by حمید بی آزار | 2.سپتامبر 2023 | اخبار
«آنچه در زیر می آید بخشهایی از گزارش ماهانه خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر ایران (هرانا) است که در زیر آورده می شود. گروه خبر کمیسیون رسانه شورای ملی تصمیم در نظر دارد تا جهت آگاهی رسانی و انتقال وضعیت حقوق بشر کنشگران میدانی در ایران، به انتشار گزارشات نسبتا واقعی و درخور از وضعیت جامعه ایران تلاش نماید. گروه خبر کمیسیون رسانه شورای ملی تصمیم»
نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر مردادماه ۱۴۰۲
خبرگزاری هرانا – آنچه در پی میآید گزارش ماهانه و اجمالی از وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره زمانی مردادماه ۱۴۰۲ است که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده است، این گزارش با توجه به حجم محدود آن و نیز به دلیل عدم اجازه فعالیت گروههای مستقل مدافع حقوق بشر در ایران نمیتواند بازتاب بی نقص وضعیت حقوق بشر در ایران باشد. لازم به یادآوری است بخش آمار این تشکل بهصورت سالانه گزارش مفصلتر خود را به اشکال آماری و تحلیلی از وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر میکند.
اعدام
مردادماه با قریب به ۶۹ مورد اعدام همچنان بازگو کننده نقض حق حیات در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران است. بنا بر گزارش نهادهای بینالمللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد. از مهمترین رویداد ها در این باره میتوان به اجرای حکم سه زندانی که پیشتر از بابت اتهامات مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند، در زندان پارسیلون خرم آباد اشاره کرد:
در ماه سپری شده، حکم اعدام پنج زندانی در زندان های قزوین، کرمان و کهنوج، یک زندانی در زندان زابل، سه زندانی در شیراز و همدان، دو زندانی در زندان وکیل آباد مشهد، دو زندانی در زندان اراک، یک زندانی در زندان بیرجند، چهار زندانی در زندان زاهدان، دو زندانی در زندان همدان و یک زندانی در زندان کهنوج به اجرا درآمد. در ضمن، دو متهم از بابت اتهام قتل و زنای محصنه در تهران و یک زن از بابت اتهام قتل در تهران به اعدام محکوم شدند.
به علاوه، سید محمدجواد وفایی ثانی، زندانی سیاسی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد. حکم اعدام آقای وفایی ثانی، پیشتر در دیوان عالی کشور نقض و پرونده وی به شعبه هم عرض ارجاع شده بود. بیش از ۷۵ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمیشوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” میخوانند.
آزادی اندیشه و بیان
در مردادماه، شرمین حبیبی، فروغ تقی پور، مرضیه فارسی، دنیا حسینی، علی اصغر حسنی راد، نازیلا معروفیان، نرگس سرداری، مهدی و مجید نیک عهد، مژگان ایلانلو در تهران، سیزده نفر در گیلان، زیبا قلیچ خانی در بیجار، محمد (کوروش) وزیری، آرش و شهناز قنبری، پویا دانا در اصفهان، ده شهروند در دهلران، مهدی شکی مشهدی، خسرو علیکردی در مشهد، رضا ببرنژاد در قوچان، وحید سرخ گل در کرمانشاه، محمد سلطانی در اراک، شاکر بوری در آبادان و حبیب موسوی در گرگان بازداشت شدند.
در ماه سپری شده محکومیت های متعددی صورت گرفت که از این تعداد می توان به محکومیت حمید قره حسنلو، رضا آریا، حسین محمدی، مهدی محمدی، محمدامین اخلاقی ساوجبلاغی، امین مهدی شکراللهی، فرزانه قره حسنلو و علی معظمی گودرزی از متهمان پرونده موسوم به «قتل بسیجی روح الله عجمیان» توسط دیوان عالی کشور مجموعا به ۶۵ سال زندان و تبعید، کیوان صمیمی به شش سال حبس، فرید صفرلی به دو سال حبس، محمد مرادی کیاپی به شش سال حبس و مجازات های تکمیلی، پیمان فرهنگیان به یک سال حبس، دو سال اقامت اجباری در شهرستان زابل، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت اجتماعی، فرشته منصوری به شش ماه و یک روز حبس، معصومه سلیمانی به یک سال حبس، حمزه درویش به چهارده سال حبس در تبعید، هستی امیری و ضیا نبوی هر کدام به یک سال حبس تعزیری، زینب زمان به یکسال حبس تعلیقی و منع معاشرت با دیگران، سیامک ابراهیمی و شاهرخ احمدی به ۹ سال و هشت ماه، نرگس محمدی به یک سال حبس، سعیده شفیعی و نسیم سلطان بیگی هر کدام به تحمل چهار سال و سه ماه حبس تعزیری، جلال فاطمی به یکسال حبس تعزیری اشاره کرد.
به علاوه، حبیب موسوی در شعبه یکم دادگاه انقلاب گرگان، حمید رضا نجفی در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اراک، عاتکه رجبی در شعبه هفتم دادگاه انقلاب مشهد، اسدالله فخیمی و همسرش حوری خانپور در شعبه یکم بازپرسی دادسرای اوین، سپیده قلیان در شعبه ۱۲۰۷ کیفری دو مجتمع قضایی شهید کچویی تهران، زینب زمان در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران و یاشار تبریزی در دادگاه انقلاب شهرستان شهریار محاکمه شدند. به علاوه، خدیجه مهدی پور، عثمان ارس زاده، سهند نورمحمدزاده و آذر کروندی موسی زاده راهی زندان های ایلام، اشنویه، کهنوج و اوین شدند.
از سوی دیگر، حسن درافتاده و ماردین درافتاده، پدر و برادر کومار درافتاده، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، به اداره اطلاعات پیرانشهر احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند. لازم به ذکر است، منازل الهه عسکری در تهران، محمد سلطانی در اراک و امید مظلوم در مهاباد مورد تفتیش ماموران امنیتی قرار گرفت.
زندان
در این ماه، حمزه درویش زندانی سنی مذهب محبوس در زندان لاکان رشت، از طریق بلعیدن قرص دست به خودکشی زد. این زندانی پس از اقدام به خودکشی به بیمارستانی در رشت منتقل و بستری شده است. در ضمن، یک زندانی محبوس در زندان تهران بزرگ، از طریق بریدن رگ دست خود اقدام به خودکشی کرد و به بیمارستان خارج از زندان منتقل شد. همچنین، بهروز ایزدی راد محبوس در زندان امیرآباد گرگان در زمان بازجویی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. همچنین آقای ایزدی راد از بیماری عفونت گوش رنج میبرد. عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت این شهروند بازداشتی، وخامت حال وی را در پی داشته است. در ضمن، سامان صیدی (یاسین)، از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ از بیمارستان رازی به زندان رجایی شهر کرج بازگردانده شد. انتقال آقای صیدی به بیمارستان رازی به دلیل شرایط نامناسب روحی وی در زندان صورت گرفت. سامان در بیمارستان با دستبند و پابند به تخت بسته شد. او در پی خودداری از تزریق آمپولی که نام آن را نمیدانست، توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
همینطور، پلیس جزیره کیش از بازداشت یک زن به دلیل ارسال ویدیویی به یک رسانه خارج از کشور، خبر داد. اخیرا ویدیویی از “اعترافات اجباری” این زن توسط رسانه های رسمی منتشر شده است. از سوی دیگر، جعفر ابراهیمی، رسول بداقی، کامیار فکور، آرش جوهری، سیدجواد سیدی، اردوان فلاحی، نصراله فلاحی، علی یونسی، میریوسف یونسی، امیرحسین مرادی، رضا شهابی، حسن سعیدی، کیوان مهتدی و امیرسالار داودی، زندانیان سیاسی محبوس در بند ۴ زندان اوین، بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در این زندان بسر میبرند. به گفته تعدادی از اعضای خانواده های زندانیان این بند، این چهارده زندانی در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و بی تفاوتی رئیس زندان، از دریافت غذا خودداری کرده اند.
برخی زندانیان در دوران بازداشت و یا حبس خود در کنار مشکلات هر روزه زندان به ناچار برای شنیده شدن دادخواهیشان دست به اعتصاب غذا میزنند. در مردادماه، نوید محمدنژاد، مهرداد قیصربیگی، ایوب گراوند و یونس گراوند در بازداشتگاه مرکزی ایلام در اعتراض به تداوم بازداشت خود دست به اعتصاب زده اند. در این ماه، سه زندانی در زندان قزلحصار کرج جهت اجرای حکم اعدام، آرش قنبری و شهناز قنبری در زندان دستگرد اصفهان و محمد نوری زاد محبوس در زندان اوین به سلول های انفرادی زندان منتقل شدند.
از طرفی، پویا دانا، پویا طالبیان، آرش قنبری و شهناز قنبری در زندان دستگرد اصفهان، طاهر رئیسی در جاسک، فروغ سمیع نیا در رشت، سوزان عید محمدزادگان و نیوشا بدیعی ثابت در زندان بابل، اسدالله هادی در زندان اوین، امید مظلوم در زندان مهاباد، مهدی تبوراک در زندان میناب، مریم عباسی نیکو در زندان دولت آباد اصفهان، بهروز ایزدی راد در زندان امیرآباد گرگان، کبیر محمدی در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج، مریم فرهنگ و پویا طالبیان در اصفهان و کیوان جلیل در اصفهان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرند.
حق درمان و رسیدگی پزشکی همواره از مهمترین موارد نقض حقوق زندانیان در ایران به شمار میرود. از این قرار، در این ماه، طاهر قدیریان، جعفر ابراهیمی، حامی بهادری در زندان اوین، هاشم خواستار در زندان وکیل آباد مشهد و یونس آزادبر در زندان لاکان رشت از دریافت خدمات درمانی محروم بودند. با وجود خطرهای موجود، محرومیت زندانیان از اعزام به مرخصی به وفور گزارش شده است که از مهمترین آنها میتوان به زهره سرو، آرش جوهری در زندان اوین، سیاوش حیاتی در زندان دیزل آباد کرمانشاه اشاره کرد.
اقلیت های ملی و مذهبی
اتنیک ها در مردادماه نیز زیر فشار فزاینده بازداشتها و احضارها بودند. در این ماه، محمد ایلاتی، فعال ترک (آذربایجانی) با دریافت ابلاغیه ای به دادگاه انقلاب عجب شیر احضار شد. به علاوه، وحید ابهری، سارا طوری و اشکان سعادت مهر، سه فعال ترک (آذربایجانی) به اداره اطلاعات شهرهای تبریز و ارومیه به صورت تلفنی احضار شدند. در ضمن، علی رضی زاده نظرلو، فعال ترک (آذربایجانی) توسط شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب تهران به دو سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و منع عضویت در گروه ها و دسته جات محکوم شد.
اعمال فشار و تهدید اقلیتهای مذهبی در این ماه نیز ادامه داشت
در این ماه، شبنم تبیانیان، انیسا فنائیان در سمنان، آرش نبوی در اصفهان، سوزان عید محمدزادگان، نیوشا بدیعی ثابت در بابل، جمال الدین خانجانی و ماریا خانجانی در تهران بازداشت شدند. در ضمن، نیروهای امنیتی اقدام به تفتیش منزل الدین خانجانی و ماریا خانجانی کرده و لوازم دیجیتال از جمله لپ تاب و کیس کامپیوتر این حوزه را ضبط کرده و با خود برده اند. گفتنی است، سوسن بادوام به ۴ سال حبس، هوشیدر زارعی به شش سال حبس، محرومیت های اجتماعی و جزای نقدی، مهوش ثابت و فریبا کمال آبادی به ۲۰ سال حبس، ساناز تفضلی به ده سال و نه ماه حبس و حامی بهادری به شش سال حبس محکوم شدند.
به علاوه، مهسا تیرگر بهنمیری، رامله تیرگرنژاد، الهام شارقی آرانی، نکیسا صادقی، صدف شیخ زاده، شهرزاد مستوری، نگین رضایی، کامیار حبیبی و سامان استوار، شهروندان بهائی جهت تحمل دوران محکومیت خود راهی زندان کچویی و ندامتگاه مرکزی کرج شدند.
زنان
در مردادماه، یک زن در شهرستان پاکدشت واقع در استان تهران به دلیل اختلافات خانوادگی توسط همسرش به قتل رسید. متهم پس از این واقعه متواری شده است. همچنین، مردی در شهرستان رباط کریم واقع در استان تهران با انگیزه ناموسی توسط دایی خود به قتل رسید. همینطور، یک زن در قم به دلیل اختلافات خانوادگی توسط همسرش به قتل رسید. متهم پس از این واقعه متواری شده است.
