شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

گزارش مشترک به کمیته حقیقت یاب…

گزارش مشترک به کمیته حقیقت یاب…

وقوع جنایت علیه بشریت به شکل آزار و تعقیب بر مبنای جنسیت و باورهای سیاسی در ایران

«در طی تحولاتی که پس از حاکمیت جمهوری اسلامی گزارشاتی توسط نهادهای حقوق بشری و سازماندهای مدنی، در فواصل مختلف تدوین و منتشر شده است. در رابطه با جنبش انقلابی زن زندگی آزادی نیز اخیرا گزارشگران حقوق بشری از جمله «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران- هرانا»، توانسته اند یک گزارش ۶۰ صفحه ای تهیه و برای کمیته حقیقت یاب سازمان ملل ارسال کنند که در رابطه با « آزار و تعقیب بر مبنای جنس، جنسیت و باورهای سیاسی» ارسال کنند. نظر به اهمیت این گزارش، کارگروه خبر کمیسیون رسانه شورای ملی تصمیم، اقدام به بازنشر آن که در ۲۰ آذر ۱۴۰۲، درهمکاری و حمایت حقوقی سازمان آپرایتز (مستقر در لاهه)، تهیه شده، می پردازد.»

کارگروه خبر شورای ملی تصمیم

گزارش مشترک به کمیته حقیقت یاب سازمان ملل؛

وقوع جنایت علیه بشریت به شکل آزار و تعقیب بر مبنای جنسیت و باورهای سیاسی در ایران

گزارش مشترک به کمیته حقیقت یاب سازمان ملل؛ وقوع جنایت علیه بشریت به شکل آزار و تعقیب بر مبنای جنسیت و باورهای سیاسی در ایران

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با مشارکت حقوقی سازمان آپرایتز در یک گزارش مشترک ۶۰ صفحه ای در مورد اعتراضات ۱۴۰۱ ایران که به کمیته حقیقت یاب سازمان ملل ارائه کرد، یافته ها و استنباط حقوقی خود مبنی بر اینکه سرکوب معترضان در این اعتراضات جنایت علیه بشریت بر اساس آزار و تعقیب بر مبنای جنس، جنسیت و باورهای سیاسی بوده ارائه کرد.

واشنگتن دی سی، ۲۰ آذر ۱۴۰۲ مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با حمایت حقوقی سازمان آپرایتز (مستقر در لاهه)، یک گزارش مشترک ۶۰ صفحه‌ ای را به کمیته حقیقت یاب سازمان ملل متحد در مورد اعتراضات سال گذشته در ایران ارسال کرد. این گزارش استدلال می‌ کند که شواهد ارائه شده به کمیته حقیقت یاب سازمان ملل توسط مجموعه فعالان حقوق بشر و دو سازمان همکار دیگر، باید کمیته را به این نتیجه برساند که در خصوص سرکوب اعتراضات سال گذشته (۲۵ شهریور ۱۴۰۲)، جنایاتی علیه بشریت با زمینه های سیاسی-جنسیتی در جمهوری اسلامی ایران رخ داده است.

این گزارش در پنج بخش ارائه شده است از جمله:

۱ – روش‌ شناسی جمع‌ آوری و تایید اطلاعات ارائه شده.

۲ – پیشینه‌ ای که بر اساس آن اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفته است و بر وجود چارچوب قانونی تبعیض‌ آمیز علیه زنان، دختران و افراد جامعه اقلیت های جنسی و جنسیتی و همچنین مسائل ساختاری مرتبط در روابط بین دولت ایران و این جامعه تاکید دارد.

۳ – حقایق پیرامون اعتراضات که شامل افزایش محدودیت‌ های اعمال شده بر زنان و دختران و واکنش خشونت‌ آمیز مقامات ایرانی به این اعتراضات مسالمت‌ آمیز است.

۴-  آزار و شکنجه به دلایل جنسیتی و سیاسی.

۵ – ارائه پیشنهاداتی در راستای مستندات ارایه شده.

در این گزارش، به وجود دلایلی پرداخته شده است که نشان میدهند اعتراضات مسالمت‌ آمیزی که پس از جان باختن مهسا (ژینا) امینی به جریان افتاد، بصورت فرا قانونی توسط مقامات ایرانی مورد حمله ای گسترده و سیستماتیک قرار گرفت. در گزارش مذکور، به چارچوب حقوقی تبعیض‌ آمیز موجود علیه زنان، دختران، اقلیت های جنسی و جنسیتی و نقش این چارچوب ها در سرکوب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» اشاره شده است. این اقدامات که شامل دستگیری و بازداشت خودسرانه، خشونت جنسی و قتل هستند، به عنوان جنایاتی علیه بشریت و نقض شدید حقوق اساسی شناخته می‌ شوند.

