شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

دموکراسی؛ فراتر از صندوق رأی، فراتر از فرم حکومت – حمید بی آزار

دوستی برایم تحلیلی درباره مواضع اخیر خانم یاسمین پهلوی فرستاده‌اند که به نوعی به بازخوانی ریشه‌های یک شعار جنجالی و مفاهیمی چون «ارتجاع سرخ و سیاه» می‌پردازد (جزئیات این گفتگوها را در دو تصویر ضمیمه این پست مشاهده می‌کنید). در میان بحث‌های داغ این روزها پیرامون این حواشی، مایلم از زاویه‌ای متفاوت و صمیمانه به موضوع بنگرم.

من بر این باورم که امروز، پیش‌نیاز نجات ایران، عبور از دوقطبی‌های سنتی و رسیدن به ساحتِ «دموکراسی‌خواهیِ اصیل» است. در این مسیر، چند نکته را به عنوان یک دغدغه ملی مطرح می‌کنم:

  • تاریخ برای تاریخ‌نگاران؛ آینده برای ما: در بحث‌هایی که پیرامون پادشاه فقید یا برچسب‌هایی چون «ارتجاع سرخ و سیاه» مطرح می‌شود، شاید بهتر باشد اجازه دهیم این مباحث به تالارهای دانشگاه و متون آکادمیک سپرده شود تا مورخان و آکادمیسین‌ها در فضایی علمی به آن بپردازند. وظیفه امروز ما نه قضاوتِ نهایی درباره تاریخ، بلکه بنا کردن آینده است.
  • درس‌آموزی، ضرورتی برای همگان: ما نیز عمیقاً موافقیم که باید از گذشته درس گرفت؛ اما این «درس‌آموزی» نباید گزینشی باشد. نقد گذشته و یادگیری از خطاها، ضرورتی است که شامل حال همه فعالان، مسئولان و دست‌اندرکارانِ تحولات دور و نزدیک ایران می‌شود. هیچ جریانی — اعم از چپ، راست، ملی‌گرا یا پادشاهی‌خواه — نمی‌تواند خود را از این بازخوانی انتقادی مستثنی بداند. بلوغ سیاسی ما در گرو این است که بپذیریم همه ما در شکل‌گیری وضعیت امروز، سهم و خطاهایی داشته‌ایم.
  • جمهوریت و مشروطیت؛ دو روی یک سکه: جوهره‌ی دولت مدرن در ایرانِ فردا، نه در عنوانِ آن، بلکه در «محتوای دموکراتیک» آن نهفته است. جمهوریت و مشروطیت، هر دو سازوکارهایی برای تحقق اراده مردم و مهار قدرت مطلقه‌اند. ما بیش از آنکه به دنبال برچسب‌ها باشیم، دیده‌بان و پاسدارِ دموکراسی هستیم و دموکراسی‌خواهی را بر هر نوع ترجیحِ ساختاری مقدم می‌دانیم.
  • پیامی به دوستانِ چپ، ملی‌گرا و فدرالیست: اگر امروز از تفاهم و مدارا سخن می‌گوییم، به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌ها نیست، بلکه ایجاد میثاقی است که در آن حقوق شما به عنوان ستون‌های تنوع سیاسی ایران، تضمین شود. تلاش برای درک مواضع خانم پهلوی یا هر کنشگر دیگری، باید در این چارچوب تعبیر شود: ساختن فضایی که در آن «حذف» جای خود را به «رقابت قانونمند» بدهد.

کلام آخر: آینده ایران با شعارهای حذفی ساخته نمی‌شود. ما نه در بندِ نامِ پادشاهی هستیم و نه محصور در عنوانِ جمهوری؛ ما دموکراسی‌خواهانی هستیم که «جمهوریت» را به معنای راستین کلمه — یعنی تعلقِ امورِ مملکت به آحادِ مردم — پاسداری خواهیم کرد. بیایید انرژی خود را صرف طراحی نهادهایی کنیم که در آن هیچ ایرانی، بابتِ هویت یا عقیده‌اش، لرزه بر تن نداشته باشد.

ایران، خانه‌ی امن دموکراسی برای تمامِ فرزندانش.

حمید بی آزار 23 اسفند 1404

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با شورای ملی تصمیم

15 + 3 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

امید بدون واقع‌بینی، شکل دیگری از توهم است در بحث آینده ایران، گاه دو روایت ساده‌ساز در برابر هم قرار می‌گیرند:یکی آینده را تیره و فروپاشیده می‌بیند و دیگری با خوش‌بینی شتاب‌زده، تصور می‌کند با رفتن یک حکومت، جامعه خودبه‌خود مسیر بازسازی را خواهد یافت. هر دو روایت،...