شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

نامه دکتر محسن رنانی به مسعود …

نامه دکتر محسن رنانی به مسعود …

«آقای پزشکیان آبروی ما را بردی! امید ما را ناامید کردی! هنوز رئیس‌جمهور نشده رفوزه شدی!»

یکم: دکتر پزشکیان سلام

رئیس جمهورِ فقط یک ماه عزیز، انگار تو ایرانی نیستی!؟ تو نمی‌دانی که برای مردم ایران تراز سیاست‌مدار صادق و پاک و قدرتمند، فقط امیرکبیر است و مصدق و موسوی؟؟ پس برای چه نشسته‌ای و دم فروبسته‌ای؟ نکند در پشت صحنه با اصحاب قدرت بسته‌ای؟ آیا با وجود آن که اصلی‌ترین وزیرانت را زدند؛ و مجبورت کردند همان که قبلا تو را برای مجلس و ریاست جمهوری رد صلاحیت کرده بود، اکنون وزیر کنی؛ و رقیبت را که خودشان برای ریاست جمهوری تاییدش کرده بودند حالا برای وزارت دولت تو هم رد صلاحیت کردند؛ و یک نظامی اصول‌گرای حامی حصر و برخورد با حجاب اختیاری را برای وزارت کشور به تو تحمیل کردند؛ و یک بوروکرات چفیه‌انداز را که تازه اکنون دانشجوی دکتری دانشگاه دفاع ملی است، گفته‌اند بگذاری وزیر آموزش؛ تو باز هم مانده‌ای که بمانی؟

مگر تو انصاف نداری که این‌گونه حقوق ناشی از رای مردم را به پای قدرت قربانی کرده‌ای؟ ما داشتیم گزینش پیران فرسوده و خنثایی را که در اطراف خود گماشته ‌بودی و ارتباط تو را با دیگر یارانت قطع کرده‌اند هضم می‌‌کردیم که ناگاه با فهرست وزرایت شوکه شدیم. نه، تو یا باید پای یک وزیر کشور اصلاح‌طلبِ تحول‌خواه می‌ایستادی؛ یا باید پای یک وزیر آموزش‌وپرورش دانشمند و تحول‌خواه که نخواهد مغز بچه‌های مردم را با باورهای خام ایدئولوژیک ایمان سوز پر کند می‌ایستادی؛ یا آن که همان جا عندالمجلس استعفا می‌دادی و با افتخار به خانه می‌رفتی، تا ما دلمان خنک شود! ما سالهاست خون جامعه‌مان به کمبود هورمونهای افتخارآمیز امیرکبیر و مصدق و موسوی دچار شده است! فکر کردیم تو آمده‌ای تا این کمبود را جبران کنی!!

چرا اصرار داری سپهسالار ناصری یا قوام‌السلطنه پهلوی یا خاتمی ولایت باشی؟؟ مگر این قدرت چقدر مزه دارد که رهایش نمی‌کنی؟ پس کو نتیجه آن همه نهج‌البلاغه که خواندی؟ پس کو آن همه قول که دادی؟ چرا جرأت نداری بعد از یک ماه که تو را انتخاب کرده‌ایم بیایی افشاگری کنی و همه چیز را بگویی؟ چرا اینقدر منفعل؟ چرا همین حالا که هنوز وزیر کشورت و وزیر ارتباطاتت همان وزرای دولت قبلی هستند دستور نمی‌دهی که گشت ارشاد را برچینند و فیلترینگ را حذف کنند و اگر نکردند عزلشان کنی؟؟

آقای پزشکیان آبروی ما را بردی! امید ما را ناامید کردی! هنوز رئیس‌جمهور نشده رفوزه شدی! ای کاش می‌دانستی که در ایران رئیس‌الوزرای عاقبت به‌خیر فقط کسی است که یا در حمام رگش را بگشایند یا با تبعید به روستا دق مرگش کنند و یا در حصر، گرد مرگ بر سر و رویش بپاشند.

دوم: رئیس‌جمهورْ مسعود!

امروز سحرگاه دوشنبه که دارم این متن را می‌نویسم خیلی به حال تو گریستم. چند بند بالا (بخش یکم)،‌ ذهنیت اکثریت امروز جامعه ایران (بخش بزرگی از رای‌دهندگانت و بخشی از تحریمی‌ها) است که خیلی خلاصه برایت نوشتم. گریستم چون ما تو را فریب دادیم، ما به تو رای دادیم چون نیاز به قهرمان داشتیم؛ و چون رفتار و گفتار تو جوری بود که ما احساس کردیم این همان قهرمانی است که می‌تواند برود و حق ضایع شده تاریخی ما را «ظرف یک ‌ماه» بستاند؛ پس به صندوق‌ها هجوم بردیم.

مسعود گرامی! می‌دانم که بین دو تیغه قیچی مردمی رنجیده و حکومتی ناسنجیده گرفتار شده‌ای و این آغاز مصیبت است. چهار سال آینده را (اگر دو طرف بگذارند بمانی) مصیبت خواهی داشت. اما بمان و این مصیبت را بر دوش بکش که ایران نیازمند است. تو تنها رئیس‌جمهور ایرانی که باید چوبه‌دار خود را بر دوش بکشی، چون دیری نخواهد گذشت که هر دو طرف به خون تو تشنه خواهند بود. از یک طرف توقعات آرمانی یک نسل ناصبور، و از سوی دیگر تعصبات ایدئولوژیک یک نظام حکمرانی ناتوان اما مغرور. اما تو بمان، که آینده‌ای پرابهام و گذرگاههایی سخت در پیش داریم و وجود یک رئیس‌جمهور متعادل در آن شرایط سخت، از نان شب برای‌ ما واجب‌تر است.

می دانم که حکمتی داشته است که هنوز بعد از یک ماه که از انتخابات گذشته با مردم خودت صحبت نکرده ای! می دانم که حکمتی داشته است که برای انتخاب برخی وزرایت مقاومت نکرده‌ای! من تاکنون شما را از نزدیک ندیده‌ام اما از این همین دور می‌فهمم که برای قربانی شدن آمده‌ای نه قربانی کردن؛ و اگر غیرازاین باشد،‌ همه ما باخته‌ایم! خبر دارم که کاندیداهای تراز اول وزارتخانه‌های تو را فقط به خاطر تحصنی یا امضای بیانیه‌‌ای یا نوشتن نامه‌ای در گذشته‌های دور، رد صلاحیت کرده‌اند؛ اما صبور باش و بمان و چوبه‌دارت را بر دوش بکش و با گام‌های آرام و کوتاه به پیش برو. ما چاره‌ای جز این مسیر نداریم. نه این نسل سیاست را می‌شناسد و نه تاریخ می‌‌داند؛ و نه این حکومت، خلاقیت، استقلال اندیشگی و قدرت کوبنده این نسل را می‌فهمد؛ بنابراین هیچ‌کدام زبان هم را نمی‌دانند و خطر همین‌جاست!

و تو بمان چون به تو نیازمندیم. ما به بازیگران سیاسی صبورِ پوست کلفت که فحش بشنوند ولی عصبانی نشوند و تحقیر شوند اما قهر نکنند شدیداً نیازمندیم. ما با کمبود مفرط صبر و کمبود مفرط آهستگی و کمبود مفرط آدمی روبروئیم که آمده باشد که آبرویش را بگذارد و برود نه اینکه آبرویش را با خود به خانه یا به حصر ببرد.

و در عجبم از حکومت که با امواج بحران‌هایی که در همه حوزه‌ها آفریده است و به تنهایی قادر به حل هیچ کدام نیست، به زبان پزشکیان را حمایت می‌کند اما در عمل کاری می‌کند که اعتماد مردم را به او نابود کند. آیا حکومت می‌داند که ملتی باید قیام و همراهی کند تا شاید دولت بتواند برخی بحران‌های خلق شده در چهل سال گذشته را مدیریت کند؟ بدون این قیام ملی برای حل بحران‌ها، افق دیگری در برابر ما نیست. حکومتی که اکنون در یک مورد بحرانی، بیست هزار مگاوات کمبود برق دارد، در حالی که تمامی فرصت‌های ما را در یک ربع قرن گذشته برای تولید فقط یک هزار مگاوات برق اتمی در نیروگاه بوشهر، سوزانده است، معلوم است که با همان اندیشه، نمی‌تواند از این امواج بحران عبور کند. پس باید متوجه باشد که سرمایه‌‌اجتماعی پزشکیان باید بماند تا بتواند بحرانی را حل کند. تیشه به ریشه خویش زدن تا کی؟

آی حکومت! مسعود را هر روز می توان در میدان شهر به فلک بست! اما این کار را مکنید؛ نه به سود شماست، نه به سود ملت! چرا که مسعود، امروز هم نماد حکومت است هم نماد مردم؛ به این سرمایه بزرگ چوب حراج مزنید!

سوم: آقای رئیس‌جمهور!

آنچه در بخش دوم گفتم، حرفهای یک معلم توسعه بود که مساله امروزش نه دموکراسی است نه ایدئولوژی است، نه اصول‌گرایی است نه اصلاح‌طلبی؛ بلکه مساله‌اش پایداری و امنیت ایران و سپس توسعه آن برای نسل‌های آینده است. اما من یک کنشگر توسعه‌خواه ایرانی‌ام که درباره «سرمایه اجتماعی»‌ مطالعات و مقالات بسیار دارم و با هزاران دانشجو و کنشگر کشور در ارتباطم. همه دلخورند، همه احساس می‌کنند شما معامله کرده‌اید، بویژه آن که آن پزشکیان سخنور، بیش از یک ماه است با مردمش بی‌پرده و مستقیم سخن نگفته است. بیم‌ آن می‌رود که آن امید و سرمایه‌اجتماعی عظیمی که در این دو ماه خلق شد، به یکباره تبخیر شود؛ و خسارت این برای امنیت و آینده کشور دهها برابر خسارت بمباران نیروگاه اتمی بوشهر توسط اسرائیل است.

شما برای تحقق شعارهایی که داده‌اید و آنچه گفته‌اید، در کنار حمایت حکومت، نه تنها به حمایت ۱۶ میلیون رأی دهند خود نیازمندید، بلکه باید بتوانید حمایت بخشی از ایرانیان تحریم‌کننده را هم به‌دست آورید؛ و گرنه آنان که با رانت قدرت فربه شده‌اند و اکنون با رانت ثروت همه را می‌خرند، یک لحظه به شما امان نخواهند داد. چه کسانی امروز با این ترکیب کابینه شما بیش از همه خوشحالند؟ تندروهای داخلی بعلاوه براندازان خارجی؛ و تقریبا بخش اعظم رای‌دهندگان به شما دلخور یا خشمگین‌‌اند؛ و این بسیار نگران کننده است.

پیشنهاد نه چندان دشوار من این است که اولا با مردم و نمایندگان جوانانی که شما را حمایت کردند رو در رو سخن بگویید؛ و دستکم برای پاسخ به بخشی از دغدغه‌ها، نام چند وزیر را از مجلس پس‌بگیرید و برای‌ این وزارت‌‌خانه‌ها سرپرست بگذارید؛ آن‌گاه چند ماه فرصت دارید تا وضعیت دولت خود را ارزیابی کنید و شرایط را بهتر بسنجید و در تعامل با جامعه و حکومت گزینه‌‌هایی پذیرفته‌تری را بیابید.

بی‌گمان خداحافظی احتمالی دکتر ظریف (که گواهی می‌دهم صادق‌ترین در میان اعضای شورای راهبری بود و سرمایه‌ای برای دولت شماست)، می‌تواند به موج خداحافظی‌های تازه‌ای دامن بزند. اگر شما از اختیارات خود برای تغییر گزینه برخی وزارتخانه‌ها استفاده کنید، ارتباط خود را با بدنه دوستداران بویژه جوانان حامی خود مجدداً برقرار و ساختارمند کنید؛ از یاران صادق خود در برابر مجاهدان شنبه و سایر فشارها حمایت کنید؛ همه طرفداران صادق شما، مثل ظریف، در کنار شما می‌مانند و به‌تبع آن مردم نیز امیدوار خواهند ماند. انشاء‌الله.

آقای دکتر پزشکیان: من ۲۲ سال پیش، گرفتن پست و مقام دولتی را در این ساختار سیاسی برای خود حرام کرده‌ام و تاکنون رعایت کرده‌ام. با درخواست شما، بدون هیچ مواجب و منفعتی، سه هفته به تهران آمدم و شبانه‌روزی با شورای راهبری همکاری کردم و به خانه برگشتم. اگر هیچ اثری از عزم شما برای حفظ سرمایه‌اجتماعی خودتان پدیدار نشود، ما نه تنها کمکی نمی‌توانیم بکنیم بلکه ممکن است مجبور شویم بابت همان سه هفته همکاری هم استغفارنامه بنویسیم. همه ما منتظر گفت‌وگوی شما با مردم و تصمیم شما برای حفظ دستاوردهای انتخاب چهاردهم هستیم.

با احترام – محسن رنانی – ۲۲ مرداد ۱۴۰۳

سازمان دمکراتیک یارسان و سازما…

سازمان دمکراتیک یارسان و سازما…

رضا رسایی شهروند یارسانی در جریان خیزش [آخیز] زن زندگی آزادی در‌ کنار دیگر جوانان مردم ایران علیه نظام استبدادی و مذهبی جمهوری اسلامی ایران دست به مبارزه زد و خواهان سقوط این نظام و استقرار نظامی دمکراتیک و سکولار در ایران بود.

رضا رسایی پس از دستگیری، همچو سایر آزادیخواهان و مبارزین خیزش “زن زندگی آزادی” تحت عناوین ساختگی و واهی به اعدام محکوم شد.

رسایی ۶م اوت ۲۰۲۴، بعد از ۲۲ ماه حبس، اعدام شد.

جمهوری اسلامی ایران با اعدام رضا رسایی باری دیگر تقابل ارزشی و دشمنی تاریخی خود را با جامعە یارسان به نمایش گذاشت.

جامعه یارسان بعنوان بخشی مهم از پیکره مردم ایران برای آزادی، دمکراسی  و سکولاریسم فرزندان زیادی را از دست داده است و تا رسیدن بە این اهداف به مبارزه خود ادامه خواهد داد.

سازمان دمکراتیک یارسان و احزاب پیمان همکاری ضمن محکوم کردن قتل حکومتی رضا رسایی توسط رژیم جور و جنایت از محافل و مجامع بین‌المللی خواستار مقابله جدی و عملی با این رژیم است.

سازمان دمکراتیک یارسان و سازمانهای عضو پیمان همکاری( شورای مدیریت گذار- حزب مشروطه ایران، لیبرال دمکرات – شورای ملی تصمیم- جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران – اتحاد برای آغازی نو – جنبش وحدت ملی ایرانیان)

٨م اوت ۲۰۲۴

مردم آزاده ایران، فریاد اعتراض…

مردم آزاده ایران، فریاد اعتراض…

حکومت اسلامی ایران با سرمایه‌گذاری بر جنگ‌طلبی و شبه‌نظامیان افراطی منطقه اقتصاد کشور را نابود و فقری فراگیر و کمبودی توانفرسا را به مردم ما تحمیل کرده است. رژیم شکست‌های خفت‌بار خود با سرکوب، اعدام، زندان، تبعیض و دستگیری‌های گسترده مردم ما پاسخ می‌دهد.

مردم آزاده ایران!

به حکومت اسلامی خامنه‌ای اجازه ندهید کشور ما را در آتش جنگ فرقه‌ای نابود کند. به حکومت اسلامی خامنه‌ای اجازه ندهید لقمه‌ی دهان و داروی کودکان و حقوق بازنشستگان ما که این کشور را با صرف جوانی خود ساختند، در آتش جنگی بی‌معنی به آتش بکشد.

کارنامه رژیم اسلامی سیاه و جنایت‌بار است: دست‌کم ۳۰۰ نفر در هفت ماه گذشته در ایران اعدام کرده است که آخرین آنها زنده‌یادان کامران شیخه و رضا رسايی بودند. ده‌ها حکم اعدام نیز صادر کرده است.

در ماههای اخیر صدها نفر از مبارزان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، زنان مخالف حجاب اجباری، پیروان ادیان دیگر را دستگیر کرده است.

مردم آزاده ایران!

شوراهای تصمیم محلات، شوراهای تصمیم محل کار، شوراهای تصمیم محل تحصیل، شوراهای تصمیم روستا و شوراهای تصمیم شهرهای خود را تشکیل دهید. در این شوراها فعالیت خود علیه گسترش جنگ، علیه اعدام و تبعیض را در هماهنگی با یکدیگر در محل‌های کار و زندگی، سازمان دهید. اگر به حکومت اسلامی فرصت دهید میهن عزیز ما را در پای حزب الله لبنان، حماس و حوثی‌ها به آتش می‌کشد. با فریاد‌های ضد جنگ و همبستگی ملی، خامنه‌ای و همدستان داخلی و خارجی او را لگام بزنید.

نه به جنگ، آری به صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز

نه به اعدام و زندان، آری به زندگی و آزادی

شورای ملی تصمیم

۱۶ مرداد ۱۴۰۳ – ۶ اوت ۲۰۲۴

ترور اسماعیل هنیه، اوج بی‌کفای…

ترور اسماعیل هنیه، اوج بی‌کفای…

ترور اسماعیل هنیه، اوج بی‌کفایتی و عیار رجزخوانی رژیم تمامیت‌خواه

دیدار هنیه با خامنه‌ای، حدود چهارده ساعت پیش از ترور هنیه

در ساعت ۱:۳۷ بامداد ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ به وقت ایران (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴)، تروریستی بین‌المللی که به مهمانی یک دولت تروریستی رفته بود ترور شد.

اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی و یکی از رهبران حماس، که خود سازمان‌دهنده ده‌ها حملات تروریستی، از آن میان حمله تحریک‌آمیز «عملیات طوفان الاقصی» بود، برای هماهنگی بیشتر در ناآرامی‌های منطقه و دریافت سلاح و پول بیشتر از سفره مردم زیر خط فقر ایران، به دستبوسی خامنه‌ای رفته بود، کشته شد. در این رابطه خامنه‌ای و سپاه برای جبران این سرشکستگی وعده انتقام سخت با حمله به اسرائیل، حامیان منطقه‌ای و جهانی آن داده‌اند.

شورای ملی تصمیم نگران تشدید وخامت و جنگ در منطقه است. ما همانگونه که بارها گفته‌ایم، خواهان همزیستی مسالمت‌آمیز و به رسمیت شناختن متقابل دو دولت اسرائیل و فلسطین و کوتاه شدن دست دیگر دولت‌ها و سازمان‌های تروریستی و جنگ‌افروز در امور این دو دولت هستیم. تشکیل و به رسمیت شناختن دولت فلسطین وظیفه سازمان ملل است نه حکومت اسلامی ایران و سپاه همانگونه که مردم ایران در تظاهرات شعار می‌دهند: «نه غزه، نه لبنان – جانم فدای ایران».