همچنین در این گزارش اشاره شده است که نیروهای وابسته به حکومت ایران با رفتارهای تبعیض آمیز و آزاردهنده از قبیل استفاده از بیان تحقیرآمیز و اعمال خشونت جنسی از جمله تجاوز جنسی، زنان و دختران را به دلیل تفاوت جنسیتی هدف قرار داده اند.

این گزارش تاکید می کند در همین دوره شهروندانی دیگر نیز به دلایل باورهای سیاسی خود مورد انتقامجویی حکومت ایران قرار گرفتند.

به دلیل ملاحضات امنیتی، متن کامل گزارش ۶۰ صفحه ای این نهاد بصورت عمومی منتشر نشده است، با این حال خلاصه ای از واقعیت ها و تحلیل های گزارش مورد اشاره در اینجا به زبان انگلیسی در دسترس است.

«HRA with legal support of UpRights: Gender, Political Persecution in Iran since at least Sept 2022 – Human Right Activists In Iran (hra-iran.org)»

بصورت خلاصه، پیشنهادات مطرح شده توسط این مجموعه و شرکای آن در گزارش ارائه شده، شامل موارد زیر هستند:

– با توجه به تحلیل حقوقی مستندات ارائه شده، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از کمیته حقیقت یاب سازمان ملل می‌ خواهد تا ارتکاب احتمالی جنایات علیه بشریت را به رسمیت بشناسد. به ویژه اینکه از همان نخستین روزهای اعتراضات سال گذشته شهروندانی در رابطه با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، به دلایل سیاسی و جنسیتی مورد انتقامجویی حکومت ایران قرار گرفته اند.

مجموعه فعالان حقوق بشر تاکید می‌ کند که بر اساس اطلاعات و تجزیه و تحلیل ارائه شده، این موارد باید بخشی جدایی ناپذیر از گزارش کمیته حقیقت یاب سازمان ملل به شورای حقوق بشر در مارس ۲۰۲۴ باشد. نتیجه‌ گیری کمیته حقیقت یاب سازمان ملل باید تأکید کند که زنان، دختران و افراد جامعه اقلیت های جنسی و جنسیتی که مخالف هنجارهای جنسیتی و سیاست‌ های تبعیض‌ آمیز موجود هستند به طور خاص هدف انتقامجویی مقامات ایرانی، ماموران و نیروهای امنیتی این کشور قرار می گیرند

 با توجه به ابعاد سیاسی و جنسیتی اعمال آزاردهنده‌ای که در بستر اعتراضات ۱۴۰۱-۱۴۰۲ رخ داده است، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از کمیته حقیقت یاب سازمان ملل می‌خواهد بررسی ها و تحلیل های خود را صرفا محدود به زنان و اقلیت های جنسی و جنستی نکند، بلکه تحلیل خود را به مشارکت مردان و پسران در اعتراضات، و روش و انگیزه نیروهای وابسته به دولت برای هدف قرار دادن آنها گسترش دهد. مجموعه فعالان حقوق بشر بر اهمیت اعمال لنز جنسیتی بر فرآیند چنین تحقیقی تأکید می‌کند.

با توجه به چالش‌ها و محدودیت‌های امنیتی ذاتی در مستندسازی نقض حقوق بشر در ایران، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از کمیته حقیقت یاب سازمان ملل می‌خواهد تحقیق در مورد ادعاهای نقض حقوق اقلیت‌ های جنسی و جنسیتی در بستر اعتراضات “زن، زندگی، آزادی” را ادامه دهد. اگرچه مستندسازی گسترده‌ی این موارد دشوار است، ولی این موارد وجود دارند و نشان‌دهنده‌ی نیت تبعیض‌آمیز عاملان است.

 مستندسازی و پاسخگویی:

مسئولیت کیفری فردی : ارتکاب جرایم بین المللی توسط مقامات ایرانی، مسئولیت کیفری فردی را فراتر از مسئولیت دولتی طبق چارچوب معاهدات بین المللی حقوق بشری ایجاد می کند. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تأکید می کند که کمیته حقیقت یاب سازمان ملل باید اطمینان حاصل کند که گزارش مارس ۲۰۲۴ آن نهاد، شامل بخشی در مورد عدم پاسخگویی برای نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر باشد که از ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ در ایران رخ داده است. همچنین لازم است در گزارش آتی آن کمیته به نیاز به جبران خسارت و اطمینان از تحقق عدالت برای زنان، دختران و قربانیان عضو جامعه اقلیت های جنسی و جنسیتی توجه شود.

همکاری با تحقیقات و دادرسی: با توجه به وظیفه کمیته حقیقت یاب سازمان ملل برای جمع آوری و حفظ شواهد احتمالی به منظور استفاده در روندهای قانونی، کمیته حقیقت یاب باید اطمینان حاصل کند که پس از گزارش مارس ۲۰۲۴، در صورت امکان، به هدف بستن شکاف پاسخگویی، با بازرسان، دادستان ها و مراجع قضایی ذیصلاح در سراسر جهان جهت تشکیل پرونده علیه مقامات ایرانی ناقض حقوق بشر همکاری کند.

