by شورای ملی تصمیم | 30.ژوئن 2025 | مقالات
بازدیدها: 5
یادداشت_روز، جمعه ۶ تیر ۱۴۰۴
او مادر چهار فرزند و معلمی فداکار بود. به تنهایی فرزندانش را بزرگ میکرد و سالها یار و یاور دانشآموزانی بود که در محرومترین منطقهٔ کشور برای تحصیل به او نیاز داشتند. او معلمی بود که در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی بلوچستان، بهویژه در روستاهای دورافتاده، تلاش میکرد تا دنیای بهتری برای کودکان ابتدایی بسازد.
اما در شامگاه پنجشنبه ۲۹ خرداد، قربانی «خطای انسانی» نیروهای امنیتی شد. نزدیک فلکهٔ شهرک ارتش ایرانشهر، در انتظار دختر و دختر برادرش بود که از چابهار با اتوبوس میآمدند که ناگهان گلولهای او را از پا در آورد. پلیسها در حال تعقیب و گریز با یک پژو بودند و به اشتباه او را هدف تیراندازی قرار دادند. بعد از شش شب درد و رنج، حسنیه جان خود را از دست داد.
حسینیه کلکلی، زنی از روستای سوراب در بلوچستان بود، منطقهای که سالهاست زندگی در آن به خودیِ خود مجازات است. بلوچستان، جغرافیایی است که در آن زیرساختها و خدمات اجتماعی و اقتصادی شدیداً محدودند و مردم آن به ویژه زنان، کارگران و اقلیتهای مذهبی، همواره از حقوق اولیهٔ خود محروم بودهاند.
ناامنیهای اجتماعی و اقتصادی بلوچستان، پیامد مستقیم سیاستهای سرمایهدارانهاند. متمولترها در مناطق امنتری از استان زندگی میکنند، اما فقیرترین اقشار جامعه، از جمله روستاییان و کارگران، در مناطق ناامن این استان گرفتار میشوند. در این وضعیت، بسیاری از افراد به شغلهایی مانند سوختبری و کولبری روی میآورند که در شرایط جنگی و امنیتی، بیش از پیش جرمانگاری میشوند؛ حال آنکه این افراد هیچ راه دیگری برای امرار معاش ندارند. اگر شلیک اشتباهی به حسنیه درنتیجهٔ شرایط جنگی و جرمانگاری کولبری بودهباشد، حقیقت کریه و ظالمانهٔ نظام سرمایهداری و ستم طبقاتی بار دیگر بر ما آشکار میشود.
در این شرایط، حسنیه، معلم کارگر و زن بلوچ، نماد مقاومت و فداکاری بود. او نه تنها در برابر دشواریهای اقتصادی و اجتماعی ایستادگی میکرد، بلکه در تلاش بود تا به نسلهای آینده امید و آگاهی بدهد. با این حال، مرگ او به دست نیروهای امنیتی و به دلیل «خطای انسانی» که در واقع ناشی از بیدقتی و بیمسئولیتی در عملکرد نیروهای مسئول بود، نشاندهندهٔ فاجعهای است که روزانه در این مناطق رخ میدهد.
چرا وزیر آموزش و پرورش که این روزها مدام از جانباختن معلمان شهید در جنگ ایران و اسرائیل سخن میراند، نام حسنیه کلکلی را در زمرهٔ قربانیان این سرزمین سرمایهسالار نمیبرد؟ این سکوت، معنادار است. این سکوت میگوید که مرگ حسنیه، تراژدی شخصی نیست، بلکه نمادی از ستم سیستماتیک مرکزگرا است که زحمتکشان حاشیه (بلوچستان) بهخاطر سیاستهای تبعیضآمیز طبقاتی، اجتماعی و امنیتی با آن روبهرو هستند.
نام و یاد حسنیه، زنِ معلمِ کارگرِ بلوچ بر حافظهٔ ستمدیدگان این سرزمین حک خواهد شد و تیشهای خواهد بود بر ریشهٔ ظالمان زمان.
by شورای ملی تصمیم | 27.ژوئن 2025 | مقالات
بازدیدها: 18
«به کدامین گناه کشته شدند؟!!!»
روزهای آخر با هم بودیم؛ با مهرانگیز.
بظاهر همه چی آرام شده بود. برگشتیم. غافل از اینکه آرامشی در کار نبود.
خبر حمله به اوین، آنهم فقط سردرش، به نوعی کوچک کردن فاجعه ای بود که در آنجا اتفاق افتاده بود.
بلافاصله آقای نوریزاد زنگ زدند و گفتند: «حالمان خوب است، نگران نباشید؛ من در نمازخانه مشغول نقاشی بودم که طلق های پنجره شکست و بر سر و روی من ریخته شد. بند ۷ کامل آسیب دیده و زندانیهای بسیاری کشته یا زخمی شدند؛ فعلا درِ بند را بسته اند و ما از بیرون خبری نداریم.»