به علاوه، رئیس کل دادگستری استان خراسان جنوبی اعلام کرد که از ابتدای امسال تاکنون برای ۱۴۵ شهروند به دلیل کشف حجاب پرونده قضایی تشکیل شد. به گفته وی، از این تعداد در ۱۱۵ پرونده رای صادر شده است. به علاوه، یک زن جوان در اصفهان به دلیل آنچه “کشف حجاب” و “آتش زدن پرچم و بی حرمتی به امام سوم شیعیان” عنوان شده، بازداشت شد. همزمان ویدیویی از “اعتراف اجباری” این شهروند توسط رسانه های رسمی منتشر شده است.
به علاوه، تعدادی از شهروندان در مازندران از جمله پنج تن از گردانندگان صفحات اینستاگرامی، به دلیل آنچه “ساخت محتوا با مضمون تمسخر حجاب” عنوان شده، بازداشت شدند. همزمان اماکن کسب این افراد اعم از آرایشگاه زنانه و باشگاه ورزشی، توسط پلیس اداره اماکن این استان پلمب شد. همینطور، دخالت یک فرد تحت عنوان “امر به معروف” در نوع پوشش یک شهروند زن در سبزوار به بروز درگیری میان آنها انجامید. در این رابطه شامگاه دوشنبه شانزدهم مردادماه، این زن با هویت شکیبا یزدانی بازداشت و به زندان این شهر منتقل شد.
کارگران و اصناف
در ماهی که سپری شد ۱۱۰ کارگر در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار در اقصی نقاط کشور دچار حادثه شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است. در مردادماه، عدم رعایت ایمنی کار ۶۹ کارگر را مصدوم و ۴۱ تن دیگر را به کام مرگ کشاند.
از اخبار مرتبط در این حوزه می توان به مرگ و مصدومیت چهار نفر در شیروان، اصفهان و تهران، مرگ و مصدومیت دو کارگر در تبریز و رشت، مرگ و مصدومیت سه کارگر در کرج، تهران و سقز، مرگ و مصدومیت ۹ کارگر در نیشابور و اسفراین، مرگ و مصدومیت سه کارگر و تعدادی آتش نشان در شادگان، خواف و کرج، مرگ و مصدومیت چهار کارگر در زاهدان و بوشهر، مرگ و مصدومیت پنج کارگر در شیراز، مرگ و مصدومیت چهار کارگر در شاهرود و گچساران، مرگ و مصدومیت سه کارگر در دورود و مرند، مرگ و مصدومیت ده کارگر تهران، زاهدان، مهاباد و کارون و مرگ و مصدومیت سه کارگر در مشهد اشاره کرد.
در مردادماه، دستکم ۱۷۵ تجمع اعتراضی برگزار شد که از مهمترین آنها میتوان به تجمع اعتراضی دامداران مجتمع دام گستر فشافویه در تهران، کارگران مجتمع نفلین سینیت کلیبر، پرسنل مترو در ایستگاه مترو بهارستان تهران، کارگران پیمانکاری ابنیه فنی رضوان درود در استان کرمان، کارگزاران مخابرات روستایی در خوزستان، لرستان و خراسان رضوی، کارگران تعمیرات اساسی پالایشگاه نفت آبادان، کارگران شرکت کارتن ایران در تهران، کارگران شرکت نفت و گاز کارون، کارگران نساجی بروجرد، کشاورزان شادگان و کارگران پیمانکاری معدن چادرملو در یزد اشاره کرد.
همینطور، بازنشستگان مخابرات در شهرهای مختلف، بازنشستگان صنعت فولاد در اصفهان، بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای مختلف، بازنشستگان فولاد در منطقه البرز غربی و بازنشستگان کشوری مقابل ساختمان های صندوق بازنشستگی و استانداری شهرهای کرمانشاه، یزد، شیراز، اردبیل، قزوین و سنندج تجمع اعتراضی برگزار کردند. به علاوه، کارگران پیمانکاری ابنیه فنی رضوان درود در استان کرمان و کارگران معدن چادرملو در یزد دست به اعتصاب زدند. همینطور، کارگران شهرداری خاش، کارگران آبفای اهواز و کارگران مخابرات روستایی در چند استان از معوقات مزدی خود خبر دادند.
به علاوه، روز چهارشنبه بیست و پنجم مرداد، یک کارگر اخراجی روز مزد پالایشگاه نفت آبادان به زندگی خود پایان داد. در ضمن، شامگاه چهارشنبه چهارم مرداد، یکی از کارکنان پتروشیمی چوار ایلام به دلیل اخراج از محل کار به زندگی خود پایان داد. همینطور، ریحانه انصاری نژاد فعال کارگری، توسط دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس تعزیری و محرومیت های اجتماعی محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی چهار سال حبس برای وی قابل اجرا خواهد بود. همچنین، ابوالفضل خوران، فعال صنفی معلمان استان مرکزی، به هیات رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان این استان و سارا سیاه پور، فعال صنفی معلمان، به هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان استان البرز احضار شدند.
به علاوه، لیدا اسماعیلی، فعال صنفی فرهنگیان البرز توسط هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری به بازنشستگی اجباری و علیرضا همتی فعال صنفی فرهنگیان ایلام توسط هیات تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات به مدت سه ماه به انفصال موقت از خدمت محکوم شدند. در ضمن، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات غلامرضا اکبرزاده باغبان، تیمور باقری، حسین مهدی زاده و طهماسب سهرابی، از فعالان صنفی معلمان گیلان در شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت برگزار شد.
www.hra-news.org
۱ شهریور ۱۴۰۲
by حمید بی آزار | 30.آگوست 2023 | مقالات
امکانات و چالشهای نافرمانی مدنی در ایران
مبارزه خشونتپرهیز
مبارزه بدون خشونت یک رویکرد اجتماعی و سیاسی است که در تلاش برای تحقق اهداف و تغییرات مثبت خود از طریق روشهای غیرخشونتی و صلحآمیز عمل میکند. در این رویکرد، افراد و گروهها از خشونت فیزیکی، تخریب یا تهدیدهای تهاجمی خودداری کرده و برای حقوق، عدالت، تغییرات اجتماعی یا سیاسی از ابزارهایی مانند تظاهرات مسالمتآمیز، گفتگو، اعتصابات، نافرمانی مدنی، کمپینهای آگاهیبخش و افشاگر و انتشار اطلاعات درست استفاده میکنند.
یکی از اصلیترین و مهمترین اشکال مبارزه خشونتپرهیز، نافرمانی مدنی است.
نافرمانی مدنی
نافرمانی مدنی قانونیشکنی و تشویق به قانونگریزی با استناد به حقوق بشر و اصول اخلاقی برتر از قوانین، مقررات یا دستورات سران قبیله، مقامات مذهبی، نظامی یا سیاسی است. به معنای سرپیچی علنی، عمدی و اعلام شده از دستورات، فرامین، قوانین، مقررات، اصول سنتی، اخلاقی و مذهبی است که به صورت عمومی توسط دولت یا جامعه تعیین شدهاند. این نوع نافرمانی به طور معمول به عنوان یک شکل اعتراض خشونتپرهیز در برابر سیاستها و قوانین غیراخلاقی، تمامیتخواهانه، ظالمانه، نادادگرانه، تبعیضآمیز، عقاید خرافی و ضدانسانی، ادیان و مذاهب، سنتها، رسوم اقوام یا عملکرد یک نظام سیاسی، اجتماعی یا حکومتی برای دفاع از حقوق انسانی و ایجاد تغییرات اجتماعی به کار گرفته میشود.
هدف نافرمانی مدنی افزایش آگاهی سیاسی عمومی و بسیج و همبستگی عمومی برای تغییر است. مدافعان معروف نافرمانی مدنی هنری دیوید ثورو[1]، مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا هستند.
نمونههای از نافرمانی مدنی شامل مقاومت در برابر قوانین نژادپرستانه، اعتراض به جنگها، امتناع به پیوستن خدمت نظامی اجباری، عدم اجرای قوانین نادادگرانه و مخالف حقوق بشر، عدم انجام مناسک مذهبی، اعتراض به سیاستهای نابرابر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛ و عدم پرداخت مالیات به عنوان شکلی از اعتراض به سیاستهای دولتی میباشد. از نمونه تاریخی نافرمانی مدنی میتوان از نافرمانی مدنی سیاهپوستان در جریان جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا و مبارزه مردم افریقای جنوبی در مبارزه علیه تبعیضنژادی نام برد.
ما متعهد به پیروی از قوانین حکومتهای ظالم و تبعیضگر نیستیم. وجدان ما برتر از قوانین حکومتهای تمامیتخواه است. حقوق بشر، آزادیهای بنیادی و کرامت انسان بهترین ستاره راهنمای ما در کنشهای اجتماعی و سیاسی است. در صورت اطاعت از قوانین حکومت فاسد، ستمگر و قاتل، ما نیز شریک و همدست شرارت و فساد آنها هستیم.
موانع
هرچند مبارزه خشونتپرهیز و نافرمانی مدنی کاملن قانونی است ولی رژیمهای تمامیتخواه سعی میکنند با اقداماتی غیرانسانی، سرکوب تظاهرات و مبارزه خشونتپرهیز را توجیه کنند:
دروغپراکنی و تهمتزنی میکنند و آمار و اطلاعات نادرست میدهند.
حقوقهای قانونی بشر را غیرقانونی و یا در تضاد با فرهنگ بومی مینامند.
اعتراضهای قانونی را اخلال مینامند و آنها را جرم میشمارند.
رهبران اعتراضها را به پیروی از کشورهای دشمن متهم میکنند.
ماموران رژیم تخریب و خشونت میکنند و آنها را به اعتراضکننندگان نسبت میدهند.
یکی از راههای کاهش این موانع، داشتن تاکتیکها، روشها و استراتژی روشن و مدون خشونتپرهیز، تخریبستیز و زبان احترامآمیز به انسان و رعایت کرامت بیکران فرد است.
پیروزی نافرمانی مدنی در گرو گسترده شدن آن است، آن چنان گسترده که نظامهای تمامیتخواه نتوانند آن حرکت را جرمانگاری کرده و شهروندان را مجازات کنند.
مبارزه هدفمند
ستارهی راهنمای مبارزه خشونتپرهیز و نافرمانی مدنی نرساندن آسیب به مردم، طبیعت و جامعه و همزمان کاهش امکانات مالی و سرکوب رژیم، انزوای داخلی و بینالمللی رژیم سرکوبگر و تمامیتخواه است با هدف به زانو درآوردن آن.
شهروندان ابتکار گوناگون در نافرمانی مدنی در سراسر جهان داشتهاند. هر چند رژیمهای تمامیتخواه در روشهای سرکوب، تفرقه، تهمت و دروغپراکنی و رواج اطلاعات غلط مهارتهای فراوان اندوختند، ولی خلاقیت شهروندان را پایانی نیست و بر بسیاری از این تلاشهای مذبوحانه چیره شدند. به برخی تاکتیکها و روشهای نافرمانی مدنی ممکن در ایران میپردازیم:
تحریم صنایع و خدمات وابسته به نظام
بیت رهبری و سپاه پاسداران اقتصاد کلان کشور را مصادره کرده و خرج سیاست سرکوب و گسترش جنگ میکنند. فروشگاهها، صنایع و خدمات وابسته به بیت رهبری و سپاه پاسداران را شناسائی و تحریم کنیم.
نظام رانتخوار به جای کمک به صنعت، کشاورزی، دامداری و باغداری داخلی، برای دسترسی به درآمد آسان دست به واردات بیرویه میزند. در حد امکان کالاهای داخلی بخریم و از خرید محصولات وارداتی اجتناب کنیم. به ویژه کالاهایی اساسی و پرمصرف مثل برنج، چای، سیب زمینی و ….
عدم مشارکت در بورس، کشیدن پول از بانکها و با پیشرفت جنبش و تغییر توازون قوا، عدم پرداخت قبضها، عوارضها و مالیاتها، میتواند مکمل تحریم باشد.
حفظ کار و کارگاهها
حکومت اسلامی از تولید داخلی حمایت نمیکند. بسیاری کارخانههای ایران به علت بازسازی نشدن و یا واگذاری به خودیهای ناکاربلد تعطیل شدند. کارگاهها و کارخانههای زیادی که تولیدات بسیار ضروری داشتند، تعطیل و صدها هزار کارگر و کارمند بیکار شدند. اگر برخی از هزاران کارخانههای تعطیل شده را نام ببریم: ارج (تولیدکننده لوازم خانگی)، نساجی مازندران ( قطب ریسندگی و بافندگی در ایران)، آزمایش (سازنده کولر و یخچال)، کفش بلا، تولی پرس (تولید کنندهی مواد شوینده)، پارس الکتریک و ….
کارگران و کارکنان و تشکلهای آنها باید با تمام توان و امکانات خود از تعطیلی کارگاهها جلوگیری کنند. خود مدیریت و اداره تولید را بدست بگیرند.
