by حمید بی آزار | 25.نوامبر 2023 | مقالات
به مناسبت ۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت بر زنان
تقویمنوشتهها ٢٥ نوامبر (٤ آذر) را روز مبارزه با خشونت بر زنان میدانند، یادآور کشته شدن خواهران مبارز «میرابال» به دست دیکتاتور دومنیکن در سال ١٩٦٠. اما نانوشتههای خشونت بر زنان طوماری به گستردگی تاریخ دارد. تاریخ زنانی که زنده بهگور شدند، در آتش سوزانده شدند، سنگسار یا مثله شدند، بردهی جنسی شدند، به دار آویخته شدند، در جنگها و نزاعها اسیر شدند، قربانی تجاوز شدند و با انواع قوانین و سنتها بر آنها ستم روا داشتند، کارشان کمارزشتر از مردان شمرده شد یا اساسا به حساب نیامد.
خشونت بر زنان، گذشته از ژرفای تاریخی، پهنهای به گستردگی جهان دارد؛ خشونتی است ریشهدوانده در سراسر مناسبات و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که در همهی عرصههای زندگی زنان ــ از پنهانترین زوایا تا عرصهی اجتماع ــ پیوسته تولید و بازتولید میشود؛ و جز سرکوب زن و بهرهکشی از نیروی کار و زایندگی او هدفی ندارد.
بهرغم تمامی پیشرفتهای دانش و فناوری، گسترش روزافزون فقر و حاشیهنشینی در سراسر جهان و سربرآوردن انواع نظامهای سلطه و بنیادگرا جهنمی به پا کردهاند که تیشه به ریشهی تمامی دستآوردهایی میزند که با سالها مقاومت و مبارزهی مردم بهویژه زنان به چنگ آمد. در این جهنم، فشارهای نظاممند بر زنان در قالب تجاوز جنسی، زنکشی و خشونت خانگی از همهگیریِ مرگبارِ گونهای «زنستیزی» حکایت دارد.
در ایران نیز ستم و خشونت تجربهی زیستهی زنان بوده اما این زنستیزی نظاممند با توسل به عناصر واپسگرای فرهنگی و مذهبی و سنتی هماکنون به ابعادی تازه و فاجعهآمیز رسیده است. نخستین گام حاکمیت اسلامی برای سرکوب زنان سلب آزادی پوشش با تحمیل «حجاب اجباری» بود که سپس به شتاب تمامی عرصههای زندگی زنان از خانه و خانواده، محل کار و تحصیل و قوانین ذیربط را درنوردید و مجوزی شد برای تشدید انواع ستمها بر زنان از خشونتهای خانگی و «کودکهمسری» گرفته تا «قتلهای ناموسی» و اسیدپاشی به بهانههای گوناگون. این زنستیزی در مقابله با جنبشی که با شعار «زن، زندگی، آزادی» سر برآورد درندهخویی خود را بهغایت نشان داد.
جنبش مقاومت و آزادیخواهی زنان که بیدرنگ پس از استقرار حاکمیت اسلامی نخستین گام علنی خود را با اعتراض به «حجاب اجباری» در هفدهم اسفندماه ۵۷ برداشته بود، از آن پس بارها به شکلهای گوناگون قد علم کرد تا سرانجام در پی قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی شعلهور شد و در اندکزمانی به شکل جنبشی عمومی درآمد. اعتراضهای سراسری به اعدامهای روزافزون و دیگر قتلهای ستمکارانه، سرکوب پیوستهی معترضان در سراسر کشور، بازداشتهای گسترده بهویژه از میان زنان، نویسندگان، هنرمندان و روزنامهنگاران، صدور احکام سنگین زندان، بهرهگیری از حربهی دیرینهی تجاوز و خشونت سازمانیافته در زندان و خیابان، مسمومسازی در مدارس و خوابگاههای دخترانه، اخراج یا تعلیق دانشجویان و دانشآموزان، دیوانهانگاریها و خودکشیسازیها، ایجاد محدودیتهای گوناگون برای معترضان و اقدامهای «قانونی» و فرا«قانونی» برای کنترل خشم و اعتراض زنان و مطیعسازی آنان، روزبهروز به این جنبش عمق و گسترهی بیشتری دادهاند؛ عمقی به ژرفای چالش با خاستگاههای اصلی این خشونتها و گسترهای به پُرشماریِ همراهانی از هر جنس و سن و طبقه و نژاد، و از هر قوم و مسلک، که دست در دست یکدیگر بر مبارزه پای میفشارند تا کنارِ خواهران میرابال برگ درخشان دیگری در تاریخ از خود برجای بگذارند.
کانون نویسندگان ایران که بنا بر منشور خود همواره بر حق آزادی بیان و حق اعتراض همگانی تأکید کرده است، روز جهانی منع خشونت بر زنان را گرامی میدارد و آزاداندیشان را، هر جا که هستند، به همراهی با زنان و مردان آزاده و دلاوری فرا میخواند که در ایران و جایجای جهان در این راه گام برمیدارند.
