شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

نقش پزشکان در”جنبش زن، ز…

نقش پزشکان در”جنبش زن، ز…

بازدیدها: 0

روشنگری ها و اعتراض های گسترده پزشکان  در روزهای اوج گیری جنبش زن، آزادی، زندگی نشان از حضورمسئولانه و شجاعانه این گروه اجتماعی- صنفی در عرصه مبارزه دارد. تهدید، محرومیت های شغلی و اجتماعی،  ضرب و شتم، دستگیری و زندانی کردن پزشکان آزاداندیش و آزادیخواه  گوشه ای از رفتار وحشیانه و جنایتکارانه حکومت اسلامی ست.

 سالیانی ست پزشکان با قدرت بخشیدن به اجتماع  و تشکل هایشان در ایران نقشی مؤثر و پویا  در سپهر سیاسی، به ویژه در گسترش و تعمیق روند دموکراسی در جامعه ایفا کرده اند. پزشکان آزادیخواه و عدالت جو علاوه بر یاری رساندن به جنبش آزادیخواهانه، تلاش برای کاهش و زدایش فقر و محروميت های فرهنگي، کاهش و زدایش عوامل اجتماعي، سیاسی و اقتصادی تبعيض و بي عدالتي در عرصه ی “بهداشت و درمان و آموزش پزشکی”  و تامین و تضمین سلامت جامعه را نیز هدف خود قرار داده اند.

پزشکان میهنمان طی 43 سال گذشته  ضمن توجه به آموزه ها و توصیه های بزرگانی همچون طبیب معروف” علی بن عباس اهوازی” (متوفی به سال 384 هجری) که گفته است طبیب می باید ” پیوسته به مطالعه کتب، یعنی خواندن کتب طبی و خواندن آنها مشغول باشد” و صرفا” به حرفه وتخصص خود و درمان بیماران اش بیاندیشد، به تحقق آزاداندیشی و آزادیخواهی در جامعه نیز اندیشیده اند و این خواست ها را در ارتباط با تامین و تضمین سلامت جامعه مطرح و پیگیری کرده اند.

حرفه ی پزشکی،  یا به قول دکتر غلامحسین ساعدی،” حرفه وجیه المله طبابت”، وجاهت و مقبولیتی عام، تاریخی وجهانی داشته و دارد. در ایران طبیب را حکیم می خواندند به این خاطر که او را صاحب حکمت و همه چیز دان می پنداشتند، منزلتی که این حرفه را به حد” دانش و حرفه ای خدايي ” رساند. این جایگاه یگانه را نیاز انسان به سلامتی و عشق اش به زندگی و گریزش از درد های جسمانی و روانی، و مرگ سبب شده است. انسان سلامتی خود  و عزیزان اش را مهمترین مساله زندگی اش می داند. تامین و حفظ سلامتی را نیز ورای تمهیدات آسمانی، به طور واقعی در حضور و نقش پزشک تجربه کرده است. این نیاز رابطه ی ویژه ای میان پزشک و بیمار و نزدیکان بیمار بر قرار می کند و از پزشک اتوریته و شخصیتی مورد اعتماد در ذهن آنان می نشاند. هنگامی که انسان به فرد و یا حرفه ای نیاز داشته باشد آن حرفه و صاحب حرفه اهمیت خاصی برای فرد نیازمند پیدا می کنند، اهمیتی که غالبا” تا هنگام رفع آن نیاز وجود خواهد داشت. در مورد حرفه ی پزشکی این اهمیت داشتن، ابعاد و دامنه ی وسیع تری پیدا کرده است، و پزشک نه فقط در رابطه با بیمار و خانواده و نزدیکان بیمار، که در سطع جامعه از وجهه و منزلتی خاص ( معنوی و مالی) پایدارتر بر خوردار است.

