گزارش زیر برگرفته از سایت «تارنمای داوطلب» است که نظر به اهمیت آن در رابطه با روشن سازی نقش کارگران در ایران بازنشر می شود. خصوصا این گزارش توجه ویژه ای دارد به «حقوق و سازماندهی مبارزات صنفی» که می تواند برای جامعه کارگری بسیار مفید باشد.
کارگروه خبر کمیسیون رسانه شورای ملی تصمیم
بررسی وضعیت کارگران در اقتصاد ایران
بخش اول؛ کارگران شاغل در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی
تارنمای داوطلب: مشکلات جامعه کارگری بویژه در سالهای اخیر مورد توجه هر چه بیشتر رسانهها بوده است. اعتصابات و اعتراضات کارگری دنبالهدار، دستمزدهای معوقه چندین ماهه و یا چند ساله، عدم دریافت بیمه و خدمات درمانی، تعدد حوادث کارگری در پی ضعف ایمنی و بهداشت کار و سلطه نگرش امنیتی بر سازماندهی نیروی کار از طریق تشکلهای کارگری، از مسائل شایعی است که جامعه کارگری با آن روبه روست. با این حال شناخت وضعیت کارگران، نیاز به دیدهبانی دقیق وضعیت و چالشهای شغلی و حقوقی فراروی نیروی کار در بخشهای مختلف دارد. تارنمای “داوطلب” در تلاش است تا با جمعآوری گزارشهای رسانهای و دادههای موجود به تهیه سلسله گزارشهایی از وضعیت کارگران شاغل در بخشهای مختلف اقتصاد ایران بپردازد که تصویری نسبتا دقیق از وضعیت شغلی، حقوقی، مطالبات و ظرفیتهای احتمالی آنها در سازماندهی ارائه دهد. این گزارشها که به صورت دورهای منتشر خواهند شد، اهداف زیر را دنبال میکنند:
دستیابی به دادههای کمی و کیفی در خصوص جمعیت شاغل در این حوزهها
شناخت قوانین و مقررات ناظر بر فعالیت کارگران
آشنایی با مطالبات حقوقی کارگران
آشنایی با ظرفیتهای سازماندهی و تشکلیابی کارگران
به همین منظور، در اولین شماره از این سلسله گزارشها به مرور وضعیت کارگران شاغل در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی خواهیم پرداخت. مناطقی که قرار بود قطب اصلی صادرات و رشد اقتصادی کشور باشند، حالا پس از سه دهه از شکلگیری خود، نه تنها آورده قابل قبولی برای اقتصاد کشور نداشتهاند، بلکه با سوءاستفاده از نبود چتر حمایتی قانون کار و عدم برخورداری کارگران از حقوق بنیادین کار، شکل تازهای از بردهداری مدرن را براه انداختهاند.
آمارهای غیررسمی از اشتغال بیش از یک میلیون کارگر در مناطق آزاد حکایت دارد. کارگرانی که ۱۵۱ ماده از ۲۰۳ ماده قانون کار شامل وضعیت آنها نمیشود و عملا از از حقوق کار محرومند. فقدان امنیت شغلی، دست باز کارفرمایان و پیمانکاران در اخراج کارگران بویژه کارگران مطالبهگر و معترض و همچنین ایجاد محدودیت برای شکلگیری تشکلهای کارگری، کارگران شاغل در این مناطق را در وضعیت بغرنجی قرار داده و مناطق آزاد و ویژه اقتصادی را به جزایری دورافتاده از سازوکارها و قوانین داخلی و بینالمللی پیشبینی شده برای حمایت از نیروی کار تبدیل کرده است.
اما مناطق آزاد با چه انگیزه و اهدافی بوجود آمدند؟
بنا به تعاریف بین المللی، منطقه “آزاد” محدوده حراست شده بندری و غیر بندری است که از شمول برخی از مقررات جاری کشور متبوع خارج بوده و با بهرهگیری از مزایایی نظیر معافیتهای مالیاتی، بخشودگی سود و عوارض گمرکی، عدم وجود تشریفات زائد ارزی، اداری و مقررات دست و پاگیر و همچنین سهولت و تسریع در فرآیندهای صادرات و واردات با جذب سرمایه گذاری خارجی و انتقال فناوری به توسعه سرزمین اصلی کمک میکند. همچنین مناطق ویژه “تجاری – صنعتی” را میتوان به صورت زیر تعریف کرد: «به محدوده جغرافیایی مشخص که قوانین گمرکی محدوده گمرکی کشور در آن اجرا نمیشود و به منظور تسهیل در امر واردات و صادرات کالا و حمایت از صنعت داخلی کشور و همچنین جذب فناوریهای نوین در امر تولید و توسعه منطقهای در مبادی گمرکات و نقاط مرزی کشور ایجاد میشود را مناطق ویژه تجاری – صنعتی میگویند. امروزه انواع مختلفی از مناطق ویژه از منطقه آزاد تجاری تا مناطق اقتصادی ویژه، وجود دارند که فعالیت اقتصادی در آنها متفاوت از سایر نقاط کشور است.
سابقه تشکیل مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در ایران
مروری بر سابقه تشکیل این مناطق نشان میدهد که در ایران، تلاش برای تشکیل مناطق آزاد تجاری به حدود ۵۰ سال پیش بازمیگردد. در اسفندماه ۱۳۴۹، قانونی تحت عنوان «قانون معافیت از حقوق و عوارض گمرکی کالاهایی که به منظور استفاده، مصرف و فروش وارد بعضی از جزایر خلیج فارس می شوند» به تصویب رسید که به موجب آن به دولت اجازه داده شد در هریک از جزایر خلیج فارس که مقتضی بداند، کلیه کالاهایی را که به منظور مصرف، استفاده و فروش در فروشگاه ها وارد جزیره مذکور می شوند، از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی، سود بازرگانی، حق انحصار، عوارض مختلف و حق ثبت سفارش معاف کند.
پس از تصویب این قانون، در سالهای بعد از انقلاب و به هنگام تهیه و تصویب قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی در بهمن ماه سال ۱۳۶۸، به موجب تبصره ۱۹، به دولت اجازه داده شد که حداکثر در سه نقطه از نقاط مرزی کشور، مناطق آزاد تجاری- صنعتی تأسیس کند. دولت سه منطقه آزاد کیش، قشم و چابهار را تأسیس کرد. سپس در اواسط دهه ۸۰ مناطق آزاد اروند، انزلی و ارس و در اوایل دهه ۹۰ منطقه آزاد ماکو تصویب و شروع به کار کردند. هدف از تاسیس این مناطق، جذب سرمایههای خارجی، ایجاد فرصتهای شغلی جدید و کسب درآمد ارزی و افزایش صادرات و مواردی از این قبیل عنوان شده بود. در حال حاضر حدود ۱۰۰ منطقه آزاد و ویژه اقتصادی مصوب در کشور وجود دارد که در فاصله ۱۳۷۲ تا ۱۴۰۰ به تصویب رسیدهاند. بر این اساس، ۱۶ منطقه آزاد تجاری صنعتی و حدود ۸۱ منطقه ویژه اقتصادی در کشور وجود دارد. استانهای هرمزگان، خوزستان، بوشهر، یزد و کرمان بیشترین تعداد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی را در خود جای دادهاند. بر اساس گزارشها، سهم بخش خصوصی یا خصولتی از پروژههای منطقه آزاد ۱۰۰ درصد است که اغلب در قالب تفاهمنامههای همکاری بین سازمان مناطق آزاد و قرارگاههای وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی چون قرارگاه خاتمالانبیاء به این گروهها واگذار شده است.
با وجود تلاش حکومت برای رشد کلان اقتصادی در سایه فعالیت این مناطق، بررسیها در یک گزارش پژوهشی در فاصله سالهای ۹۹-۱۳۹۲ نشان میدهد که مناطق آزاد ایران در چهار شاخص اصلی سرمایهگذاری داخلی و خارجی، تولید و صادرات نسبت به سایر مناطق آزاد جهان و حتی سرزمین اصلی عملکرد ضعیف و غیرقابلقبولی داشتهاند. این در حالیست که وضعیت برای نیروی کار شاغل در این مناطق که از شمول قانون کار خارج هستند نیز روز به روز پیچیدهتر میشود.
خروج کارگران از چتر حمایت قانون کار با وضع مقررات صوری!
قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی مصوب ۱۳۸۴، در پنج قسمت و ۲۵ ماده تنظیم شده که به شرح چگونگی فعالیت این مناطق و سازوکارهای حاکم بر آنها میپردازد. مطابق مفاد ماده (۱۶) قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی(قسمت پنجم)، امور مربوط به اشتغال نیروی انسانی و روابط کار، بیمه و تأمین اجتماعی در این مناطق بر اساس مقررات مصوب و جاری در مناطق آزاد تجاری- صنعتی خواهد بود. همچنین بر اساس ماده (۱۷) آییننامه اجرایی قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی، مناطق ویژه مشمول قانون کار نبوده و امور مربوط به روابط کار، قرارداد کار، شرایط کار و مراجع حل اختلاف آنها بر اساس مقررات اشتغال نیروی انسانی در مناطق آزاد تجاری- صنعتی تنظیم میشود.
در عین حال به به موجب مفاد ماده (۱۲) قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری- صنعتی مصوب ۷/۶/۱۳۷۲ مجلس، مقررات مربوط به اشتغال نیروی انسانی، بیمه و تأمین اجتماعی و صدور روادید برای اتباع خارجی مطابق تصویبنامه شماره ۳۳۴۳۳/ت۲۵ک مورخ ۱۶/۳/۱۳۷۳ است. بنابراین کسانی که در این مناطق شاغل هستند تابع این آییننامه بوده و از شمول قانون کار خارج هستند. این مسئله باعث شده تا کارگران شاغل در این مناطق از بسیاری از حقوق بنیادین کار محروم باشند.
۵۱ مادهای که تحت عنوان “مقررات اشتغال نیروی انسانی، بیمه و تامین اجتماعی در مناطق آزاد تجاری و صنعتی” در ۸ فصل تصویب شده به موضوعاتی چون قرارداد و شرایط کار، حل اختلاف کارگر و کارفرما، اشتغال اتباع خارجی و تامین اجتماعی میپردازد. مقرراتی صوری که ظاهرا هیچگونه ضمانت اجرایی ندارد.
