دستاوردهای جنگ؛ جمهوری اسلامی چه چیزهایی را از دست داد؟
جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی فقط یک جنگ نظامی نبود؛ ضربهای چندلایه به ساختار قدرت جمهوری اسلامی بود.
✍️ ویکتوریا آزاد
۱۹ مرداد ۱۴۰۵
پیش از هر چیز باید یک سوءتفاهم را برطرف کرد.
این جنگ را ما آغاز نکردیم و ما نیز آن را هدایت نکردیم.
اما سالهاست در مانیفست براندازی خود صریح نوشتهایم که برای عبور از جمهوری اسلامی، مردم ایران به یک اهرم نظامی در کنار مبارزه سیاسی و اجتماعی نیاز دارند؛ اهرمی که خود در اختیار ندارند.
بنابراین اگر آمریکا و اسرائیل برای ضربهزدن به ماشین نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی وارد عمل شوند، ما در برابر آن نخواهیم ایستاد.
ما از حمله به پایگاههای سپاه، مراکز نظامی و ساختار سرکوب جمهوری اسلامی استقبال میکنیم؛ اما اجازه نمیدهیم مبارزه با جمهوری اسلامی به معنای نابودی ایران و بردن کشور به عصر حجر تعبیر شود.
این دو موضع تناقضی ندارند. نویسنده بارها در برابر تهدیدهای پرزیدنت ترامپ موضع گرفته و هشدار داده است که هدف قرار دادن مردم و زیرساختهای ایران قابل قبول نیست.
پس این مقاله نه دفاع کورکورانه از جنگ است و نه دعوت به جنگ؛ بلکه ارزیابی دستاوردهای جنگ برای تضعیف جمهوری اسلامی است.
بسیاری از منتقدان رژیم از ترس «جنگطلب» خواندهشدن، از بیان این واقعیتها پرهیز میکنند.
🌟 اما تحلیل سیاسی نباید اسیر برچسبها شود.
⭐️جمهوری اسلامی چه چیزهایی را از دست داد؟
اگر موفقیت جنگ را فقط با تعداد موشکها و ساختمانهای منهدمشده بسنجیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست دادهایم.
✍️ پرسش اصلی این است:
جنگ آمریکا و اسرائیل چه ضرباتی به ساختار قدرت جمهوری اسلامی وارد آورد؟
🔹 پاسخ، فراتر از خسارتهای نظامی است.
۱. خامنهای؛ حذف رأس هرم قدرت
کشتهشدن علی خامنهای فقط حذف یک فرد نبود. او بیش از سه دهه مرکز ثقل ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی بود.
حذف او ضربهای مستقیم به رأس هرم قدرت و از نظر سیاسی، امنیتی و روانی برای رژیم تاریخی بود.
رژیمی که سالها خود را دستنیافتنی نشان میداد، دید که رأس قدرتش قابل هدف قرار گرفتن است.
۲. حذف دهها فرمانده و مقام ارشد
دهها فرمانده و مقام ارشد سیاسی، نظامی و امنیتی نیز کشته شدند؛ یعنی بخش مهمی از شبکه فرماندهی و سیاستگذاری جمهوری اسلامی آسیب دید.
فرماندهی یعنی تجربه، ارتباط، اطلاعات، اعتماد و شبکه تصمیمگیری. وقتی مغز یک ساختار امنیتی ـ نظامی همزمان ضربه میخورد، بازسازی آن با انتصاب چند نفر جدید پایان نمییابد.
۳. درهم کوبیدن زیرساخت نظامی و امنیتی سپاه
پایگاهها، مراکز فرماندهی، زیرساختهای موشکی، پهپادی و تأسیسات نظامی جمهوری اسلامی هدف قرار گرفتند.
قدرت نظامی فقط تعداد موشکهای انبار نیست؛ فرماندهی، اطلاعات، تولید، لجستیک، ارتباطات، نیروی انسانی و پول است.
۴. شکستن هیبت «شکستناپذیری»
💫 جنگ نشان داد:
⚡️ رهبر قابل هدف است.
⚡️ فرمانده قابل حذف است.
⚡️ پایگاه قابل انهدام است.
⚡️ مرکز امنیتی قابل نفوذ است.
برای حکومت استبدادی، شکستن هیبت قدرت اتفاق کوچکی نیست.
حکومتها فقط با اسلحه حکومت نمیکنند؛ با ترس و اقتدار نیز حکومت میکنند.
۵. ضربه به منابع مالی رژیم
یکی از مهمترین میدانهای جنگ، پول است.
