جهانگیر فتحی: 💥 کدام ارتش، کدام سرباز، کدام میهن
سربازان یک کشور اصولاً ملیترین مردان و زنان آن کشورند و نظامیان کسانیند که لباسِ حفظ جان و مال و خاک میهن خویش را داوطلبانه پوشیدهاند و بنام نظامی و ارتشی سرباز میهن شدهاند تا به وقتش با از جان گذشتگی و ایثار برای نجات کشور خود اقدام نمایند.
کشور ایران در اثر دگرگونی ناشی از دسیسه قدرتمندان برونمرزی از سال ۵۷ به اینطرف دچار فراز و فرودهای فراوانی شده است و مصائب و تنشهای فراوانی را دیده است که وجود ارتش را به جز در جنگ ۸ ساله ایران و عراق که آنهم با تحریک خمینی صورت گرفته در موارد دیگر ملموس نیست.
حوادث و جنبشهای ۸۸ ، ۹۶ ، ۹۸ ، ۴۰۱ و بویژه دی ماه ۴۰۴ از جمله مواردیست که ارتش میبایست تمامقد در مقابل نظام مافیایی حاکم اظهار وجود و ایستادگی مینمود، در غیر اینصورت پس کی کجا چطور چه وقت چگونه به کمک مردم بستوه آمده به پا خواهد خاست؟
سکوت ارتش در این مواقع تاریخی به هیچوجه موجه و قابل قبول نیست، ارتشی که به وقتش برای نجات کشور هیچ اقدامی ننماید بود و نبودش چه خاصیتی دارد؟
بخوبی واقفیم که ارتش با استخوانبندی قوی ساخته و پرداخته پدر و پسر ایرانساز پهلوی، دشمنان درونمرزی و برونمرزی فراوانی داشته است که اعدام و برکناری ۱۳۰۰۰ از افسران ارشد ارتش در اوایل انقلاب در همین راستا بوده که این مأموریت ضدایرانی بنحو احسن بدست رژیم پلید ملایان به انجام رسیده است!
رژیم ج.ا نیز در پنج دهه اخیر ضمن تغییر بنیادین در ترکیب یگانهای رزمی و کوچکسازی هدفدار آن نهایت تلاش خود را در تضعیف و بیخاصیتی این نهاد نظامی مهم بکار بست بنحوی که ما امروز در کشور پهناور ایران ارتش درخوری که مناسب شأن کشور و ضامن استقلال آن باشد نداریم.
ارتش امروز ارتشیست ولایی و فرماندهانش شبهآخوند و ذوب در ولایت که طبیعیست چنین ارتشی نتواند به مأموریت ذاتی خود واقف و یا آن را بانجام رساند و این مهم بخوبی در نگاه و اذهان مردم نیز سؤال برانگیز شده است که ارتش در وقایع مهم ملی کجا قرار دارد و چکار میکند؟ نیم قرن حضور خنثایش در کشور مردم ایران را به این فکر فرو میبرد که ارتش چرا در زمان مقتضی از خود ارادهای نشان نمیدهد؟
ارتش پرورش یافته در مکتب ملایان ضاله و متوهم شیعه، سربازان ولایی محسوب میشوند نه سربازان ملی!
این سربازان نه تنها سربازان میهن نیستند بلکه سربازان دروغین و جعلیای میباشند که در واقع آرمان اصلی آنها همانا حمایت از «امت» مستقر در عراق و یمن و لبنان و فلسطین خلاصه میشود که مصداق بارز آن رها نمودن فرمانده نیروی هوایی ارتش از وظایف ذاتی نیروهای تحت امر خود و بازدید از امور اربعینیان مفتخور ضدایرانی در موسم کذایی و رسیدگی به آن میباشد تا مثلاً آنها با دلی اندوهگین برای پهلوی ناشکسته زهرا و مظلومیت حسین و اصابت تیر دوشاخ به علیِ اکبر و اصغر نادیده که ۱۴ – ۱۵ قرن پیش آیا صورت گرفته باشد یا نه اشکها میریزند و مشرکانه تمام همّشان را به مطلا نمودن گورهایی که در قلب گورستانهای دشمنان ایران است بکار میگیرند، گور به خوابهایی که در طول تاریخ بارها و بارها و حتی تا به امروز فرزندانشان نیز تحت عنوان حشدالشعبی و حزبالله و انصارالله به ایران و ایرانیان داعشگونه یورش برده و خونها ریختهاند و جنایات بیشماری مرتکب میشوند و به کوچک و بزرگ ایرانیان رحم نمیکنند آنگاه پس از خاتمه جنایت فاتحانه به پادگانهای خویش که با پول ملت مستأصل ایران برقرار است برمیگردند.
ارتش ولایی خواسته یا ناخواسته برای میهنی نگونبخت، میهنی غرق بیگانهپرستی و خرافات و غرق نادانی و ناآگاهی مبتلا به بیماری جانکاه که چهارده پانزده قرن است همچون افیون گریبان ملت ایران و نظامیان آن که فرزندان چنین ملت ناآگاهی میباشند را گرفته و رها نمیکند.
