by حمید بی آزار | 13.دسامبر 2022 | بیانیه
با ادای احترام به همه رزمندگان انقلاب پرشکوه “زن، زندگی، آزادی” که این چنین قهرمانانه و فداکارانه در سراسر ایران با نظام جنایت پیشه جمهوری اسلامی نبرد می کنند؛
با گرامی داشت یاد عزیز جوانان و همه انسان هایی که در راه رهایی ایران و پاسداشت شأن و حرمت انسانی جان فدا کردند؛
و با الهام از پیام این خیزش سترگ انقلابی برای شتاب بخشیدن به تلاش ها در راستای همبستگی و یگانگی، موارد زیر را به آگاهی هم میهنان گرامی می رسانیم:
شورای ملی تصمیم و شورای مدیریت گذار نظر به مشابهت در شیوه سازمانگری و نیز آماج سیاسی مشترک، بر آن شدند تا گام هایی عملی و اجرایی در راستای گسترش همکاری ها، پیشبرد پروژه های سیاسی مشترک و نیز تعمیق مناسبات با چشم انداز یگانگی بردارند. آماج مشترک از جمله عبارتند از: حفظ حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی ایران، پذیرش دموکراسی پارلمانی مبتنی بر جدایی دین از دولت، پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های ضمیمه آن، باور قطعی به ضرورت گذر ازکلیت نظام اسلامی و تلاش برای رفع هر گونه تبعیض.
در گام نخست، شورای مدیریت گذار و شورای ملی تصمیم امور اجرایی و پروژه ها را در عرصه های جنبش زنان، مناسبات با نهادها و شخصیت های بین المللی و همچنین بخش های رسانه ای همآهنگ و برنامه ریزی خواهند کرد. کارگروه ها و کمیسیون های مربوطه در این راستا همفکری و تلاش خواهند نمود.
لازم به تاکید است همفکری و راهیابی برای پاسخگویی به نیازها و وظایف سیاسی و راهبردی که انقلاب جاری بر دوش ما می گذارد عرصه مهمی از مناسبات دو جانبه ما را تشکیل می دهد.
دبیرخانه شورای مدیریت گذار
هیئت مدیره شورای ملی تصمیم
۲۲ آذر ۱۴۰۱ ، 13 دسامبر 2022
by حمید بی آزار | 13.دسامبر 2022 | زنان, مقالات
سه شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۱ – ۱۳ دسامبر ۲۰۲۲
ما مردم آزادیخواه و برابریطلب ایران در ماههای اخیر برای سرنگونی رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی همپیمان شدهایم و در شهرها و روستاها، خیابانها و خانههایمان، در داخل و خارج از کشور به پا خواستهایم.
سرکوبهای وحشیانه و گستردهی حکومت در سرار کشور موجب پراکنده شدن اعتراضات قدرتمند خیابانی طی روزهای اخیر شده و حکومت به جای عقبنشینی از کشتار خیابانی و سرکوب، قدمی پیشتر نهاده و اعدام را برای ایجاد ارعاب آغاز کرده است.
اعدام کسانی که شانه به شانه هم در خیابانها ایستاده بودند. اعدام محسن شکاری به عنوان یک معترض خیابانی جنایتی آشکار بود که جهان را به حیرت وا داشت.
به پاس عهد و پیمان در قلبهایمان، به پاس دستهای گرم در دست هم گذاشتهمان، به پاس فریاد برخاسته از سینههایمان، به بغض شکسته در گلوهایمان تنهایشان نگذاریم و برای نجات جان بهپاخاستگان در بند و توقف چرخه ی قتل حکومتی به پا خیزیم. برای پاره کردن ریسمان دور گلوی جوانانمان و برای در هم شکستن چوبههای برافراشتهی مرگ به پا خیزیم.
راه دیگری وجود ندارد. این بار خیابانهای شهر را با فریاد “اعدام را متوقف کنید” تسخیر کنیم و اعتصابات را با قدرت و فراگیری بیشتر ادامه دهیم.
