شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

نامه سرگشاده: «ما نگران مریم ا…

نامه سرگشاده: «ما نگران مریم ا…

چهل و چهار تن از فعالان سیاسی زن در نامه‌ای سرگشاده، پرونده‌سازی جدید علیه مریم اکبری منفرد را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بی‌قید و شرط او شدند. نویسندگان نامه می‌گویند: پرونده‌سازی پس از پانزده سال حبس ناعادلانه، دیگر نه تداوم حبس، بلکه شکنجه‌ مریم و خانواده‌ اوست.

شماری از امضاکنندگان این نامه هم‌اکنون در زندان به‌سر می‌برند و دیگر امضاکنندگان نیز در سال‌های گذشته در دوره‌هایی زندانی و با مریم اکبری منفرد هم‌بند بوده‌اند.

خانم اکبری هم‌اکنون دوران محکومیت ۱۵ ساله خود را در زندان سمنان سپری می‌کند. او پس از تحمل ۱۳ سال و ۶ ماه حبس بدون حتی یک روز مرخصی، در شرایطی که ۱۸ ماه تا پایان مدت حبس‌اش باقی مانده با پرونده‌سازی‌های جدید و چندین عنوان اتهامی مواجه شده است.

دو هفته پیش (۱۰ تیرماه ۱۴۰۲) مریم اکبری منفرد از زندان سمنان به دادسرای اوین در تهران منتقل و پس از تفهیم ۵ عنوان اتهامی مجددا به زندان سمنان بازگردانده شد.

بر اساس آنچه در جریان جلسات بازپرسی به ‎مریم اکبری منفرد اعلام شده، مصداق اتهامات مطروحه علیه او، نامه‌ها، حمایت‌ها، گزارشات و اخباری است که در فضای مجازی و رسانه‌ها از او منتشر شده است. او سال گذشته هم در پرونده‌ای دیگر به دادسرای سمنان احضار شد و پرونده‌اش پس از تبرئه مختومه شد.

متن نامه ۴۴ زن زندانی کنونی و سابق:

ما نگران مریم هستیم

مریم از عاشورای هشتادوهشت، بی‌وقفه در زندان است. دختران مریم خردسال بودند که مادرشان راهی زندان شد و تمام دیدارهای کودکی و نوجوانی‌شان با مادر ، به سالن ملاقات زندان ختم شد.

مریم اکبری‌منفرد پس از یازده سال تحمل حبس در زندان‌های گوهردشت کرج، قرچک ورامین و اوین، از حدود سه سال پیش به زندان سمنان تبعید شده‌است و خانواده و خصوصا فرزندانش هر هفته برای دیدن او مسافتی طولانی را طی می‌کنند.

طبیعی است که در بند بودنِ مریم و تحمل تبعید، نگرانی‌ها و واکنش‌های حقوق‌بشری را در مورد او برانگیزد و افراد و نهادهای حقوق‌بشری خواهان آزادی وی شوند. اعلام جرم علیه او به سبب این واکنش‌ها در هیچ قاعده‌ای نمی‌گنجد.

ما شاهدان زنده‌ی مبارزه و مقاومت مریم هستیم. شاهدان شور و سرزندگی او و دغدغه‌اش برای مردم رنج‌کشیده.

فراموش نمی‌کنیم که در روزهای فشار و تهدید، دادخواه خون خواهر و برادران خود بود. فراموش نمی‌کنیم که رنج بزرگ زندان و تبعید نتوانست مریم را از دادخواهی خسته و منصرف کند. از این رو می‌دانیم پرونده‌ی جدید، نه فقط علیه مریم، که طرح دعوا و انتقام دستگاه قضا از دادخواهی است.

ما نگران مریم هستیم.

ما نگران دختران مریم هستیم که پس از پانزده سال آزادیِ مادر را انتظار می‌کشند.

پرونده‌سازی پس از پانزده سال حبس ناعادلانه، دیگر نه تداوم حبس، بلکه شکنجه‌ مریم و خانواده‌ اوست.

