شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

چشم و چراغ بخشی از روشنفکری ایران 55 ساله شد. – مسعود نقره کار

2023-04-22

نوشته ای دیگر از مسعود نقره کار

Comments

“….که ما همچنان می نویسیم
که ما همچنان اینجا مانده ایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی که این جا مانده است.
ومثل سنگ ها که مانده اند
مثل درد که مانده است
ومثل خاک که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل آرزوی آزادی
ومثل هر چیزی که از ما نشانه ای دارد….(1)

کانون نویسندگان ایران، نماد و نمود بخشی از جنبش روشنفکری ایران 55 ساله شد. این زندگی 55 ساله فراز وفرود ها و ضعف و لغزش ها ی روشنفکری ایران  را بازتابانده است. کانون نویسندگان ایران نمونهء درخشانی برای بررسیدن و نقد جنبش روشنفکری ایران است، کانونی که علیرغم لغزش ها و خطاها، از مظاهر آزاداندیشی و آزادیخواهی و شهامت روشن اندیشانه است.
این نهاد دموکراتیک و مدنی 55 سال است  علیه زندان، شکنجه، اعدام، سانسور مبارزه کرده است و تهدید، محروم سازی های اجتماعی و فردی، ضرب و شتم، لجن پراکنی و چرک زبانی گورزادهای تاریک اندیش را با اندیشه و بیان و قلم تحقیر کرده است تا آن حد که تاریک اندیشان حکومت اسلامی را حتی سنگ گور کانونیان ترسانده است. نگاه کنید به آنچه با سنگ مزار احمد شاملو و عزیزان دیگری از کانون نویسندگان کرده اند  تا سیمای ترس خورده و در هم شکسته ی سیاه اندیشی را بهتر ببینید.
در کتاب ها و مقاله های ام در باره کانون نویسندگان ایران، به ویژه در مجموعه ی ۵ جلدی بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران،  دلایلی که با اتکا به آن ها می توان کانون نویسندگان را نهاد و تشکلی روشنفکری دانست، آورده ام . خلاصه شده ی آن را تکرار می کنم تا علل خصومت سیاه اندیشان با این کانون تکرار شده باشد:

ها برنامه ها وهدف های کانون اند که در بیان نامه ها ( منشور) کانون انعکاس یافته است:  این
الف- آزادیِ اندیشه و بیان و نشر در همه‏ی عرصه‏های حیاتِ فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثناء حقِ همگان است. این حق در انحصارِ هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچ‏کس را نمی‏توان از آن محروم کرد.
ب – کانونِ نویسندگانِ ایران با هر گونه سانسورِ اندیشه و بیان مخالف است و خواستارِ امحای همه‌ی شیوه‌هایی است که به صورتِ رسمی یا غیررسمی، مانعِ نشر و چاپ و پخشِ آرا و آثار می‌شوند.
ج – کانون رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکانِ اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهمِ مردمِ ایران می‌داند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصه‌ ی چاپ و نشر و پخشِ آثار به همه‌ ی زبان‌هایِ موجود مخالف است.
د – کانون با تک‌ صدایی بودنِ رسانه‌هایِ دیداری، شنیداری و رایانه‌یی مخالف است و خواهانِ چند‌صدایی شدنِ رسانه‌ها در عرصه‌های فرهنگی است.

و- حق طبیعی و انسانی و مدنیِ نویسنده است که آثارش بی هیچ مانعی به دستِ مخاطبان برسد. بدیهی است نقدِ آزادنه حقِ همگان است.
ر- پاسخ کلام با کلام است، اما در صورت طرح هر گونه دعوایی در موردِ آثار، ارایه‌ ی نظرِ کارشناسی در صحتِ ادعا از وظایفِ کانونِ نویسندگان ایران است.
ز- کانون از حقوقِ مادی و معنوی، حیثیتِ اجتماعی و امنیتِ جانی، حرفه‌یی، شغلیِ نویسندگانِ ایران دفاع می‌کند.
س – کانونِ نویسندگانِ ایران مستقل است و به هیچ‌ نهادی (جمعیت، انجمن، حزب،سازمان و …)، دولتی یا غیرِ دولتی، وابسته نیست.
ش- هم‌کاری نویسندگان در کانون با حفظِ استقلالِ فردی آنان بر اساسِ اهدافِ این منشور است.
ص- کانونِ نویسندگانِ ایران با اشخاص و نهادهایی که هم‌کاری با آن‌ها با اصول و مواضعِ کانون مغایر نباشد در
زمینه‌ی حقوق، اهداف و آرمان‌های مندرج در این منشور هم‌کاری می‌کند.

کانون نویسندگان ایران دارای اساسنامه ای دموکراتیک است که با اتکا به خرد جمعی اعضا در ده ها ” ماده و تبصره” مسائلی همچون عضو گیری، حقوق و تکالیف اعضا، ارکان کانون و چگونگی امر انتخابات، منابع مالی و نحوه ی حیات درونی کانون را روشن کرده است. این اساسنامه امکان پرسش اعضاء در باره فعالیت کانون و نیز پاسخ مسئولان و همچنین نقد و بررسی عملکرد کانون را مهیا ساخته است. این مجموعه تلاش کرده اند چه در درون کانون و چه در سطح جامعه دید انتقادی و پرسشگرانه در باره مسایل فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی را گسترش دهند. در این اساسنامه هیچ نوع محدودیت ایدئولوژیک ( و دینی و مذهبی) و سیاسی برای عضو گیری مطرح نشده است. در واقع حضور پلورالیسم فکری- فرهنگی و هنری موجود در این تشکل و تنوع چشمگیر اعضا ی کانون در تاریخ جنبش روشنفکری ما کم نظیراست. تلاش این تشکل کار فکری و قلمی برای درک و شناخت مقوله ی آزادی  و برداشتن گام های عملی در راه تحقق و نهادی کردن خواست های بر شمرده بوده است. پاره ای از اسناد کانون به ویژه متن “ما نویسنده ایم” به عنوان یکی از متین ترین، سنجیده ترین و جسورانه ترین اسناد تاریخ جنبش روشنفکری ایران  دریکی از خفقان آورترین شرایط سیاسی و اجتماعی میهنمان است، متنی که در آن برای نخستین بار بخشی از روشنفکران میهنمان همراه با ارائه تعریف دقیق از خود و مشخص کردن حوزه فعالیت های شان خواست های شان را طلب کردند.