کانون نویسندگان ایران
۳ آذر ۱۴۰۲
by حمید بی آزار | 23.نوامبر 2023 | Allgemein
اگرچه سرکوبهای اجتماعی از قبل جنبش انقلابی زن زندگی آزادی، ادامه داشت، اما حجم اعتراضات سراسری و سرکوب وقیحانه حکومت جمهوری اسلامی بعنوان یک خاطره وسیع در ذهن کنشگران و تاریخ مبارزات مردم ایران به جای می گذارد. شورای ملی تصمیم که اکثر اعضای آن در پی حرکتهای اعتراضی دو سال اخیر مردم ایران، درکنار دیگر جریانات سیاسی، جانانه در پشت صفوف حرکتها در داخل و خارج از کشور قرار داشتند، بی صبرانه نتایج ماندگار این کنش جمعی را رصد می کند تا تداوم او استمرار جنبش به سرمنزل مقصود که سرنگونی جمهوری اسلامی و عبور کامل از حاکمیت استبداد دینی است، سرانجام یابد. شورای ملی تصمیم به این منظور برای آینده ایران زمین برنامه ای وسیع در حد دولت سازی با پاسداشت از مطالبات مردم ایران در نظر دارد. باشد که حرکتهای پس از آبان که تاکنون و لحظه به لحظه به حوزه عمومی فضای سیاسی جامعه اضافه می سازد، گسترده تر و زمان سرنگونی حاکمیت کوتاه تر گردد. و برای یادآوری تداوم حرکتهای اعتراضی مردم ایران و به منظور پاسداشت چهارمین سالگرد جنبش سراسری آبان ۱۳۹۸، بخشی از حرکتهای اعتراضی آبان ۱۴۰۲ را بازپخش می نماییم. زنده باد آزادی عدالت و دموکراسی برای مردم ایران.
گروه خبر شورای ملی تصمیم
مروری بر اخبار اعتراضات در ماه آبان ۱۴۰۲؛ شامل اعتراضات صنفی- مدنی و سیاسی؛
۱ آبان – بنابر گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، گروهایی از بازنشستگان شرکت مخابرات در استانهای تهران، اصفهان، مرکزی، ایلام، فارس، خوزستان، آذربایجان شرقی، چهارمحال و بختیاری، کردستان، سیستان و بلوچستان، گیلان، اردبیل و آذربایجان غربی در اعتراض به وضعیت معیشتی و بیتوجهی به مطالبات آنها حداقل در ۱۳ استان تجمع های اعتراضی برپا کردند.
۱ آبان – کانال دانشجویان پیشرو در مورد برخورد خشونتآمیز نیروهای حراست دانشگاه علامه با دانشجویان دختر این دانشگاه گزارش داد که نیروهای حراست این دانشگاه، به بهانه عدم رعایت حجاب احباری، یک دختر دانشجوی دانشکده ادبیات این دانشگاه را مورد حمله و «ضرب و شتم» قرار دادند.
۱ آبان – احکام سنگین الهه محمدی و نیلوفر حامدی توسط انجمن روزنامهنگاران تهران غیر قابل قبول خوانده شد. صدور این احکام با عکسالعملهای زیادی از سوی روزنامهنگاران ایرانی در شبکههای اجتماعی مواجه گردید. قبل از این نیز فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران روز ۲۷ مهر طی بیانیهای، اتهامات علیه نیلوفر حامدی و الهه محمدی را بیاساس دانسته و خواستار آزادی این دو روزنامهنگار و همه روزنامهنگاران زندانی در ایران شده بود.
۳ آبان – کارکنان رسمی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز آغاجاری برای چندمین روز در اعتراض به بیتوجهی مدیریت این شرکت به درخواستهای آنها تجمع اعتراضی برپا کردند.
۳ آبان – شبکه شرق، متعلق به روزنامه شرق، با استناد به نظرسنجی خود که با مشارکت بیش از ۱۲ هزار و ۳۰۰ تن انجام شده است، از مخالفت ۸۴ درصدی مردم با الزام زنان به رعایت حجاب خبر داد. این مخالفان معتقدند که اجرای «قانون عفاف و حجاب» باعث با حجاب شدن زنان نخواهد شد.
۳ آبان – سازمان عفو بینالملل طی بیانیهای با نوشتن این عبارت که «روزنامهنگاری جرم نیست» به صدور احکام سنگین برای الهه محمدی و نیلوفر حامدی اعتراض کرده و خواستار آزادی فوری این دو روزنامهنگار زندانی گردید. این سازمان بینالمللی مدافع حقوق بشر تاکید نمود که دادگاه و فرایند رسیدگی به پرونده این دو روزنامهنگار به دلیل پوشش اخبار جانباختن مهسا امینی، به شدت ناعادلانه بوده است.
۳ آبان – محمد مهدی اسماعیلی وزیر ارشاد ممنوعالکار شدن بیش از ده بازیگر زنِ معترض و مخالف حجاب اجباری را تایید کرد. وی گفت ما پیش از این نیز اعلام کردیم که حجاب زدن برای زنان قانون است و ما قانون را اجرا میکنیم… کار کردن برای کسانی که قانون را اجرا نمیکنند امکانپذیر نیست. «وزیر ارشاد ممنوعالکار شدن بیش از ده بازیگر زنِ مخالف حجاب اجباری را تایید کرد. رادیو فردا»
۴ آبان – نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با بازداشت چند ساعته پدر و برادر دادخواه علی روزبهانی، آنها را از برگزاری سالگرد و تولد این معترض کشته شده منع کردند. همینطور فاطمه حیدری، خواهر جواد حیدری معترض کشته شده، خبر داد که نیروهای امنیتی به پدر و برادر علی روزبهانی گفتند که حق برگزاری سالگرد ندارند. همچنین آنها برادرش محمد روزبهانی را هم «مجبور کردند» توییتی که در باره سالگرد و تولد برادرش نوشته بود را «حذف» کند.