شورای ملی تصمیم هرگونه عملیات تحریک‌آمیز در جهت گسترده‌تر کردن جنگ در خاور میانه از سوی دولت اسرائیل، حکومت اسلامی ایران، حزب الله لبنان، حماس، حوثی‌ها و دیگر شبه‌نظامیان وابسته به حکومت ایران را شدیداً محکوم می‌کند و خواهان آتش‌بس فوری در منطقه است.

اما، ما مردم ایران باید به نیروی خود متکی باشیم. تضمینی برای جلوگیری از حماقت‌های حکومت اسلامی نیست. با تمام توان و ابتکارها، مخالفت خود را با جنگ و گسترش آن نشان دهیم.

مردم آزاده ایران!

شوراهای تصمیم محلات، شوراهای تصمیم محل کار، شوراهای تصمیم محل تحصیل، شوراهای تصمیم روستا و شوراهای تصمیم شهرهای خود را تشکیل دهید. این شوراها می‌توانند عملیات لازم در مبارزه برای گذار از حکومت اسلامی را مدیریت کنند؛ بحران‌های محلی را حل کنند و اداره امور را در هماهنگی با یکدیگر در دست گیرند.

نه به جمهوری اسلامی ایران، نه به جنگ،

آری به حکومت دموکراتیک و سکولار مبتنی بر حقوق بشر، آری به صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز

شورای ملی تصمیم

۱۴ مرداد ۱۴۰۳ – ۴ اوت ۲۰۲۴

بستن دیرهنگام مرکز اسلامی هامب…

بستن دیرهنگام مرکز اسلامی هامب…

دولت آلمان مرکز اسلامی هامبورگ که به «مسجد امام علی» یا «مسجد آبی» نیز معروف است و سازمان‌های مختلف زیرمجموعه آن را به دلیل« ترویج ایدئولوژی رهبری ایران» و «ترویج ایدئولوژی اسلام گرای افراطی در آلمان و حمایت از حزب الله» لبنان ممنوع کرد. مرکز اسلامی هامبورگ همچنین به گسترش یهودستیزی متهم شده است. هانا نویمان، نماینده پارلمان اروپا و عضو فراکسیون سبزها در حساب کاربری ایکس خود با اعلام تعطیلی این مرکز، آن را «محل انتشار لفاظی‌های وحشیانه سپاه پاسداران» نامید.

این تصمیم در پی یورش پلیس به ۵۳ مکان مربوط به این سازمان در شهرهای مختلف آلمان در روز چهارشنبه ۲۴ ژوئیه (۳ مرداد ۱۴۰۳) اتخاذ شد. اموال این مرکز و تمامی دفاتر وابسته به آن نیز مصادره خواهد شد. در نتیجه این تصمیم، چهار مسجد شیعیان در آلمان بسته خواهد شد.

حکومت اسلامی ایران که فعالیت هیچ دین و مذهبی را در ایران بر نمی‌تابد، از دموکراسی، رعایت حقوق بشر و آزادی مذاهب در کشورهای دموکرات و لیبرال در جهت تبلیغ و ترویج ایدئولوژی افراط‌گرای اسلامی، گسترش جنگ، خشونت و تروریسم، و مبارزه با دموکراسی و بنیان‌های حقوق بشر و ارعاب و ترور مخالفان سیاسی خود استفاده می‌کند.

شورای ملی تصمیم، تعطیلی مراکز اسلامی جمهوری اسلامی را یک گام مهم اما، دیرهنگام و ناکافی می‌داند. کشورهای دموکرات و لیبرال نباید به حکومت اسلامی ایران و حامیان افراط‌گرای اسلامی آن اجازه دهند از ارزش‌هایی چون حقوق بشر و آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی مذهب و ادیان سوءاستفاده و بهره‌برداری کنند و در کشورهای گوناگون نفرت‌پراکنی کنند، تروریسم و افراط‌گرائی را ترویج نمایند.

شورای ملی تصمیم

۸ مرداد ۱۴۰۳ – ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۴