تحلیلی بر «توهم ثبات»؛ سازماندهی شورایی در برابر بنبست جنگطلبی
دوستی برایم ویدئویی از ژنرال ایواشوف روسی و دوستی دیگر نوشتهای ۱۴ بندی از یک کانال تلگرامی فرستاده بود.
فشردهی تحلیل ژنرال ایواشوف در این ویدئو (لینک یوتیوب) این بود:
او ایران را نه یک کشور تحت فشار، بلکه یک «قدرت تمدنی هوشمند» توصیف میکند که با استفاده از جنگ نامتقارن و پهپادها، سیستمهای غرب را به چالش کشیده است. ایواشوف مدعی است رهبران ایران «شطرنجبازان ژئوپلیتیک» هستند که با تکیه بر اتحاد قارهای (روسیه و چین)، خاورمیانه را به «قبرستان هژمونی آمریکا» تبدیل کردهاند.
خلاصه آن نوشتهی ۱۴ بندی نیز این بود (متن کامل در پیوست انتهای نوشتار):
نویسنده مدعی است که یک «نظم کمنظیر» بر کشور حاکم شده و نسل جدیدی از مدیران کارشناس در سایه، امور زیربنایی را با دقت اداره میکنند. این متن مدعی است خطر جنگ باعث «همبستگی ملی بیسابقه» شده و مردم خواهان «یکسره کردن کار» با دشمن هستند. همچنین بر روی «لجستیک نجاتبخش شرق» و بازسازی پالایشگاهها توسط چین تاکید دارد تا مردم «به زانو در نیایند».
اما از منظر رئالپولیتیک و با نگاهی به لایههای خونین و واقعی جامعه ایران، باید به این تصویرِ «پادگانی» پاسخهای جدی داد:
۱. مدیریت در خدمت بقا، یا مدیریت برای زندگی؟
در حالی که آن ۱۴ بند از «نظم مدیران پنهان» ستایش میکنند، واقعیتِ جاری چیز دیگری میگوید. طبق بیانیه ۱۶ مرداد ۱۴۰۳ شورای ملی تصمیم: https://shora.org/archive/255241 این مدیریت نه برای رفاه، بلکه برای بلعیدن «لقمهی دهان و داروی کودکان و حقوق بازنشستگان» در آتش جنگی فرقهای است. آنچه نویسنده «نظم» مینامد، در حقیقت یک «انضباط پادگانی» برای سرپا نگه داشتن ویترین نظام است. شاید جوانانی در این میان تخصصی کار کنند، اما توانِ آنها صرفاً برای «روغنکاری ماشین جنگی» مصادره شده است.
۲. شوراهای محلات؛ پاسخ واقعی به انسدادِ قدرت
استراتژیِ ایجابی در برابر این بنبست، تشکیل جمع ها و شوراهایی مانند «شوراهای تصمیم محلات، محل کار و تحصیل» است. شورا صراحتاً فراخوان داده است که مردم باید در هماهنگی با یکدیگر، فعالیت خود را علیه گسترش جنگ و اعدام سازمان دهند. مدیریت واقعی کشور نه در لایههای پنهان بروکراسی، بلکه در «خودگردانی مناطق» نهفته است؛ جایی که مردم خارج از چرخدندههای قدرت حکومتی، اداره امور خود را به دست میگیرند.
۳. ناسیونالیسم کاذب در برابر ارادهی صلح
ادعای «همبستگی ملی» پشت حاکمیت، یک دروغ بزرگ است. بیانیه شورا حقیقت را فریاد میزند: «به حکومت اجازه ندهید میهن عزیز ما را پای حزبالله، حماس و حوثیها به آتش بکشد.» اراده واقعی ملت در شعار «نه به جنگ، آری به صلح» نهفته است. ناسیونالیسمِ واقعی، حفظ زیرساختها از ویرانی است، نه تبدیل کردن ایران به «قبرستان هژمونیها» به قیمت نابودی نسلهای آینده.
۴. اعدام و کشتار؛ ستونهای لرزانِ «نظمِ» ادعایی
آنچه در آن ۱۴ بند به عنوان «ثبات» ستایش شده، در واقعیت با خونِ پاکِ هزاران تن از فرزندان ایران آبیاری شده است. چطور میتوان از «نظم» دم زد، در حالی که تنها در دو روز ۱۸و ۱۹دی ۱۴۰۴، هزاران نفر در اعتراضات به خاک و خون کشیده شدند؟ حکومتی که برای بقای خود، در هفته اخیر ۵ نفر (از جمله یک جوان ۱۸ ساله) را اعدام کرده و دهها نفر دیگر را زیر تیغ اعدام دارد، نه در اوج قدرت، بلکه در اوجِ هراس است. اعدامِ مظلومانهی زندانیانی چون رضا رسایی و کامران شیخه نشاندهنده یک جنگِ داخلیِ عریان علیه شهروندان است.