ما خواهان آزادی فوری و بی‌قید و شرط مریم اکبری‌منفرد و توقف روند پرونده‌سازی علیه او هستیم. با صدایی رسا می‌گوییم که دستگاه قضا نمی‌تواند با پرونده‌سازی و تحمل حبس‌هایی بی‌پایان، دادخواهی را متوقف کند. دادخواهی نه جرم، بلکه خود دادی‌ست بر بیداد. صدای دادخواهی دیگر نه فقط از حنجره‌ مریم که از چهارسوی ایران به گوش می‌رسد.

نرگس محمدی / گلرخ ایرایی / سپیده قلیان / فریبا کمال‌آبادی / مهوش شهریاری / ناهید تقوی / فائزه هاشمی / نیلوفر بیانی / سپیده کاشانی / شکیلا منفرد / شیوا اسماعیلی / نازنین زاغری / لیلا حسین‌زاده / ارس امیری / نسیم باقری / پریسا رفیعی / یاسمن آریانی / منیره عربشاهی / آزیتا رفیع‌زاده / فاران حسامی / نازی اسکوئی / شکوفه یداللهی / نگین قدمیان / شهناز اکملی / حدیث صبوری / شیوا نظرآهاری / آتنا دائمی / عالیه مطلب‌زاده / حکیمه شکری / صهبا رضوانی / ژیلا مکوندی / شهلا رحمتی / شعله طائف / ژیلا بنی یعقوب / مهدیه گلرو / سوسن تبیانیان / عاطفه نبوی / مینا رضائی فرخ / نسیم اشرفی / مریم ابراهیم‌وند / مریم شفیع‌پور / رضوانه محمدی / زهرا صادقی

 

بیانیه ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و …

صد نفر از فعالان سیاسی، مدنی، حقوق بشری و رسانه ای کرد در بیانیه ای خواهان شفافیت و پاسخگویی در مورد بازداشت و مرگ زندانیان کرد شدند. متن کامل این بیانیه که به امضای این فعالان کرد رسیده، به این شرح است:

در هفته ها و روزهای اخیر در پی بازداشتهای بی‌رویە و نشر اخبار مرگ برخی از زندانیان سیاسی کرد در زندانها، نگرانیهای جدی و عمیقی فضای کردستان، بخصوص خانواده‌های دیگر زندانیان و افکار عمومی را فراگرفته‌است. این در حالی است که بر طبق قانون سازمان زندانها حفظ جان این زندانیان بر عهده ضابطین قضایی و نهادهای امنیتی مرتبط می‌باشد، لذا هر گونه تعلل و کوتاهی در این رابطه حساسیت عمومی را دوچندان و مسئولیت آن متوجه نهادهای مسئول در این زمینه است.
ما شماری از فعالان سیاسی، مدنی، حقوق بشری کرد ضمن‌ ابراز همدردی با خانواده‌های بازداشت‌شدگان و تسلیت به بازماندگان زندانیان جان باخته، خواهان شفافیت و پاسخگویی نهادهای مسئول در رابطه با این مرگ‌ها هستیم و بر این باوریم که قوە قضائیه با نظارت بر مسایل زندان ها بایستی از طریق شفافیت و اقناع افکار عمومی به ویژه در اینگونه موارد برآید!

امضا کنندگان:

