بیانیه کمیسیون زنان شورای ملی …
دهم مهرماه کف خیابان های دانشگاه شریف با خون دانشجویان رنگین شد. کشتارده ها هزار دگراندیش و مخالفان سیاسی و عقیدتی در خلال عمر ۴۳ ساله رژیم، قتل مهسا( ژینا) امینی ،قتل عام کردستان ، بلوچستان، آذربایجان و جای جای ایران کافی نبوده و نیست و رژیم اسلامی همچنان خون می ریزد تا صدای آزادی خواهانه مردمان ایران که در صدر آنان زنان قرار دارند را سرکوب کند.
در روز دهم مهر چماقداران لباس شخصی و مامورین امنیتی با برنامه ریزی قبلی دانشگاه شریف را محاصره کرده و به دانشجویان و اساتید دانشگاه با انواع سلاح ها حمله ورشدند . این حمله ساعت های متوالی ادامه داشت و تعداد زیادی از دانشجویان زخمی و دستگیر شدند. شدت جراحات بسیاری از دانشجویان به حدی است که زندگی آنان در خطر است. رژیم به خیال خود خواسته زهر چشم بگیرد و مبارزات زنان و جوانان کف خیابان را به عقب براند. دانشجویی از میان محاصره شدگان دانشگاه شریف در مصاحبه ای با خبر نگار سی ان ان این چنین می گوید:
“میارزه ما خیابان یک طرفه است و راه برگشت ندارد، ما می مانیم تا شعار زن، زندگی و آزادی را با پایین آوردن رژیم محقق سازیم.”
دو روز قبل از حادثه دانشگاه شریف دانشگاه تبریز نیز با شمار زیادی از معترضان از طرف آدمکشان رژیم و نیروهای سرکوب محاصره شد. صدای تک تیرها و فریادها به قدری گوش خراش بود که از طرف مردم که شاهد عملیات وجنایات بودند در تمام سوسیال مدیا فراخوان امداد و نجات دانشجویان به زبانهای ترکی فارسی پخش شد. از چهره های سرشناس اذربایجان به زبان ترکی نیز استمداد شد که ملت به سوی دانشگاه بشتابند و با ماشین های خود جاده ها را ببندند که جلوی نیروهای سرکوب که چونمور وملخ به آنجا سرازیر بودند بسته شود. دستگیر شدگان وحتی زخمیان با آمبولانسهای سفیدبدون پلاک که از صحن دانشگاه خارجمیشدند به مراکز نامعلومی برده شده اند و خانواده ها از آنها هنوز اطلاعی نگرفته اند.
همزمان اعتراض بحق جوانان را در دیگر دانشگاه های شهر تهران ، ارومیه، مشهد، بابل، گیلان، آمل، شیراز، اهواز و دیگر دانشگاه های سراسر کشور با سرکوب وحشیانه روبرو شدند و میشوند .
اکنون جنبش اعتراضی نهال های تازه روییده چون دانش اموزان نیز به جنبش مردمی پیوسته است.
همه این عزیزان فرزندان ما و پاره تن ما زنان ایرانند که تا پای جان در کنار آنها هستیم و تا نابودی این رژیم سفاک از پای نمی نشینیم.
کمیسیون زنان شورای ملی تصمیم، حمله و سرکوب دانشجویان در تمام دانشگاه های کشور از جمله دانشگاه تبریز و شریف را محکوم می کند و با تمام نیروی خود در سوسیال مدیا ومجامع بین المللی باز تاب دهنده صدای حقانیت آنها خواهد بود. همچنین گام به گام با دیگر کمیسیون های شورای ملی تصمیم با ارسال نامه ها و بیانیه ها به نهاد های مختلف بینالمللی در روشنگری خواست بحق جوانان کشور ، که همان رفتن رژیم ضد انسانی اسلامی و برقراری یک سیستم مدرن ، دمکراتیک و آزادی محور در خور مطالبات نسل جوان و اینده ایران است ، با جوانان و دانشجویان همگام وهمدم خواهد بود.
کمیسیون زنان شورای ملی تصمیم
۱۱مهر 1401
4 اکتبر 2022
قیام «زن، زندگی، آزادی» – منصو…
سخنرانی من در یادبود مهسا امینی و دیگر کشته شدگان قیام «زن، زندگی، آزادی» در کالج ترینیتی دوبلین در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۲، با افزودن نکاتی در ابتدا و پاراگرافی در انتها.

سلام به همه حاضران،
من منصوره بهکیش، فعال جنبش زنان و جنبش دادخواهی در ایران هستم که به دلیل فعالیتهایم به حبس سنگین محکوم شدهام و از پنج سال پیش در سن ۶۰ سالگی به اجبار در دوبلین پناهنده شدهام. پنج خواهر و برادر من؛ یک خواهر و چهار برادرام و همسر خواهرم و برادر همسر برادرم که سوسیالیست و عضو یا هوادار سازمان فدایی خلق ایران بودند، در دهه ۶۰، همراه با چندین هزار فعال سیاسی دیگر توسط رژیم جنایتکار ایران با شکنجههای بسیار کشته شدند. کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ در جهان به جنایت علیه بشریت شناخته میشود.
