بیانیه پیمان همکاری پیرامون رو…


مسعود پزشکیان رئیسجمهوری حکومت اسلامی ایران، دقایقی پیش برای شرکت در هفتاد و نهمین مجمععمومی سازمان ملل متحد و تشریح مواضع جمهوری اسلامی، در رأس هیئتی عالیرتبه سیاسی، عازم نیویورک شد. او همچنین دیدارهایی با تعدادی از سران کشورهای شرکتکننده در هفتاد و نهمین نشست مجمععمومی خواهد داشت. (افکار نیوز- ۱ مهرماه ۱۴۰۳)
شورای ملی تصمیم به نمایندگی از بخش قابل توجه ای از نیروهای کنشگر ایرانی داخل و خارج از کشور که حضور میدانی دارد، تائید می کند که؛ دولت پزشکیان نماینده واقعی مردم ایران نمی باشد. در انتخابات ۱۴۰۳ ریاست جمهوری در ایران تنها ۴۰ درصد از واجدین شرایط انتخابات توسط مردم ایران به پزشکیان رای دادند و (۶۰ درصد در انتخابات فرمایشی بیت رهبری حضور نیافتند)، از این میزان بخش قابل توجه ای با «آرای سفید، و شروط انتخاب در این فضا تلاش کردند که مسعود پزشکیان را بعنوان آخرین شانس شیوه پارلمانتاریسم در حکومت جمهوری اسلامی، و بهصورت مشروط رای دهند تا جمهوری اسلامی در مرحله کنونی قبول نماید که بدون ایجاد ابهام در انتخابات یا مهندسی آن بتواند از حقوق دموکراتیک مردم ایران حفاظت نماید. که البته این مهم توسط دستگاهها و نهادی غیر دموکراتیک حکومت جمهوری اسلامی پاسخ درستی نیافت!
مسعود پزشکیان به عنوان یک چهره اصلاحطلب ضعیف شده توسط شورای نگهبان تائید شد و در مسیر قدرت قرار گرفته است، او نمادی از روند انتخابات نمایشی و انتصابی توسط نهادهای حکومتی است. انتخاب پزشکیان از سوی حکومت، تلاشی آشکار و نمایش نوعی مشروعیت دموکراتیک برای حفظ نهادهای غیردموکراتیک در ساختار سیاسی ولایت فقیه است؛ در واقع، این افراد نه از طریق انتخابات آزاد و دموکراتیک، بلکه تحت نظارت و مهندسی مستقیم هسته سخت قدرت در حکومت خامنهای و شورای نگهبان به صحنه میآیند. و توسط آرای مردم بهشکل غیردموکراتیک انتخاب می گردند!
برنامه پزشکیان در سفر به آمریکا چیست؟
سفر پزشکیان به نیویورک، تلاشی است برای بازسازی چهره بینالمللی رژیم. بهویژه در شرایطی که فشارهای داخلی توسط نیروهای مخالف صنفی و فرهنگی و مدنی و نیز تقابل های بینالمللی رو به افزایش است. رژیم جمهوری اسلامی در تلاش است تا با معرفی چهرههایی (که ظاهرا) اصلاحطلبانه هستند تصویر نرمتر از حاکمیت (خود) به جامعه جهانی و بهویژه به جهان غرب ارائه دهد. اما اکثریت مردم ایرانو اپوزیسیون ساختاری و سرنگونطلب، به درستی میدانند که این نمایشها هیچ تغییری در ذات سرکوبگر و غیردموکراتیک حکومت ایران ایجاد نمیکند. و از این جهت در همیاری با جنبش های صنفی و مدنی در داخل کشور، به افشاگری علیه ماهیت ضد مردمی جمهوری اسلامی اقدام می کند!