بر اساس این مقررات، نظارت بر اجرای مقررات تصویبنامه و رعایت حقوق کارفرمایان و کارگران و انجام تعهدات پیشبینی شده در ارتباط با قرارداد کار به سازمان منطقه سپرده شده است. ماده ۵ این تصویبنامه، وزارت کار را موظف کرده که با هماهنگی سازمان هر منطقه، واحد کار و خدمات اشتغال را در هر یک از مناطق آزاد ایجاد کند و تنظیم امور بازار کار، نظارت بر مسائل حفاظت و بهداشت کار و سایر موارد را بر عهده بگیرد. از جمله مهمترین موارد نقض حقوق کارگران در این تصویبنامه میتوان به این موارد اشاره کرد:
فقدان امنیت شغلی و دست باز کارفرمایان در اخراج کارگران با استناد به ماده ۳۴ تصویبنامه
عدم برخورداری از بیمه تامین اجتماعی با استناد به مفاد ۴۶ تا ۵۰ تصویبنامه
تبعیض در تعداد مرخصیهای سالانه کارگران شاغل در این مناطق(۲۰ روز) و سایر کارگران(۳۰ روز) بر اساس ماده ۲۶ تصویبنامه
عدم برخورداری از حق تشکلیابی با وجود تاکید ماده ۵۱ بر اجرای مقاولهنامههای بینالمللی
اخراج آسان کارگران با چراغ سبز هیاتهای حل اختلاف
یکی از نکات قابل توجه در این تصویبنامه به موضوع اخراج کارگران و نقش هیات حل اختلاف در تنظیم روابط کار میان کارگر و کارفرما در مناطق آزاد برمیگردد. بر اساس ماده ۲۹، هر گونه اختلاف ناشی از اجرای مقررات این تصویبنامه و قرارداد کار که بین کارگر و کارفرما رخ دهد بدواً از طریق سازش حل خواهد شد. همچنین بر اساس ماده ۳۰ این تصویبنامه شامل ترکیب هیات حل اختلاف را شامل کارفرما یا نماینده تامالاختیار او، کارگر یا نماینده تامالاختیار او و نماینده سازمان منطقه میشود.
نکته قابل توجه در ارتباط با نقش هیات اختلاف در رسیدگی به حل اختلافات میان کارگر و کارفرما در مناطق تجاری و صنعتی، به ماده ۳۴ مقررات اشتغال نیروی انسانی شاغل در این مناطق برمیگردد. بر اساس ماده ۳۴، هر گاه اخراج کارگر از سوی هیأت رسیدگی موجه شناخته نشود، کارفرما مخیر خواهد بود تا کارگر را به کار برگردانده و حقوق ایام بلاتکلیفی او رابپردازد.
گزارشها نشان میدهد که با استناد به ماده ۳۴ مقررات اشتغال، کارگرانی که به استخدام شرکتهای مستقر در این مناطق درمیآیند، به راحتی و با سوءاستفاده کارفرمایان از این ماده اخراج میشوند و قانون هم ضمانتی برای حفاظت از آنها قائل نیست؛ حتی اگر اخراج آنها موجه تشخیص داده نشود، شرکتها مخیر هستند که آنها را بپذیرند یا نپذیرند.
بیمه شامل حال کارگران مناطق آزاد نمیشود
این در حالیست که به دلیل خارج کردن این کارگران از شمول قانون کار، “بیمه” نیز شامل حال کارگران شاغل در مناطق آزاد نمیشود. مفاد ۴۶ الی ۵۰ مقررات اشتغال نیروی انسانی، بیمه و تأمین اجتماعی6 در مناطق آزاد تجاری- صنعتی ضمن آنکه نظارت بر اجرای مقررات این تصویبنامه و رعایت حقوق کارفرمایان و کارگران و انجام تعهدات پیشبینی شده در ارتباط با قرارداد کار را بر عهده سازمان منطقه گذاشته، این سازمان را مکلف به ارائه برخی خدمات از جمله خدمات درمانی و رسیدگی به امور بازنشستگی کرده است. بر اساس این مفاد، سازمان هر منطقه آزاد مکلف است رأساً یا با مشارکت سازمان تأمین اجتماعی و یا شرکتهای بیمه نسبت به تأسیس “صندوق یا صندوقهایی” بهمنظور ارائه خدمات درمانی، غرامت دستمزد ایام بیماری، بارداری، ازکارافتادگی جزئی و کلی، بازنشستگی، فوت و سایر موارد مربوط برای کارکنان مشمول اینمقررات در مناطق آزاد اقدام کنند. قانونگذار در ارتباط با این موارد، حقوق مشابهی را نیز برای اتباع خارجی قائل شده است. با وجود این تاکیدات اما، عملا بسیاری از کارگران این مناطق از داشتن بیمه محرومند و یا به صورت کامل از مزایای بیمهای برخوردار نمیشوند.
فقدان حق تشکلیابی و بیصدایی در شورایعالی کار
نقض گسترده حقوق کار در حالی اتفاق میافتد که به دلیل فقدان حق تشکلیابی، کارگران شاغل در این مناطق حتی امکان راهاندازی تشکلهای شبهحاکمیتی سهگانه همچون شورای اسلامی کار، انجمن صنفی و یا برخورداری از نمایندگان کارگری را ندارند! این مسئله در عین حال منجر به عدم تعیین نمایندهای برای دفاع از حقوق کارگران شاغل در مناطق آزاد در سطوح کلان سیاستگذاری، همچون شورایعالی کار شده است.
با وجود اینکه در آخرین ماده از مفاد مقررات اشتغال نیروی کار در این مناطق بر لزوم رعایت مقاولهنامهها و توصیهنامههای سازمان بینالمللی کار تاکید شده، اما عملا گزارشهای منتشر شده پیرامون نقض گسترده حقوق کارگران نشان دهنده آن است که خارج بودن از شمول قانون کار و باز بودن دست کارفرما برای اخراج آسان نیروی کار با برخوردهای سلیقهای، منجر به فقدان امنیت شغلی و نقض اصل سهجانبه گرایی در تصمیمات مشترک کارگر، کارفرما و دولت شده است.
علاوه بر موارد فوق، کارگران شاغل در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در بحث حقوق و دستمزد و همچنین مرخصیهای سالانه نیز با تبعیضهای غیرعادلانهای مواجهاند. با وجود اینکه ماده ۲۶ مقررات اشتغال نیروی انسانی در مناطق تجاری و صنعتی، تاکید کرده که حداقل مزد پرداختی در مناطق، نباید کمتر از حداقل مزد قانونی کشور باشد، مزد این گروه از کارگران عمدتا به صورت منطقهای تعیین میشود و مصوبه حداقل مزد سالانه کارگران که توسط شورایعالی کار تعیین میشود، شامل حال کارگران مناطق آزاد نمیشود. همچنین در حالیکه طبق مفاد قانون کار میزان مرخصی استحقاقی کارگران در سال معادل ۳۰ روز است، ماده ۲۴ مقررات اشتغال نیروی انسانی در مناطق تجاری و صنعتی، مرخصی استحقاقی سالانه کارگران را جمعاً بیست روز در نظر گرفته است. یعنی ۶ روز کمتر از سایر کارگران.
فقدان امنیت شغلی برای فعالان کارگری در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی
چنانکه اشاره شد، بخش بزرگی از فعالیت های اقتصادی در مناطق آزاد عمدتا به دست پیمانکاران نیروی انسانی سپرده میشود. به این ترتیب پیمانکاران که نقش واسطه را در فرآیندهای اقتصادی بازی میکنند، اقدام به استثمار هرچه بیشتر نیروی کار میکنند و هر زمان با مقاومت یا مطالبهگری برخی از کارگران مواجه میشوند با استفاده از ظرفیتهای پیشبینی شده در مصوبه مربوط به مقررات اشتغال نیروی کار در این مناطق، براحتی آنها را اخراج میکنند. این اخراج به معنای قرار گرفتن کارگر مذکور در لیست سیاه سایر شرکتهای این مناطق است. لیستی که میتواند به قیمت خانهنشینی او تمام شود.
نمونه قابل توجهی از کارگران شاغل در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی که با چالشهای زیادی در مسیر شغلی خود مواجه هستند، کارگران صنایع نفت، گاز و پتروشیمی بویژه کارگران دارای قراردادهای موقت و کارگران پروژهای شاغل در این مناطق هستند. ساعات طولانی (۱۲ تا ۱۶ ساعته) وسخت کار و دوری از خانواده در کنار نقض گسترده حقوق کار، فقدان امنیت شغلی و عدم وجود شرایط مناسب رفاهی برای اقامت نیروی کار در این مناطق، منجر به برگزاری اعتراضات کارگری زیادی در این مناطق شده است. این اعتراضات بویژه در میان کارگران پروژهای و قراردادی از گستردگی بیشتری برخوردار بوده است.
در این میان برخی از فعالان کارگری شاغل در این مناطق بویژه در دو دهه گذشته تلاشهای زیادی برای سازماندهی مطالبات کارگری و ایجاد تشکلهای صنفی مستقل انجام دادهاند. از جمله این اقدامات میتوان به تلاش برای راهاندازی یک تشکل کارگری مستقل به نام “اتحادیه کارگران پروژهای” در سالهای ابتدایی دهه ۸۰ اشاره کرد که در پی سرکوب و بازداشت فعالان آن به نتیجه مطلوب نرسید. با این حال در پی گسترش اعتراضات کارگری در سالهای اخیر، دولت مجوز تشکیل انجمن صنفی کارگران پالایشگاههای نفت و گاز پارس جنوبی را صادر کرده است. مجوزی که البته منجر به مصونیت شغلی و حرفهای نمایندگان کارگری حاضر در این انجمن هم نشد و به باور فعالان کارگری نمیتوان از سازوکار مداخلهپذیر آن برای سازماندهی کنشهای کارگری و یا به عنوان اهرم فشاری برای پیگیری مطالبات کارگری استفاده کرد. تنبیه و اخراج از کار، بازداشت و پروندهسازی امنیتی و قضایی علیه فعالان کارگری ، بخشی از رویه نظارتی و کنترلی حاکم بر این مناطق است که در سالهای اخیر با شدت بیشتری در جریان بوده است.
جمعبندی
با وجود انتقاد از عملکرد مناطق آزاد و ویژه از سوی کارشناسان اقتصادی، حاکمیت بویژه در سه سال گذشته به دنبال توسعه مناطق آزاد و ویژه اقتصادی است. تنها در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تاکنون ۱۳ منطقه ویژه اقتصادی و هفت منطقه آزاد تجاری-صنعتی به تصویب رسیده است که نشاندهنده رشد کمی و صعودی تعداد این مناطق در سالهای آینده است. اهداف دولت از افزایش تعداد مناطق آزاد و تجاری و میزان تحقق این اهداف، ایجاد انگیزه برای فعالان اقتصادی و رشد سرمایهگذاری در این زمینه است. با این حال هیچ چشمانداز مثبتی در برنامههای دولت برای حمایت از حقوق کارگران این مناطق دیده نمیشود. گرچه در سالهای اخیر گزارشهایی مبنی بر تشکیل کمیتهای سه جانبه و ورود شورایعالی کار به مشکلات کارگران این مناطق منتشر شده، اما عملا هنوز تغییری در وضعیت کارگران مناطق آزاد و ویژه رخ نداده است. فعالان کارگری میگویند، عدمانسجام در حوزه تصميمات کارگري و کارفرمايي مناطق، ضعف نظارتها و دوگانگي مديريتي در حوزه روابط کار، کارگران شاغل در اين مناطق را دچار سردرگمي کرده است. به گفته آنها نه با جرح و تعدیل مقرراتی چون مقررات اشتغال در این مناطق که تنها با اجرای بلامنازع قانون کار و ایجاد تشکلهای کارگری میتوان تا حدی به کند شدن روند استثمار گسترده کارگران شاغل در این مناطق خوشبین بود.
