شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

جان فاطمه سپهری در خطر است، بی…

جان فاطمه سپهری در خطر است، بی…

علیرغم اینکه دو پزشک خانم فاطمه سپهری برای او درخواست توقف سه ماهه اجرای حکم داده‌اند، تنها یک هفته بعد از انجام عمل جراحی قلب باز، فاطمه سپهری را با کمترین امکانات به زندان بازگرداندند و او را از مراقبت‌های درمانی پس از جراحی محروم کردند. حال خانم سپهری در زندان بسیار وخیم شد و او را دوباره سوم آبان از زندان وکیل‌آباد مشهد به بیمارستان قائم برده‌اند و در بخش مراقبت‌های بحرانی (سی‌سی‌یو) بستری شده است.

حکومت اسلامی نه تنها حقوق زندانیان سیاسی را رعایت نمی‌کند بلکه خانواده زندانیان سیاسی را سخت تحت فشار قرار می‌دهد. دو برادر خانم سپهری که همزمان با بالا گرفتن مشکلات قلبی فاطمه سپهری در زندان، به عدم اعزام او به بیمارستان اعتراض کرده بودند را بازداشت کردند.

فاطمه سپهری کنشگر سیاسی، فعّال در زمینه‌ی حقوق بشر و زنان، از امضاکنندگان نامه‌ی درخواست استعفای خامنه‌ای، موسوم به بیانیه‌ی ۱۴ فعّال سیاسی برای کناره‌گیری خامنه‌ای از حکومت و گذار از جمهوری اسلامی است. خانم سپهری که همسرش را در طی جنگ ۸ ساله‌ی ایران و عراق در اوایل دهه‌ی ۶۰ از دست داد، مواضع سیاسی روشن و قاطعی دارد که دشمنی حکومت اسلامی را برانگیخت. خانم سپهری خواهان گذار از حکومت اسلامی به نظامی مبتنی بر آزادی، دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر است. او خامنه‌ای را اصلی‌ترین مسئول وخامت اوضاع ایران می‌داند. او خود زنی با حجاب که خواهان آزادی حجاب است. او در روزهای اخیر بر روی تخت بیمارستان حمله حماس به اسرائیل را محکوم کرد.

فاطمه سپهری به حکم دادگاه انقلاب مشهد، به اتهام توهین به اسلام، اهانت به خمینی و خامنه‌ای، براندازی حکومت جمهوری اسلامی، تبلیغ علیه نظام، مصاحبه با رسانه‌های معاند نظام، تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب، برهم زدن امنیت ملی، اخلال در نظم عمومی با تجمع کردن، به حبس و شلاق محکوم شده‌است.

حکومت اسلامی شیرزنان بسیاری را زندانی کرده است. تنی از هزاران نفر را نام می‌بریم: اکرم نصیریان، بهاره هدایت، ثمین احسانی، زهرا زهتاب‌ چی، زینب جلالیان، سارا احمدی، سپیده قلیان، سپیده کاشانی، شکیلا منفرد، طاهره بجروانی، فاطمه مثنی (مثنا)، فائزه هاشمی رفسنجانی، فریبا کمال آبادی، گلرخ ایرایی، مریم اکبری منفرد، مریم حاجی حسینی، معصومه (فرح) نساجی، ملیحه نظری، مهوش شهریاری ثابت، ناهید تقوی، نرگس محمدی، نرگس منصوری، نسرین خضری جوادی، نگار زارعی، نیلوفر بیانی، ویدا ربانی، ….

فاطمه سپهری و دیگر زندانی سیاسی را که خواستی جز ایرانی آزاد، آباد و مردمی با آسایش، رفاه و کرامت انسانی ندارند، بی‌قید و شرط آزاد کنید.

ما خواهان آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی، صنفی، مدنی و محیط زیست هستیم.