مردم ایران حکومت اسلامی را نماینده خود در نظام بینالملل نمی دانند
مردم ایران به خوبی آگاه هستند که دولت پزشکیان نماینده بیت خامنه ای در هسته سخت قدرت است و بنابراین هیچ مشروعیتی در دفاع از منافع ملی مردم ایران که بزرگترین دشمن خود را ولایت مطلقه فقیه میدانند، ندارد. و بنابراین نماینده آنان نخواهد بود. مردم ایران معتقدند که تغییرات سطحی و معرفی افراد ضعیف مانند پزشکیان، تنها بخشی از یک بازی سیاسی برای حفظ بقای رژیم است. خواستههای ملت ایران فراتر از اصلاحات سطحی و گذراست؛ جامعه جنشی ایران خواستار تغییرات ساختاری و بنیادین، از جمله مبارزه برای برچیدن سیستم ولایت فقیه و استقرار دموکراسی واقعی هستند. خصوصا جامعه زنان، نسلهای جوان و پروش یافته در حکومت اسلامی، کارگران و کارمندان، دانشجویان، روشنفکران و اساتید دانشگاهی، معلمان و….، در یک اتحاد نانوشته و بدور از هیچ گونه وابستگی به گرایشات خارجی و یا وابسته به جمهوری اسلامی، در پی برچیدن نظام ولایت فقیه و استبداد تاریخی کشور ایران در شکل دینی آن هستند.
شورای ملی تصمیم از سازمان ملل متحد و دولتهای عضو آن درخواست دارد که با آگاهی از این واقعیت، دولت پزشکیان و سایر نمایندگان رژیم جمهوری اسلامی را بهعنوان نمایندگان واقعی مردم ایران نپذیرند. مردم ایران در طول سالها و به ویژه در جریان خیزشهای اخیر، نشان دادهاند که این حکومت اسلامی مشروعیت خود را از دست داده و دیگر نماینده آنها نیستند. پذیرش مهره هایی مانند پزشکیان که با تائید بیت خامنهای و از طریق ساختارهای غیر دموکراتیک به قدرت رسیدهاند، خیانتی به حقوق مردم ایران و نادیده گرفتن خواستههای مشروع آنها برای تحقق آزادی، دموکراسی و عدالت در کشور کثرت گرای ایران است.
از جامعه جهانی انتظار میرود که صدای واقعی مردم ایران در مبارزه با جمهوری اسلامی باشد و با اتخاذ مواضع روشن و قاطع در قبال این رژیم استبدادی، از حقوق ملت ایران برای تغییر و تعیین سرنوشت حاکمیت ملی خود حمایت کند.
زنده باد آزادی، برابری و دموکراسی
شورای ملی تصمیم
اول مهمرماه ۱۴۰۳
۲۲ سپتامبر ۲۰۲۴
با نام و یاد آنانی که برای آزادی ایران، عدالت و کرامت انسانی جان باختند.
قتل حکومتی ژینا – مهسا امینی به جنبشی دامن زد که در روز ٢٦ شهریور از آرامستان آیچی در شهرستان سقز با دو شعار مرگ بر دیکتاتور و زن – زندگی – آزادی شروع و بلافاصله در بیش از صد شهر ایران گسترش پیدا کرد. شعار زن زندگی ازادی بسرعت از مرزهای ایران گذشت و به نمادی برای مبارزات زنان در سراسر جهان تبدیل شد. انقلاب ژینا نقطه عطف تغییر نگرش ایرانیان بعد از تجربه ٤٥ سال استبداد دینی و از این منظر ظهور یک انقلاب ذهنی و رنسانس ایرانی است که در تمام سطوح فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زندگی ایرانیان تاثیرات غیر قابل انکار خود را بر جای گذاشته است.
جنبش انقلابی ژینا، که با فریاد علیه تبعیض و ایستادگی در برابر ظلم و ستم آغاز شد، همچنان زنده و پویاست. این خیزش نه تنها نماد مقاومت و خیزش مردم ایران در برابر نظام استبدادی حاکم است، بلکه پرچمدار حرکتی اجتماعی و سیاسی شده است که هدف آن پایان دادن به حیات رژیمی سرکوبگر، ماشین اعدام و سرکوب آن، واپسگرایی مذهبی و بیعدالتی ساختاری است. این جنبش، گذار از نظام جمهوری اسلامی و برپایی حکومتی آزاد، سکولار، دموکراتیک و عدالتمحور را به عنوان هدف غایی خود تعیین کرده است.
