بازدیدها: 21
سروش آزادی
سرآغاز
در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی ایران درگیر بحرانهای چندلایه داخلی و بینالمللی است، تحولات سیاسی و اجتماعی در کشور و منطقه، ضرورت ایجاد یک اپوزیسیون سازمانیافته و منسجم را بهویژه در قالب یک «پارلمان مخالفین» برجسته میکند. از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی تا چالشهای ژئوپلیتیکی و تهدیدهای جهانی، این پارلمان میتواند بهعنوان ساختاری راهبردی برای هماهنگی و رهبری جنبشهای مخالف، نقشی اساسی در تحقق تغییرات سیاسی و اجتماعی ایفا کند. این مقاله به تحلیل شرایط و دلایل تأسیس چنین نهادی، رسالتها و چالشهای آن، و تأثیرات آن بر تحولات داخلی و بینالمللی خواهد پرداخت.
به نظر من، برای درک دلایل تأسیس پارلمان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، نیاز به تحلیلی از شرایط عینی داریم که با تحولاتی همچون فروپاشی سیاسی، بحرانهای چندلایه مردم ایران، تحولات پیشِ روی خاورمیانه و سیاستهای جهانی (در جهت تقویت یا ناسازگاری با این مباحث) متناسب باشد. ارائه تحلیلی جامع درباره ضرورت تشکیل پارلمان مخالفین و تمرکز بر آن، به شرایط عینی موجود و دینامیکهای منطقهای و جهانی مرتبط است که در این تحلیل، بررسی موارد زیر را شامل میشود:
۱- وضعیت داخلی ایران: فروپاشی سیاسی و بحرانهای چندلایه
توجه به شرایط فروپاشی سیاسی حکومت که در مرحله فرسایش مشروعیت و کارآمدی قرار دارد، ضروری است. بحرانهای اقتصادی، فساد سیستماتیک، سرکوبهای گسترده و بیاعتمادی عمومی به ساختار قدرت، همگی نشاندهنده فروپاشی تدریجی نظام سیاسی هستند. جنبشهای اعتراضی مردمی که در سه سطح صنفی، مدنی و سیاسی کنش میکنند- نظیر اعتراضات ۱۴۰۱ و پس از آن-بیانگر بلوغ اعتراضات مردمی است، اما این جنبشها بدون یک چارچوب سازمانیافته نمیتوانند به تغییر نظام سیاسی منجر شوند. زیرا جامعه ایران در یک شرایط خودویژه آمیختگی بحرانهای چندلایه قرار دارد؛
بحران اقتصادی: تورم شدید، فقر، بیکاری و کاهش ارزش پول ملی.
بحران اجتماعی: گسترش اعتراضات، شکافهای طبقاتی، رشد گفتمانهای اعتراضی، و افزایش شکافهای جنسیتی، نسلی و قومی.
بحران زیستمحیطی: کمبود آب، خشکسالی و فرسایش منابع طبیعی.
بحران سیاست خارجی: تحریمهای اقتصادی و بحران مشروعیت در سیاست خارجی، بهویژه در ارتباط با تخاصمات جمهوری اسلامی با دولتهای منطقه خاورمیانه، اروپا و آمریکا که تحت تأثیر عواملی همچون حمایت از نیروهای نیابتی، توسعه تسلیحات موشکی و برنامه هستهای تشدید شده است.
مقابله با این بحرانها نیازمند رهبری متمرکز و منسجمی است که بتواند هم راهحلهای عملی ارائه دهد و هم نیروهای مخالف را در چارچوبی واحد سازماندهی کند. از طرف دیگر ما شاهد تحولاتی چشم گیر در منطقه خاورمیانه هستیم که انطباق پذیری جامعه پس از جمهوری اسلامی با این تحولات اجتناب ناپذیر است.
۲- تحولات خاورمیانه و تأثیر آن بر مخالفین ایرانی
در این رابطه باز آرایی قدرتهای منطقهای خاورمیانه در حال تجربه تحولات ژئوپلیتیکی جدیدی است:
عادیسازی روابط میان دولتهای عربی و اسرائیل پس از جنگ اسرائیل با حماس، حزبالله و نیروهای نیابتی در سوریه و حذف نقش فیزیکی جمهوری اسلامی در جایگاه یک قدرت منطقه ای، منجر به بازتعریف قدرت در خاورمیانه گشته است.
تمرکز قدرتهایی مانند آمریکا در منطقه، همراه با واگذاری نقش بیشتر به قدرتهای محلی نظیر اسرائیل، ترکیه و عربستان، برای کاهش نفوذ روسیه، چین و ایران.
