همهی تنهاییها صدا ندارند……
همهی تنهاییها صدا ندارند…بعضیهامثل نوری کمجاندر گوشهی اتاقی خاموش مینشینند،بیآنکه کسینامشان را به یاد بیاورد.من اما آن لرزشِ بینام را میشناسم؛جایی میانِ چشم و سکوت که کسی آهسته فرو میریزد بیآنکه صدای افتادنش به جایی برسد. دلم میخواهد برای آن لحظههادستی...




0 Comments