شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

نقشه نیروهای سیاسی در گذار از جمهوری اسلامی | اپوزیسیون در آینه یک شکاف درونی؛ از ادعای تکثر تا بحران کارکردی در لحظهٔ گذار

تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ – ۶ آوریل ۲۰۲۶

🖋 گروه مطالعات سیاسی «سروش آزادی – جامعه در حال گذار»

اعلام خروج جمعی از اعضای همبستگی جمهوری‌خواهان ایران (هجا) از کنگره آزادی ایران

این نیروها ادعا کردند که از «اعضای محترم همبستگی جمهوری‌خواهان ایران» هستند و اعلام نمودند که؛ ما، جمعی از اعضای این مجموعه، بدین‌وسیله مراتب نگرانی عمیق خود را نسبت به روندهای جاری در ساختار و عملکرد تشکیلات اعلام می‌داریم.

آنچه در ماه‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم، شکل‌گیری فضایی به‌شدت قطبی، متشنج و آکنده از رفتارهای تفرقه‌افکنانه در کمیته‌ها و کارگروه‌های مختلف بوده است؛ فضایی که نه‌تنها با اصول گفت‌وگوی دموکراتیک همخوانی ندارد، بلکه پیامدهای مخربی نیز برای کلیت مجموعه به همراه داشته است.

در میانهٔ شرایطی که ایران با فرسایش ساختاری، بحران جنگ و تعلیق زیست اجتماعی مواجه شده، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های وضعیت اپوزیسیون را می‌توان در رخدادهای درونی خود این نیروها مشاهده کرد. اعلام خروج جمعی از اعضای یک تشکل جمهوری‌خواه، نه صرفاً یک کنش سازمانی، بلکه نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر در شیوه کنش، ساختار تصمیم‌گیری و نسبت این نیروها با اصولی است که خود مدعی آن هستند.

بر اساس توضیحات ارائه‌شده از سوی این افراد، آنچه آنان را به این تصمیم رسانده، شکل‌گیری فضایی قطبی، متشنج و آکنده از رفتارهای تفرقه‌افکنانه در درون تشکیلات بوده است؛ فضایی که به‌جای فراهم آوردن بستر گفت‌وگوی دموکراتیک، تفاهم و مدیریت اختلاف، به میدان تخریب، حذف و تشدید تنش تبدیل شده است. آنان تأکید می‌کنند که در این روند، الگوهایی از رفتار پدرسالارانه، نگاه از بالا به پایین و نوعی احساس مالکیت نسبت به تشکیلات، جایگزین مشارکت جمعی شده و عملاً امکان گفت‌وگوی سازنده را از میان برده است.

در این روایت، تهمت‌زنی، تخریب شخصیت، پرخاشگری و پرهیز از گفت‌وگوی مسئولانه، به‌عنوان نشانه‌هایی از اختلال در سازوکار تصمیم‌گیری مطرح شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که تصمیم‌سازی نه بر پایه تحلیل جمعی، بلکه تحت تأثیر فشارهای درون‌گروهی و روابط قدرت پیش رفته است. همزمان، تلاش برای تغییر جهت‌گیری‌های سیاسی مجموعه چه در سطح گفتمان درونی و چه در مواضع عمومی، بدون اتکا به خرد جمعی، به‌عنوان عاملی در تضعیف انسجام و اعتبار تشکیلات توصیف شده است.

بخش دیگری از این انتقادات، به وجود نوعی جریان سازمان‌یافته در درون تشکیلات اشاره دارد که با هماهنگی‌های پشت‌پرده، در پی در اختیار گرفتن بخش‌های اثرگذار و پیشبرد نوعی «خالص‌سازی» درونی بوده است؛ روندی که به‌ویژه متوجه اعضایی شده که در تحلیل رخدادهای اخیر از جمله تحولات اعتراضی و جنگی که در میانه هفته ششم آن قرار داریم، دیدگاه‌هایی متفاوت از روایت‌های غالب ارائه کرده‌اند. از نگاه این افراد، این روند نه‌تنها تکثر درونی را تضعیف کرده، بلکه به حذف تدریجی صداهای منتقد انجامیده است.