در طی دو سال گذشته حکومت اسلامی تمام تلاشش را کرده است تا جنبش انقلابی زن زندگی ازادی را انکار کند. سرکوب خشن زنان و بازداشت های گسترده کنشگران حوزه های مختلف سیاسی ، اجتماعی و حقوق بشری و فعالان محیط زیست نشانه ترس و انتقام از گفتمانی است که زوال حکومت را رقم زده است. طرفداران تغیر در انتخابات های اخیر مهر گذر از حکومت اسلامی را بر صندوق های رای زدند و قدرت تحریم خود را به نمایش گذاشتند.
در دومین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا امینی) و دیگر جانباختگان و قهرمانان راه آزادی در سراسر ایران، سازمانهای عضو “پیمان همکاری” وظیفەی اخلاقی و سیاسی خود میدانند که با صدور این بیانیه، پشتیبانی خود را از مبارزات مردم برای رفع تبعیض و دست یابی به حقوق بنیادین خود اعلام کنند و صدای آنان را به گوش جهانیان برسانند.
پیمان همکاری بر این باور است که شرط ضرور برای پیروزی نهایی در جدال با استبداد دینی و بزیر کشیدن آن ، که هدف نهایی انقلاب ژینا است، همکاری نیروهای دموکراسی خواهی است که حساسیت شرایط سیاسی و وضعیت کشور را درک می کنند و بر اساس عقلانیت سیاسی برای نجات ایران از فروپاشی اجتماعی در یک ائتلاف ملی گرد میایند.
پیمان همکاری بر این باور است که ایجاد یک آلترناتیو ملی می تواند جامعه بین المللی را در گذار از جمهوری اسلامی در کنار مردم ایران قرا ر بدهد و بهمین خاطر در دومین سالگرد جنبش انقلابی ژینا آمادگی خود را برای همکاری با همه نیروهایی که خواهان گذار قطعی از حکومت اسلامی و ساختن ایرنی آزاد و دموکراتیک بر پایه موازین اعلامیه جهانی حقوق بشر هستند، اعلام می کند.
پیروز باد آرمانهای زن زندگی ازادی
زنده باد یاد تمامی جاویدنامان راه آزادی
سازمانهای عضو پیمان همکاری:
شورای مدیریت گذار
حزب مشروطه ایران، لیبرال دمکرات
شورای ملی تصمیم
جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران
اتحاد برای آغازی نو – جنبش وحدت ملی ایرانیان
سازمان دمکراتیک یارسان
٢٢ شهریور ١٤٠٣
١٢ سپتامبر ٢٠٢٤
«زن زندگی آزادی»

جنبش «زن، زندگی، آزادی» که به نام جنبش ژینا یا مهسا نیز شناخته میشود، در دوسالگی خود همچنان به عنوان یکی از مهمترین جنبشهای اجتماعی در ایران شناخته میشود. این جنبش که پس از کشته شدن مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ آغاز شد، به سرعت به نمادی از مبارزه برای حقوق زنان و آزادیهای اجتماعی تبدیل شد. در دوسالگی این جنبش، همچنان شاهد فعالیتهای گستردهای از سوی فعالان حقوق بشر و زنان هستیم. این جنبش توانسته است توجه بینالمللی را به خود جلب کند و حمایتهای گستردهای از سوی سازمانهای حقوق بشری و جوامع بینالمللی دریافت کند.
با این حال، جنبش با چالشها و فشارهای زیادی نیز مواجه است. حکومت ایران همچنان به سرکوب معترضان و فعالان این جنبش ادامه میدهد و بسیاری از خانوادههای دادخواه تحت فشار قرار دارند. با این وجود، روحیه مقاومت و تلاش برای دستیابی به آزادی و حقوق برابر همچنان در میان اعضای این جنبش قوی است.
