رزم پر شکوه مردم ما میرود تا بساط فاشیسم را در هم کوبد.

سپتامبر 27, 2022 | مقاله ها و دیدگاه ها


امروز وارد یازدهمین روز قیام سراسری در میهن عزیزمان شدیم. کمتر کسی فکر میکرد جنبش کنونی ملت ما تا این حد پر توان و رادیکال ادامه یابد. این حرکت عظیم اکثر قریب به اتفاق اپوزیسیون را از یک طرف به جنب و جوشی بی سابقه  واداشت و از طرف دیگر آنها را شوکه کرده است. مانند دفعات قبل اکثرا انتظار داشتند در دو سه روز اول جنبش سرکوب شود و یا مردم بدون رهبری متمرکز به خانه های خود برگردند. حالا اما همه با شوقی سرشار و عشقی زیبا و قلبی آکنده از امید و در عین حال پر درد مضطربانه نظاره گر ادامه این قیام هستند. قیامی که دیگر اکنون بیشتر نیروهای اپوزیسیون لفظ انقلاب را برای آن انتخاب کرده اند. نیروهائی که در یکی دوسال پیش و یا پیشتر از بردن نام انقلاب به جنبش سرنگونی طلبی ملت ما ابا داشتند الان دیگر با دیدن واقعیات کف خیابان مجبور به پذیرفتن آن شده اند. امری که اکنون برای جامعه واقعی است میبایستی برای یک نیروی مدعی اپوزسیون بودن مدتها قبل برای تئوریزه شدن روی‌میز میبود. جامعه اما حرکت خود را دارد، راه خود را میرود و رادیکال خواستهای خود را بیان میکند چه بهتر که از اپوزسیون غیر انقلابی حرف شنوی ندارد.

حالا که دیگر جنبش انقلابی بودن خود را اثبات کرده است چه آینده ای در پیش دارد؟ مسیر پیروزی چیست و در چه صورتی امکان شکست دارد؟


۱– این جنبش رهبری متمرکز ندارد. به همین دلیل نمیتواند مانند قیام ۸۸ وسط قیام بدون رهبر رها شده سرکوب شود.
اگر رهبریی متناسب با هدف و خواست چندین ده‌ساله خود میداشت سریعتر و با هزینه کمتر به نتیجه میرسید. به نتیجه نرسیدن قیامهای قبلی نشان از نبود رهبری متمرکز انقلابی است.


۲– بعلت غیر متمرکز بودن آن و دارا بودن مراکز متعدد رهبران محلی سرکوب آن برای رژیم فوق العاده مشکل است.

قیام ۸۸ با کنار کشیدن رهبری سرکوب شد و قیام آبان را به آسانی با سرکوبی خشن  رژیم به شکست کشانید.  زمانی که دهها یا صدها هزار نفر در یکجا به قیام بر‌می‌خیزند رژیم با متمرکز کردن نیروهای سرکوب و استفاده از سلاحهای گرم براحتی آنها را سرکوب میکند. وحشیگری و عدم پایبندی ایدئولوژی اسلام سیاسی به قوانین بین‌المللی، فرم و قوانین نانوشته جنبشهای مردمی را از میدان مبارزه حذف می‌کند. در نتیجه ما میبینیم با به رگبار بستن مردم آنهم از کمر به بالا قیام ۹۸ را با وحشیانه ترین صورت سرکوب میکند.


۳– رهبران محلی و غیر متمرکزند.

میبینیم که تجمعات در تهران در ۲۰ یا ۲۵ منطقه مختلف برپا میشوند. رژیم برای سرکوب کردن آنها بایستی نیروهای خود را پخش کند. رژیم از نیروهای فوق خشن و وفادار زیادی برخوردار نیست که توانایی سرکوب همه را در یک زمان داشته باشد. تجمعات شبها برگذار میشوند و در تاریکی شب امکان حمله و گریز برای مبارزان بیشتر میباشد. چون امکان سرکوب سریع وجود ندارد جنبش تداوم می‌یابد.


۴– وضعیت غیر متعارف جنبش انقلابی کنونی.