۴ آبان – خبرنامه امیرکبیر، نزدیک به فعالان دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، گزارش داد که نیروهای حراست در بیرون این دانشگاه از جمله در کافههای اطراف نیز با دانشجویان بدون احجاب اجباری کنتاکت کرده و «کارت دانشجویی» آنها را ضبط میکنند.
۴ آبان – به دنبال نظر سنجی روزنامه شرق در خصوص لایحه حجاب و عفاف، مدیر مسئول روزنامه شرق توسط قوه قضاییه احضار گردید. نتایج نظرسنجی شبکه شرق این بوده است که از بین ۱۲ هزار و ۳۳۴ نفر شرکتکننده در این نظرسنجی، در پاسخ به این پرسش که آیا در صورت تبدیل شدن لایحه عفاف و حجاب به قانون، اجرای آن میتواند به رعایت حجاب اجباری منجر شود؟ که ۸۴ در صد شرکت کنندگان پاسخ منفی دادهاند.
۵ آبان – به دنبال تایید رسمی ممنوعالکار شدن تعدادی از بازیگران زن مخالف حجاب اجباری توسط وزیر ارشاد جمهوری اسلامی، تعدادی از هنرمندان سرشناس به این تصمیم حکومتی اعتراض کردند. رضا کیانیان، بازیگر سابقه دار سینما و تئاتر ایران در اینستاگرام خود نوشت: «قدر و اندازه هنرمندان را مردم هستند که تعیین میکنند. هنر و هنرمند را نمیتوان با دیکتهکردن از بالا تعیین کرد.» کتایون ریاحی یکی از بازیگران نوشت: «شرافتم اجازه کار در سینمای امروز را نمیدهد. شما کی باشید؟! رادیو فردا»
۶ آبان – ترانه علیدوستی یکی از بازیگران سینما که سال گذشته در پی حمایت از معترضان دستگیر شد، نوشته است که دیگر تمایلی به بازی در فیلم ندارد. وی در ادامه نوشت: «من پارچهای که خواهرانم را کشت برای فیلمهای شما به سر نمیکنم… چون از آن حجاب اجباری که بر سر ما میگذارید… هنوز دارد خون میچکد. فردا رادیو»
۷ آبان – نرگس محمدی فعال حقوق بشر و آزادی و برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳ گفت که خبر کشته شدن آرمیتا گراوند با مهندسی نهادهای امنیتی، زیر آواری از پنهانکاری، فریبکاری و دروغهای حکومت «زن ستیز دینی و استبدادی» در وسط اخبار کشته شدگان جنگ در خاورمیانه، نالهای بود در میان فریادهای گوشخراش.
۷ آبان – به گفته مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی زنجان: «به دنبال مسمومیت دانشآموزان در هنرستان دخترانه کوثر در شهر زنجان، تعدادی از دانشآموزان به بیمارستان موسوی، و شماری دیگر به بیمارستان ولیعصر، یک دانشآموز به بیمارستان امام حسین و یک دانشآموز به بیمارستان ولیعصر زنجان اعزام شدند.»
آرمیتا گراوند با تدابیر شدید امنیتی در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. شماری از شرکتکنندگان از جمله نسرین ستوده دستگیر شدند. بسیاری از شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و فعالان اجتماعی مرگ آرمیتا را “قتل حکومتی” میدانند. تنها ساعاتی پس از خبر درگذشت آرمیتا، نام او در شبکه اجتماعی اکس به ترند جهانی تبدیل شد. کاخ سفید در مورد جانباختن آرمیتا نوشت: «این خشونت علیه مردم حکایت از «شکنندگی رژیم» دارد».
۷ آبان – کانال دانشجویان متحد گزارش کرد که علی احمدی، استاد دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه اخراج شده است و سپس اصافه نمود که:«سیل اخراج اساتید» در شرایطی ادامه دارد که طی ماههای گذشته نیز استادان دیگری مانند مرتضی مردیها، حمیده خادمی، مهدی خویی، آرمین امیر و آمنه عالی» از دانشگاه علامه اخراج شدهاند. هم چنین رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران طی حکمی زهرا احمدینژاد، استاد این دانشگاه را به دلیل امضای چند بیانیه اعتراضی، «تعلیق» نمود. در«تفهیم اتهام» به زهرا احمدینژاد «امضای شش نامه و بیانیه» آمده است که از جمله آنها، امضای بیانیه «اعتراض به حملات زنجیرهای و سازمانیافته به مدارس دخترانه»، «نامه حمایت از اعتراضات قانونی دانشجویان»، امضای «بیانیه حمایت از اساتید دانشگاه شریف»، اعتراض به «برخورد، اخراج و تعلیق دانشجویان معترض» و… بوده است.
همچنین گزارش شد که علی احمدی، استاد دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه اخراج شده است و سپس اصافه نمود که:«سیل اخراج اساتید» در شرایطی ادامه دارد که طی ماههای گذشته نیز استادان دیگری مانند مرتضی مردیها، حمیده خادمی، مهدی خویی، آرمین امیر و آمنه عالی» از دانشگاه علامه اخراج شدهاند.