از میان پزشکان چهره های تاثیر گذار و شاخصی در عرصه سیاست و فرهنگ در ایران و سایر نقاط جهان بالیده اند، به ویژه هنگام که پزشکان فراتر از فعالیت های فردی  در قالب تشکل عمل کرده اند نقشی مؤثر بر روند تحولات دموکراتیک در جامعه داشته اند. حکومت فاسد و سفاک اسلامی طی 43 سال گذشته  با اعدام و ترور صدها پزشک، پرستار و سایر کارکنان بخش خدمات بهداشتی و درمانی  هراس خود را ازتاثیر گذاری پزشکان و این گروه اجتماعی و صنفی نشان داده است (1)

پزشکان  در میهنمان، به ویژه در سال های اخیر در سطحی گستزده  نه فقط به سیاست های بهداشتی و درمانی و آموزش پزشکی ، که به امر سیاست، حقوق بشر و مبارزه آزادیخواهانه  پرداخته اند و در راه  تحقق سلامت سیاسی جامعه نیز گام بر داشته اند . بستر مناسبی که رابطه میان پزشک و بیمار و جایگاه اجتماعی پزشک به وجود می آورد عاملی ست که با اتکا به آن ها پزشک فراتر از تشخیص بیماری و درمان بیمار به عرصه تشخیص و درمان بیماری های جامعه ، یعنی عرصه ی سیاست و فرهنگ نیز پا ی می گذارد و حداقل با برداشت ها و تعاریف امروزین نقش روشنگرانه ی ” روشنفکر خاص” را ایفا می کند، و شخصیت “روشنفکری” خود را در موقعیت شغلی اش سامان می دهد و در همین محدوده ایفای نقش می کند و پیام آور آزادی، دموکراسی و عدالت خواهی می شود.  پزشکان – و پرستاران و کادرهای خدمات بهداشتی و درمانی میهنمان – نشان داده اند به گروهی  گریزان از سیاست و فرهنگ  و به نوعی از تحصیلکردگان برج عاج نشین بدل نشده اند و رزمندگان سپاه آزادگان و آزادگی اند و نقشی ارزشمند در تداوم و گسترش و تعمیق “جنبش زن، زندگی، آزادی” داشته و خواهند داشت.

****

1- پزشکان دگراندیش که در حکومت اسلامی اعدام شدند، مسعود نقره کار

https://news.gooya.com/politics/archives/2016/04/211670.php

نقش پزشکان در”جنبش زن، ز…

زیبائی در رنگارنگی ست – …

بازدیدها: 1

 صور اسرافیل های زمانه، دختران و پسران نوجوان و جوان، خواب و بیداری مان را بهم زده اند، که جماعت تا دیرتر نشده رنگارنگی و تنوع  و تفاوت و نا همگونی را باور کنید و متحد شوید، جماعت، خود محوری و خودخواهی ریشه های عشق و شکیبایی را می خشکاند، و تلاش برای همانند و همنوا سازی اندیشگی و عقیده و یکسان سازی انسان ها اهانت به شخصیت و ذهنیت یگانه انسان هاست. بر سرمان به حق فریاد می کشند که  مگر تجربه نکردید تلاش برای یکسان سازی اندیشگی و عقیده انسان ها یعنی آباد سازی گورستان ها، کاری که حکومت اسلامی کرد و:

” گورستانی چندان بی مرز

شیار کردند

که بازماندگان را هنوز

از چشم خونابه روان است ” (شاملو)

و این درس بزرگ جنبش جوان زن، زندگی، آزادی ست که طی شش هفتۀ گذشته  به جامعه سیاسی، فرهنگی و روشنفکری داده است.

در این که اپوزیسیون خارج از کشورنقش ارزشمندی در رابطه با حمایت و پشتیبانی ازمبارزات آزادیخواهان و عدالت جویان در داخل کشور ایفا کرده است، نقشی که به ویژه در این روزهای بیم و امید بسیاراثربخش و امید آفرین می نماید، تردیدی نیست. اما این تمامیِ ظرفیت و توان این اپوزیسیون نبود و نیست. تنگ نظری، جزم اندیشی، خودخواهی، خود محوری، خود حق پنداری، خود رهبربینی و فرقه گرائی، بخش بزرگی از ظرفیت و انرژی مثبت اپوزیسیون خارج از کشور را هدر داده اند. این تجربۀ  تلخ بیش از 4 دهه است با ماست، برای نمونه، هرحرکت و تظاهراتی می خواست پا فراتر از دایرۀ حزب و دار و دسته  بر پا شود بی توجه به تلاش ارزشمند و تاثیر گذار این اپوزیسیون، مسایلی عَلم می شد که زیان آوربود و تلاش های ارزشمند اپوزیسیون را خدشه دار می کرد و آب به آسیاب رژیم می ریخت. اپوزیسیون حکومت اسلامی در خارج از کشور راه دشواری را طی کرده تا به اینجا رسیده است، از درگیری های خونین درون و بین گروهی  تا همراه و همگام شدن در کنار یکدیگر و شانه به شانه در کف خیابان های جهان خروش زن، زندگی و آزادی شدن.

