شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

پایان خشونت، آغاز عدالت: نگاهی…

صلح و عدالت دو مقولهٔ بنیادین و هم‌پوشان در مباحث اخلاقی، سیاسی و حقوقی‌اند. این مقاله کوششی است برای تحلیل رابطهٔ پیچیدهٔ میانِ صلح و عدالت و نشان دادن این نکته که هر توافق صلح‌آمیزی در تاریخ تا حدی با نادیده‌گرفتنِ بخشی از عدالت همراه بوده است. در ادامه، این تحلیل به وضعیت کنونی مناقشهٔ اسرائیل و حماس تعمیم داده می‌شود تا نشان داده شود که چگونه تمرکز بیش از حد بر عدالتِ یک‌جانبه می‌تواند به استمرار خشونت منجر شود، و در مقابل، اولویت دادن به صلح می‌تواند زمینهٔ تحقق عدالتِ نسبی و انسانی‌تر را فراهم کند.صلح و عدالت هیچ‌گاه دو عنصر جداگانه و بی‌ارتباط نبوده‌اند؛ با این حال، رابطهٔ آن‌ها اغلب متناقض و دشوار فهمیده می‌شود. از یک سو، عدالتِ مطلق ایده‌آلی اخلاقی است که به‌دنبال تصحیح کاملِ نابرابری‌ها و بازگرداندنِ حقوقِ تضییع‌شده است. از سوی دیگر، صلح یک امر عینی، قابل مشاهده و ضروری برای جلوگیری از مرگ و تخریب است. تاریخ نشان داده که هر توافق صلحی مستلزم نادیده‌گرفتنِ برخی جنبه‌های عدالت بوده است. زیرا گذشته بازنشدنی است و جبران کامل زیان‌های انسانی ممکن نیست. در چنین شرایطی، تمرکز بر توقف خشونت و حفظ جان انسان‌ها نه تنها غیراخلاقی نیست بلکه گامی ضروری برای بازسازی اعتماد و گشودن مسیر عدالت پایدار است. چارچوب نظری برای تحلیل این نسبت، چند مفهوم کلیدی باید روشن شوند: 1-عدالت ترمیمی و عدالت توزیعی: عدالت ترمیمی بر جبرانِ ضررها و بازسازیِ رابطه‌ها تاکید دارد؛ در حالی که عدالت توزیعی به تخصیصِ منابع و فرصت‌ها می‌پردازد. در مناقشات طولانی، مانند درگیری اسرائیل و فلسطین، دستیابی به عدالت ترمیمی فوری ممکن نیست و نیازمندِ فرآیندهای طولانیِ حقیقت‌یابی و بازسازی اجتماعی است. 2-صلح منفی و صلح مثبت (به تعبیر یوهان گالتونگ): صلح منفی یعنی نبودِ خشونت مستقیم؛ صلح مثبت یعنی وجودِ عدالت، رفاه و نهادهای باز که از خشونت جلوگیری می‌کنند. در حال حاضر، صلح منفی در منطقه نیز به‌سختی دست‌یافتنی است، اما گام نخست باید توقف خون‌ریزی و نجات جان غیرنظامیان باشد تا بتوان در آینده به صلح مثبت نزدیک شد. 3- درک‌های متفاوت از عدالت: در مناقشهٔ اسرائیل و فلسطین، هر دو طرف عدالت را در مفهومی متقابل می‌بینند. یکی عدالت را در امنیت و بقا تعریف می‌کند و دیگری در آزادی و پایان اشغال. این دو نگاه، بدون گفت‌وگوی صادقانه و پذیرش حقوق انسانی متقابل، به بن‌بست می‌رسند. پیوند بحث نظری با وضعیت اسرائیل و حماس در شرایط کنونی، هر دو طرف درگیر خود را نمایندهٔ عدالت می‌دانند: اسرائیل با تکیه بر حق دفاع از خود و حماس با استناد به حق مقاومت در برابر اشغال. اما این تفسیرهای تک‌سویه از عدالت، عملاً صلح را قربانی کرده‌اند. تداوم بمباران‌ها و حملات تلافی‌جویانه، نه تنها عدالت را محقق نمی‌کند بلکه زخم‌های تازه‌ای بر پیکر هر دو ملت می‌افزاید. عدالتِ بدون صلح، به انتقام بدل می‌شود، و صلحِ بدون عدالت، شکننده و ناپایدار است.به همین دلیل، نخستین وظیفهٔ اخلاقی و انسانیِ جامعهٔ جهانی، متفکران، و کنشگران مدنی باید توقف فوری خشونت، نجات جان غیرنظامیان، و فراهم‌کردن بستر گفت‌وگو باشد. تنها در شرایطی که ترس و نفرت کاهش یابد، می‌توان از عدالت سخن گفت و برای آن سازوکارهایی طراحی کرد. راهبردهای پیشنهادی برای حمایت از روند صلح تأکید بر توقف فوری خشونت و حمایت از آتش‌بس پایدار:  1- هیچ گفت‌وگویی در میان صدای توپ و موشک ممکن نیست. حفظ جان انسان‌ها نخستین گام به‌سوی عدالت است. 2- حمایت از میانجی‌گری‌های بین‌المللی و نهادهای بی‌طرف: حضور نهادهایی که بتوانند هم اعتماد دو طرف را جلب کنند و هم مکانیزم‌های شفاف نظارت و اجرای تعهدات را برقرار نمایند، ضروری است. 3- تشویق به گفت‌وگوهای مردمی میان دو ملت: تجربهٔ بسیاری از صلح‌های پایدار نشان داده که گفت‌وگوهای غیررسمی میان جوامع مدنی، دانشگاهیان و خانواده‌های قربانیان می‌تواند بنیانی انسانی برای صلح فراهم کند. 4- پرهیز از رویکردهای یک‌جانبه در عدالت‌خواهی: تأکید بر درد و رنجِ تنها یک طرف، نه‌تنها صلح را دورتر می‌کند بلکه عدالت را نیز بی‌اعتبار می‌سازد. عدالت باید شامل همهٔ قربانیان باشد. 5- کمک‌های بشردوستانه و بازسازی اعتماد: جامعهٔ جهانی باید بدون ملاحظات سیاسی، برای درمان مجروحان، بازسازی مناطق و آموزش نسل‌های آینده، منابع مالی و انسانی در اختیار قرار دهد. نتیجه‌گیری در مناقشهٔ اسرائیل و حماس، آنچه امروز حیاتی است، توقفِ خون‌ریزی و آغازِ روندی است که بتواند صلحِ انسانی و عادلانه را پایه‌ریزی کند. عدالت مطلق در این مرحله دست‌نیافتنی است، اما عدالت نسبی، یعنی حفظ کرامت و حق زندگی انسان‌ها، با توقف جنگ آغاز می‌شود. هرچه خون کمتری ریخته شود، امکان گفت‌وگو و تحقق عدالت پایدار بیشتر خواهد شد. بنابراین، وظیفهٔ اخلاقی و انسانی ماست که از هر روندِ مذاکره، آتش‌بس و گفت‌وگوی واقعی میان دو ملت حمایت کنیم و در حد توان، برای تحقق صلح و کرامت انسانی یاری رسانیم. اسماعیل مرادی