ما نیز در کنار شما، گرچه در زندان همراهی خود را با خیابان که به حکم اسارت از آن محروم ماندهایم اعلام کرده و برای اعلام مخالفت خود با اعدام در دفتر افسر نگهبانی بند زنان زندان اوین در ۲۱ آذر ماه (روز دوشنبه) با خواندن سرود و سر دادن شعار تحصن میکنیم.
#اعدام را متوقف کنید.
عسل محمدی
نرگس محمدی
گلرخ ایرایی
صبا کردافشاری
فریبا اسدی
زهرا صفایی
مرضیه فارسی
پرستو معینی
سپیده قلیان
پوران ناظمی
بهاره هدایت
زهره سرو
گلاره عباسی
نسرین جوادی
فرنگیس مظلوم
زهره داوری
الناز اسلامی
زهره زیوری
by حمید بی آزار | 10.دسامبر 2022 | مقالات
ذات جنبش انقلابی فعلی ایران به ما میگوید که رهبر و رهبری میدانی و فرا میدانی در درجه اول باید در خود محلهها، قصبهها، روستاها، شهرهای کوچک و بزرگ ایران شکل بگیرند.
خبر مهم عقل و احساس در باره جنبش انقلابی فعلی:
ما عقل و احساس فردی و جمعی شما به شما ایرانیان عزیز متذکر میشویم که شما هنوز در اجتماع و محیط زیست بحرانی گرفتار و هنوز روی همدیگر تاثیراتی مخرب دارید. با تمام تغییر و امیدواری در شما هنوز نسبت به هم دلخور و شورشی برخورد میکنید. این آن چیزی است که جمهوری اسلامی میخواهد.
با وجود این بحرانها امروزه با کمک علم، پیشرفت و اینترنت و با استفاده از تجارب و شناختهای تلخ زمان شاه و بخصوص زمان منفور آخوندی، شما عزیزان میتوانید از دشمنی و تضادهای گرایشهای شورشی ذهنی و روحی خودتان بکاهید. ما دو تا، عقل و احساس فردی و جمعی شما هم به شما کمک میکنیم.
با کمک این تجارب و شناختهای تلخ چند دهه شما پی خواهید برد که مشکل اصلی این چند دهه در خود شما و در رژیم منفور آخوندی است. آیا فراموش کردهاید که شما دشمن مشترک آخوندی دارید؟ باید روز به روز انگشت اتهام شما به طرف این رژیم منفور بیشتر گرفته شود! پس اول خودتان را اصلاح کنید. دوم با این اصلاحات درونی و فاصله گرفتن از مذهب افراطی آخوندیسم، خدای شورشی و خدای جنبشی (منظور گرایشهای شورشی و جنبشی) در ذهن و روح شما مردم از دعواها و از تضادهای خودشان میکاهند. با این کار کم کم مشکلات ذهنی و روحی شخصی و اختلافات بین همدیگر را کنار بگذارید و با هم آشتی بکنید، یعنی نسبت به هم کمتر شورشی و آتش به اختیار، بلکه باید با هم بیشتر جنبشی برخورد بکنید تا بتوانید از زیر سلطه خدای شورشی مذهبی افراطی آخوندیسم بیرون بیایید و بر علیه آن صف آرایی و با آن شورشی برخورد بکنید، یعنی شما میلیونی روی سر آخوند جماعت خراب خواهید شد و نابودش میکنید. چون آخوند جماعت شورشی و آتش به اختیار و بی منطق و بی ملاحظه و فقط جنگ و دشمنی را میفهمد.