اشرف صادق وزیری،حسن امینی، اسماعیل مفتی زاده، محسن رضوی، اجلال قوامی، ماجد مردوخ روحانی، قهرمان اسماعیلی،حامد فرازی، عثمان مزین، حمید رضا صمدی، اسعد غفوری، یوسف حاجی خوش،آزاد نمکی، سعید زکی، خالد سلیمانی آذر، سید محمد حسن زاده، رئوف کریمی، علی والایی، محسن کاویانی، دلیر اسکندری،جمال دانشمند، عزیز خدایاری، پژمان حبیبی، نرمین سنندجی، هیوا اردلان، سهیلا بهرامی، علی زنگنه،آرش سنجابی، نامق محمدی، رضا شیخی،سهراب حاتمی،موسی امیدی، حسین طاطایی،ثنا رشیدی، صدیق رستمی، امید مصطفی پور، مولود خوانچه زرد، ، سلمان امام زنبیلی، جمال هدایتی ،شرافت حسینی،نسرین افضلی،سوسن گلشنی،فتح الله حقگو، افشین ژولیده،قاسم بابایی،کیوان ابطحی،سارو خدامی،سهیلا بهرامی،بهروز زارعی، کاوه ساعد پناه،شوان احمد پور، سمیرا کاکایی،صالح شیخ الاسلامی، صدیق فخری، کمال جهان نمایی، امید هورامی، وریا ناصری، صباح خالدی، احمد فاتحی، بهرام مشیر پناهی، صادق لامعی، صابر حق جو، زاهد قاسمی، کیوان تورانی، واسع درویشی، منصور درویشی، حامد وزیری، سرگول وزیری، محمد نوری، دانیال معمار، هاشم معروفی، عباس سلطانی، میکایل رحیمی، مرتضی انصافی، فردین عطایی، حمید آزموده، ناصر مهدوی، جمشید جلالی، ناصح ساعدی، مهوش طاهری، امجد شریعتی، کاوه افراسیابی، رامین نیک بخت، هوشیار جعفری، تیمور رحمانی، کاوان فدوی، رحیم فدوی، لقمان کمانگر، سروش زندی، فواد نصیری، همایون جلیلی، حیدر افضلی، خبات وحدت، محمود سلیمی، امید صلاحی سنندجی، حمید کرم ویسه، فرزاد همتی، ارسلان رمضانی، کیانوش قهرمانی، انور محمدی، نصرالله گویلی، عارف احمدزاده، رامین علیمحمدی، صباح مریوانی، مهدی ابطحی، شهنار رسولپور، خدریه نقیبی، شاهو طهماسبی،سیامک لاهوری، سیروان معزی، حسن فرشته

۱۴ جولای ۲۰۲۳

 

جنبش دادخواهی و وظایف ما در خا…

همچنان صدای بانو پوران ناظمی در فضای مجازی طنین انداز است؛ «جنبش داخل در حمایت همه جانبه از دادخواهان پابرجا و استوار بوده و ادامه دارد!»

اما رسالت ما در مقابل دادخواهان کشتار ایرانیان توسط جمهوری اسلامی چه می باشد؟ پوران ناظمی در یک مصاحبه با صدای آمریکا (۲۲ تیر۱۴۰۲) در۶ دقیقه تمام و کمال رسالت ایران دوستان ضد حکومت جمهوری اسلامی را بیان کردند.

چگونه جمهوری اسلامی توانسته که رقبای سیاسی را در مقابل هم قرار دهد و به راحتی مخالفین خود را سرکوب نماید؟ بی پاسخ ماندن پرسشهای اینچنین در ذهن ما ایرانیان خارج از کشور موجب شده تا نتوانیم به بنیادهای مبارزه اجتماعی تمرکز عملی کنیم!

براستی وظایف اخص نیروهای اپوزیسیون و میلیونها ایرانی خارج از کشور که دل در گرو ایران دارند، چیست و چگونه راه همسازی برای عبور از رژیم خونخوار جمهوری اسلامی ممکن است؟

 

دادخواهی اهرم فشار در همگامی مشترک برعلیه جمهوری اسلامی

در جامعه مدنی و کنشگر ایران دادخواهی با مبارزه «مادران دادخواه» شروع شد که فرزندانشان در اعتراض های گوناگون به دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شده اند؛ مادرانی که عموما در جریان سرکوب «اعتراضات دی ماه ۹۶، اعتراضات آبان ۹۸، اعتراضات ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ و سرنگونی هواپیمانی مسافربری اوکراین که توسط شلیک موشکی سپاه جان خود را از دست دادند، و نیز قبل تر از اینها، به سرکوبهای جنبش دانشجویی در دهه ۸۰ و کشتار زندانیان عقیدتی- سیاسی دهه ۶۰» که هر یک فرزندان و عزیزان از خانواده خود را از دست داده اند، بر می گردد!

