شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

آیا وقایع فاجعه بار ، تراژدیک …

آیا وقایع فاجعه بار ، تراژدیک …

عمق فاجعه در غزه، همزمان با انزجار از بنیادگرایی و تنفر از رژیم توتالیتر و استبدادی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی اش در جای جای دنیا ، منجر به بی اعتمادی و تنفر از جهان مدرن و بی اعتباری مرجعیت اومانیستی و حقوق بشری کشورهای جهان سرمایه داری بخاطر حمایت از آپارتاید و دد منشی های صهیونیزم بین المللی و جنایات نتانیاهو می‌شود.‌

آمریکا و اروپا به خاطر حمایت از اسراییل و سکوت در مقابل نسل کشی ناشی از آپارتاید در فلسطین، مرجعیت دموکراتیک و حقوق بشری خود را در میان شهروندان خود و در دنیا اگر از دست ندهند بسیار تضعیف و بی اعتبار خواهند کرد.

چون بخاطر ارتباطات گسترده جهانی و توسعه سوسیال میدیای مردمی و شهروند خبرنگار در سراسر جهان، مردم دنیا واقعیت‌های تلخ و زهر آگین در غزه را عریان تر از گذشته میبنند و خود قضاوت می‌کنند.
بشریت امروز دیگر کمتر نیازمند رسانه های رسمی کشورهای مدرن و قدرتمند جهان ، جهت درک واقعیت‌هایی است که سانسور شده اش را می‌خواهند به خورد مردم بدهند.

زیرا در جهان امروز مردم عمدتا خود واقعیت‌ها را همان گونه که اتفاق می افتد ، می‌ بینند و قضاوت می‌کنند و تصمیم می‌گیرند.

به راستی در میان بیش از 12 هزار نفر از ساکنان غزه که تقریبا نیمی از آنها از کودکان معصوم هستند، چند نفر از کشته شدگان از نیروهای حماس و جهاد اسلامی و …. هستند.
گروگان‌هایی را که حماس به گروگان گرفته در کجا هستند که هنوز آزاد نشدند.

از 40 هزار عضو حماس چند نفر در جنگ کشته شدند.
عاقبت این جنگ نا برابر و ضد انسانی چه خواهد شد؟
همه این سوالات بیانگر آن هست که آمریکا و اروپا دیگر هیچ استراتژی روشنی جهت برون رفت از اوضاع نا بسامان جهان کنونی ندارند.

اگر طرح و برنامه و یا اتوریته ای داشتند، این گونه در قرن بیست و یکم و در سال 2023 به حمایت همه جانبه از یک فرد فاشیست و آدم کشی بنام نتانیاهو که خودش دارای یکسری پرونده های فساد در اسرائیل هست و شدیدا در پی محدود کردن مناسبات دموکراتیک در اسرائیل بوده و مخالفین چپ و دموکرات خود را تهدید میکتد، نمی‌پرداختند و با طناب پوسیده او به چاه نمی‌رفتند.
از سوی دیگر همزمان با این بی تدبیری، با رژیم جمهوری اسلامی نیز که یکی از عوامل اصلی بحران و جنگ آفرینی ها در منطقه و جهان و عامل اصلی کشتار و اذیت و آزار مردمش در خود ایران هست وارد مماشات نمی‌شدند.

وقتی اسرائیل و کشورهای جهان سرمایه داری موازین بین المللی را نادیده می‌گیرند و تصمیمات سازمان ملل را ناچیز و بی ارزش می شمارند ، چگونه می‌توانند از رژیم جمهوری اسلامی بخواهند که به مصوبات سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری پایبندی نشان دهد.
با نگاهی ساده و بدون اغماض به روند تحولات در جهان این نتیجه حاصل می‌شود که نئولیبرالیسم بنیادگرایانه حامی آپارتاید در عرصه حقوق بشری و تقسیم انساتها به شمال و جنوب آن روی سکه بنیادگرایی مذهبی خاورمیانه ای متکی بر رژیم جمهوری اسلامی طرفدار آپارتاید جنسی ( نا برابری زنان و مردان در ایران و جهان) ، آپارتاید ملی و مذهبی ( شکاف عظیم مرکز و حاشیه و اقلیت‌های قومی و مذهبی ) و، شکاف عظم طبقاتی ( طبقات دارا و طبقات ندار )؛ و نهایتا گسترش دیوانه وار بنیادگرایی شیعی و افزایش تضادهای مذهبی در منطقه و در جهان هست.

