شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه‌ای با صدای آمریکا در دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱ فرمود: «من واقعا به بچه‌های داخل ایران باور دارم و آنها می‌دانند که چه می‌کنند و چه می‌خواهند، آنها حالا به رهبری نیاز ندارند.»

ولی شاهزاده‌ی گرامی، برای هدایت آتشفشان خشم مردم و تبدیل آن به نیرویی کارا برای براندازی رژیم و هم‌سو کردن تمام توان مردم چون پیکان آرش بر قلب دشمن، جنبش نیاز به رهبری دارد.

رهبری و سازمان از ضروریات هر مبارزه براندازانه است به ویژه برای براندازی رژیم‌های تمامیت‌خواه و فاشیستی مذهبی است. درست است که اعتراضات خیابانی رهبران خود را پرورش می‌دهد. درست است شبکه‌های اجتماعی می‌توانند عامل کارایی در مبارزه با رژیم باشند. اما وقتی ما پراکنده و جداجدا هستیم و دشمن با همه‌ی امکانات کنترل رسانه‌های اجتماعی، اینترنت، تلفن و دوربین‌ها در خیابان‌ها و میدان‌ها، متمرکز و سازمان یافته و با رهبری واحد و اتاق فکر ضدمردمی، بر ما برتری دارد.

رژیم اهمیت رهبری و هم‌قدمی در جنبش را بهتر از ما درک کرده است. از اینرو شبکه‌ها اینترنت و تلفن را در اوج مبارزات قطع و مهندسی می‌کند و از آنها برای سازماندهی و بسیج شبکه‌های خود بهره می‌گیرد، همزمان اگر به رهبران میدانی دست یابد آنها را با شدیدترین شکل مجازات و سرکوب می‌کند.

رژیم به درستی می‌داند که هر جنبش براندازی به رهبرانی نیاز دارد که مخالفان به آنها اعتماد کنند. از اینرو جمهوری اسلامی، عاملان نفوذی آنها در جنبش و لابی‌های آنها به رهبران موثر جنبش ضد رژیم برچسب‌هایی چون وابسته، تجزیه‌طلب یا دیکتاتور می‌زنند تا شکل‌گیری هرگونه رهبری در جنبش براندازی را در نطفه‌ی آن خفه ‌کنند.

بی‌شک با تجربه تلخی که مردم ما از رهبری فردی و خودکامه دارند، با رهبری فردی با ترس برخورد می‌کنند. ولی یک رهبری جمعی دموکراتیک و یک ستاد رزمنده که همه‌ی نیروهای جنبش را هم‌جهت، هماهنگ، هم‌قدم و پشتیبانی کند ضروری است و اینکه تاکنون شکل نگرفت یکی از ناکامی‌های تاریخی ماست. امیدوارم همه‌ی ما این ضرورت را درک و هرچه سریع‌تر این نقیصه را برطرف کنیم.

هم جنبش براندازی و هم دموکراسی فردا برای بازسازی ایران به سازمان نیاز دارد. یکی از اصلی‌ترین ارکان دموکراسی وجود و آزادی احزاب و سازمان‌های سیاسی و شرکت فعال آنها در برنامه‌ریزی و مدیریت جامعه و حل مناقشات با روش قهرپرهیز پشت میزهای مذاکره است. مردم ما باید بر این تشکل‌گریزی حاکم در جامعه ما غلبه کنند و در احزاب راست، میانه و چپ؛ تشکل‌های صنفی، مدنی، فرهنگی و زیست‌محیطی متشکل شوند. دموکراسی را تمرین و سازندگی مسالمت‌آمیز و کثرت‌گرا را تجربه کنند.

مردم ما برای ساختن ایران ویران شده به همه‌ی رهبران و سازمان‌های خود احتیاج دارند. هیچ رهبری جای دیگری را تنگ نمی‌کند. هیچ سازمانی جای سازمان دیگر را تنگ نمی‌کند. رهبران باید هم‌قدم شوند و سازمان‌ها هماهنگ با پیوستن مردم به آنها نیرومند.

زن، زندگی، آزادی

پر توان باد مبارزه مردم ما برای آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و آبادی و سربلندی ایران و ایرانیان.

احد قربانی دهناری

۵ مهر ۱۴۰۱ – ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۲

 

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

تماس با شورای ملی تصمیم

13 + 11 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

اسماعیل مرادی،استقبال از حمایت…

اسماعیل مرادی،استقبال از حمایت…

استقبال از حمایت جهانی با پرهیز از امید کاذببدیهی است که مردم ایران از هر نوع حمایت خارجی استقبال می‌کنند. حمایت لفظی، نمادین یا عملی اگر صادقانه باشد با احترام دیده می‌شود. این نگاه طبیعی است و از دل سال‌ها سرکوب و انزوا شکل گرفته است. مسئله اما نیت حمایت نیست. مسئله...

درگذشت نعمت میرزازاده(م.آزرم)…

درگذشت نعمت میرزازاده(م.آزرم)…

م. آزرم؛ شاعر حماسه‌های ستیز و وقار، به ابدیت پیوست با دریغ و دردی عمیق، با خبر شدیم که استاد نعمت میرزازاده (م. آزرم)، فرزند دلیر مشهد و صدای استوار شعر حماسی و اجتماعی ایران، در سن ۸۷ سالگی (نودسالگی به روایت خانواده) در پاریس چشم از جهان فروبست. او که دکترای...

محمدرضا رضائی، زوال فرهنگ اخلا…

محمدرضا رضائی، زوال فرهنگ اخلا…

محمدرضا رضائی، زوال فرهنگ اخلاق در بخشی از ایرانیانِ برون‌مرز زوال فرهنگ اخلاق در بخشی از ایرانیانِ برون‌مرز هم‌زمان با بالا گرفتن تندی و گستره‌ی ایستادگی مردم ایران در برابر حکومت ملایان و ساختار تبهکارانه‌ی اسلام سیاسی حاکم بر کشور، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای در بخشی...