ابتدا میخواهم صمیمانه ترین درودهای گرم خودم را همراه با عشق و سربلندی به تمامی زنان و مردان مبارز و مقاومی که شجاعانه زیر ظلم وحشیانه رژیم اسلامی ایران ایستاده اند و برای آزادی، عدالت و برابری میجنگند و از جان مایه میگذارند، بفرستم و برای همهی آنها بهترینها را آرزو میکنم و امیدوارم به پیروزی دست یابیم.
من به خانواده مهسا امینی و سایر خانوادههایی که عزیزانشان توسط جمهوری اسلامی ایران کشته شدهاند، صمیمانه و از اعماق جان تسلیت میگویم و شریک درد و دادخواهیشان هستم و هر کجا که بتوانم صدای حقطلبی و عدالتخواهی آنها را بلند خواهم کرد.
من به این همه جسارت و شجاعت زنان در ایران افتخار میکنم و با تمام وجود آنها را میستایم که اینچنین بی باک و مصمم در خیابانها ایستاده اند. شعار اصلی آنها در سراسر ایران «زن، زندگی، آزادی» است. آنها با عزمی راسخ جلوی نیروهای امنیتی می ایستند و روسریهای خود را از سر بر میدارند یا آنها را در آتش میاندازند.
مبارزات و مقاومتهای شجاعانه و خودجوش آنها درس عبرتی برای بسیاری از فعالان سیاسی مردسالار ایران است که در این سالها مبارزات زنان برای برابری و رفع تبعیض را نادیده گرفتند یا گفتند این مسئله اصلی ما برای پایان دادن به ظلم و بی عدالتی این رژیم نیست. اکنون میبینیم که زنان و مردان آگاه و شجاع ما در خیابانها ایستاده اند و کشته، مجروح و دستگیر میشوند، اما حاضر نیستند که خیابانها را ترک کنند، زیرا به خوبی میدانند که کسب آزادی و ایجاد تغییرات اساسی در جامعه برای پایان دادن به این حکومت ستمگر و مردسالار یا هر نوغ دیکتاتوری و مردسالاری دیگر، باید از طریق مبارزات مردمی و با حضور پررنگ زنان و مردان برابریخواه، جنبشها و انقلاب انجام شود، نه با لابی کردن قدرتها یا برنامهریزی از بالا برای تغییر رژیم.
زنان از پیگیرترین مبارزان راه آزادی، برابری و دادخواهی در ایران هستند. احتمالاً نام جمعهای «مادران و خانوادههای خاوران»، «مادران پارک لاله ایران»، «مادران آبان» و بسیاری از زنان و مادران مبارز ایران را شنیدهاید که سالها با این حکومت ستمگر پیکار و مبارزه میکنند و خسته نمیشوند. علیرغم اینکه بسیاری از آنها بارها مورد بازجویی، دستگیری، شکنجه، آزار و اذیت و تهدید قرار گرفته و میگیرند و در حال حاضر برخی از آنها در زندان هستند یا به زندان و شلاق محکوم شدهاند و من یکی از آنها در تبعید هستم.
جنبش زنان ایران نیز همواره یکی از فعالترین و پیگیرترین مبارزان راه آزادی و برابری در ایران بوده، زیرا همواره مورد تحقیر حکومت و مردسالاری حاکم بر جامعه بوده است. زنان در مقایسه با مردان تلاش بیشتری میکنند و همه چیز از جمله حقوق و تحصیل را با تبعیض دریافت میکنند. از نظر جنس و جنسیت مورد تحقیر دولت و جامعه قرار دارند: به خاطر ازدواج، طلاق، مسافرت، عدم تسلط بر بدن، حجاب اجباری و ساده ترین حقوق اجتماعی مورد تبعیض و تحقیر قرار میگیرند. زنان حتی توسط مردان خانواده خود یا زنانی که تحت حاکمیت پدرسالاری هستند، از حقوق انسانی خود محروم یا مدام تحقیر و شکنجه شده یا با خشونت کشته میشوند.
زنان در زندانها نیز همواره تحت شکنجه و تحقیر جنسی و کلامی قرار میگیرند و به همین دلیل پیگیرترین مبارزان برای آزادی و برابری و عدالت اجتماعی هستند و این چنین شجاعانه میجنگند و از جان خود مایه میگدارند و شکی نیست که در هیچ کشوری، آزادی بدون رفع هرگونه تبعیض، به ویژه برای زنان به دست نخواهد آمد.
بیاید با هم متحد شویم!
اگر واقعاً خواهان آزادی، برابری و عدالت اجتماعی در سراسر جهان هستیم، هم اکنون زمان عمل برای ایجاد همبستگی جهانی و اتحاد بین جنبش هاست. بسیاری از زنان و مردان مبارز ایران جانشان را در کف دست خود گرفته و کشته شدهاند و بسیاری در زندانها هستند و بسیاری زیر سرکوبهای شدید حکومت در خیابانها ایستادگی میکنند. با تمام وجود و قلبم امیدوارم که ما هم بتوانیم اما و اگرها و ملاحظات را کنار بگذاریم و از جنبش “زن، زندگی، آزادی” در ایران حمایت کنیم و صدایشان را به گوش آزادی خواهان سراسر دنیا برسانیم و از آنها دعوت کنیم که در همبستگی با مبارزات آزادی خواهی مردم ایران با ما متحد شوند.
زن، زندگی، آزادی
سربلند، پایدار و پیروز باشیم
منصوره بهکیش
هشتم مهر ۱۴۰۱ / سی ام سپتامبر ۲۰۲۲
*******