نامه نوشتن
با نوشتن نامه به مسئولین، جمعآوری امضا و طومار نویسی و نامههای سرگشاده از یک سو مشکلات جامعه و مردم را نشان میدهیم، از سوی دیگر بر مسئولین فشار وارد میکنیم و افکار عمومی را میسازیم و به مردم نشان میدهیم که تنها نیستند و در نهایت به بسیج همگانی و همبستگی ملی کمک میکنیم.
هر جا به کرامت انسان، حقوق بشر و محیط زیست تجاوز شد با صدای رسا و قلمی گویا اعتراض کنیم.
تولید فرهنگی و هنری
آفرینش فرهنگی و هنری بدون گرفتن مجوز و بدون سانسور باید جا بیفتد. سانسور با نپذیرفتن آن از کار میافتد. بدون گرفتن مجوز آفرینش فرهنگی و هنری خود را منتشر کنیم.
جشنوارههای هنری دولتی و فرمایشی مثل جشنواره فجر را تحریم کنیم.
موسیقی
پژوهشهای علمی، اجتماعی و روانشناسی ثابت کرده است که موسیقی تأثیرات مثبت بیشمار بر زندگی ما دارد. اگر فقط بخواهم برخی را نام ببرم: موسیقی ما را به هم نزدیک و ارتباطات اجتماعی، خلاقیت، نوآوری و آفرینش ما را تقویت میکند و در ما ایدهها جدید ایجاد میکند. انگیزه و انرژی برای مواجهه با چالشهای زندگی فراهم میکند. یکی از سالمترین تفریحات و سرگرمی و رفع خستگی است. تندرستی روحی و جسمی ما را بهبود میبخشد. آرامشبخش است و استرس و اضطراب را کاهش میدهد و به ما کمک میکند تا بهتر با احساسات خود کنار بیائیم. حافظه، تمرکز، توجه و توان یادگیری ما را بهبود میبخشد.
بر گوشکردن، آموختن موسیقی (بهویژه آموزش جوانان و کودکان)، تشکیل گروههای موسیقی (حضوری یا مجازی)، تولید موسیقی به ویژه موسیقی شاد و با صدای زنان باید با تمام توان سرمایهگذاری کنیم.
از هنرمندانی که کارهای آنها توقیف و یا ممنوع میشود با همه توان مالی، تبلیغی و ترویجی حمایت کنیم.
تولید یک آرام موسیقی و یک ترانه ویژه جنبش که همه جا نواخته شود و همبستگی ملی را نشان دهد، ضروری است.
شادی
جمهوری اسلامی رژیم عزا، مصیبت و غم است. تلاش در شاد بودن و شادکردن مبارزهای است علیه حکومت اسلامی. شادی را با رزمجویی در مبارزه علیه حکومت اسلامی ترکیب کنیم. مراسم عزاهای دولتی، تبلیغی و نمایشی مثل اربعین و ایام عزاداری محرم، صفر، موسویه، زینبیه، حسنیه و فاطمیه و … را تحریم کنیم.
رقص
رقص عضلات ما تقویت و در حفظ تناسب اندام ما کمک میکند. باعث بهبود گردش خون و افزایش قدرت قلب میشود. استرس ما را کاهش میدهد و رضایت و خوشحالی را در ما افزایش میدهد. ارتباطات و تعاملات اجتماعی ما را بهبود میبخشند. اعتماد به نفس ما را افزایش میدهد و تصویر مثبت از خود پیدا میکنیم. هماهگی حرکات، توجه به موسیقی و تمرکز، به تحرک ذهنی و تقویت حافظه ما کمک میکند. خلاقیت و خودبیانگری ما را بهبود میبخشد. گروههای رقص تشکیل دهیم و رقص کنیم. با گسترش رقص و رقصیدن هم با دگم، خرافات و شادیستیزی حکومت اسلامی مبارزه کنیم، و هم باعث احساس خوشایند در خود و دیگران شویم.
قوانین شرعی
با قوانین شرعی مغایر حقوق و کرامت انسان در عمل مقابله کنیم. بین خود قوانین و قراردادهای عرفی رایج کنیم.
برای ثبت ازدواج به روحانیون مراجعه نکنیم، بلکه ازدواج را در دفترهای عرفی ثبت کنیم. این کار از قدرت و دخالت روحانیون میکاهد و ازدواج غیر مسلمانان و همجنسگرایان را هم تسهیل میکند.
با چندهمسری اسلامی با تمام توان مقابله کنیم. زنان با همبستگی جنسیتی با صیغه و چندهمسری مقابله کنند.
برابری دختران و پسران
سکولاریسم فقط یک قانون نیست بلکه یک روش زندگی هم است. در خانه با پسران و دختران خود بدون تبعیض برخورد کنیم. در تحصیل و در تقسیم ارث، بگذاریم دختران تحصیل کنند و میراث خود را بین دختران و پسران بطور مساوی تقسیم کنیم. دارایی را بین خود و همسرمان به طور مساوی تقسیم کنیم. پس از جدائی، فرزندان را از مادر جدا نکنیم.
دانش علمی و فنآوری
بالا بردن دانش علمی و فنآوری برای استفاده در تبلیغ و ترویج جنبش و شناختن امکانات، دور زدن کنترل دشمن کمک بزرگی میکند. آشنایی بیشتر از امکانات و خطرات تلفن همراه و اینترنت حیاتی است.
رژیم در مخالفت با علوم و به ویژه علوم اجتماعی و روانشناسی شمشیر را از رو بسته است. مطالعه عمیق، به ویژه علوم اجتماعی و روانشناسی و همهی دانشهایی که رژیم تحریم کرده است را به طور وسیع پیگیری کنیم.
مبارزه با سانسور
مبارزه با سانسور یکی از ارکان مبارزه مدنی است. سانسور در ایران گسترده است از جمله سانسور اخبار و رسانهها، سانسور اینترنتی، سانسور کتابها و مقالات علمی، سانسور محتواهای هنری مانند فیلمها، نمایشنامهها و ترانهها و آهنگها.
مبارزه با سانسور گسترده باید از راههای مختلف انجام شود. ترویج آگاهی و تاکید بر اهمیت آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات، استفاده از ابزارها و تکنولوژیهایی که سانسور آنها برای رژیم مشکلتر است، تلاش در جهت اصلاح و تغییر سیاستها و قوانین کشورها برای تضمین حقوق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات، همکاری بینالمللی برای محدود کردن سانسور و ترویج آزادی بیان، برخی از این امکانات است.
رسانههای و نشریههای دروغپراکن که از تمامیتخواهی و فساد و سرکوب دفاع میکند را تحریم کنیم. کتابهای سانسور شده نخریم. از نویسندگان و هنرمندانی که بدون سانسور و بدون مجوز آثار هنری تولید میکنند همه جانبه پشتیبانی کنیم. یک انتشارات و همرسانی هنری مستقل از حکومت را سازمان دهیم.
مبارزه با خرافات
خرافات باورها، اعتقادات یا دیدگاههایی اشتباه و بیاساس است که بر اساس تکرار و تلقینهای مذهبی، افسانهها، تفسیرهای نادرست از رویدادها یا ایدئولوژیهای غیرعقلانی و جزمی شکل میگیرند. این اعتقادات به طور معمول به عنوان حقایق واقعی ترویج میشوند. حکومت اسلامی تمام امکانات رسانهای مدرن را که بر اساس علم و دانش و خرافهستیزی شکل گرفت را در جهت توسعه و گسترش خرافات مذهبی و در نتیجه آن جزمگرایی و خشونت و دشمنی علیه مردم بکار گرفته است. مبارزه با خرافات حکومت اسلامی باید یک جایگاه برجسته در نافرمانی مدنی داشته باشد. با تلاش در گسترش فرآیند توسعه فهم علمی، تفکر مستقل و پرسشگری و ارتقاء آگاهی افراد با خرافات در میهن ما بهویژه خرافات مذهبی دولتی مبارزه کنیم.
در مبارزه با خرافات، مخالفت مستقیم، کمتر نتیجه میدهد. تبلیغات توجیهی و غیرتهاجمی موثرتر است. نشان دادن عواقب علمی، اقتصادی، اجتماعی و فردی مرتبط با خرافات میتواند به افراد کمک کند تا تصمیمهای بهتری بگیرند. تغییر دیدگاه افراد زمان میبرد و به ترکیبی از آگاهی، تفکر انتقادی، تجریه شخصی، ارتباطات مؤثر و احترام نسبت به دیدگاههای دیگران نیاز دارد. برای مبارزه با خرافات مذهبی در ایران باید خود را برای یک کار پیگیر و درازمدت و نفسگیر آماده کنیم.
نظام آموزشی جایگزین
آموزش در جمهوری اسلامی ایدئولوژیک، خرافاتی، تبعیضآمیز، ارتجاعی، ضد مذاهب دیگر، ضد زن، ضد تاریخ و افتخارات ایرانی است. دبیران و استادان باید کتابهای درسی جایگزین علمی، ایراندوستانه و وطنپرستانه تدوین کنند. کتابهای درسی علمی و مبلغ و مروج کرامت انسان و استقلال اندیشه و آزادی انسان. با تشکیل کلاسها و دانشگاه جایگزین، دانشآموزان و دانشجویان اخراجی سیاسی و دگراندیش، از آن میان هموطنان عزیز سنی، بهائی، یهودی، اسماعیلیه، مسیحی، زرتشتی، خداناباوران، ایزدی، صوفیه و … بدون تبعیض آموزش دهند.
کتابهای درسی تاریخ تحریف شده و ایدئولوژیزده است. معلمان تاریخ باید تاریخ واقعی مردم ایران را برای دانشآموزان بنویسند.
ادبیات ایران، این تاریخ احساسات و اندیشههای انساندوستانه، روادارانه و آزادیخواهانه مردم ما سانسور شده است. دبیران ادبیات ما باید کتابهای درسی فارسی که پژواک ادبیات راستین ایران است را تدوین کنند.
سبک زندگی
مفاهیم اجتماعی مثل سکولاریسم، آزادی، پبروی از قوانین و … تنها بر روی کاغذ نیست که اهمیت دارد، بلکه بکارگیری آنها در زندگی روزانه تعیین کننده است. در سبک زندگی خود آزاده باشیم:
از همهی جداسازیهای تبعضآمیز و توهینآمیز رژیم میتوانیم و باید سرپیچی کنیم. سالنهای غذاخوری، اتوبوس زنانه مردانه، کلاسهای دانشگاه و … باید یکپارچهسازی کنیم.
آنگونه زندگی کنیم که وجدان، تفکر مستقل و آزاداندیش ما به ما میگوید، نه آنچه روحانیون شیعه دیکته میکنند.
ورزش بانوان
گسترش ورزش زنان یکی عرصههای برابری زنان و مردان است. از کوهنوردی، ورزشهای رزمی، دوچرخهسواری و موتورسواری، شنا و شطرنج زنان و بهویژه زنان و دختران خانواده خود پشتیبانی کنیم.
افشاگری
فساد مالی و رانتخواری در ایران امری فراجناحی است. مرکز بینالمللی شفافیت اقتصادی با بررسی وضعیت ۱۷۷ کشور جمهوری اسلامی را به لحاظ فساد اقتصادی و اداری در جایگاه ۱۴۴ قرار داده است. افشای نام رانتخواران، موقوفهخواران، زمینخواران، کوهخوران و فساد مالی باید جای برجسته در مبارزه مدنی ما داشته باشد.
اقوام ایرانی
ایران کشوری است با اقوام گوناگون چون کرد، بلوچ، عرب، لر، ترکمن، … با فرهنگ، زبان و هنر غنی و گوناگون که یک سرمایه مادی و معنوی بیهمتا است. حقوق، هویت، فرهنگ و زبان این اقوام را به رسمیت بشناسیم. زبانهای آنها را با افتخار بیاموزیم، موسیقی آنها را گوش کنیم و فرهنگ غنی آنها را بیاموزیم و تبلیغ و ترویج کنیم. ما باید برعکس حکومت اسلامی که بر طبل سرکوب و عقبنگهداشت و دشمنانگاری اقوام میکوبد، دوستی و تایید حقوق، هویت اقوام را در عمل نشان دهیم.
حفظ فرهنگ، هنر، موسیقی، ضربالمثل، صنایع دستی، زبان، آداب و رسوم مثبت اقوام، پوشیدن لباس و پختن غذاهای محلی آنها، مقابله جدی با سیاست سرکوب و نابودکردن و در حاشیه راندن حکومت اسلامی است.
رازداری
بیماری، مصدومیت و داروی شخص جزء اسرار و حریم خصوصی فرد است و نباید افشا شود. حریم بیمارستان و حریم خصوصی بیماران باید از تعرض نیروهای امنیتی و انتظامی حفاظت کنیم.
کادر درمانی باید مصدومین و مجروحان تظاهرات را طبق مسئولیت حرفهای خود درمان کنند و از دادن لیست نام آنها و یا تحویل بیماران به نیروی سرکوب خودداری کنند.