به نظر من ما بین دو تضاد ظاهری، بنیادگرایانه نئولیبرالیسم و صهیونیزم بین المللی با بنیادگرایی مذهبی که در عمل مدام آب به آسیاب همدیگر و خاک در چشم مردم میریزند، بار دیگر جریانات چپ بین المللی، منطقه ای و ایرانی و نیروهای مترقی و دموکرات باید بدور از هر گونه افراط و تفریط به گونه ای دموکراتیک و برابر حقوق در کتار هم قرار گرفته و به تقویت صدای سوم یعنی صدای برابری طلبانه، آزادیخواهانه و اومانیستی و حقوق بشری فرامرزی و محلی بپردازند.
جون در هر دو سمت تضاد ظاهری بنیادگرایی نیولیبرالیتیتی و صهیونیستی با بنیادگرایی مذهبی و بویژه بنیادگرایی اسلامی به سردمداری رژیم جمهوری اسلامی این سه شعار اساسی یعتی آزادی ، برابری و کرامت انسانی کاملا در حال نابودی می‌باشند.
متاسفانه در بسیاری از مخالفین سیاسی رژیم جمهوری اسلامی بخاطر عدم درک عمیق از مناسبات جهانی، منطقه ای و داخلی و هم چنین جایگزین کردن افراطی مسئله ای بنام منافع ملی و ناسیونالیستی فرا آزادی خواهانه، برابری طلبانه و متکی به کرامت انسانی و حقوق بشر بین المللی و ضدیت و یا همسویی یک‌سویه با بنیاد گرایی مذهبی و بنیادگرایی نئولیبرالیسم و صهیونیستی، عملا دچار نوعی سر در گمی شده و در پناه جویی به قطبی از این دو تضاد ظاهری که همواره آب به آسیاب همدیگر و خاک در چشمان مردم می‌ریزند، عملا عمله آماتور این دو بلوک شده و درد و رنج جانگداز مردم را یا در غزه و فلسطین و یا در ایران به فراموشی می‌سپارند.
بخشی از این عمله آماتورها نابودی حماس بدست نتانیاهو فاشیست را یک فضیلت و افتخار می‌بینند و دسته دوم نابودی اسرائیل را توسط حماس و رژیم جمهوری اسلامی یک افتخار و فضیلت می بینند. در حالیکه هر دو نکاه نوعی نگاه رذیلانه در مقایسه با نگاه آنانی است که در سنگر مبارزه برای آزادی، برابری ، کرامت انسانی و حقوق بشر بین المللی و داخلی، جنایت حماس و رژیم جنهوری اسلامی را در کشتن و گروگانگیری اسرائیلی ها و هم جنایات ضد بشری و وو فاشیستی نتانیاهو و دولت اسرائیل و هم چنین حامیان بین‌المللی اش در غزه را محکوم می‌کنند.

🔺آرش آذرخش
21 نوامبر 2023

چرا جنبش آبان ۱۳۹۸ در تاریخ مع…

چرا جنبش آبان ۱۳۹۸ در تاریخ مع…

ایرانزمین فراموش نخواهد شد!

وضعیت شهرهایی که اعتراضات آن‌ها در خبرگزاری‌ها بازتاب داشته  اعتراضات مسالمت آمیز یا بدون برخورد چشم‌گیر  اعتراضات به خشونت کشیده شده  در اعتراضات کشته گزارش شده  داده‌ای در دسترس نیست

چه بسا تکرار وقایع تاریخی تلخ و تاسف بار باشد. مردم ایران به چنین حسی عادت دارند! مردم ایران در کشوری و با حکومتی زندگی می کنند که بصورت لحظه ای جان آنان برای لحظه ای شادی و زندگی و آزادی ستانده می شود. مردمی که مدام سرزنش می شوند، تحقیر می شوند و سرآخر جان آنان به گروی آموزش های دینی ستانده و زندگی آنان قربانی تصمیمات ارتجاعی رهبران و نهادهای مذهبی- نظامی- اقتصادی قدرت می شود!

