شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

هوش مصنوعی و تغییر چهره نخبگان…

هوش مصنوعی و تغییر چهره نخبگان…

اسماعیل مرادی
پیشینه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که بشر در برابر هر فناوری نو، ابتدا با تردید و مقاومت واکنش نشان داده است. در ایران زمانی با دوش حمام مخالفت می‌شد و بسیاری خزینه را سنتی‌تر و حتی مشروع‌تر می‌دانستند. در فرانسه اختراع چرخ خیاطی با اعتراض گروهی از خیاطان روبه‌رو شد. در اروپا پزشکانی هشدار می‌دادند که حرکت سریع قطار می‌تواند موجب جنون شود. و در ایران معاصر، روغن بنفشه و پنبه را برای درمان کرونا، پیشنهاد می‌کردند.
این رفتار نشان می‌دهد که ترس از چیزهای جدید، ویژگی ثابتِ انسان است؛ اما تجربه هم همیشه ثابت کرده که هیچ فناوری تازه‌ای را نمی‌شود برای مدت طولانی کنار زد.
چرا در ایران تحلیل سیاسی ضعیف است؟
یکی از دلیل‌های مهمش این است که بهترین استعدادهای کشور بیشتر به سمت پزشکی، مهندسی و علوم پایه رفته‌اند؛ چون مسیر موفقیت شغلی از همان‌جا می‌گذرد.
در مقابل، خیلی‌ها که مهارت تحلیلی کمتری داشتند اما در نوشتن و زبان بهتر بودند، به سمت ادبیات، شعر و نوشتن رفتند.
به همین دلیل ایران سرزمین شعر شد، اما در فلسفه، علوم اجتماعی، منطق و تحلیل ساختارهای سیاسی آن‌قدر که باید رشد نکرد.
نتیجه چه شد؟
در فضای سیاسی ایران، کسانی فعال شدند که خوب حرف می‌زدند، زیبا می‌نوشتند، اما همیشه تحلیل عمیق و دقیق از ساختار قدرت نداشتند.
این باعث شد:
1.    سیاست بیشتر تبدیل به بیان شود تا برنامه.
2.    تصمیم‌ها بیشتر احساسی باشد تا مبتنی بر تحلیل.
3.    حکومت‌ها با بازی‌های ساده، مردم و حتی بخشی از مخالفان را سردرگم یا مدیریت کنند.
در مقابل، خیلی از نخبگان علمی که توان تحلیل داشتند، به‌خاطر ضعف در نوشتن و بیان، کمتر وارد بحث‌های اجتماعی و سیاسی شدند. یک غلط املایی یا جمله‌بندی ناپخته کافی بود تا کل حرف‌شان جدی گرفته نشود.
پدیده‌ی تازه: ترس جامعه ادبی از هوش مصنوعی
امروز اما یک ترس جدید در جامعه فرهنگی ایران دیده می‌شود.
این بار کسانی نگران شده‌اند که نه سنتی هستند و نه مخالف تکنولوژی؛ بلکه کسانی هستند که سال‌ها زندگی‌شان را با نوشتن، ادبیات و زبان تعریف کرده‌اند.
برای یک شاعر یا نویسنده، قلم فقط ابزار کار نیست؛ بخشی از هویت اوست. طبیعی است که وقتی هوش مصنوعی می‌تواند متن بنویسد، بازنویسی کند و حتی سبک ادبی را تقلید کند، این افراد احساس کنند شغل و جایگاهشان در خطر است.
این ترس برخلاف گذشته، ریشه در عقب‌ماندگی ندارد؛ یک ترس واقعی از آینده شغلی است. همان‌طور که خیلی از مشاغل دیگر هم در سال‌های آینده دستخوش تغییرهای بزرگ خواهند شد.