در همین چارچوب، مسئله «مصادره گفتمان» نیز به‌عنوان یکی از محورهای اصلی بحران مطرح شده است. به گفته آنان، تلاش‌هایی برای انحصاری کردن گفتمان «ضد جنگ» صورت گرفته و هر دیدگاه متفاوتی با برچسب‌هایی چون «خائن»، «جنگ‌طلب» یا «وابسته» کنار گذاشته شده است؛ رویکردی که به محدودسازی گفت‌وگوی آزاد و خاموش‌سازی نقد درون‌گروهی منجر شده و امکان شکل‌گیری یک فضای باز و چندصدایی را از میان برده است.

افزون بر این، انتقاداتی نیز نسبت به سازوکارهای اجرایی تشکیلات مطرح شده است؛ از جمله مهندسی فرآیندهای رأی‌گیری، تسلط بر ساختارهای تصمیم‌گیری از طریق برخی کمیته‌ها، و اعمال فشارهای سازمانی که به گفته این افراد، مشارکت واقعی و مؤثر را با محدودیت جدی مواجه کرده است. در نتیجه، آنان به این جمع‌بندی رسیده‌اند که این تشکل در وضعیت کنونی خود دیگر بازتاب‌دهنده ارزش‌هایی چون آزادی اندیشه، تکثر سیاسی و مشارکت دموکراتیک نیست.

این روایت، فارغ از داوری نهایی درباره آن، به‌عنوان یک داده مهم، نقطه آغاز مناسبی برای تحلیل عمیق‌تر وضعیت اپوزیسیون ایران است؛ وضعیتی که در آن، مسئله اصلی دیگر صرفاً اختلاف نظر سیاسی نیست، بلکه نحوه مواجهه با این اختلاف و توان تبدیل تکثر به یک ظرفیت سازمان‌یافته، به چالش اصلی تبدیل شده است.

در میانهٔ شرایطی که ایران با یک جنگ فرسایشی، فروپاشی تدریجی زیرساخت‌ها و تعلیق زیست اجتماعی مواجه شده، انتظار می‌رود نیروهای اپوزیسیون به سمت بازسازی عاملیت، سازماندهی اجتماعی و ایجاد ظرفیت‌های واقعی برای مدیریت بحران حرکت کنند. اما رخداد اخیر با نام «خروج جمعی از اعضای یکی از تشکل‌های جمهوری‌خواه» نشان می‌دهد که بخش مهمی از اپوزیسیون نه‌تنها در این مسیر قرار نگرفته، بلکه درگیر نوعی فروپاشی درونی و بحران تشکیلاتی شده است؛ بحرانی که فراتر از یک اختلاف سازمانی، نشانه‌ای از یک مسئله ساختاری در کلیت اپوزیسیون ایران است.

آنچه در متن این بیانیه برجسته است، صرفاً اعلام خروج چند عضو نیست، بلکه توصیف یک وضعیت است: شکل‌گیری فضای قطبی، تشدید تنش‌های درونی، جایگزینی گفت‌وگو با تخریب، و تبدیل سازوکارهای تشکیلاتی به ابزار حذف. این وضعیت نشان می‌دهد که حتی در میان نیروهایی که خود را حامل ارزش‌های دموکراتیک می‌دانند، ظرفیت مدیریت اختلاف، که یکی از بنیادی‌ترین پیش‌شرط‌های هر گذار سیاسی است به‌شدت تضعیف شده است. وقتی یک تشکل سیاسی در سطح درونی خود قادر به تحمل تکثر، تنظیم اختلاف و حفظ حداقل انسجام نباشد، چگونه می‌تواند در سطح ملی، مدعی مدیریت یک جامعه متکثر در شرایط گذار شود؟

یکی از محورهای کلیدی این بحران، بازتولید الگوهای اقتدارگرایانه در درون اپوزیسیون است. آنچه در این بیانیه به‌عنوان «نگاه از بالا به پایین»، «احساس مالکیت»، «خالص‌سازی درون‌گروهی» و «مهندسی سازوکارها» توصیف شده، در واقع نشان‌دهنده انتقال همان منطق قدرتی است که اپوزیسیون در سطح نظری با آن مخالفت می‌کند، اما در سطح عملی آن را بازتولید می‌نماید. این تناقض میان «گفتمان دموکراتیک» و «عملکرد غیردموکراتیک» که طی ۴۷ سال اخیر در میان نیروهای اپوزیسیون حاکم بوده، دوباره به یکی از مهم‌ترین آسیب‌های مزمن اپوزیسیون ایران تبدیل شده است.