فشار آمریکا بر شبکههای مالی، نفتی، پولشویی و تأمین تجهیزات جمهوری اسلامی، هزینه ادامه فعالیت سپاه و شبکههای وابسته را افزایش داده است.
وقتی منابع مالی محدود شود، توان نظامی و منطقهای نیز محدود میشود.
۶. تضعیف بازوی منطقهای جمهوری اسلامی
قدرت منطقهای جمهوری اسلامی بدون پول، سلاح، فرماندهی، اطلاعات و لجستیک تهران قابل دوام نیست.
بنابراین ضربه به زیرساخت نظامی و مالی رژیم و درهم کوبیدن قوای نیابتی، زنجیره قدرت منطقهای جمهوری اسلامی را نیز تضعیف کرده است.
۷. تشدید شکاف در رأس حکومت
جنگ بحران را به داخل ساختار قدرت نیز برده است.
چه کسی مسئول شکستهاست؟ چه کسی باید مذاکره کند؟ چه کسی باید بجنگد؟ چه کسی مسئول اقتصاد است؟ و چه کسی باید درباره تنگه هرمز تصمیم بگیرد؟
هرچه فشار بیشتر شود، اختلاف بر سر مسئولیت و آینده حکومت نیز عمیقتر میشود.
و شکاف در رأس، برای حکومتهای اقتدارگرا یک خطر استراتژیک مهلک است.
۸. مردم ایران چرا از ترامپ و نتانیاهو تشکر کردند؟
تعجب ندارد اگر مردم بهستوهآمده ایران، پس از کشتهشدن خامنهای و فرماندهان و کارگزاران ارشد جمهوری اسلامی، هشتگهای «تشکر از ترامپ» و «تشکر از نتانیاهو» را ترند کردند.
آنها تحقق بخشی از آرزوهای دیرینهشان را به چشم خود دیدند.
به هلاکت رسیدن خامنهای و سران سرکوبگر جمهوری اسلامی، آرزوی میلیونها ایرانی بود که…
به هلاکت رسیدن خامنهای و سران سرکوبگر جمهوری اسلامی، آرزوی میلیونها ایرانی بود که بیش از چهار دهه زیر فشار، تحقیر، سرکوب و غارت این حکومت زندگی کردهاند.
این واکنش را نباید با دشمنی با ایران اشتباه گرفت.
مردم ایران جمهوری اسلامی را ایران نمیدانند.
برای آنها ضربه به جمهوری اسلامی، ضربه به ایران نیست؛ ضربه به حکومتی است که ایران را گروگان گرفته است.⭐️
و شاید یکی از مهمترین دستاوردهای این جنگ همین باشد:
جمهوری اسلامی که بیش از چهار دهه مردم ایران را تحقیر میکرد، این بار در برابر چشمان همان مردم چنان تحقیر شد که دیگر جایی برای توجیه و ادعای «اقتدار» باقی نماند.
رهبری کشته شد، فرماندهان ارشد از میان رفتند، مراکز نظامی و امنیتی درهم کوبیده شدند و هیبت «شکستناپذیری» رژیم فرو ریخت.🔥
آیا جمهوری اسلامی سقوط کرده است؟
خیر.
اما آیا امروز همان جمهوری اسلامی پیش از جنگ است؟
قطعاً نه.
این حکومت از هر زمان بیشتر به سقوط نزدیک شده است.
اقتصاد ایران نفسهای آخر را میکشد. مردم زیر بار ظلم، فساد و غارت حاکمان کمرشان خرد شده و دیگر تاب تمکین به این حکومت را ندارند.
بروز یک قیام گسترده اصلاً بعید نیست؛ قیامی که همچون دریا و طوفان، هر آنچه نامش ملا، عرزشی و سپاهی است را درهم بشکند.
جمهوری اسلامی شاید هنوز سقوط نکرده باشد؛ اما وضعیت این حکومت دیگر آن نیست که پیش از جنگ بود.💢
و شاید تاریخ بعدها نشان دهد که این جنگ بستری شد برای آغاز آخرین مرحله فرسایش جمهوری اسلامی!
‼️ بدیهی است که در نهایت، هدف صرفاً شکست نظامی جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه هدف، پس گرفتن ایران از دست اجانبِ ضدایرانی و حکومت اهریمنی و ضدبشری اسلامی و سپردن آن به صاحبان واقعی آن، یعنی مردم ایران است.🔹
توییت شبکه ایکس




0 Comments