نتیجهگیری:
تحلیلهایی از جنس ۱۴ بند یا سخنان ایواشوف، تنها «ویترینِ نظامی» را میبینند و متغیر اصلی یعنی «انسان ایرانی» را نادیده میگیرند. آینده ایران در دستِ مدیران سایه نیست، بلکه در دستِ مردمی است که در شوراهای تصمیم محلات، در حال تمرینِ اداره کشور خارج از قدرتِ استبداد هستند. پاسخ به ادعای بازسازی توسط چین، تنها یک جمله است: همبستگی ملی برای لگام زدن به جنگطلبان.
حمید بی آزار 17 فروردین 1405
متن کامل بیانیه شورای ملی تصمیم در سال 1401را در لینک زیر بخوانید:
🔗 مردم آزاده ایران، فریاد اعتراض خود را علیه جنگ و اعدام بلند کنید
پیوست: متن کامل ۱۴ بندی که در بالا به نقد آن پرداخته شد را میتوانید در زیر مطالعه کنید:
1- با زدن آلومینوم امارات یا بحرین معلوم شد که سنگ این دو صنعت در بحرین و امارات از ایران صادر می شده و در انجا تبدیل به مواد لازم برای صنایع نظامی امریکا می شده است.
2- شعار سازش با چنان مخالفتی از سوی مردم مواجه است که اگر گامی دراین جهت برداشته شود کار به جنگ داخلی می کشد. مردم میدانند که حتی 6 ماه آتش بس هم به معنای آنست که 6 ماه دیگر دوباره به ایران حمله خواهند کرد. حتی ویرانگرتر از اکنون. به همین دلیل است که مردم می گویند همین حالا بایستیم و کار را یکسره کنیم.
3- تهدیدی که زمزمه آن می شود، ترورهای بیشتر و استفاده از سلاح اتمی از سوی اسرائیل و یا امریکا علیه ایران است. درباره ترور، تجربه نشان داده که درصورت ادامه و حتی تشدید آن، عزم ملی برای مقابله بیشتر می شود. درباره استفاده از بمب اتم هم که گاهی از جانب اسرائیل بصورت غیر مستقیم مطرح می شود، مردم معتقدند که ایران هم باید خود را آماده مقابله به مثل کند. البته فعلا همه استفاده از این سلاح اتمی را بعید میدانند. شاید در نطنز و مکان هائی مشابه آن دست به این اقدام برنند اما بیش از آن را باید دور از اقدام دانست.
4- درباره مدیریت کشور و استراتژی جنگی ایران چند نکته را نباید از نظر دور داشت. نخست این که ایران برخلاف جنگ 12 روزه، بخوبی میداند کجا را در منطقه و در اسرائیل بزند و کجا را نزند که این مسئله نشان دهنده هوشیاری بسیار است. برای مثال در همین بستن تنگه هرمز، ایران بسیار هوشمندان تنگه را بطور کلی نبسته و آن را برای کشورهای دوست و حتی کشورهای غیر متخاصم باز گذاشته است و به این ترتیب جلوی تبلیغات و تحریکات غربی ها را گرفته است. ایران خوب میداند که اگر تنگه را کامل ببندد، عملا اهمیت بستن بودن تنگه هرمز بعنوان یک اهرم فشار به امریکا را از دست داده است. به همین دلیل باید گفت که نیروی نظامی ایران تنگه را بسیار هوشمندانه مدیریت می کند. جالب است که روسیه و چین هم جلوی قطعنامه بحرین علیه ایران به بهانه بستن تنگه هرمز را به این دلیل که تنگه بطور کامل بسته نشده گرفتند و در عین حال گفتند اول باید تجاوز به ایران متوقف شود. مسئله تنگه هرمز فرع بر تجاوز است!
5- درباره مدیریت و رهبری کشور، تمام شواهد نشان میدهد که علیرغم ترورهائی که چه در عرصه مدیریت کشور و چه در عرصه نظامی انجام شد، کشور با دقت بیشتری درمقایسه با گذشته اداره می شود. ظاهرا یک نسل جدید مدیریت کشور را برعهده گرفته و کار دست کسانی نیست که جلوی صحنه هستند. چنان همه چیز سر جای خودش است که بسیار بعید است کار دست مدیران گذشته و جلوی صحنه باشد. حتی امور شهرداری تهران چنان با دقت اداره می شود که بسیار بعید است کار دست زاکانی شهردار تهران باشد. همینطور است مدیریت هلال احمر و یا بیمارستانها، آب، برق، گاز و… این که چه کس و یا کسانی کشور را مدیریت می کند و یا می کنند معلوم نیست. آنچه معلوم است اینست که نظم کم نظیری بر کشور حاکم شده است.
6- دوست من که با حکومت کار کرده و در خارک هم بوده و یک دوره هم رفته بوده المان و پیمانکار بوده هم همین نظر را درباره مدیریت کنونی ایران دارد. می گفت: مدیران قدیمی یک عده را بعنوان کارآموز اورده بودند که بشدت علاقمند و فعال و دنبال یادگیری بودند.
قرائن نشان میدهد که یک جریان کارشناسی کشور را می گرداند و مدیران گذشته در حاشیه قرار گرفته اند. چند روز پیش برق کرج را زدند و قطع شد. دو سه ساعت طول نکشید که وصل شد.