کادر درمانی باید از استقلال حرفهای خود، از سوگند خود و از حفظ حریم بیمارستان پاسداری کنند.
دادگاههای علنی
شرکت در دادگاههای علنی، نشان دادن پشتیبانی خود از مبارزان دربند و مخالفت خود از محاکمات غیرقانونی و احکام غیرعادلانه بخشی از مبارزه مدنی ماست.
خانوادههای دادخواه
با همبستگی با خانوادههای شهدا و دادخواهان چهار دهه از مبارزه دادخواهانه آنها حمایت کنیم. دادخواهان پیگیرترین و مطمئنترین مبارزان گذار از حکومت اسلامی هستند.
زندانیان سیاسی
از خانوادههای زندانیان سیاسی مانند مردمک چشمان خود نگهداری کنیم. با دستههای گل، شیرینی و کتاب به دیدار زندانیان سیاسی آزاد شده و یا به مرخصی آمده برویم و این دیدار را به سنت پایدار مبارزه مدنی خود تبدیل کنیم.
اعتراض به خشونت
مبارزه مدنی باید نفیِ مطلقِ خشونتهای نظاممند مانند اعدام، شکنجه و ترور را در دستور کار دائمی خود قرار دهد. به هر حکم خشونتآمیز رژیم اسلامی اعتراض کنیم.
بزرگداشت
از مبارزان و اندیشمندان خشونتپرهیز ایرانی چون محمد مختاری، محمد جعفر پوینده و … و جهانی چون گاندی، ماندلا، … در سالروز تولد و درگذشت آنها ضمن ادای احترام یاد کنیم. نقاشی و مجسمه فعالان، جانباختگان و شخصیتهای جنبش را با اندیشههای آنها تبلیغ و ترویج کنیم.
تظاهرات
برای تغییرات در سیاستها، قوانین یا تصمیمات دولتی یا اعلام نگرانیها تظاهرات مسالمتآمیز سازمان دهیم تا بتوانیم توجه عمومی را جلب کنیم و مطالبات خود را بهتر به نمایش بگذاریم. نگرانیها و خواستههای خود را در رابطه با موضوعات مختلفی از جمله حقوق شهروندی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی، نابودی محیط زیست و… با قدرت و به روشنی نشان دهیم.
تظاهرات میتواند هنری هم باشد. اجرای سریع تئاتر کوتاه، رقص، آواز، موسیقی و پراکنده شدن پس از اجرا.
شعار نویسی
شعار نویسی و نقاشی بر روی دیوار تاثیر فراوان دارد. (در شعارنویسی و نقاشی باید مواظب بود که تلفن همراه با خود نداشته باشیم. حتی اگر تلفن در حالت در هواپیما باشد قابل ردیابی است. نیروی امنیتی با گزارشی که از ساعت و محل شعارنویسی دریافت میکنند قادر به ردیابی شعارنویس میشوند.)
اعتصاب
اعتصاب و تحصن برای همدردی و همراهی با دیگر اصناف و اعتصاب برای پشتیبانی از جنبش به همبستگی ملی و تجربه مبارزاتی و نشان دادن توان مبارزان کمک شایان میکند و باید برای برنامهریزی و کمکهای لجستیکی آن سرمایهگذاری کنیم.
تظاهراتی چون شعاردادن شبانه بر پشت بامها، کوبیدن بر قابلمههای خالی و پهنکردن سفرههای خالی که در جنبش ایران بسیار دیده شده است، مکمل اعتصابات میتواند باشد.
صندوق بازنشستگی
کانونها و تشکلهای بازنشستگان باید کنترل و نظارت تخصصی بر امکانات و سرمایههای صندون بازنشستگی کشو رار داشته باشند تا امکانات صندوق در سرکوب مبارزات عدالتطلبانه، در پروژههای گسترش جنگ فرقهای حکومت اسلامی، در پروژههای آلاینده و نابودکننده محیط زیست، قرض دادن به دولتهای فاسد و … سوء استفاده نشود.
محیط زیست
حفظ محیط زیست، نیالودن آب، خاک و هوا باید صفتِ ویژه کنشگران نافرمانی مدنی شود.
تلاش در جهت کاهش استفاده از وسایل نقلیه با سوخت فسیلی به ویژه کاهش مصرف بنزین، تشویق پیادهروی و دوچرخه سواری، دستهبندی و مدیریت زبالهها باید عادت روزانه ما شود، در صورت امکان مواد غذائی گیاهی را کمپوست کنیم. تفریحگاهها و خیابانها و کوچهها را تمیز نگداشته باشیم.
کمپینهای درختکاری، جمعآوری زباله در محلات، خیابانها و پارکها، مصرف نکردن پلاستیک و … سازمان دهیم.
زمین را تمیز نگهداشته باشیم، حافظ محیط زیست و یار و یاور عزیزان پاکبان باشیم.
سیاست خارجی
با سیاست خارجی جنگطلبانه رژیم، با دخالت رژیم در امور کشورهای دیگر، با سرمایهگذاری رژیم در تشکیل شبهنظامیان اسلامگرا، با گسترش اسلامگرائی رژیم از سفره مردم و جان فرزندان مردم با تمام امکانات مبارزه کنیم.
همبستگی بینالمللی
با حمایت از و هماهنگی با مبارزه مدنی و حمایت از مقاومت زنان افغانستان، پاکستان، ترکیه و سایر کشورهای منطقه و جهان، مبارزه مدنی را بینالمللی کنیم.
لابیگری
ما با لابیگری قادر بر تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی هستیم. لابیگری میتواند با استفاده از روشهای مختلفی مانند مذاکره، ارائه آمار، اطلاعات و یا نتایج پژوهشها به صورت شفاف و علنی یا به صورت مخفی و نهانی انجام شود.
با یک جستجوی ساده در اینترنت میتوانیم نام و روش تماس نمایندگان، دولتمردان، وکلاء، هنرمندان و نویسندگان سراسر دنیا را پیدا کنیم. همهی ما میتوانیم به طور فردی یا جمعی لابیگری کنیم و از آنها بخواهیم برای توقف سرکوب، اعدام و رعایت حقوق بشر، رژیم ایران را تحت فشار قرار دهند و از جنبش مردم ایران حمایت کنند.
ریزش در نیروی سرکوب
برای کاهش خشونت نیروهای سرکوبگر، تزلزل در آنها و درنهایت پیوستن آنها به مردم باید از تمام امکانات و ارتباطات خود استفاده کنیم.
روشنشدن اینکه گذار از حکومت اسلامی به نفع، ایران، خانواده و فرزندان سرکوبگران نیز است، ریزش را تشدید میکنیم.
ملاک، مواضع کنونی افراد سازمانهای نظامی و دیگر فعالان و شخصتهای حکومت اسلامی است. با نیروهای ریزشی باید با احترام برخورد کنیم، آنها را با آغوش باز بپذیریم و اهمیت کار آنها و شجاعت آنها در بریدن از رژیم ستایش کنیم.
دفاع مشروع
ما مبارزان مدنی خشونتپرهیز، هرگز آغازگر خشونت نیستیم، از خشونت و تخریب در مبارزه دوری میکنیم ولی یک مبارز منفعل هم نیستیم و از حق دفاع از خود، حق زندگی و حق اعتراض صرف نظر نمیکنیم. حق دفاع مشروع به ما مبارزان حق دفاع از خود میدهد ولی در مرز انتقامجویی متوقف میشود.
جلوگیری از دستگیری مبارزان و زنان مبارزه در راه آزادی پوشش، پناه دادن و مخفی کردن مبارزانی که خطر دستگیری آنها را تهدید میکند و کمک به مجروحان و مصدومان تظاهرات، بخشی از دفاع مشروع در مبارزه مدنی ماست.
شوراهای محلات
با تشکیل شوراهای تصمیم محلات، کوچهها و روستاها، اداره امور محلات خود را بدست بگیریم. به نیازمندان کمک کنیم. برای خدمات بنیادی محل زندگی، آب آشامیدنی، پاکی محیط زیست، درختکاری و زیباسازی محل سکونت خود به طور دستهجمعی تلاش کنیم.
انکار رژیم
جنبش براندازی رژیم نه تنها مخالف رژیم است، بلکه انکار آن است. وقتی رژیم خشونت میکند، جنبش خشونت پرهیز است. وقتی رژیم جنگ میخواهد، جنبش صلح طلب است. وقتی رژیم از ادبیات و تاریخ کشور ایران متنفّر است، جنبش به آن عشق میورزد. وقتی رژیم بددهن و لجنپراکن است، جنبش با عزت و احترام از انسان یاد میکند. وقتی رژیم تهمت میزند و آمار، ارقام و اطلاعات نادرست ارائه میکند، مبارزان جنبش در اظهارات خود با وسواس و مسئولیت بر خورد میکنند. وقتی رژیم قانونشکن، فساد، ماجراجو و بیاخلاق و ناقض حقوق بشر است، در نافرمانیِ مدنیِ مبارزان، قانون، اخلاق، حقوق بشر، عزت و کرامت انسان نقش بنیادین و تعیینکننده دارد.
درخواست کمک
خیلی خوشحال میشوم از شما بیاموزم. تجربه عملی مبارزه خشونتپرهیز و نافرمانی مدنی خود را با من در میان بگذارید. ما باید مجموعهای از نافرمانی مدنی هدفمند و شیوه موثر اجرای آنرا شناسایی و تعریف کنیم و در هرجا امکان آنرا داریم بکار گیریم. ممنون میشوم اگر نافرمانی مدنی هدفمند دیگر مناسب شرایط کنونی ایران میشناسید برای من بنویسید و یا همرسانی کنید.
امکانات و چالشهای نافرمانی مدنی در ایران – احد قربانی دهناری
۲۶ مرداد ۱۴۰۲ – ۱۷ اوت ۲۰۲۳
منابع مقاله و پیشنهاد برای مطالعه بیشتر
فارسی
انتشارات فارسی مرکز بینالمللی مبارزات بیخشونت
https://www.nonviolent-conflict.org/resource-library/?fwp_language=farsi
در دولت روحانی ۱۰۰۰ کارخانه تعطیل شد
https://www.jahannews.com/news/765917/دولت-روحانی-۱۰۰۰-کارخانه-تعطیل
ثورو، هانری دیوید (١٣٧٨). نافرمانی مدنی. برگردان غلامعلی کشانی. تهران: انتشارات قطره
خواندن این کتاب رابه گرمی توصیه میکنم. این کتاب در دوران مبارزه مردم امریکا با بردهداری نوشته شده است که بیشباهت به مبارزه امروز مردم ما علیه تبعیض گسترده حکومت اسلامی نیست.خطاب کتاب به قشری که ما اکنون آنها را قشر خاکستری میگوئیم است، قشری که با بردهداری همدلی نداشت ولی هیچ قدم عملی نیز در لغو آن بر نمیداشت.
ماروویچ، ایوان (۲۰۲۱). بهترین راه مقاومت مدنی، راهنمای گامبهگام طراحی کمپینهای بیخشونت. واشینگتن دی.سی: انتشارات مرکز بینالمللی مبارزات بیخشونت. (متن فارسی، متن انگلیسی)
رابرتس، آدام، تیموتی گارتن اش ویراستاران (١٣٩٦). مقاومت مدنی و سیاست قدرت: تجربه کنش بدون خشونت از گاندی تا کنون. برگردان مسعود مرادی جورابی. تهران: انتشارات دیبایه
انگلیسی
Balch, Oliver. “New Hope for Argentina in the Recovered Factory Movement,” The Guardian, March 12, 2013. Retrieved from: https://www.theguardian.com/sustainable-business/argentina-recovered-factory-movement
Beer, Michael A. (2021). Civil Resistance Tactics in the 21st Century. Washington, D.C.: International Center on Nonviolent Conflict
Bob Irwin and Gordon Faison (1978). Why Nonviolence? Introduction to Nonviolence Theory and Strategy. New Society Publishers.
Hastings, Tom. “Property Damage, Violence, Nonviolent Action, and Strategy.” Minds of the Movement (blog). ICNC, June 2, 2020. https://www.nonviolent-conflict.org/blog_post/property-damage-violence-nonviolent-action-and-strategy/
Principe, Marie. Women in Nonviolent Movements. Washington, DC: United States Institute for Peace, 2016. Retrieved from: https://www.usip.org/publications/2016/12/women-nonviolent-movements
Sharp, Gene (1973). Power and Struggle – part one of: The Politics of Nonviolent Action. Boston, MA: Porter Sargent.
Sharp, Gene (1973). The Methods of Nonviolent Action – part two of: The Politics of Nonviolent Action. Boston, MA: Porter Sargent.
Sharp, Gene (1973). The Dynamics of Nonviolent Action – part three of: The Politics of Nonviolent Action. Boston, MA: Porter Sargent.