در سطحی دیگر، مسئله «مصادره گفتمان» نیز به‌عنوان یک عامل واگرایی ظاهر می‌شود. تلاش برای انحصاری کردن مفاهیمی مانند «ضد جنگ» و حذف دیدگاه‌های متفاوت با برچسب‌زنی، نشان می‌دهد که حتی مفاهیم انسانی و اخلاقی نیز به ابزار رقابت سیاسی تبدیل شده‌اند. در حالی که جنگ به‌عنوان یک متغیر بیرونی و خارج از اراده اپوزیسیون آغاز شده و خارج از اراده آن پایان می‌یابد، تبدیل آن به محور اصلی مرزبندی‌های درون‌گروهی، عملاً نیروها را از مسئله اصلی یعنی «بازسازی عاملیت اجتماعی» منحرف کرده است.

اما شاید مهم‌ترین نکته‌ای که این رویداد آشکار می‌کند، شکاف عمیق میان «اپوزیسیون» و «جامعه» است. در حالی که جامعه ایران در شرایط جنگی و فشار چندلایه، به‌طور طبیعی به سمت بقا، مدیریت زندگی و حفظ حداقل‌های معیشت و امنیت حرکت کرده، بخش قابل توجهی از نیروهای اپوزیسیون همچنان درگیر منازعات گفتمانی، رقابت‌های درون‌گروهی و تثبیت موقعیت سیاسی خود هستند. این ناهماهنگی میان سطح حرکت جامعه و سطح کنش سیاسی، نه‌تنها مانع همگرایی می‌شود، بلکه به‌تدریج اپوزیسیون را از واقعیت اجتماعی جدا کرده و آن را به یک پدیده خودارجاع تبدیل می‌کند.

همان‌طور که در آسیب‌شناسی اپوزیسیون در مقالات قبلی گفته بودیم، در چنین شرایطی، باید میان سه سطح از همگرایی تمایز قائل شد: همگرایی گفتمانی، همگرایی سیاسی و همگرایی اجتماعی. تجربه نشان داده که همگرایی گفتمانی در شرایط فعلی به‌دلیل تعارض‌های عمیق، عملاً دست‌نیافتنی است و تلاش برای آن اغلب به واگرایی بیشتر منجر می‌شود. همگرایی سیاسی نیز که در قالب ائتلاف‌ها و بیانیه‌ها شکل می‌گیرد، به‌دلیل فقدان اتصال واقعی به جامعه، شکننده و ناپایدار است. در مقابل، همگرایی اجتماعی؛ یعنی ایجاد پیوند میان نیروهای واقعی در سطوح صنفی، مدنی و محلی شاید تنها سطحی است که می‌تواند به‌طور پایدار شکل بگیرد و به عاملیت واقعی در میان نیروهای اپوزیسیون منجر شود.

از این منظر به باور ما، بحران کنونی اپوزیسیون را باید نه صرفاً یک بحران تشکیلاتی، بلکه یک بحران «عاملیت» دانست. اپوزیسیون به‌جای آنکه به سمت سازماندهی شبکه‌های اجتماعی، ایجاد پیوند میان داخل و خارج، و شکل‌دهی به نهادهای انتقالی حرکت کند، در سطح رقابت‌های درونی و منازعات گفتمانی متوقف شده است. این توقف، در شرایطی که کشور به سمت خلأ قدرت تدریجی حرکت می‌کند، می‌تواند پیامدهای جدی به همراه داشته باشد؛ زیرا در غیاب یک نیروی سازمان‌یافته و متصل به جامعه، این خلأ یا توسط نیروهای خارجی پر می‌شود، یا به بی‌ثباتی طولانی‌مدت منجر می‌گردد، یا در نهایت به بازتولید شکلی دیگر از اقتدارگرایی در همکاری نیروهای درون ساختار مستقر با قدرت‌های خارجی ختم می‌شود.

