1
برخورد دوگانه؛ واکاوی تضادهای فکری و اخلاقی به عنوان حمایت از جنبش مردم درایران و حضور در تظاهرات سلطنتطلبان
….ایدا رضائیان
در جریان تحولات اخیر سیاسی و اجتماعی، شاهد پدیدهای جالب توجه هستیم؛ برخی از افراد با پیشینه چپگرایی و جمهوریخواهی که زمانی مخالف جنگ و مداخلات خارجی بودند، اکنون در تظاهرات سلطنتطلبانه با پرچمها و تصاویر رضا پهلوی شرکت میکنند. این در حالی است که برخی از این تظاهرات با پرچمهای اسرائیل و آمریکا همراه شده و شعارهایی در حمایت از مداخله نظامی و جنگ داده میشود. این تغییر موضع و تضاد آشکار با مواضع پیشین، پرسشهای جدی درباره استحکام اخلاقی و سیاسی این افراد به وجود آورده است.
تضاد فکری؛ از مخالفت با جنگ تا حمایت از مداخله نظامی
افرادی که زمانی پرچمدار مخالفت با جنگ بودند، اکنون چگونه توجیه میکنند که در کنار پرچمهای قدرتهای خارجی و در حمایت از مداخله نظامی برای سرنگونی حکومت فعلی ایران باشند؟ آیا تغییر موضع آنها ناشی از یک دگردیسی فکری واقعی است یا صرفاً تاکتیکی برای رسیدن به اهداف سیاسی خاص؟ این تغییر موضع نه تنها برای هواداران پیشین آنها، بلکه برای ناظران سیاسی و اخلاقی نیز سوالبرانگیز است.
شعار “سه مفسد”؛ نمادی از تناقض اخلاقی؟
شعاری که ” به اختصار “سه مفسد” خوانده میشود، در بطن خود حاوی یک نقد سیاسی است. با این حال، تکرار این شعار در کنار پرچمهای بیگانه و در حمایت از مداخلات نظامی، میتواند به عنوان یک تناقض اخلاقی تلقی شود. آیا این شعار در این چارچوب، چیزی فراتر از یک ابزار تبلیغاتی برای بسیج مخالفان داخلی است؟ آیا هدف نهایی، براندازی حکومت به هر قیمتی است، حتی اگر به بهای از دست رفتن جانها و ویرانیهای بیشتر تمام شود؟
پیامدهای سیاسی و اخلاقی
این تغییر موضع و تضادهای فکری و اخلاقی، میتواند پیامدهای جدی برای مشروعیت و مقبولیت این جریانات سیاسی در میان افکار عمومی داشته باشد. آیا این افراد و جریانات میتوانند همچنان خود را به عنوان مدافعان حقوق بشر و دموکراسی معرفی کنند، در حالی که به طور مؤثری از قدرتهای خارجی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود حمایت میکنند؟
اگر حمایت نمیکنند در صورت و زمان جنگ با هر شیوه ای چه جواب و برخوردی خواهند داشت.
استحاله سیاسی یا ائتلاف اضطراری؟
خوانشی اخلاقی ـ سیاسی از همنشینی متناقضها در اعتراضات خارج از کشور
پدیده حضور برخی فعالان چپِ سابق، جمهوریخواهان یا نیروهایی که در گذشته خود را مخالف جنگ، مداخله خارجی و حتی سلطنت میدانستند، در تظاهراتی با نمادهای سلطنتطلبانه، پرچمهای اسرائیل و ایالات متحده، و شعارهایی چون «سه مفسد»، صرفاً یک اختلاف سلیقه سیاسی نیست؛ بلکه نشانه یک بحران عمیق هویتی و اخلاقی در بخشی از اپوزیسیون ایران است.
این وضعیت را میتوان از سه زاویه بررسی کرد: اخلاق سیاسی، انسجام گفتمانی، و پیامدهای راهبردی.