شورای ملی تصمیم

۴ آبان ۱۴۰۲ – ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳

نگاهی متفاوت به نقش و کارکرد م…

نگاهی متفاوت به نقش و کارکرد م…

توضیح« نقد»: متن پیش رو به عنوان نوشته‌ی کوتاهی از جعفر ابراهیمی، آموزگار مبارز زندانی، به نشانی «نقد» ارسال شده است. هم به لحاظ مضمون و هم شواهد دیگر، به این نتیجه رسیدیم که مولف آن جعفر ابراهیمی عزیز است. به همین دلیل آن را بدون کوچکترین تغییر، حک و اصلاح و ویرایشی با کمال میل  به خوانندگان «نقد» عرضه می‌کنیم.

تا پیش از طرح اشکال مقاومت و سویه رهایی‌بخش مدرسه، دو رویکرد غالب و متضاد در مورد کارکرد مدرسه وجود داشت. در یک‌طرف کارکردگرایان و محافظه‌کاران قرار داشتند که معتقد بودند/هستند که «کارکرد و وظیفه اصلی مدارس جامعه‌پذیری کودکان» است. در این نگاه ارزش‌های فرهنگی جامعه باید از طریق مدرسه از نسلی به نسل دیگر منتقل گردد. مدرسه در این رویکرد نقش مهمی در نظم بخشیدن به جامعه دارد. آنان مدعی هستند که مدرسه با الگوهای محافظه‌کارانه ظرفیت مناسبی برای رشد دموکراسی و شایسته‌سالاری است طرفداران آموزش‌وپرورش لیبرالی نیز در این موضع با محافظه‌کاران هم‌عقیده هستند آنان بر وجه خنثی بودن آموزش و مدرسه تأکید می‌کنند و از همین منظر مدرسه را ابزاری برای ارتقای طبقاتی می‌دانند.

در مقابل بخشی از صاحب‌نظران رادیکال و مارکسیست با طرح پرسش‌های بنیادین این دیدگاه را به چالش کشیده‌اند. آن‌ها معتقدند کودکان با توجه به اینکه از کدام طبقه اجتماعی هستند و به چه میزان به امکانات و فرصت‌های آموزشی دسترسی دارند می‌توانند از طریق مدرسه به موقعیت‌های شغلی بهتر دست پیدا نمایند. آن‌ها بر این عقیده هستند که مدارس نه‌تنها خنثی نیستند بلکه به‌شدت تحت تأثیر ایدئولوژی طبقه مسلط قرار دارند. آن‌ها این بحث را مطرح می‌کنند که در ساختار اقتصادی سرمایه‌داری این مناسبات سود و بازار است که به مدرسه جهت می‌دهد. آنان این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که در مدرسه قرار است دانش کدام طبقه و چگونه تدریس شود و مدرسه قرار است فرهنگ کدام طبقه را حفظ و منتقل نماید؟ آنان معتقدند «کارکرد مدرسه بازتولید نابرابری» است و ازآنجایی‌که زیربنا و اقتصاد را اصل قرار می‌دهند عاملیتی برای عرصه‌های فرهنگی قائل نیستند پس امیدی به تغییر از درون نهادهای فرهنگی ازجمله مدرسه ندارند. لویی آلتوسر نظریه‌پرداز برجسته مارکسیست در این طیف قرار دارد.

اما صاحب‌نظرانی در ادامه سنت رادیکال و مارکسیستی وجود دارند که ضمن پذیرش اینکه «کارکرد مدرسه بازتولید نابرابری است» رویکرد پیشینیان را موردانتقاد قرار داده و وجه «رهایی‌بخش» و «فرم‌های مقاومت» در مدرسه را مورد تأکید قرار می‌دهند. مایکل اپل که در این حوزه به بررسی نقش «ایدئولوژی و برنامه درسی» و رابطه «قدرت و آموزش‌وپرورش» پرداخته است مدرسه را نهاد بازتولید کننده صرف تلقی نمی‌کند در این رویکرد دانش آموزان و معلمان منفعل نیستند و در برابر پیام‌های آشکار و پنهان ایدئولوژیک می‌توانند مقاومت کنند.