ایران با اقدامات سپاه قدس و حمایت از گروههای نیابتی، بهعنوان محور بیثباتی در منطقه، دشمنی بیشتری از همسایگان جلب کرده است.
این شرایط، فضای بینالمللی برای مقابله با حکومت ایران را تقویت میکند. اپوزیسیون میتواند از این فرصت برای جلب حمایت منطقهای بهرهبرداری کند، اما این امر نیازمند یک نمایندگی سازمانیافته (مانند پارلمان مخالفین) است.
فرصتهای منطقهای
هماکنون افکار عمومی در منطقه خواستار یک جایگزین قابل اعتماد برای جمهوری اسلامی هستند. اما همسایگان ایران و قدرتهای منطقهای همراه با نیروهای مخالف در ایران، از فروپاشی بیبرنامه و هرج و مرج داخلی در ایران بیم دارند. بنابراین وجود یک اپوزیسیون منسجم میتواند این نگرانیها را کاهش دهد.
در این رابطه نیاز به یک بستر همگرایی بین نیروهای ملی و اپوزیسیون برانداز ضروری است. تسهیل این امر میتواند در مرحله فروپاشی سیاسی و مدیریت پس از جمهوری اسلامی نقش مؤثری داشته باشد.
۳- سیاستهای جهانی و جایگاه اپوزیسیون جمهوری اسلامی
قدرتهای جهانی مانند آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای غربی در تلاشند تا با اعمال فشار بر حکومت جمهوری اسلامی، سیاستهای خود را در منطقه خاورمیانه و ایران پیش ببرند. تحریمهای اقتصادی و انزوای دیپلماتیک از جمله ابزارهایی هستند که در این راستا به کار گرفته شدهاند. با این حال، حمایت از اپوزیسیون مستلزم شفافیت و برخورداری از مشروعیت بینالمللی است. کشورهای غربی ترجیح میدهند با نهادهای سازمانیافته، دموکراتیک و مسئولیتپذیر همکاری کنند. تشکیل پارلمان مخالفین، متشکل از نیروهای دموکرات، معتقد به مدارا و مخالف خشونت، میتواند این خلأ را پر کرده و جایگاه اپوزیسیون را در عرصه دیپلماسی بینالمللی تقویت کند. بحث در زمینه این مقدمه بسیار است که در موارد زیر به آن خواهیم پرداخت.
تهدیدها و چالشها
سواستفاده جمهوری اسلامی از اختلافات اپوزیسیون
اختلافات داخلی میان گروههای مخالف، یکی از ابزارهای تبلیغاتی حکومت برای بیاعتبارسازی آنان است. هماکنون شاهد هستیم که جمهوری اسلامی با دامن زدن به اختلافات قومی، از جمله درگیریهای اجتماعی چند روز اخیر بین کردها و ترکها در ارومیه، در پی ایجاد شکاف در میان نیروهای اجتماعی است. علاوه بر این، حکومت در سالهای اخیر از طریق راهبردهای مشابه، در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان و خوزستان نیز به تحریک تنشهای قومی و مذهبی پرداخته است. همچنین، با استفاده از رسانههای وابسته و نفوذ در فضای مجازی، جمهوری اسلامی تلاش دارد شکاف میان گروههای اپوزیسیون را تعمیق کرده و مانع از شکلگیری یک جبهه متحد مخالفان شود.
۴- نقش پارلمان مخالفین در این شرایط
با توجه به وضعیت پیچیده و بحرانی کشور، ایجاد یک نهاد منسجم و معتبر برای رهبری و مدیریت اپوزیسیون در برابر جمهوری اسلامی ضرورتی اجتنابناپذیر است. در شرایط کنونی، که حکومت جمهوری اسلامی با بحرانهای داخلی متعدد و فشارهای بینالمللی مواجه است، اپوزیسیون پراکنده قادر به مدیریت تحولات نیست و نیاز به ساختاری فراگیر و سازمانیافته دارد تا بتواند نقش رهبری در این گذار تاریخی را ایفا کند. پارلمان مخالفین، بهعنوان یک نهاد متشکل از نیروهای دموکرات و معتقد به اصول مدارا، میتواند در شرایط کنونی نقشی محوری در تغییر معادلات سیاسی کشور و تأمین آیندهای پایدار ایفا کند.
نمایندگی مشروع و فراگیر: پارلمان مخالفین میتواند نماینده واقعی مردم ایران در این شرایط پیچیده باشد و با فراهم آوردن چارچوبی سازمانیافته، اعتماد داخلی و خارجی را جلب کند. در زمانی که بیاعتمادی عمومی به ساختارهای فعلی و مخالفان پراکنده وجود دارد، این نهاد میتواند نشاندهنده مشروعیت و وحدت نظر مخالفین در برابر جمهوری اسلامی باشد.