تداوم دریافت اطلاعات: با توجه به ابهامات فعلی در مورد تمدید ماموریت کمیته حقیقت یاب سازمان ملل پس از مارس ۲۰۲۴، کمیته حقیقت یاب باید به موازاتی که گزارش مارس خود را نهایی و آماده می کند، همچنان به دریافت اطلاعات و حفظ خطوط ارتباطی باز با افرادی که مستندسازی موارد نقض حقوق بشر در ایران را انجام می دهند، ادامه دهد.

توصیه‌ هایی به جامعه بین‌ المللی در خصوص تمدید مأموریت کمیته حقیقت یاب سازمان ملل پس از مارس ۲۰۲۴:

با توجه به نقض گسترده حقوق بشر در بستر اعتراضات “زن، زندگی، آزادی” در ایران و ادامه آن که تا پایان سال ۲۰۲۳ در جریان بوده است، کشورهای عضو شورای حقوق بشر باید متعهد شوند که به نفع تمدید ماموریت کمیته حقیقت یاب سازمان ملل پس از مارس ۲۰۲۴ رأی دهند تا اطمینان حاصل شود که کمیته، زمان و منابع کافی برای مستندسازی نقض مداوم حقوق بشر و نقض بالقوه حقوق بین‌الملل در ایران را در اختیار داشته باشد.

علاوه بر این، کشورهای عضو شورای حقوق بشر باید توسعه مأموریت کمیته حقیقت یاب برای شامل کردن نقض حقوق بشری که قبل از دامنه زمانی فعلی رخ داده است را در نظر بگیرند. توسعه مأموریت فعلی اجازه تحلیل مناسبی را می دهد که برای درک مسائل ساختاری و پس‌زمینه نه تنها نقض جاری حقوق بشر، بلکه نقضی که به چند دهه قبل برمی‌گردد لازم است. اگر این ماموریت گسترده تر شود، به بازرسان اجازه می‌دهد تا به مسئولیت فردی برای نقض جدی حقوق بشر با هدف بستن شکاف رو به رشد پاسخگویی در جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب حقوق بین‌الملل بپردازند.

۲۰ آذر ۱۴۰۲ www.hra-news.org

بیانیه شورای ملی تصمیم…

بیانیه شورای ملی تصمیم…

یلدای باستانی و همبستگی‌بخش، آرزوی پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داریم

شب یلدا یا شب چله، یا به زبان نیاکان ما «خور روز دی‌ماه»، چون عید نوروز، سده و چهارشنبه‌سوری از قدیمی‌ترین جشن‌های ما ایرانیان است. انقلاب زمستانی یا شب یلدا، طولانی‌ترین شب سال که نیاکان ما هر سال آن را جشن می‌گرفته‌اند؛ از لحظه‌ی غروب آفتاب در آخرین روز پاییز، «خور روز دی‌ماه»، شروع می‌شود و با طلوع آفتاب در نخستین روز زمستان پایان می‌یابد. شب یلدای ۱۴۰۲ پنجشنبه ۳۰ آذر برابر با ۲۱ دسامبر ۲۰۲۳ میلادی است.

یلدا همراه با دیگر جشن‌های باستانی ایرانی چون سده، چهارشنبه‌سوری و نوروز، بیش از هر چیز نماد همبستگی و یگانگی همه ایرانیان در نبرد با تاریکی است. از خراسان بزرگ تا شهرهای باختر، از شمال تا جنوب ایران، مردم این سرزمین پهناور همواره در شادی و اندوه کنار همدیگر بوده‌اند و آیین‌ها و رسم‌های باستانی را زنده نگاه داشته‌اند.

در دیگر آیین‌ ویژه یلدا نیاکان ما در این روز در برابر درخت سرو که نماد پایداری علیه تاریكی و سرما بود، پیمان می‌بستند كه تا سال دیگر هر کس یك نهال سرو كشت كند.

ایرانیت‌ستیزی و شادی‌ستیزی رژیم اسلامی را کرانی نیست. حکومت اسلامی مبشر تاریکی، غم، جهل، تفرقه و جنگ است. رژیم اسلامی مذبوحانه طرح نظارتی ویژه شب یلدا اجرا می‌کند، نام شب یلدا و چهارشنبه سوری را در تقویم رسمی کشور به «روز ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان» و «روز تکریم همسایگان»‌ تغییر و ثبت می‌کند. ولی مردم ما برای نیل به نور، شادی، دانش، همبستگی و صلح، یلدا و دیگر آئین‌ها ایرانی و باستانی را گرامی‌ می‌دارند. با بزرگداشت یلدا و دید و بازدید، نهال دوستی و همبستگی را هم در سپهر خانه و خانواده و هم در عرصه جامعه و سیاست در راه مبارزه برای سرنگونی حکومت اسلامی آبیاری می‌کنند. به استقبال زاده شدن دوباره خورشید می روند. با تمام سختی ها و تاریکی ها هنوز خورشید امید را در دل می پرورانند. نیک می دانند که روزگار تاریکی و سرما می گذرد و خورشید گرمابخش بار دیگر بر چهره های مردم مهربان، کوشا و رنجدیده‌ی این سرزمین پهناور خواهد درخشید.

