شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

جایگاه حزب دموکراتیک یارسان در…

جایگاه حزب دموکراتیک یارسان در…

جایگاه سیاسی حزب دموکراتیک یارسان در چارچوب منطق و مصلحت استراتژیک

یارسانمدیا
‏ ١٤ می ٢٠٢٦

نویسندە: احمدمرادی

جایگاه سیاسی حزب دموکراتیک یارسان در چارچوب منطق و مصلحت استراتژیک

مقدمه

در جوامع چند‌هویتیِ ایران، احزاب سیاسیِ برخاسته از گروه‌های اجتماعیِ دارای هویت فرهنگی و مذهبیِ متمایز از گفتمان فرهنگیِ مسلط، همواره ناگزیر بوده‌اند میان حفظ هویت تاریخیِ خود و الزامات واقعیت سیاسی نوعی توازن برقرار کنند. جامعهٔ یارسان نیز، به‌عنوان یکی از کهن‌ترین جوامع فرهنگی و معنویِ ایران و منطقه، طی دهه‌های اخیر بیش از پیش به ضرورت حضور سازمان‌یافته در عرصهٔ سیاست آگاه شده است. در این میان، حزب دموکراتیک یارسان را می‌توان تلاشی در جهت تبدیل مطالبات فرهنگی، اجتماعی و هویتیِ یارسان‌ها به گفتمانی سیاسی، مدرن و مبتنی بر مشارکت مدنی دانست.

جایگاه سیاسی این حزب نه صرفاً بر پایهٔ احساسات هویتی و نه تنها بر مبنای محاسبات قدرت شکل گرفته است؛ بلکه بازتابی از هم‌گراییِ منطق سیاسی و مصلحت استراتژیک به‌شمار می‌رود. همین ویژگی، آن را از بسیاری جریان‌های صرفاً احساسی یا ایدئولوژیک که در فضای سیاسی ایران حضور دارند، متمایز می‌سازد.

تحول گفتمانی حزب؛ گذار از هویت‌محوری به کنش نهادی

یکی از مهم‌ترین ابعاد جایگاه سیاسی حزب دموکراتیک یارسان، اتکای آن بر عقلانیت سیاسی و گفتمان حقوق‌محور است. این حزب تلاش می‌کند مسئلهٔ یارسان را نه صرفاً یک موضوع مذهبی یا محلی، بلکه بخشی از مسئلهٔ کلان حقوق شهروندی، آزادی اعتقاد و تکثر فرهنگی در ایران بازتعریف کند و راه‌حل آن را در سطح سیاست کلان و از طریق سازوکارهای نهادی دنبال نماید.

در همین راستا، تحول ساختاری این جریان از «سازمان دموکراتیک یارسان» به «حزب دموکراتیک یارسان» در کنگرهٔ هفتم (کنگرهٔ ملیکا دستیاب)، قابل فهم در چارچوب یک بازتعریف استراتژیک است. این تحول، بیانگر گذار از کنش هویتی مطالباتی محدود به کنش سیاسی نهادی در سطح کلان و مشارکت‌محور در سپهر سیاسی ایران است؛ گذاری که می‌کوشد حضور جامعهٔ یارسان را، فارغ از شکل نظام‌های سیاسی، به‌عنوان بخشی از معادلهٔ پایدار قدرت و مشارکت ملی تعریف کند.

در این چارچوب، مشروعیت سیاسی حزب نه تنها از حافظهٔ تاریخی و پیوندهای هویتی، بلکه از توانایی آن در تبدیل مطالبات فرهنگی به زبان حقوق، قانون و سیاست عمومی ناشی می‌شود. از این منظر، حزب دموکراتیک یارسان بیش از آنکه بر واکنش‌های احساسی یا رادیکالیسم هویتی تکیه داشته باشد، بر واقع‌گرایی سیاسی، نهادسازی و تولید گفتمان مدنی تأکید می‌ورزد.

در ادامه، این حزب در راستای دفاع از آزادی آیینی، مشارکت سیاسی و به‌رسمیت‌شناسی هویت فرهنگی جامعهٔ یارسان و سایر جوامع تشکیل‌دهندهٔ ایران، سکولاریسم را به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین دموکراسی مطرح می‌کند. در این نگرش، سکولاریسم نه در تقابل با دین، بلکه به‌عنوان سازوکاری برای تنظیم رابطهٔ دین و دولت بر پایهٔ برابری شهروندی، بی‌طرفی حکومت و جلوگیری از انحصار قدرت ایدئولوژیک تعریف می‌شود.