تشکیل رهبری میدانی و فرامیدانی به فرمان عقل و احساس:
ما دو تا عقل سلیم و احساس سالم شما عزیزان تنها راه چاره را منطق، اتحاد و همکاری میدانیم و در این راه نیز همراه شما هم هستیم. برای این کار شما مردم، بخصوص جوانان و نوجوانان باید با هم هستهها، تشکلهای میدانی و محله محوری در محلات، دهات، قصبهها و شهرها ایجاد کنید، سپس تشکلهای فرامیدانی (عمودی) را در شهرها و استانها بوجود آورید. از ابتدا هر فرد باید از خودش شروع و سعی کند که با اطمینان کس دیگری که به خودش از نظر ذهنی، روحی، عقلی و احساسی نزدیک تر است را پیدا کرده و با اطمینان به هم هسته رهبری شوندگی و رهبری کنندگی را در رابطه با هم بوجود آورید. رهبری شوندگی، یعنی افراد در رابطه با هم از همدیگر خیلی چیزها یاد میگیرند. رهبری کنندگی، یعنی اگر چیز هایی از طرف مقابل یاد گرفتهاید، متقابلا بتوانید چیز هایی را به طرف مقابل یاد بدهید. شما افراد هر هسته، ما دو تا عقل و احساس خودتان را در رابطه با مشکلات شخصی و اجتماعی و محیط زیستی بکار برده تا ما دو تا عقل و احساس در رابطه با واقعیات این محیطها رشد کنیم. این رهبری شوندگی و رهبری کنندگی هستهای قدم اول برای رسیدن به رهبری میدانی میباشند. به فرمان عقل و احساسمردم ایران به تکاپو افتادند. هر فرد اولا از خودش شروع کرد. دوماً افراد توانستند در خانواده و در جاهای مختلف دو نفره و سه نفره برای حل مشکلات همدیگر را پیدا کردند و از جمع کوچک خودشان هسته بوجود آورند. در زمینههای مختلف کارهایی را شروع کردند. سوم افراد هر هسته با هم برای حل مشکل مشخص فردی و جمعی که برایشان مطرح بود با دقت متمرکز شدند. چهارم آنها آماده تر شدند که موضوع مطرح خودشان را ریشه یابی و برای حل مشکل دنبال ریشههای اصلی تری بروند و موضوعات خودشان را به موضوعات دیگری ربط داده که فراتر از چهارچوب هستهای خودشان بود. پنجم چنین ضرورتی در هستههای دیگر هم بوجود آمده بود، در نتیجه لازم شد که هستهها با هم تماس حاصل کنند و هر هسته توانست رهبری هستهای خود را با رهبری هستههای دیگر هماهنگ و با آنها پیوند و گره بزند. ششم این هستهها در یک بازه زمانی طولانی در رابطه با هم رشد کرده و روی رشد هم تاثیر درست خودشان را گذاشته بودند، در نتیجه رهبری شوندگی و رهبری کنندگی بین هستهای بیشتر مطرح شد.
بده و بستانهای هستهها با هم از نظر کمی و کیفی به مرور زیادتر، ریشه دارتر، اجتماعی تر، رشد یابنده تر، پر محتوا تر، منطقی تر، انعطاف پذیر تر، انتقادپذیر تر شدند. به همین خاطر خدای شورشی و خدای جنبشی در ذهن و روح مردم بیشتر با هم آشتی و دعواهای بین همدیگر را بیشتر کنار گذاشتند، در نتیجه مشکلات و دشمنی مردم در رابطه با هم کمتر و زمینه رشد ذهنی، روحی، عقلی و احساسی برای مردم بیشتر شد. خدای شورشی و جنبشی در ذهن و روح مردم از تضادهای هم کاسته و متحد و مردم را بیشتر بر علیه دشمن اصلی، یعنی خدای شورشی مذهبی افراطی آخوندیسم و دار و دستهاش بسیج کردند. مردم بجای انتخاب مرگ برای خود و برای زنان و فرزندانشان به عقل سلیم و احساس سالم خودشان بیشتر باور و بیشتر اعتماد کردند و امیدواری به تشکیل بیشتر این هستهها و امید به زندگی کردن برای مردم دو چندان شد. به برکت این هستههای رشدیابنده و گسترش آنها مردم در آنها بیشتر مشارکت فعال و فرد و افراد خود و همدیگر را بیشتر پیدا کردند و با هم تشکلهای میدانی با رهبری میدانی در محلهها، ناحیهها، قصبهها، روستاها، شهرهای کوچک و بزرگ بوجود آوردند.