7- 47 سال شعارهای حکومتی علیه اسرائیل و امریکا در نماز جمعه ها، تظاهرات و راهپیمائی های حکومتی و در دیدار با رهبر پیشین جمهوری اسلامی هرگز تبدیل به درک عمیق و وسیع مردم از ماهیت اسرائیل و امریکا و بویژه اسرائیل نشد، چنان که در همین جنگ اخیر شد. نفرت و خشمی که از اسرائیل در میان اکثریت تقریبا مطلق مردم بوجود آمده چنان است که اگر یک خلبان اسرائیلی اگر هواپیمایش در ایران سقوط کند، بیم آن می رود که مردم در صورت پیدا کردن خلبان با دندان گوشت تن او را بکنند. مردم ایران، بویژه نسل های پس از انقلاب تازه فهمیده اند اسرائیل کیست و چیست!
8- ایران روی چین برای بازسازی حساب کرده و به همین دلیل هم میگویند پول نفت به یوان به حساب چین برود. بخشی ازنگرانی غربگرایان طرفدار آتش بس و تسلیم هم ترس از همین آینده است.
گروه های بزرگی از کارشناسان چینی وارد ایران شده اند که بی ارتباط با همین آینده نگری حکومت نیست. “بائو” نماینده “چاینا پترلیوم” اکنون در ایران است. حتی اگر همه پالایشگاه های ایران هم زده شود چین آنها را بسرعت بازسازی خواهد کرد.
9- مرزهای آبی در شمال ایران بسرعت فعال شده و کشتی های باری در آنها پهلو می گیرند. این کشتی ها حامل غلات و دیگر مواد اولیه غذائی است که از روسیه وجمهوری های قفقاز به ایران ارسال می شود تا در صورت گسترش بمباران ها و بسته شدن مرزهای جنوبی و غربی کشور، مردم به زانو در نیآیند. خوب که صحنه را نگاه کنید، معلوم می شود که چین و روسیه و ایران بصورت یک مثلث به هم پیوسته کار می کنند. در زمینه نظامی هم چین و بویژه روسیه بزرگترین کمک را به ایران کرده اند و شاهدیم که پدافند ایران قوی شده است.
10- درباره نقش یمن بعنوان متحد ایران هم این نکته را باید بدانیم که ایران یمن را بعنوان برگی مهم ذخیره کرده است. رو شدن موشک های بالستیک یمن در حملات اخیر به اسرائیل و در حمایت از حزب الله نشان داد که این برگ می تواند نقش مهم در جنگ ایران با اسرائیل و امریکا بازی کند. از جمله با بستن تنگه باب المندب در صورت ورود زمینی امریکا به جزایر ایران برای در اختیار گرفتن تنگه هرمز.
11- نه تنها اخبار مربوط به ضربات نظامی ایران و حزب الله به اسرائیل بشدت سانسور می شود، بلکه اخبار سیاسی اسرائیل هم بشدت تحت کنترل است. یکی از همکاران پیک نت که در فرانسه فعالیت اقتصادی دارد، روز جمعه گذشته گزارش داد که شمار زیادی از اسرائیلی ها آواره شده اند و بازار فرانسه پر از اسراییلی های فراری شده است.
12- نه تنها عراق گام به گام به جبهه ایران نزدیک شده، بلکه در سوریه نیز گروه هایی برای مقابله با اسرائیل شکل گرفته اند و حالا “جولانی” که در گذشته ادعاهای اسلامی و ضد اسرائیل داشته در بد چاله ای گرفتار شده است. چنان که اگر مبارزه این گروه ها با اسرائیل را تائید نکند، سرنگونی اش قطعی است.
در بحرین اکثریت شیعه این کشور تبدیل به آتش زیر خاکستر شده است. کافی است ایران پل ارتباطی بحرین و عربستان را به تلافی حمله به زیر ساخت ها ایران بزند. در اینصورت یمن می تواند بحرین را با توجه به پیوندی که شیعیان بحرین با یمنی ها دارند تصرف کند. نزدیک به 80 در صد مردم بحرین شیعه اند.
13- تعطیلات نوروز تمام شده و مردمی که به سفر رفته بودند و یا برای گریز از بمباران ها تهران را ترک کرده بودند از دو روز پیش به خانه و زندگی خود باز گشته اند. درباره محلات کم خطر و پر خطر تهران این را می توان گفت که امنیت بستگی به محل زندگی در تهران و طبقه ای که از نظر ارتفاع در آن زندگی می کنید دارد. انها که در طبقات بالاتر زندگی می کنند بیشتر نگرانند و صداهای انفجار بیشتر شنیده می شود. کار ادارات شروع شده که البته 20 تا 30 در صد دورکاری می کنند.
14- برخلاف تبلیغاتی که تلویزیون های فارسی زبان و یا در فضای مجازی می کنند، حالت نظامی بر کشور حاکم نیست. تعدادی ایست و بازرسی وجود دارد اما اکثرا جلوی هیچکس را نمی گیرند




0 Comments