به او گفتم: من الان به سمت اوین حرکت میکنم. باید همه شما را آزاد کنند. او گفت: «کاری نکنید.» من تصمیم خود را گرفته بودم؛ هرچه باداباد.
ولی از آنجا که ما فقط معمولا از یک زاویه به ماجرا و زندگی نگاه میکنیم، و از بازی روزگار غافلیم؛ پای من به اوین نرسید.
دخترم؛ “فایزه” تماس گرفت و گفت: «مامانِ آرش را پیدا نمیکنیم. در دسترس نیست. هرچه تلاش میکنیم نیروهای امنیتی اجازه ورود به منطقه را نمیدهند.
منزل مهرانگیز عزیز نزدیک اوین بود. نهایتا ساعت ۳ توانسته بودند خود را به آنجا برسانند.
فائزه دوباره تماس گرفت؛ درحالیکه بشدت گریه میکرد؛ گفت: «مامان، مامان آرش نیست. من و آرش داریم میریم بیمارستانهارو بگردیم.»
دو روز گشتند. به همه جا سر زدند؛ صحنههایی دیده بودند که در تمام عمرشان ندیده بودند. صدای گریههاشان هنوز در سر من پیچ و تاب میخورد.
بعد از ظهر روز دوم، به بهشت زهرا، سالن معراج الشهدا هدایت شدند. ۳ ساعت در صف ایستادند.
جسد شناسایی شده بود، کارت ملی همراهش بوده؛ در آن زمان بدنبال کاری از منزل خارج شده و موج انفجار جانش را گرفته بود.
در آن لحظه به او چه گذشته و آیا زودتر میشد او را نجات داد یا نه؟ هیچ نمی دانیم.
فقط می دانیم: «به صورت نمادین به سر در اوین حمله شده.»
به آنها گفته بودند؛ به دلیل ازدحام تا دو سه روز اجازه دفن ندارند.
غروب برگشتند و چه برگشتنی، خسته و زار…
مهر انگیز رفت. یکی از مهربانان عالم کم شد؛ یکی از هنرمندان این مرزوبوم کشته شد. او نقاش بود. بر بوم نقش میکشید و بر بوم زندگیش بهترین نقشها را کشید و پر زد و رفت.
و اما، یک پرسش بزرگ رهایمان نمیکند:
به کدامین گناه، این همه انسانهای بیگناه کشته شدند؟! به کدامین گناه…..؟!
جنگ به ظاهر پایان یافته؛ ولی جنگ بین تاریکی و نور، جنگ بین حق و باطل همچنان ادامه دارد.
زندانیان اوین را شبانه تا پگاه صبح، به تهران بزرگ منتقل کردند، با دهها اتوبوس، مانند آواره ها… همه را پراکنده کردهاند.
آقای نوریزاد، با آقای نقوی زندانی سیاسی باهم هستند. در سالنی پر از جمعیت، بدون امکانات و کاملا از احوال یکدیگر بی خبر.
با این شرایط، چرا آزادشان نکردید..؟! چرا آزادشان نمیکنید…..؟!!!
چرا؟؟؟؟
نگرانی ما را پاسخ بدهید.
فاطمه ملکی
۵ تیر ۱۴۰۴
by شورای ملی تصمیم | 21.ژوئن 2025 | مقالات
بازدیدها: 16
فدراسیون بینالمللی حقوق بشر (FIDH) و سازمان عضو آن، جامعهی دفاع از حقوق بشر در ایران(LDDHI)، عمیقاً از تشدید اخیر در تنشهای نظامی بین اسرائیل و ایران نگران هستند.
آنها تجاوز و استفاده از نیروی مسلح اسرائیل علیه ایران را، که نقض حقوق بینالمللی و منشور سازمان ملل متحد است، و همچنین هدف قرار دادن غیرنظامیان در ایران و اسرائیل را بهشدت محکوم میکنند.
غیرنظامیان در ایران و اسرائیل بار دیگر قربانی این حملهها هستند. این تجاوز، که با مصونیت اسرائیل از مجازات تشدید شده است، بر جنایتهای بینالمللی ادامهدار اسرائیل علیه فلسطینیان، از جمله نسلکشی در غزه و خشونت استعماری در کرانهی باختری سایه میافکند.
پاریس، ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵ (۲۸ خرداد ۱۴۰۴). در شب بین ۱۲ و ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ (۲۳-۲۲ خرداد)، اسرائیل حملهی نظامی غافلگیرکننده و تحریکنشدهی گستردهای را آغاز کرد و بیش از ۱۰۰ هدف در ایران، از جمله تأسیسات هستهای ادعایی و سایتهای نظامی را هدف قرار داد. بنا به گزارشها، در این حملهها چندین سایت هستهای هدف قرار گرفت و فرماندهان عالیرتبهی نظامی، چهرههای ارشد سیاسی و دستکم ۹ دانشمند هستهای کشته شدند. شمار این دانشمندان در روزهای بعد به دستکم ۱۴ تن افزایش یافت. شماری از اعضای خانوادهی برخی از دانشمندان هستهای و دیگر غیرنظامیان ساکن در نزدیکی آنها نیز در این حملهها کشته شدند.
