نقشهٔ نیروهای سیاسی در گذار از جمهوری اسلامی
آلترناتیو جمهوری اسلامی؛ از سهگانگی متعارض تا بازآرایی یک سامانهٔ گذار
🖋 گروه مطالعات سیاسی «سروش آزادی – جامعه در حال گذار»
📅 تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ – ۳۰ مارس ۲۰۲۶
در شرایطی که ایران در میانهٔ بحران جنگ، فروپاشیهای اقتصادی-اجتماعی و انسداد سیاسی قرار دارد، پرسش از «آلترناتیو جمهوری اسلامی» به یک ضرورت عملی و فوری تبدیل شده است. دادههای اخیر، از بیانیههای سیاسی و صفبندیهای جدید تا همایش «کنگرهٔ آزادی ایران» در لندن و سخنرانی رضا پهلوی در «کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران» (سیپک)، نشان میدهد که اپوزیسیون در حال شکلگیری در قالب سه گرایش اصلی است:
پادشاهیخواهی (رهبرمحور)، جمهوریخواهی (ساختارمحور) و جامعهمحوری (کنشمحور).
اما این سهگانگی، در وضعیت فعلی نه به تولید آلترناتیو، بلکه به پراکندگی میدان نیروها منجر شده است. از منظر نظری، پروژهٔ «سروش آزادی» که بر تقابل «جامعه در حال گذار» با «نظام اقتدارگرا» و پیوند با سه سطح صنفی، مدنی و سیاسی داخل ایران تأکید دارد، مسئله را نه انتخاب میان این سه، بلکه بازآفرینی رابطه میان آنها در قالب یک «سامانهٔ گذار» میداند. نخست باید به این واقعیت اذعان کرد که هر یک از این سه جریان، حامل بخشی از ظرفیت لازم برای گذار است، اما در شکل فعلی خود ناقص میباشد.
۱. مدل پادشاهیخواهی
در مدل پادشاهیخواهی، آنچه برجسته است توجه دادن مخاطب به «توان تصمیمگیری و مدیریت بحران» است. دادههای سخنرانی رضا پهلوی نشان میدهد که این جریان دارای یک تصویر نسبتاً روشن از لحظهٔ گذار است: سرنگونی کامل ساختار، جلوگیری از خلأ قدرت، حفظ بوروکراسی و ارائه طرحهایی مانند برنامهٔ صدروزه. این سطح از آمادگی، در شرایط جنگی و فروپاشی، یک مزیت واقعی است. اما همین مدل، در غیاب سازوکارهای کنترل و پاسخگویی در مرحلهٔ فروپاشی ساختار و خلأ قدرت، با خطر بازتولید تمرکز قدرت مواجه میشود؛ چرا که همهٔ مطالبات گروهبندیهای اجتماعی از جمله «اتنیکها، حاشیهنشینان، بخش مطرح جامعهٔ مدنی و طبقات مزدبگیر و متوسط آسیبدیده» را در بر نمیگیرد. این جریان بدون بازتعریف مدلی فراگیر در شرایط پساگذار، میتواند از «مدیریت گذار» به «تثبیت قدرت» لغزش پیدا کند؛ موضوعی که مخالفان پادشاهیخواهی بر آن تأکید دارند.
۲. مدل جمهوریخواهی
در مقابل، نیروها و جریانات شرکتکننده در «کنگرهٔ آزادی ایران» در لندن، بر نفی استبداد، کثرتگرایی، حقوق بشر و همکاری میان نیروها تأکید داشتند. در این نشست موضوعاتی چون «جنسیت و دموکراسی»، «عاملیت شهروندان و حمایت جامعهٔ بینالمللی»، «توسعهٔ اقتصادی و عدالت اجتماعی»، «احزاب به مثابه موتور محرک دموکراسی» و «نقش جنبشهای اجتماعی» بحث شد. این جریانات در حوزهٔ نظری، بهدرستی مسئلهٔ قدرت را یک امر ساختاری میفهمند و تلاش میکنند از ابتدا آن را محدود کنند. اما دادهها نشان میدهد که این جریان هنوز در سطح «گفتمان» باقی مانده و به «تصمیمسازی» نرسیده است. فقدان سازوکار اجرایی، نبود مرکز هماهنگکننده و اختلافات هویتی-مدیریتی (برآمده از تجربههای پیشین)، این نیروها را در شرایط بحران به جریانی کماثر تبدیل میکند. مضافاً اینکه بخشی از این جریان، برنامههای خود را صرفاً در تقابل با سامانهٔ پادشاهی تعریف کرده است.