………

حکومت اسلامی هر آنچه می توانست کرد تا به خیال خود این نهاد دموکراتیک و مدنی را نابود کند، نتوانست و نخواهد توانست. اعضای کانون علیرغم خطر اعدام، زندان و شکنجه شجاعانه حق خویش و مردم شان طلب کرده اند، حقی که محمد مختاری، یکی از روشنفکران گرانقدر میهنمان، اینگونه بیان اش کرده است:
“…ما به عنوان یک صنف عمل می کنیم، خب حرفه ما “بیان” است، ما برای بهبود شرایط بیان و دفع موانع سر راه اساس کار و حرفه مان عمل می کنیم. خب اگر موانعی بر سر راه ” بیان” وجود داشته باشد صنف ما نمی تواند کارش را انجام بدهد.اگر آزادی بیان نباشد صنف ما چگونه باید کار و عمل کند؟ما باید دستاورد های کاری مان را تبادل کنیم، می باید امنیت شغلی و معیشتی داشته باشیم ، بنابراین ما نویسندگان اصولی را به عنوان اساس فعالیت صنفی و تشکل صنفی خود مطرح کرده ایم، که من برخی از آن ها را تکرار می کنم:
1- دفاع از آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان در تمامی عرصه ها
2- مخالفت با هر گونه سانسور و مانعی که بر سر راه نشر و ارائه آثار وجود دارد، یعنی لغو هر گونه سانسور

3- دفاع از حق مولف و
خب اینها اساس کار صنف ماست، اما قدرت ها و حکومت ها، خواست های ما را نادیده می گیرند، برای تحقق شان مانع تراشی می کنند و در معنای مورد نظر خودشان خواست های ما را سیاسی می کنند. انها حقوق ما را سلب می کنند. ما از پایگاه صنفی خودمان خواستار حقوق مان هستیم که سیاسی شده است، البته آزادی یک امر سیاسی است و آزادی بیان هم امری سیاسی است اما اساس کار صنف ما همین است…”(2)
و حکومت اسلامی محمد مختاری را به دلیل بیان شجاعانه خواست های کانون خفه کرد به این خیال که صدای آزاد اندیشی و آزادیخواهی خفه کرده است. امروز اما «صدای آواز»(3) محمد مختاری هم آوا با طنین صدای آزادیخواهی سعید سلطانپور، جلال هاشمی تنگستانی، حمید رضوان، رحمان هاتفی، عطاءالله نوریان، حسین اقدامی ( صدرایی) ،غفار حسینی، محمد جعفر پوینده، بکتاش آبتین و…  از حنجره ده ها عضو این نهاد دموکراتیک و مدنی و بسیارانی دیگر از نویسندگان و شاعران شنیده شده و خواهد شد.

******

1- محمد مختاری / از واگویه

2- گفت و شنود با محمد مختاری، از کتاب بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران، جلد ۵، مسعود نقره کار، انتشارات باران، سال ۲۰۰۲

 3- ” صدای آواز”  ویژه نامه ای که کانون در سوگ محمد مختاری و محمد جعفر پوینده منتشر کرد.

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

سکولاریسم – مزایا، چالش‌ها و انتقادات

سکولاریسم – مزایا، چالش‌ها و انتقادات

سکولاریسم چیست؟ چه سودی برای مردم و جامعه دارد؟ چالش‌های رسیدن به آن چیست؟ انتقادها و نگرانی‌ها در باره آن کدام است؟ این نوشته به طور فشرده به این مباحث می‌پردازد. سکولاریسم یعنی جدایی نهاد دین از نهاد دولت. به زبان دیگر جدائی دین و مذهب از قوای سه‌گانه‌ی اجرایی،...

حماسه داد و رژیم بیداد – محمد حسین یحیایی

حماسه داد و رژیم بیداد – محمد حسین یحیایی

چند روزی از انتخابات دور دوم مجلس یازدهم که در روز جمعه 21 اردیبهشت برگزار شد، می گذرد. ذوب شدگان در ولایت که جیره خوار رژیم در همه دوران بودند مثل گذشته گرد و خاک راه انداختند و فریاد بر آوردند که مردم حماسه آفریدند و یک پارچه در انتخابات شرکت کردند، « احمد وحیدی »...

“فریاد از این تغافل و…”، مسعود نقره کار

“فریاد از این تغافل و…”، مسعود نقره کار

جنبش زن، زندگی، آزادی به عنوان جنبشی سیاسی و فرهنگی با ایده و گفتمانی روشنفکرانه فراموش شده و به جای آن دلمشغولی به بازی فرافکنی سیاسی - کودکانه (کی بود کی بود من نبودم، تو بودی)، و درغلطیدن به خشونت‌های زبانی و پرونده سازی نسبت به یکدیگر، پرداختن به پرچم‌های خودی و...

0 Comments

0 Comments