در ماههای اخیر، جنبش «زن، زندگی، آزادی» همچنان به فعالیتهای خود ادامه داده و توجه بینالمللی را به خود جلب کرده است. برخی از جدیدترین خبرها و تحولات عبارتند از:
سالگرد اعتراضات: در آستانه دومین سالگرد مرگ مهسا امینی، تجمعات و اعتراضات جدیدی در ایران و در میان جوامع ایرانیان خارج از کشور برگزار شده است. این تجمعات به منظور یادآوری و گرامیداشت یاد مهسا امینی و دیگر قربانیان سرکوبهای حکومتی برگزار میشوند.
حمایتهای بینالمللی: سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بینالمللی همچنان به حمایت از این جنبش ادامه میدهند. اخیراً، چندین سازمان حقوق بشری گزارشهایی در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر کردهاند که به وضعیت زنان و معترضان پرداختهاند.
فعالیتهای فرهنگی و هنری: هنرمندان و فعالان فرهنگی نیز به حمایت از جنبش پرداختهاند. نمایشگاهها، کنسرتها و برنامههای فرهنگی مختلفی در حمایت از حقوق زنان و آزادیهای اجتماعی برگزار شده است.
چالشها و سرکوبها: حکومت ایران همچنان به سرکوب معترضان و فعالان این جنبش ادامه میدهد. بازداشتها و فشارهای حکومتی همچنان از چالشهای اصلی این جنبش هستند.
این جنبش همچنان به عنوان یکی از مهمترین جنبشهای اجتماعی در ایران شناخته میشود و تلاشهای فعالان آن برای دستیابی به حقوق و آزادیهای بیشتر ادامه دارد.
راستی آزمایی کیفیت جنبش زن زندگی آزادی
جنبش نوین اجتماعی «زن، زندگی، آزادی» که به نام جنبش ژینا یا مهسا هم شناخته میشود. از لحاظ ذهنی یا فلسفی و تئوریک، این جنبش تبلوری است از یک «لحظه هستی گرایانه» (اگزیستانسیالیستی)، به ویژه در میان نسل جوان زنان و مردان شهری طبقه متوسط و کارگری که زندگی شان تحت تاثیر فرایندهای دهههای اخیر جهانی- محلی شکل گرفته است. (نیره توحیدی استاد مطالعات جنسیت و زنان در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، نورتریج در آمریکا است/ ایران آکادمیا ژورنال آزادی اندیشه شماره ۱۳)
خامنهای جز فرمان بهکارگیری خشونت هرچه بیشتر، هیچ راهحلی برای نجات کشتی شکستهی رژیم سراغ ندارد. جنبش انقلابی «ژن ژیان ئازادی» تمام زیرساختهای عقیدتی و ارزشی رژیم را درهم کوبیده است. به همین دلیل سران حکومت از وضعیتی که با آن روبهرو شدهاند بهشکلی هیستریک عصبانی هستند. رژیم جمهوری اسلامی از ترور، کشتار و توحش بهکارگرفتهشده در دیگر رژیمهای پلیسی و فاشیستی به مراتب فراتر رفته است. سیاستی که رژیم در پی گرفته و آنچه در جای جای ایران انجام میدهد، مصداق بارز جنایت علیه انسانیت است.(تریبون رادیو زمانه- ریوار آبدانان عضو شورای ریاست کل کنفدرالیسم دموکراتیک جوامع کوردستان/ دفاع از خود، حق طبیعی و مشروع جنبش انقلابی «ژن ژیان ئازادی» است. پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۲)
در جریان جنبش ژینا کە بە انقلاب ژن، ژیان، آزادی نیز میتوان آن را تعریف کرد، تغییر دیدگاەها، شکاف بین جامعە سیاسی و جامعە مدنی، گسستن از پیشداوریها و فهم و نگرش گذشتە در بطن جامعە ایران اتفاق افتادە است. این جنبش اگرچە تاکنون بنا بە عواملی اساسی بە نتیجە نهایی نرسیدە است و با مشکلات متعددی روبرو است؛ ولی در کردستان بە دلیل یک قرن مبارزە با وجود احزاب سیاسی ترقی خواه، ماهیت حقیقی خود را ابرزا نمود و بە لحاظ کارکرد، شکلگیری و خصوصیات یک انقلاب سیاسی، فکری و اجتماعی نتیجەبخش بودە است.( ژورنال ایران آکادمیا – شماره ۱۰– شاهرخ حسنزاده/ مدیر مرکز حقوقبشر کردستان ایران)