جنبش دادخواهی هیچ وقت متوقف نشد، زیرا سرکوب و کشتار توسط جمهوری اسلامی تمامی ندارد. بلکه در هر برهه تاریخی که جنبش اجتماعی و اعتراضات سربلند کرد، همصدا به خیابان آمدند و حق خود که «دادخواهی بود» مطالبه نمودند. شالوده جنبش دادخواهی پیوست عمیقی با نیروها مرجع در مبارزات اجتماعی دارد و به همین دلایل است که هر زمان که جنبش اجتماعی بالا می آید، دادخواهی و فغان عدالت نیز همصدا به میدان مبارزه کشیده می شود. گویی که مابین زندگان مطالبه گر با خانواده کسانی که جانشان ستانده شده، در زیست مشترک و رویارویی یا حکومت جور جمهوری اسلامی هیچ تفاوتی نیست. کنش و همزیستی کنشگران در همه عرصه ها مبارزه به یکدیگر پیوند عمیق انسانی دارد و همپوشانی ایندو رویکرد در مبارزه، شانس عبور از جمهوری اسلامی را بالا می آورد.

متاسفانه جامعه سیاسی نسبت به چنین پتانسیل و ظرفیتی کم اهمیت است. و هنوز نمی داند که چگونه می تواند این «صدا را در عمل مشترک فریاد سازد!». به این اعتبار به بستر همگرایی مبارزاتی ما بین جنبش دادخواهی با جنبش مطالبه گری در مقابل جمهوری اسلامی نگاهی کوتاه بیاندازیم:

«در ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، ناهید شیربیشه مادر پویا بختیاری به همراه نرگس محمدی فعال سیاسی، سکینه محمدی مادر ابراهیم کتابدار، جعفر عظیم زاده دبیر هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، و پوران ناظمی از امضاکنندگان اعضای بیاینه ۱۴ نفر و فعال مدنی و سیاسی، که برای دیدار خانواده نوید افکاری به شیراز رفته بودند در مقابل زندان عادل آباد بازداشت می شوند».

و در تاریخ ۸ مرداد ۱۴۰۰ یعنی حدود یکماه بعد «مادران دادخواه در حمایت از اعتراضات خوزستان در میدان آزادی تجمع می کنند که بازداشت می شوند. مادران ابراهیم کتابدار، پژمان قلی پور، فرهاد مجدم، سجاد رضایی، میلاد محققی، وجید دامور و خواهر حیمد رسولی، از جمله بازداشت شدگان بودند.

همینطور شماری از مادران و پدران دادخواه و اعضای خانواده های معترضان کشته شده شهرهای سنندج، دهگلان و دیواندره در روز جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ که برای حضور در آرامگاه مهسا امینی و دیگر معترضات کشته شده سقز به آرامستان آیچی شهر سقز رفته بودند، در هنگام بازگشت به شهرهای خود بصورت دسته جمعی بازداشت می شوند.

دادخواهی از قتل حکومتی

خانواده «پویا بختیاری» از کشته‌شدگان آبان ۹۸ شاید یکی از نخستین دادخواهان این دوره باشند. پسر جوانی که همراه با مادرش «ناهید شیرپیشه» در اعتراضات مهرشهر کرج در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ برابر چشم مادر از ناحیه جمجمه با شلیک مستقیم گلوله نیروهای امنیتی کشته شد. «منوچهر بختیاری» پدر و «ناهید شیربیشه» مادر پویا از همان ابتدا بر قتل حکومتی فرزندشان تاکید کرده و اعلام کردند صدای دادخواهی‌شان بلند خواهد بود. فریادی که بی‌هزینه نماند. و هر دو هم اکنون در زندان هستند!