۱. پرسش اخلاقی: آیا هدف، توجیهکننده ابزار است؟
از منظر اخلاق سیاسی، نخستین پرسش این است:
آیا مخالفت با جمهوری اسلامی، بهخودیِ خود، مجوز عبور از تمامی مرزهای ارزشی پیشین است؟
بسیاری از این افراد، در گذشته:
مخالف جنگ و مداخله نظامی خارجی بودهاند،
با هرگونه وابستگی به قدرتهای خارجی مرزبندی داشتهاند،
و بعضاً سلطنت را نماد استبداد و نفی حاکمیت مردم میدانستهاند.
حال، حضور در تجمعهایی که:
آشکارا از مداخله نظامی خارجی استقبال میشود،
پرچم دولتهایی برافراشته میشود که خود سابقه طولانی در جنگ، اشغال و نقض حقوق بشر دارند،
و شعارهایی داده میشود که واجد بار حذفی، خشونتمحور و غیرحقوقی است،
این پرسش را پیش میکشد که:
آیا این تغییر موضع، حاصل بازاندیشی نظری است یا واکنشی احساسی و انتقامجویانه؟
اگر پاسخ دوم باشد، ما با استحاله اخلاقی مواجهایم، نه تحول فکری.
۲. پرسش سیاسی: فروپاشی گفتمان یا پراگماتیسم بیاصول؟
از نظر سیاسی، این همنشینی متناقضها بیش از آنکه «ائتلاف» باشد، نوعی تعلیق اصول است.
جمهوریخواهی، چپگرایی، یا ضدجنگ بودن، صرفاً برچسب نیست؛ هر یک حامل:
نظام ارزشی مشخص،
تحلیل قدرت،
و تعریف معینی از حاکمیت و عدالتاند.
وقتی فردی بدون توضیح نظری و شفاف:
در کنار نمادهای سلطنت مطلقه میایستد،
با گفتمان «نجات از بیرون» همصدا میشود،
یا حذف فیزیکی و قهرآمیز را بهعنوان راهحل ضمنی میپذیرد،
در واقع، گفتمان خود را تهی کرده و به کنش اعتراضیِ بیریشه فروکاسته است.
این وضعیت نه نشانه بلوغ سیاسی، بلکه علامت بحران معنا است.
۳. پیامد راهبردی: بیاعتباری اپوزیسیون نزد جامعه داخل
مهمترین پیامد این رفتار، تأثیر آن بر جامعه داخل ایران است.
برای مردمی که:
هزینه مستقیم سرکوب را میپردازند،
نسبت به جنگ، تجزیه و مداخله خارجی نگراناند،
و تجربه تاریخی تلخی از وابستگی سیاسی دارند،
این تصاویر و شعارها، نه امیدبخش که هراسآفرین است.
اپوزیسیونی که نتواند:
مرز خود را با جنگطلبی روشن کند،
استقلال سیاسیاش را نشان دهد،
و به اصول حقوق بشری پایبند بماند،
بهسختی میتواند اعتماد اجتماعی ایجاد کند
جمعبندی
آنچه امروز شاهد آن هستیم، بیش از آنکه «همگرایی برای آزادی» باشد، نوعی ائتلاف سلبیِ بدون افق مثبت است؛ ائتلافی که دشمن مشترک دارد، اما تصویر روشنی از آینده ارائه نمیدهد.
این وضعیت، هم پرسش اخلاقی جدی ایجاد میکند و هم ضعف سیاسی ساختاری را آشکار میسازد.
اگر اپوزیسیون قرار است بدیلی معتبر باشد، ناگزیر است:
میان خشم و خرد تمایز قائل شود،
میان مخالفت با استبداد و استقبال از استبدادِ جایگزین خط بکشد،
و میان همبستگی تاکتیکی و فروپاشی اصول فرق بگذارد.
در غیر این صورت، تغییر چهرهها رخ میدهد، اما چرخه استبداد بازتولید میشود.




0 Comments