خیزش زن زندگی آزادی را می توان یکی از گسترده ترین «جنبش های نوین اجتماعی» پساساختارگرا در ایران خواند. این جنبش بیش از آن که ریشه اقتصادی یا طبقاتی داشته باشد یا از ایدئولوژی یا رهبری خاصی الهام گرفته باشد، جنبشی متکثر، افقی، سیال، غیر متمرکز و بدون برنامه اما هدفمند بود که در آن خواستههای ساختارشکنانه همچون آزادی حجاب، رفع تبعیض و نفی نظام مطرح شد. آنچه شکل گرفت، در واقع «ابرجنبشی» است که برای نخستین بار بدون تکیه بر نهادهای سنتی موروثی و دینی و پایگاههای آنها، همچون بازار و روحانیت و با طرح گفتمانهای مدرن، دموکراتیک، حامی حقوق زنان و ضد تبعیض، بر سر پای خود ایستاد.(بی بی سی فارسی- آسیب شناسی جنبش «زن، زندگی آزادی» و ظرفیتهای ناشناخته آن/ ۳۰ تیر ۱۴۰۲-۲۱ ژوئیه ۲۰۲۳)
جنبش «زن، زندگی، آزادی» با چالشهای متعددی مواجه است که از مهمترین آنها عبارتند از:
سرکوب حکومتی: حکومت ایران به شدت معترضان و فعالان این جنبش را سرکوب میکند. بازداشتها، شکنجهها و حتی اعدامها از جمله روشهایی هستند که برای خاموش کردن صدای معترضان به کار گرفته میشوند.
نبود رهبری متمرکز: این جنبش به صورت افقی و غیرمتمرکز سازماندهی شده است، که از یک سو به آن انعطافپذیری و پویایی میبخشد، اما از سوی دیگر، نبود رهبری متمرکز میتواند هماهنگی و برنامهریزی را دشوار کند.
فشارهای اقتصادی: بسیاری از معترضان با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند. این فشارها میتواند توانایی آنها برای شرکت در اعتراضات و فعالیتهای جنبش را محدود کند.
عدم حمایت گسترده از سوی همه اقشار جامعه: برخی از اقشار جامعه، به ویژه قشر خاکستری (افرادی که به طور فعال در اعتراضات شرکت نمیکنند)، به دلایل مختلفی مانند ترس از سرکوب یا نگرانی از آینده، به این جنبش نپیوستهاند.
چالشهای فرهنگی و اجتماعی: تغییرات فرهنگی و اجتماعی نیازمند زمان و تلاشهای مستمر هستند. مقاومت در برابر تغییرات از سوی بخشهای محافظهکار جامعه نیز یکی از چالشهای مهم این جنبش است.
با وجود این چالشها، جنبش «زن، زندگی، آزادی» همچنان به عنوان یکی از مهمترین جنبشهای اجتماعی در ایران شناخته میشود و تلاشهای فعالان آن برای دستیابی به حقوق و آزادیهای بیشتر ادامه دارد:
نماد مبارزه برای حقوق زنان: این جنبش با تمرکز بر حقوق زنان و مبارزه با حجاب اجباری، توانسته است توجه جهانی را به وضعیت حقوق زنان در ایران جلب کند. شعار «زن، زندگی، آزادی» به نمادی از مقاومت و تلاش برای دستیابی به حقوق برابر تبدیل شده است.
گستردگی و فراگیری: این جنبش به طور گسترده در سراسر ایران و حتی در میان جوامع ایرانیان خارج از کشور گسترش یافته است. از شهرهای بزرگ تا روستاهای کوچک، مردم از اقشار مختلف جامعه به این جنبش پیوستهاند.
حمایت بینالمللی: این جنبش توانسته است حمایتهای گستردهای از سوی سازمانهای حقوق بشری و جوامع بینالمللی دریافت کند. جوایز حقوق بشری مانند جایزه ساخاروف به مهسا امینی و این جنبش اهدا شده است.