تقدیر از بانوی مقاومت؛ مرضیه ج…

تقدیر از بانوی مقاومت؛ مرضیه ج…

صعود غرورآفرین تیم ملی فوتبال زنان ایران به مرحله نهایی جام ملت‌های آسیا، درخشان‌ترین پیام ممکن را برای ما به همراه دارد: اراده زن ایرانی نه با رنج می‌شکند و نه با محدودیت متوقف می‌شود.این پیروزی دراماتیک در برابر اردن، فراتر از یک موفقیت ورزشی، جشنی برای ایستادگی و مقاومت است.سرکار خانم مرضیه جعفری، سرمربی این تیم، که با پشت سر گذاشتن مصائب شخصی متعدد (از زلزله بم تا فقدان‌های پی در پی)،او دختری است که در زلزله بم بسیاری از دوستان و عزیزان و همبازی‌هایش را از دست داد، مادری است که پسر نوجوانش را به دلیل عارضه قلبی از دست داد و خواهری است که هنوز قلبش از غمِ فقدان پسر جریجه‌دار بود که برادر جوانش را هم از دست داد. اگر فکر می کنید روزگار به همین کفایت کرد هنوز خبر ندارید که گلیم بخت این زن را انگار با تار و پود رنج بافته بودند که هر بار در فوتبال جامی به دست می‌آورد هنوز لبخند روی لبش شکل نگرفته بود سوگی از راه می‌رسید و آخرین آن هم از دست دادن ملیکا بود، دختر ملی‌پوشی که در سانحه رانندگی زمین را به مقصد آسمان ترک کرد!

