شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

کالبدشکافی فاشیسم نوین؛ از انحصار حقیقت تا فرسایش دموکراسی

مقدمه: فاشیسم؛ ایدئولوژی یا منطق قدرت؟ آیدا رضائیان

وقتی از فاشیسم سخن گفته می‌شود، ذهن اغلب به سوی تجربه‌های تاریخی قرن بیستم می‌رود؛ حکومت‌های تمامیت‌خواه، رژه‌های نظامی، تبلیغات گسترده دولتی و رهبرانی که خود را تجسم اراده ملت معرفی می‌کردند. اما اگر فاشیسم را صرفاً در این تصاویر تاریخی خلاصه کنیم، ممکن است مهم‌ترین ویژگی آن را نادیده بگیریم: توانایی دگرگونی و انطباق با شرایط جدید.

فاشیسم بیش از آنکه مجموعه‌ای ثابت از نمادها یا حتی یک برنامه سیاسی مشخص باشد، نوعی منطق اعمال قدرت است. منطقی که تکثر را تهدید می‌بیند، اختلاف را نشانه ضعف تلقی می‌کند و وحدت را تنها در قالب اطاعت تعریف می‌نماید. در این چارچوب، جامعه نه مجموعه‌ای از شهروندان آزاد، بلکه پیکره‌ای واحد تصور می‌شود که باید حول یک حقیقت، یک هویت و یک اراده سیاسی سامان یابد.

با این حال، دقت مفهومی اهمیت فراوان دارد. هر دولت مقتدر فاشیستی نیست و هر سیاستمدار پوپولیست نیز الزاماً در مسیر فاشیسم حرکت نمی‌کند. استفاده بی‌ضابطه از این واژه‌ها نه تنها به فهم پدیده‌های سیاسی کمکی نمی‌کند، بلکه گاه باعث می‌شود تهدیدهای واقعی در هیاهوی برچسب‌زنی‌های سیاسی پنهان بمانند.

تسخیر ذهن‌ها؛ نخستین گام سلطه

پایدارترین شکل قدرت، قدرتی نیست که صرفاً بر زور متکی باشد؛ بلکه قدرتی است که بتواند درک افراد از واقعیت را شکل دهد. هرچه یک نظام سیاسی کمتر به سرکوب مستقیم نیاز داشته باشد و بیشتر بتواند روایت خود را به عنوان حقیقتی بدیهی جا بیندازد، سلطه آن عمیق‌تر و ماندگارتر خواهد بود.

اقتدارگرایی معمولاً پیش از آنکه نهادها را تصرف کند، ذهن‌ها را هدف قرار می‌دهد. زبان تغییر می‌کند، مفاهیم بازتعریف می‌شوند و معیارهای قضاوت دگرگون می‌گردند. در چنین فضایی، انتقاد به تدریج به بی‌وفایی تعبیر می‌شود و اطاعت به فضیلت اخلاقی ارتقا می‌یابد.

انسان‌ها در شرایط بحران، ناامنی و آشفتگی اجتماعی بیش از هر زمان دیگری به قطعیت نیاز دارند. همین نیاز روانی می‌تواند زمینه پذیرش روایت‌های ساده و مطلق‌گرا را فراهم کند. اما تاریخ بارها نشان داده است که نظام‌هایی که بر طرد و حذف بنا می‌شوند، سرانجام دایره حذف را چنان گسترش می‌دهند که هیچ‌کس از آن در امان نمی‌ماند.

وسوسه پاسخ‌های ساده

جهان معاصر با مشکلاتی مواجه است که پیچیدگی آن‌ها روزبه‌روز افزایش می‌یابد؛ از نابرابری اقتصادی و مهاجرت گرفته تا بحران‌های زیست‌محیطی، تحولات فناورانه و چالش‌های هویتی. این مسائل نه دشمن واحدی دارند و نه راه‌حل فوری.

دموکراسی اساساً برای مدیریت همین پیچیدگی طراحی شده است. گفت‌وگو، رقابت سیاسی، سازش، اصلاح تدریجی و نظارت عمومی ابزارهای آن هستند. اما اقتدارگرایی وعده‌ای جذاب‌تر عرضه می‌کند:

– حقیقت روشن است.

– مقصر مشخص است.

– دشمن شناخته شده است.

– راه‌حل فوری وجود دارد.

این وعده‌ها از نظر روان‌شناختی آرامش‌بخش‌اند، زیرا ابهام را به یقین تبدیل می‌کنند. اما بهای این آرامش اغلب کاهش ظرفیت تفکر انتقادی و محدود شدن فضای گفت‌وگو است.