آبان ۱۳۹۸ حاکمیت شر مطلق، خدای دهه ۶۰ و تبلور تداوم جنایات سیستمی اسلام سیاسی در جامعه ایران بود. و کسی را یارای پاسداشت آزادی نبود الی عزیزانی که در کنش فعال به میدان آمدند اما با گلوله های آتشین و تیغ به دستان ارتجاع مذهبی پروانه وار بهای آزادی خواهی سرزمین ایران را پرداختند. جنبش آبان ۹۸ نه تنها فراموش نمی شود که ادامه دهندگان آن طی سالها و تا کنون به میدان مبارزه قدم گذاشتند تا نشان دهند که جوانان ایرانی برای گذار کامل از جمهوری اسلامی تمام قد آماده و حاضرند تا بهای آنرا بپردازند. که این نشانه در مبارزات جنبش های سه جانبه صنفی، مدنی و سیاسی مردم ایران در سالهای ۱۳۹۹، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ به اوج رسیده و هم اکنون رژیم تمامیت خواه نظام استبداد دینی را در تنگنای افتادن قرار داده است.
در ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، سازمان عفو بینالملل، گزارشی به نام ویرانگران انسانیت، بازداشتهای گسترده، ناپدید کردن و شکنجه در پی اعتراضات آبان ۹۸ در ایران منتشر کرد که شیوههای برخورد جمهوری اسلامی با معترضان و شکنجههای غیرانسانی آنها را تشریح میکند. این گزارش بر اساس مصاحبهها، پیغامهای نوشتاری یا شنیداری و همچنین ویدئوهای متعددی از اظهارات صدها نفر از شهروندان داخل کشور شامل معترضان و شاهدان اعتراضات، اعضای خانوادهها، دوستان یا آشنایان بازداشتشدگان، وکلا، کارکنان مراکز درمانی، روزنامهنگاران یا فعالان محلی و منابع مطلع در داخل زندانها تنظیم شدهاست. به گفتهٔ عفو بینالملل، تمامی مصاحبهها به زبان فارسی، در ۶۹ مورد به صورت شفاهی و هفت مورد به صورت مکتوب، انجام شدهاست. عفو بینالملل مینویسد که بازجویان و مأموران زندانها، بازداشتشدگان از جمله کودکان را با برهنهسازی اجباری و پاشیدن آب سرد بر بدنشان، نگه داشتن مستمر و طولانیمدت در معرض گرما یا سرمای شدید و بمباران آنها با نور تند و صداهای گوشخراش، کشیدن ناخنهای انگشتان دست و پا، زدن اسپری فلفل به نقاط مختلف بدن از جمله دستگاه تناسلی، تزریق یا خوراندن اجباری مواد شیمیایی، وارد آوردن شوک الکتریکی به بیضهها، القای حس خفگی با آب و اعدامهای نمایشی مورد شکنجه قرار دادهاند. بنا بر این گزارش که اطلاعات آن «از طریق منابع دست اول» از جمله آسیبدیدگان، بستگان آنها و منابعی در داخل زندانها به دست عفو بینالملل رسیده ضرب و جرح با مشت و لگد، چماق، شلنگ پلاستیکی، شلاق، باتون و کابل، محروم کردن از آب و غذا، کشیدن کیسه روی سر و اجبار به نشستن در حالتهای دردآور از جمله شکنجههای رایج در زندانهای محل نگهداری معترضان بودهاند. بنابر این گزارش اکثر کسانی که عفو بینالملل با آنها مصاحبه کرده تا هفتهها و ماهها پس از وقوع اعتراضات در حالت شوک، ترومای روانی و اضطراب بهسر میبردند. یافتههای عفو بینالملل حاکی از وجود بازداشتگاههای مخفی و امنیتی، بیخبر نگاه داشتن خانوادهها، موارد ادامهدار ناپدید کردن قهری، حبس انفرادی طولانیمدت، سلب دسترسی به خدمات درمانی و شرایط غیرانسانی در بازداشتگاههای معترضان است. این گزارش بازداشتهای خودسرانه، شکنجههای روانی، اعترافات اجباری، عدم وجود وکیل و فقدان روند دادرسی، تخریب چهرهٔ معترضان، عدم تحقیق و پاسخگویی و تجلیل از آمران و عاملان جرایم را از مشخصههای سرکوبهای آبان ۹۸ دانستهاست. «عفو بینالملل: معترضان آبانماه بهشدت و به شکل غیرانسانی شکنجه شدهاند. رادیو فردا ۱۲ شهریور ۱۳۹۹».
در بررسی جوانب کنش فراگیر مردم ایران در جنبش آبان ۹۸ همین بس که مروری کوتاه به وقایعی داشته باشیم که طی دو ماه توانست نه تنها لرزه بر اندام جنایت پیشگان حکومتی بیاورد، که مبارزات جوانان کشور باعث گشت تا جهان مدرن را نسبت به وضعیت ایرانیان اسیر در دستان روحانیت مذهبی و حکومت دینی، آگاه سازد. و به همین دلیل بود که اکثر رهبران جمهوری اسلامی در طی تحولاتی که به نفع جنبش اجتماعی ایران پس از آبان رقم خورد، مورد انتقاد، تحریم و سرزنش قرار گرفتند. دادگاههای بین المللی برای دفاع از جنبش و محکومیت کارگزارن و نهادهای ارتجاع تشکیل گردید، تحریمهای رهبران و نهادهای قدرت توسط مجامع مدرن و بین المللی شدت گرفت، و خیل عظیمی از کشورها، دولتها، رهبران و کنشگران مدنی دنیا در صف بندیهای جهانی، و در صحنه های گوناگون به نفع جنبش اجتماعی مردم ایران رای مثبت داده، و از آن دفاع کردند.
برای آنکه یاد و خاطره فراموش نشده ای از جنبش آبان داشته باشیم و تحولاتی که طی هفته ها باعث شد تا اکثر استانهای کشور را درگیر جنبش نموده و رسانه های مطرح جهان را تحت پوشش خبری خود قرار داده بود، به بازنشر آن اخبار در سطح محدود و توان این گزارش پسنده می کنیم. باشد که تمامی عزیزان ایرانزمین یادشان باشد که اگر جمهوری اسلامی هم اکنون در تنگنای داخلی و خارجی اسیر است، و هر لحظه بیم آن می رود که فرو افتد و کار آن یکسره شود، فقط به خاطر پایداری و ماندگاری کنشهایی است که مردم ایران با فداکاری در پهنای ایرانزمین به تقابل با جمهوری اسلامی به میدان آمدند و سرکوب گشتند. اگرچه با خون خود ستونهای حکومت فاسد جمهوری اسلامی را به لرزه درآوردند و مشروعیت و مقبولیت آنرا به زیر کشیدند و به صف دیکتاتورهای تاریخ سپردند.
به یاد تمامی شهدای آزادی، برابری و دموکراسی در ایران
شورای ملی تصمیم
۲۳ اکتبر ۲۰۲۳ برابر با اول آبان ۱۴۰۲
روزشمار جنبش آبان ۱۳۹۸ به روایت رسانه های مستقل
۲۴ آبان ۱۳۹۸
از شامگاه ۲۴ آبان، اعتراضات در شهرهای مشهد، تهران، اهواز، کرمانشاه، سنندج، یزد، جوانرود، مریوان، ارومیه، بوکان، سیرجان و شیراز آغاز شد و به بندرعباس، اصفهان، کرمان، قزوین، شهرک اندیشه، ماهشهر، گچساران، خرمشهر، بابل، رشت، بیرجند، جیرفت، شوشتر، اندیمشک، کازرون، بهبهان، بوشهر و دهدشت گسترش یافت.
در اهواز) روز جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ با تجمع مردم در مناطقی از شهر با سر دادن شعار «اهوازی با غیرت، ماشینتو خاموش کن» خواستار خودداری شهروندان از خرید و مصرف بنزین شدند. فلکه کیان پارس اهوازتجمع و تظاهرات گسترش یافت که با حمله موتور سواران ضد شوروش به درگیری با مردم انجامید.
سیرجان) در ۲۴ آبان اعتراضات بالا گرفت و دست کم یک پمپ بنزین به آتش کشیده شد و یک نفر هم در حمله نیروهای امنیتی به تجمع کنندگان کشته شد.
در مشهد معترضان به گران شدن بنزین در ۲۴ آبان خودروهای خود را در بزرگراه وکیلآباد خاموش کرده و از حرکت سر باز زدند. آنها شعار میدادند: «روحانی حیا کن، مملکت را رها کن» و «دیکتاتور حیا کن، مملکت را رها کن». نیروهای امنیتی برای مقابله با معترضان به شلیک گاز اشکآور متوسل شدند. در پی انتشار فیلیمی از بزرگراه وکیل آباد در اینستاگرام بازخورد زیادی در پی داشت.
در بهبهان مردم معترض شعار میدادند که «بنزین گرانتر شده، فقیر فقیرتر شده» و یک شعبهٔ بانک ملی به آتش کشیده شد.
در امیدیه، مردم دست به تجمع و اعتراض زدند و جادهٔ این شهر به آغاجاری را بستند و ترافیک بسیار سنگینی را ایجاد کردند.
در قلعه حسن خان تهران، مردم در شامگاه جمعه تجمع و اعتراض کرده و یکی از خودروهای یگان ویژه را واژگون کردند.
در شهر قدس تهران، مردم در شامگاه ۲۴ آبان تجمع و اعتراض کرده و یکی از خودروهای یگان ویژه را واژگون کردند.
۲۵آبان ۱۳۹۸
شنبه ۲۵ آبان اعتراضات در تهران بالا گرفت و مردم برخی از اتوبانها از جمله اتوبان همت، اتوبان تهران-کرج و بلوار بابایی و تهرانپارس را بستند و در زیر پل ستارخان شعار سر دادند: «پول نفت گم شده خرج فلسطین شده»، «مرگ بر گرانی» و «مرگ بر دیکتاتور» ، «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم»، «توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه. معترضان در شرق تهران، با سنگ و آجر اتوبان امام علی را بستند و با نیروهای انتظامی که به سمت مردم گاز اشکآور پرتاب کردند درگیر شدند.
در شیراز و اصفهان مردم معترض خودروهای خود را در خیابانها خاموش کردند، مسیر را بسته و شعار سردادند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»
دامنهٔ اعتراضات و درگیریها به بندرعباس، اصفهان، ماهشهر، گچساران، برازجان، خرمشهر، بابل، بیرجند، نیشابور، شوشتر، اندیمشک و قم گسترش پیدا کرد و در اصفهان و کرمان چند پمپ بنزین به آتش کشیده شد.
در شهریار معترضان مجسمهٔ انگشتر خمینی که در میدان امام خمینی آن شهر نصب شده بود به آتش کشیدند و آن را وسط خیابان اصلی شهر (خیابان ولیعصر) قراردادند. گزارشها از تیراندازی و تیرخوردن تعدادی از معترضان در شهریار حکایت دارند.