یلدا را امسال در شرایطی گرامی می‌داریم که جای عزیزان بسیاری از خانواده‌ها خالی است. رژیم صدها معترض از جمله ده‌ها کودک را کشته‌ و هزاران نفر را زندانی، صدها نفر را اعدام کرده است. بازداشت خودسرانه، ناپدیدکردن قهری و خشونت جنسی برای سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم را گسترش داده است.

یلدا را امسال در شرایطی گرامی می‌داریم که گرانی و بیکاری کمر اکثریت مردم ما را شکسته و مردم ما قادر به گستردن سفره‌ای با خوراکی‌های مخصوص این شب، هفت نوع آجیل و میوه، «شب‌چره» نیستند.

همزمان با شب چله ما نیز چشم به راه تابیدن خورشید راستی، دوستی، مهربانی، آرامش و صلح بر سرزمین مهرپرورمان هستیم. باشد که روزی که در راه است آغاز سال‌های شادی و پیروزی مردم ستمدیده ایران بر دروغ، فساد، بدی، کژی و کاستی حکومت اسلامی باشد.

خور روز، یلدای باستانی شما فرخنده باد.

مهر، دوستی و همبستگی برای سرنگونی رژیم تاریکی، غم، جهل، تفرقه و جنگ اسلامی گسترده باد.

شورای ملی تصمیم

۲۴ آذر ۱۴۰۲ برابر با ۱۵ دسامبر ۲۰۲۳

نامه نرگس محمدی به نخست‌وزیر س…

نامه نرگس محمدی به نخست‌وزیر س…

جناب نخست‌وزیر سوئد

‏کشور سوئد یکی از الگوهای دموکراسی، آزادی، جامعه مدنی قدرتمند ، دولت پاسخگو و تلاشگر برای تامین رفاه مردم و رشد و توسعه کشورشان است و من عمیقا خرسندم که کیانا و علی این نامه را به شما نخست‌وزیر محترم این سرزمین تقدیم می‌کنند.

‏کشور شما در این سالها میزبان یکی از بزرگترین نمادهای «عدالت» برای ایران بود.

‏برگزاری دادگاه حمید نوری به عنوان یکی از جنایتکاران دوران سیاه دهه شصت شمسی، در کشور سوئد، شعله امید را در دلهای عدالت‌خواهان برافروخت که گرچه هنوز سایه سنگین «حکومت دینی استبدادی» بر سر مردم مبارز و مقاوم ایران تداوم دارد و حکومت، خانه «عدالت» را ویران کرده و آنرا به تمامی به مسلخ حفظ قدرت نامشروع خود کشانده، اما نماد «عدالت» در سرزمین و آشیانی دیگر سر برآورده است.

‏گرچه یکی از مهره‌های «هیات مرگ» دهه شصت  شمسی، ابراهیم رئیسی در مسند ریاست‌جمهوری نشسته است، اما دادگاه حمید نوری پیامی روشن به مستبدان حکومت دینی در ایران و سراسر جهان دارد، که صدای «عدالت» را برای همیشه نمی‌توان خاموش کرد و زمان ایستادن برای «حقوق‌بشر» فرا رسیده است و این «امید» بشریت است.

‏بسیار مفتخرم که جایزه معتبر جهانی «نوبل صلح» را دریافت کرده‌ام. این جایزه، مسئولیتی بزرگ در راه تحقق «حقوق‌بشر» و «صلح» بر دوش من گذاشته است.

‏امیدوارم در کنار مردمِ آگاه، مقاوم و سرفراز ایران و دوشادوش مبارزان سیاسی – اجتماعی و فعالان مدنی که سالهای سخت و پرهزینه را پشت‌سر می‌گذارند، شاهد تحقق دموکراسی، آزادی و برابری و احقاق حقوق زنان در سرزمین ایران باشیم.

‏لازمه تحقق دموکراسی، پایان دادن به رژیم سرکوبگر جمهوری‌ اسلامی است و ضرورتا باید با تلاش برای نهادینه کردن و تضمین «حقوق‌بشر» و استقرار و قدرت‌یابی «جامعه مدنی» به عنوان بن‌مایه «دموکراسی» همراه باشد. این امر آسان نیست، اما قطعی است.