۳. سطح جامعهمحوری
در سطح سوم، جامعهمحوری قرار دارد؛ شبکه های صنفی، مدنی و اجتماعی داخل کشور که تنها منبع واقعی مشروعیت و فشار اجتماعی محسوب میشوند. این نیروها پایهٔ هر نوع گذار هستند، اما در وضعیت فعلی بر اثر سرکوبهای مداوم، پراکنده و فاقد امکان اتصال به سطح سیاسیاند. بدون سازمانیابی و پیوند با سطوح تصمیمگیری، این انرژی توسط رقابتهای صوری دو جریان دیگر به حاشیه رانده میشود.
سطوح برونرفت از بحران: همبستگی مرحلهای
اگر هر سه سطح، درک مشترکی از اولویتهای فوری (جلوگیری از فروپاشی اجتماعی، تثبیت نظم و بازسازی اولیه اقتصاد) داشته باشند، میتوانند نقش خود را بازتعریف کنند. راه حل در پذیرش ریسک یک مدل از «همبستگی مرحلهای» با رئوس زیر است:
۱. مرحلهٔ گذار (فروپاشی و جلوگیری از هرجومرج):
تمرکز بر جلوگیری از هرجومرج ناشی از فروپاشی. در این مقطع، دستیابی به حداقل توافق میان نیروها برای مدیریت میدان ضروری است. هدف، مهار بیثباتی است، نه حلوفصل اختلافات تاریخی.
۲. مرحلهٔ مدیریت انتقال (ساخت نهادهای موقت):
تشکیل نهادهای مشترک و نظارت متقابل زیر نظر یک «شورای رهبری متکثر». این شورا میتواند در قالب یک پارلمان موقت تا پیش از مجلس مؤسسان عمل کند. نمایندگان باید از بدنهٔ واقعی مدنی و صنفی انتخاب شوند تا مشروعیت تضمین شود.
۳. مرحلهٔ تثبیت (رقابت مشروع و نهادسازی پایدار):
تشکیل مجلس مؤسسان، تدوین قانون اساسی و برگزاری انتخابات. در این مرحله، رقابت سیاسی به شکل مشروع بازمیگردد و مسیر جریانات از هم جدا میشود.
تحلیل نهایی: شیوه، عملکرد و راه برونرفت
واقعیت این است که هیچیک از دو جریان اصلی اپوزیسیون در شکل فعلی قادر به مدیریت کامل بحران نخواهد بود. بازتعریف نقشها در سه سطح کلیدی ضروری است:
- شیوه: تعریف یک رهبری مشروط، زمانمند و پاسخگو. حرکت از تکثر بدون ساختار به سمت تکثر سازمانیافته.
- عملکرد: تعهد به ایجاد نهادهای انتقالی مشترک و قابل نظارت، نه جایگزینی مستقیم ساختار قدرت.
- راه برونرفت: تدوین برنامههای اجرایی مشخص در حوزههای اقتصاد و امنیت و تضمین عدم انحصار قدرت توسط هیچ جریانی.
رسالت جامعهمحوری: نهادهای مدنی و صنفی باید از کنشهای پراکنده به شبکه های هماهنگ محلی تبدیل شوند تا هم مشروعیت نیروهای سیاسی را تأمین کنند و هم مانع از انحصارطلبی در قدرت جدید شوند.
🟦 سابَم – SABM | پیامآورِ بیداری بر فراز محلهها
📡 سروش آزادی | گذار آگاهانه
🔗 https://t.me/RasrazGropee1963658993anaalia
📡 برای اتحاد فراگیر و رهایی جامعهٔ ایران این اصول را بازنشر دهید
🔗 https://t.me/+uBXlvVdtCeI5ZmM0
📩 ارسال روایت، مدرک و شهادت میدانی:
shojaei1988shojaei@gmail.com




0 Comments