حاصل بده و بستان رهبران هستهای و میدانی شکلگیری تشکلهای مخفی و علنی بودند که اعتراضات و اعتصابات را جسته و گریخته، ولی ادامه دار بر علیه رژیم دامن میزدند. شناختها و تجارب تلخ زمان شاه و زمان رژیم منفور آخوندی در این بحرانها خیلی به آنها کمک کردند. آنها از همه نظر رشد، بالنده، حق طلب و گسترش پیدا کردند، نتیجه اینکه این افراد جلوی زیاده خواهی و هر نوع اجحافی از طرف رژیم را بیشتر گرفتند. دوما بیشتر متوجه شدند که دشمن اصلی مذهب افراطی و آخوندها هستند. سوما رهبران هستهای و رهبران میدانی با هم نزدیک تر و حرفهای قابل فهم و ارزشمندتر برای هم داشتند.
رهبری فرامیدانی (عمودی یا برون میدانی):
با ارزشمند و گسترده تر شدن رهبری هستهای و رهبری میدانی کم کم شورش اجتماعی به جنبش اجتماعی تبدیل شد. از دل این بده و بستان رهبری دو طرفه رهبران هستهها با هم و از دل بده و بستان دو طرفه رهبران هستهها و رهبران میدانی با هم چهارچوب گسترده تر رهبری فرا میدانی (عمودی، برون مرزی) بوجود آمد که میتوانست در هر شهر و یا در شهرهای مختلف حرفی کلی تر و جامع تر و منسجم تر برای بهتر زندگی کردن خود مردم و برای مبارزه مردم با رژیم لجن آخوندی داشته باشد، در نتیجه بده و بستانهای رهبران هستهای، میدانی و فرامیدانی در رابطه با هم در سطح تشکلهای مخفی و نیمه مخفی فراتر رفت و انسجام بیشتری پیدا کرد. حرکتهای شورشی خیابانی آنها به صورت جنبش و کم کم به جنبش انقلابی تبدیل شد. حاصلش اعتصابات و اعتراضات گسترده و سراسری بود. چرا جنبش انقلابی؟ چون همکاریها در جنبش منظم تر، معنادارتر و گسترده تر شدند. به برکت آشتی خدای شورشی و خدای جنبشی در ذهن و روح مردم شورشها و جنبشهای خیابانی مردم با خودشان هماهنگ تر و با خودشان کمتر شورشی و کمتر نامنظم بودند. بیشتر با رژیم آخوندی جنگ شورشی داشتند. این وضعیت جنبش انقلابی با تمام سختیها و تلفات جانی و مالی که برای مردم دارد، آینده نگری بهتری را برای مردم ترسیم میکند. پشت مردم را گرم تر و مردم امیدوار تر به زندگی میشوند. به عقل سلیم و احساس سالم خود اعتماد بیشتری میکنند. این روند جنبش انقلابی اگر به همین شکل رشد، ادامه و گسترده یابد به روند پایدار و منظم انقلاب تبدیل میشود. به همین خاطر برگشت ناپذیر میشود. اما هنوز ضعفها و ناهماهنگی هایی دارد و هنوز عده زیادی از مردم در عمل در جنبش انقلابی و کف خیابان نیستند. اگر رهبران هستهای و رهبران میدانی (افقی) و رهبران فرامیدانی (عمودی یا برون میدانی) با دقت و کارایی بیشتری به هم وصل و متحدتر و موضوعات و مشکلات را در برخورد با واقعیات اجتماعی و محیط زیست بیشتر بررسی و راه حلهای کوتاه مدت و دراز مدت بیشتری پیدا کنند، مثلا تا میتوانند رهبران خودشان را مخفی نگهدارند. بعد از هر اتفاق موضوعات و مشکلات را بیشتر بررسی کنند، اسلحه