اما با همه‌ی این نگرانی‌ها، واقعیت این است که فناوری مسیر خود را می‌رود.
راه‌حل، جنگیدن با آن نیست؛ راه‌حل این است که انسان یاد بگیرد چطور در کنار آن نقش تازه‌ای برای خودش تعریف کند.
نقش هوش مصنوعی: پر کردن فاصله میان فهم و بیان
هوش مصنوعی می‌تواند کاری کند که سال‌ها در ایران مشکل‌ساز بود:
این‌که کسانی که خوب می‌فهمند ولی خوب نمی‌نویسند، بتوانند وارد میدان شوند.
این فناوری می‌تواند:
1.    کمک کند اندیشه‌ی عمیق، شکل قابل‌بیان پیدا کند.
2.    انحصار قلم را از دست گروه محدودی بیرون بیاورد.
3.    مشارکت فکری را گسترده‌تر و عادلانه‌تر کند.
4.    گفت‌وگوهای سیاسی را از سطح شعار بالا ببرد و به سمت تحلیل واقعی ببرد.
به این معنا، هوش مصنوعی فقط ابزار تکنولوژیک نیست؛ یک فرصت اجتماعی است برای بازتعریف نقش نخبگان در ایران.
این‌که برخی هنوز از استفاده از هوش مصنوعی می‌ترسند یا آن را مسخره می‌کنند، بیشتر نشان می‌دهد که هنوز عمق این تحول بزرگ را درک نکرده‌اند. ما نباید به‌خاطر چنین واکنش‌هایی خودمان را عقب بکشیم. هوش مصنوعی یک ابزار است؛ همان‌قدر طبیعی که زمانی قلم، ماشین‌تحریر یا کامپیوتر ابزار بودند. این فرصت را نباید به خاطر تمسخر یا مقاومت چند نفر از دست داد.
جالب اینجاست که گاهی کسانی بیشترین ایراد را از دیگران می‌گیرند، خودشان در ساده‌ترین بخش‌های کار، یعنی نوشتن درست، مشکل دارند. یک نمونه روشن، نوشته‌ی یک نویسنده است که در یک متن یک‌صفحه‌ای این تعداد غلط دارد:
1.    چهل پنجسال → چهل‌وپنج سال
2.    پرفسور → پروفسور
3.    قطنامه → قطعنامه
4.    تغیر → تغییر
5.    پنجاه سال هیچ تغیر → پنجاه سال هیچ تغییر
6.    نهای → احتمالاً نهایتاً
7.    نوشته شده آست → نوشته شده است
8.    حستجو → جست‌وجو
9.    یردارد → بردارد
10.    مبتی → مبتنی
با وجود این اشتباه‌های ساده، همان فرد به دیگران ایراد می‌گیرد که چرا از هوش مصنوعی کمک گرفته‌اند. این نگاه نه منطقی است و نه منصفانه. هوش مصنوعی دقیقاً برای همین است: برای کمک، برای اصلاح، برای بهتر کردن کیفیت کار.
اگر کسی واقعاً نگران کیفیت نوشتن و اندیشه باشد، باید از ابزاری که این کیفیت را بالاتر می‌برد استقبال کند، نه این‌که آن را تحقیر کند. ترس یا تمسخرِ فناوری فقط آدم را از زمانه عقب می‌گذارد؛ و آینده متعلق به کسانی است که از امکانات نو استفاده می‌کنند، نه کسانی که در برابر آن سد می‌سازند.
این تغییر شاید یکی از مهم‌ترین فرصت‌هایی باشد که ایران در قرن جدید پیش رو دارد؛ فرصتی برای اینکه فهم و بیان دوباره در کنار هم قرار بگیرند.
اسماعیل مرادی