بر این اساس، بازتعریف نقش اپوزیسیون یک ضرورت فوری است. این بازتعریف باید از سطح «نمایندگی قدرت» به سطح «تسهیل‌گری اجتماعی» منتقل شود. به این معنا که نیروهای سیاسی به‌جای رقابت بر سر روایت‌ها و موقعیت‌ها، به اتصال شبکه‌های اجتماعی، تقویت پیوندهای محلی، بازتاب واقعیت‌های زیسته مردم و ایجاد ظرفیت‌های حداقلی برای مدیریت بحران بپردازند. تنها در این صورت است که می‌توان از وضعیت پراکندگی و واگرایی عبور کرد و به سمت شکل‌گیری یک آلترناتیو واقعی حرکت نمود.

در نهایت، این رخداد نشان می‌دهد که مسئله اصلی اپوزیسیون ایران نه صرفاً اختلاف دیدگاه، بلکه ناتوانی در مدیریت این اختلاف و تبدیل آن به یک ظرفیت عملی است. در شرایطی که کشور به سمت خلأ قدرت تدریجی حرکت می‌کند، ادامه این وضعیت می‌تواند پیامدهای جدی به همراه داشته باشد: یا گذار به تعویق می‌افتد، یا در بی‌ثباتی فرسایشی فرو می‌رود، یا در نهایت به بازتولید شکلی تازه از اقتدارگرایی-نظامی منجر می‌شود.

در مقابل، تنها مسیر قابل دفاع، بازتعریف نقش اپوزیسیون از «رقابت بر سر قدرت» به «ایجاد عاملیت اجتماعی» است؛ یعنی حرکت به سمت سازماندهی شبکه‌های واقعی در جامعه، اتصال نیروهای پراکنده و ایجاد ظرفیت‌های حداقلی برای مدیریت بحران. اگر این بازتعریف صورت نگیرد، اپوزیسیون در لحظه‌ای که جامعه بیش از هر زمان به آن نیاز دارد، عملاً از میدان اثرگذاری خارج خواهد شد.

🟦 سابَم – SABM | پیام‌آور بیداری بر فراز محله‌ها

📡 سروش آزادی | گذار آگاهانه

https://t.me/RasrazGropee1963658993anaalia

📡 برای اتحاد فراگیر و رهایی جامعهٔ ایران این اصول را بازنشر دهید

📩 ارسال روایت، مدرک و شهادت میدانی

shojaei1988shojaei@gmail.com

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با شورای ملی تصمیم

13 + 1 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

تحلیلی بر «توهم ثبات»؛ سازماند…

تحلیلی بر «توهم ثبات»؛ سازماند…

تحلیلی بر «توهم ثبات»؛ سازماندهی شورایی در برابر بن‌بست جنگ‌طلبی دوستی برایم ویدئویی از ژنرال ایواشوف روسی و دوستی دیگر نوشته‌ای ۱۴ بندی از یک کانال تلگرامی فرستاده بود. فشرده‌ی تحلیل ژنرال ایواشوف در این ویدئو (لینک یوتیوب) این بود: او ایران را نه یک کشور تحت فشار،...

مهدوی فربه بانوی پرستار درباره…

مهدوی فربه بانوی پرستار درباره…

نوشته مهدوی فر درپاسخ به بانوی پرستار درباره ترس از جنگ من این مطالب را در پاسخ یک بانوی پرستار از تهران که بابت این جنگ و اتفاقات پیش‌رو ابراز ترس و ناامیدی می‌کرد، نوشتم ولی ترجیح دادم در کانالم منتشر کنم تا شما نیز بخوانید: نکته اول اینکه اگر شما در منطقه‌ای هستید...

فروغ وطنی بازتعریفِ مسئولیتِ ج…

فروغ وطنی بازتعریفِ مسئولیتِ ج…

https://www.instagram.com/reels/DWwbzoaDd7s/ فروغ وطنی، وکیل و فعال حقوق بشر، در این فراز از سخنان خود به چالشِ جدی میانِ واقعیتِ میدانیِ ایران و عملکردِ نهادهای بین‌المللی می‌پردازد: «امروز که تاریخ معاصر ایران شاهد کشتارهای گسترده و سیستماتیک است، وظیفه ماست که...