چند بانک در تهران، اندیشه، اسلامشهر، بهبهان، جادهٔ ساوه و رباط کریم و یک حوزه علمیه در اصفهان به آتش کشیده شد.
نتبلاکس در گزارشی تأیید کرد که دولت ایران دسترسی به اینترنت در سراسر کشور را تقریباً بهطور کامل قطع کردهاست.
مایک پمپئووزیر خارجه ایالات متحده در نخستین واکنشها به اعتراضات ایران، گفت پس از چهل سال بیداد، مردم پر افتخار ایران در مورد سوء استفادههای حکومتشان ساکت نمینشینند. ما هم ساکت نخواهیم ماند. او سخن یکسال و نیم پیش خود را تکرار کرد، من پیامی برای مردم دارم: ایالات متحده صدای شما را میشنود. ایالات متحده از شما حمایت میکند. ایالات متحده با شماست.
وضعیت شهرهایی که اعتراضات آنها در خبرگزاریها بازتاب داشته؛
اعتراضات مسالمت آمیز یا بدون برخورد چشمگیر
اعتراضات به خشونت کشیده شده
در اعتراضات کشته گزارش شده
دادهای در دسترس نیست
۲۶آبان ۱۳۹۸
حمله به حوزهٔ علمیه در کازرون و به آتش کشیدن مدرسهٔ علمیهٔ صالحیه مکتب الصادق.
اعتراضها در شهرهای شیراز، اصفهان،برازجان، بوشهر، بوکان، قائمشهر، نجفآباد، تبریز، خرمآباد، کرج، کرمانشاه، گرگان، اندیمشک، بابل، گچساران، ساری، قزوین، چابهار، مریوان، یزد، نیشابور، بهبهان، گرمسار، قرچک، اسلامشهر، تهرانسر، ماهشهر، جوانرود، رشت، اهواز و… همچنان ادامه داشت.
براساس گزارشهای تأیید نشده، تعداد کشتهشدگان در درگیری مأموران امنیتی با مردم به دهها نفر رسیدهاست. در برخی شهرها، شاهدان از شلیک مستقیم گلوله به معترضان خبر میدهند.
محمود صادقی عضو هیئت رئیسه فراکسیون امید مجلس از اعلام «طرح فوریتی بازگشت قیمت بنزین به قیمت قبل» در جلسه روز یکشنبه ۲۶ آبان مجلس خبر داد. علی خامنهای با ارسال یادداشتی به نمایندگان آنها را از مخالفت با مصوبهٔ افزایش قیمت بر حذر داشت و آن طرح از دستور کار مجلس خارج شد.
علی خامنهای رهبر ایران طی یک سخنرانی حمایت خود از تصمیم سران سه قوه را اعلام کرد.
مورگان اورتگس سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در توئیتی نوشت: درحالیکه مردم ایران به جدیدترین بیعدالتی رژیم فاسد حاکم اعتراض میکنند، ایالات متحده در کنار این مردم که مدتهاست در رنج هستند، میایستد. ما تلاشها برای قطع اینترنت را محکوم میکنیم. بگذارید مردم حرفشان را بزنند!
۲۷آبان ۱۳۹۸
معترضان در اصفهان بیلبوردی با تصویر خامنهای واقع در پل چمران را آتش زدند.
در مشهد درگیریهایی بین مردم و پلیس ضد شورش گزارش شد. در قوچان تجمعاتی در بازارهای شهر انجام گرفت.
اعتراضات در تهران نیز ادامه داشت. در تهرانسر درگیریهایی بین مردم و پلیس ضد شورش گزارش شد.
۲۸آبان ۱۳۹۸
نمایندهٔ شوش در مجلس اعلام کرد که شهر شوش به خاطر اعتراضهای کارگران نیشکر هفتتپه به تعطیلی کشیده شدهاست.
سازمان عفو بینالملل اعلام کرد، از شمار بالای کشتهها، زخمیها و بازداشتیها در اعتراضات ایران «وحشتزده» شده و نگران قطعی اینترنت در این کشور برای «سرکوب خونین» در خلاء خبری است. این سازمان با استناد به تصاویر ویدئویی راستیآزمایی شده، شهادت شاهدان عینی و اطلاعات به دست آمده از فعالان خارج از ایران گفت که نیروهای امنیتی ایران رویهای دلخراش از کشتار غیرقانونی را در پیش گرفتهاند.
علی خامنهای رهبر ایران اعلام کرد که در این اعتراضات «دشمن را عقب راندیم» و «این اعتراضات، مردمی نبود بلکه امنیتی بود.»
۲۹آبان ۱۳۹۸
براساس گزارش رادیو فردا اعتراضات و درگیری بین مردم و نیروهای امنیتی در خوزستان و شهرهای اندیمشک، دزفول، کوت عبدالله باوی ادامه دارد و تا تاریخ ۲۹ آبان ۵۸ نفر در این استان کشته شدهاند که ۲۸ نفر از این کشتهها متعلق به ماهشهر است.
حسن روحانی رئیسجمهور ایران معترضان را «آشوبگران شروری» خواند که در روزهای اخیر خیابانها را به تصرف خود درآورده بودند و شمارشان را «اندک» خواند.
نتبلاکس اعلام کرد اینترنت برای چهارمین روز پیاپی در ایران قطع بودهاست و بابت قطعی اینترنت، خسارتی معادل ۲۴۲ میلیون دلار در چهار روز (۶۱ میلیون دلار در هر روز) به اقتصاد کشور وارد شدهاست. این سازمان میزان دسترسی به اینترنت را با ۴ درصد همچنان رو به کاهش دانست.
۳۰آبان ۱۳۹۸
پس از حدود ۱۰۰ ساعت قطعی اینترنت، دسترسی به اینترنت در برخی از شهرها به تدریج برقرار شد. شرکت نتبلاکس تأیید کرد که اتصال به اینترنت در بعضی نقاط ایران بهصورت محدود در حال برقرار شدن است.
دونالد ترامپرئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در دو توئیت نوشت: ایران آنقدر بیثبات شدهاست که رژیم تمام سیستم اینترنتی را قطع کرد تا مردم خوب ایران نتوانند دربارهٔ خشونت شدیدی که در داخل آن کشور جریان دارد، صحبت کنند. رژیم خواهان حذف کامل شفافیت است و فکر میکنند که جهان از مرگ و فجایعی که رژیم ایران ایجاد میکند، بیخبر میماند.
مایک پنس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، در یک توئیت نوشت: درحالیکه ایرانیها برای اعتراض در خیابانها حضور دارند، آیتاللهها در تهران به استفاده از خشونت و حبس برای سرکوب مردم خود ادامه میدهند.
۱آذر ۱۳۹۸
نتبلاکس میزان دسترسی به اینترنت را با ضریب ۱۵ درصد گزارش کرد.
محمد مساعد روزنامهنگار به دلیل توییتهایش دربارهٔ قطعی اینترنت بازداشت شد.
۲آذر ۱۳۹۸
علی القاصی مهر دادستان تهران، اعلام کرد بازپرسان ویژه و تماموقت در حال تحقیقات همهجانبه از افرادی هستند که در اعتراضها بازداشت شدهاند.
۳آذر ۱۳۹۸
شکرالله بهرامی رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح، گفت که در جریان اعتراضات «ممکن است کسی هم به صورت عبوری لطمهای خورده باشد، که این اتفاق در جنگهای شهری طبیعی است.»
۴آذر ۱۳۹۸
مقامهای پلیس ایران از بازداشت ۳۴ معترض در شهرهای شیراز، همدان و خرمآباد خبر دادند.
حسین سلامی، فرماندهٔ سپاه پاسداران، در راهپیمایی طرفداران حکومت ایران گفت «در یک جنگ بزرگ جهانی هستیم» و به آمریکا، اسرائیل، عربستان و بریتانیا هشدار داد که اگر از خط قرمز ایران عبور کنند نابود خواهند شد.
۵آذر ۱۳۹۸
۳ معترض در کرمانشاه و ۵ نفر که در اعتراضات تهران مشارکت داشتند در بابلسر دستگیر شدند. فرماندهٔ انتظامی استان گیلان از بازداشت یکی از معترضان تهرانی در شهرستان رودبار خبر داد.
مجتبی خانجانی فرماندار بهارستان، گزارشها دربارهٔ تحویل جسد در برابر دریافت پول از خانوادهٔ کشتهشدگان را رد کرد و مدعی شد اگر خانوادهٔ قربانیان، استطاعت مالی نداشته باشند برای کفن و دفن به آنها کمک مالی میشود.
۶آذر ۱۳۹۸
حسن روحانی گفت که موضوع بنزین را به وزارت کشور، شورای امنیت کشور و صدا و سیما واگذار کرده بوده و زمان افزایش قیمت بنزین را نمیدانسته. او مدعی شد که صبح ۲۴ آبان و پس از اجرای طرح، از افزایش قیمت بنزین مطلع شدهاست. با اینحال در ۹ آذر، معاون سیاسی وزارت کشور اعلام کرد که روحانی ۲ روز پیش از اجرای طرح افزایش قیمت و سهمیهبندی بنزین، از موضوع مطلع بودهاست.
روند اتصال مجدد اینترنت اپراتورهای موبایل، در تهران و ۸ استان دیگر آغاز شد.
۷آذر ۱۳۹۸
مقامهای امنیتی ایران از بازداشت دستکم ۵۰ نفر از شرکتکنندگان در اعتراضها در چند شهر از جمله تهران، شیراز و اصفهان خبر دادند.
مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده گفت آنچه در ایران روی میدهد، خواست مردم ایران برای دستیابی به آزادی و کامیابی اقتصادی و رژیمی است که اینها را از مردم دریغ میکند. چیزی که ما در هفتههای گذشته دیدهایم، این است که مردم ایران میگویند دیگر بس است. دزدسالاری بس است، حکومت دینی دیگر بس است.
۹آذر ۱۳۹۸
خبرگزاری رسمی ایران (ایرنا) اعلام کرد طی ۲۴ ساعت گذشته بازداشتها در استانهای تهران، فارس، آذربایجانشرقی و هرمزگان ادامه داشتهاست.
وبسایت کلمه، رسانهٔ نزدیک به میرحسین موسوی، از دفن پیکر ۱۵۶ نفر از جانباختگان اعتراضات اخیر ایران در بهشت زهرای تهران و ارسال ۸۰ پیکر دیگر به شهرستانهای مختلف خبر داد.
۱۰آذر ۱۳۹۸
لیلا واثقی، فرماندار شهرستان قدس اعلام کرد که در روز ۲۵ آبان شخصاً به نیروی انتظامی دستور داده به معترضانی که وارد فرمانداری شده بودند شلیک کنند. طی اعتراضات آبان ۹۸ این اولین موردی بود که مشخص شد دستور تیر دقیقاً توسط چه کسی صادر شدهاست. پس از انتشار اظهارات واثقی، کاوه موسوی (حقوقدان) اعلام کرد بر اساس اعتراف لیلا واثقی کیفرخواستی علیه او تنظیم شدهاست.