پیوست: شرکتهای ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان
یکی از اصلیترین هدف نافرمانی مدنی کاهش امکانات مالی دولت سرکوبگر است که باید به طرق مختلف از عدم پرداخت مالیات، نپرداختن قبضهای دولتی، تا تحریم موسسات اقتصادی وابسته به حکومت صورت گیرد. شرکتهای ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان ( وابسته به رهبری) و بنیادتعاون سپاه و قرارگاه خاتمالانبیاء، آستان قدس رضوی و دهها موسسه دیگر بازوی اقتصادی اختناق و سرکوب در ایران هستند. خامنهای که دائمن میگوید که من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، تخصص و سررشته ندارم، دم از معنویت و غیرمادیبودن میزند، کنترل یکی از بزرگترین نهادهای اقتصادی جهان را بر عهده دارد. این شرکتها را باید در حد امکان تحریم کنیم.
ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان، دارای بخشها و شرکتهای مختلف است. این سازمانها و شرکتها به صورت مستقل فعالیت و در حوزههای مختلف فعالیت دارند. برخی از شرکتهای مرتبط با ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان که میتوان نام برد عبارتند از:
شرکت آب منطقهای بنیاد مستضعفان، شرکت نفت و گاز بنیاد مستضعفان،شرکت معدنی و صنعتی بنیاد مستضعفان، شرکت حمل و نقل و پست بنیاد مستضعفان، شرکت امور آبادانی بنیاد مستضعفان،
شرکت توسعه تجارت الکترونیک بنیاد مستضعفان
بنیاد مستضعفان، یکی از سازمانهای مرتبط با بیت رهبری است که در حوزههای مختلف فعالیت میکند. علاوه بر آن، میتوان به بنیاد شهید و امور ایثارگران، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، بنیاد تحقیقات مدیریت و برنامهریزی، بنیاد فرهنگی حضرت زینب (س)، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و بسیاری دیگر اشاره کرد.
برای روشن شدن حجم پولی که این موجود ناقصی، علیل، نامتخصص و سررشته ندار برا آن کنترل دارد، بخشی از موسسات زیر کنرل خامنهای را نام میبرم:
گروه اقتصاد مفید: شرکت توسعه صنعت و معدن مفید، شرکت توسعه پترو مفید، شرکت مهر پترو کیمیا، شرکت توسعه مکران انرژی مفید، شرکت فن آوران انرژی پاک
گروه توسعه اقتصادی تدبیر: بنیاد ۱۵ خرداد و شرکتهای تابعه این بنیاد، گروه صنعتی سپنتا، گروه توسعه انرژی تدبیر(شرکت نفت پارس، شرکت بهمن گنو، شرکت توسعه صنعت نفت و گاز پرشیا)، شرکت پترو فراز آور ساحل تدبیر، شرکت ایرانیان کرخه، شرکت مهندسین ساخت و بهرهوری آرمان، شرکت تولیدات پتروشیمی قائد بصیر، شرکت حفاری شمال، شرکت توسعه حفاری تدبیر، شرکت مهندسی ری نیرو، شرکت تولید نیروی برق آبادان، شرکت شیمیایی مدبران شیمی، شرکت پالایش پارسیان تدبیر، شرکت پارس بازرگان، شرکت گسترش الکترونیک تدبیر ایران، شرکت ایرانیان نت، شرکت مخابرات ایران، شرکت آسمان مدیا، شرکت رایمون مدیا، شرکت توسعه مخابراتی آریاسل، شرکت گسترش ارتباطات تالیا، شرکت توسعه ارتباطات جامع مبین، شرکت مبین وان کیش، شرکت ارتباطات رهکام ایرانیان، شرکت فناوران مبین خاور، شرکت نواندیشان کشت و صنعت تدبیر، شرکت زرین کشت پایدار زرندیه، شرکت زرین دام پایدار تدبیر، شرکت مدبر کشت توس، شرکت قند شهدای دزفول، شرکت توسعه صنعت و معدن تدبیر، شرکت مجتمع فراوردههای فسفات کارون، شرکت آینده گران صنعت و معدن فردا، شرکت سرمایهگذاری تدبیر، شرکت سرمایهگذاری پردیس، شرکت لیزینگ ایران و شرق، شرکت ایران و شرق، شرکت تولید و صادرات ریشمک، شرکت کارگزاری تدبیرگران فردا، گروه دارویی برکت، هربی فارمد، مؤسسه صندوق پژوهش و فناوری پرشین داروی البرز، شهرک صنعتی دارویی برکت، شرکت بیوسان فارمد، شرکت سل تک فارمد، شرکت برکت تل، شرکت داروسازی آتی فارمد، شرکت شفا فارمد، شرکت پخش البرز، شرکت داروسازی تولید دارو، شرکت سرمایهگذاری اعتلاء البرز، شرکت تولید مواد اولیه البرز بالک، شرکت البرز دارو، شرکت سبحان دارو، شرکت سبحان انکولوژی، شرکت ایران دارو، شرکت کی بی سی، گروه مشاوران مدیریت و مطالعات راهبردی تدبیر، گروه توسعه ساختمان تدبیر، شرکت توسعه و عمران امید، شرکت ساختمانی بهساز کاشانه تهران، شرکت توسعه آینده پارس، شرکت توسعه و عمران نوآوران تدبیر، شرکت رنج هاسپیتالیتی امید کیش، شرکت ساخت و عمران تدبیر، شرکت رویال ساختمان آریا، بنیاد برکت، بنیاد برکت احسان، برکت تل، طرح سلامت الکترونیک، گروه دارویی برکت، طرح ملی اتانگیری، قرارگاه جهادی خدمترسانی
[1] Henry David Thoreau (1817 – 1862)
by حمید بی آزار | 28.آگوست 2023 | اخبار
آنچه در پی میآید گزارش ماهانه و اجمالی از وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره زمانی تیرماه ۱۴۰۲ است که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر (هرانا) در ایران تهیه شده است، این گزارش با توجه به حجم محدود آن و نیز به دلیل عدم اجازه فعالیت گروههای مستقل مدافع حقوق بشر در ایران نمیتواند بازتاب بی نقص وضعیت حقوق بشر در ایران باشد. لازم به یادآوری است بخش آمار این تشکل به صورت سالانه گزارش مفصلتر خود را به اشکال آماری و تحلیلی از وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر میکند.
خلاصه آنچه گذشت:
اخبار نقض حقوق بشر در این ماه با قریب به ۴۸ مورد اعدام، محکومیتهای متعدد، احضارها، نقض گسترده حقوق زندانیان، نقض پایدار آزادی بیان، تجمعات کارگران، بخصوص در زمینه معوقات مزدی و موارد دیگری که در استانهای مختلف رخ داد، همراه بود. این گزارش بر مبنای اطلاعاتی گردآوری شده که صحت آنها به احراز رسیده است، (تهیه می شود).
اعدام – با ۴۸ مورد اعدام همچنان بازگو کننده نقض حق حیات در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران است. بنا بر گزارش نهادهای بینالمللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد. از مهمترین رویداد ها در این باره میتوان به اجرای حکم اعدام محمد رامز رشیدی و سید نعیم هاشمی قتالی دو متهم پرونده واقعه حرم شاهچراغ در یکی از خیابان های شیراز در ملا عام اشاره کرد. آقایان رامز رشیدی و هاشمی قتالی با اتهاماتی از جمله “محاربه، افساد فی الارض و بغی” به اعدام محکوم شده بودند. همچنین، روز پنجشنبه بیست و دوم تیرماه، حکم دو زندانی که پیشتر از بابت قتل یک مامور نیروی انتظامی، به اعدام در ملا عام محکوم شده بودند، در شهر فولادشهر استان اصفهان به اجرا در آمد. بر اساس این گزارش، “محمد قائدی نسب، ۳۸ ساله و صادق محمودی برام، ۲۵ ساله”، در آبان ماه سال ۱۴۰۰ در جریان یک درگیری دسته جمعی، با سلاح گرم مرتکب قتل مامور نیروی انتظامی به نام احسان نصیری شدند.
در ماه سپری شده، حکم اعدام محمد پور خسروانی در زندان سیرجان، یاسر گلزردیان در زندان پارسیلون خرم آباد، هادی شاهوزهی و افسانه شهیکی در زندان کرمان، فرشاد عبدلی و مجتبی چگنی در ندامتگاه مرکزی کرج، غلام صدیق هرمزی در زندان بندرعباس، موسی حکیمی در زندان قم، موسی شه بخش، بختیار چراغی، منیره سیادت و فرضیه شکرالهی در زندان های زاهدان، دیزل آباد کرمانشاه و دستگرد اصفهان، فاطمه یوسف آبادی و چهار زندانی در زندان رجایی شهر کرج، سیامک حیاطبینی، مسلم هواسی زاده و سید منصور سیدی در زندان قزلحصار کرج و عباس رحمانی، محسن یاقوطی و فرخی در زندان همدان به اجرا درآمد.
گفتنی است، حکم اعدام عباس دریس، یکی از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ۹۸ که پیشتر در دادگاه اولیه از بابت اتهام محاربه صادر شده بود، عینا در دیوان عالی کشور تایید شد.
در ضمن، دو متهم از بابت اتهام قتل و تجاوز به عنف در تهران، یک متهم از بابت اتهام افساد فی الارض در میناب و یک متهم به اتهام قتل در قلعه گنج به اعدام محکوم شدند. به علاوه، رئیس کل دادگستری همدان، ضمن تایید صدور حکم اعدام برای یکی از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در ملایر، از ارسال پرونده وی به دیوان عالی کشور خبر داد. اتهام مطروحه علیه این شهروند، قتل علی نظری، مامور اطلاعات سپاه پاسداران در ملایر، گزارش شده است. بیش از ۷۵ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمیشوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” میخوانند.
آزادی اندیشه و بیان – در این ماه، علی مصلحی در کاشان، میلاد ارسنجانی، محمد صادقی، نازیلا معروفیان و زهرا سعیدیان جو در تهران، مریم عباسی نیکو در شاهین شهر، یوسف هاشمزهی، بهرام هاشمزهی، هادی شاهوزهی، حبیب الله شاهوزهی، حفیظ بلوچ و احمد شاهوزهی، عصمت الله ریگی مرام و قاسم ریگی مرام، عمران براهویی و علی احمد لجه ای، یونس نهتانی، گل احمد شاهوزهی و ناصر بلوچ در زاهدان، ایرانشهر، چابهار و راسک، محمد مرادی در ساری، مینا ندایی، روزبه دانا، مرجان بشتام، هدی صادقی، سما عموشاهی، مهشاد کشانی، محمدرضا قطبی زاده، حسین یزدی، اکبر دانش سرارودی و ۹ شهروند در اصفهان، فاطمه حسنی در مشهد، دو شهروند در لنگرود و بجنورد و عبدالواحد محمدی و محمود رسا در دشتی بازداشت شدند. به علاوه، روز جمعه دوم تیرماه، ده ها شهروند در شهرستان راسک که برای برگزاری نماز جماعت عازم محل برگزاری نماز جمعه این شهرستان بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
همچنین، روابط عمومی سپاه استان البرز در اطلاعیه ای از بازداشت یک شهروند توسط نیروهای امنیتی در شهرستان فردیس این استان به دلیل آنچه “هتاکی به مقدسات و پرچم کشور” عنوان شده خبر داد. در ضمن، دادستان شهرستان سوادکوه از بازداشت یک شهروند به اتهام “توهین به مقدسات از طریق نوشتن مطالبی در فضای مجازی”، خبر داد.
در ماه سپری شده محکومیت های متعددی صورت گرفت که از این تعداد می توان به محکومیت توماج صالحی به شش سال و سه ماه حبس تعزیری، دو سال ممنوعیت خروج از کشور، دو سال محرومیت از فعالیت، تهیه و تولید آثار موسیقی و خوانندگی و دو سال حضور الزامی در دوره های مدیریت رفتار و مهارت دانش، مجید خادمی به ۹ سال و سه ماه حبس تعزیری و دو سال اقامت اجباری در شهرستان تفت استان یزد، دو سال ممنوعیت از عضویت در احزاب و دستجات سیاسی و اجتماعی و همچنین الزام به شرکت در کلاس های توجیهی با دعوت از “کارشناسان خبره”، بابک کریمی به ۹ سال حبس تعزیری، هاشم ساعدی به شش ماه و پانزده روز حبس تعزیری و چهل ضربه شلاق، صادق زیباکلام به یک سال حبس تعزیری، محمد نوری زاد به دو سال حبس تعزیری، حسن امینی به شش ماه و پانزده روز حبس تعزیری و چهل ضربه شلاق، آرمان حبیبی و عبدالرحمان نصری هر کدام به شش ماه حبس تعزیری و چهل ضربه شلاق، مهدی مسکین نواز به یازده سال حبس تعزیری و منع اقامت در استان تهران و استانهای مجاور آن و منع خروج از کشور به مدت دو سال و مجید توکلی به شش سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی، دو سال ممنوعیت اقامت در تهران و دو سال منع خروج از کشور اشاره کرد.