بلبل گیلان ناصر مسعودی درگذشت…

بلبل گیلان ناصر مسعودی درگذشت…

⚫️خاموشی صدای استاد ناصر مسعودی صدای ماندگار موسیقی گیلان

🔻هنرمند برجسته و خواننده محبوب گیلانی که سال‌ها با صدای گرمش و لقب «بلبل گیلان» در دل مردم جای داشت، در سن 90 سالگی در یکی از بیمارستان‌های رشت دار فانی را وداع گفت.

ناصر مسعودی در ۶ فروردین ۱۳۱۴ در رشت متولد شد و به‌عنوان قدیمی‌ترین خواننده اشعار گیلکی شناخته می‌شود.

او آثار ماندگاری چون «گل پامچال»، موسیقی «میرزا کوچک‌خان (چقدر جنگلا خوسی)»، «کوراشیم» و «بنفشه گل» را اجرا کرده و نقش مهمی در حفظ و ترویج موسیقی محلی گیلان داشته است.

مسعودی بیش از ۶۰ ترانه گیلکی و ۱۰۰ ترانه فارسی اجرا کرده است و علاوه بر خوانندگی، آهنگسازی بیش از ۵۰ اثر خود را نیز بر عهده داشته است.

۴آذر (۲۵ نوامبر): نه به خشونت …

۴آذر (۲۵ نوامبر): نه به خشونت …

۴ آذر (۲۵ نوامبر): نه به خشونت سیستماتیک علیه زنان

شورای ملی تصمیم (شمت) در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، اعلام می‌دارد که در ایران، خشونت علیه زنان نه پدیده‌ای فردی، بلکه یک “جنایت سازمان‌یافته بر پایه جنسیت” و محصول مستقیم ساختار سیاسی حاکم است.

 بی‌اثری ابلاغیه‌ها در برابر عزم زنان

خشونت علیه زنان در ایران از سطح فردی فراتر رفته و به شکل خشونت قانونی، قضایی و اخلاقی توسط نهادهای حاکم اعمال می‌شود. قوانین تبعیض‌آمیز، حجاب اجباری و سرکوب فعالان حقوق زن، ابزارهایی برای تضعیف عامدانه جایگاه نیمی از جمعیت کشور هستند.

در همین راستا، اقداماتی نظیر ابلاغیه‌های رهبری به دولت در مورد حجاب و پیگیری‌های مسئولان ذی‌ربط برای تشدید قوانین انضباطی، نه تنها راهگشا نیست، بلکه در برابر عزم شجاع و راسخ زنان ایران کاملاً بی‌اثر و محکوم به شکست است.

جنبش تاریخ‌ساز «زن، زندگی، آزادی» (ژینا) در سال ۱۴۰۱، پاسخی رادیکال به همین خشونت سیستماتیک بود. این جنبش با شعار محوری خود، با تمام اشکال خشونت و قوانین ناقض حقوق زنان به مبارزه برخاست.

 تعهد شمت برای آینده‌ای بدون خشونت

شمت، ضمن همبستگی با هدف جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان (۲۵ نوامبر)، تأکید می‌کند که مبارزه در ایران نیازمند تغییرات زیرساختی است:

  • الغای قوانین تبعیض‌آمیز: تا زمانی که قوانین کشور، تبعیض جنسیتی را نهادینه می‌کنند، خشونت قانونی ادامه خواهد داشت. شمت متعهد به الغای فوری تمامی این قوانین در دوران گذار است.
  • استقرار سکولاریسم: تنها با جدایی کامل نهاد دین از نهاد دولت می‌توان از سوءاستفاده از مذهب برای مشروعیت‌بخشی به خشونت علیه زنان جلوگیری کرد.
  • مشارکت رهبری‌کننده زنان: شمت در برنامه سازمانی خود، جوان‌گرایی و ترفیع نقش مدیریتی زنان را به عنوان یک اصل برای تضمین مشارکت رهبری‌کننده آنان در آینده دموکراتیک ایران قرار داده است.

شمت باور دارد که جامعه‌ای که در آن خشونت علیه زنان تحمل شود، هرگز نمی‌تواند دموکراتیک باشد. ما در این روز با تمام زنان مبارز هم‌صدا می‌شویم و اعلام می‌کنیم که هدف ما، تأسیس نظامی است که در آن زنان نه تنها از خشونت مصون باشند، بلکه بتوانند با آزادی کامل، زندگی خود و کشورشان را رقم بزنند.

پیروز باد همبستگی زنان ایران برای آزادی و آینده‌ای بدون خشونت!