این همه غم برای در هم شکستن کوه هم کافیست چه رسد به دختر لاغر اندام کرمانی. اما او نماد کسانی است که «غم بزرگ را به کار بزرگ» تبدیل می‌کنند.

.

گزارش نشست همگانی اعضای شورای …

گزارش نشست همگانی اعضای شورای ملی تصمیم ایران که در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۴ برگزار شد، توسط گرداننده جلسه به اعضا ارائه گردید.

تلاش برای ائتلاف و اتحاد

در ابتدای جلسه تأکید شد که تلاش برای تشکیل جلسات متعدد با هیئت‌های نمایندگی جریانات سیاسی و افراد سیاسی مستقل به‌منظور تعامل و ائتلاف، از وظایف ذاتی شورای ملی تصمیم ایران است. هدف این تلاش‌ها، رسیدن به پارلمان سیاسی یا کنگره اپوزیسیون است و تمامی اعضای فعال و به‌ویژه هیئت مدیره کنونی، تلاش‌های بسیاری برای ایجاد ائتلاف بین نیروهای دموکراسی‌خواه به کار برده‌اند.

بحث و نقد داخلی (انتقاد از خود)

حاضران در جلسه، نظریات خود را پیرامون راه پیش روی شورا در آینده بیان کردند. این جلسه در حقیقت نوعی انتقاد از خود و ارائه پیشنهاد راهکارها با احساس مسئولیت واقعی، صمیمانه، رفیقانه، انسان‌گرایانه و از سر شکیبایی برای کمک به نجات ایران از شرایط کنونی بود.

موضوع استعفای سخنگو

طرح استعفای یکی از دو سخنگوی شورا، مطرح شد. ایشان در پیامی که با اعضا در میان گذاشتند، خواهان حفظ آرامش شدند و اعلام کردند که فعلاً خانم شهلا انتصاری سخنگوی شورای ملی تصمیم هستند و نیازی به تصمیمات عجولانه نیست. دلایل این استعفا به‌طور مفصل بررسی شد و همه متعهد شدند برای رفع مشکلات و نواقص، تلاش خواهند کرد.


نکات مطرح شده توسط حاضران

  • یکی از حاضران بر لزوم رسیدگی به مسائلی که سخنگوی مستعفی مطرح کرده بودند، تأکید کرد.
  • یکی دیگر از حاضران اظهار داشت که مشکل امنیتی باید بررسی و حل شود؛ این مقدم بر هر کار دیگر است و مشکلات دیگر (سیاسی و تشکیلاتی) از نظر او روشن هستند. مدیر جلسه نیز اعلام کرد که مسائل امنیتی در جای خود بررسی شده و گزارش آن داده خواهد شد.
  • سخنگوی شورا درباره ماهیت دموکراتیک شورا و طبیعی بودن وجود نظرات متفاوت و گاهاً متناقض و متضاد صحبت کرد و این تفاوت را، اصل شورا با جریانات حزبی و سیاسی دانست. او تأکید کرد که مرتب با سخنگوی مستعفی در تماس است.
  • یکی از حاضران علاوه بر مسائل دیگر، بر لزوم تدوین آیین‌نامه داخلی تأکید کرد.
  • یکی دیگر از حاضران اشاره کرد که عقیده دیگران می‌تواند درست باشد و نباید بر درست بودن نظر خودمان اصرار داشت؛ او بر برنامه‌محور بودن شورا، داشتن برنامه مشترک، لزوم برگزاری انتخابات سالانه برای پرهیز از فردمحوری، و نیز مشارکت و تعهد مساوی همه اعضا تأکید نمود.
  • یکی از حاضران پیشنهاد داد هنگام عضوگیری باید بررسی‌های امنیتی صورت گیرد تا شبهه‌های بعدی ایجاد نشود.
  • یکی دیگر از حاضران یادآوری کرد که جدایی‌ها کمکی به اهداف بزرگ شورا نمی‌کند و پیشنهاد کمیسیون آموزش را یادآور شد.
  • یکی از حاضران نیز گفت آوردن اعضای جدید مستلزم استفاده از توانایی‌های آنان است.
  • یکی دیگر از حاضران به موضوع اطلاعیه‌های طراحی‌شده برای انحلال شورا اشاره کرد و با استناد به ماده ۲۵ اساسنامه تأکید کرد که هیچ‌کس نمی‌تواند به هر عنوان انحلال شورا را اعلام کند؛ زیرا این موضوع ربطی به مؤسسان ندارد و تنها با رأی دو سوم اعضا در دو نشست پیاپی امکان‌پذیر است.

