بازدیدها: 5
سروش آزادی
اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» نتایج تازهترین نظرسنجی سالانه خود تحت عنوان «پیشبینی جهانی» را روز چهارشنبه ۱۲ فوریه (۲۴ بهمن) منتشر کرد. در این گزارش نقش ایران مورد توجه خاص قرار گرفته است که سایت یورونیوز فارسی تیتری را در رابطه با «ایران سلاح هستهای میسازد و با اسرائیل وارد جنگ میشود؟/ ۱۲ فوریه ۲۰۲۵» در این گزارش برجسته کرده است.
این نظرسنجی از بین ۳۵۷ استراتژیست و کارشناس بینالمللی از ۶۰ کشور جهان انجام شده تا روند تحولات جهانی در ۱۰ سال آینده را پیشبینی کند. پاسخدهندگان شامل افراد شاغل در حوزههای خصوصی، سازمانهای غیرانتفاعی، دانشگاهها، موسسات آموزشی، دولتیها و سازمانهای چندملیتی بوده و نزدیک به ۵۵ درصد از آنها آمریکایی هستند.
۴۷ درصد از پاسخدهندگان پیشبینی کردند که تا سال ۲۰۳۵، جهان عمدتاً به دو بلوک «همسو با چین و همسو با آمریکا» تقسیم خواهد شد. در میان این گروه، نزدیک به ۶۰ درصد انتظار دارند که روسیه، ایران و کره شمالی بهعنوان متحدان رسمی چین در این بلوک قرار گیرند، البته با این مفروض که چین رهبری این ائتلاف را بر عهده خواهد داشت.
بهطور کلی، کمتر از نیمی از شرکتکنندگان در این نظرسنجی (۴۶ درصد) موافق بودند که محور در حال ظهور روسیه، ایران، چین و کره شمالی تا سال ۲۰۳۵ به متحدان رسمی یکدیگر تبدیل خواهند شد. البته بسیاری از پاسخدهندگان این تحولات احتمالی را با خطر وقوع جنگ جهانی مرتبط میدانستند.
در میان افرادی که پیشبینی کردند جهان به دو بلوک همسو با چین و همسو با آمریکا تقسیم خواهد شد و چین، روسیه، ایران و کره شمالی به متحدان رسمی تبدیل خواهند شد، ۶۲ درصد انتظار داشتند که در یک دهه آینده جنگ جهانی دیگری رخ دهد. در مقابل، در میان سایر شرکتکنندگان در این نظرسنجی، این رقم بهمراتب کمتر و در حدود ۳۳ درصد بود.
گزارش شورای آتلانتیک بر احتمال تبدیل ایران به یک قدرت هستهای تا سال ۲۰۳۵ تأکید دارد و ایران را محتملترین نامزد پیوستن به باشگاه دارندگان سلاح هستهای معرفی میکند. این پیشبینی در حالی مطرح شده که چین و روسیه، دو قدرت بزرگ جهانی، بهطور همزمان منافع و ملاحظاتی خاص در قبال ایران دارند. بررسی نقش این دو کشور در تحولات هستهای و ژئوپلیتیک ایران نشان میدهد که هرچند حمایتهای آنها به تقویت موقعیت منطقهای ایران کمک میکند، اما موانع و محدودیتهایی در مورد نقش احتمالی ایران در عرصه جهانی در نظر می گیرند.
چین: بازی محتاطانه میان اقتصاد و سیاست
چین از روابط اقتصادی و راهبردی خود با ایران بهعنوان ابزاری برای تضعیف نفوذ آمریکا در خاورمیانه و گسترش نفوذ خود در منطقه استفاده کرده است. توافق ۲۵ ساله ایران و چین، که شامل سرمایهگذاریهای گسترده در زیرساختها و بخش انرژی ایران است، نمونهای از این همکاری است. با این حال، پکن همواره در برخورد با ایران محتاطانه عمل کرده است، که به عوامل زیر ربط دارد:
حفظ روابط اقتصادی با غرب: چین نمیخواهد درگیر تنشی شود که دسترسیاش به بازارهای غربی و سرمایهگذاریهای کلان خود را به خطر بیندازد.
توازن در منطقه: چین علاوه بر ایران، روابط مهمی با عربستان سعودی و امارات دارد و به دنبال ایفای نقش میانجی بین تهران و ریاض بوده است.
