شریفه محمدی فعال کارگری رشت با اتهام کاملا واهی «بغی» مواجه شده است. در کذب محض و شرم آور بودن این اتهام شکی نیست. یک فعال کارگری و مدنی مستقل و شناخته شده را بدون کوچکترین وقاهتی با اتهام سنگینی روبرو کرده اند که خودشان هممیدانند از ذره ای حقیقت برخوردار نیست.
شریفه محمدی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۴۰۲ دستگیر شد و به مدت چند ماه درسلول انفرادی نگه داشته شد. طبق گزارشات موجود از جمله منتشر شده در کانال کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، بدنبال بازداشت، شریفه محمدی برای مدت طولانی تحت فشارهای جسمی و روانی شدید برای اخذ اعترافاتی علیه خود بود. او تا مدتها از ملاقات با خانواده ی خود، به ویژه فرزند خردسالش، محروم بوده و برای مدت طولانی اجازه ی تماس تلفنی با خانواده را نداشته است. از دیگر سو فشارهای جسمی و بدرفتاری های مکرر با شریفه، از سوی وزارت اطلاعات به حدی بود که شاید به خاطر ترس از به خطر افتادن جان شریفه، منجر به اعتراض مسئولین زندان نسبت به ضرب و شتم او شد. پس از اعتراض مسئولین زندان به شکنجه شریفه، او امکان ثبت شکایت را پیدا کرد. اکنون مشخص گردیده که شریفه محمدی در این مدت حداقل دو بار به شدت مورد شکنجه قرار گرفته است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اذیت و آزار و سناریوسازیهای کذایی که بارها علیه اعضای سندیکا نیز با عنوانهای مختلف بکار برده شده است بشدت محکوممیکند وخواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط کارگر زندانی شریفه محمدی می باشد.
قدرت جمعی شما در فضای مدنی جامعه برای تحقق اهداف انسانی و اخلاقیتان کافیست.
مردم شریف سرزمینم،قدرت واقعی قدرت شما، آگاهی تاریخی واقعی آگاهی تاریخی شما و منازعه واقعی هم منازعه قدرت جمعی شما با اقتدارگرایانی است که در معنای دقیق آن قدرت را در دست دارند. شما نیازی به هیچ میانجی از جمله نیروهایی به اصطلاح اصلاح طلب میان خود و هسته سخت قدرت ندارید و باید منازعه خود با قدرت و تحقق اهداف و آرمانها و خواستههایتان را مستقیم و در قالب اشکال متفاوت جنبش مدنی دنبال کنید که بسیار کارساز بوده و چنان که در مساله حجاب یا رفتن زنان به استادیوم یا آشکارکردن فساد سیستماتیک موجود در نظام سیاسی یا جلوگیری کردن از پدیدههای نادرستی چون قطعکردن درختان یا به عقبراندن گشت ارشاد نشان دادهاید، توانسته اید مفهوم “مردم” و ” قدرت جمعی مردم” را عینیت ببخشید. به آگاهی تاریخی ساده خود که آن را در قالب گزاره های روشن و شفافی چون ” اینجوری چیزی عوض نمی شود” یا ” اینا فقط فکر خودشونن” یا…. بیان میکنید ایمان داشته باشید و با تکیه بر همین آگاهی در پیوند با یکدیگر قرار گیرید و با گرهزدن وجودتان به یکدیگر از خود یک نیروی متحد بسازید.
بنده به عنوان فرزند این سرزمین، خاضعانه به شما پیشنهاد میکنم قدرت خود را به هیچ نیرویی از قبیل اصلاحطلبان واگذار نکنید. اینکار هم باعث حذف قدرت شما و جامعه مدنی خلق شده توسط شما و هم از میان رفتن یاد و خاطره و حقیقت جان های پاک جوانان و زنان و مردان شهید جنبشهای سالهای ۹۶ و ۹۸ و جنبش عظیم زن، زندگی، آزادی می شود. با شرکت شما در انتخابات و پیروزی احتمالی نیروهای به اصطلاح اصلاحطلب، اقتدارگرایان بار دیگر به پشت صحنه قدرت باز گردانده میشوند تا با پرهیز از رودرویی مستقیم با مردم و تکیه دوباره به همان مشروعیتی که شما با رای خود به آنها بخشیدهاید، بار دیگر بتوانند منافع شما را در بازیهای قدرت خود و اصلاح طلبان گم سازند.