تصمیمات و برنامه‌ریزی‌های آتی

مجمع عمومی و انتخابات هیئت مدیره جدید

  • کارگروه تدارک: در پایان، مسئول تدارک مجمع عمومی، اعضای ۵ نفره کارگروه برگزاری را معرفی کرد. اعلام شد که بحران‌ها ریشه در عدم برگزاری مجمع عمومی و نداشتن قانون مصوب دارد.
  • داوطلبان: اگر داوطلبی برای پیوستن به کارگروه هست، باید به مسئول برگزاری انتخابات اعلام کند.
  • زمان‌بندی: تصمیم گرفته شد که تا یک ماه بعد، مجمع عمومی حتماً برگزار شود.
  • روند تصویب و استعفا: اسناد و مدارک برای همه اعضا فرستاده می‌شود و گزارش جامع هیئت مدیره قرائت خواهد شد. پس از تصویب اساسنامه، گروه هیئت مدیره موقت استعفا می‌دهند و بلافاصله کاندیداها خود را معرفی می‌کنند و رأی‌گیری آغاز می‌شود.

حقوق و مشارکت اعضا

  • همه اعضا می‌توانند کتبی نظرات، نقدها و پیشنهادات خود را در فاصله یک ماه کنونی با کمیته تدارک مجمع عمومی در میان بگذارند.
  • همه می‌توانند کاندید شوند. حق رأی دادن، کاندید شدن و کاندید کردن دیگران برای تک‌تک اعضا فراهم شده است.

نگاه راهبردی و بیانیه پایانی

  • دیدگاه شورا: تشکیل کنگره یا پارلمان دموکراسی‌خواهان با حضور احزاب، سازمان‌ها و نهادهای دموکراتیک و صنفی، شانس نجات ایران از شرایط کنونی و گام نهادن به سوی ایرانی آگاه، آزاد و آباد خواهد بود.
  • یکی از حاضران تأکید کرد: احترام و حرمت همه عزیزان داخل زندان واجب است.
  • بیانیه انحلال: در خصوص بیانیه منتشر شده که خواهان انحلال شورا بود، تصمیم جمعی گرفته شد که لازم به پاسخ‌دهی نیست.
  • گزارش نقض حقوق بشر: خبر بالا بردن احکام اعدام، و کشتار شش ایرانی در زندان سپیدار اهواز و یک ایرانی دیگر در زندان سنندج بیان شد.
  • بیانیه نهایی: شورای ملی تصمیم ایران این کشتارها را ادامه ضعف رژیم در پاسخگویی به درخواست‌های به‌حق مردم ایران همچون داشتن آب، برق، نان، کار، مسکن، آزادی، رفاه، شادی همگانی، اینترنت پرسرعت مجانی و بدون سانسور، زیست‌بوم سالم و هوای پاک می‌داند.

ایمیل برای ارسال نظرات: shoramellitsmm@gmail.com

لغو کنسرت همایون شجریان در مید…

لغو کنسرت همایون شجریان در مید…

مقدمه

لغو ناگهانی کنسرت رایگان همایون شجریان در میدان آزادی، نه تنها یک رخداد فرهنگی خنثی نبود، بلکه به مثابه آینه‌ای تمام‌قد، ضعف‌ها و هراس‌های ساختاری حکومت ایران را برملا ساخت. ماجرا نشان داد که حتی یک گردهمایی هنری و موسیقایی، وقتی به میدان آزادی و جمعیت میلیونی پیوند می‌خورد، برای حکومت به یک بحران امنیتی تبدیل می‌شود. این رخداد، پرسش‌های مهمی درباره رابطه‌ی مردم و حاکمیت، ظرفیت مدیریت نهادی، و میزان تاب‌آوری سیاسی جمهوری اسلامی برانگیخت.