معمولا جنبشهای مدنی و حتی انقلابی با تظاهراتهای محدود خیابانی و متمرکز شروع میشوند و نیروهای سرکوب با آبپاش و گاز اشک آور و یا باتوم به آنها حمله میکنند و در یک رویارویی چندین روزه و یا چندین هفته این یکطرف دست بالا را پیدا میکند. گسترش تجمعات و نیروی جنبش با تداوم خود را تثبیت میکند و اقشار بیشتری از مردم به آن میپیوندد و حالت سراسری به خود میگیرد و نیروی سرکوب مجبور به عقب نشینی شده خواستهای آن را می‌پذیرد و یا سرنگون میشود. این نمونه ها را ما در انقلابات مخملی و جنبشهای بهار عربی بخوبی مشاهده کردیم. در ایران اما وضع کاملا متفاوت است. این وضعیت متفاوت را غیر متعارف بودن رژیم و روش فوق خشونتی رژیم فاشیستی بوجود آورده است. رفتار فوق العاده وحشیانه رژیم در سرکوب و به رگبار بستن مردم و کشتار بی امان تظاهرات مسالمت آمیز آنها امکان ادامه این روند طبیعی و جا افتاده سیستمهای متعارف را از جنبش سلب کرده است.

 

۵– قدم دیگر تثبیت جنبش انقلابی کنونی تسخیر خیابانها توسط مردم میباشد.

درگیریهای شبانه جهت تسخیر خیابان هم اکنون در جریان است. در این مرحله حمله وگریز با استفاده از سنگ و چوب جای خود را به کوکتل مولوتف و وسایل دیگر دفاع و حمله می دهد. تسخیر خیابانها و در کنار آن تسخیر مراکز بسیج و کلانتری‌ها منجر به آزاد سازی محلات میشود. در ابن  پروسه از جنبش انقلابی رهبران محلی و میدانی همدیگر را یافته، متشکل کرده و قدرت رهبری و مدیریت خود را به منصه ظهور میرسانند.  در این مرحله نیروهای انقلاب حاکمیت، قدرت و مدیریت خود در مقابل رژیم  به نمایش در می‌آورند و اگر رژیم خود را تسلیم نکرده باشد خود را آماده تسخیر مراکز اصلی قدرت مثل صدا و سیما و کاخ ریاست جمهوری و مجلس میکنند. با وارد شدن به این مرحله هم رهبری تثبیت شده و هم حاکمیت ملت.


۶– ورود جنبشها و تشکلهای صنفی به انقلاب.

تشکلهای صنفی عموما خواستهای صنفی دارند و نه سیاسی. رژیم ایران حکومتی غیر متعارف است و بهمین دلیل مزدبگیران با روشهای متعارف اعتراضی صنفی نمیتوانند به خواستهای خود جامه عمل بپوشانند. هر خواست صنفی کارگران و کارمندان  با اهداف سیاسی گره خورده است. خواستهای صنفی در حکومت اسلامی مانند هر خواست عادی دیگر‌ مانند آزادی پوشش و یا شرکت در میادین ورزشی برای خانمها با سرنگونی حکومت اسلامی گره خورده است. این را خود مزدبگیران میدانند اما بدلیل ماهیت نهادی آنها برای ورود به جنبش بایستی تصمیمی جمعی بگیرند. این امر سبب می‌شود که ورود آنها در زمانی عملی شود که اولا جنبش تثبیت شده باشد و دوما چشم انداز  پیروزی دور از واقعیت نباشد. در جنبشهای سرنگونی طلبی همچون آبانماه سرکوب سریع اتفاق افتاد و تشکلهای صنفی عموما نظاره گر بودند. آنها حتی فرصت فکر کردن به ورود را هم نداشتند. حلقه مفقوده ارتباط بین این دو جنبش اساسی در ایران سرعت فوق العاده و رادیکالیزه شدن سریع جنیش سرنگونی طلبی و سرکوب خشن آن میباشد.

اینبار اما با تثبیت و تداوم جنبش این امکان فراهم شده و چه زیبا میبینیم که جنبش صنفی معلمان و دانشجویان و استادان دانشگاهها فراخوان به اعتصاب داده اند. سندیکاها و اتحادیه های کارگری بایستی اعتصاب های سراسری را در دستور کار خود قرار دهند. با ورود کارگران و مزدبگیران در جنبش انقلابی کنونی این حرکت وارد فاز دیگری شده و پیروزی را در دسترس بیشتری قرار میدهد.

۷–  نمایندگی جنبش انقلابی و گرفتن پشتیبانی در خارج از کشور.