گقتنی است، رها آجودانی، شهروند ترنس ساکن تهران و از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، توسط شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به دو سال و شش ماه حبس و شش ماه ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. حکم حبس وی به دلیل آنچه “شرایط زیستی به عنوان یک زن ترنس و نبود محلی برای نگهداری” عنوان شده، به جزای نقدی تبدیل شده است.
همچنین، حکم دو سال حبس و مجازات های تکمیلی سپیده قلیان و حکم یک سال حبس رضا رمضان زاده، توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. به علاوه، وکیل مدافع سهند نورمحمدزاده، از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، از تایید حکم حبس و تبعید موکلش در دیوان عالی کشور خبر داد. پیشتر آقای نورمحمدزاده پس از فرجام خواهی و نقض حکم اعدام، به شش سال حبس و ده سال تبعید محکوم شده بود. همینطور، محکومیت گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی سابق، توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به پنج سال حبس و مجازات های تکمیلی تقلیل یافت. خانم ایرایی پیشتر در دادگاه بدوی به هفت سال حبس و مجازات های تکمیلی محکوم شده بود. در ضمن، مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی محبوس در زندان سمنان، با گشایش دو پرونده جدید علیه خود مواجه شده است. به جز این، قرار جلب به دادرسی نصراله فلاحی و فرزندانش اردوان و ارغوان فلاحی، سه تن از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، توسط شعبه ۶ دادسرای اوین صادر شد.
همینطور، وکیل مدافع علی و مرضیه آدینه زاده، پدر و خواهر ابوالفضل آدینه زاده، نوجوان جانباخته در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، اعلام کرد که علیه موکلانش در دادسرای مشهد پرونده قضایی از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام”، تشکیل شد. به علاوه، خسرو علیکردی در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، توماج صالحی در شعبه یکم دادگاه انقلاب اصفهان، محمود مهرابی در شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مبارکه، محمدحسین همت پور، مهرنوش زارعی هنزکی، سعیده شفیعی و نسیم سلطان بیگی و علی روحی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، عبدالله مومنی و قربان بهزادیان نژاد در شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران و شهاب بیات در شعبه دوم دادگاه انقلاب دادگستری همدان محاکمه شدند.
در ضمن، کیفرخواست هنگامه شهیدی، روزنامه نگار و زندانی سیاسی سابق صادر و پرونده وی به دادگاه ارجاع داده شد. به علاوه، ولی گل محمدی، محمد طارق حسینی و مجید رضایی جهت تحمل دوران محکومیت خود، راهی زندان های بوکان، دیزل آباد کرمانشاه و اوین شدند. افزون بر این، دادستانی عمومی و انقلاب تهران علیه مدیر مسئول روزنامه شرق اعلام جرم کرد. وی دلیل این اقدام را “انتشار مطالب خلاف واقع و غیرمستند در حوزه زنان” عنوان کرد. طبق قانون، قاضی نباید کسی را احضار یا جلب کند، مگر آن که دلایل کافی داشته باشد. اگرچه ممکن است کسی که در مظان اتهام قرار گرفته است، پس از پایان دادرسی، تبرئه شود، اما همین زدن برچسب اتهام به دیگری باید دلیل داشته باشد. قاضی در صورت سهلانگاری در این مورد، خود مشمول محکومیت انتظامی میشود. اما در این حیطه معیارهای مراجع قضایی ایران متناقض با موازین حقوق بشری است.
از این قرار، در این ماه، پنجاه و چهار وکیل دادگستری به دادسرای عمومی و انقلاب بوکان، محمد سیف زاده به شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران، علی امیدی به دادسرای عمومی و انقلاب خرم آباد، ابوالفضل قدیانی طی دو ابلاغیه جداگانه به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران و شعبه ۱۰۲۵ دادگاه کیفری در مجتمع قضائی کارکنان دولت تهران، سپیده قلیان به شعبه ۱۲۰۷ کیفری دو مجتمع قضایی شهید کچویی تهران، اسدالله فخیمی و حوری خانپور و نازیلا معروفیان به شعبه اول دادسرای اوین، مطهره گونه ای و رضا اقدسی به شعبه سوم دادسرای اوین، هستی امیری و ضیا نبوی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، خسرو علیکردی به شعبه ۹۰۱ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد و شیرین حسین پوری، فریبا حسین پوری، شیما حسین پوری، شهروز حسین پوری و رحمان اسماعیلی به اداره اطلاعات مهاباد احضار شدند.
همینطور، دادستان یزد از تشکیل پرونده قضایی و احضار یک بلاگر به دادسرای عمومی و انقلاب این شهر به دلیل آنچه “انتشار مطالب غیر مجاز و هنجارشکنی در فضای مجازی” عنوان کرده، خبر داد. در ضمن، خدیجه مهدی پور و ابوالفضل قدیانی جهت اجرای حکم حبس به ترتیب به به شعبه اجرای احکام دادسرای ایلام و شعبه یک اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب تهران احضار شدند. لازم به ذکر است، منازل اسامه شه بخش و عبدالنصیر شه بخش در زاهدان و نازیلا معروفیان و اسدالله فخیمی و حوری خانپور در تهران مورد تفتیش ماموران امنیتی قرار گرفت.
همچنین، روز شنبه ۱۷ تیرماه، شماری از افراد مسلح به کلانتری ۱۶ زاهدان حمله کردند. این حمله منجر به کشته شدن دو مامور نیروی انتظامی و چهار مهاجم شد. به دنبال این واقعه فضای شهر زاهدان امنیتی شد و گزارشاتی از اختلال در اینترنت منطقه نیز گزارش شد. خطوط تلفن همراه و اینترنت نیز در برخی از شهرهای سیستان و بلوچستان با اختلال جدی مواجه شده است. از جمله حال وش گزارش داد که “زاهدان، سراوان و ایرانشهر” از جمله شهرهایی هستند که بدنبال درگیری های صورت گرفته با اختلال در اینترنت و شبکه تلفن همراه مواجه شده اند. به علاوه، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان قزوین عنوان کرد که از ورود سه تور گردشگری به موزهها و اماکن تاریخی این استان جلوگیری شد. از جمله دلایل این اقدام “عدم رعایت شئونات اسلامی” عنوان شده است.
گفتنی است، روز شنبه هفدهم تیرماه ماه ۱۴۰۲، شماری از مجروحان جنگ ایران و عراق در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالبات خود، مقابل ساختمان “بنیاد شهید” در تهران دست به تجمع زدند. برخی گزارش ها حاکی از بازداشت و ضرب و شتم تعدادی از حاضرین در این تجمع است. همچنین ویدیوهایی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است که نشان دهنده وضعیت نامناسب تعدادی از معترضان در پی استنشاق گاز اشک آور است. همینطور، روز جمعه دوم تیرماه، شماری از شهروندان در شهرستان های ایرانشهر، زاهدان، سیب و سوران، راسک و چابهار بصورت جداگانه با سر دادن شعارهایی اعتراضی دست به تجمع زدند.
زندان – در این ماه، پیمان گلوانی، شهروندی که در بازداشت اداره اطلاعات ارومیه بود، در پی وخامت حال به بیمارستانی در این شهر منتقل شد. کوتاه مدتی پس از انتقال خبر فوت او به خانواده اش اعلام شد. بصورت رسمی، در مورد دلایل درگذشت این زندانی به خانواده او اطلاعی داده نشده است. با اینحال برخی گروههای حقوق بشری که وضعیت حقوق بشر در کردستان را نظارت می کنند، مرگ این زندانی عقیدتی را به دلیل اعمال شکنجه در زمان بازداشت عنوان کرده اند.
در ضمن، موسی اسماعیلی، شهروند بازداشتی اهل پیرانشهر، در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به صورت پرابهامی جان باخت. آقای اسماعیلی مورخ هفدهم اردیبهشت ماه، به ظن “عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام” توسط نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی در پیرانشهر بازداشت شده بود. گفته می شود، “ماموران اداره اطلاعات ارومیه از تحویل جسد این شهروند به خانواده اسماعیلی خودداری کرده و اجازه برگزاری مراسم ختم را نیز از آنها سلب کرده اند.” همچنین، زینب جلالیان، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان یزد، شانزدهمین سال از حکم حبس ابد خود را بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در این زندان سپری میکند. همچنین پدر و مادر این زندانی سیاسی به دلیل کهولت سن، دوری راه و مسافت زیاد امکان ملاقات حضوری با او را ندارند. در ضمن، دو زن جوان در جزیره کیش به دلیل “عدم رعایت پوشش اسلامی” بازداشت و به مرجع قضایی معرفی شدند. رسانه های نزدیک به نهادهای امنیتی ویدیویی از “اعترافات اجباری” اخذ شده از این دو نفر را منتشر کرده اند.
همینطور، نیلوفر حامدی، شکیلا منفرد و والده یوسف آوا در زندان اوین از ملاقات با وکلا و یا تماس با خانواده محروم هستند. برخی زندانیان در دوران بازداشت و یا حبس خود در کنار مشکلات هر روزه زندان به ناچار برای شنیده شدن دادخواهیشان دست به اعتصاب غذا میزنند. در تیرماه، مهوش (سایه) صیدالی از فعالان شبکه اجتماعی کلاب هاوس مدتی را در سلول انفرادی زندان اوین محبوس بود. وی در اعتراض به محل نگهداری اش دست به اعتصاب غذا زد و پس از مدتی به بند عمومی زندان اوین منتقل و به اعتصاب خود پایان داد.
در این ماه، یک زندانی در زندان پارسیلون خرم آباد، سه زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج، شش زندانی در زندان رجایی شهر کرج؛ دو زندانی در زندان اراک، دو زندانی در زندان قرچک ورامین و چهار زندانی در زندان قزلحصار کرج جهت اجرای حکم اعدام به یکی از سلول های انفرادی زندان منتقل شدند. از طرفی، سامان یاسین در زندان رجایی شهر کرج، اسماعیل عبدی در زندان کچویی کرج، محمد پورابراهیم در زندان وکیل آباد مشهد، فرشاد اعتمادی فر، سامان حرمت نژاد، داوود حرمت نژاد و ماهان ساجدی در بازداشتگاه اداره اطلاعات یاسوج، ستایش امیری در زندان عادل آباد شیراز، نیلوفر حامدی، محبوبه رضایی، پروین میرآسان، والده یوسف آوا و فاطمه موسوی در زندان اوین، بهروز ایزدی راد در زندان امیرآباد گرگان، عبدالله حمزه و سامان پاشایی در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج، یاسر صابری، محسن دادگر و سعید دادگر در بازداشتگاه امنیتی سنندج، شاهو برهم در زندان ارومیه، جاوید براهویی در زندان زاهدان، فاضل بهرامیان، داریوش صاعدی، مهران بهرامیان و یونس بهرامیان در بازداشتگاه اطلاعات سپاه دولت آباد و اداره اطلاعات زندان دستگرد اصفهان، مینا ندایی، روزبه دانا، مرجان بشتام، هدی صادقی، سما عموشاهی، مهشاد کشانی، محمدرضا قطبی زاده، عرفان و امیر (نام خانوادگی نامشخص)، عبدالباسط شاهوزهی، عدنان شه بخش، عبدالواحد شهلیبر، عبدالنصیر شه بخش، اسامه شه بخش (نارویی)، گل احمد شاهوزهی و یونس نهتانی و عامر دادآفرین و محمد ملازهی در اصفهان، زاهدان و ایرانشهر در بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرند.
حق درمان و رسیدگی پزشکی همواره از مهمترین موارد نقض حقوق زندانیان در ایران به شمار میرود. از این قرار، در این ماه، زینب جلالیان در زندان یزد، سمانه نوروز مرادی، علی معزی و زهره صیادی در زندان اوین و عباس واحدیان شاهرودی در زندان وکیل آباد مشهد از دریافت خدمات درمانی محروم بودند. با وجود خطرهای موجود، محرومیت زندانیان از اعزام به مرخصی به وفور گزارش شده است که از مهمترین آنها میتوان به شکیلا منفرد، زهره سرو، آرش جوهری و مریم حاجی حسینی در زندان اوین اشاره کرد. گفتنی است، نصراله فلاحی در زندان اوین با بهانه تراشی مسئولان زندان از اعزام به بیمارستان و رسیدگی پزشکی محروم مانده است. جلوگیری از اعزام آقای فلاحی به بیمارستان به بهانه نپوشیدن لباس زندان در زمان انتقال صورت گرفته است.