با نه گفتن به انتخابات و حفظ فضای سیاسی فعلی کشور یعنی فضای منازعه مستقیم مردم فهیم و آزادیخواه و شریف کشور با اقتدارگرایان و نگه داشتن اقتدارگرایان در صحنه مدیریت کشور که صحنه رسوایی آنها و آشکار کننده ناتوانی آنها در اداره امور کشور است آرام آرام دامنه تلاش برای تحقق منافع و آرزوها و آرمانهای خود را گسترش دهید و فضای تنفس قدرت را تنگ تر و تنگ تر سازید. امیدوارم با دوری از آفات تاریخی “استبداد دولت”، ” استبداد حقیقت”، استبداد تاریخ”، و با در پیش گرفتن سیاست “صبوری، جدیت، انضباط” و ” آمادگی بی پایان برای پذیرفتن رنجهای مسیر”، “وجود” تک تک خود را تبدیل به “زندگی” و زندگی خود را تبدیل به ” رخداد” و رخداد خود را تبدیل به ” جاودانگی” کنید تا بار دیگر با هم ایران را تبدیل به لحظهای آبرومند از تاریخ انسان بر این کره خاکی سازیم.
بار دیگر، در ٨ تیر ١۴۰۳، مردم ایران با عدم حضور خود در انتخابات، به صراحت “نه” قاطعی به نظام ولایت مطلقه فقیه و کارکردهای ضددموکراتیک آن گفتند. این “نه” قاطع، پیامد روشنی دارد: اکثریت قاطع مردم ایران خواهان تغییر و گذار از نظام فعلی به سوی نظامی مبتنی بر دموکراسی، سکولاریسم و احترام به حقوق بشر هستند.
تحلیل نتایج انتخابات
با وجود تلاشهای رژیم برای القاء رقابتي بوىن انتخابات، نرخ مشارکت به پایینترین حد خود در تاریخ جمهوری اسلامی رسید. این امر نشاندهنده بیاعتمادی عمیق مردم به نظام و نهادهای انتخاباتی آن است.
مردم با عدم مشارکت خود، به طور آشکارا نظام ولایت مطلقه فقیه و ایدئولوژی حاکم بر آن را رد کردند. این “نه” قاطع، پاسخی به سرکوبها، نقض حقوق بشر، فساد و اختلاس و انحصار قدرت در دستان اقلیت مذهبی است.
تلاش رژیم برای فریب مردم از طریق تقابل جناحهای اصلاحطلب و اصولگرا، راه به جایی نبرد. مردم با عبور از این دوقطبی کاذب، خواهان تحولات بنیادی در ساختار سیاسی کشور هستند.
پیامدهای “نه” مردم
حجم بالای مشارکت منفی در انتخابات، نشاندهنده عدم اعتماد مردم به اصلاحات و ظرفیت عظیم جامعه برای تغییر و گذار است. این “نه” قاطع، گامی بلند در مسیر گذار از نظام استبدادی ولایت فقیه به سوی دموکراسی محسوب میشود.
موفقیت در گذار از نظام فعلی، نیازمند اتحاد و انسجام کلیه اقشار و گرایشهای دموکراسیخواه در داخل و خارج از کشور است. جبهه متحدی باید شکل بگیرد که حول محور منافع ملی و خواستههای اکثریت مردم متحد شود.
برای گذار از نظام ولایت فقیه، نیازمند برنامهای مدون و گام به گام هستیم. این برنامه باید شامل رهبری جمعی، کنگره ملی فراگیر، سازماندهی مردمی کارآمد، استراتژیهای تبلیغاتی و ارتباطات بینالمللی باشد.