تمایز میان پوپولیسم، اقتدارگرایی و فاشیسم

یکی از خطاهای رایج در تحلیل سیاسی، استفاده مترادف از مفاهیم پوپولیسم، اقتدارگرایی و فاشیسم است.

پوپولیسم بر تقابل میان «مردم» و «نخبگان» تأکید می‌کند و مدعی است که اراده حقیقی مردم توسط ساختارهای قدرت نادیده گرفته شده است. پوپولیسم می‌تواند در قالب‌های مختلف و حتی در چارچوب نظام‌های دموکراتیک ظاهر شود.

اقتدارگرایی به تمرکز قدرت، محدود شدن نظارت عمومی و کاهش استقلال نهادهای کنترل‌کننده قدرت اشاره دارد. بسیاری از حکومت‌های اقتدارگرا فاقد جهان‌بینی فاشیستی هستند.

اما فاشیسم معمولاً مجموعه‌ای از ویژگی‌های هم‌زمان را در خود جمع می‌کند: ملی‌گرایی افراطی، اسطوره‌سازی از گذشته، تقدیس رهبر، دشمن‌سازی دائمی، بسیج هیجانی توده‌ها و مشروعیت‌بخشی به خشونت سیاسی.

به همین دلیل، هر فاشیسمی اقتدارگراست، اما هر اقتدارگرایی فاشیستی نیست.

سیاست هویت و مهندسی دشمن

قدرت سیاسی زمانی که قادر به حل مشکلات پیچیده نباشد، اغلب به ساده‌سازی واقعیت روی می‌آورد. یکی از مؤثرترین ابزارهای این ساده‌سازی، ساختن دشمن است.

در چنین شرایطی، گروه‌های مختلف اجتماعی—از اقلیت‌ها و مهاجران گرفته تا روشنفکران، رسانه‌ها یا مخالفان سیاسی—می‌توانند به نماد تمام بحران‌های جامعه تبدیل شوند. این فرایند، مسائل ساختاری را به منازعات هویتی تبدیل می‌کند.

نتیجه آن است که شهروندان به جای تمرکز بر حل مشکلات مشترک، درگیر نبردی دائمی میان «ما» و «آن‌ها» می‌شوند. در این وضعیت، هویت جای استدلال را می‌گیرد و احساسات جایگزین تحلیل می‌شوند.

فرسایش تدریجی دموکراسی

برخلاف تصور رایج، دموکراسی‌ها معمولاً در یک شب سقوط نمی‌کنند. بسیاری از نظام‌های اقتدارگرا از مسیرهای قانونی و انتخاباتی به قدرت رسیده‌اند.

مرگ دموکراسی اغلب روندی تدریجی دارد. ابتدا اعتماد عمومی به رسانه‌های مستقل تضعیف می‌شود. سپس نهادهای نظارتی و قضایی تحت فشار قرار می‌گیرند. در ادامه، قوانین استثنایی به بهانه بحران یا امنیت گسترش می‌یابند و نهایتاً تمرکز قدرت افزایش می‌یابد.

خطر اصلی در عادی شدن این روند نهفته است. هر تغییر به تنهایی کوچک و قابل توجیه به نظر می‌رسد، اما مجموع این تغییرات می‌تواند بنیان‌های جامعه آزاد را به تدریج فرسوده کند.

فناوری؛ ابزار رهایی یا ابزار سلطه؟

فناوری‌های نوین ظرفیت‌های کم‌سابقه‌ای برای دسترسی آزاد به اطلاعات ایجاد کرده‌اند، اما هم‌زمان امکانات جدیدی برای نظارت، کنترل و دستکاری افکار عمومی نیز فراهم آورده‌اند.

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی غالباً محتواهای هیجانی و قطبی‌کننده را برجسته می‌کنند، زیرا این محتواها توجه بیشتری جلب می‌کنند. نتیجه می‌تواند تشدید شکاف‌های اجتماعی، گسترش اطلاعات نادرست و محدود شدن مواجهه افراد با دیدگاه‌های متفاوت باشد.

اما فناوری ذاتاً اقتدارگرا یا آزادی‌خواه نیست. همان ابزارها می‌توانند برای شفافیت، روزنامه‌نگاری مستقل، افشای فساد و سازماندهی کنش‌های مدنی نیز به کار روند. مسئله اصلی، توزیع قدرت و میزان پاسخگویی بازیگران مسلط بر این فناوری‌هاست.

انحصار حقیقت؛ جوهره فاشیسم

اگر بخواهیم یک ویژگی بنیادین برای فاشیسم برشماریم، آن ویژگی ادعای مالکیت حقیقت است.