‏وظیفه من رساندن صدای مردم معترض و به پا خواسته ایران به سراسر جهان و تداوم مبارزه و مقاوت است و به آن عمل خواهم کرد و از پای نخواهم نشست.

‏با گرمترین محبت‌ها و اشتیاق فراوان برای استقبال از شما در ایران آزاد

‏نرگس محمدی

‏آذر ۱۴۰۲

بیم‌های بزرگ و امیدهای کوچک در…

بیم‌های بزرگ و امیدهای کوچک در…

بیست‌وهشتمین اجلاس سالانه اقلیمی در شهر دبی

 ۱۲ دسامبر/۲۱ آذر 

اعظم بهرامی

«بیست و هشتمین نشست سالانه اقلیمی در شهر دبی به کار خود پایان داد. نشستی که قرار است برنامه ها و قوانینی برای نجات کره زمین تدوین کند. اعظم بهرامی به بررسی این نشست پرداخته که نظر به اهمیت این گزارش گروه خبر کمیسیون شورای ملی تصمیم به بازپخش آن اقدام می کند»

کارگروه خبر شورای ملی تصمیم

در باره نویسنده

اعظم بهرامی پژوهش‌گر و فعال محیط زیست مقیم ایتالیا، متولد ایران و دانش‌آموخته مدیریت و فیزیک محیط ‌‌زیست و انرژی‌های نو در ایران و ایتالیاست. او نویسنده مقالاتی درباره زنان و محیط‌زیست در رسانه‌ها و وب‌سایت‌های فارسی و ایتالیایی است. او علاوه بر زمینه تخصصی خود دستی در نویسندگی و فیلم‌سازی هم داشته و یکی از داستان‌های کوتاه او برنده جایزه داستان‌نویسی صادق هدایت در سال ۱۳۸۱ شده است، همین‌طور فیلم او ‘طلوع ‘در همین سال منتخب جشنواره سینما‌حقیقت در بخش دانشجویی بوده است. خانم بهرامی در سال ۱۳۹۰ برای ادامه تحصیل به ایتالیا سفر کرده، به مدت سه سال سابقه همکاری با گزارش‌گران سازمان ملل در حوزه محیط‌زیست داشته است. مشارکت در پروژه مدل‌سازی تاثیرمتغیرهای آب‌و‌هوا بر محصولات کشاورزی در شمال ایتالیا و مشارکت در پروژه ‘استوریا اینروته ‘ (داستان منقطع) درباره مهاجرت و قوانین مربوط به مهاجرت در اروپا و تالیف سه کتاب به زبان فارسی( دو مجموعه شعر و یک مجموعه داستان) از جمله فعالیت‌های دیگر او در این سال‌ها است.

ادامه مطلب

روسری های سوزان:  داستان نافرم…

روسری های سوزان:  داستان نافرم…

نیما بهرامی

 ۱۹ آذر ۱۴۰۲ – ۱۰ دسامبر ۲۰۲۳

حجاب به عنوان یک نماد مذهبی برای نشان دادن نجابت از یک سو و از سوی دیگر سمبلی از تعهد یک زن به همسر و یا قیم قانونی اش می باشد. در حقیقت حجاب نشان دهنده وفاداری زنان به قوانین جوامع مرد سالار و همچنین به شریعت اسلام می‌باشد.

تعریف حجاب را نمیتوان صرفا به پوشش زنان محدود کرد. حجاب در حقیقت شامل حفظ فاصله اجتماعی زن با اشخاص ثالث اجتماع، عدم استقلال او در تصمیم گیری های شخصی و همچنین سمبلی از وابستگی حقوقی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی او به مرد است. حجاب تظاهری ست از تعظیم یک زن به حاکمیت مردان در خانواده و اجتماع.

مخالفان حجاب و فعالین حقوق زنان، حجاب را به مسیری که در نهایت به وابستگی بی حد و حصر زنان منجر می گردد تفسیر می کنند.

اگر چه حجاب به دلیل اثرات مضر بر سلامتی، مانند تأثیر آن در کمبود ویتامین دی با نقدهای پزشکی روبروست، اما در ایران امروز نقد به حجاب بسیار فراتر از کمبود مواد معدنی و ویتامین هاست!

زنان در ایران نمی توانند بدون اذن پدر یا همسر خود پاسپورت تهیه نموده و به سفر بروند. دیه زنان نصف مردان است، ارث زنان نیز به همین رویه بوده و نامساوی ست. دادگاهها در مورد شهادت زنان نیز به همین ترتیب عمل می نمایند. زنان حق در خواست طلاق را ندارند و از آن بدتر در زمان طلاق، حق سرپرستی فرزندان نیز به ایشان اعطا نمی شود. زنان بدون اجازه پدر خود قادر به ازدواج نیستند. اگرچه همه اینها در مواردی خاص و با شرایطی محدود نیز قابل نقض می باشند، اما رویه قانونی و قضائی در ایران به شدت بر علیه بانوان است.