تأثیرات فرهنگی و اجتماعی: این جنبش نه تنها به تغییرات سیاسی بلکه به تغییرات فرهنگی و اجتماعی نیز پرداخته است. زنان ایرانی به طور گستردهای حجاب اجباری را کنار گذاشتهاند و این تغییرات فرهنگی به نمادی از مقاومت در برابر قوانین سرکوبگر تبدیل شده است.
تداوم و پایداری: با وجود سرکوبهای شدید، این جنبش همچنان به فعالیتهای خود ادامه داده و توانسته است به یکی از پایدارترین جنبشهای اعتراضی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شود.
این عوامل باعث شدهاند که جنبش «زن، زندگی، آزادی» به عنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین جنبشهای اجتماعی در تاریخ معاصر ایران شناخته شود.
نقش احزاب و شخصیت های سیاسی، صنفی و مدنی

به باور بسیاری، بزرگترین تهدید علیه جمهوری اسلامی از زمان استقرارش تاکنون، جنبش زن، زندگی، آزادی بوده است. میان جنبش زن، زندگی، آزادی و موجهای اعتراضی پیشین در ایران تمایزهای بسیاری وجود دارد که از بیشتر آنها میتوان به عنوان نقاط قوت جنبش یاد کرد: روی آوردن به تاکتیکهای خشونتپرهیز برای در امان ماندن از سرکوب نیروهای حکومتی را میتوان برجستهترین نقطه قوت جنبش زن، زندگی، آزادی دانست که به وضوح مهمترین عامل در تداوم آن نیز بود. دیگر فاکتور حائز اهمیت در باره این جنبش اشکال رهبری و سازماندهی در آن بود که بر خلاف همیشه نه بدون رهبر بود و نه پیرو الگوی رهبری فردی.
تنوع و تکثر اقشار مشارکتکننده در جنبش را نیز میتوان بهعنوان یکی دیگر از نقاط قوت این جنبش نام برد که در نهایت به یک همبستگی فراگیر و سراسری شکل داد. بکارگیری تاکتیکهای مختلف و خلاقانه به جای حضور در خیابان و رویارویی مستقیم با نیروهای سرکوب، شوخطبعی، شکوفایی هنر اعتراضی، دادخواهی، جلب همبستگی جهانی و تمرکز جنبش بر رویکردها بهجای چهرهها همگی از نقاط قوت جنبش زن، زندگی، آزادی هستند.
در انقلاب زن زندگی آزادی، جنبشهای صنفی، مدنی و سیاسی هر یک نقش مهمی در مبارزات پیش روی داشتند، اما به تنهایی نمیتوانند رهبری کامل دوره گذار را به عهده بگیرند. هر یک از این جنبشها نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارند و برای موفقیت در دوره گذار نیاز به همکاری و همگرایی دارند.
در یک تعریف کلان جنبشهای صنفی معمولاً بر مسائل اقتصادی و حقوق کارگران تمرکز دارند، در حالی که جنبشهای مدنی به مسائل حقوق بشر و آزادیهای مدنی میپردازند. جنبشهای سیاسی نیز به تغییرات ساختاری و حکومتی توجه دارند. در یک گفتمان معنادار انقلابی معمولا برای رسیدن به یک تغییر پایدار و موفق، این جنبشها باید با یکدیگر همکاری کنند و از توانمندیهای یکدیگر بهره ببرند، و جایگاه مبارزات خود را در مرحله گذار تعریف کنند. به این معنا اتحاد و همبستگی میان این جنبشها میتواند به ایجاد یک نیروی قویتر و مؤثرتر در مقابل چالشهای موجود در مرحله گذار کمک کند.
همانطور که آمد در جامعه ایران، جنبشهای صنفی، مدنی و سیاسی هر کدام نقش مهمی در مبارزات اجتماعی دارند. با این حال جایگاه رهبری و شیوه مبارزه این جنبشها در مرحله گذار همچنان ناشناخته و یا دچار ابهام است. این مسئله میتواند به دلایل مختلفی باشد:
سرکوب سیستماتیک: حکومت جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده است تا هر گونه فعالیت جمعی را به عنوان تهدیدی علیه امنیت ملی تلقی کند و با سرکوب فعالان مدنی و صنفی، آنها را وابسته به بیگانگان جلوه دهد.