۸ آبان – تعداد زیادی از بازنشستگان مخابرات در شهرهای مختلف کشور مانند: رشت، اهواز، خرمآباد، زاهدان، سنندج، کرمانشاه، اصفهان، ارومیه، زنجان، تبریز، ساری، اندیمشک، اراک، شیراز، تهران، قزوین، ایلام، اردبیل، همدان و بندرعباس با در دست داشتن پلاکاردهای اعتراضی و دادن شعارهای مختلف اعتراضی و ضد حکومتی مانند: «عدالتی ندیدیم، فقط دروغ شنیدیم»، «اجرای آییننامه، حق مسلم ماست»، «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن»، «نه مجلس نه دولت، نیستند به فکر ملت»، «تا حق خود نگیریم، آروم نمینشینیم»، «یه اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه» و… تجمعهای اعتراضی برگزار کردند.
۹ آبان – گروههایی از بازنشستگان کشوری با در دست داشتن پلاکارد و دادن شعارهای اعتراضی در اعتراض به عدم همسان سازی دستمزد و اوضاع نامناسب معیشتی خود در مقابل ساختمانهای استانداری و صندوق بازنشستگی کشوری شهرهای قزوین، سنندج، همدان، کرمانشاه، اهواز و ایلام تجمع اعتراضی برپا کردند.
۱۰ آبان – گروهی از کارکنان شرکت بهرهبرداری نفت و گاز آغاجاری در برابر ساختمان مدیریت این شرکت جهت حذف کامل سقف حقوق و حذف محدودیت حق سنوات بازنشستگی، دست به تجمع اعتراضی زدند. همچنین برای «حذف کامل سقف حقوق و حذف محدودیت حق سنوات بازنشستگی»، در ۹ آبان گروهی از کارکنان رسمی وزارت نفت شاغل در شرکت پایانههای نفتی جزیره خارگ واقع در استان بوشهر و در ۸ آبان، جمعی از کارکنان رسمی وزارت نفت شاغل در میدانهای نفتی بلال و ایلام متعلق به شرکت نفت فلات قاره ایران واقع در استان هرمزگان در محل کار خود با برپایی تجمعهای اعتراضی خواستار رسیدگی به درخواستهای خود شدند.
۱۱ آبان – دکتر حمید قرهحسنلو که به اتفاق همسرش، فرزانه، پس از مراسم چهلم حدیث نجفی، از کشتهشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در کرج، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند به ۱۵ سال زندان محکوم گردید.
۱۴ آبان – بهروز چمنآرا، عضو اخراج شده هیئت علمی دانشگاه کردستان که اخراجش در آستانه سالگرد کشته شدن مهسا امینی و اعتراضات سراسری خبرساز شد، در خصوص اینکه « حکومت در خاموش کردن دانشگاهها ناکام است» گفت: «فضای دانشگاهها بسیار شکننده است و اگر چه حاکمیت توانسته سکوتی را حکمفرما کند، اما معتقدم که این وضعیت نمیتواند استمرار یابد، زیرا در ایران، دانشگاه به طور سنتی و تاریخی محلی و مکانی است برای تمرین آزادی».
همینطور هیئت مدیره کانون وکلای البرز تصویب نمود که این کانون روز دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۲ در واکنش به رویه فعلی قانونگذاری در خصوص این نهاد مستقل و جلب توجه نمایندگان مجلس، تعطیل خواهد بود. این اعتصاب یکروزه در عکسالعمل به عملکرد نمایندگان مجلس و تصویب «مقرره جدیدی در رابطه با کانون وکلا میباشد.
۱۵ آبان – گروهایی از بازنشستگان مخابرات حداقل در ۲۰ شهر ایران شامل: تبریز، خرمآباد، اراک، یاسوج، رشت، مریوان، ایلام، اردبیل، کرمانشاه، سنندج، اصفهان، ارومیه، اهواز، شیراز، زنجان، تهران، بندر عباس، قزوین، زاهدان، ساری، در اعتراض به نرسیدن به مطالباتشان مانند اجرای کامل آئیننامه پرسنلی استخدامی سال ۸۹ و حل مشکلات بیمه درمانی در برابر ادارههای مخابرات دست به تجمعهای اعتراضی زدند. بازنشستگان معترض شعار میدادند: «معیشت خواربار، بهروز باید گردد»، «وعده زیاد شنیدیم، نتیجهای ندیدیم»، «وای از این جهالت، مدیران خجالت خجالت»، «عزت بازنشسته، احیا باید گردد»، «شرکت پردرآمد، چه بر سر تو آمد»، «نه مجلس نه دولت، نیستند به فکر ملت» و «بازنشسته داد بزن، حقت رو فریاد بزن».
۱۵ آبان – زینب رحیمی، روزنامهنگار حوزه محیط زیست میگوید برای وی در شعبه ۹ دادسرای فرهنگ و رسانه پرونده قضایی تشکیل شده است.