۱۱آذر ۱۳۹۸
۱۴ اقتصاد دان در نامه ای به رئیسجمهور خواهان انتشار اسناد کارشناسی و صورتجلسه و پیوستهای کارشناسی اقدام دولت در گران کردن بنزین شدند و کارشناسان دولت را دعوت به مناظره کردند.
علی دارابی، معاون امور استانهای صداوسیمای ایران گفت که اعتراضها در بیش از ۲۰۰ شهر بزرگ و کوچک کشور صورت گرفتهاست.
روزنامهٔ نیویورک تایمز در گزارشی به نقل از خبرنگاران محلی اعلام کرد تعداد کشتهشدگان طی سه روز ناآرامی در بندر ماهشهر بین ۴۰ الی ۱۰۰ نفر بودهاست.
۱۲آذر ۱۳۹۸
انوشیروان محسنی بندپی، استاندار تهران، در یک نشست خبری اعلام کرد تعداد بازداشتیهای اعتراضات اخیر در تهران ۲۰۲۱ نفر است.
غلامحسین اسماعیلی در نشست خبری گفت که اکثر بازداشت شدگان اعتراضات اخیر آزاد شدهاند و امروز در تهران ۳۰۰ نفر در بازداشت به سر میبرند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز سهشنبه، ۱۲ آذرماه، در هفتادمین سالگرد سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، در لندن در خصوص اعتراضات سراسری ایران گفت: «اتفاق وحشتناکی است و جهان نظارهگر آن است.»
ایرنا به نقل از یک مقام وزارت اطلاعات از بازداشت ۷۹ نفر در خوزستان در رابطه با اعتراضات اخیر خبر داد.
۱۳آذر ۱۳۹۸
پس از گذشت ۱۸ روز، اینترنت در سیستان و بلوچستان هنوز قطع است. براساس گزارش کاربران شبکههای اجتماعی و تأیید وزیر ارتباطات، اینترنت همراه هنوز در این استان قطع است.
۴۵۰ نفر از معلمان شاغل و بازنشسته سراسر ایران طی بیانیهای در خصوص اعتراضات سراسری ایران واکنش نشان دادند: «ریشه اعتراضات در ناراحتی انباشته شده از فساد سازمان یافته در حاکمیت، تبعیض و بی عدالتی، بیتوجهی به مردم در تصمیمگیریها و سیاست گذاریهای کلان چه در عرصه داخلی و چه خارجی، سلب آزادیهای مدنی و سرکوب هر نوع اعتراض آرام و مسالمت آمیز در ۴۰ سال گذشته بودهاست.»
شبکهٔ حقوق بشر کردستان از انتقال ۱۰۰ نفر از بازداشتشدگان اعتراضهای اخیر از بازداشتگاههای امنیتی کرمانشاه به زندان دیزلآباد خبر داد.
بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری تعداد کشتهشدگان زیر ۱۸ سال در اعتراضهای آبان به ۱۸ نفر افزایش یافت.
۳۸ نفر در سه شهر ایران و در استانهای تهران و فارس بازداشت شدند.
بیبیسی به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که وزارت اطلاعات بیش از ۱۰ بسیجی حاضر در سرکوبهای تهران را بازداشت کردهاست. بعد از انتشار این گزارش، خبرگزاری فارس به نقل از مقامهای قضایی و امنیتی این خبر را تکذیب کرد.
برایان هوک، نمایندهٔ ویژهٔ وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، از احتمال کشته شدن «بیش از یک هزار نفر در اعتراضات ایران» خبر داد.
۱۵آذر ۱۳۹۸
میچل باچلهکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل گفت: «تصاویری دریافت کردهایم که بنظر میرسد نیروهای امنیتی از روی بام ساختمانها و سوار بر بالگرد به سر یا سایر اعضای حیاتی معترضان در حال فرار تیراندازی میکنند.»
۱۶آذر ۱۳۹۸
در دانشگاههای تهران و چندین کلانشهر، در حمایت از اعتراضهای آبان تجمعاتی برگزار شد.
اخطار ۱۶۰ وکیل دادگستری ضمن ابراز همدردی با خانوادهٔ جانباختگان اعتراضات آبانماه، به رئیسجمهور اخطار قانونی داده و این پرسش را مطرح کردند که «فرمانده عملیات» در حوادث رخ داده چه شخص یا اشخاصی بودهاند و دستور استفاده از سلاح گرم توسط چه کسانی صادر شدهاست؟
فرمانده انتظامی استان کردستان روز دوشنبه ۱۸ آذر از بازداشت ۸ شهروند در شهرستان مریوان تحت عنوان «لیدر و عوامل اغتشاشات» خبر داد.
شبکهٔ تلویزیونی سیبیسیکانادا گزارشی را پخش کرد که در آن شیرین عبادی، برندهٔ ایرانی جایزه صلح نوبل، اعتراضات سراسری اخیر را «مقدمه سرنگونی رژیم» خواند و گفت: «این امر ممکن است در کوتاهمدت یا در بلندمدت روی دهد. اما شکاف میان رژیم و مردم آنقدر عمیق شده که دیگر قابل پر کردن نیست. کانادا میتواند گامهایی برای کمک به معترضان در ایران بردارد؛ برای مثال، با پولشویی مبارزه کرده و جلوی سرمایهگذاری نظام جمهوری اسلامی در خارج از کشور را بگیرد.»
۱۹آذر ۱۳۹۸
سیده فاطمه حسینی، رئیس فراکسیون فناوری و نوآوری مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: «قطعی اینترنت روزانه ۲۵۰۰ میلیارد تومان به کسب و کارهای حوزه فناوری خسارت وارد کردهاست.»
۲۰آذر ۱۳۹۸
۷ شهروند در تهران و نجف آباد تحت عنوان «لیدر و عوامل اغتشاشات» بازداشت شدند.
۲۱آذر ۱۳۹۸
چهار نفر از شهروندان ساکن اصفهان توسط نیروهای امنیتی به اتهام سلطنتطلبی بازداشت شدند. خبرگزاریهای ایران نوشتند این افراد که از آنها به عنوان «اعضای شبکه فعال سلطنتطلب» و «اعضای شبکه مبارز وطن اصفهان» نام برده شدهاست، توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه استان اصفهان در زمان برگزاری جلسهای در منزل یکی از شهروندان، بازداشت شدند. این رسانهها مدعی شدند، در محل بازداشت آنها، تعدادی «شبنامه، پرچم شیر و خورشید، ابزار شعارنویسی، و شیشههای بمبهای آتشزا» کشف شد.
۲۲آذر ۱۳۹۸
۱۳۶ شهروند در خوزستان تحت عنوان «عاملان تیراندازی» بازداشت شدند.
۲۳آذر ۱۳۹۸
روز شنبه ۲۳ آذر فرماندهان انتظامی استان البرز و غرب استان تهران از دستگیری ۱۱ تن از معترضان با عنوان «لیدر و عوامل اصلی اغتشاشات» خبر دادند.
۲۵آذر ۱۳۹۸
محسن استادعلی «جایزهٔ بهترین کارگردانی جشنواره سینما حقیقت» را به پویا بختیاری، یکی از کشته شدگان اعتراضات آبان ماه تقدیم کرد.
جسد «ارشاد رحمانیان»، که از ۲۶ آبان ۱۳۹۸ ناپدید شده بود، با سر متلاشی شده و دست و پای شکسته در کنار سد «گاران» پیدا شد. او در تظاهرات اعتراضی مردم مریوان در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ شرکت کرده بود.
۲۶آذر ۱۳۹۸
گروهی از از دانشجویان دانشگاه بهشتی تهران، بامداد سهشنبه ۲۶ آذر در آستانه ۵ دی، چهلم جانباختگان اعتراضات آبان در خوابگاه دانشگاه تجمع اعتراضی به پا کردند. آنها سپس در یک راهپیمایی اعتراضی مقابل حراست دانشگاه تجمع کرده و در واکنش به افزایش شمار جانباختگان اعتراضات آبان شعار سردادند.
روز سه شنبه ۲۶ آذرماه ۹۸، دادستان انقلاب شهرستان قدس در استان تهران، از بازداشت شهروندان معترض تحت عنوان «لیدر و عامل اغتشاشات» خبر داد.
فرمانده انتظامی استان البرز، از بازداشت ۲ شهروند معترض در فردیس البرز خبر داد.
۲۷آذر ۱۳۹۸
علی اکبر جاویدان، فرماندهٔ انتظامی استان کرمانشاه از دستگیری بیش از ۲۵۰ نفر از معترضان در کرمانشاه خبر داد و آنها را «سردستهٔ اغتشاشگران» توصیف کرد. او همچنین اتهام برخی از آنها را «توهین علیه نظام» عنوان کرد و مدعی شد که «چند نفر آنها به ارتباط با گروهکهای تروریستی و دشمنان انقلاب اعتراف کردهاند.»
مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامهٔ «محکومیت وضعیت حقوق بشر در ایران» را با ۸۱ رای مثبت تصویب کرد.
۲۸آذر ۱۳۹۸
پنجشنبه ۲۸ آذرماه، رئیس پایگاه ششم پلیس امنیت عمومی تهران و فرمانده انتظامی استان لرستان، از بازداشت ۴ شهروند معترض، تحت عنوان «لیدر و عامل اغتشاشات» خبر دادند.
۳۰آذر ۱۳۹۸
نرگس محمدی، یاسمن آریانی، آتنا دائمی، صبا کردافشاری، مژگان کشاورز، سهیلا حجاب، سمانه نوروزمرادی و منیره عربشاهی، زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین از ۳۰ آذر تا ۵ دی به مناسبت چهلم کشتهشدگان آبان در بند زنان این زندان تحصنی ۶ روزه را آغاز کردند. این زندانیان تا سه هفته ممنوعالملاقات و امکان تماس تلفنی از آنها گرفته شدهاست.
سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرد تا روز ۲۹ آذر ماه دستکم ۳۲۴ نفر از معترضان جانباخته در سراسر ایران از سوی این سازمان احراز هویت شدهاند.
۱دی ۱۳۹۸
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان بهارستان پیدا شدن سه جسد پس از گذشت حدود یک ماه، از زیر آوار یکی از بانکهای نسیمشهر در جریان اعتراضهای آبان ماه را تأیید کرد.