تظاهرات غرورانگیز ایرانیان خارج از کشور، طی چند هفته گذشته  نشان داده است بالاخره پیشتازان جوان این جنبش در داخل کشور سهم خویش در رابطه با اپوزیسیون سیاسی حکومت اسلامی ادا کرده اند، یادمان داده اند، البته  تا حدودی هم مجبورمان کرده اند،  که بپذیریم از خودمحوری  و خودخواهی  و فرقه گرایی فاصله بگیریم. مجبورمان کرده اند بپذیریم  در یک  کار جمعی و همگرایانه پای حزب و سازمان و پرچم بازی و ” منیت” های فردی و گروهی را به میان نکشیم.

 پیام از داخل، از صور اسرافیل های زمانه، ار حنجره های خونین عزیزانمان است، پیامی روشن: ” ما را درکف خیابان ها، میدان ها، دانشگاه ها، مدرسه ها و کارخانه ها به گناه آزاد اندیشی و آزادیخواهی تحقیرمان می کنند، به گلوله می بندند و جان مان را می گیرند. به ما تجاوز می کنند و ….ما را می بینید و صدای ما را می شنوید، پس بیش از این صدای ما باشید، و یاری مان دهید.

با حفط تفاوت ها و تنوع ها، با باور به ایرانی آزاد، آباد و مرفه هر پرچمی دوست دارید برافرازید اما به پرچم برافراشته در میدان نبرد وفادار بمانید، به پرچم آزادگان و آزادگی، به گیسوانِ مواج و رقصان دختران مان و چشمان سرشار از امیدِ  پسرانِ سرزمین مان.

نقش پزشکان در”جنبش زن، ز…

جمهوری مداحان – مسعود نق…

بازدیدها: 0

این اصطلاح را در مقاله‌ای درگویا، که برگرفته از ” روزنامه جمهوری اسلامی” بود، خواندم. نوعی” انتقاد” نویسنده به رفتارمسئولین حکومت اسلامی بود. من با نگاه خودم در بارۀ ” جمهوری مداحان” نوشته‌ام.
جمهوری مداحان یعنی “جمهور” دو گروه اجتماعی، یکی چاپلوسان و زبان بازان متدیوث، و دیگری ذاکران اهل بیت.
مورد اول روشن است، یعنی عده‌ای که برای ارتقاء و پُست گرفتن و در گله‌ی حکومتیان جائی دست و پا کردن ” دستمال یزدی” به طول عمامه و در برخی از سطوح نیز” دستمال ابریشمی” به دست، مشغول‌اند. مورد دوم اگر چه مورد اول را نیز در دل خود دارد اما ابزار پیشبرد سیاست‌های حکومتی درکُل جامعه است، ابزارسرکوب، تهدید و تحمیق مردم باعنوان مداحی و ستایشگریِ”خاندان آل عبا”، و سرزنش کننده یا قَدح مخالفان اهل بیت. مداحی در پیوند با خمینیسم و جاهلیسم متدینانه سیاسی تر شده است، به ویژه با مضامین سیاسی روزمره درآمیخته، و اجرا می‌‌شود. مداحان را صدای اسلام سیاسی خوانده‌اند.