عدم هماهنگی و اتحاد: یکی از مشکلات اصلی جنبشهای کارگری و مدنی در ایران، عدم اتحاد و تمرکز در مبارزه بوده است. با این حال، در شرایط فعلی، تمایل به اتحاد و تمرکز در مبارزه علیه سیستم فاسد و مافیایی حکومت افزایش یافته است.
نبود استراتژی روشن: داشتن یک سیاست و استراتژی روشن در قبال نقش تشکلهای جامعه مدنی و جنبشهای اجتماعی اعتراضی از اهمیت کلیدی برخوردار است. این استراتژی باید بتواند نقش هر یک از این جنبشها را در دوره گذار و پسا گذار مشخص کند.
تداخل نقشها: نهادهای مدنی و صنفی به دلیل تلاش برای تامین حقوق و آزادیهای شهروندی، به نوعی با سیاست تماس میگیرند، اما به خاطر این که برای کسب قدرت مبارزه نمیکنند، سازمان سیاسی به حساب نمیآیند.
به نظر می آید که برای بهبود هماهنگی و اتحاد میان جنبشهای صنفی، مدنی و سیاسی در میان مردم ایران، چند راهکار زیر میتواند موثر باشد:
ایجاد شبکههای ارتباطی قوی: برقراری ارتباطات منظم و موثر بین رهبران و اعضای این جنبشها میتواند به تبادل اطلاعات و هماهنگی بهتر کمک کند. استفاده از فناوریهای ارتباطی مدرن میتواند در این زمینه بسیار مفید باشد. تبیین پلتفرمهای جمعی در همگرایی نیروها و بسترهای اینچنینی می تواند بسیار در رفع این چالشها موثر باشد.
تدوین استراتژی مشترک: تدوین یک استراتژی مشترک که اهداف و روشهای مبارزه را مشخص کند، میتواند به همگرایی و هماهنگی بیشتر کمک کند. این استراتژی باید شامل برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت باشد.
آموزش و توانمندسازی اعضا: برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی برای اعضای جنبشها میتواند به افزایش دانش و مهارتهای آنها کمک کند و آنها را برای مواجهه با چالشهای مختلف آماده کند.
تشکیل ائتلافها و اتحادها: تشکیل ائتلافها و اتحادهای موقت یا دائمی بین جنبشهای مختلف میتواند به تقویت قدرت و تاثیرگذاری آنها کمک کند. این ائتلافها میتوانند بر اساس اهداف مشترک و نیازهای فوری تشکیل شوند.
افزایش آگاهی عمومی: اطلاعرسانی و افزایش آگاهی عمومی درباره اهداف و فعالیتهای جنبشها میتواند به جذب حمایتهای مردمی و افزایش فشار بر حکومت کمک کند.
استفاده از رسانهها: استفاده از رسانههای مستقل و شبکههای اجتماعی برای انتشار پیامها و فعالیتهای جنبشها میتواند به افزایش دیدهشدن و تاثیرگذاری آنها کمک کند.
آشنا کردن همگان با چالشهای جامعه نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است. چند راهکار موثر برای افزایش آگاهی در حوزه عمومی پشنهاد شده که اینجا بازنشر می دهم:
استفاده از رسانهها در تبلیغ فرایند همکاری و همیاری جنبش های چنده گانه صنفی، فرهنگی و سیاسی: رسانههای جمعی مانند تلویزیون، رادیو، روزنامهها و به ویژه شبکههای اجتماعی میتوانند نقش مهمی در اطلاعرسانی و افزایش آگاهی عمومی ایفا کنند. انتشار مقالات، گزارشها و برنامههای مستند میتواند به مردم کمک کند تا با چالشهای مختلف جامعه برای همیاری جنبش های اجتماعی آشنا شوند.
برگزاری کارگاهها و سمینارها: برگزاری کارگاهها، سمینارها و جلسات آموزشی میتواند به افراد کمک کند تا به صورت عمیقتر و تخصصیتر با مسائل و چالشهای جامعه نسبت به همگرایی جنبش های سه گانه آشنا شوند.