سرد و گرم برای خود تهیه، شعارهای محوری و اصلی در رابطه با بی آبی و بی نانی، بیکاری، فقر، بیخانه مانی، تورم و غیره تهیه کنند. همه اینها کمک میکنند که مردم بیشتر به این جنبش انقلابی امیدوار و به آن بپیوندند. به همین نسبت دامنه رهبری هستهای، میدانی و فرامیدانی گسترده تر و در همه جا بر علیه رژیم کارایی بیشتری پیدا میکنند. کلام آخر، در این روند جنبش انقلابی آینده ساز رهبران هستهای، رهبران میدانی و رهبران فرامیدانی اولین وظیفه آنها در درجه اول حفظ این جنبش انقلابی و برگشت ناپذیری آن است. دومین وظیفه جلوگیری از جنگ داخلی و یا جنگ با کشورهای خارجی است. هدف سوم، انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی و جلوگیری از هر دیکتاتور دیگری، مثل ایدئولوژی مذهبی افراطی، ناسیونالیستی، قومگرایی و کمونیستی افراطی دیگر. هدف چهارم حفظ و گسترش چنین تشکلها و پر محتوا کردن رهبریهای آنها است. هدف پنجم تداوم انقلاب بعد از سرنگونی آخوندیسم و به ثمر رساندن درست آن از دل همین تشکلهای خودجوش و رهبران هستهای، رهبران میدانی و رهبران فرامیدانی است که در زمانهای مختلف با هم بده و بستان زیادی دارند و از رشد و پایداری خود تشکلهای مختلف زنده تر، به روز شده تر و رشدیابنده تر را بوجود میآورند. هدف ششم جلوگیری از مسخ روند رشدیابنده انقلاب بعد از سرنگونی است که این مهم با تعامل پذیری، انعطاف پذیری، انتقاد پذیری، قانونمداری، حقوق شهروندی، انسان مداری همراه و شدنی است. در این صورت افراد جامعه پس از چندین قرن هر نوع ایدئولوژی کهنه و راکد را برگشت ناپذیر میکنند. در غیر این صورت ایدئولوژی کهنه را که از در بیرون کردهایم دوباره از پنجره وارد میشود، مثل زمان شاه که با جنایت و ندانم کاری و مسخ جوانان مردم توسط درباریان شاه، آخوندهای درباری، آخوندهای افراطی، مثل خمینی و اربابان شرق و غرب، بخصوص اسرائیل و انگلیس مذهب پوسیده را بر سر مردم سوار کردند. هر کار درست و یا غلطی بکنیم آثارش را در تشکلها، در رهبریها، در سطح جامعه، در سیاست، اجتماع، علوم اجتماعی (جامعه شناسی و روانشناسی)، اقتصاد، صنعت، فرهنگ و مراکز آموزشی و محیط زیست خوب یا بد خواهیم دید. در باره نقش اپوزیسیون در بخش دوم صحبت خواهم کرد.
این مقاله قسمت به روز شده از کتابی است که اینجانب در آلمان منتشر کردهام.
موفق و پیروز باشید. جاوید و پاینده ایران عزیز ما!
اکبر دهقانی ناژوانی
by حمید بی آزار | 8.دسامبر 2022 | بیانیه
جمهوری اسلامی میداند که اعترضات خشونتپرهیز مردم علیه فقر، فساد و استبداد بهحق است.
جمهوری اسلامی میداند که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران، این نظام را نمیخواهند و خواهان براندازی آن هستند.
جمهوری اسلامی میداند که شایستگی و مهارت برآوردن خواستهای انسانی، برحق و سازندهی معترضان را ندارد.