حکومت با جدیت موارد فوق را جاری کرده و با خاطیان و معترضان با قوه قهریه برخورد می نماید. حکومت آیت الله ها حتی دوچرخه سواری و موتور سواری بانوان را بر نمی تابد.  

در حقیقت مخالفین حجاب نه تنها به قوانین پوشش، بلکه به مجموعه ای از قوانین قضائی و اجتماعی که به زنان مربوط است نقد دارند.

▪️حجاب در ایران باستان

در دوران ایران باستان، حجاب ابتدا منحصر به طبقه اعیان ایران بود و به نوعی نشان از اشرافیت طبقاتی داشت.

پس از فتح ایران ساسانی توسط اعراب در حدود چهارده قرن پیش، مسلمانان عرب به دلیل نفوذ شدید فرهنگی ایران، حجاب را پذیرفتند و بدین ترتیب حجاب وارد احکام دین اسلام شد. جامعه مردسالار عربستان در آن زمان به راحتی پذیرای حجاب از فرهنگ ایران بود.

پس از روی کارآمدن صفویان در قرن شانزدهم میلادی، پوشش سر به عنوان پوشش استاندارد برای زنان در مناطق شهری در سراسر امپراتوری ایران تعریف شد. البته استثناهایی نیز وجود داشت. مثلا زنان بدون پوشش سر را در میان روستاییان و عشایر میشد یافت. لازم به ذکر است که زنان عشایر و روستایی هیچگاه از گردونه فعالیت و تولید کنار گذاشته نشده و کماکان و پا به پای مردان در امر تولید و فعالیت های متداول اقتصادی، به فعالیت می پرداختند.

▪️دوران مدرن

در ایران جدید و در سال 1225، زنی به نام طاهره قره العین طی یک واقعه بی سابقه با حاضر شدن در جمع کثیری از مردان، بدون حجاب حاضر گشت و به سخنرانی پرداخت. این رخداد موجب شگفتی روحانیون گردید. چرا که بدعتی خطرناک و بی سابقه در جامعه آنروز ایران محسوب می شد. او همچنین جدائی دین بابی از دین اسلام و احکام و سنن قدیم را اعلام کرد. در نهایت طاهره تاوان این سنت ستیزی را نیز با جان خود پرداخت.

بعدها هدی شعراوی در مصر نیز همین کار را تکرار نمود و با کشف حجاب پیشگام زنان مصر در راه مطالبه حقوق خود گردید. نقل است از او که حجاب مظهر موانع بزرگ بر سر راه زنان برای مشارکت در زندگی اجتماعی است.

در دربار سلسله قاجار در ایران و در قرن نوزدهم، مسافرت‌های شاهان ایران به اروپا و مشاهدات شان از وضعیت پوشش زنان اروپایی، در دربار ایران تأثیر به سزایی به همراه داشت. به تدریج موضوع «کشف حجاب» در قالب تجدد خواهی به محافل روشنفکری و اشعار شعرا نفوذ کرد و در مطبوعات منعکس شد.

در نهایت رویداد مهمی در سال 1313 و در دوران سلطنت رضاه شاه پهلوی رخ داد؛ برای نخستین‌بار در جامعهٔ سنتی ایران، زنان توانستند از خانه خارج شده و به عرصه‌های اجتماعی پا گذارند. همزمان آموزش برای پسران و دختران نیز به صورت همزمان اجباری گردید.

بی گمان اینکه زنان وارد اجتماع شدند و پیشه‌هایی چون آموزگاری، پرستاری، پزشکی و دیگر مشاغل را بر عهده گرفتند، بدون آن که پوشش‌ و عادات سنتی کنار بگذارند، ممکن نبود. تلاش روحانیت شیعه که بصورت تاریخی مخالف این اصلاحات اجتماعی بود و حتی آموزش دختران را بر نمی تابید، جهت جلوگیری از این تغییرات بی ثمر بود.

ظهور بانوان در عرصه های مختلف در این دوران، عرصه را بر کهنه پرستان جامعه تنگ‌تر کرد.

از جمله ظهور زنانی همچون پروین اعتصامی که با مفاهیم اجتماعی در اشعار خود و حضور در جمع روشنفکران، رنگ و بوی دیگری به محافل خردمندان جامعه ایرانی روزگار خود بخشیده بودند.

بعدها و مصادف با سلطنت محمد رضا شاه پهلوی در سال 1340، علی رغم همه مخالفت های روحانیون مذهبی وقت از جمله آیت الله خمینی، اعطای حق رای به زنان نیز صورت پذیرفت. در این دوران نیز ما شاهد ظهور زنانی پیشرو در سطح پست های مدیر کلی و وزارت می باشیم. دکتر فرخ رو پارسا اولین وزیر زن در ایران، در همین دوران ظهور نمود. البته او بعدها و طی انقلاب اسلامی توسط آیت الله خمینی، بدون دادگاهی عادلانه و در حالیکه کاملا بی گناه بود به طرز فجیعی اعدام شد.