۱. منشأ و روند ماجرا

ماجرا از آنجا آغاز شد که همایون شجریان رسماً اعلام کرد مجوز برگزاری کنسرت رایگان در میدان آزادی صادر شده است. رسانه‌های رسمی در ابتدا با شور و هیجان از آن استقبال کردند و آن را نشانه‌ای از «نشاط اجتماعی» و «گشایش فرهنگی» خواندند. اما تنها دو روز پیش از اجرا، هنرمند خبر لغو را اعلام کرد و علت را «مشکلات لجستیکی و عدم امکان مدیریت جمعیت» دانست.
به فاصله کوتاهی، گزارش‌ها از اختلاف میان وزارت ارشاد، شهرداری تهران و سایر نهادهای امنیتی حکایت کردند. در واقع، آنچه ابتدا چراغ سبز حاکمیت به نظر می‌رسید، ناگهان به دیواری بلند از ترس و تردید بدل شد.

۲. چرا لغو شد؟

لغو این کنسرت را می‌توان محصول سه عامل در هم‌تنیده دانست:

۱. ریسک امنیتی و سیاسی:
میدان آزادی، به‌عنوان نمادی تاریخی از انقلاب ۵۷ و محل تجمع‌های اعتراضی، همواره برای حکومت حساسیت‌برانگیز بوده است. حضور صدها هزار نفر در چنین مکانی، حتی با نیت موسیقایی، می‌توانست به بستری برای شعارهای سیاسی و براندازانه بدل شود. در چنین شرایطی، رژیم یا باید به سرکوب فوری دست می‌زد – که مشروعیتش را بیش از پیش فرسوده می‌کرد – یا با ناتوانی در کنترل شعارها، عملاً صحنه‌ای از ضعف اقتدار خود را به نمایش می‌گذاشت.

۲. ناهماهنگی نهادی:
وزارت ارشاد مجوز داده بود، شهرداری مسئول فضا و تجهیزات بود، و نهادهای امنیتی سایه‌ای سنگین بر ماجرا انداخته بودند. هیچ نهادی حاضر نشد مسئولیت ریسک را بپذیرد. این ناهماهنگی بازتابی است از بحران ساختاری در نظام حکمرانی ایران، جایی که مراکز متعدد قدرت، به‌جای مدیریت مشترک، یکدیگر را خنثی می‌کنند.

۳. محاسبه رسانه‌ای ناکام:
در ابتدا کنسرت می‌توانست برای حکومت به نمایش «فضای باز فرهنگی» بدل شود. اما هزینه‌های احتمالی – از شعارهای ضدحکومتی تا خطر از دست رفتن کنترل جمعیت – به مراتب بیشتر از منافع تبلیغاتی ارزیابی شد. اینجا عقلانیت امنیتی بر عقلانیت تبلیغاتی غلبه کرد.

۳. منافع و خطرات برای حکومت

اگر کنسرت برگزار می‌شد، حکومت می‌توانست از آن برای نشان دادن «عادی‌سازی» در داخل و خارج بهره ببرد، شکاف‌هایی میان مخالفان ایجاد کند و تصویری از جامعه‌ای آرام به جهان ارائه دهد.
اما خطرات، بسیار جدی‌تر بودند: احتمال سر دادن شعارهای سیاسی، امکان خروج کنترل از دست نیروهای امنیتی، و در نهایت پخش جهانی تصاویر ضعف اقتدار. همین موازنه‌ی پرریسک، حکومت را واداشت عقب‌نشینی کند.