۱۶ آبان – پس از مختومه اعلامشدن پرونده دادخواهی پدر و مادر ابوالفضل آدینهزاده، از کشتهشدگان اعتراضات سال ۱۴۰۱، این خانواده اعلام کردند که «از اول میدانستیم در این بیدادگاه جوابی حاصل نمیشود». ابوالفضل آدینهزاده معترض ۱۷ ساله بود که پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، با شلیک مأموران حکومتی در مشهد کشته شد. خانواده آدینهزاده پس از کشتهشدن فرزند آنها مانند خانوادههای دادخواه دیگر در ایران، بارها تحت فشارهای امنیتی جمهوی اسلامی قرار گرفته و احضار و بازداشت شدهاند.
۱۶ آبان – نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل دادگستری، با وجود گذشت ۹ روز از زمان دستگیری، کماکان به صورت بلاتکلیف در زندان قرچک ورامین بهسر میبرد.
۱۷ آبان – گروهی از کارکنان رسمی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز آغاجاری در محل کار خود با برپایی تجمع اعتراضی خواهان رسیدگی به درخواستهای خود شدند.
۱۷ آبان – ماشالله کرمی، پدر محمد مهدی کرمی، معترض اعدام شده، با وجود گذشت هفتاد و هشت روز از زمان دستگیری وی، همچنان به صورت بلاتکلیف در زندان مرکزی کرج محبوس است. ماشالله کرمی، در تاریخ سی و یکم مردادماه، بازداشت شد. ماموران امنیتی در هنگام بازداشت وی، کلیه وسایل الکترونیکی او را ضبط و کارتهای بانکی این خانواده را نیز بستند.
۱۷ آبان – گروهی از بازنشستگان صنعت نفت اهواز در برابر ساختمان صندوق نفت در این شهر و جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی شوش، کرخه و هفت تپه در برابر دفتر نماینده شهرستان شوش در مجلس شورای اسلامی با برپایی تجمعهای اعتراضی خواستار رسیدگی به درخواستهای خود شدند.
۱۷ آبان – منیژه موذن روزنامهنگار که با رسانه اکو ایران و هفتهنامه تجارت فردا همکاری میکند، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.
۱۷ آبان – بر پایه حکم کمیته مرکزی وزارت بهداشت، مهدی هادیزاده و همسرش مطهره گونهای، دانشجویان معترض دانشگاه علوم پزشکی تهران، گونهای به ۲۴ ماه محرومیت از تحصیل و هادیزاده به یک سال منع تحصیل و همچنین هر دو آنها به تغییر محل تحصیل از تهران به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شدند.
۱۸ آبان – پخشان عزیزی، روزنامهنگار و مددکار اجتماعی که در مرداد ۱۴۰۲ توسط نیروهای امنیتی در تهران دستگیر شده، تا کنون در بند ٢٠٩ زندان اوین، بازداشتگاه وزارت اطلاعات محبوس است. در طی این مدت بازداشت، وی از حق دسترسی به وکیل، ملاقات و همچنین برقراری تماس تلفنی با خانوادهاش محروم بوده است.
۲۱ آبان – مهسا بصیر توانا، از خانوادههای دادخواه اهل فومن، مادر دو فرزند، خواهر مهران بصیر توانا، جوان کشتهشده در اعتراضات ۱۴۰۱، در آستانه سالگرد جانباختن برادرش توسط مأموران وزارت اطلاعات در این شهر بازداشت شد و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در شهر رشت انتقال یافت.
۲۱ آبان – نسیم سلطان بیگی و سعیده شفیعی، دو زن روزنامه نگار برای اجرای حکم حبس خود به دادسرای اوین احضار شدند. آنها که به تحمل سه سال و نیم زندان محکوم شدهاند، باید تا روز سه شنبه ۲۳ آبان خود را به این زندان معرفی کنند.
۲۲ آبان – اصغر امیرزادگان، فعال صنفی فرهنگیان اهل فیروزآباد اخیرا به دفتر زندان فیروزآباد، احضار گردید و متعاقبا دستگیر و برای سپری کردن پنج سال حبس به این زندان منتقل شد. وی در اواخر خرداد۱۴۰۲، توسط دادگاه انقلاب شیراز به اتهام “اجتماع و تبانی” به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.
۲۳ آبان – گروههایی از بازنشستگان کشوری با در دست داشتن پلاکارد و دادن شعارهای اعتراضی در برابر ساختمانهای صندوق بازنشستگی کشوری در اهواز، قزوین، کرمانشاه، همدان، سنندج و ایلام و همچنین گروهی از بازماندگان و بازنشستگان صنعت نفت مازندران در برابر ساختمان صندوق بازنشستگی در ساری با برگزاری تجمعهای اعتراضی، خواستار رسیدگی به درخواستهای خود شدند.
۲۳ آبان – دو روزنامهنگار و فعال زیستمحیطی، نسیم طوافزاده و هلاله ناطقه توسط ماموران حکومتی در رشت بازداشت شدند. بر اساس جدیدترین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، درباره آزادی رسانهها، ایران در میان ۱۸۰ کشور جهان در جایگاه ۱۷۷ قرار گرفته است.
۲۴ آبان – در دومین بازداشت فلهای زنان در طی چند ماه اخیر در استان گیلان، بیشتر از ۱۰ زن در شهر رشت دستگیر شدند. بنا بر گزارش برخی رسانههای ویژه حقوق زنان، تا حالا هویت آناهیتا حجازی، نسیم طوافزاده، هلاله ناطق، نینا گلستانی و رزیتا رجایی روشن شدهاست.
