شورای ملی تصمیم  همراه و همگام با مردم آگاه ایران، برای تحقق خواسته‌های زیر تلاش و مبارزه می‌کند. 1- گذار کامل از جمهوری اسلامی با تکیه به جنبش‌های اعتراضی مردم، گذار خشونت پرهیز با حفظ حق دفاع مشروع. 2 – حفظ تمامیت ارضی کشور با تاکید بر نظام غیرمتمرکز . 3- جدایی دین از حکومت. 4 – فراخوان عمومی برای تشکیل مجلس مؤسسان. 5 – تلاش برای برپایی نظامی دموکراتیک و انتخابی  تعیین نوع حکومت با آرای مردم. 6 –  اجرای کامل اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن، با تاکید بر رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و برابری جنسیتی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و مشارکت زنان در مدیریت جامعه، و نیز تاکید بر حفظ محیط زیست

م مرتضی نعمتی (دانش‌آموخته‌ی جغرافیا)

آبدانان: بازپس‌گیری فضا با خلق معنا

مرتضی نعمتی (دانش‌آموخته‌ی جغرافیا)

شهر آبدانان، به واسطه‌ی موقعیتش در جنوب‌غربی ایران، تا چند سال پیش نمونه‌ی بارز «پیرامونِ منزوی» در ساختار فضایی قدرت بود.
چگونه آبدانان طی چندسال اخیر با کنش‌هایی اعتراضی و مسالمت‌جو موفق به خروج از انزوای جغرافیایی و خلق و زایش صدایی ملی و جهانی شد؟
پاسخ به این پرسش ورای کلیشه‌ی رایج «شجاعت مردم آبدانان» لایه‌های عمیق‌تری دارد. بی‌مقدمه می‌روم سراغ گزاره‌ی اصلی مورد ادعایم در این متن:

ظهور آبدانان به عنوان نمادی فرهنگی–اعتراضی، یک دگرگونی پارادایمی در جغرافیای قدرت و مناسبات مرکز-پیرامون است.

آبدانان نشان داد که سکوت تحمیل‌شده‌ی ناشی از انزوای جغرافیایی، می‌تواند به نیروی گرانشی برای جذب توجه ملی و جهانی تبدیل شود، به شرط آنکه سوژه‌ی آن مکان، توانایی خلق زبانی اعتراضی، اخلاقی و معتبر را داشته باشد. به عبارتی به جای تلاش برای جدایی‌گزینی و تشدید تقابل دودویی مرکز-پیرامون، با خلق معنا و موقعیت، توازن قوا را به نفع پیرامون بر هم بزند. چنانکه هنری لوفر می‌گوید: «مکان‌هایی که از سوی مرکز نادیده گرفته می‌شوند، پتانسیل ایجاد فضاهای مقاومت را دارند».
کُنش‌های نمادین آبدانان در چند سال اخیر نه تنها تغییر در آگاهی سیاسی، بلکه یک تغییر در سهم تولید معنا در سلسله مراتب فضایی کشور است: «تولید معرفت از پیرامون (به جای صرفاً مصرف آن) به عنوان زیربنای شکلی جدید از آمایش و عدالت فضایی». به عبارتی انزوای جغرافیایی آبدانان باعث شد تا ساختار هژمونیک بازنمایی مرکز، نتواند روایت غالب را بر آنجا تحمیل کند. این خلا، فرصتی برای شهروندان آبدانان فراهم آورد تا با تکیه بر «فضای زیسته»‌ی خود، کنش‌هایی اثرگذار خلق کنند. در این چارچوب پدیده‌ی «برنج‌پاشی» را باید یک کنش رهایی‌بخش فضایی دانست، که برچسب «گرسنگان» را از روی یک جنبش ملی جدا کرد. یک واکنش محلی که تبدیل به «برساختی فرهنگی-رسانه‌ای» شد و مرزهای جغرافیایی انزوا را محو کرد.
آبدانان اکنون مکانی است که از طریق شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات جدیدِ خارج از دسترس قدرت، معنای خود را بازتعریف کرده است. این به واقع یک گسست اساسی در مناسبات مرکز-پیرامون است؛ وقتی پیرامون دیگر مصرف‌کننده‌ی نمادهای فرهنگی مرکز نیست بلکه با تولید محتوایی بِکر و معرفت‌بنیان، خود را از مکانی منفعل به عاملیتی تعیین‌کننده در ژئوپلیتیکِ فرهنگی و سیاسی ارتقا می‌دهد.
این همان لحظه‌ای است که مرزهای رسمی قدرت به لرزه می‌افتند و حاشیه، مرکز را به بازاندیشی وا‌می‌دارد. بازپس‌گیری فضا از مرکز نویدبخش انسجام بیشتر در «امر ملی» است، چراکه مناسبات یکجانبه‌ی مرکز پیرامون را در خدمت تقویت یکپارچگی امر ملی برهم می‌زند و با تبدیل شهرهای حاشیه‌ای به بازیگران فعال فرهنگی و سیاسی، مسائل محلی را به موضوعات ملی بدل می‌کند. نتیجه‌ آنکه احساس همبستگی میان گروه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی در راستای بروز عدالت فضایی و مطالبات ملی‌گرایانه‌ تقویت می‌شود.

آبدانان واجد مختصاتی اجتماعی و فرهنگی و برآیندی از نیروهایی همگراست که توضیح و تحلیل آن مجالی مفصل‌تر طلب می‌کند.
در مورد آبدانان بیشتر خواهم نوشت.

https://t.me/MortezaNemati1
https://t.me/MortezaNemati1

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با شورای ملی تصمیم

1 + 9 =

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین