شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

زندگی خوابی بیش نیست! خوابی توأم با دو رؤیا!

رؤیای نخست غوطه‌ور شدن است درون پوسته‌ی بسته‌ی حیات! بریده نشدن است از بند ناف آن. تن دادن است به نواله‌ای ناچیز درون دنیایی بسته! دنیایی بی‌سوال! بی‌خواست، بی‌شاهی همنشین!

یکنواخت که فراتر ازخور و خواب نیست. دنیای تسلیم‌شدگان به سرنوشتی که دیگران برایشان رقم می‌زنند.

کسانی که هرگز به مرز‌های خطر نزدیک نمی‌شوند. دیده برواقعیت‌ها نمی‌گشایند. لذت خور و خواب را بر لذت بیداری و فرارفتن از مرزهای بسته ترجیح می‌دهند.

بی‌دردان خوشبخت که تفسیر رؤیا‌های خود را به‌دست خواب‌گزاران حاکم می‌سپارند وبا لالایی آنان در خواب می‌روند.

اما آن‌ها که به تفسیر رؤیاهای خود می‌نشینند، به جست‌وجوی رؤیای خود می‌روند رهنوردانی هستند که سختی راه رسیدن به رؤیاهای خویش را که با درد آگاهی عجین شده به‌ جان می‌خرند تا به گوهر زندگی که همان آزادی و بریدن از ناف وابستگی است دست یابند.

آزادی این اکسیژن لذت‌بخش حیات که فرومی‌کشی، سبک می‌گردی. عاشق می‌شوی، عشق که سرآغاز طیران انسان است. عشقی که میل پروازت می‌دهد. برای دست یافتن به گوهر زندگی به پرواز در اوج‌ات می‌کشاند. تا سینه بر ابرهای سنگین حاصل از استبداد، تعصب، کاهلی و ایستایی بکوبی. دیوارهای سنگی بناشده بر جهل و استبداد را به بهای زخم‌های سنگین برتن و شکستن استخوان‌هایت بپذیری. تا جرعه‌ای از شراب عشق را سر کشی. جرعه که دریا بر آن حسادت می‌کند.

جرعه‌ای که تو را قادر به طیران می‌کند. از سخت راه‌ها عبورت می‌دهد تا به عمق پدیده‌ها دست یابی. لطافت زندگی را از پس پرده وهم‌ناک حاصل از ترس نادانی نظاره کنی. از تعلقات سطحی زندگی از روزمرگی گذر نمایی! پرده‌ی پندار بر دری! دستی بر زنی پای از بست بگشایی. از زیر سایه نگاه نامحرمان حاکم بر زندگی مردمان تن زنی. با شاه درون خویش همنشین گردی! بی‌آن‌که رنگ تعلق پذیری. لمس کنی! عریانی زیبای حیات را! زیبایی انسان را و آزادی را.

از قدرت انسان از قدرت عشق نشاط گیری، پای کوبی بخوانی همراه با مولانا

“من طربم طرب منم

زهره زند نوای من

عشق میان عاشقان

شیوه کند برای من”

شیوه‌ی رندان و عاشقان بلاکشی که آنان را بند و زندانی نیست.

ابوالفضل محققی

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

تماس با شورای ملی تصمیم

15 + 12 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

مولدسازی و ارتش – جهانگی…

مولدسازی و ارتش – جهانگی…

مولدسازی و ارتشدر سال ۸۷ حاکمیت در راستای کوچک‌سازی ارتش طرحی را اجرا نمود موسوم به «طرح ساماندهی اراضی آجا».مطابق این طرح که مصوبه ستاد کل بوده است ارتش مکلف شد زمین‌ها و پادگان‌های بسیاری را تحت نظارت ستاد کل نیروهای مسلح در سراسر کشور از طریق مزایده بفروش رسانده و...

کدام ارتش، کدام سرباز، کدام می…

کدام ارتش، کدام سرباز، کدام می…

 جهانگیر فتحی: 💥 کدام ارتش، کدام سرباز، کدام میهنسربازان یک کشور اصولاً ملی‌ترین‌ مردان و زنان آن کشورند و نظامیان کسانیند که لباسِ حفظ جان و مال و خاک میهن خویش را داوطلبانه پوشیده‌اند و بنام نظامی و ارتشی سرباز میهن شده‌اند تا به وقتش با از جان گذشتگی و ایثار برای...

سوسیال دموکراسی؛ نه دشمن سرمای…

سوسیال دموکراسی؛ نه دشمن سرمای…

اسماعیل مرادی سوسیال دموکراسی؛ نه دشمن سرمایه، نه تسلیم سرمایهنه تقسیم فقر، نه انباشت بی‌مهار؛ راه سوسیال دموکراسیسوسیال دموکراسی؛ میان آزادی اقتصادی و عدالت اجتماعی سوسیال دموکراسی؛ نه دشمن سرمایه، نه تسلیم سرمایهنه تقسیم فقر، نه انباشت بی‌مهار؛ راه سوسیال...