#زن_زندگی_آزادی #خشونت_علیه_زنان #۲۵نوامبر

جنگل‌های هیرکانی: میراث زنده د…

جنگل‌های هیرکانی: میراث زنده د…

جنگل‌های هیرکانی (Hircanian Forests)، که به عنوان بهشت گمشده یا موزه طبیعی ایران شناخته می‌شوند، یکی از باارزش‌ترین و قدیمی‌ترین اکوسیستم‌های جنگلی جهان و یک میراث جهانی یونسکو هستند که قدمتشان به ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال پیش (عصر یخبندان) بازمی‌گردد. این میراث کهن اکنون نه تنها با بلایای طبیعی، بلکه با یک استراتژی سیستماتیک نابودی روبروست.


بحران سوختن: فاجعه‌ای استراتژیک، نه حادثه

در میان خاکستر گرم جنگل‌های هیرکانی فاجعه‌ای دیگر در حال رقم خوردن است، فاجعه‌ای که استراتژی است، نه حادثه. این شعله‌ها نه جزو «منطق اکوسیستم»اند، نه ناشی از سهل‌انگاری مردم، بلکه زاییدهٔ منطق سرمایه‌داری غارتگری‌اند که طبیعت را به کالایی برای انباشت سرمایه تبدیل کرده و از بحران زیست‌محیطی «فرصت سودآوری» می‌سازد.

  • تحلیل اقتصاد سیاسی: در اقتصادسیاسی جمهوری‌ اسلامی دیگر نمی‌توان از «بلایای طبیعی» سخن گفت. هر شعلهٔ آتشی که بر پیکرهٔ جنگل‌های هیرکانی زبانه می‌کشد پیامد مستقیم محاسبات سود و زیان طبقهٔ حاکم است. آتش‌سوزی‌های مکرر نشانه‌های سطحی بیماری ساختاری عمیق‌تری‌اند، نشانه‌های نظام بیماری‌اند که ترجیح می‌دهد به‌جای حفاظت از محیط‌‌زیست، سود شخصی کسب کنند.
  • نهادهای متولی نابودی: ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان، که بزرگ‌ترین مالکان اراضی جنگلی‌اند، با تغییر کاربری این زمین‌ها و واگذاری آنها برای ویلاسازی و پروژه‌های عمرانی سودآور به‌طور سیستماتیک در حال نابودی این میراث طبیعی‌اند. شبکه‌ای از نهادهای شبه‌دولتی، شرکت‌های پیمانکاری وابسته به نهادهای نظامی‌-امنیتی، و سرمایه‌داران نزدیک به قدرت در حال تبدیل کردن جنگل‌های هیرکانی به کالایی برای مبادله در بازار املاک لوکس هستند.

 هویت و زیست‌بوم (بخش‌های زیست‌محیطی)

این جنگل‌ها از آستارا در گیلان تا گلی‌داغ در گلستان کشیده شده و به دلیل اقلیم خاص خود، توانستند از دوران یخبندان جان سالم به در ببرند و به یک پناهگاه حیاتی برای گونه‌های باستانی تبدیل شوند.

  • پوشش گیاهی: هیرکانی عمدتاً از نوع پهن‌برگ خزان‌کننده است و دارای بیش از ۱۵۰ گونه درختی از جمله راش شرقی (شاخص‌ترین گونه)، بلوط مازو و درختچه‌های شمشاد است.
  • حیات وحش: این منطقه زیستگاه مهمی برای پستاندارانی چون پلنگ ایرانی، مرال (گوزن قرمز) و خرس قهوه‌ای است.

چالش‌های دیگر و ضرورت حفاظت

علاوه بر بحران سیستماتیک آتش‌سوزی، این جنگل‌ها با تهدیدات زیر نیز مواجه هستند:

  • تغییر کاربری اراضی: تبدیل زمین‌های جنگلی به کشاورزی و ویلاسازی.
  • قطع درختان: بهره‌برداری غیرقانونی یا بی‌رویه از چوب.

اهمیت حفاظت: ثبت این جنگل‌ها در فهرست میراث جهانی یونسکو (۲۰۱۹) بر تعهد جهانی به حفظ این کتابخانه زنده تاریخ طبیعی تأکید می‌کند. حفاظت از هیرکانی، نه تنها یک اقدام زیست‌محیطی، بلکه مبارزه‌ای علیه منطق غارت و نابودی منابع ملی است.