ناهید شیرپیشه مدتی بعد از گفتگو درباره کشته شدن فرزندش از مدرسه محل کارش اخراج شد. اعضای خانواده بختیاری حتی مادربزرگ پویا در دوره‌های مختلف به دلیل یورش نیروهای امنیتی به محل سکونتشان مورد آزار روحی و روانی و حتی جسمی قرار گرفته و بازداشت شده‌اند. منوچهر بختیاری با وضعیت جسمی نامناسب و با وجود ابتلا به بیماری‌های فتق و پروستات حدود ۲۹۰ روز، محروم از رسیدگی پزشکی، در یکی از سلولهای انفرادی زندان قزوین در حبس به‌‌سر می‌برد.

ناهید شیرپیشه مادر پویا نیز از تاریخ ۲۰ تیرماه ۱۴۰۱ در جریان موج دستگیری خانواده‌های دادخواه بازداشت و به زندان کچویی کرج منتقل شد و از شهریور ماه نیز حق تماس و ملاقات با عزیزانش از او سلب شد. پس از آن نیز در آبان ۱۴۰۱ در حالی که خانواده‌اش منتظر آزادی او با وثیقه و تحت عنوان مرخصی استعلاجی بودند به سلولی انفرادی در زندان زنجان تبعید شد.

 

کنش فعال با پند آموزی از دادخواهی برای رویارویی با جمهوری اسلامی

همانطور که آمد بانو «پوران ناظمی» از اعضای بیانیه ۱۴ نفر طی یک کلیپ از مردم و کنشگران سیاسی خارج از کشور درخواست نمودند که در رابطه با مادران دادخواه و اساسا «دادخواهی» به مثابه اقدامی چند جانبه و فراگیر و ملی واکنش نشان دهند. در این مانیفست (به باور ما) که بسیار راز نهفته است! نیاز به پیگیری گروههای سیاسی ایرانی در مبارزات مشترک خارج از کشور ضروری می نماید: زیرا اقدام مشترک ایرانیان خارج ازکشور می تواند هم به وحدت میدانی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی کمک کند، و نیز عامل افشای ماهیت سرگوبگرانه و ضد بشری جمهوری اسلامی گردد و همینطور می تواند به حمایت جهانی سازمانهای بین المللی حقوق بشری از جنبش زن زندگی آزادی یاری رساند. و نهایتا منجر به افزایش امید و اعتماد اجتماعی مردم نسبت به اپوزیسیون خارج از کشور شود.

کمسیون رسانه شورای ملی تصمیم

۱۷ جولای ۲۰۲۳

استخوان اکثریت مردم زیر بار فق…

استخوان اکثریت مردم زیر بار فق…

بیانیه شورای ملی تصمیم:

فقر بی‌سابقه در ایران، چهره خشن خود را در گرسنگی، فلاکت، سوء تغذیه، بی‌سرپناهی، کاهش امید به زندگی و افزایش خودکشی‌ها نمایان می‌سازد.

گسترش بیکاری، تورم افسار گسیخته، کاهش ارزش پول ملی، ، عدم اختصاص بودجه کافی برای تولید، صرف هزینه‌های هنگفت در جنگ‌های نیابتی، ناکارآمدی، فساد، رانت و تبعیض نهادینه شده در ساختار سیاسی، از جمله عواملی است که به کاهش قدرت خرید خانوار و تشدید فقر و سوء تغذیه در خانواده‌های کم‌درآمد در ایران انجامیده است.

یکی از مسئولین نظام گفته است: دو هزار و ۲۰ محله و ۱۹ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از جمعیت در سراسر ایران وجود دارند که از امکانات اولیه زندگی مانند مسکن، اشتغال، تحصیلات تا ۱۲ سال، سلامت، خوراک و پوشاک محروم هستند. طبق مرکز آمار ایران قیمت مواد ضروری خوراکی در خرداد امسال بیشتر از ۴۰ درصد نسبت به خرداد سال گذشته افزایش یافته و قیمت برخی اقلام خوراکی مثل روغن سه برابر و قیمت گوشت قرمز رشد ۸۰ درصدی داشته است. بر طبق گزارش مسئولان نظام همچنین، ۵۷ درصد از جمعیت ایران سوءتغذیه دارند و کالری لازم دریافت نمی‌کنند. «۱۴ میلیون و ۵۰۰ هزار» کودک جزو کسانی هستند که سوء‌تغذیه دارند و «نزدیک ۱۰ میلیون تن» از آنان «زیر ۱۲ سال» دارند.