۴. پیامدها برای جامعه و اپوزیسیون

برای مردم، این لغو به معنای از دست رفتن فرصتی کم‌نظیر برای لذت بردن از موسیقی در فضای عمومی بود. اما مهم‌تر از آن، نشان داد که حاکمیت حتی از شادی جمعی نیز بیمناک است. این سرخوردگی می‌تواند به بی‌اعتمادی عمیق‌تر نسبت به وعده‌های رسمی بیانجامد.
برای اپوزیسیون، این رخداد سندی زنده از ترس ساختاری حکومت از مردم است. لغو کنسرت را می‌توان به عنوان مثالی روشن از این واقعیت دانست که حتی یک گردهمایی فرهنگی ساده می‌تواند برای حکومت تهدیدی سیاسی تلقی شود.

۵. بازتاب خارجی

لغو کنسرت، برخلاف نیت اولیه حکومت، پیامدهای منفی در عرصه بین‌المللی داشت. رسانه‌های جهانی آن را به‌عنوان نشانه‌ای از هراس حکومت از مردم و ضعف در مدیریت اجتماعی تحلیل کردند. به جای تصویری از «ثبات» و «گشایش»، تصویری از ترس و بی‌اعتمادی حاکمیت مخابره شد.

۶. جمع‌بندی

لغو کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی، بیش از آنکه یک اتفاق فرهنگی باشد، یک رویداد سیاسی بود. این ماجرا سه حقیقت بنیادی را برملا کرد:
۱. ترس سیستماتیک حکومت از هر نوع تجمع مردمی، حتی اگر به نام هنر و موسیقی باشد.
۲. شکاف نهادی و ناتوانی ساختار قدرت در مدیریت رویدادهای بزرگ اجتماعی.
۳. فرصت‌سوزی در عرصه تبلیغات خارجی، که بار دیگر نشان داد حکومت حاضر است حتی منافع خود را قربانی هراس از مردم کند.

در نهایت، لغو این کنسرت یادآور این واقعیت است که در جامعه‌ای که حکومت از گردهمایی مردمانش می‌هراسد، موسیقی نه تنها هنری بی‌خطر نیست، بلکه به سلاحی نمادین در برابر اقتدارگرایی بدل می‌شود.

افشین جم

مردم در اعتراض به قطع برق و آب…

مردم در اعتراض به قطع برق و آب…

گروهی از مردم به قطع مکرر برق و آب در شامگاه ۳۰ و ۳۱ تیر در مقابل فرمانداری این شهر در خراسان رضوی تجمع کردند. شاهدان عینی اول مرداد در رسانه‌ها می‌گویند که نیروهای امنیتی دیشب پس از سر دادن شعار در این تجمع مسالمت‌آمیز چند نفر را بازداشت کرده‌‌اند که در مواردی با مقاومت حاضران روبرو شده است.

بنابر گزارش‌ها ده‌ها نفر از شهروندان و کسبه سبزوار در دو شب متوالی با حضور در میدان فرمانداری سبزوار خواستار پایان قطع پیاپی برق و رسیدگی به وضعیت تامین برق و آب گرمای حدود ۴۰ درجه‌ای در این شهر شدند. گفته می‌شود که فرماندار سبزوار شامگاه ۳۱ تیر دقایقی در میان جمعیت حاضر شد.

حسین ریاضی، مدیرعامل آبفای سبزوار ۳۱ تیر درباره وضعیت این شهر گفت: «قطعی رسمی و برنامه‌ریزی‌شده نداریم اما به دلیل محدودیت شدید منابع، در برخی ساعات روز ناگزیر به کاهش فشار آب هستیم. مدیریت فشار، گرفتگی شبکه یا قطع برق، دلایل بی‌آبی برخی مشترکان است.»

در پی هشدار سازمان هواشناسی برای تشدید گرما شرکت توزیع نیروی برق منطقه‌ای در بسیاری از شهرهای ایران دوباره برنامه خاموشی برق در مناطق مختلف را اعلام کرد و چهارشنبه اول مرداد حدود نیمی از استان‌های ایران تعطیل اعلام شده‌‌اند. در جدول‌های منتشر شده برنامه خاموشی یک تا دوساعته دیده می‌شود. به دلیل افت فشار آب، بسیاری از خانه‌‌های مسکونی که به توصیه مقامات پمپ آب خریده و نصب‌کرده‌اند، با قطعی آب هم روبرو می‌شوند.