صحبت کردن در مورد آبان چنین حسی به ما می دهد. حس رخوت در زمان نتوانستن. و حس قدرت در میدان کوشش و مبارزه و آنجایی که جوانان حق خود مطالبه می کنند.

چهار سال از «شکل گیری جنبش آبان ۱۳۹۸»، و از زمان کشاکش بین «رهایی برای ماندن و رویارویی در بردگی زیر پرچم جمهوری اسلامی» می گذرد. توجه کنیم که این حس در درون نسل جوان نهادینه گشته! گسل نسلی که بین نیروهایی که انقلاب کردند، و عزیزانی که در نسل های دهه ۷۰ و ۸۰ و ۹۰ قربانی تمایلات و خواسته های انقلابیون ارتجاعی در حاکمیت شدند، حاصل چنین فهم و وضعیتی است.

در شرایطی جنبش آبان بالا آمد که شکاف بین نسلی شکل گرفته است. و در ظاهر مطالبات جامعه سیاسی، نخبه و روشنفکر ایرانی در تضاد با مطالبات نسلهای تازه است. اما آنان همان شعارهای پیشین را می دهند و تنها در رویکردها و شیوه های دیگری فریاد می کنند. «آزادی برابری دموکراسی» از جمله مبانی ارزشی است که نیروهای اپوزیسیون در مقابله با حاکمیت جمهوری اسلامی فریاد کردند، سرکوب شدند و افکار و مبانی فکریشان مصادره یا به فراموشی سپرده شد! همین شعارها در پس جنبش تجلی و فریاد می شد.

در نتیجه طرح مطالبات جنبش آبان ۹۸ که حاصل تلاش نیروهای میدانی کف خیابان برای مقابله با جمهوری اسلامی بود، توانست شکاف چندپاره میان جامعه جنبشی با اپوزیسیون خارج از کشور را بالا آورد و حفره های گسل نسلی بین نیروهای جنبشی چهاردهه را تاحدودی پر سازد. خصوصا که اپوزیسیون حمایت «عاطفی، سیاسی» بسیار گسترده و هم بسته ای با جنبش آبان داشت.

جنبش آبان و نتایج حاصل از آن تاثیر فربه و عمیقی بر وجدان آگاه اجتماعی مردم ایران گذاشت. در طی پنج دهه گذشته بسیار شاهدیم که جمهوری اسلامی مخالفین خود را قتل عام کرده اما شیوه کشتار جوانان در جنبش آبان ۹۸ برق آسا و سرعت قتل عام انسانهای بی گناه در کمتر از یک هفته باعث شد تا توحش جمهوری اسلامی آشکارتر شود، و عامل وحدت میان نیروهای مخالف گردد. مردمی که با کم هزینه ترین اشکال اعتراض خشونت پرهیز به خیابان آمده بودند و با بستن جاده ها و بوق زدن ماشین به ابراز مخالفت با سیاستهای حاکمیت پرداختند، نصیب شان از «سنگ پرتاب کردن»، «گلوله های آتشین مسلسل های جنگی» بود. کشتار مردم بی پناه در نیزارهای ماهشهر در کنار دستگیریهای گسترده، زندانهای طولانی، شکنجه، اعدام برای مخالفت با قوانین اقتصادی- سیاسی- فرهنگی حاکمیت توسط جمهوری اسلامی، مشابه با کشتاری است که مغولها از مردم ایران کردند.