پس از جنبش ژینا و به دنبال اعتراضات در پاییز 1401، مدارس نقش کلیدی در گسترش و تداوم جنبش ایفا نمودند. دانش آموزان به‌یک‌باره به یکی از اصلی‌ترین نیروهای اعتراض تبدیل شدند. مدرسه به ظرفی برای هماهنگی، سازمان‌دهی برای اعتراض خیابانی تبدیل شد و نیروهای سرکوبگر درون نظام آموزشی و مدرسه ابتکار عمل را از دست دادند. عاملیت مدرسه و دانش آموزان در تداوم و گسترش یک جنبش سراسری و رادیکال نشان داد که مدرسه قادر است به فرم‌های فرهنگی مقاومت معنا ببخشد. کسانی که از حضور گسترده دانش آموزان و همراهی معلمان پیشرو انگشت تعجب به دهان گرفتند یا کسانی بودند که از مدرسه نقش جامعه‌پذیری داشتند یا مدرسه را صرفاً نهادی بازتولید کننده سلطه تلقی می‌کردند.

نکته مهم در این مورد آن است که آنچه در پاییز 1401 در مدارس رخ داد این است که دانش آموزان در یک‌لحظه دچار تحول آنی نشدند هرچند اعتراضات رادیکال جنبش که به قول آصف بیات وارد اپیزود انقلابی شده بود کنشگری آنان را تسریع و ظرفیت اعتراضی را بالفعل نمود. باید ریشه‌های این کنشگری را در فرم‌های به‌ظاهر ساده و پیش‌پاافتاده مقاومت در درون مدرسه درگذشته جستجو نمود.

بعد از انقلاب 57  همواره مسئله حجاب اجباری یک مسئله مهم بوده است و پوشش و آرایش در مدارس دخترانه همواره یک چالش جدی برای مدیران مدارس بوده که می‌کوشیدند آیین‌نامه‌های انضباطی را با دقت به‌صورت سرکوبگرانه اعمال نمایند. به همان میزان که سرکوب گسترش می‌یافت شاهد رشد اعتراضات -به‌خصوص در دهه 90 – دانش آموزان دختر و معلمان زن به حجاب اجباری بودیم.

بخشی از تنبیه و اخطار به دختران و احضار والدین آنان در طی هرسال تحصیلی مربوط  به مقاومت فردی و جمعی دختران به حجاب اجباری بوده است. نمره انضباط پایین، تحقیر و جابه‌جایی و حتی اخراج، بخشی از سیاست سرکوب دختران در مدارس بود و دفاتر انضباطی هر مدرسه دخترانه سند گویایی در مورد سرکوب و مقاومت دختران است. معلمان زنی که همسو با آیین‌نامه‌های انضباطی حجاب را رعایت نمی‌کردند بارها به حراست‌ها و هیئت‌های تخلف احضار می‌شدند و چه‌بسا در سکوت و بی‌خبری اخراج، تبعید یا دچار کاهش حقوق  و دستمزد می‌شدند.

به‌عنوان نمونه طرح این مسئله که در مدارس دخترانه چرا حجاب باید اجباری شود ازآنجا ناشی می‌شد که بسیاری از دختران حاضر به رعایت حجاب با الگوی مطلوب نبودند. یکدست‌سازی از طریق لباس فرم یک ابزار سرکوبگرانه بود که دختران به آن تن نمی‌دادند و اگر موفق نمی‌شدند آن را کامل حذف کنند، روپوش و مقنعه را آن‌گونه که دلشان می‌خواست می‌پوشیدند. آرایش می‌کردند و پیام‌های اخلاقی و پرورشی حاملان گفتمان پرورشی را با بی‌توجهی، تیکه پراکنی یا متلک پاسخ می‌دادند. این‌ها فقط گوشه کوچکی از فرم‌های به‌ظاهر ساده اما مهم مقاومت در مدارس دخترانه است که جای تحقیق و پژوهش دارد.

در مدارس پسرانه نیز گفتمان پرورشی و تربیتی که به دنبال رام کردن کودکان است با چالش جدی روبرو شده و شکست‌خورده است. پسران آن‌گونه لباس می‌پوشند که دوست دارند و موهای خود را طوری آرایش می‌کنند که اغلب مورد تأیید مربیان پرورشی و مدیران نیست. آنان تنبیه می‌شوند اما دست به مقاومت می‌زنند اگر دهه 60 قیچی کردن موی ما در مدارس امری عادی بود امروز اگر ناظمی دست به این کار بزند رسوا می‌شود حتماً آن ویدئوی سال 1400 را به یاد دارید جایی که یک ناظم برای توجیه عمل زشت قیچی کردن موهای دانش آموزان مجبور شد در مقابل همه موهای خود را قیچی کند.