۲۶ آبان – حضور «حجاببانها» برای کنترل حجاب اجباری در متروهای تهران دوباره افزایش یافته است. قبلا شهرداری تهران برای استخدام ۴۰۰ نیروی یگان حفاظت تحت عنوان «حجاببان» با حقوق ماهیانه ۱۲ میلیون تومان برای کنترل زنان در متروها را گزارش کرده بود.
۲۷ آبان – گروهی از کارکنان قرارداد موقت وزارت نفت، در اعتراض به عدم تحقق مطالباتشان در برابر شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در اهواز تجمع اعتراضی برگزار کردند.
۲۷ آبان – جمعی از پرستاران در اسلامآباد غرب، در محل کار خود تجمع اعتراضی برگزار کردند. همچنین تعدادی از پرستاران در یزد در اعتراض به عدم رسیدگی به درخواستهای خود، دربرابر ساختمان استانداری یزد تجمع اعتراضی برپا کردند.
۲۸ آبان – پرستاران در شهرهای کرمانشاه، رشت و یزد در اعتراض به وضعیت معیشتی و عدم رسیدگی به درخواستهایشان از جمله اضافهکاری اجباری و کمبود نیرو تجمعهای اعتراضی برگزار کردند.
۲۸ آبان – گروههایی از بازنشستگان تامین اجتماعی در اهواز و اراک در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و محقق نشدن خواستههایشان در برابر سازمان تامین اجتماعی این شهرها دست به تجمعهای اعتراضی زدند. آنها در اهواز شعار دادند: «دشمن ما همین جاست، دروغ میگن آمریکاست»، «رئیسی بیعرضه، برگرد برو به حوزه» و «درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شوید». در اراک نیز شعار میدادند: «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون.»
۲۹ آبان – بنا به گزارش شبکههای اجتماعی، گروههایی از بازنشستگان معترض مخابرات در شهرهای کرمانشاه، اصفهان، تهران و اردبیل در اعتراض به وضعیت شغلی و معیشتی خود تجمعهای اعتراضی برگزار کردند. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان سراسر کشور نیز طی بیانیهای از این تجمع آنها حمایت کرد. بازنشستگان در شهرهای مختلف شعار دادند: «وعده وعید کافیه، سفره ما خالیه»، «حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون»و «بازنشسته داد بزن، حقت رو فریاد بزن».
by حمید بی آزار | 21.نوامبر 2023 | مقالات
روز یکشنبه ۲۸ آبان در نودوهفتسالگی در پاریس جهان را واگذاشت.
او در سال ۱۳۰۵ در کرمانشاه بهدنیا آمد. دورهی دبستان و دبیرستان را در این شهر بهسرانجام رساند. پایان دورهی دبیرستان او مقارن با سالهای پُرالتهاب سیاسی دههی بیست خورشیدی در ایران بود و او نیز متاثر از این فضا به فعالیتهای مرسوم سیاسی روی آورد.
درهمین ایام برای تحصیل در رشتهی حقوق راهی پایتخت شد و در دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران ثبتنام کرد. در تهران به برخی محافل سیاسی راه یافت و اواخر سال ۱۳۲۴ به حزب توده ایران پیوست. پس از پایان تحصیلات خود همچنان بهفعالیت در صفوف حزب توده ادامه داد و در همین ارتباط در سال ۱۳۳۵ به ۱۸ ماه زندان محکوم شد.
در سال ۱۳۳۹ پایاننامهی دانشگاهی خود را به پایان برد و آن را زیر نام ِ «ایران در آستانهی انقلاب مشروطیت» به چاپ رساند. در سال ۱۳۴۶ برای ادامهی تحصیل راهی فرانسه شد و پس از دو سال اقامت به ایران بازگشت و انتشارات صدای معاصر را بنیاد گذاشت. در سال ۱۳۵۳ دوباره راهی فرانسه شد و در دانشگاه سوربن طی دو سال نگارش رسالهی دکترایش را با نام «مسئله ارضی و جنگ طبقاتی در ایران» به پایان برد و جلد اول آن را با نام مستعار الف-پوران در فرانسه به چاپ رساند.
پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۵، مجدانه به کار پژوهش، نگارش، ترجمه و تصحیح متون مشروطه همت گماشت اما، به دلیل اختناق و استبداد حاکم بر فضای آن روزهای جامعهی ایران، بسیاری از آثارش در محاق و سایهی سنگین سانسور گرفتار آمد.
در سال ۱۳۵۶، مقارن با آغاز دورهی دوم حیات کانون نویسندگان ایران، یکی از اعضای پایدار و پیگیر آن بود و در برگزاری شبهای نویسندگان و شاعران در انستیتو گوته، وابسته به سفارت آلمان در تهران، حضوری فعال و موثر داشت و سخنرانی او در شب پنجم با استقبالی پرشور مواجه شد، بهویژه آنجا که دربارهی سانسورِ سیستماتیکِ حکومتهای خودکامه گفت:
«سانسور پیوند ملت را با فرهنگ گذشتهاش قطع میکند. در شرایط سانسور، تاریخ را با زمان ِ حال آغاز میکنند. به زعم سانسور، در گذشته هیچچیز وجود نداشته و عصر ماست که عصر طلاییست!! ملت همیشه هیچ بوده، هیچ گذشتهای هم ندارد. الان هم هیچ نیست و این وظیفهی دستاندرکاران سانسور است که باید او را ارشاد کنند و آموزش بدهند.»