جمهوری اسلامی تمام هیمنه و مشروعیت خویش را در پس این کشتار به یکباره از دست داد. همینطور تاثیر کشتار جنبش بر افکار عمومی و مراجع فرهنگی،‌ سیاسی و اجتماعی ایرانیان آنچنان وسیع و محکم بود، که جامعه را به دوراندیشی کشاند و صف بندی تازه ای مابین حکومت با جامعه فراهم ساخت. خندقی که با هیچ رفرم،‌ اصلاح و عقب نشینی نهادهای قدرت پرکردنی نیست! خیلی از نیروها و مجامعی که تصور می کردند از طریق اصلاحات سیاسی، تحقق مطالبات صنفی و مدنی امکان پذیر است، ریزش کرده و به صف نیروهای برانداز جمهوری اسلامی پیوستند. بخشی از نیروهای اجتماعی و بدنه حمایتی جمهوری اسلامی (نیروهای بسیجی، سپاهی، ارتشی، نظامی و انتظامی و هواداران مذهبی) که به لحاظ طبقاتی و موقعیت اجتماعی از طبقات متوسط و پایین جامعه بودند، در جنبش آبان و تحولات پس از آن، به صف مخالفین جمهوری اسلامی پیوستند. و این چنین تاثیرات جنبش آبان ۱۳۹۸ بر نامشروع بودن جمهوری اسلامی آشکار شد و حتی توانست موجب حمایت جهانی از مردم ایران گردد.

هم اکنون «جنبش آبان ۱۳۹۸» نماد مقاومت و مظلومیت مردم ایران در حیات ننگین جمهوری اسلامی است. و این چنین در تاریخ مبارزات مردم ایران ماندگار شد.

گروه خبر کمیسیون رسانه شورای ملی تصمیم

۲۵ آبان ۱۴۰۲

گزارش سرکوب نویسندگان در ایران…

گزارش سرکوب نویسندگان در ایران…

گزارش سرکوب نویسندگان در ایران؛

۱۵ نوامبر ۲۰۲۳

سال ۱۹۸۱ کمیته‌ی نویسندگان زندانی انجمن جهانی قلم (پن)، ۱۵ نوامبر را روز نویسندگان زندانی اعلام کرد. از آن پس بیش از ۴۰ سال است که تشکل‌های نویسندگان در سراسر جهان در این روز همبستگی خود را با نویسندگان زندانی و خانواده‌های آنان اعلام می‌کنند. 

سرکوب نویسندگان در حاکمیت جمهوری اسلامی حکایت دیروز و امروز نیست. از نخستین سال‌های استقرار این حاکمیت تا به امروز، نویسندگان به شکل‌های گوناگون زیر فشار بوده‌اند، به زندان افکنده شده‌اند و به قتل رسیده‌اند.

اکنون، در نوامبر ۲۰۲۳ نیز سرکوب نویسندگان ادامه یافته و چندین نویسنده، شاعر و مترجم در زندان‌ها عمر به شکنجه می‌گذرانند. همچنین بسیاری دیگر نیز پس از جنبش آزادی‌خواهانه‌ی شهریور ۱۴۰۱ تحت آزار و تعقیب قرار گرفته‌اند و کماکان با پرونده‌های باز ساختگی روبه‌رو هستند.

از جمله نویسندگان در بند می‌توان به این نام‌ها اشاره کرد:

– مهوش ثابت، شاعر و آموزگار

– کیوان مهتدی، مترجم، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران

– آنیشا اسدالهی، مترجم

– سروناز احمدی، مترجم

– سعید مدنی، نویسنده و پژوهشگر

– مهدی بهمن، نویسنده

 در روزهای اخیر نیز در یورش تازه‌ی ماموران امنیتی به زنان فعال فرهنگی و اجتماعی گیلان، از جمله دو نویسنده به نام‌های رزیتا رجایی و نینا گلستانی بازداشت شده‌اند. این گزارش مختصر از سرکوب شدید نویسندگان نمایانگر بخشی از تلاش حاکمیت برای ایجاد اختناق کامل و نابودی تام و تمام آزادی بیان است.