چالشها و راهحلها
حکومت ولایت فقیه به طور قطع در برابر اراده مردم برای تغییر مقاومت خواهد کرد. سرکوب، ارعاب و تهدید، ابزارهای اصلی رژیم برای حفظ قدرت هستند.
وجود گرایشهای مختلف فکری و سیاسی در جبهه مخالف میتواند چالشی برای انسجام و اتحاد باشد. گفتگوی سازنده، احترام متقابل و تمرکز بر منافع ملی، کلید عبور از این چالش است.
همکاری و همبستگی میان همهی نیروهای، راست، میانه، چپ و اتنیکها؛ همهی تشکلهای سیاسی، صنفی و مدمی؛ ایرانیان داخل و خارج از کشور؛ برای گذار از نظام ولایت فقیه ضروری است. همگامی، همکاری، اشتراکگذاری دانش، تجربه و منابع، میتواند به تقویت جبهه مخالف کمک کند.
جمعبندی
“نه” قاطع مردم در انتخابات ١۴۰۳، نقطه عطفی در تاریخ ایران است. این “نه” آغازگر مسیری جدید به سوی دموکراسی، سکولاریسم و احترام به حقوق بشر است. این نشان دادن عدم مشروعیت و بیاعتبارسازی رژیم به تنهائی برای گذار از رژیم کافی نیست. با اتحاد، انسجام و برنامهریزی دقیق، میتوانیم از این فرصت تاریخی برای گذار از نظام ولایت فقیه و ساختن ایرانی آزاد، آباد و دموکراتیک مبتی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر استفاده کنیم.
مردم ما یک بار دیگر در ۸ تیر ۱۴۰۳ به نظام ولایت مطلقه فقیه «نه» گفتند. رژیم با همهی ترفندهایش توانست تنها بخشی از مردم نا آگاه و بخشهایی از اصلاح طلبان حکومتی را بفریبد. رژیم محافظهکارترین عنصر اصلاحطلبان را به میدان آورد تا با ایجاد امید به اصلاحات مردم را به پای صندوقها بیاورد. افراطیترین عناصر اصولگرایان را به میدان آورد تا مردم از ترس افعی اصولگرایان به مار اصلاحطلبی محافظهکار پناه ببرند. نتایج انتخابات نشان داد، مردم قاطعانه به نظام و انتخاباتش که آزاد نیست، با پیامی گویاتر از پیش نه گفتند.
«نه»ی مردم به حکومت اسلامی، نظام ولایت مطلقه فقیه و حکومت مبتنی بر شریعت اسلامی این بار از «نه»های دو انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ و مجلس ۱۴۰۳ صریحتر و قاطعتر بوده است.
خامنهای پس از انداختن رای خود در صندوق سیار گفت: «عزت و آبروی جمهوری اسلامی در دنیا متوقف به حضور مردم است.» حال با شرکت نکردن بیش از ۶۰ درصد شهروندان واجد شرایط در انتخابات مردم به خامنهای گفتند که حکومت اسلامی هیچ عزت و آبرویی ندارد.
خامنهای، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۰ در رابطه با انتخابات امریکا گفت: «ننگ است برای یک ملتی که در انتخابات ریاست جمهوری ۳۵ درصد، ۴۰ درصد شرکت میکنند. پیداست مردم به نظام سیاسىِشون نه اعتماد دارند، نه اعتنا دارند، نه امید دارند.» حال مردم ما با فریادی رسا با شرکت نکردن بیش از ۶۰ درصد شهروندان واجد شرایط در انتخابات به خامنهای گفتند به حکومت اسلامی نه اعتماد دارند، نه اعتنا، نه امید.
مشارکت زیر ۴۰ درصدی با در نظر گرفتن ۵ میلیون رأی باطله یعنی تنها حدود ۳۱ درصد در این انتخابات شرکت کردهاند. هر چند به آمارهای رسمی حکومتی در انتخابات اعتمادی نیست و در اتاق تجمیع که هیچ نظارتی از سوی مردم، نامزدها و نهادهای بینالمللی نیست، خطر دستکاری آمار بسیار بالاست و شرکت مردم از ۳۱ درصد هم کمتر است.