۲دی ۱۳۹۸
رویترز در گزارشی ویژه از کشته شدن حدود ۱۵۰۰ نفر در اعتراضات آبانماه ایران خبر داد. این خبرگزاری به نقل از سه منبع موثق درون محفل رهبر جمهوری اسلامی و فرد چهارمی که یک مقام رسمی جمهوری اسلامی است، نوشتهاست خامنهای در شامگاه یکشنبه ۲۶ آبان با مقامهای ارشد امنیتی، حسن روحانی و تعدادی از اعضای کابینه دیدار کردهاست. او که از سوزاندن تصویر خود و مجسمهای مربوط به روحالله خمینی، خشمگین بوده با صدای بلند از شیوهٔ برخورد مسئولان با ناآرامیها انتقاد کرده و گفته: «جمهوری اسلامی در خطر است. هر کاری لازم است برای پایان دادن (به اعتراضات) انجام دهید. دستور من این است». خامنهای در این جلسه به صراحت گفته که تظاهرات به واکنشی قاطع نیاز دارد و هشدار دادهاست که اگر مقامات حاضر در جلسه بلافاصله اعتراضات را متوقف نکنند، او آنها را مسئول پیامدهای آن خواهد دانست. به گفتهٔ منابع رویترز کسانی که در جلسه حضور داشتند موافق بودند که تظاهرکنندگان قصد سرنگونی جمهوری اسلامی را دارند. رویترز به نقل از این منابع میگوید خامنهای به ویژه از خشم طبقهٔ کارگر در شهرهای کوچک به شدت نگران بودهاست. رایدهندگان کمدرآمد این مناطق در انتخابات مختلف از حکومت پشتیبانی کردهاند و آرای آنها در انتخابات آتی مجلس میتواند محک محبوبیت نظام در دوران اثرگذاری تحریمها باشد. به نوشتهٔ رویترز بخش بزرگی از تظاهرکنندگان در اعتراضات خواستار بازگشت رضا پهلوی به ایران و سقوط جمهوری اسلامی شده بودند.
در بامداد ۳ دی منوچهر بختیاری و ناهید شیرپیشه والدین پویا بختیاری بازداشت شدند. آنها در ۳۰ آذر ۱۳۹۸ به وزارت اطلاعات احضار شدهبودند و به ایشان گفته شده بود که نباید مراسم چلهم فرزندشان را برگزار کنند. این توصیه از سوی آنها رد شده بود.
خبرگزاری مهر نوشته این خانواده «با حکم قضایی» و برای آنچه «صیانت از نظم و امنیت مردم شریف و خسارتدیده»، «جلوگیری از پروژه کشتهسازی» و «تکرار اقدامات مسلحانه علیه مردم» بازداشتشدهاند.
برخی مهمانان دیشبِ خانواده بختیاری هم در راه برگشت از کرج، برای ساعتی بازداشتشدهبودند اما بعد در تهران آزاد شدهاند. گفتهشده در تهران مأموران به خانواده مصطفی کریمبیگی، از کشتهشدگان اعتراضهای سال ۱۳۸۸ هم رفتهبودند اما گویا مادر یا خواهر کریمبیگی بازداشت نشدهاند. خانواده بختیاری، در پیامهایی از مردم خواستهبودند تا در آیین چهلمین روز درگذشت فرزندشان شرکت کنند.
سهشنبه ۳ دی ماه ۹۸، سرپرست پلیس امنیت عمومی استان کرمان، از بازداشت ۲ شهروند معترض تحت عنوان «عامل اغتشاشات» خبر داد.
۴دی ۱۳۹۸
آمار زنده قطعی اینترنت
اینترنت خانگی در شیراز و برخی شهرستانهای استان فارس قطع شد.
«یک منبع آگاه» در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران به خبرنگار ایلنا گفتهاست که «با دستور مراجع امنیتی» ترافیک بینالملل خطوط تلفنهای همراه در استانهای البرز، کردستان، زنجان و فارس قطع شدهاست. اینترنت موبایل در پنجاستان کشور به دستور نهادهای امنیتی قطع شده و احتمال دارد شمار استانهای بیاینترنت بیشتر هم بشود. بعید نیست قطعی اینترنت به نزدیکشدنبه چهلمین روز درگذشت کشتهشدگان اعتراضهای اخیر ربط داشتهباشد.
نت بلاکز که ترافیک اینترنت جهانی را رصد میکند تأیید کرد که اینترنت موبایل در نقاطی از ایران از ششونیم صبح دچار اختلال شده و صبح چهارشنبه دو بار افت یکباره روی دادهاست.
چهارشنبه ۴ دی ماه، ۹ شهروند در ارتباط با اعتراضات آبان، تحت عنوان «لیدر اغتشاشات»، در شهرستان بم، کرج و اصفهان بازداشت شدند.
۱۳۵ نفر از مستندسازان ایرانی به مناسبت چهلمین روز کشتهشدن برخی معترضان اعتراضهای آبان، بیانیهای منتشر کردهاند. آنها نوشتهاند: «ما همراه با مردم میهنمان در چهلمین روز فاجعه، یاد کشتهشدگان و زندانیان در بند را زنده نگه میداریم…» امضاکنندگان بیانیه اعلام کردهاند «بر واقعیتهای امروز چشم نمیبندیم» و «کنار مردم… روایت از آنچه بر ما گذشت ثبت و حفظ خواهیم کرد؛ روایت جانبهلبرسیدن از غمِ نان، روایت کشتهشدگانِ بیتدفین و بیمزار و زندانیان بینام و بینشان» که هریک «کسی از ما هستند.»
۵دی ۱۳۹۸
فعالان حقوق بشر از اعضای دائم شورای امنیت خواستند که در اقدام فوری با تصویب یک قطعنامه به عنوان «جنایت علیه بشریت»، سرکوب مردم در ایران را محکوم کند.
بنابر گزارش منابع حقوق بشری، نرگس محمدی فعال مدنی زندانی در ایران پس از تحصن به همراه ۷ زندانی دیگر در اعتراض به کشتار آبان ماه، به زندان زنجان منتقل شدهاست.
۲ شهروند در قزوین به اتهام «سازماندهی آشوب و ناامنی» توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شدند.
شبکهٔ ایران اینترنشنال از بازداشت دستکم ۱۴ نفر در شهرهای دورود، قم، قزوین، رشت و تهران، همزمان با چهلمین روز کشتهشدن معترضان آبان ۱۳۹۸ خبر داد. در همین رابطه شبکهٔ من و تو، بازداشت دست کم ۶۰ نفر در ۴ شهر تهران، کرج، رشت و دورود را اعلام کرد.
مؤسسه نت بلاکز اعلام کرد دسترسی اینترنت در ایران بار دیگر پایین آمده و فقط به حد پنج درصد از متوسط ارتباط با اینترنت رسیدهاست.
افرادی که برای شرکت در مراسم چهلمین روز کشته شدن پویا بختیاری در تظاهرات آبان ماه، به گورستان بهشت سکینه در کرج رفته بودند توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دستگیر شدند. «پلیس و نیروهای امنیتی با ماشینهای زرهی و آبپاش» در قطعه ۲۶ گورستان «بهشت سکینه» کرج، محل دفن پویا بختیاری، قرار داده شده بود و یک هلیکوپتر هم بر فراز گورستان در پرواز بود.
شعارها:
«این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت»
«کُشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم»
«مرگ بر دیکتاتور»
«درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شوید»
۶دی ۱۳۹۸
مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا روز جمعه ششم دیماه در توییتی گفتهاست، «مردم ایران حق دارند برای کسانی که در اعتراضات اخیر کشته شدند عزاداری کنند.» در این توییت نوشتهاست: مردم ایران حق دارند به سوگ ۱۵۰۰ قربانی بنشینند که به دست خامنهای در تظاهرات (اخیر) سلاخی شدند. حکومت از شهروندان خودش میترسد و یکبار دیگر به خشونت متوسل شد و اینترنت را قطع کرد.
فرمانده انتظامی خوزستان از بازداشت ۲ شهروند به دلیل مدیریت شبکههای مجازی در جریان اعتراضات در اهواز خبر داد.
۷دی ۱۳۹۸
جلال میرزایی، نماینده اصلاحطلب در مجلس شورای اسلامی عنوان کردهاست که نیروی انتظامی ایران «مسئولیت بخشی از» قربانیان اعتراضات آبانماه سال جاری را بر عهده گرفتهاست.
محمد عبادینژاد، فرمانده پلیس کازرون از بازداشت یکی از معترضان آبان ماه با عنوان «عامل اصلی تخریب و آتشزدن حوزه علمیه و ۱۱ بانک» خبر داد.
شنبه ۷ دی ماه، مسئولان انتظامی در استانهای قم، اصفهان و گلستان از بازداشت ۱۸ شهروند تحت عنوان «عاملان تحریک مردم برای شرکت در تجمعات» در شهرهای قم، نجف آباد و کلاله، خبر دادند.
۸دی ۱۳۹۸
محسن خانچرلی، فرمانده انتظامی غرب استان تهران، از بازداشت هشت نفر از «عاملان» اعتراضات آبان ماه سال جاری خبر داد. وی یکشنبه ۸ دیماه این افراد را «عناصر اصلی اغتشاشات و اخلالگران نظم عمومی» نامید که در شبکههای تلگرام و اینستاگرام «جهت تشویق مردم برای شرکت در اغتشاش و آشوب در شهرستان اسلامشهر و شهریار» تلاش کردهاند.
عبدالرضا آقاخانی، فرمانده پلیس قم از بازداشت ۱۴ نفر که قصد «ایجاد ناآرامی و اغتشاش در سراسر کشور» داشتهاند خبر داد.
سپاهاستان قزوین از بازداشت دو نفر به اتهام «تحریک به اقدامات خرابکارانه» خبر داد .
محمد حسین باباکلانی، فرمانده انتظامی شهرستان نجفآباد از بازداشت سه نفر از «عاملان اصلی تحریک مردم» خبر داد.
«شبکه حقوق بشر کردستان» از آزار و اذیت جنسی تعدادی از نوجوانان بازداشت شده در جریان اعتراضهای آبان ۱۳۹۸ در مریوان خبر داد.
۱۱دی ۱۳۹۸
جعفر ابراهیمی، فعال صنفی معلمان به دلیل شرکت در چهلم جان باختگان آبان ماه روز پنجشنبه ۵ دی ماه در بهشت سکینه کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاست.
۱۲دی ۱۳۹۸
یک شهروند معترض در شیراز تحت عنوان «عامل اغتشاشات» بازداشت شد.
۱۹دی ۱۳۹۸
امیر (شاهپور) اوجانی، ۴۳ ساله، که در جریان اعتراضات آبانماه از ناحیه فوقانی پا مورد اصابت گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفته بود و از ترس بازداشت تنها به پانسمان بسنده کرده بود، به دلیل عفونت ناشی از جراحت پا و آمبولی ریه درگذشت.
۲۲دی ۱۳۹۸
صبا راد و زهرا خاتمی راد دو مجری تلویزیون به همکاری خود با صدا و سیما پایان دادند. صبا راد در پست اینستاگرامی خود نوشت: «این روزها میخواهیم دلمان گرم شود نه سرمان».
فرمانده سپاه ویژه تهران اعلام کرد در مورد کشتهشدگان اعتراضات آبان، هنوز بین بین شهدا و کسانی که اتفاقی در اعتراضات بودند تفکیک انجام نشدهاست او گفت: «هنوز بین شهدا و کسانی که اتفاقی آنجا در حادثه بودند یا کسانی که از سوی اشرار و اراذل و اوباش به شهادت رسیدند و مورد هجوم قرار گرفتند و کسانی که اراذل و اوباش بودهاند و کشته شدند، تفکیک صورت نگرفتهاست.»
