⚫️ حقوق بشر در ایران | از کشتار ۱۳۶۷ تا احکام اعدام پس از دیماه ۱۴۰۴
📅 یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵- ۶ سپتامبر ۲۰۲۶
🖋 جمعی از حقوقدانان و روزنامهنگاران مستقل ایران
🔹 نامها را به خاطر بسپار
آن تابستان،
درها بسته ماندند،
نامها را آهسته خواندند
و خیلی ها
دیگر به بند بازنگشتند.
مادران ماندند
با نشانی که هرگز ندادند،
با خاکی که نمیدانستند کجاست،
و با نامهایی
که قرار بود فراموش شوند.
سالها گذشته است،
اما پشت این دیوارها
هنوز کسی منتظر حکم است،
هنوز خانهای
با صدای هر تلفن میلرزد.
این بار
پیش از آنکه نامی
به فهرست رفتگان افزوده شود،
باید صدایش باشیم.
در تابستان ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی اعدام شدند. بسیاری از آنان پیشتر محاکمه شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خود بودند، اما در برابر هیئتهایی قرار گرفتند که طی رسیدگیهای کوتاه و محرمانه درباره مرگ و زندگی آنان تصمیم گرفتند. اعدامها بدون دادرسی عادلانه و در بسیاری موارد بدون اطلاع خانوادهها انجام شد و حکومت برای سالها از روشنشدن حقیقت، محل دفن قربانیان و پاسخگویی آمران و عاملان جلوگیری کرد.
سیوهشت سال بعد، اهمیت یادآوری کشتار ۱۳۶۷ تنها در بازگشت به یک جنایت تاریخی نیست. مسئله، استمرار ساختاری است که دستگاه قضایی را در پروندههای سیاسی و امنیتی به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب تبدیل کرده است. پس از کشتار و بازداشتهای گسترده دیماه ۱۴۰۴ نیز شمار زیادی از بازداشتشدگان با اتهامات امنیتی، احکام سنگین زندان و در بسیاری موارد با حکم اعدام روبهرو شدهاند. گزارشهای حقوق بشری درباره محاکمات ناعادلانه، محدودیت دسترسی به وکیل، اعترافات اجباری و اجرای احکام اعدام، نشان میدهد که وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی همچنان یکی از جدیترین مسائل حقوق بشر در ایران است.
۱۳۶۷ و امروز یک واقعه تاریخی واحد نیستند و نباید تفاوت شرایط تاریخی و ابعاد آنها نادیده گرفته شود. اما یک پرسش پس از نزدیک به چهار دهه همچنان باقی است: «وقتی دستگاهی که باید حافظ حق و عدالت باشد خود در خدمت حذف و مجازات مخالفان سیاسی قرار میگیرد، چه سازوکاری میتواند از جان زندانیان دفاع کند؟»
پاسخ به این پرسش تنها در صدور بیانیههای جداگانه و اعتراض پس از اجرای احکام خلاصه نمیشود. امروز مسئولیتی مشخص در برابر فعالان و نهادهای حقوق بشری قرار دارد: «ایجاد یک شبکه پایدار برای شناسایی زندانیان در معرض خطر، ثبت و راستیآزمایی احکام، ارتباط مستمر با خانوادهها و وکلا، مستندسازی نقض دادرسی عادلانه و انتقال منظم پروندههای مستند به نهادهای حقوق بشری و سازوکارهای بینالمللی.»
تجربه ۱۳۶۷ نشان داد که سکوت، پراکندگی اطلاعات و نبود امکان پاسخگویی چه پیامدهایی میتواند داشته باشد. امروز، پیش از آنکه حکم دیگری اجرا شود، میتوان مستندسازی و دادخواهی را از واکنشی پس از واقعه به «کنشی جمعی برای حفاظت از جان زندانیان» تبدیل کرد.
«دادخواهی برای قربانیان ۱۳۶۷، تنها حفظ حافظه گذشته نیست؛ مسئولیتی برای دفاع از زندانیانی است که امروز با زندان، شکنجه و خطر اعدام روبهرو هستند. نگذاریم قربانیان امروز، اسناد دادخواهی فردا شوند.»
نامهای آن تابستان را به خاطر میسپاریم،
برای آنان که دیگر بازنگشتند؛
و نامهای امروز را بلند میخوانیم،
برای آنان که هنوز
میتوانند بازگردند.




0 Comments