اقلیت های ملی و مذهبی – اتنیک ها در تیرماه نیز زیر فشار فزاینده بازداشتها و احضارها بودند. در این ماه، میلاد فاضل پور و هیمن حسینی، شهلا چوپانی، بابک حجازی و سامان پاشایی، شاهو صالحی، کامیاب اصلی، آزاد مرادیان و افخم مرادیان در سقز، محمد یاوری در تبریز، ثریا قیطران در پیرانشهر، فرشید ریگی و حمزه ریگی و غفور ریگی و بلال ریگی در زاهدان، مامند قریشی و سید احمد تالانه در مهاباد، آسو قلندری، احد طاهری و فرید چودار در نقده، فرهاد اسماعیلی و حیدر نیک نیا در ارومیه، شوانه بابکری، شفیع بابکری، آرام شعبان، خضر عبداللهی امیرآباد، فخرالدین پودات و عثمان حمزه زاده و عبدالکریم کاکول در اشنویه، مصطفی عوض پور، رحیم ساسانی، محمد مردی، جعفر نوری، سعدالله ساسانی و محمد علیپور در خداآفرین و طه کریمی و مختار شریفی در سنندج بازداشت شدند. به علاوه، شفیع بابکری به اداره اطلاعات اشنویه و حیدر نیک نیا به اطلاعات سپاه منطقه سیلوانه در ارومیه، احضار شدند.
در ضمن، محکومیت مختار ابراهیمی و میرموسی ضیا گرگری، دو فعال ترک (آذربایجانی)، توسط شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی به ترتیب به یک سال حبس تعزیری و شش میلیون جزای نقدی تقلیل یافت. این شهروندان پیشتر در مرحله بدوی دادگاه به مجموعا یازده سال حبس تعزیری محکوم شده بودند. همچنین، جلسه بازپرسی داود شیری، حسین امانی، جواد احمدزاده، محمدعلی رضایی و علیرضا صبری و مصطفی عوض پور، رحیم ساسانی، محمد مردی، جعفر نوری، سعدالله ساسانی و محمد علیپور، فعالان ترک (آذربایجانی)، در دادسرای عمومی و انقلاب تبریز و شعبه اول دادیاری دادسرای شهرستان خداآفرین برگزار شد.
به علاوه، حسین فرج الله چعب (کعبى)، ناصر شایع مزرعه، توفیق فلاحیه، فایز زهرونی، حسین استعداد، سعید فاخرنسب، هادی جلالی، موسی خالدی شهروندان اهل شهرهای شوشتر، سوسنگرد، اهواز و رامشیر توسط دادگاه انقلاب اهواز هر کدام به تحمل یک سال حبس تعزیری، پنج سال حبس تعلیقی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شدند. در ضمن، اداره ثبت احوال تبریز برای یک کودک در این شهر به نام «ائلین» پس از گذشت پنج ماه، شناسنامه صادر کرد. گفتنی است، یک کودک در شهرستان تبریز با نام انتخابی “ائل جان” و یک کودک در شهرستان مهاباد با نام انتخابی “آژمان”، به دلیل مخالفت اداره ثبت احوال این شهرستان ها از داشتن شناسنامه محروم مانده اند.
اعمال فشار و تهدید اقلیتهای مذهبی در این ماه نیز ادامه داشت – در این ماه، عمر ابراهیمی و مولوی سید یوسف موسوی از روحانیان اهل سنت در پیرانشهر و درمیان و فواد شاکر، شهرام فلاح، یکتا فلاح، بهنام پور احمری و پریدخت شجاعی و کیوان رحیمیان شهروندان بهائی در کرمان و تهران بازداشت شدند. در ضمن، نیروهای امنیتی اقدام به تفتیش منزل سید یوسف موسوی و حوزه علمیه امام ندوی کرده و لوازم دیجیتال از جمله لپ تاب و کیس کامپیوتر این حوزه را ضبط کرده و با خود برده اند. گفتنی است، هوشیدر زارعی، به شش سال حبس تعزیری تحت نظارت سامانه اکترونیکی در محدوده ۱۰۰۰ متری محل سکونت، پانصد میلیون ریال جزای نقدی، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت های اجتماعی، مانی قلی نژاد، بیتا حقیقی، ساناز حکمت شعار، نگار دارابی، سام صمیمی، مهسا فتحی، سامیه قلی نژاد، مجیر صمیمی، انیس سنائی، افنانه نعمتیان، بصیر صمیمی، هنگامه علی پور، گلبن فلاح و نازنین گلی مجموعا به ۳۱ سال حبس تعزیری و مصادره تمام لوازمی که از این شهروندان در هنگام بازداشت توقیف شده بود، به نفع دولت و شادی شهید زاده، منصور امینی، ولی الله قدمیان و عطاءالله ظفر، هر یک به پنج سال حبس تعزیری محکوم شدند.
به علاوه، دادگاه تجدید نظر استان گیلان حکم صادره علیه همایون خانلری، شهروند بهائی ساکن رشت، را عینا تایید کرد. وی پیشتر توسط دادگاه انقلاب رشت به دو سال و یک روز حبس تعزیری، محرومیت از حقوق اجتماعی و پرداخت جریمه نقدی محکوم شده بود. در ضمن، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ساناز تفضلی، شهروند بهائی بازداشتی در زندان وکیل آباد مشهد، روز شنبه بیست و چهارم تیرماه ماه در شعبه یک دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری برگزار شد.
همچنین، پیام ولی، شهروند بهائی که درحال تحمل دوران محکومیت خود در زندان قزلحصار کرج است، با گشایش پرونده ای جدید علیه خود مواجه شده است. آقای ولی در شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج با پرونده ای جدید علیه خود از بابت اتهام “نشر اکاذیب در فضای مجازی از طریق انتشار محتوای مجرمانه” مواجه شده است. این پرونده اخیرا به دلیل آنچه “عدم صلاحیت این دادگاه” عنوان شده، به شعبه یک بازپرسی دادسرای ناحیه یک کرج ارجاع داده شد.
گفتنی است، روز یکشنبه چهارم تیرماه، حکم ۵۰ ضربه شلاق زمان (صاحب) فدایی، نوکیش مسیحی در شعبه یک اجرای احکام کیفری دادسرای اوین اجرا شد. به علاوه، مهوش عدالتی علی آبادی و سپیده کشاورز، شهروندان بهائی ساکن تهران، جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شدند. این دو شهروند پیشتر هر یک به تحمل یک سال حبس محکوم شده بودند.
زنان – در تیرماه، شرق گزارشی آماری از اعمال خشونت های مرگبار علیه زنان در طی دو سال گذشته ارائه کرده است. در این گزارش آمده که در مدت زمان مذکور دستکم ۱۶۵ زن در نقاط مختلف کشور توسط اعضای خانواده خود کشته شدند که در ۱۰۸ مورد از این تعداد، عاملان قتل همسران مقتولان بوده اند. انگیزه های ناموسی، اختلافات خانوادگی و مسائل مالی، از جمله دلایل وقوع خشونت علیه این زنان گزارش شده است. گزارش تحقیقی پیش رو به ارائه جزییات و شرحی از این وقایع میپردازد. همچنین، سه زن در شهرستان های فیروزآباد، فسا و اسلامشهر به دلیل اختلافات خانوادگی و یا زناشویی توسط همسرانشان به قتل رسیدند.
همینطور، یک زن سی و نه ساله در دماوند با انگیزه ناموسی توسط همسر سابقش به قتل رسید. انگیزه این مرد جوان برای ارتکاب قتل، رابطه همسرش با یک مرد دیگر بوده است. به علاوه، روز دوشنبه نوزدهم تیرماه، یک مرد در تهران دخترش را با انگیزه ناموسی به قتل رساند. متهم هم اکنون در بازداشت بسر میبرد. به علاوه، فرمانده انتظامی شهرستان محلات از بازداشت سه متهم به آزار جنسی دو زن در این شهرستان خبر داد. به علاوه، روز شنبه دهم تیرماه، یک زن در شهرستان درود به دلیل عدم توانایی در پرداخت کرایه منزل، تلاش کرد از طریق مصرف دارو به زندگی خود و سه فرزندش پایان دهد. در این واقعه کودکان وی جان باختند و زن مذکور در بیمارستان بستری شد.
همینطور، روز دوشنبه بیست و ششم تیرماه، نیوشا قربانی، خواننده گروه “اتاق” در هنگام اجرای کنسرت، توسط ماموران وزارت اطلاعات در تهران بازداشت و پس از مدت کوتاهی آزاد شد. همچنین، کنسرت مجید سالار، خواننده بندرعباسی توسط مدیران فرهنگسرای نیاوران در تهران لغو شده است. به گفته تهیهکننده کنسرت، “عدم رعایت حجاب اجباری توسط تماشاگران” و “زنانه بودن صدای خواننده” از “دلایل احتمالی” لغو این کنسرت هستند. افزون بر این، لیلا ضیافر، شهروند ساکن تهران به دلیل انتشار مطلبی در مخالفت با “حجاب اجباری”، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
همینطور، یک زن مخالف حجاب اجباری در پی سر دادن شعارهایی اعتراضی در یکی از میادین گنبدکاووس، توسط نیروهای امنیتی همراه با ضرب و شتم بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. در ضمن، دو زن جوان در جزیره کیش به دلیل “عدم رعایت پوشش اسلامی” بازداشت و به مرجع قضایی معرفی شدند. اخیرا رسانه های نزدیک به نهادهای امنیتی ویدیویی از “اعترافات اجباری” اخذ شده از این دو نفر را منتشر کرده اند. به علاوه، روز پنجشنبه پانزدهم تیر ماه، زهرا حقیقتیان، شهروند اهل چابهار به دادسرای عمومی و انقلاب این شهر احضار شد. بر اساس این گزارش، احضار این نقاش توسط دادسرای عمومی و انقلاب چابهار و به دلیل «عدم رعایت حجاب و انتشار تصاویر خلاف عفت عمومی» صورت گرفته است. گفتنی است، افسانه بایگان، بازیگر سینما و تلویزیون به دلیل عدم رعایت “حجاب اجباری” توسط دادگاه کیفری دو تهران به دو سال حبس تعزیری که این حکم به مدت پنج سال به حالت تعلیق در آمده، محکوم شد. وی از بابت مجازات تکمیلی به دو سال ممنوعیت خروج از کشور و استفاده از فضای مجازی، خلاصه نویسی یک کتاب، و مراجعه به مراکز رسمی روانشناسی و ارائه گواهی سلامت محکوم شد.
همینطور، آزاده صمدی، بازیگر سینما و تلویزیون به دلیل عدم رعایت “حجاب اجباری” توسط مرجع قضایی به مدت شش ماه از فعالیت در فضای مجازی به صورت مستقیم یا واسطه سایرین محروم شد. همچنین بر اساس حکم دادگاه وی باید با مراجعه به مراکز رسمی روانشناسی نسبت به درمان آنچه “بیماری شخصیت ضد اجتماعی” عنوان شده، به صورت هر دو هفته یکبار اقدام و گواهی سلامت خود را در پایان دوره درمان ارائه کند. در ضمن، لیلا بلوکات، بازیگر سینما و تلویزیون به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری، توسط دادگاه کیفری استان تهران، به تحمل ده ماه حبس تعزیری در یکی از زندان های استان سمنان محکوم شد. شش ماه از این میزان به مدت پنج سال به حالت تعلیق در آمده است. علاوه بر این، وی به مجازاتهای تکمیلی خلاصه نویسی یک کتاب، ممنوع الخروجی و منع فعالیت در رسانهها و فضای مجازی محکوم شده است.
لازم به ذکر است، یک زن در تهران به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری توسط دادگاه کیفری به تحمل دو ماه حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. همچنین در این حکم، عدم رعایت حجاب اجباری یک “بیماری شخصیت ضد اجتماعی” عنوان شده و متهم باید به منظور “درمان بیماری” به مدت شش ماه هر هفته دو بار گواهی سلامت دریافت کند. در ضمن، یک رزیدنت زن، به دلیل عدم رعایت حجاب در هنگام رانندگی، توسط مرجع قضایی به منع از اشتغال و به عنوان مجازات جایگزین حبس، به انجام خدمات نظافتی محکوم شد. به علاوه، یک زن به دلیل عدم رعایت حجاب در هنگام رانندگی، توسط شعبه ۱۰۴ دادگاه کیفری دو ورامین به مدت یک ماه به شستن میت در غسالخانه تهران و پرداخت جزای نقدی بدل از حبس محکوم شد.
همینطور، دو رستوران، دو مجموعه گردشگری، دو سفره خانه سنتی، دو فروشگاه آرایشی بهداشتی و یک کافی شاپ در سمنان، کافه لمیز در کیش، شیرینی سرای لیلی در متل قو، دو کافه در مجتمع راگا شهرری، یک سفره خانه در تهران، یک آتلیه عکاسی در مهریز و کافه گیشه در شیراز به دلیل “عدم رعایت حجاب” پلمب شدند.