این فاجعه در مناطق محروم نگه‌داشته شده‌ی کشور اسفناک‌تر است. طبق آمار بیش از ۸۰ درصد جامعه روستایی و ۴۵ درصد جامعه شهری استان سیستان و بلوچستان فقیر هستند. بیشتر از ۵۰ درصد جمعیت چابهار، ۴۰ درصد جمعیت بندرعباس و ۳۰ تا ۳۵ درصد جمعیت مشهد حاشیه‌نشین هستند. نماینده استان کهگیلویه و بویر احمد در مجلس اسلامی اعتراف کرده که طی سه سال شاهد خودکشی ۶۰ جوان به دلایل فقر، اعتیاد، بیکاری و کمبود امکانات بودیم. او گفت که «در زیلایی بویراحمد، دختران ۱۴ ساله‌ای را می‌بینید که چهره‌‌شان شبیه پیرزنان ۶۰ ساله شده است.»

بر اساس گزارش از یک اقتصاددان، میزان فعالیت غیررسمی افراد به ۴۰ درصد رسیده و در برخی استان‌ها تا ۶۰ درصد هم پیش‌بینی می‌شود. فعالیت‌های کرامت‌ستیزی مانند کولبری، سوختبری، شوتی، زباله‌گردی و… از‌جمله این فعالیت‌های غیر‌رسمی است.

در زمینه دسترسی به مسکن، تغذیه مناسب و آموزش شاهد فقر خشن هستیم و بنا بر گزارش رسمی وزارت راه و شهرسازی طول انتظار خانه‌دار‌شدن دهک اول درآمدی به ۲۴۸ سال رسیده است.

 

مردم آزاده ایران،

مبارزه با فقر بخشی از مبارزه ما با حکومت اسلامی است. هر چند مبارزه کارا با فقر بدون گذار از حکومت اسلامی عملی نیست، باید به خودمان امیدوار باشیم و در جستجوی فرصت‌ها و راهکارهای جدید برای بهبود وضعیت مالی خود و دیگران باشیم. با برخی از تمهیدات می‌توانیم از شدت رنج فقر بکاهیم، از جمله:

در تشکل‌های سیاسی، صنفی، مدنی و محیط زیست متشکل شویم و با همبستگی ملی برای بهبود زندگی شهروندان و حفظ محیط زیست بکوشیم.

سود حاصل از شرکت‌های وابسته به بیت رهبری و سپاه پاسداران صرف تقویت دستگاه سرکوب در ایران و گسترش جنگ‌های نیابتی می‌شود؛ این شرکت‌ها را شناسایی و تحریم کنیم.

امکانات فکری، فنی و مالی خود را روی هم بگذاریم و با ایجاد تعاونی‌های و تمرکز بر روی تولید، توسعه کارآفرینی، حفظ محیط زیست، گسترش فضای سبز، صرف‌جویی در مصرف آب و آموزش فنی و حرفه‌ای جوانان خانواده‌های کم‌درآمد کوشا باشیم.

با همکاری و همبستگی گسترده ملی از خانواده‌های کم‌درآمد، خانواده‌های زندانیان سیاسی، خانواده شهدا، دادخواهان و مجروحان مبارزه با رژیم پشتیبانی کنیم.

بقای رژیم در قدرت و پایگاه آن نیست، بقای آن در عدم همگامی و همکاری ما و بکارنگرفتن همه‌ی توان خلاقه‌ی ماست.

پیروزی از آن ماست.

زن، زندگی، آزادی.