درجنبش ” زن، زندگی، آزادی” شاهدیم که هر دو دسته سخت پُرکارند، به ویژه دسته دوم که درهیبت ” لباس شخصی”‌ها برای گرفتن وسرکوب و کشتار مردم ول‌شان کرده‌اند. این دسته، یعنی ذاکران و ستایشگران خاندان عصمت و طهارت در حکومت اسلامی نهادی سیاسی و جریانی مُبَلغ و مروّج خرافه، خشونت، رجزخوانی و جاهلیسم‌اند، مجموعه‌ای که علاوه بر استفاده از قمه و باتوم و هفت تیر در سرکوب فیزیکی دگراندیشان و مخالفان، در حوزه سرکوب نرم و ایدئولوژیک با بهره گیری از ابزارهای کوناگون از جمله موسیقی سنتی و مدرن، و تشکل سازی‌های رنگارنگ با تاثیر گذاری سیاسی – روانشناسانه بخش بزرگی از قربانیان خود را ازمیان نوجوانان وجوانان را جذب کرده‌اند.
این موجودات، یعنی مداحانِ خاندان آل عبا در حکومت اسلامی به عنوان نیروی قدرتمند سیاسی، ایدئولوژیک و سرکوب به تشکل هایی مافیایی در حوزه‌ی سیاست و اقتصاد بَدَل شده‌اند، که دست کم از دو راه، یکی ستایشگریِ “اهل بیت و خاندان آل عبا” و”خانواده عصمت و طهارت”، و دیگری کسب و کار بازاری ثروت اندوخته‌اند. امروزتشکل‌های مداحان از فعال ترین تشکل‌های سیاسی -مذهبی در جامعه‌اند. مداحان با ده‌ها تشکل، وبا استفاده از امکانات تبلیغی رسانه‌ای، همچون رادیو، تلویزیون، تارنما (اینترنت و دنیای مجازی)، مجله‌های مختلف و منابر، وداشتن شبکه‌های وسیع توزیع و فروش ” آثار”‌شان، وظایف خویش انجام می‌دهند. سازمان بسیج مداحان که در سال ۱۳۸۷ تشکیل شد، یکی از گسترده ترین آنهاست.
مداحان “دانشگاهی علمی” و کاربردی، هنری و ادبی (عاشورائی) نیز دارند. نخستین بار همایش “هماندیشی مداحان و ستایشگری اهل بیت” از راه اندازى “دانشکده مداحى اهل بیت” خبر داد، دانشکده‌ای که در آن دروس مداحی تدریس می‌شود. مداحان می‌توانند با تحصیل در این دانشگاه مدارک کاردانی و کارشناسی دریافت کنند. ” دانشکده‌ای که جاسنگین ترین استاداش حاج سعید حدادیان است، مداح “دلباخته‌ی فضیلت حقیقی”، ذاکرِ”خاندان فضیلت و مبلغ و مرّوج معارف دینی” که از طریق رسانه‌ها و منابر با زبان” لات ـ مذهبی”‌ها و با “رگِ لاتی”، “رئیس جمهوروقتِ جمهوری اسلامی را آفتابه گرفت و مشاورش را به آلت تناسلی رئیس جمهور تشبیه کرد”.
در حوزۀ سیاست از رجزخوانی و تهدید غرب در بارۀ مذاکره هسته‌ای تا تهدید اسرائیل و امریکا پیش رفته‌اند. در درگیری‌های درون حکومتی به عنوان نیروئی پشتوانه رهبر و بیت رهبری نفس کش می‌طلبند. اینان مُهر خود بر درگیری‌ها و تحول‌ها و دعواهای درون حکومتی نیزکوبیده‌اند، و نه فقط به عنوان مداح و آوازخوان، که درنقش خطیب و واعظ ازطریق تاثیرگذار ترین و قوی ترین رسانه‌ی عمومی و ارتباطی پای به میدان سیاست گذاشته‌اند و یاور ولی فقیه و بیت‌اش شده‌اند.
مداحی در دوره‌های مختلف در مضمون و محتوی، و نوع اجرا دچار تغییربنیادین شده است. حکومت اسلامی دوره‌ی تغییر کیفی