بیانیه پیمان همکاری به مناسب س…

بیانیه پیمان همکاری به مناسب س…

کشتار وحشیانه  معترضان به دست آدم کشان حرفه ای خامنه ای

در تاریخ هر ملتی روزهایی وجود دارند که آغازگر فصل جدیدی در زندگی اجتماعی مردم آن دیارهستند و در حافظه جمعی ثبت و ماندگار میشوند. آبان خونین 98 ، نقطه عطفی است در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران در گذار از حکومت جمهوری اسلامی . مردم در اعتراضات آبان 98 ، کلیت نظام و شخص علی خامنه ای را به چالش کشیدند. این اعتراضات را میتوان مقدمه  و بستر انقلاب بزرگ  زن- زندگی- آزادی در 1401 دانست.

در نیمه شب 24 آبان شرکت ملی نفت ایران بدون اطلاع رسانی قبلی طرح سهمیه بندی جدید و افزایش بهای ینزین تا سه برابر را اعلام کرد. از همان شامگاه 24 ابان اعتراضات در شهرهای مختلفی چون مشهد، اهواز، سنندج، جوانرود، سیرجان ، شیراز و … شروع شد. مردم ماشین ها را در خیابان های این شهر ها متوقف کردند و با شعارهایی چون ” دیکتاتور حیا کن، مملکتو رها کن” و یا “پول نفت گم شده، خرج فلسطین شده”  خشم خود را نسبت به اقزایش قیمت بنزین ابراز کردند. موتور سواران ضد شورش و نیروهای انتظامی حکومت با معترضین درگیر شدند. در روز شنبه 25 آبان اعتراضات در تهران بالا گرفت و مردم اتوبان های پایتخت ، مثل همت، کرج و تهران پارس را بستند و موج اعتراضات به بیش از صد شهر کشور سرایت کرد.

علی خامنه ای از تصمیم سران قوا مبنی بر افزایش قیمت بنزین حمایت کرد. او اعتراضات را به ” اشرار و ضد انقلاب” نسبت داد و از مقام های امنیتی خواست تا اعتراضات را هرچه زودتر خاموش کنند. او عملا فرمان قتل عام معترضین را صادر کرد. حکومت برای انجام این کشتار وحشیانه، ابتدا دسترسی به اینترنت را در سراسر کشور  یطور کامل قطع کرد تا در سکوت خبری بتواند نقشه شوم خود را به انجام برساند و در گام بعدی بدون هیچ توجیه قانونی با اعلام ” وضعیت اضطراری ”  تانک ها را در خیابان ها مستقر  و از سلاح گرم برای کشتار شهروندان عادی استفاده کرد. ادم کشان حرفه ای حکومت جنایتکار خامنه ای در نیزارهای ماهشهر ده ها نفر از مردم این شهر را که در آنجا پناه گرفته بودند با رگبار سنگین به گلوله بستند که هنوز از تعداد کشته شدگان و ابعاد این جنابت هولناک اطلاع دقیقی در دست نیست.

تعداد کشته شدگان آبان خونین مطابق گزارش خبرگزاری های بین المللی حداقل 1500 نفر و تعداد یازدداشت شدگان نیز حدود ده هزار تن ارزیابی شده است.حکومت این کشتار سازمان یافته را “پیروزی بر اشرار” نامید و با وقاحت تمام از آن دفاع کرد.

اعتراضات آبان خونین در امتداد جنبش دی ماه 96 اتفاق افتاد، جنبشی که اولین رویارویی مستقیم زنان و جوانان ایران با استبداد دینی را به تمایش گذاشت . ریشه اعتراضات آبان خونین  بطور اخص بر میگردد به مشکلات دولت روحانی در دو سال آخر ریاست جمهوری او و بن بست های اقتصادی- سیاسی حکومت اسلامی. خروج ترامپ در سال 97 از برجام و تحمیل تحریم های کمرشکن بر جمهوری اسلامی، دولت روحانی را مجبور کرد که برای تامین کسری  بودجه ، قیمت بنزین را تا سه برابر افزایش دهد.

