار این حد اقل در مذاکره بین نمایندگان کارگران، کارفرما و دولت بر اساس تورم تعیین خواهد شد
۹ – به رسمیت شناختن حداکثر ۴۰ ساعت کار در هفته
۱۰ – تعطیلی رسمی دو روز در هفته و حداقل ۴ هفته مرخصی سالیانه
۱۱ – تعطیلی رسمی اول ماه مه روز جهانی کارگر
۱۲ – تعیین سه سال مرخصی با حقوق و مزایای کامل بعد از زایمان برای زنان. یکسال اول این حقوق توسط کارفرما و دو سال دیگر توسط دولت پرداخت خواهد شد
ب: تشکل های مستقل
۱۳ – آزادی کامل و بدون قید و شرط تشکل های مستقل کارگران و کارمندان
۱۴ – به رسمیت شناختن حق اعتصاب
۱۵ – پرداخت حقوق کامل به اعتصاب کنندگان در زمان اعتصاب
۱۶ – ممنوعیت استفاده از ارتش و یا هر نیروی دیگری توسط دولت و یا کارفرما برای جایگزین کردن کارگران و کارمندان اعتصابی در بنگاهها دولتی و خصوصی
ج: تامین اجتماعی
۱۷ – بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد بالای ۱۸ سال آماده به کار و کسانی که به هر دلیلی قادر به کار کردن نیستند
۱۸ – حداکثر سن بازنشستگی ۶۵ سال میباشد. حقوق بازنشستگی ترکیبی است از پس انداز کار، تامین اجتماعی و پس انداز شخصی که میزان آن نباید از حداقل دستمزد پایین تر باشد
۱۹ – پرداخت بیمه بازنشستگی معادل حداقل دستمزد به تمام افراد بالای ۶۵ سال که فاقد حقوق بازنشستگی هستند
۲۰– پرداخت کمک هزینه به تمام افراد زیر ۱۸ سال و قرار گرفتن کلیه کودکان زیر ۱۶ سال که فاقد معیشت و مکان زندگی هستند تحت تکفل دولت
۲۱ – ارائه کلیه خدمات بهداشتی و درمانی رایگان به تمامی افراد جامعه
۲۲ – آموزش عمومی اجباری و رایگان تا پایان دوره دبیرستان و همچنین رایگان بودن ادامه تحصیلات در مقاطع عالی همراه با تامین کمک هزینه تحصیلی در صورت نیاز دانشجو