از اینرو به سیاست همیشگی خود «النُصِرْتُ بِالرُّعْب» («پیروزی با ترس میسر میشود») روی آورده است و راه اصلی ماندگاری خود را ترساندن مردم برگزید و اعدام معترضان یکی از اصلیترین ابزارهای این سیاست برای بقای استبداد است. اما، اعدامهای حکومت اسلامی از اقتدار نیست، بلکه از ترس و بیچارگی آن است.
شورای ملی تصمیم با صدای بلند انزجار خود را از صدور احکام اعدام برای جوانان معترض اعلام میکند و از هر طریقی که بتواند برای توقف اجرای این حکم ضدانسانی تلاش خواهد کرد.
ما از همهی آزادیخواهان جهان برای موفقیت این تلاش انسانی یاری میطلبیم تا بتوانیم ارابهی مرگبار حاکمان جمهوری اسلامی را متوقف کنیم.
بیاید، همگان فارغ از هرگونه گرایش سیاسی دست به دست هم داده و یک صدا افکار عمومی و وجدان ایرانیان و جهانیان و نهادهای حقوق بشری را به یاری بطلبیم تا مانع ادامه این روش جنایتکارانه توسط حاکمان نظام ولایت فقیه شویم.
با ادامهی تظاهرات، تحصنها، اعتصابات و نافرمانیهای مدنیِ انقلاب «زن، زندگی، آزادی»، همه جا فریاد کنیم:
اعدامها را متوقف کنید.
زندانیان سیاسی، صنفی، مدنی، زیستمحیطی را بیقید و شرط آزاد کنید.
معترضان دستگیرشده را بیقید و شرط آزاد کنید.
با هر امکانی که دارید به افکار عمومی جهانیان، نهادهای حقوق بشری و دولتهای دموکرات حامی حقوق بشر مراجعه کنید؛ به آنان سابقهی اعدامهای پیشین جمهوری اسلامی، به ویژه هزاران نفر سالهای۱۳۶۰ و ۱۳۶۷ و کشتار بیش از ۱۵۰۰ نفر در آبان ۱۳۹۸ را یادآوری کنید و از آنها بخواهید تا در کنار مردم ایران باشند و به احکامِ اعدام در ایران اعتراض کنند.
با تحریم و به انزوا راندن جمهوری اسلامی هزینهی اعدامها را چنان سنگین کنند که رژیم دست از این جنایت برداشته و نتواند جان جوانان برومند ایران زمین را بگیرد.
شورای ملی تصمیم
۱۷ آذر ۱۴۰۱ – ۸ دسامبر ۲۰۲۲
by حمید بی آزار | 8.دسامبر 2022 | بیانیه
امسال بیستم آذر (دهم دسامبر)، روز جهانی حقوق بشر در حالی فرا میرسد که جمهوری اسلامی همچون سالیانِ گذشته در صدر لیست ناقضان حقوق بشر قرار دارد و جنبش.نیرومند «زن، زندگی، آزادی» میرود تا بساط رژیمی که بیش از چهار دهه بنیان اعلامیهی جهانی حقوق بشر، یعنی «کرامت انسانی» را پایمال کرده است را برچیند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ (۱۹ آذر ۱۳۲۷) به تصویب رسید، یکی از مهمترین دستاوردهای بشریت است، که همراه با میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، فرهنگی، مدنی، سیاسی و اجتماعیای که مردم در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند را به حقوق بینالملل تبدیل کرده است.