شورای ملی تصمیم

۲۳ تیر ۱۴۰۲ – ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۳

معلمان از کمپین معلمان حمایت ک…

کمپین یکصدهزار امضاء برای آزادی معلمان زندانی

و پایان دادن به پرونده سازی علیه فعالان صنفی

 

با درود به فرهنگیان و معلمان فرهیخته و پرتلاش

همان گونه که می دانید همکارانمان در طول بیش از دو دهه ی اخیر در میدان مطالبه گری و حق طلبی و به شیوه ای کاملا مسالمت آمیز و در چهارچوب اصول ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی مشارکت داشته اند اما در هر نوبت مواجهه ی دولتمردان با مطالبه گری فرهنگیان  قهری و با استفاده از ابزار سرکوب بوده است. حتی در مواردی که مطالبات معلمان از سوی مجلس و دولت مورد تایید قرار گرفت و به آن ولو در اغلب موارد به شکل ناقص پاسخ داده شد، اما در کنار آن همیشه عده ای از همکاران شریف،آگاه، دلسوز، شجاع و فداکار ما گرفتار پرونده سازی و مجازات و گاهی احکام سنگین اخراج و زندان شده اند چنانچه در ماجرای رتبه بندی نیز شاهد تکرار این موضوع منتهی به شکلی بسیار شدیدتر وگسترده تر بوده ایم. صدور احکام زندان های طولانی مدت برای همکاران در استانهای مختلف و پرونده سازی در دادگاه ها و هیئت های تخلفات اداری و صدور احکام اخراج، بازخریدی، بازنشستگی اجباری، و انفصال برای صدها معلم در سراسر کشور از جمله این موارد است.

با این وصف، هفته ی گذشته ۱۲۰۰ نفر از معلمان تصمیم گرفتند تا با نوشتن نامه به رئیس قوه قضاییه و ارسال رونوشت برای رؤسای مجلس و دولت این موضوع را به اطلاع سران قوا رسانده و از این طریق آزادی فعالان صنفی و پایان دادن به برخوردهای امنیتی و پرونده سازی علیه آنها را درخواست نمایند اما متاسفانه این نامه از سوی قوه قضاییه و ریاست جمهوری پذیرفته نشد. و عملا نشان دادند که رفتاری تا این اندازه مدنی و قانونی نیز از سوی مسئولین مورد پذیرش نیست. فرضیه ای که با این رفتار در ذهن ما ایجاد گردید این بود که شاید مسئولان تصور می کنند از میان جمعیت بیش از یک میلیون نفری معلمان شاغل و بازنشسته فقط کمتر از یکدهم درصد آنها به مشکلات ایجاد شده برای همکاران اگاه، شجاع و پیشرو در مطالبه گری توجه دارند و به همین دلیل این مسئله قابل اعتنا نیست.

از اینرو تصمیم گرفتیم این موضوع را از طریق ایجاد این کارزار در فضای مجازی با همه همکاران شاغل و بازنشسته در سراسر کشور در میان بگذاریم تا میزان حمایت از این عزیزان و درخواست آزادی معلمان زندانی و پایان دادن به پرونده سازی در دادگاه ها و هیئت های تخلفات و رفع اتهامات امنیتی از فعالان صنفی و برگزاری دادگاه های آتی طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی به صورت علنی و باحضور هیئت منصفه از طریق دست کم یکصد هزار امضاء همکاران شاغل و بازنشسته برای مسئولین مشخص گردد.

بنابراین از شما معلم گرامی درخواست داریم که با ورود به لینک کارزار پس از امضاء این نامه لینک آنرا برای سایر همکاران نیز ارسال فرمایید تا با ثبت حداقل یکصدهزار امضاء پیام اتحاد خودمان را به گوش همه مسئولین برسانیم.  با سپاس!

معلمان ایران

آیا چیزی در نظر دارید که نیاز به تغییر دارد؟

با سکوت چیزی تغییر نمی‌کند. مولف این دادخواست تصمیم گرفت و پافشاری کرد. آیا شما نیز همین کار را می‌کنید؟ با ایجاد یک دادخواست شما می‌توانید جنبش جدیدی را آغاز کنید.

کمپین یکصدهزار امضاء برای آزادی معلمان زندانی و پایان دادن به پرونده سازی علیه فعالان صنفی – Petitions.net