فرمانده انتظامی استان اصفهان از بازداشت یک شهروند در شهرستان مبارکه خبر داد. تحریک مردم به شرکت در تجمعات آبان، آموزش شعار علیه نظام و مسئولان نظام و عضوگیری در فضای مجازی به منظور تبلیغ علیه نظام از جمله اتهامات مطروحه علیه این فرد عنوان شدهاست.
۶بهمن ۱۳۹۸
محمد ملکی، ۲۳ ساله که در جریان اعتراضات آبانماه در سه راه آدران در جاده ساوه بر اثر اصابت گلوله مأموران امنیتی از ناحیه ستون فقرات و ریه مجروح شده بود، درگذشت.
۱۴بهمن ۱۳۹۸
در ۱۴ بهمن ۱۳۹۸ دو نفر از بازداشتشدگان اعتراضات آبان ماه به نامهای محمدجواد احمدی و آریا حامدیراد هر کدام به ۶ سال زندان محکوم شدند. اتهام آنها «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور»، صدور فراخوان برای حضور سایر شهروندان برای تجمع در حمایت از جانباختگان و انتشار سرود و اشعار و موسیقیهای حماسی در حمایت از شهروندان معترض بودهاست.
۲۷بهمن ۱۳۹۸
در ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ صدها نفر از دانشجویان «دانشگاه امیرکبیر» در تهران همزمان با چهلمین روز کشته شدن مسافران هواپیمای اوکراین، در اعتراض به حوادث ماههای اخیر و وضعیت فعلی کشور دست به تجمع زدند. در بیانیه پایانی این تجمع آمدهاست: «ملت ایران! امروز که در این بزنگاه تاریخی ایستادهایم، به زندهترینمان حبس و حصر تحمیل کردهاند. نهادهای انتخاباتی که قرار بود بنا به نظر جمهور مردم ایجاد شوند، اما بیش از هر زمان دیگری انتصابی هستند، هیچگونه امکان رهایی در درون خود ندارند.» نیروهای بسیج و حراست به تجمع دانشجویان حمله کردند تا مانع از خوانده شدن بیانیه دانشجویان شوند. دانشجویان معترض همچنین خواستار آزادی برخی فعالان زن مانند: بهاره هدایت، نسرین ستوده، نرگس محمدی و ندا ناجی شدند.
۲اسفند ۱۳۹۸
سه نفر از معترضان آبان ۹۸ به نامهای «امیرحسین مرادی»، «سعید تمجیدی» و «محمد رجبی»، توسط ابوالقاسم صلواتی به اعدام و مجموعاً به ۳۸ سال زندان و ۲۲۲ ضربه شلاق نیز محکوم شدند. به نوشتهٔ خبرگزاری هرانا، این ۳ متهم که در تجمعات اعتراضی آبان در محله ستارخان تهران شرکت کرده بودند در جریان بازجویی و تحت شکنجه مجبور به اعترافات اجباری علیه خودشان شدند.
۴اسفند ۱۳۹۸
سمیرا هادیان، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین که در اعتراضات آبان ۱۳۹۸، در ۳۰ آبانماه بازداشت شده بود، به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شدهاست.
۹اسفند ۱۳۹۸
۲۸ فوریه ۲۰۲۰ عفو بینالملل در بیانیهای اظهار نگرانی خود را از اعدام سه نفر از بازداشتشدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی ابراز داشت و به ناعادلانه بودن محاکمه و محروم بودن از وکیل و گرفتن اعتراف تحت شکنجه تأکید کردهاست.
۱۴اسفند ۱۳۹۸
در روز چهارشنبه ۱۴ اسفند سازمان عفو بینالملل اعلام کرد که: «در ادامهٔ تحقیقات خود به شواهدی دست یافتهاست که نشان میدهد نیروهای امنیتی ایران دست کم ۲۳ کودک را در جریان اعتراضات سراسری در آبان ۱۳۹۸ کشتهاند.»
مهدی باقری یکی از بازداشتشدگان اعتراضات آبانماه به ۵ سال زندان تعزیری محکوم شد.
۲۴اسفند ۱۳۹۸
صبح شنبه با وخیم شدن حال امیرحسین مرادی یکی از بازداشت شدگان اعتراضات آبانماه که به اعدام محکوم شدهاست، وی را به بیمارستان رازی تهران منتقل کردند ولی بدون هیچ رسیدگی او را به زندان بازگرداند. وی به بیماری پارالیز مبتلا میباشد. در روزهای اخیر بازجوی وی به او خبر داده بود در روزهای آینده اعدام خواهد شد، علاوه بر اعلام خبر ساختگی ابتلای او به ویروس کرونا توسط مسئولین زندان باعث فشار روانی و شدت یافتن بیماری او شده بود.
۲۵اسفند ۱۳۹۸
حمید خسروپور یکی از بازداشتشدگان اعتراضات آبان به ۱ سال زندان تعزیری محکوم شد. وی در مدتی که در بازداشت بهسر میبرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و ناخنهایش در بازداشتگاه اطلاعات سپاه کشیده شد.
۲۶اسفند ۱۳۹۸
علی بیکس، یکی از بازداشتشدگان اعتراضات آبان ماه به اتهام «اجتماع و تبانی، اخلال در نظم و آسایش عمومی و ایجاد هیاهو از طریق فریاد کشیدن” به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.
نزدیک به سه هفته است که جنگی خانمان سوز با حمله نیروهای تروریستی حماس به خاک اسرائیل آغاز شده است. دولت اسرائیل اعلام کرده که قصد نابودی سازمان افراطی حماس در غزه را دارد. در پی آن حملات نظامی به آن منطقه آغاز شد.
طی زد و خوردهای نظامی که در دوطرف به وقوع پیوست، هزاران نفر کشته و ده ها هزارنفر زخمی شده اند. در کنار این فاجعه فراگیر، مناطق مختلف مسکونی، بیمارستانها، مدارس و جاده ها با خاک یکسان شدند. حتی امکاناتی چون آب، دارو، برق، غذا و شبکه های ارتباطی چون اینترنت در نوار غزه قطع شده و بسیاری از کودکان، زنان و غیرنظامیان دو طرف درگیری در این جنگ کشته و زخمی شدهاند.
سازمان تندرو و تروریستی حماس تونلی با بیش از ۵۰۰ کیلومتر در زیر منطقه ۳۶۵ هزار کیلومتر مربعی غزه ایجاد کرده است. این تونلها در زیر مناطق مسکونی، مساجد، بیمارستانها و مدارس ساخته شده است. با حمله نظامی سنگین اسرائیل به این مناطق کشتار غیرنظامیان به مراتب افزایش یافته است. حتی مراکز رسانه های بین المللی از این وضعیت خلاصی ندارند و تاکنونی بیش از ۲۰ خبرنگار و چندین مرکز رسانه های خارجی توسط دولت اسرائیل بمباران شده اند.
در این رابطه عدم همکاری دولتهای مصر، اردن و اسرائیل در ایجاد پناهگاههای امن و خروج غیرنظامیان از منطقه درگیری، باعث بالارفتن میزان شدت کشتار افراد بی پناه گشته است. از این گذشته عدم موفقیت راهکارهای نهادهای بین المللی و حقوق بشر برای یاری رسانی به مردم این منطقه، باعث کشتار بیش از پیش بی گناهان گشته است. حتی سازمان ملل، جامعه اروپا و دیگر نهادهای تاثیرگذار نتوانستند راهکارهای درخوری برای حمایت از مردم بی پناه فلسطین فراهم سازند.
مردم اسرائیل و فلسطین در میان جنایات جنگی دولت راستگرای اسرائیل و اقدامات تروریستی سازمان های افراطی جهان اسلام و حماس نابود می شوند
با توجه به حمایت مالی، سیاسی و لجستیک جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی در خاورمیانه و از جمله حمایت از جریان افراطی حماس، که گفته می شود حتی آموزش نظامی آنها در ایران صورت گرفته است، بیم تلافی طرفداران دو طرف رویاروی جنگ و گسترش درگیری و تبدیل آن در سطح خاورمیانه موجب می شود که نهادهای بین المللی (شورای امنیت و دیگر نهادهای حقوقی سازمان ملل)، نتوانند بر اساس رویههای حقوقی به حل مشکل مردم فلسطین با دولت اسرائیل بطور غیرجانبدارانه اقدام نمایند.
شورای ملی تصمیم ضمن محکوم نمودن هردو سوی جنگ خواهان کوتاه کردن دست دولتهای حامی جنگ بویژه جمهوری اسلامی در این درگیری است. از این جهت باور دارد تا براساس مصوبات حقوق بشری و گفتمان انسانگرا، جنگ در فلسطین هرچه سریعتر متوقف شود و از مجامع بین الملل و حقوق بشر سازمان ملل می خواهد که در سریعترین وقت ممکن به راهکار عملی برای محافظت از مردم بی پناه منطقه درگیری دست یابد. ما بر این باوریم که مناقشه بیش از ۷۰ سال بین مردم فلسطین و اسرائیل به هیچ وجه راه حل نظامی ندارد و تنها راهکار ممکن حل مسالمت آمیز مناقشه و شناسائی دوطرف یکدیگر را بر مبنای سیاست دو ملت و دو دولت مستقل است.
داریوش مهرجویی متولد هفدهم آذر ۱۳۱۸ یکی از کارگردانها و فیلمنامه نویسان و تهیه کنندگان مطرح ایرانی هم قبل و هم بعد از انقلاب ۵۷ که با سانسور بخشی از آثارش چون فیلمهای گاو ، دایره مینا ، الموت ، مدرسه ای که می رفتیم ، بانو، سنتوری و آخرین اثرش به نام لامینور در سال ۱۴۰۱ که با اعتراض جدی این کارگردان مواجه شد و همسرش وحیده محمدی فر متولد نوزدهم بهمن ماه ۱۳۴۷ فیلمنامه نویس طراح لباس و کارگردان بود که در شامگاه بیست و دوم مهرماه ۱۴۰۲ پس از ساعت ۱۰ شب به طرز فجیعی در ویلای شخصیشان آن هم در ساعتی که دخترشان در منزل نبود به قتل رسیدند. در این مورد نظرها و اما اگرهای بسیاری مطرح شده و نوشته شده اما در اینجا میخواهیم صرفاً نظر کلی و سوالات تعدادی از مردم ایران را که در داخل با آنها گفتگو شده است به اشتراک بگذاریم.
۱- تمام شرکت کنندگان در این گفتگو معتقد بودند قتل داریوش مهرجویی و همسرش یک قتل حکومتی برنامهریزی شده است.
۲- به نظر ما تهدید همسر مهرجویی توسط یک تبعه افغان آن هم قبل از وقوع قتل فقط یک رد گم کنی بوده که فرد با تهدید یا تطمیع دست به این عمل زده است و گرنه قاتل از پیش اطلاع نمیدهد و کار را یکسره میکند نه اینکه لهجه خود را به نمایش بگذارد تا در آینده شناسایی شود.