مخالفت با اشاعه هستهای: هرچند چین بهطور غیرمستقیم از ایران در سازمانهای بینالمللی حمایت کرده، اما گسترش تسلیحات هستهای در خاورمیانه را تهدیدی برای ثبات جهانی و منافع اقتصادی خود میداند.
بنابراین، در حالی که چین ممکن است به حمایتهای اقتصادی و سیاسی خود از ایران ادامه دهد، محتمل از تبدیل ایران به یک قدرت هستهای حمایت نخواهد کرد، چراکه این موضوع میتواند تنشهای بینالمللی را افزایش دهد و پکن را در موقعیت دشواری با واشنگتن، متحدان و رقبای استراتژیک قرار دهد.
روسیه: ائتلاف تاکتیکی با محدودیتهای استراتژیک
روسیه برخلاف چین، وابستگی اقتصادی چندانی به غرب ندارد و در چند سال اخیر، بهویژه پس از حمله به اوکراین، وابستگی بیشتری به ایران پیدا کرده است. همکاریهای نظامی، از جمله ارسال پهپادهای ایرانی به روسیه و حمایت مسکو از برنامه هستهای ایران در قالب همکاریهای هستهای غیرنظامی، نشاندهنده روابط نزدیک دو کشور است. اما بااینحال، حمایت روسیه از ایران در زمینه هستهای محدودیتهایی دارد:
رقابت در بازار انرژی: ایران و روسیه هر دو صادرکننده بزرگ نفت و گاز هستند. با رفع تحریمهای ایران، صادرات نفت و گاز این کشور میتواند به رقیبی برای روسیه تبدیل شود.
عدم تمایل به بحران جهانی: مسکو با وجود روابط نزدیک با تهران، نمیخواهد تنشی ایجاد کند که به یک جنگ گسترده در منطقه منجر شود، زیرا این امر میتواند ثبات بازار انرژی را مختل کرده و به ضرر روسیه تمام شود.
عدم تمایل به گسترش باشگاه هستهای: روسیه بهعنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل و یکی از بازیگران کلیدی در مذاکرات هستهای، بهصورت رسمی مخالف اشاعه تسلیحات هستهای است و ممکن است مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهای شود.
موضعگیریهای چین و روسیه علیه منافع ملی ایران
چین و روسیه هر دو در فواصل مختلف در حمایت از کشورهای عرب خاورمیانه بر علیه منافع ملی ایران، از جمله در رابطه با جزایر سهگانه ایران، به نفع آن کشورها موضع گرفتهاند. نمونههایی از این سیاستها عبارتند از:
چین و جزایر سهگانه: پکن در ماههای اخیر در بیانیههای مشترک خود با کشورهای عربی، بهویژه امارات، از ادعاهای این کشورها درباره جزایر سهگانه حمایت کرده است. این سیاست ناشی از:
اهمیت اقتصادی کشورهای عربی: چین روابط تجاری گستردهای با عربستان سعودی، امارات و دیگر کشورهای عربی دارد.
طرح یک کمربند-یک جاده: چین تلاش میکند پروژههای کلیدی خود را در منطقه بدون چالشهای ژئوپلیتیکی پیش ببرد.
تمایل به ایفای نقش میانجی: پکن سعی میکند در تنشهای منطقهای، بیطرف بماند.
روسیه و ملاحظات ژئوپلیتیکی: مسکو در مواردی از مواضع کشورهای عربی علیه ایران حمایت کرده است. دلایل این سیاست عبارتند از:
همکاریهای نفتی در چارچوب اوپک پلاس: روسیه برای تنظیم بازار نفت با عربستان و امارات همکاری نزدیکی دارد.
روابط تسلیحاتی با کشورهای عربی: روسیه به دنبال دسترسی به بازارهای تسلیحاتی عربستان و امارات است.
موازنهسازی در خاورمیانه: مسکو تلاش میکند با بازی در هر دو جبهه (ایران و کشورهای عربی)، منافع خود را حفظ کند.
جمعبندی
چین و روسیه به عنوان دو قدرت جهانی، تأثیر زیادی در آینده هستهای و ژئوپلیتیک ایران خواهند داشت. این دو کشور، بهویژه در زمینه روابط اقتصادی، نظامی و سیاسی با ایران، در موقعیت حساسی قرار دارند که بهطور مستقیم بر آینده ایران تأثیر میگذارد.