برگرفته از سایت naghd.com

ناهید شیرپیشه، شیرزن دادخواه ر…

ناهید شیرپیشه، شیرزن دادخواه ر…

ناهید شیرپیشه، مادر پویا بختیاری از کشته‌شدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، به اتهام دادخواهی، تبعید و در یک سلول انفرادی کوچک در زنجان زندانی است. او برخورد حکومت اسلامی با خودش را فشرده بیان کرده است: «یک مادر و یک معلم دادخواهم، معلمی بودم که پس از ۲۹ سال خدمت صادقانه در آموزش و پرورش سرانجام با شلیک به جمجمه پسرم از من قدردانی کردند.»

حکومت اسلامی فشارهای شدیدی بر ناهید شیرپیشه روا می‌دارد. او در تمام مدتی که زندانی است، از حق هواخوری، از دوا و درمان و تماس تلفنی محروم است. این مادر دادخواه اکنون شرایط جسمی و روحی خوبی ندارد و از دندان‌درد شدیدی رنج می‌برد.

پوران ناظمی فعال حقوق بشر در گفت‌وگویی با رادیو فردا از ظلمی که بر ناهید شیرپیشه می‌رود، گفت:

«ناهید شیرپیشه هیچ وقت سیاسی نبوده. او همیشه یک داده خواه بوده. مادری است که جلو خودش مغز بچه‌اش را متلاشی کردند. دو سال و نیم، سه سال، هر چه این زن دادخواهی کرد و پرسید که چه کسی این کار را کرد؟ برای چی این کار را کردید؟ کسی پاسخگو نبود و متاسفانه با آن شیوه زشت و شرم‌آور به خانه‌اش ریختند و بازداشتش کردند، و بعد هم با برنامه‌ریزی در زندان از سوی یک زندانی با جرایم عادی به قصد خفگی مورد ضرب و شتم و فشار در ناحیه گلو قرار گرفت.»

ناهید شیرپیشه در آبان ماه ۱۴۰۱، درست زمانی که قرار بود به دلیل بیماری با قرار وثیقه و برای درمان از زندان آزاد شود، به زندان انفرادی در زنجان منتقل شد. پوران ناظمی در مورد وضعیت او می‌افزاید:

«وضعیت ناهید شیرپیشه بسیار اسفبار است. ما نمی‌خواهیم که او آزاد شود، لااقل او را از انفرادی بیرون بیاورید. چرا هیچ کس نپرسید به چه اتهامی او را هشت ماه در سلول انفرادی نگه داشته‌اند؟ حقش بود کسانی که ذره‌ای به انسانیت اعتقاد دارند، ذره‌ای به قانون اعتقاد دارند و حتی طرفداران خود حکومت اعتراض کنند. این رفتار نه انسانی است، نه اسلامی است، نه اخلاقی و نه قانونی. ناهید شیرپیشه، کسی که به آن شکل پسرش را از دست داده، حالا دچار بیماری‌های مختلف از جمله بیماری‌های روحی و افسردگی شده و اگر واقعاً امروز برایش کاری نکنیم، او با عذاب و مرگی تدریجی از دست می‌رود.»

خانم شیرپیشه مادر پویا بختیاری است. پویا بختیاری، متولد سال ۱۳۷۱، در دومین روز از اعتراض به افزایش قیمت بنزین در سال ۹۸ هدف گلوله قرار گرفت و پیش از رسیدن به بیمارستان جان باخت. پویا بختیاری ۲۷ ساله مهندس برق بود، اما به شعر، خوش‌نویسی و تاریخ ایران دلبسته بود. از پویا بختیاری چند ویدیو در جریان اعتراضات سال ۹۸ به جامانده است؛ ویدیوهایی که در آنها او راوی اعتراضات مردمی است. از جمله ویدیویی در غروب روز ۲۵ آبان ماه که در آن می‌گوید: «من هم پسر کسی هستم»؛ جمله‌ای که به نماد اعتراضات ۹۸ تبدیل شد.

