شعر،گلوله ای که نرسید…
گلولهای که نرسید جای گلولهای در تنم درد میکند؛ گلولهای که هرگز شلیک نشد و هرگز به من نرسید. عجیب است... بعضی زخمها پیش از آنکه خون بریزند، در جان آدم دهان باز میکنند. من سالهاست جای زخمی را لمس میکنم که هیچ گلولهای به آن نخورده است. شاید بدن حافظهی ترس است؛...




0 Comments