▪️انقلاب 1357

در حکومت اسلامی که پی آمد انقلاب سال 1357 در ایران به روی کار آمد، آیت الله خمینی، در بهار 1357، دربارهٔ حجاب زنان در سخنرانی خود تاکید کرد و کم‌کم حجاب اجباری گردید. علی رغم وعده هایی که پیش از انقلاب در مورد حجاب اختیاری داده شده بود، حجاب بصورت کاملا اجباری و با قوه قهریه به اجرا گذاشته شد. در سال 1361 پارلمان جدید ایران تصمیم گرفت که زنان ایرانی که در مکان های همگانی قانون تازه حجاب را رعایت ننمایند را با ۷۴ ضربه شلاق به مجازات برساند. از سال 1373 به بعد نیز چنین امکانی وجود داشته‌است که زنان بی‌حجاب تا ۶۰ روز زندانی شوند. از آن زمان تا کنون جنگی پنهانی بین رژیم و زنان ایرانی بر سر مسئله حجاب و قوانین مربوط به زنان همواره در جریان بوده و گاه این مبارزه به عرصه خیابان کشیده شده است. مطالبه مدنی که از سوی رژیم تنها درخور خونریزی به عنوان پاسخ بوده است.

حجاب برای اسلام گرایان با شعار «برگشت به شریعت» به عنوان یکی از نشانه‌های اسلامی‌بودن جامعه‌های مسلمان، پنداشته میگردد. همچنین نمادی از آموزه‌های تکلیفی و اسلامی برای مردم مسلمان، به ویژه برای زنان می باشد. اگرچه در دید مبارزان حقوق زنان به عنوان یک نماد ستم، عقب‌ماندگی و مانعی برای پیشرفت زنان در نظر گرفته می شود.

نگاه رژیم به مقوله حجاب و حقوق زنان به گونه ای ست که گویی زن دارندهٔ اختیار نیست و صاحبی دارد و فاقد هرگونه جایگاه مستقل بوده و حتما می بایست همچون طفلی نابالغ تحت تکفل یک فرد دیگر قرار بگیرد. در چنین وضعی، حق و اختیار زنان گرفته شده و آنان اراده و اختیارشان را به عنوان انسانی آزاد، می‌بازند.

با نگاهی به منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی نیز به خوبی در می یابیم که هر جا اسلامگرایان حاکم شده‌اند حجاب را اجباری ساخته‌اند و نگاه و نگرش شان به قوانین مربوط به زنان، کاملا به شیوه قرون وسطایی ست.

اختیاری کردن حجاب برای اسلامگرایان، یعنی تن دادن آنان به جدایی دین از دولت و آزاد شدن حجاب، این معنا را دارد که دولت در دین‌داری مردمش یا گناه کردن آنان، ورود ندارد. این دخالت حکمرانان تنها در مقوله حجاب نبوده و به دیگر آزادی های فردی و اجتماعی شهروندان نیز بسط می یابد. اعمال خلاف شریعت دیگری همچون نوشیدن الکل، شنیدن موسیقی های غربی و دیدن فیلم های هالیوودی و … نیز در حکومت های اسلامی ممنوع است. اما در مقابسه با حجاب مدارای بیشتری با اینگونه اعمال خلاف شریعت صورت میگیرد. دخالت اسلام گرایان در کلیه شئون زندگی شهروندان شامل خصوصی ترین مسائل فردی نیز می گردد و تنها در این حالت است که قوانین شریعت در جامعه جاری خواهد شد. به نوعی رعایت حجاب نمادی ست از زنده بودن اسلام و اینجاست که زن و اسلام در مقابل یکدیگر صف آرائی می نمایند.

▪️مردان و حجاب

مردان ایرانی در ابتدای امر در مقابل مقوله حجاب زنان حساسیتی از خود نشان نمی دادند. در حقیقت در صف آرایی زنان مقابل قوانین شریعت، مردان در سپاه شریعت قرار داشتند. شاید مردان اجرای حجاب را به زیان خود و جامعه ندانسته، حتی در نهان دل خویش به اجرای آن رضایت نیز داشتند.