استفاده از امکانات آموزشی در مدارس و دانشگاهها معتبر برای دستیابی به حل چنین چالشهایی: آموزش مسائل اجتماعی و چالشهای جامعه در مدارس و دانشگاهها میتواند به نسل جوان کمک کند تا از سنین پایین با گزاره «تسامح و رواداری و بدیل های لازم در حوزه همکاری های میدانی سه جنبش صنفی، فرهنگی و سیاسی» می تواند در آینده نقش فعالی در حل آنها ایفا کنند.
تشکیل گروههای بحث و گفتگو: تشکیل گروههای بحث و گفتگو در محلهها، انجمنها و سازمانهای مختلف میتواند به تبادل نظر و افزایش آگاهی عمومی کمک کند.
استفاده از هنر و فرهنگ: همانطور که آمد استفاده از هنرهای مختلف مانند تئاتر، سینما، موسیقی و ادبیات میتواند به شیوهای جذاب و تاثیرگذار به افزایش آگاهی عمومی برای تبیین ضرورت همگرایی مابین نیروهای اجتماعی و جنبش های سه گانه کمک کند.
کمپینهای آگاهیبخشی: راهاندازی کمپینهای آگاهیبخشی در سطح محلی، ملی و حتی بینالمللی میتواند به جلب توجه عمومی و افزایش آگاهی درباره مسائل مختلف کمک کند. این کمپینها میتوانند از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و فعالیتهای میدانی اجرا شوند.
دستاوردها و خودویژگی های جنبش زن زندگی آزادی:
رهبری غیرمتمرکز: جنبش زن، زندگی، آزادی که در ایران شکل گرفت، نمونهای بارز از رهبری غیرمتمرکز است. این جنبش به جای داشتن یک رهبر واحد، از شبکهای از فعالان، گروهها و سازمانهای مختلف تشکیل شده است که هر یک به نوبه خود نقش مهمی در پیشبرد اهداف جنبش ایفا میکنند.
رهبری غیرمتمرکز در ایران شامل ویژگیهای زیر است:
تنوع در رهبری: افراد و گروههای مختلف با پیشینهها و تخصصهای گوناگون در این جنبش نقش دارند، که این امر به تنوع و غنای بیشتر جنبش کمک میکند.
انعطافپذیری: با توجه به ساختار غیرمتمرکز، جنبش میتواند به سرعت به تغییرات و چالشهای جدید واکنش نشان دهد.
تقویت همبستگی: این نوع رهبری باعث میشود که افراد بیشتری احساس کنند که در جنبش نقش دارند و این امر به تقویت همبستگی و انگیزه در میان اعضا کمک میکند.
جنبش زن، زندگی، آزادی دارای دستاوردهای مهم دیگری هم بود که برخی از آنها عبارتند از:
نهادینه شدن آزادی پوشش در بخشی از ساختار فرهنگی جامعه شهری: و به این نسبت این جنبش توانسته است توجهات زیادی را به مسئله آزادی پوشش جلب کند و فشارهای اجتماعی و سیاسی برای تغییر قوانین مربوط به حجاب اجباری را افزایش دهد.
تقویت همبستگی اجتماعی: این جنبش توانسته است گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی را به هم نزدیکتر کند و موانع همکاری و اتحاد را که پیش از این غیرقابل عبور به نظر میرسیدند، هموارتر کند.
افزایش آگاهی عمومی: هر تحول پایداری از تاثیرات فرهنگی غنی برخورد است. به این اعتبار این جنبش باعث افزایش آگاهی عمومی نسبت به حقوق زنان و مسائل اجتماعی شده و توانسته است صدای زنان و گروههای حاشیهنشین را به گوش جهانیان برساند.
تسریع جهتگیریهای سیاسی: یکی از دستاوردهای مهم این جنبش، تسریع جهتگیریهای سیاسی در جامعه و گسست از جمهوری اسلامی بوده است، که نمود خود را در تحریم گسترده انتخابات نشان داده است.