فاشیسم جهان را عرصه گفت‌وگو نمی‌بیند، بلکه میدان تحقق حقیقتی از پیش تعیین‌شده می‌داند. در این نگاه، رهبر، حزب یا ایدئولوژی حامل حقیقت نهایی است و هر مخالفتی نه یک اختلاف نظر مشروع، بلکه نوعی انحراف یا خیانت محسوب می‌شود.

از همین‌جا راه برای حذف مخالفان هموار می‌شود. زیرا وقتی حقیقت مطلق در اختیار یک قدرت قرار گیرد، پرسشگری به تهدید تبدیل می‌شود و نقد، مشروعیت خود را از دست می‌دهد.

دفاع از جامعه باز

مقابله با فاشیسم صرفاً مبارزه با یک جریان سیاسی خاص نیست؛ دفاع از اصولی است که امکان همزیستی انسان‌های متفاوت را فراهم می‌کنند.

جامعه باز بر این فرض استوار است که هیچ فرد، حزب، ملت، مذهب یا ایدئولوژی‌ای مالک حقیقت مطلق نیست. همه انسان‌ها ممکن است خطا کنند و دقیقاً به همین دلیل، همه قدرت‌ها باید در معرض نقد، نظارت و پاسخگویی قرار گیرند.

رسانه‌های آزاد، دانشگاه‌های مستقل، نهادهای مدنی، انتخابات رقابتی و دستگاه قضایی مستقل موانعی در برابر حکومت نیستند؛ بلکه سازوکارهایی هستند که از تمرکز بی‌مهار قدرت جلوگیری می‌کنند و امکان اصلاح اشتباهات را فراهم می‌آورند.

جامعه آزاد جامعه‌ای نیست که در آن همه یکسان بیندیشند؛ جامعه‌ای است که در آن افراد بتوانند بدون ترس از حذف، سرکوب یا برچسب‌زنی با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند.

نتیجه‌گیری

بزرگ‌ترین تهدید عصر حاضر شاید بازگشت فاشیسم کلاسیک با همان نمادها و شعارهای تاریخی نباشد، بلکه ظهور اشکال جدیدی از اقتدارگرایی باشد که در پوشش مفاهیمی چون امنیت، عدالت، مذهب، انقلاب، وطن‌دوستی یا حتی دفاع از مردم ظاهر می‌شوند.

وجه مشترک همه این اشکال، تمایل به تمرکز قدرت، کاهش تکثر و تبدیل مخالف به دشمن است. هر جا که قدرت خود را فراتر از پرسش بداند و هر جا که حقیقت از حوزه نقد خارج شود، زمینه برای فرسایش آزادی فراهم می‌شود.

دموکراسی نه بر پایه وجود رهبران بی‌خطا، بلکه بر پایه شهروندانی پایدار می‌ماند که حق پرسشگری را حفظ می‌کنند، از تکثر دفاع می‌نمایند و هیچ قدرتی را فراتر از نقد نمی‌پذیرند.

آیدا رضائیان

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با شورای ملی تصمیم

8 + 11 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

جمهوری اسلامی در مسیر ادامه حک…

جمهوری اسلامی در مسیر ادامه حک…

🔵 جمهوری اسلامی در مسیر ادامه حکومت زیر فشار بحران | از جنگ تا بازآرایی درون قدرت 🖋 دفتر پدیدارشناسی و مطالعات گذار اجتماعی ایران 📅 پنج شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ 🔻 ورود جمهوری اسلامی به مرحله مدیریت بحران برای ادامه حکومت آنچه پس از جنگ چهل‌روزه و «آغاز مسیر...

تکثر سیاسی و گذار دموکراتیک؛ ن…

تکثر سیاسی و گذار دموکراتیک؛ ن…

تکثر سیاسی و گذار دموکراتیک؛ نقدی بر یک رویکرد اسماعیل مرادی تکثر سیاسی و گذار دموکراتیک؛ نقدی بر یک رویکردمشکل اپوزیسیون ایران اختلافات سیاسی نیست؛ نبود سازوکارهای دموکراتیک برای مدیریت اختلافات استنقد من به سخنان جناب فریدون احمدی از اینجا آغاز می‌شود که ایشان بخشی...

گذار از راهبرد محله‌محور به «خ…

گذار از راهبرد محله‌محور به «خ…

گذار از راهبرد محله‌محور به «خودسازماندهی خاکستری» 🔵 فصل اول: گذار از راهبرد محله‌محور به «خودسازماندهی خاکستری»🖋 مجمع کنشگران و پژوهشگران «گذار آگاهانه»📅 جمعه  ۲۹ خرداد ۱۴۰۵- ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ 🔵 مقدمه | بازتعریف کنش در بستر تجربه واقعی جامعهتحولات سال‌های اخیر...