در سال ۱۳۵۷ با همکاری سهیار کانونیاش سعید سلطانپور، ناصر رحمانینژاد و بزرگ پورجعفر به انتشار هفتهنامهی «صدای معاصر» همت گماشت که تا تیرماه ۱۳۵۸ چهارده شماره منتشر شد. گفتنیست که در همین ایام سردبیری نشریهای سیاسی با عنوان «اندیشه» نیز بر عهدهی او بود که تنها ۵ شماره از آن انتشار یافت.
در ۱۳۶۰ امکان هرگونه فعالیت اجتماعی از کانون نویسندگان ایران سلب شد و کانونیان زیر ضرب شدید و مدام حکومت اسلامی قرار گرفتند. همازاینرو مؤمنی ناگزیر تن به تبعید سپرد و بدون گذرنامه با گذر از مرزهای غربی کشور خود را به پاریس رساند. دریغا که این تبعید تا سفرِ سرانجام ِ او بهدرازا کشید.
باقر مومنی در غربتِ تبعید نیز همچنان آرمانخواهی انسانمدار و آزادیخواهی برابریطلب و ستمستیز باقی ماند و تا واپسیندم سر بر خط هیچ قدرتی ننهاد، همواره به پشتیبانی و هواخواهی از منشور و اساسنامهی کانون نویسندگان ایران پایبند و دلبسته ماند، و هرگز از تکاپو و کوشش مجدانه برای برچیدن سلطهی سانسور بازنایستاد.
او در کتاب ِ «درد اهل قلم»، در پاسخ به پرسشی پیرامون عوارض ممیزی و وظیفهی نویسندگان در مقابله با سانسور و در قبال کانون نویسندگان ایران میگوید:
«آنچه مربوط به اهل قلم و هنر است؛ آنها باید به کانون نویسندگان بپیوندند و به وجوه مختلف آن را تقویت کنند. کانون باید بیپروا و مدام دستِ سانسور را رو کند، اشکال مختلف سانسور و عوارض این سانسور را توضیح بدهد، با تمام دستگاههای سانسور به ستیز برخیزد و همهی آنها را رسوا کند.»
از میان آثار باقر مؤمنی ــ گذشته از «درد اهل قلم»، «رودررو»، «پنج لول روسی»، «صوراسرافیل»، «دربارهی مسائل جنبش و حزب توده»، «مسئلهی ارضی و جنگ طبقاتی در ایران» و شماری از ترجمهها و گردآوریها که در سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹ امکان چاپ در ایران را یافتند ــ میتوان به «اسلام ایرانی و حاکمیت سیاسی»، «انفجار سبز (کمونیسم در جهان و ایران)»، «دین و دولت در عصر مشروطیت»، «تاریخ و سیاست»، «نواندیشی و روشنفکری در ایران» و «همراه با انقلاب از درخت سخن بگو» اشاره کرد.
کانون نویسندگان ایران درگذشت این دانشیمرد ِ آزادیخواه را به خانواده، دوستان و جامعهی فرهنگی مستقل کشور تسلیت و سوگباش میگوید.
یادش گرامی و یادگارانش ماندگار!
کانون نویسندگان ایران
۲۹ آبان ۱۴۰۲
by حمید بی آزار | 21.نوامبر 2023 | مقالات
عمق فاجعه در غزه، همزمان با انزجار از بنیادگرایی و تنفر از رژیم توتالیتر و استبدادی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی اش در جای جای دنیا ، منجر به بی اعتمادی و تنفر از جهان مدرن و بی اعتباری مرجعیت اومانیستی و حقوق بشری کشورهای جهان سرمایه داری بخاطر حمایت از آپارتاید و دد منشی های صهیونیزم بین المللی و جنایات نتانیاهو میشود.
آمریکا و اروپا به خاطر حمایت از اسراییل و سکوت در مقابل نسل کشی ناشی از آپارتاید در فلسطین، مرجعیت دموکراتیک و حقوق بشری خود را در میان شهروندان خود و در دنیا اگر از دست ندهند بسیار تضعیف و بی اعتبار خواهند کرد.
چون بخاطر ارتباطات گسترده جهانی و توسعه سوسیال میدیای مردمی و شهروند خبرنگار در سراسر جهان، مردم دنیا واقعیتهای تلخ و زهر آگین در غزه را عریان تر از گذشته میبنند و خود قضاوت میکنند.
بشریت امروز دیگر کمتر نیازمند رسانه های رسمی کشورهای مدرن و قدرتمند جهان ، جهت درک واقعیتهایی است که سانسور شده اش را میخواهند به خورد مردم بدهند.
زیرا در جهان امروز مردم عمدتا خود واقعیتها را همان گونه که اتفاق می افتد ، می بینند و قضاوت میکنند و تصمیم میگیرند.
به راستی در میان بیش از 12 هزار نفر از ساکنان غزه که تقریبا نیمی از آنها از کودکان معصوم هستند، چند نفر از کشته شدگان از نیروهای حماس و جهاد اسلامی و …. هستند.