در جامعه‌ای متکثر مانند ایران، حزب دموکراتیک یارسان همچنین «نظام غیرمتمرکز» را یکی از ارکان تحقق دموکراسی می‌داند. بر اساس این دیدگاه، تمرکززدایی سیاسی می‌تواند زمینه‌ساز همزیستی دموکراتیک، کاهش تنش‌های هویتی و تضمین حقوق برابر همهٔ شهروندان، فارغ از تعلقات قومی، ملی، مذهبی و زبانی شود.

از این منظر، دولت غیرمتمرکز و سکولار نه عاملی برای تضعیف حاکمیت ملی یا نفی باورهای دینی، بلکه سازوکاری برای تضمین آزادی اعتقادات و ایجاد توازن میان تنوع فرهنگی و وحدت سیاسی تلقی می‌شود. در چنین چارچوبی، سکولاریسم بیش از آنکه به معنای حذف دین از عرصهٔ عمومی باشد، به معنای بی‌طرفی ساختار سیاسی در برابر باورهای مختلف و تضمین حقوق برابر شهروندان است.

در نهایت، چنین ساختاری می‌تواند همزمان موجب تقویت مشارکت سیاسی، افزایش احساس تعلق اجتماعی و ارتقای همزیستی پایدار در چارچوب یک جغرافیای سیاسی مشترک به نام ایران شود؛ جغرافیایی که انسجام آن نه از مسیر یکسان‌سازی فرهنگی، بلکه از طریق پذیرش تکثر و توزیع عادلانهٔ قدرت تقویت می‌شود.

مصلحت استراتژیک؛ سیاست در میدان واقعیت

حزب دموکراتیک یارسان، در کنار پایبندی به اصول هویتی و مطالبات حقوقی جامعهٔ یارسان، همواره تلاش کرده است میان آرمان‌گرایی سیاسی و واقعیت‌های پیچیدهٔ میدان سیاست توازن برقرار کند. اعضا و هواداران این حزب، با وجود تأکید بر ضرورت حفظ اصول، در برابر موج‌های احساسی و تحولات زودگذر سیاسی ایستادگی کرده‌اند و بر این باورند که بدون درک دقیق نیروهای اپوزیسیون و ماهیت روابط سیاسی، دستیابی به اهداف پایدار امکان‌پذیر نخواهد بود.

بر همین اساس، این حزب ناگزیر در محیطی پیچیده، چندلایه و متأثر از رقابت‌های سیاسی مختلف فعالیت می‌کند؛ فضایی که در آن، از یک‌سو جریان‌های مدافع تمرکز قدرت سیاسی قرار دارند و از سوی دیگر، نیروها و گروه‌هایی حضور دارند که اشکال مختلفی از عدم تمرکز، از جمله فدرالیسم، را دنبال می‌کنند و هر یک در معادلات درونی اپوزیسیون نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

در چنین شرایطی، مصلحت استراتژیک برای حزب دموکراتیک یارسان نه به معنای عدول از اصول، بلکه به معنای انتخاب شیوه‌های واقع‌گرایانه برای گسترش نفوذ سیاسی و تبدیل مطالبات هویتی به پروژه‌ای قابل تحقق در سطح ملی است. در این نگاه، سیاست نه عرصهٔ واکنش‌های احساسی، بلکه میدان مدیریت تناقض‌ها، ایجاد ائتلاف‌های هدفمند و بهره‌گیری از فرصت‌های تاریخی است.

این رویکرد نشان می‌دهد که حزب دموکراتیک یارسان تلاش دارد خود را صرفاً به‌عنوان یک جریان اعتراضی تعریف نکند، بلکه به‌عنوان یک بازیگر سیاسی مسئول در فرآیند بازتعریف آیندهٔ ساختار سیاسی ایران حضور داشته باشد؛ بازیگری که هم بر حقوق فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ یارسان تأکید دارد و هم ضرورت ثبات، همزیستی و مشارکت ملی را درک می‌کند.