حاکمان جمهوری اسلامی در طول تمام دوران حکمرانی خود، مفاد این اعلامیه و میثاقها پیوست آن را نادیده گرفتهاند و تبعیض درهمه عرصههای زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و اتنیکی بیداد میکند. همه انواع آزادی ها و حقوقی که حق همهی انسان هاست محدود و یا نابود شدهاند. تبعیض جنسیتی و ستم چندگانه بر زنان، تبعیض قومی و مذهبی تشدید شده است. در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، حریم خصوصی و مکاتبات مردم مداخلههای خودسرانه صورت میگیرد. حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی پایمال شده است. شکنجه های جسمانی و روانی و انواع مجازاتهای بدنی درایران جاری شده است. به بیان دیگر؛ از حرمت زنان تا مفهوم زندگی تا نسیم آزادی؛ همه را نابود کرده است
در رژیم اسلامی آزادی اندیشه، وجدان و دین وجود ندارد. آشکارا حقوق اقلیتهای مذهبی، سنیها، بهائیان، یهودیان، اسماعیلیان، دراویش گنابادی، مسیحیان و نوکیشان مسیحی نقض شده است و آنان در شرایط سختی بسر می برند. هزاران دگراندیش و دگرباور بازداشت، زندانی، شکنجه، اموال آنها مصادره، از کار اخراج، از تحصیل محروم و یا اعدام شده اند.
زندانیان سیاسی و عقیدتی، مدنی، صنفی و محیط زیستی در شرایط سخت و غیرانسانی به سر می برند. عدم دسترسی آنان به امکانات بهداشتی و درمانی، و تغذیه مناسب، همراه با شکنجه های روانی و جسمانی بسیاری ازآنان را به سوی مرگی خاموش سوق داده است. بسیاری از زندانیان سیاسی مبلغان، مروجان و کنشگران مدنی برای تحقق اعلامیهی جهانی حقوق بشر در ایران هستند.
امسال روزجهانی حقوقبشر را در حالی گرامی میداریم که زنان و جوانان میهن ما در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» مفاد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاقهای پیوست آن یعنی حق رهایی انسانها از رنج فقر، بیکاری، بیماری، اختناق، محرومیت اجتماعی و نیز تامین آزادی اندیشه، بیان و عقیده، آزادی وجدان، حق پیشرفت و دستیابی به سعادت و خوشبختی را در شعارهای خود فریاد میکنند.
امسال روزجهانی حقوقبشر در حالی گرامی میداریم که زنان و جوانان ما نشان دادهاند که دستیابی به حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر با حیات جمهوری اسلامی غیرممکن است لذا تصمیم گرفته اند تا با شجاعت و جانفشانی بیبدلیل که تحسین جهانیان را به همراه داشت، این نظام را به زبالهدان تاریخ بریزند.
امسال روزجهانی حقوقبشر در حالی گرامی میداریم که نشست اضطراری شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد سوم آذر قطعنامهای را که این نهاد را موظف به تشکیل کمیسیون مستقل حقیقتیاب جهت رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی در جریان قیام مردمی «زن، زندگی، آزادی» میکند، به تصویب رساند. کمیسار عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد وضعیت کنونی حقوق بشر در جمهوری اسلامی را «یک بحران تمامعیار» خواند و از زمامداران ایران خواست هرچه زودتر «استفاده غیرضروری از زور علیه معترضان را پایان دهند.». مردم و سیاستمداران جهان بازداشت بیش از پانزده هزار نفر از معترضان، کشتهشدن دستکم ۴۱۶ نفر که ۵۱ نفر از آنها کودکان زیر ۱۸ سال بودند را محکوم کردند. ما این شکست جدید رژیم در صحنه بین المللی و انزوی بیش از پیش آنرا به مبارزانی که بنا بر افشای اسناد داخلی رژیم، بیش از ده هفته لرزه براندام ولی فقیه و ماموران سرکوب آنها افکندهاند، تبریک می گوییم.
ما با رزم مشترک ملی سراسری برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برای استقرار دموکراسی پارلمانی سکولار، برای آزادی و برابری وعدالت اجتماعی، و برای حقوق و کرامت انسانی ، برای اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای پیوست آن، تا پیروزی انقلاب «ژن؛ ژیان؛ ئازادی» در کنار مردممان، مبارزه خواهیم کرد.
شورای ملی تصمیم
۱۶ آذر ۱۴۰۱ – ۷ دسامبر ۲۰۲۲