۳- مهرجویی قبلاً کاملاً تحت نظر بوده و فردی آشنا هم اطلاعات و آمار دقیق را داده است که دختر مهرجویی چه ساعاتی منزل نیست چرا که مد نظر حکومت مهرجویی و همسرش بوده نه دخترش و از دید ما دخترش هم تحت تعقیب بود تا دقیقاً قبل از ورودش کار را تمام کرده باشند ۴- اگر تبعه افغان قبلاً دست به تهدید زده است پس آمادگی قبلی داشته و اینکه طلاها را از منزل سرقت نکرده در حضور پلیس اعتراف میکند گیج شده بودیم که چیزی ندزدیدیم بسیار دور از ذهن است در حالی که در صحنه بازسازی قتل وقتی پلیس پرسید آیا در زمان هجوم به اتاق ، موبایل دست همسر مهرجویی بود؟ قاتل فرضی جواب داد گیج شده بودیم نمیدانم و اینگونه تصور میکنند میتوانند مردم را فریب دهند. ۵- با توجه به تهدید قبلی و توضیحات خانم محمدی فر امکان ندارد در ورودی انقدر راحت باز شود به نظر ،مهمان یا مهمانهایی ، آن شب در داخل بوده اند ، و با ورود قاتلین صحنه را ترک کردهاند ۶ – از نظر ما شریفی نیا به تنهایی یک شخصیت حکومتی و خودفروخته است اینکه احتمالاً قتل با او مرتبط باشد اصلاً بعید نیست .
۷- سرقت سنتورها و لوازم دیگر، مدتها قبل از وقوع جنایت ، تهدید و تذکر به مهرجویی بوده که ایشان جدی نگرفتهاند به نظر می آید کشمکش دیگری در پس پرده با حکومت و هنرمندنماهای حکومتی وجود داشته که حل نشده باقی مانده است و این حذف و جنایت را رقم زده است. که البته گفتگوهای کوتاه باقیمانده از مهرجویی گویای چنین مطلبی است
۸- اینکه پلیس در بازسازی صحنه جرم به تاکید از قاتل فرضی میپرسد آیا قبل از قتل به همسر مهرجویی فحش هم دادی یا نه چه معنا و اهمیتی داشت؟
۹- طبق فیلم بازسازی صحنه جرم کودکانه ی حکومتی آیا زنی که پشت در مقاومت میکرد و وحشت کرده بود و دو مرد در را هل میدادند فرصتی بود که سیگار دست خانم محمدی فر باشد که پلیس حکومت از قاتلین فرضی می پرسد آیا وقتی وارد اتاق شدید سیگار دستش بود؟
۱۰ – در بازسازی صحنه جرم بیشتر از اینکه قاتل توضیح دهد پلیس بازجو بود که مدام حرف میزد و این افراد را هدایت میکرد تا درسهایشان را درست تکرار کنند و مبادا خلاف جهت آموزشهای پس پرده شان توسط برنامه ریزان حرف بزنند.
۱۱ – انسانها در خطر به صورت غریزی فرار میکنند یا به عقب میروند مخصوصاً اگر مهاجمین چند نفر باشند چرا مهرجویی متوجه ورود قاتلین نشد و همچنان نشسته بود آیا با مهمانهای ناخوانده ای مشغول صحبت بود؟ چرا آثاری از کوچکترین دفاع از طرف مهرجویی دیده نمیشد؟ چرا اولین ضربه را از رگ گردن شروع کردند؟ قلب و شکم سریع تر بود یا رگ گردن؟
آیا ضربه به سر از آموزشهای بنیادی این حکومت نیست؟
۳- چه دلیلی داشت مهرجویی که مرد بود و قدرت دفاعی بالاتری داشت با دستان و دهان باز کشتند ولی همسرش را اول دستان و دهانش را بستند بعد گفتند طلاهایت را در بیاور و بعداً کشتند آیا نمیتوانستند بعد از قتل با صرف کمترین زمان طلاها را از دست جسد در بیاورند و اگر طلا برایشان مهم بود چرا وقتشان را برای پیدا کردن بقیه طلاها نگذاشتند و با بستن دست و دهان وقت را تلف کردند.
۱۲- آن سگی که در موردش صحبت میکردند، کجاست چه نژادی بود .چرا در هنگام ورود قاتلین پارس نکرد؟ آیا وسط معرکه ی قتل و جنایت از مهار قاتلین فرار کرده بود؟ و به نظر ما همان سگ احتمالاً برای شناسایی قاتلان میتواند بهتر از امنیت نماها عمل کند البته امیدواریم پس از این نوشتار سگ به دلایل مختلف نمیرد.
۱۳ – چرا هرجا جنایتی بدست جمهوری اسلامی رخ میدهد ،یا دوربین ندارد یا دوربینها خرابند مثل واگنی که آرمیتا گراوند در آن بود مثل ون که مهسا امینی را در آن ضربه زدند ، مثل دوربینهای شهرکی که مهرجویی در آن زندگی میکرد و البته هرجا هم دوربینی باشد که به دست مردم فیلمبرداری شده از دید حکومت ساختگیست.
۱۴ – پلیس در بازسازی صحنه قتل از قاتل پرسید وقتی چاقو را به خانم محمدی فر زدید آیا خون به صورتت پاشید یا به لباست؟ این موضوع چه اهمیتی دارد در حالی که در همان لحظه قاتل گفت یادم نبود گیج بودم که آیا دست خانم محمدی فر موبایل بود یا نه . آیا پلیس نما میخواهد مردم را فریب دهد که ما به تمام جزئیات میپردازیم؟ مردم با فریبهای شما آشنا هستند شما حکومتیان دروغگوهای نادانی هستید.
۱۵ – مهرجویی در یک مستند کلاهش را پرت کرد و گفت این کلاه را که ۴۰ سال بر سر ما گذاشته شده نمیخواهم و در سکانسی روسری را از سر همسرش برداشت و در واقع دست روی نقطه ضعف حکومت گذاشت و کارد به شاهرگ حکومت زد و با همان روش کارد بر جان و تن مهرجویی و همسرش زدند.
۱۴ – پلیس در بازسازی صحنه قتل حتی در مورد چگونگی پنهان شدن قاتلین و عبور از سیم خاردار را نیز مثلاً و ساده انگارانه بررسی کرد ولی هرگز گفته نشد که آن فرد که قبلاً با چاقو و با لهجه، همسر مهرجویی را تهدید کرده است کجاست چرا زودتر از موعد تهدید کرده است و چگونه وارد شده بود؟
۱۵- خانم محمدی فر در استوری خود معلوم بود که با تهدید آن شب بسیار ترسیده بود اما با وجود این تهدید چرا جوانب امنیتی را نسنجیدند و در آن ویلا ماندند به نظر میآید تهدیدات دیگر ی نیز به صورت زبانی و به روش حکومتی از قبل بوده ولی از آنجاییکه هرگز به آنها عمل نکردهاند ، آنها نیز به عنوان تهدیدی گذرا در نظر گرفتهاند و تصور نمیکردند این بار این تهدیدها عملی شود.
۱۶- اگر چه از دید بشر دوستانه ما ایرانیان مشکلی با افغانها و مهاجرین نداریم و سالهاست با هم زندگی می کنیم اما از دید ما افغانهای جدیدی که با این سیل آن هم اکثراً مردهای جوان وارد کشور شدهاند برای مقاصد مختلف بوده است . هم نیروی ارزان قیمت سرکوب که دیگر نیازی نیست به نیروهای دیگر این مبالغ را پرداخت بکنند ، چون حکومت هزینه هایش بالاست و هم فرافکنی قتلها و سرکوب مردم در مواقع لزوم بدست تبعه های افغان تا جمهوری اسلامی وجهه خود را در جامعه بین الملل خوب نگه دارد. ایجاد آتش خشم و جنگ بین دو مردم آنهم با دسته ای از افغانهای جدید که موجودیت افغانهای قدیمی مقیم ایران و بدون اوراق هویت را به خطر می اندازند. به راه انداختن سیرکهای مثلا حامی حکومت به دست این افغانها اما از طرفی دیگر احتمالاً برای جنگ در حمایت حماس هم از این نیروها استفاده کند از این حکومت هیچ چیزی بعید نیست.
این بخشی از نظرات و سوالات مردم داخل ایران است. مسلما صدها سوال و نظر وجود دارد .
مهمترین بنیان دموکراسی در آیندهی ایران، بر پایهی یک نظام آموزشی مدرن و دموکراتیک استوار خواهد بود. یک حکومت دموکراتیک و یک جامعه مشتاق توسعه، به شهروندانی نیاز دارد که مسئولانه و هشیارانه در اداره کشور نقش فعال داشته باشند.
متاسفانه نهاد آموزش و پرورش در انحصار دولت است و تبدیل به یکی از نهادهای تبلیغی برای آموزش دین سیاسی در ایران شده است.
بنظر میرسد هدف اصلی این نهاد دولتی نه آموزش نوین بر اساس معیارهای بین المللی، بلکه تبدیل کردن مدارس به مکتب خانهها، و آموزش دانش آموزان برای جهاد و شهادت باشد. به همین دلیل هدف سیستم، متحدالشکل کردن دانش آموزان با رعایت یک نوع انضباط خاص و برنامه ریزی شده است. هر روز صبح با به صف کردن دانش آموزان با خواندن قرآن و سرودهای دینی و اخیرا با اضافه کردن نیم ساعت خواندن نمازاجباری، لطمه جدی به آموزش واقعی دانش آموزان وارد آوردهاند. میتوان گفت وقت آموزش علمی و فرهنگی دانش آموزان در مدارس ایران بسیار تقلیل پیدا کرده است؛ بطور مثال دانش آموزان ابتدایی کمتر از چهار ساعت در مدرسه هستند، و بیش از یک سوم وقت آموزش آنها به مسایل دینی میگذرد، دانش آموزان در روز ممکن است فقط دو ساعت آموزش علمی ببینند که هرگز نمیتواند کافی باشد. در واقع تحصیل اجباری دولتی، استعداد و قابلیت دانش آموزان را نادیده میگیرد و سیستم یک بعدی خود را تحمیل میکند و دانش آموز مجال پرسش، بحث و آزادی یادگیری پیدا نمیکند؛ یعنی تسلط دولت بر فکر، اندیشه و تمام وجود دانش آموزان که نتیجه آن میتواند تحمیل یک فاجعه فرهنگی در کشورما باشد که کاملا از دنیای آزاد آموزش و پرورش نوین بدور باشد. البته باید گفت هرگز سیاستهای آموزشی با نگاه آمرانه و دستوری جمهوری اسلامی نتوانسته است بر خانواده و جامعه، تسلط پیدا کند، اما ما نگران تلف کردن وقت و زندگی دانش آموزان در مدارس هستیم که در سن معینی توانایی بیشتری برای یادگیری دارند.
از طرف دیگر در روزهای اخیر، تعدادی از آموزگاران را دستگیر کرده و یا با حکمهای سنگینٍ و اتهامات ناروا و غیر واقعی، مانع آنان از تدریس شده و یا آنها را بشدت تهدید کردهاند. ما ضمن محکوم کردن این تصمیمات نابخردانه در حق آموزگاران شریف و فداکار ایران، خواستار مختومه شدن پرونده فعالین صنفی و آزادی تمام آموزگاران در تمام نقاط ایران هستیم.