نگاهی به آمار تفکیکی استانها در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ نشان می دهد که مناطق و استانهایی که در جنبش زن، زندگی، آزادی پیشتاز بودند، در مخالفت با این انتخابات مهندسیشده نیز قاطعانهتر «نه» گفتند. تهران، کردستان، سیستان و بلوچستان و گیلان پائینترین مشارکت را داشتند. این «نه» بزرگتر، پاسخ به سرکوب حکومت اسلامی است.
در نظام ولایت مطلقه فقیه نهادهای دموکراتیک بهعنوان نمایندگان مردم کارکرد ندارند. هر سه قوه اجرائی، قانونگذاری و دادگستری از سوی ولی فقیه و نهادی امنیتی و بازوی سرکوب نظام، سپاه، هدایت میشوند. مردم ما یک «نه» قاطعتر به انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری خواهند داد.
عدم شرکت در انتخابات بخشی از مقاومت و مبارزه مردم با رژیم است. «نه»ی بزرگ مردم در انتخابات ۱۴۰۳ نشانی از امکان بالقوه بزرگ و ارادهی نیرومند برای دگرگونی های گسترده سیاسی و اجتماعی دارد.
تحریم انتخابات کنش سیاسی بسیار تاثیرگذاری مردم بود. از حکومت اسلامی یک بار دیگر سلب مشروعیت کرد. هرچند سلب مشروعیت شرطی لازم است ولی، تنها سلب مشروعیت برای سرنگونی رژیم کافی نیست. حکومت اسلامی نظامی سازمان یافته، مجهز به نیروهای سرکوب و دستگاه تبلیغاتی گسترده است. دشمن را نباید دست کم گرفت و برای سرنگونی آن باید تلاش سازمان یافته و فراگیر گرد.
حکومت اسلامی اصلاحپذیر نیست، باید از آن گذر کرد. اپوزیسیون خواهان گذار از حکومت اسلامی ولایت فقیه باید برای سازمان دادن و بسیجِ اکثریتِ مردمی که «نه» گفتند و برای رسیدن به نظامی دموکراتیک، سکولار و روادار مبتنی برای اعلامیه جهانی حقوق بشر سازوکارهای لازم را فراهم کند.
جبههای گسترده و فراگیر از راست، چپ و میانه و اقوام، نقشه راهی مشخص برای گذار از حکومت اسلامی، رهبری جمعی ملی، کنگره ملی فراگیر، سازمان لجستیک و سازمان تبلیغاتی کارا، نهاد روابط بینالمللی باید شکل بگیرد. شورای ملی تصمیم و پیمان همکاری در این راه میکوشد و دست همکاری و همیاری خود را به سوی همهی نیروهای دموکرات خواهان گذار از حکومت اسلامی دراز میکند.
جنبش متکثر «نه» باید با احترام روادارانه به هم و نقد و طرد راست و چپ افراطی به نیروی سیاسی و اجتماعی منسجم برای عملی کردن اراده مردم برای تغییر شود.
منیژه شفاعت مشهور به مادر منیژه، از مبارزان میدانی داخل کشور و مادر محمد نیکبخت است. وی در طول چند دهه فعالیت فرزندانش علیه رژیم ولی فقیه پا به پای آنها مسیر سخت و طاقتفرسای مبارزه را، شبیه مبارزه همهی مبارزان دربند ایرانی، پیموده و حالا در این مقطع حساس بر این باور است که شورای ملی تصمیم راه درستی را طی میکند و باید همه جریانات سیاسی علیه رژیم متحد شوند. او همچنین معتقد است خانواده ها باید از فرزندانشان در مبارزه علیه رژیم حمایت عملی و واقعی نشان دهند و آنها را تنها نگذارند.
ما ضمن خوشآمد به مادر منیژه و افتخار به پیوستن او به شورای ملی تصمیم، مصاحبهای با او کردیم که میشنوید.