متن کامل فارسی: https://www.fidh.org/article31698
متن انگلیسی: https://www.fidh.org/en/region/asia/iran/israel-iran-immediately-de-escalate-conflict-protect-civilians
by شورای ملی تصمیم | 21.ژوئن 2025 | مقالات
بازدیدها: 17
وقتی جنگ، ناامنی و بیثباتی زندگی مردم را در هم میکوبد، این پرسش بهمیان میآید: چهکسی از ما محافظت میکند؟ نهادهایی که باید در چنین شرایطی حامی مردم باشند، یا از کار افتادهاند یا خود بخشی از ماشین خشونت شدهاند. در این وضعیت، مراقبت جمعی تنها یک مفهوم نظری نیست؛ بلکه ضرورتیست برای بقا، راهی برای نجات یکدیگر. در دل محلهها، در جمعهای کوچک، و حتی در خانههایمان، میتوان زنجیرههایی از مراقبت، همبستگی و همیاری ساخت، زنجیرههایی که از دل رابطههای انسانی، از نیاز مشترک به بقا، و از ارادهی مقاومت جمعی شکل میگیرند.
📘 سایت «اصل ۲۰» با انتشار کتابچهای با عنوان راهنمای قدمبهقدم برای مراقبت جمعی در بحران، کوشیده است تجربههای عملی و مردمی را در مواجهه با بحران و خشونت ساختاری گردآوری و به اشتراک بگذارد. این راهنما که برگرفته از دستورالعملهای بینالمللی است، با نگاهی مردمی، شیوههایی را برای شکلدادن به شبکههای حمایتی محلی، تقویت اعتماد جمعی، تقسیم منابع، و مراقبت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه معرفی میکند.
📌 این یک راه نجات است، نه فقط برای زنده ماندن، بلکه برای زنده ماندن با امید، شأن و پیوند.
به نقل از:
https://t.me/asl20_campaign/1578
by شورای ملی تصمیم | 13.ژوئن 2025 | بیانیه
بازدیدها: 304
دعوت به ائتلاف فراگیر ملی برای نجات ایران
ملت شریف ایران،
فعالان سیاسی و مدنی،
سازمانها و جریانهای مخالف جمهوری اسلامی،
تحولات اخیر و حمله گسترده نظامی به مراکز حساس فرماندهی جمهوری اسلامی که به کشته شدن بخش مهمی از فرماندهان نظامی انجامیده، کشور را در برابر واقعیتی نو و تعیینکننده قرار داده است. رژیم حاکم، با از دست دادن ستونهای اصلی دستگاه سرکوب، بیش از هر زمان دیگر دچار ضعف ساختاری و بیثباتی شده و ممکن است، همچون گذشته، با امتیازدهی به قدرتهای خارجی برای حفظ موجودیت خود تلاش کند.
در چنین شرایطی، شکاف و تفرقه در میان نیروهای اپوزیسیون تنها به بقای رژیم کمک خواهد کرد. مسئولیت تاریخی ماست که با کنار نهادن اختلافات تاکتیکی و ایدئولوژیک، راهی مشترک برای نجات ایران بیابیم.
شورای ملی تصمیم که بر پایهی اصول ششگانه خود برای گذار کامل از جمهوری اسلامی، حفظ تمامیت ارضی، عدم تمرکز، جدایی دین از حکومت، شکلگیری مجلس مؤسسان، استقرار نظامی انتخابی و دموکراتیک، و تحقق حقوق بشر و برابری تلاش میکند، با درک حساسیت لحظه تاریخی کنونی، اعلام میدارد:
اکنون زمان ائتلاف فراگیر و فوری تمام نیروهای دموکراسیخواه، آزادیطلب و سکولار است؛
1. اختلاف نظرها باید به رسمیت شناخته شود، اما منافع ملی ایران و خواست ملت برای رهایی از دیکتاتوری بر همه آنها مقدم است؛
2. هر جریان سیاسی، تنها پس از پایان نظام استبدادی و در فرآیند آزاد انتخاباتی، خواهد توانست راهکار و برنامه خود را به رأی مردم بگذارد؛
3. ما به گفتوگو، هماهنگی و وحدت عمل با تمام نیروهایی که بر سر اصول بنیادین دموکراتیک تفاهم دارند، فراخوان میدهیم.
از همه فعالان، احزاب، شخصیتهای سیاسی و نهادهای مدنی دعوت میکنیم که در برابر این لحظه سرنوشتساز، برای تشکیل یک جبهه نجات ملی، اقدام عاجل و مشترک انجام دهند.
ملت ایران،
ایران فردا نیازمند مسئولیتپذیری امروز ما است.
بیایید ایران را از لبهی پرتگاه به سمت آزادی، عدالت، و دموکراسی سوق دهیم.
شورای ملی تصمیم
۱۳ ژوئن ۲۰۲۵