هدایت اعتراضات داخلی: با توجه به بحرانهای چندلایهای که ایران با آن مواجه است، این پارلمان میتواند بهعنوان مرکز تصمیمگیری استراتژیک عمل کرده و اعتراضات مردمی را در مسیر درست هدایت کند. این نهاد باید بتواند صدای معترضان را به یک استراتژی واحد تبدیل کرده و به آن انسجام بخشد تا به تغییرات مؤثر در نظام سیاسی کشور منجر شود.
تأمین مشروعیت بینالمللی: تشکیل یک نهاد فراگیر و دموکراتیک، پیام روشنی به جامعه جهانی ارسال میکند که مخالفین جمهوری اسلامی نه تنها توانایی متحد شدن را دارند، بلکه میتوانند جایگزینی قابلاعتماد برای حکومت کنونی ارائه دهند. حمایتهای بینالمللی بدون چنین نهاد سازمانیافتهای ممکن است محدود و ناکافی باقی بماند.
الزامات مدیریت دوران گذار و مدیریت بحران در فرایند فروپاشی سیاسی جمهوری اسلامی: در صورت فروپاشی سیاسی جمهوری اسلامی، این پارلمان میتواند بهعنوان مرکز مدیریت بحران عمل کرده و مانع از فروپاشی کامل کشور شود. با توجه به این نکته مهم که جمهوری اسلامی بقای خود را با بقای کشور ایران یا فروپاشی سیاسی را با فروپاشی اجتماعی گره می زند- با وجود وضعیت پیچیده و ناهمگون ایران، یک نهاد منسجم قادر است بهطور مؤثر از بروز هرج و مرج در دوران گذار جلوگیری کرده و روند انتقال قدرت را بهطور سیستماتیک و کنترلشده هدایت کند.
۵- توصیهها
تمرکز بر پارلمان مخالفین: انرژی و منابع محدود و تعریف شده ای متناسب با تحلیل از شرایط عینی و میزان کنشگری جنبش های سه گانه صنفی، مدنی و سیاسی باید برای ایجاد این ساختار متمرکز مورد خوانش قرار گیرد، تا به اهداف استراتژیک دست یابد.
تقویت دیپلماسی بینالمللی: تشکیل پارلمان، ابزار قدرتمندی برای تعامل با دولتها و سازمانهای بینالمللی خصوصا در مرحله فروپاشی سیاسی و مدیریت پس از این مرحله خواهد بود.
ایجاد وحدت درونی: همه جناحها و گروههای مخالف باید اولویت خود را بر این ساختار مشترک قرار دهند. به این دلیل واضح که دشمن مشترک جمهوری اسلامی است و اهداف بلند مدت برای گذار از جمهوری اسلامی مهره های یک وضعیت از شرایط دموکراتیک را برای همه گروه بندی ها در سه سطح جنبش های سه گانه صنفی مدنی و سیاسی مخالف در این مرحله تعریف می کند
سخن آخر
در نهایت، تأسیس پارلمان مخالفین جمهوری اسلامی بهعنوان یک نهاد سازمانیافته و دموکراتیک میتواند بهطور مؤثر پاسخگوی بحرانهای داخلی و خارجی ایران باشد. این پارلمان نهتنها قادر است بهعنوان نماینده واقعی مردم ایران عمل کند، بلکه میتواند رهبری اعتراضات داخلی را بهطور استراتژیک هدایت کرده و مشروعیت بینالمللی را برای نیروهای مخالف جلب نماید. در شرایطی که جمهوری اسلامی با بحرانهای متعدد و فشارهای بینالمللی مواجه است، این نهاد میتواند نقشی کلیدی در فرآیند گذار سیاسی ایفا کرده و از هرجومرج در دوران فروپاشی جلوگیری کند.
تشکیل پارلمان مخالفین نهتنها یک ضرورت تاریخی برای گذر از جمهوری اسلامی است، بلکه پاسخی عملی و استراتژیک به شرایط عینی داخلی، منطقهای و جهانی به شمار میرود. مهمتر از همه، اپوزیسیون جمهوری اسلامی میتواند توانمندی خود را در راستای ساختار جدید پس از فروپاشی حکومت اسلامی، در سه سطح صنفی، مدنی و سیاسی به اثبات برساند. باید توجه داشت که عامل اصلی تغییر معادلات سیاسی در ایران، نقش فعال و کنشگرانه جنبشهای صنفی، مدنی و سیاسی در شرایط کنونی است. بنابراین، برای بهرهبرداری از فرصتهای منطقهای و بینالمللی، ضروری است که اپوزیسیون از این شرایط به بهترین نحو استفاده کند.
0 Comments