بیدلیل نیست که ارتشیانی با چنین ویژگی براحتی در برابر پستترین موجودات بشری یعنی آخوندها که از طیف بیخاصیتترین و سربارترین موجودات روی زمین محسوب میشوند این شیادان و فریبکاران و دینفروشان و دینمعاشان مذهبی از نوع مثلاً آیتاللهها و مجتهدها و مراجع تقلید که متصف به صفت بیوطنی، مفتخوری، اجنبیپرستی، زیانگلی، روبهصفتی، مکاری و شیادی میباشند و ارتشیای که به سجادهپهنکنی روضهخوانها و نوکری آنها مفتخر باشد قطعاً ضدایرانی و جزو لشکر دشمنان میهن ماست و نه سرباز ایران! در حالی که این قشر باید وطنپرستترین، ملیترین و متعصبترین افراد کشور باشند اما ناخواسته ضدملیترینِ ایرانیان محسوب میشوند پس چه توقعی از دیگران داریم؟
👇
[9/3/2026 6:10 PM] جهانگیر فتحی: 👆
نیم قرن است که از ارتش فقط پوستهای مانده و سازمانی بنام ارتش ملی ایران که حافظ منافع و مصالح ملی و تمامیت ارضی آن باشد و هر گاه تمامیت کشور از درون یا برون در معرض خطر افتاد عرض اندام و اظهار وجود نماید وجودی نمیبینیم! لشگرکشیهای امروز بیگانگان علیه تمامیت کشور، ادعای ارضی جمهوریهای همجوار که روزی از ولایات ایران بودهاند و سربرافراشتن تجزیهطلبان از چهار گوشه آن نتیجه بیارادگی و وادادگی چنین ارتشی است.
بزرگترین تهدید ملی کشور ایران، حاکمیت ایدئولوژی مذهبی آن میباشد که
در نیم قرن گذشته از ارتش که نماد مشت آهنین هر کشوری محسوب میشود سرطان آن ویروسوار به رگ و پی ارکان ارکان ارتشیان نفوذ و ارتش ولایی را نهادی مظلوم، محروم، مفلوک، متروک، مطرود، بیوجود و منزوی ساخته است.
جدای از تأسیس نهاد خاص انقلابی – نظامی موازی و رودرروی ارتش با برخورداری از امکانات ویژه، ایجاد نهاد زائد اما پرهزینهای مثل عقیدتی سیاسی در بطن ارتش که نظارت بر نصب فرماندهان ولایی فدایی رهبر و نه فدایی کلیت ایران را دارد مزید بر این بیخاصیتی و انفعال بیش از پیش این نهاد نظامی گردیده است، از باب مثال بسیار سرهنگهای شایسته وطنپرست و شجاعی که هرگز امیر نشدهاند ولی بسیار سرهنگهای ذوب در ولایت که با سجاده پهن نمودن برای آخوند عقیدتی «امیر» گشتهاند!
تاریخ ثابت نموده است نظامها رفتنیاند و این ارتش است که برای حفظ آن کشور ماندنیست.
حکومت ولایت فقیه طی پنج دهه از ارتش چنان موجودی بیرگ، بیغیرت، بیاحساس و بیوطن درست کرده و از میهن پرستی تهی نموده است که مردم وامانده و مستأصل ایران از ناچاری از ارتشهای آمریکا و اسرائیل استمداد نجات میطلبند!!!
حال آنکه آنها بزرگترین دشمنان ارتش ایران و تمامیت کشور محسوب و قطعاً حامیان بالفعل و بالقوه مسلّحین تجزیهطلب میباشند!
ارتش خنثا است چون هیچ اراده و ابتکاری از خود ندارد حال آنکه شالوده موجودیت ارتش در هر کشوری میهنپرستیست نه بیتفاوتی و بیغیرتی!
در فردای ایران، ارتش فعلی با ساختار ولایی، هرگز نمیتواند پاسخگوی نیاز نظامی – اطلاعاتی – امنیتی و حافظ تمامیت ارضی کشور باشد، پس طبیعیست چنین ارتش خنثایی با چنین ساختار پوسیده منفعلانه پرورش یافته در مکتب ایدئولوژی ضدملی ملایان، هیچ جایگاهی نخواهد داشت و قطعاً حسب نیاز کشور باید از نو کوبیده، ساخته و پرداخته شود و باید از نوع ارتشی تربیت شود کاملاً حرفهای که جان فدای وطن باشد نه جان فدای شخص، نظام، حاکمیت، ایدئولوژی یا حافظ منافع افراد خاص تبهکار و مافیایی، تا به وقتش در نهایت مهارت و ورزیدگی پاسخگوی نیازهای نظامی، امنیتی و تضمین کننده امنیت ملی و حامی واقعی مردم ایران با اقوام متنوع صرفنظر از قوم و نژاد و زبان و مذهب آن باشد.
به امید آن روزی که ملت ایران در سایه ارتش مقتدر احساس بیصاحبی و بیپناهی ننمایند.
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
✍جهانگیر فتحی ۱۴۰۴٫۱۱٫۱۰
مولدسازی و ارتش – جهانگی…
مولدسازی و ارتشدر سال ۸۷ حاکمیت در راستای کوچکسازی ارتش طرحی را اجرا نمود موسوم به «طرح ساماندهی اراضی آجا».مطابق این طرح که مصوبه ستاد کل بوده است ارتش مکلف شد زمینها و پادگانهای بسیاری را تحت نظارت ستاد کل نیروهای مسلح در سراسر کشور از طریق مزایده بفروش رسانده و...




0 Comments