گروگانهایی را که حماس به گروگان گرفته در کجا هستند که هنوز آزاد نشدند.
از 40 هزار عضو حماس چند نفر در جنگ کشته شدند.
عاقبت این جنگ نا برابر و ضد انسانی چه خواهد شد؟
همه این سوالات بیانگر آن هست که آمریکا و اروپا دیگر هیچ استراتژی روشنی جهت برون رفت از اوضاع نا بسامان جهان کنونی ندارند.
اگر طرح و برنامه و یا اتوریته ای داشتند، این گونه در قرن بیست و یکم و در سال 2023 به حمایت همه جانبه از یک فرد فاشیست و آدم کشی بنام نتانیاهو که خودش دارای یکسری پرونده های فساد در اسرائیل هست و شدیدا در پی محدود کردن مناسبات دموکراتیک در اسرائیل بوده و مخالفین چپ و دموکرات خود را تهدید میکتد، نمیپرداختند و با طناب پوسیده او به چاه نمیرفتند.
از سوی دیگر همزمان با این بی تدبیری، با رژیم جمهوری اسلامی نیز که یکی از عوامل اصلی بحران و جنگ آفرینی ها در منطقه و جهان و عامل اصلی کشتار و اذیت و آزار مردمش در خود ایران هست وارد مماشات نمیشدند.
وقتی اسرائیل و کشورهای جهان سرمایه داری موازین بین المللی را نادیده میگیرند و تصمیمات سازمان ملل را ناچیز و بی ارزش می شمارند ، چگونه میتوانند از رژیم جمهوری اسلامی بخواهند که به مصوبات سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری پایبندی نشان دهد.
با نگاهی ساده و بدون اغماض به روند تحولات در جهان این نتیجه حاصل میشود که نئولیبرالیسم بنیادگرایانه حامی آپارتاید در عرصه حقوق بشری و تقسیم انساتها به شمال و جنوب آن روی سکه بنیادگرایی مذهبی خاورمیانه ای متکی بر رژیم جمهوری اسلامی طرفدار آپارتاید جنسی ( نا برابری زنان و مردان در ایران و جهان) ، آپارتاید ملی و مذهبی ( شکاف عظیم مرکز و حاشیه و اقلیتهای قومی و مذهبی ) و، شکاف عظم طبقاتی ( طبقات دارا و طبقات ندار )؛ و نهایتا گسترش دیوانه وار بنیادگرایی شیعی و افزایش تضادهای مذهبی در منطقه و در جهان هست.
به نظر من ما بین دو تضاد ظاهری، بنیادگرایانه نئولیبرالیسم و صهیونیزم بین المللی با بنیادگرایی مذهبی که در عمل مدام آب به آسیاب همدیگر و خاک در چشم مردم میریزند، بار دیگر جریانات چپ بین المللی، منطقه ای و ایرانی و نیروهای مترقی و دموکرات باید بدور از هر گونه افراط و تفریط به گونه ای دموکراتیک و برابر حقوق در کتار هم قرار گرفته و به تقویت صدای سوم یعنی صدای برابری طلبانه، آزادیخواهانه و اومانیستی و حقوق بشری فرامرزی و محلی بپردازند.
جون در هر دو سمت تضاد ظاهری بنیادگرایی نیولیبرالیتیتی و صهیونیستی با بنیادگرایی مذهبی و بویژه بنیادگرایی اسلامی به سردمداری رژیم جمهوری اسلامی این سه شعار اساسی یعتی آزادی ، برابری و کرامت انسانی کاملا در حال نابودی میباشند.
متاسفانه در بسیاری از مخالفین سیاسی رژیم جمهوری اسلامی بخاطر عدم درک عمیق از مناسبات جهانی، منطقه ای و داخلی و هم چنین جایگزین کردن افراطی مسئله ای بنام منافع ملی و ناسیونالیستی فرا آزادی خواهانه، برابری طلبانه و متکی به کرامت انسانی و حقوق بشر بین المللی و ضدیت و یا همسویی یکسویه با بنیاد گرایی مذهبی و بنیادگرایی نئولیبرالیسم و صهیونیستی، عملا دچار نوعی سر در گمی شده و در پناه جویی به قطبی از این دو تضاد ظاهری که همواره آب به آسیاب همدیگر و خاک در چشمان مردم میریزند، عملا عمله آماتور این دو بلوک شده و درد و رنج جانگداز مردم را یا در غزه و فلسطین و یا در ایران به فراموشی میسپارند.
بخشی از این عمله آماتورها نابودی حماس بدست نتانیاهو فاشیست را یک فضیلت و افتخار میبینند و دسته دوم نابودی اسرائیل را توسط حماس و رژیم جمهوری اسلامی یک افتخار و فضیلت می بینند. در حالیکه هر دو نکاه نوعی نگاه رذیلانه در مقایسه با نگاه آنانی است که در سنگر مبارزه برای آزادی، برابری ، کرامت انسانی و حقوق بشر بین المللی و داخلی، جنایت حماس و رژیم جنهوری اسلامی را در کشتن و گروگانگیری اسرائیلی ها و هم جنایات ضد بشری و وو فاشیستی نتانیاهو و دولت اسرائیل و هم چنین حامیان بینالمللی اش در غزه را محکوم میکنند.
🔺آرش آذرخش
21 نوامبر 2023