بهداشت و محیط زیست – در این ماه، دو تن از مامورین یگان حفاظت منابع طبیعی گیلان در شهرستان صومعه سرا و دو محیط بان در شهرستان بویراحمد در درگیری با قاچاقچیان و شکارچیان مجروح شدند… همچنین، روز سه شنبه سیزدهم تیرماه، حر منصوری عبدالملکی، عکاس محیط زیست، پس از نشست خبری سرمایه دار پتروشیمی میانکاله، بازداشت شد.
حق بر محیط زیست و مبانی فلسفی آن، از قواعد حقوق بشر و حقوق طبیعی نشأت گرفته شده است. ابتدایی ترین حق طبیعی انسان در این کره خاکی، «حق حیات» است. اما طی دهه های اخیر به دلیل استفاده بی رویه از منابع طبیعی، عدم نظارت و توجه به مباحث زیست محیطی و الگوهای صحیح، محیط زیست طبیعی به شدت مورد صدمه واقع شده است. هرانا در این حوزه گزارشاتی از هفته اول، دوم، سوم و چهارم با هدف آگاهی سازی گردآوری کرده است.
کارگران و اصناف – در ماهی که سپری شد ۱۳۹ کارگر در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار در اقصی نقاط کشور دچار حادثه شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است. در تیرماه، عدم رعایت ایمنی کار ۹۵ کارگر را مصدوم و ۴۴ تن دیگر را به کام مرگ کشاند. از اخبار مرتبط در این حوزه می توان به مرگ و مصدومیت دو کارگر در زنجان و مشهد، مرگ و مصدومیت ۴۳ کارگر در تهران، نقده و مهاباد، مصدومیت شانزده کارگر در اصفهان، مصدومیت ۹ کارگر در تبریز، مرگ شش کارگر در تهران، همدان و کازرون، مرگ و مصدومیت هفت کارگر در قزوین، کرج، ارومیه و بندرعباس، مصدومیت یازده کارگر در بندرعباس و کرمان، مرگ و مصدومیت سه کارگر در نیشابور، رشت و بانه، مرگ دو کارگر در ساوجبلاغ و مریوان، مرگ یک کارگر در تهران، مرگ و مصدومیت سه کارگر در ارومیه و گیلان و مرگ دو معدنچی در سیرجان و اردستان اشاره کرد.
در تیرماه، دستکم ۱۰۰ تجمع اعتراضی برگزار شد که از مهمترین آنها میتوان به تجمع اعتراضی کارکنان نیروگاه برق بندرعباس، شماری از کشاورزان قزوین، جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، شماری از کارکنان “مجموعه ورزشی الزهرا” تهران و راهبران خط پنج مترو تهران، دستفروشان بازارچه ناصرخسرو در تهران و باغداران و کشاورزان خراسان شمالی، نیروهای شاغل در پتروشیمی گچساران و کارکنان کشتارگاه صنعتی دام ایلام، کارگران ارکان ثالث وزارت نفت، کارگران پتروشیمی دهلران و کارگران مجتمع فولاد گیلان اشاره کرد.
همینطور، کارمندان تامین اجتماعی در تهران، جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای رشت، اهواز، کرمانشاه، شوشتر و شوش و شماری از بازنشستگان فولاد اصفهان، گروهی از بازنشستگان مخابرات در شهرهای زنجان، شهرکرد، تبریز، ارومیه، بروجرد، اهواز، ساری، سنندج، اصفهان، اراک، خرم آباد، بندرعباس و ایلام و شماری از فرهنگیان بازنشسته یزد، شماری از بازنشستگان کشوری در اردبیل و کرمانشاه و شماری از نانوایان مشهد، جمعی از بازنشستگان کشوری در کرمانشاه، یزد، ممسنی، سنندج، قزوین و اردبیل و کارکنان نظام بانکی کشور در تهران، جمعی از بازنشستگان فولاد اصفهان و جمعی از معلمان در شیراز تجمع اعتراضی برگزار کردند. به علاوه، روز پنجشنبه یکم تیر ۱۴۰۲، شماری از کارگران شرکت کشت و صنعت کارون دست به اعتصاب زدند.
همینطور، ۱۱۳ تن از کارگران پروژه مترو اهواز، کارگزاران مخابرات روستایی و کارگران کارخانه کمباین سازی تبریز و کارگران جایگاه های “سی ان جی” در شهرستان شوش از معوقات مزدی خود خبر دادند. به علاوه، یکی از کارگران پیمانکاری شرکت قطارهای مسافری رجا، پس از اخراج از محل کار خود توسط مدیریت شرکت، با پریدن روی ریل قطار و اصابت با لوکوموتیو، به زندگی خود پایان داد. در ضمن، فرهاد مختاری و حسین یوسف نژاد، دو نماینده کارگران کارخانه داروگر تهران، به دلیل پیگیری مطالبات صنفی کارگران، با حکم اخراج (تعلیق از کار) مواجه شدند. همینطور، اوایل ماه جاری، حدود ۴۰ تن از کارگران فروشگاه های زنجیره ای وین مارکت رفاه در همدان از کار خود اخراج شده اند. همچنین، تعدادی از کارگران شهرداری چابهار همزمان با ورود پیمانکار جدید، از کار خود اخراج شدند.
به علاوه، رضا محمدی، رزگار صمدی، شیلان عبدی و نوشین قاسمی، چهار کارگر شاغل در شرکت پویا پلیمر در سنندج، به دنبال اعتراض نسبت به عدم دریافت مطالبات مزدیشان، از محل کار اخراج شدند. در ضمن، روز دوشنبه بیست و ششم تیرماه، اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ریحانه انصاری نژاد فعال کارگری در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برگزار شد. همینطور، قرار جلب به دادرسی فرهاد شیخی، فعال کارگری به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام توسط شعبه ۶ بازپرسی دادسرای هشتگرد صادر شد. از سوی دیگر، روز دوشنبه دوازدهم تیرماه، رضا امجدی، فعال کارگری ساکن سنندج، توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت و پس از ساعاتی بازجویی آزاد شد.
در این ماه، یک آرایشگاه مردانه و یک باغ در قزوین، دو رستوران، دو مجموعه گردشگری، دو سفره خانه سنتی، دو فروشگاه آرایشی بهداشتی و یک کافی شاپ در سمنان، کافه لمیز در کیش، کافه ونیز،کافه لیان، کافه چوبی، کافه دوچرخه و باشگاه ورزشی بدنسازی در بندرعباس، یک سفره خانه و جز کافه در تهران، شیرینی سرای لیلی در متل قو، هفت آٰرایشگاه زنانه در بندرماهشهر، یک رستوران در اردبیل، دو کافه در مجتمع راگا شهرری، یک آتلیه عکاسی در مهریز و کافه گیشه در شیراز پلمب شدند. در ضمن، روز یکشنبه چهارم تیرماه، محمود ملاکی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان بوشهر پس از حضور در دادگستری این استان بازداشت شد.
در ضمن، بهرام گرگان و جهانشاه اسدی، دو تن از بازنشستگان اهواز توسط شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به پرداخت جزای نقدی بدل از یک سال حبس محکوم شدند. همچنین برای محمد علی برون، داریوش زراسوند، علیرضا اکبری بیرگانی و فرهاد راهدار، سایر بازنشستگان این پرونده، حکم برائت صادر شد. به علاوه، غلامرضا غلامی کندازی، فعال صنفی معلمان توسط شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز از بابت اتهام “عضویت در گروه های مجازی معاند نظام” به پنج سال زندان، اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال زندان، مجموعا شش سال زندان محکوم شد. همچنین به عنوان مجازات های تکمیلی به دو سال تبعید به بیرجند، دو سال ممنوعیت خروج از کشور با ابطال گذرنامه و دو سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی محکوم شد.
از سوی دیگر، الهه صادقی، کارمند آموزش و پرورش بجنورد، رحمان عابدینی، لطف الله جمشیدی و غلامعلی شهریاری، فعالین صنفی معلمان استان البرز و کوکب بداغی پگاه معلم ساکن شهرستان ایذه به انفصال موقت از خدمت محکوم شدند. گفتنی است، یعقوب محمدی دبیر اداره آموزش و پرورش آبدانان، حسین عبادیان مشاور مدرسه و کارمند رسمی آموزش و پرورش شهرستان شهریار، احمد علیزاده دبیر ورزش دبیرستان های آبدانان، زهرا صیاد دلشادپور دبیر آموزش و پرورش شهرستان بندرانزلی و بهرام یعقوبی فعال صنفی معلمان در تبریز به بازنشستگی اجباری محکوم شدند.
همینطور در این ماه، بیش از ۱۰۰ پزشک با بازنشستگی اجباری و اخراج از محل کار مواجه شده اند. شمار قابل توجهی از این پزشکان افرادی هستند که در واکنش به اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در قالب امضای بیانیه هایی مشارکت داشتند. در ضمن، محسن راوری خاتون آباد، کارمند اداره تامین اجتماعی کرمان به دلیل حمایت از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، به دستور هسته گزینش تامین اجتماعی از کار اخراج شد. وی در جریان اعتراضات سراسری سال گذشته بازداشت و نهایتا با قرار تامین آزاد شده بود.
خشونت نظامی و قضایی و امنیت شهروندان – کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و یا زخمی می شوند. در ماهی که سپری شد، شیرکو (نام خانوادگی نامشخص)، محمد مزروعی و وریا شریفی در مناطق مرزی “هنگه ژال” بانه، محمد صالح قنبری در مناطق مرزی هورامان و ادریس رحمانی و جمال (نام خانوادگی نامشخص)، رامین کریمی، ساسان علیزاده، هیمن محمودی و محمد محمدی در مناطق مرزی کرمانشاه در پی تیراندازی نیروهای نظامی کشته و یا زخمی شدند. همچنین، روز دوشنبه بیست و ششم تیرماه، تیراندازی نیروهای نظامی در شهرستان قاین واقع در استان خراسان جنوبی، منجر به آتش گرفتن خودرو یک سوختبر و جان باختن وی شد. به علاوه، مهرداد رحمت زهی (شهنوازی) در ایست بازرسی راین در کرمان و یک شهروند در شهرستان بافت در پی تیراندازی نیروهای نظامی جان خود را از دست دادند.
گفتنی است، یک شهروند اهل زاهدان، در پی تیراندازی بی ضابطه ماموران نظامی در مشهد جان خود را از دست داد. هویت این شهروند، “حسن رخشانی، ۳۸ ساله، فرزند محمد، متاهل، دارای فرزند، اهل زاهدان و ساکن مشهد” گزارش شده است. در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: “ماموران نظامی برای متوقف کردن خودروی آقای رخشانی، به سمت وی تیراندازی کردند. این اقدام منجر به جان باختن او شد.” همچنین، دخالت فردی تحت عنوان “امر به معروف” در نحوه پوشش تعدادی شهروند ترنس در محله افسریه تهران، به ایجاد درگیری میان آنها انجامید و در این رابطه ۵ شهروند ترنس بازداشت شدند. اخیرا رسانه های نزدیک به نهادهای امنیتی، ویدیویی از “اعترافات اجباری” این پنج نفر را منتشر کرده اند.
۱– گزارشاتی که توجهات زیادی به خود جلب کرد
از مهمترین اخبار که در این ماه بازتاب بسیار گستردهای در کشور داشت، می توان به مرگ پر ابهام اعدام دو متهم پرونده واقعه حرم شاهچراغ در ملا عام، پیمان گلوانی و موسی اسماعیلی در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه، محکومیت توماج صالحی به شش سال و سه ماه حبس، تایید حکم اعدام عباس دریس در دیوان عالی کشور، محکومیت سپیده قلیان به دو سال حبس و مجازات های تکمیلی، محکومیت لیلا بلوکات، افسانه بایگان وآزاده صمدی به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری، لغو کنسرت مجید سالار در تهران به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری توسط تماشاگران” و “زنانه بودن صدای خواننده، بازداشت کوتاه مدت نیوشا قربانی، خواننده گروه “اتاق”، بازداشت محمد صادقی اشاره کرد.
۲– گزارشاتی که علیرغم اهمیت با بیتوجهی روبرو شدند
در مقابل بخش قبل، بسیاری از گزارشهای حقوق بشری، اساساً با کم توجهی و بعضاً بیتوجهی رسانهها و افراد فعال در شبکههای اجتماعی که به هر ترتیب تشکیلدهندهی قسمتی از افکار عمومی هستند روبهرو شدند. گفتنی است این نوع کمتوجهیهای بعضاً غیر تعمدی یا بعضاً تبعیضات هدفمند، زمینه بیشتری از تداوم و گسترش نقض حقوق بشر را فراهم میآورد. از مهمترین خبرها که در این ماه با بی توجهی رسانه ها و مردم روبرو شدند، میتوان به خودکشی یک شهروند در دهدشت به علت فقر و تنگدستی و خودکشی کارگر شرکت قطارهای مسافری رجا در پی اخراج از محل کار اشاره کرد.
تاریخ انتشار- ۱ شهریور ۱۴۰۲