از این منظر، مصلحت استراتژیک به معنای پرهیز از انزوای سیاسی و تلاش برای ایجاد روابط متوازن با جریان‌های مرکزگرا، نیروهای کورد و دیگر جریان‌های دموکراتیک است. با وجود چالش‌های منطقه‌ای و فشارهایی که در مقاطع مختلف حتی موجودیت این جریان را تحت تأثیر قرار داده‌اند، این حزب راهبرد پرهیز از تقابل فرسایشی را در پیش گرفته و در این زمینه تا حد زیادی موفق عمل کرده است.

این رویکرد نشان می‌دهد که حزب، بقا و اثرگذاری سیاسی را نه در تشدید شکاف‌ها و ورود به منازعات پرهزینه، بلکه در مدیریت اختلافات، حفظ کانال‌های ارتباطی و تقویت گفت‌وگو و ائتلاف جست‌وجو می‌کند. در واقع، مصلحت‌گرایی در اینجا نه به معنای سازش بر سر اصول، بلکه به معنای تشخیص اولویت‌ها و انتخاب روش‌هایی است که از فرسایش و انزوای سیاسی جلوگیری می‌کنند.

حفظ استقلال در تصمیم‌گیری سیاسی

حزب دموکراتیک یارسان تلاش کرده است ضمن حفظ استقلال هویتی و سیاسی خود، از قرار گرفتن در محوربندی‌های تند و تقابل‌های مطلق‌گرایانه فاصله بگیرد. در فضای پیچیده و چندلایهٔ اپوزیسیون، هرگونه رویارویی فرسایشی می‌تواند نه تنها ظرفیت‌های سیاسی، بلکه انسجام اجتماعی و توان سازمانی جریان‌های نوپا را نیز تضعیف کند.

بر همین اساس، این حزب سیاست را نه بر پایهٔ حذف و تقابل، بلکه بر اساس گفت‌وگو، تعامل و ایجاد موازنه میان نیروهای مختلف تعریف می‌کند. چنین رویکردی، در محیطی آکنده از بی‌اعتمادی و اختلافات تاریخی، نوعی واقع‌گرایی سیاسی محسوب می‌شود که هدف آن حفظ ظرفیت کنش سیاسی و جلوگیری از فرسایش نیروها در منازعات طولانی‌مدت است.

در این چارچوب، حزب دموکراتیک یارسان تلاش کرده است ضمن حفظ استقلال فکری و سیاسی خود، امکان همکاری و همگرایی با دیگر نیروهای دموکراتیک و تحول‌خواه را نیز حفظ کند. زیرا درک این واقعیت که آیندهٔ سیاسی ایران تنها از مسیر مشارکت و تفاهم میان جریان‌های متنوع قابل تحقق است، بخشی اساسی از همان مصلحت استراتژیکی است که این حزب بر آن تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

حزب دموکراتیک یارسان را می‌توان تلاشی برای پیوند میان هویت فرهنگی، مطالبات حقوقی و کنش سیاسی مدرن در جامعهٔ ایران دانست؛ تلاشی که می‌کوشد مسئلهٔ یارسان را از سطح یک دغدغهٔ صرفاً مذهبی یا محلی، به بخشی از گفتمان کلان دموکراسی، حقوق شهروندی و تکثر فرهنگی ارتقا دهد.

وجه متمایز این حزب، تأکید هم‌زمان بر دو اصل «منطق سیاسی» و «مصلحت استراتژیک» است؛ اصولی که از یک‌سو بر حفظ هویت و حقوق جامعهٔ یارسان تأکید دارند و از سوی دیگر، ضرورت واقع‌گرایی، گفت‌وگو، ائتلاف‌سازی و پرهیز از تقابل‌های فرسایشی را برجسته می‌سازند.

در نهایت، حزب دموکراتیک یارسان می‌کوشد میان حفظ استقلال سیاسی و ضرورت مشارکت در معادلات کلان اپوزیسیون و آیندهٔ ایران توازن برقرار کند. از این منظر، می‌توان آن را بخشی از روندی گسترده‌تر دانست که در پی بازتعریف رابطهٔ دولت، جامعه و تنوع فرهنگی در ایران آینده است؛ آینده‌ای که ثبات و انسجام آن، بیش از هر چیز، در گرو پذیرش تکثر، توزیع عادلانهٔ قدرت و مشارکت برابر همهٔ شهروندان خواهد بود.

a