چین، به عنوان یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران، رویکردی محتاطانه نسبت به حمایت از ایران در زمینه هستهای دارد. این محتاط بودن ناشی از نیاز چین به حفظ روابط با کشورهای غربی و توازن در منطقه است. در حالی که چین در سطح اقتصادی و زیرساختی با ایران همکاری میکند، نمیخواهد بهطور علنی از برنامه هستهای ایران حمایت کند، چرا که این ممکن است تنشهای بینالمللی را تشدید کند و به ضرر منافع اقتصادی و سیاسی این کشور باشد. خصوصا که بزرگترین شریک تجاری این کشور ایالات متحده آمریکا است که به هیچ وجه حاضر نمی شود روابط خود را با این کشور به دلیل حمایت از برنامه هسته ای جمهوری اسلامی تحت تاثیر قرار دهد.
روسیه نیز با توجه به رقابتهای انرژی در سطح جهانی و وابستگیاش به بازارهای انرژی، از همکاری با ایران در زمینه هستهای بهطور محدود حمایت میکند. این کشور بهرغم روابط نظامی و همکاریهای متقابل در برخی زمینهها، از تبدیل ایران به یک قدرت هستهای جلوگیری خواهد کرد، زیرا این امر میتواند تأثیر منفی بر منافع ژئوپلیتیکی روسیه داشته باشد. با توجه به این نکته اساسی که سیاستهای دولت روسیه طی دویست سال گذشته برعلیه منافع ملی ایران انجام شده و هزینه های زیادی بر این کشور تحمیل کرده است.
علاوه بر این، هر دو کشور چین و روسیه در برخی مسائل ژئوپلیتیکی و بهویژه در ارتباط با ایالات متحد آمریکا و کشورهای عربی خاورمیانه، به نفع منافع خود، گاهی از مواضع این کشورها علیه ایران حمایت کردهاند. به این ترتیب، سیاستهای چین و روسیه در زمینه ایران، بهویژه در مسائل هستهای و منطقهای، نه تنها به منافع ایران محدود نمیشود، بلکه به ملاحظات گستردهتر جهانی و منطقهای این کشورها نیز وابسته است.
بهنظر میرسد که جمهوری اسلامی با توجه به وضعیت کنونی و تحولات بینالمللی، نمیتواند در بلندمدت از قدرت هستهای و موشکی خود بهطور مستقل بهرهبرداری کند، چرا که شرایط جهانی و سیاستهای چین و روسیه بر روی رفتارهای ایران در این زمینه تأثیر خواهد گذاشت.
با توجه به موارد فوق، چین و روسیه هرچند در چارچوب همکاریهای اقتصادی، نظامی و سیاسی روابط نزدیکی با ایران دارند، اما بهعنوان دو قدرت جهانی، رویکردهای خود را بر اساس منافع راهبردی گستردهتری تنظیم میکنند. چین با رویکردی محتاطانه به دنبال حفظ تعادل در روابط خود با ایران و کشورهای آمریکا، اروپایی و عربی است، درحالیکه روسیه نیز با وجود همکاریهای تاکتیکی با ایران، منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود را در اولویت قرار داده و از حمایت بیقید و شرط از ایران اجتناب میکند.
در نهایت، جمهوری اسلامی نمی تواند به حمایت چین و روسیه بهعنوان تضمینی برای سیاستهای هستهای و منطقهای خود نگاه کند، چراکه این کشورها بهمحض تغییر معادلات بینالمللی، اولویتهای خود را براساس منافع ملی تغییر خواهند دهند. ازاینرو، جمهوری اسلامی نیازمند سیاست خارجی متوازن وچندجانبهگرایانهای است که بتواند منافع ملی ایران را در میان تحولات ژئوپلیتیکی حفظ کند. که متاسفانه به دلیل ذات ایدئولوژیک خویش بقای خویش را در تقابلهای منطقه ای و جهانی می بیند که آنهم در پس از دست رفتن نیروهای نیابتی و تحریم های اقتصادی وسیع تبدیل به یک کشور وابسته به راهبردهای کلان چین و روسیه گشته است. بنابراین پیش بینی می شود که جمهوری اسلامی نمی تواند در درازمدت از اهرم هسته ای و موشکی خود در تعاملات جهانی بهره بگیرد.
0 Comments