اما با گذشت چند دهه از انقلاب اسلامی و مشخص شدن اینکه حکومت اسلامی تنها به اجرای قانون حجاب بسنده ننموده و محدودیت سایر آزادی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را نیز اجرایی خواهد نمود، کم کم مردان را آگاه ساخت که با سکوت خود در مقابل اجرای این قانون بدوی چه اشتباه تاریخی جبران ناپذیری را مرتکب شده اند. امروزه نسل تازه مردان ایران به خوبی می دانند که آزادی ایشان و شکوفایی جامعه ایران در گرو رعایت حقوق بشر در همه زمینه ها و بدون هیچگونه استثنائی ست. گذشت زمان بر همگان آشکار نموده که فرمول روحانیت شیعه برای اداره جامعه، جز قتل، فقر و به یغما رفتن داشته های مادی و معنوی ملی ایرانیان حاصل دیگری نداشته و سکوت در مقابل آن اشتباهی بزرگ بوده است.

خوشبختانه امروزه مردان ایران در این نبرد، بی طرف نبوده، در کنار زنان ایرانی و در مقابل دیو استبداد اسلام ایستاده اند.

▪️جنبش زن – زندگی – آزادی

در سال 1401 جنبشی دموکراتیک در ایران آغاز شد که خواست اساسی شهروندان در آن آزادی و برابری و با محوریت مقابله با حجاب اسلامی بود. این جنبش پی آمد قتل دختری جوان و بخاطر حجاب، توسط نیروهای امنیتی رژیم اسلامی پدید آمد، به سرعت فراگیر شده و سراسر شهرهای کشور را در بر گرفت. رژیم در پاسخ مطالبات مدنی مردم دست به اسلحه گرم برده و شهروندان بسیاری را کشته، زخمی و یا بازداشت نمود. در ادامه نیز بسیاری از زندانیان را بدون رعایت آیین دادرسی و رعایت حق دسترسی به وکیل اعدام نمود. آیت الله خامنه ای رسما عدم پایبندی به قانون حجاب را حرام دانسته و آن را به نوعی جرم سیاسی اعلام نموده است. در حقیقت منازعه تاریخی زنان و حکام شریعت در حساس ترین برهه تاریخی خود قرار دارد. هیچ‌یک از طرفین قصد عقب نشینی نداشته و خواستار انصراف حریف مقابل از ادعاهای خود است.

در این جنبش شاهد انشقاق اجتماعی گسترده ای در جامعه ایران بوده ایم. بسیاری از چهره های ورزشی، هنری و سینمایی علنا به طرفداری از مطالبات این خیزش انقلابی زنانه برخاسته و هزینه زیادی را از این بابت به رژیم تحمیل نمودند.

خیزش مردمی ایرانیان در این سال بنوعی قیام علیه مناسبات سنتی، عقب مانده، متحجرانه و قوانین مرد سالارانه حاکم بر جامعه ایران است.

اگر چه حکومت این جنبش مدنی مدرن را با بربریت تمام به خاک و خون کشید، اما مطالبات مدرن را نمیتوان با راه حل های غیر مدرن و ماقبل تاریخ پاسخ داد. امروزه حقوق بشر و حقوق زنان جزو صدر مطالبات مردم ایران گشته است.

مردم ایران با نگاهی اجمالی به تاریخ در یافته اند که سایر جنبش های مشابه در جهان، هیچ یک شکست نخورده و همیشه با پیروزی همراه بوده اند.

▪️غرب

سیاستمداران غربی سالهاست که در مقابله با رژیم تمامیت خواه و توتالیتر اسلامی به صدور بیانیه های منفعلانه بسنده کرده و عملا مردم ایران را در مقابل این حکومت خونریز تنها گذاشته اند. این بی توجهی به نقض آشکار حقوق بشر توسط رژیم اسلامی اگر از جانب روسیه و چین که خود متهم به این اعمال اند صورت پذیرد جای تعجب ندارد. تعجب برانگیز آنجاست که حکومتهای دموکراتیک به بهانه ارتباطات اقتصادی و سیاسی علنا به چشم پوشی از جنایات آیت الله پرداخته و بعضا  آنرا مورد تفقد و حمایت خود نیز قرار می دهند.

بعنوان نمونه حضور خانم لیندال ساکس سفیر استرالیا در تهران را در سال 1400 و با محافظه کارترین نوع حجاب، در یکی از مراکز مذهبی چگونه میتوان توجیه نمود؟ و یا انتخاب نماینده رژیم اسلامی در مقر سازمان ملل در ژنو به ریاست مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر را چگونه میتوان شرح داد؟!

شهروندان کشورهای متمدن و معتقد به اعلامیه جهانی حقوق بشر می بایست از سیاستمداران خود بپرسند که حکومتی که به گفته منابع حقوق بشری تنها در ماه نوامبر 1402، یکصد و بیست و دو نفر را بصورت علنی و در زندان های خود اعدام نموده است، آیا لایق ارتباطات دیپلماتیک، تجاری و یا بین المللی ست؟

سوال اساسی اینجاست:

رژیمی که زنان مخالف حجاب را با گلوله و از ناحیه صورت و چشم مورد اصابت قرار میدهد، آیا بیش از این مستحق مماشات و سکوت جهان متمدن بشری ست؟