اعلام  و رسمی کردن جنبش انقلابی  در مجامع بین‌المللی ما نیاز به یک نهاد سیاسی فراگیر دارد. این نهاد پشتیبانی و لجستیکی در حال شکل گیری است و مراحل پایانی خود را می‌گذراند. با بوجود آمدن این نهاد جنبش سخنگو پیدا میکند و بین‌المللی مبشود. این امر پیروزی را تسریع میبخشد اما حتی در صورتی که بوجود نیاید با اصرار و تداوم جنبش انقلابی داخل رهبران میدانی و محلی در داخل، خود، جنبش انقلابی خود و پیروزی خود را به مجامع بین‌المللی تحمیل خواهند کرد.


۸– شخم زدن ساختار سیاسی و اجتماعی  خاور میانه.

مسئله مهمتر دیگر تاثیر شگرف پیروزی این انقلاب فراگیر در منطقه و کل جهان است. یکی از خصوصیات اصلی این جنبش انقلابی این است که در مقابل یک ایدئولوژی تروریستی منطقه ای و فرامنطقه ای قرار گرفته است. ایدئولوژی که با تکیه بر اعتقادات مذهبی صدها میلیون انسان میخواهد روش زندگی خود را به ۸ میلیارد انسان دیگر با زور تحمیل کند. عملیات تروریستی و فاشیستی فوق العاده ِغیر انسانی اسلام سیاسی را با وحشیانه ترین صورت آن در تمام نقاط دنیا شاهد هستیم. مرکز عملیاتی و فرماندهی و لجستیکی این جنبش ضد انسانی ایران است. با سرنگونی این رژیم اسلام سیاسی به پایان حیات ننگین خود رسیده است. جنبشهای اسلام سیاسی در منطقه و دیگر نقاط جهان نه تنها یک ریشه خود  را از دست خواهند داد بلکه یک‌ نیروی ضد اسلام سیاسی جدی را در مقابل خود خواند دید. جنبش انقلابی ضد اسلام سیاسی در ایران در صورت پیروزی تمام اسلام سیاسی را به زباله دان تاریخ خواهد فرستاد. جنبشهای کوچک و بزرگ در عراق و لبنان و یمن و کشورهای آفریقایی همه با مرگی تدریجی نابود خواهند شد. و با از بین رفتن این سد رشد و تجدد و تمدن جامعه بشری و بخصوص انسانهای ساکن در این منطقه از جهان به زندگی عادی و دنیای بهتر خود قدم خواهند گذاشت.
زلزله جنبش انقلابی مردم ایران آنچنان قوی است که ارتعاشات اصلی آن بعد از سرنگونی رژیم فاشیستی حاکم بر آن نمایان خواهد شد.


همه ما با چشمانی بعضا اشک آلود و قلبی آکنده از آرزوهای انسانی که چندین دهه فروخورده شده با انرژیی وصف ناپذیر در میانه یک تحول عظیم قرار داریم. هم اکنون و همچنین نسلهای بعدی نه تنها در ایران بلکه در تمام نقاط جهان نظاره گر این انقلاب تحسین برانگیز میباشند و خواهند بود. خصوصیات منحصر بفرد این جنبش انقلابی بنا به ضرورتهای عاجل خود راه منحصر بفرد خود را هم در جهت پیروزی خواهد یافت. ما شاهد پیروزی جنبشی صد در صد انقلابی در دنیایی که فصل انقلابها را به کناری نهاده هستیم. انقلابی که اهداف آن انسانی، مترقی و شعف بر انگیزند. پیروزی این انقلاب نور امیدی است برای ملیونها زن و کودک و انسانهای آزادیخواه که زیر لجن و کثافات اسلام سیاسی مجبور به نابودی تدریجی هستند. مبارزان و انقلابیون میهن ما طلایه داران آزادی، دمکراسی و سکولاریزم برای تمام منطقه هستند.

همه ما هر جا هستیم ملزم هستیم هر آنچه در توان داریم  برای کمک به این انقلاب با شکوه در طبق اخلاص نهیم.


زنده باد رزم با شکوه مبارزان ایران
پیروز با انقلاب شکوهمند دمکراتیک ملت ایران
نابود باد اسلام سیاسی

 

محمود عاشوری

 چهارم مهر ۱۴۰۱

مقالات و مطالب دیگر از همین نویسنده. برای بازدید، لطفاً روی اسم نویسنده کلیک کنید

محمود عاشوری

0 Comments