علاوه بر پدر و مادر پویا بختیاری که در حال حاضر هر دو در زندان به سر می‌برند، سایر اعضای خانواده او نیز در بیش از دو سال گذشته بارها مورد آزار، اذیت، تهدید و بازجویی قرار گرفته‌اند.

شورای ملی تصمیم قاطعانه می‌طلبد که شیرزن مبارز، مادر دادخواه، ناهید شیرپیشه مادر پویا بختیاری و منوچهر بختیاری پدر پویا بختیاری را بی قید و شرط آزاد کنید و دست از آزار، اذیت، تهدید و بازجویی خانواده پویا بختیاری بردارید.

شورای ملی تصمیم

۱ آبان ۱۴۰۲ – ۲۳ اکتبر ۲۰۲۳

پرونده‌سازی علیه ۸ فعال حقوق ب…

مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنش‌گران (دادبان) ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۲ با تکیه بر اسنادی که از یک منبع آگاه در دادگستری جیرفت به دست آورده، خبر داد اطلاعات سپاه کرمان و دادگاه انقلاب این استان علیه هشت کنش‌گر و فعال مدنی پرونده قضایی تشکیل داده‌اند. پوران ناظمی، هادی حیاتی، عبدالرضا رجایی‌نژاد، تیمور سالاری، محسن راوری خاتون‌آباد، محسن احمدی‌زاده، کامبیز چشان‌پور و شایسته جلالی، متهمان این پرونده هستند.

این هشت کنش‌گر قرار است به «اهانت به مقدسات اسلام»، «اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی»، «همکاری با دول خارجی متخاصم»، «محاربه» و «افساد فی‌الارض» متهم شوند. «بر هم زدن امنیت کشور، تشویق مردم به ارتکاب جرم و جنایت علیه امنیت داخلی و خارجی، توهین به مقامات و مامورین و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» از دیگر عناوین اتهامی در نظر گرفته شده برای این افراد است.

حکومت اسلامی با اعمال چهار دهه تبعض جنسیتی و قومی، با صرف سرمایه‌های مردم و امکانات کشور برای کمک مالی و تسلیحاتی به گروه‌های شبه نظامی تندروی اسلامی که باعث زیر خط فقر بردن ۳۰ میلیون ایرانی و به خاک سیاه نشاندن مردم کشورهایی که شبه نظامیان دست نشانده حکومت اسلامی ایران در آنجا فعال هستند، با جنبش بنیان‌کن زن، زندگی، آزادی روبرو است. جنبشی که سر آن دارد از حکومت اسلامی گذر کند و به نظامی دموکراتیک، سکولار، روادار با کرامت انسانی و رفاه همگانی برسد. این پرونده‌سازی‌ها انتقام از این جنبش سراسری است.

شورای ملی تصمیم با اظهار نگرانی درباره تبعات انتساب چنین اتهام‌های سنگین و بی‌پایه به کنش‌گران مدنی و حقوق بشری خشونت‌پرهیز، این پرونده‌سازی با اتهام‌های سنگین را شدیداً محکوم می‌کند.

شورای ملی تصمیم

۳۰ مهر ۱۴۰۲ – ۲۲ اکتبر ۲۰۲۳

تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل…

تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل…

در رابطه با محدودیتهای اعمال شده شواری امنیت سازمان ملل و قانون بین الملل در تصمیم به چگونگی فعالیتهای تسلیحاتی و اتمی جمهوری اسلامی گزارش زیر توسط سایت «ایران وایر» و به نوشته فرامرز داور منتشر شده است. گروه خبر کمیسیون رسانه شورای ملی تصمیم، به دلیل اهمیت این گزارش به بازنشر آن اقدام می نماید.  «گروه خبر»

نیمه شب گرینویچ ۲۷ مهر ۱۴۰۲ چه اتفاقی درباره ایران افتاد؟

ادامه مطلب