مداحی در مسیری که از بیت رهبری حُکم می‌شود، راه خود ادامه داده است. امروز مداحان در کنار آموزه‌های اصول کافیِ کلینی و خرافه‌های گرد آورده شده در بحارالانوار و مفاتیح الجنان و اباطیل مشابه به ترانه‌های نو ومدرن خوانندگان مشهور دستبرد می‌زنند و آنان را مداحانه بازخوانی می‌کنند. تخدیر و تحمیق مخاطبان، به ویژه نوجوانان و جوانان یکی دیگر ازاین نقش آفرینی هاست. استفاده از موسیقی مدرن (پاپ و رپ وراک..) و تغییر لحن در مداحی نوعی تفریح و تفننِ درآمیخته با ثواب و اجردنیوی و اخروی به نوجوانان و جوانان ارائه می‌دهد و به این وسیله نوجوانان و جوانان محروم از تفریح و امکانات تفریحی را جذب و تخدیر می‌کنند. خامنه‌ای هم بار‌ها به مداحان‌اش نکاتی را، به ویژه در بارۀ تاثیر روی جوانترها گوشزد کرده است.
در حکومت اسلامی علاوه بر چهره‌های دانشگاهی، ورزشی و هنری (به ویژه سینمائی) لیستی از فوتبالیست‌ها و کشتی گیران، هنرپیشه‌ها و خوانندگان رپ و جاز مداح هم داریم. مداحان در وجه غالب از اهالی بازار بوده و هستند. خاستگاه و پایگاه اجتماعی‌شان بازار و جنوب شهر، و بالطبع ماهیت طبقاتی‌شان نیز در همین روابط قابل تعریف است. (برای نمونه صنف لباس فروش ازپایگاه‌های مهم این جماعت است). در کنار مجموعه مداحان بازاری و کاسب، طیفی از مداحان، که از لایه‌های فقیرو بیکارجامعه هستند، ودر زمره جاهل‌ها و لات‌ها و یا نوچه‌های‌شان محسوب می‌شوند، علاوه برمداحی، شبیه خوانی و پرده خوانی و تعزیه خوانی نیز می‌کنند. اکثراینان اهل همه‌ی انواع دیگر فسق و فجور نیز بوده‌اند، به ویژه در قمار (قاپ بازی) سرآمد قماربازان جنوب شهر بوده‌اند. پرروئی ووقاحت (یا به قول خودشان بی حیائی)، دروغگویی، روحیه پرخاشگرانه و تهاجمی (دعوایی)، حیله گری، خلافکاری ازویژگی‌های روانی و رفتاری‌شان است. زبان جاهلی و لاتی نیززبان بسیاری از آن هاست.
همزیستی و زیستگاه مشترک مداحان با آخوندها و جاهل‌ها و لات‌ها در نزدیک کردن آن‌ها بهم نقش داشته‌اند. مداحان و آخوندها زیستگاه و مراوده بسیار نزدیکی داشته و دارند، اینان گاه در کار یکدیگر مداخله کرده‌اند و یک کار انجام داده‌اند به ویژه آخوندها که برای بازار گرمی، روضه خوانی پاره‌ای از برنامه‌های‌شان بوده است.
از همان اوان انقلاب بهمن حضور این افراد در گروه‌های فشارو کشتار، در میان ” لباس شخصی ها” و درنهادهای امنیتی، اقتصادی و فرهنگی چشمگیربود. درکنار تبلیغ و تهییج در جنگ و شرایط بحرانی درحکومت و جامعه، ترویج خرافه و خشونت نیز از کارها و دستاوردهای این جماعت بوده است. باز آفرینی و بازخوانی اغراق آمیز و تحریف شده ازچگونگی کشته شدنِ” حماسی” علی و حسین و عباس و…، با تشریح لحظه به لحظه‌ی سربریدن و قطعه قطعه کردن بدن آنان، علاوه بربساط رایج برای اشک گرفتن و توی سروسینه زدن، و زنجیر و قمه زدن وغش و ریسه رفتن، چیزی جز تبلیغ وترویج خشونت و آدم کشی در جامعه، به ویژه در میان بخشی از نوجوانان و جوانان نبوده است. (۱)
………
منبع: زنگی‌های گودِ قدرت