اعتراضات آبان 98 ، آغاز مرحله ای است که جامعه ایران از غفلت جمعی خارج میشود و برای اولین بار بعد از انقلاب اسلامی خودش را از شعارهای حاکمیت وجناح های مختلف آن  جدا میکند. لازم به یاداوری است که چند ماه قبل از آبان 98، برای اولین بار موضوع استعفای خامنه ای در بیانیه “گروه 14 نفر” مطرح شده بود.  نتیجه این گسست مردم از حاکمیت را، در شکست حکومت در انتخابات ریاست جمهوری 1400 و از دست دادن پایگاه اجتماعی آن و غلبه گفتمان “نه به جمهوری اسلامی” می بینیم.آبان خونین 98 در واقع  پرده برداری روشن و آشکار از چهره جنایتکار حکومت اسلامی نه تنها در داخل کشور، بلکه در سطح جهان نیزبود.

زنان و جوانان ایران در انقلاب ژینا راهی را که در آبان 98 آغاز شده بود، تکمیل کردند و با تعمیق و انباشت آگاهی ناشی از شناخت حکومت جمهوری اسلامی راه خود را به تمامی از آن جدا کردند. حکومت اسلامی امروز فاقد مشروعیت است و مردم ایران همانطور که در جریان جنگ غزه بخوبی نشان دادند، اولویت هایشان با این حکومت کاملا متفاوت است.حکومت اسلامی اولویتش همچنان گسترش تروریسم اسلامی و برپایی یک حکومت اخرآلزمانی است و مردم ایران خواهان بک دموکراسی سکولار متعارف در قرن بیست و یکم با  تکیه بر حقوق شهروندی و حکومت قانون هستند.

سازمان های عضو پیمان همکاری، ضمن گرامیداشت یاد از دست رفتگان رهرو آزادی در آبان 98، خود را همراه و همدل خانواده های داغدار آنان میدانند و بر این باور هستند که  تنها راه پیروزی و پایین کشیدن این حکومت قرون وسطایی جنایتکار، تکیه بر همبستگی ملی برای  نجات ایران است.

سازمان های عضو پیمان همکاری                25 آبان 1402

فشار بی‌سابقه بر مبارزان و زند…

فشار بی‌سابقه بر مبارزان و زند…

تاریخ جنبش‌های براندازی نشان می‌دهد، جنبش هربار با توانی بیش از پیش، تا سرنگونی کامل حکومت اسلامی و برقراری نظامی دموکراتیک و سکولار ادامه خواهد یافت. در بستر این کابوس حکومت اسلامی، آزار، شکنجه، ضرب و جرح زندانیان و تهدید مردم را تشدید کرده است. اعدام‌ها به‌ویژه در بلوچستان افزایش یافته است، مجلس، «رصد سبک زندگی مردم» را تصویب کرد، دولت فشار بر روزنامه‌نگاران را تشدید کرده‌ است؛ رئیس قوه قصائیه علنی و بی‌شرمانه به نیروهای آتش به اختیار دستور می‌دهد، منتظرتصویب لایحه حجاب نشوید و با قدرت، مردم را سرکوب کنند؛ استادان، معلمان و دانشجویان زیادی اخراج شدند؛ زندانی سیاسی جواد لعل محمدی را ضرب و شتم ‌کردند، به زندانیانی چون فاطمه سپهری اجازه درمان نمی‌دهند و حشمت‌الله طبرزدی، دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران را به زندان محکوم می‌کنند.

حشمت‌الله طبرزدی در جلسه دادگاه در اعتراض به پایمال کردن حقوق زندانیان، از خود دفاع نکرده است. او بر یکی از بنیادی‌ترین حقوق زندانیان انگشت گذاشت و اعلام کرده «مطابق قانون و اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر، دادگاه باید علنی، مستقل و با حضور هیئت منصفه و وکیل» برگزار شود.

در سایه جنگ اسرائیل و حماس و هراس از خیزش مردمی پر توان‌تر از پیش، حکومت اسلامی سرکوب مبارزان و زندانیان سیاسی را تشدید کرده است. ما ضمن محکوم کردن فشار بر زندانیان، خواهان آزادی بی‌قید و شرط همه‌ی زندانیان سیاسی، صنفی، مدنی و محیط زیست هستیم.

شورای ملی تصمیم

۲۲ آبان ۱۴۰۲ – ۱۳ نوامبر ۲۰۲۳